ناقص سازی جنسی زنان و معلولیت

ناقص سازی جنسی زنان و معلولیت

ناقص سازی جنسی زنان و معلولیت

رایحه مظفریان

ختنه زنان سنتی دیرینه است که از گذشته­های دور رواج داشته است. این عمل از سال ۱۹۹۱ با عنوانی جدید در دنیا شناخته شد. برای این که ابعاد وسیع­تری از شدت عمل منعکس شود سازمان­های بین المللی ختنه زنان را “ناقص سازی جنسی زنان” و قطع آلت تناسلی آن­ها دانستند. در ایران نیز ختنه زنان در مناطق وسیع مرزی رواج دارد (به مخاطبینی که تازه با مقوله ختنه زنان آشنا شده­اند، پیشنهاد می­گردد که به کتاب تراژدی تن، تیغ و سنت و مقالات منتشر شده دیگر مراجعه کنند).

آماری از شیوع میزان عمل قطع آلت تناسلی زنان در کردستان ایران ارائه شده که توسط آقای کامل احمدی[۱] تهیه شده است. وی با انجام تحقیقی در راستای اثبات وجود ختنه زنان در کردستان ایران و ارائه آن به سازمانWADI  و یونسکو برای اولین بار از شیوع گسترده این عمل در کردستان ایران خبر  می­دهد. در جدول شمار (۱) آمار به دست آمده توسط ایشان از میزان شیوع عمل ارائه می­شود:

555

سالانه هزاران زن قربانی عمل قطع عضو جنسی می­شوند. بخشی از مهم­ترین اندام جنسی زن که یکی از اصلی­ترین وظایف تحریک کنندگی را بر عهده دارد. در ایران بیشتر زنان قربانی، کلیتوریس خود را از دست می­دهند. برای رسیدن زنان به اوج لذت جنسی و رضایت آن­ها از داشتن رابطه جنسی سالم با شریکشان، این عضو از اندام تناسلی زنان لازم و ضروری است. عدم وجود کلیتوریس در زنان رسیدن آن­ها به مرحله ارضای جنسی را با مشکل مواجه می­کند. در حقیقت ختنه زنان تجربه­ای را که حق مسلم زنان در لذت بردن بی دغدغه از رابطه جنسی با شریکشان هست، زیر سوال می­برد.

 با این آگاهی که ختنه زنان نوعی ناقص سازی است این سوال مطرح می­شود که آیا می­توان ناقص سازی جنسی زنان را معلولیت دانست؟

در “طبقه بندی بین المللی نقص، ناتوانی و معلولیت “(I.C.I.D.H) توسط سازمان بهداشت جهانی تفکیک شده است:

مفهوم نقص که از آن تحت عنوان اختلال هم نام برده می­شود، مرتبط است با غیرعادی بودن ساختار، نمود ظاهری بدن، کارکرد ارگانیسم و سیستم بدن که می­تواند ناشی از هر دلیلی باشد. به عبارت دیگر هر گونه فقدان یا ناهنجاری در زمینه جسمانی، روانی، عملکردی یا آناتومی انسان، نقص نامیده می­شود.

ویژگی های نقص:

  • نقص، نارسایی در سطح یک اندام و ساختار بدن است
  • نقص، می­تواند موقت دایمی پیشرونده یا ثابت باشد
  • نقص، ارتباطی با اتیولوژی(سبب شناسی) بیماری ندارد
  • نقص، به عنوان اختلالی در سلامت محسوب می­شود، اما بدان معنی نیست که شخص دارای اختلال، بیمار تلقی می­شود.

با ظرایفی، جامعه جهانی بین نقص، ناتوانی و معلولیت تفاوت­هایی قایل است. سازمان بهداشت جهانی معلولیت را این گونه تعریف می­کند:

معلولیت مرتیط است با محرومیت هایی که فرد به عنوان نتیجه نقص(اختلال)و ناتوانی تجربه می کند، به عبارت دیگر معلولیت عبارت است از فقدان یا کاهش فرصت­ها برای سهیم شدن در زندگی اجتماعی، در سطحی برابر با دیگران.

ویژگی­های معلولیت:

معلولیت نتیجه ارتباط متقابل بین فرد دارای نقص و ناتوانی از یک طرف و ویژگی شرایط محیطی زندگی اجتماعی او از طرف دیگر می­باشد. بدین معنی که معلولیت تابعی از ارتباط اشخاص ناتوان و محیطشان است و هنگامی به وقوع می­پیوندد که این افراد با موانع فرهنگی و اجتماعی مواجه می­شوند که موجب عدم برخورداری آن­ها از سیستم­های مختلف جامعه می­شود که برای سایر شهروندان قابل دستیابی است.

بنابراین از تعاریف می­توان نتیجه گرفت که اگر فردی نقص و ناتوانی داشته باشد و در نتیجه آن ناتوانی و نقص نتواند شرایط معمولی زندگی فردی سالم را تجربه کند در زیر چتر واژه معلولیت قرار می­گیرد.

در سال ۱۳۸۳، ﻗﺎﻧﻮن ﺟﺎﻣﻊ ﺣﻤﺎﯾﺖ از ﺣﻘﻮق ﻣﻌﻠﻮلین و آﯾﯿﻦﻧﺎﻣﻪﻫﺎی اﺟﺮاﯾﯽ ﻣﺼﻮب آن از سوی مجلس شورای اسلامی به وزارت ﺑﻬﺪاﺷﺖ، درﻣﺎن و آﻣﻮزش ﭘﺰﺷﮑﯽ ابلاغ شد. در تبصره ماده یک این قانون آمده است که “ﻣﻨﻈﻮر از ﻣﻌﻠﻮل ﺑﻪ اﻓﺮادی اﻃﻼق ﻣﯽﮔﺮدد ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﮐﻤﯿﺴﯿﻮن ﭘﺰﺷﮑﯽ ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﻬﺰﯾﺴﺘﯽ ﺑﺮ اﺛﺮ ﺿﺎﯾﻌﻪ ﺟﺴﻤﯽ، ذﻫﻨﯽ، رواﻧﯽ ﯾﺎ ﺗﻮأم، اختلال مستمر و قابل توجهی در سلامت و کارائی ﻋﻤﻮﻣﯽ وی اﯾﺠﺎد ﮔﺮدد، ﺑﻪ ﻃﻮری ﮐﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﮐﺎﻫﺶ اﺳﺘﻘﻼل ﻓﺮد در زﻣﯿﻨﻪﻫﺎی اجتماعی و اقتصادی شود” (ﻧﺎﻣﻪ ﺷﻤﺎره ۱۶۰۷۸ ﻣﻮرخ ۶/۳/۱۳۸۳ ﻣﺠﻠﺲ ﺷﻮرای اﺳﻼﻣﯽ).

در ۱۴ شهریور ۱۳۸۷، ۴ سال پس از تصویب قانون توسط مجلس شورای اسلامی، ایران به جمع امضا کنندگان کنوانسیون حقوق معلولین پیوست. طبق تعریف جهانی و پذیرفته شده در ماده یکِ این کنوانسیون، معلول به کسی گفته می­شود که: “دارای نواقص طویل المدت فیزیکی، ذهنی، فکری و یا جسمی باشند که در تعامل با موانع گوناگون امکان دارد مشارکت کامل و مؤثر آن­ها در شرایط برابر با دیگران در جامعه متوقف گردد”.

همان طور که از هر دوی این تعاریف بر می­آید، ختنه زنان می­تواند نوعی معلولیت به حساب آید؛ زیرا همان طور که در قانون جمهوری اسلامی ایران آمده است، ختنه زنان یک ضایعه جسمی است که اختلالی مستمر و قابل توجه در سلامت و کارائی عمومی زنان ایجاد می­کند. در کنوانسیون هم آمده است که فردی اگر نقص طویل المدت فیزیکی داشته باشد معلول است؛ لذا ختنه زنان هم نقص است و هم طویل المدت.

در هر دوی این قوانین، موادی برای تسهیل شرایط معلولین در نظر گرفته شده است. اما بیش از همه دو ماده مهم در کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت وجود دارد. ماده شماره ۶ که به حقوق زنان معلول اختصاص دارد و ماده شماره ۷ که حقوق کودکان معلول را به رسمیت می­شمارد:

ماده ۶: زنان دارای معلولیت

۱-   دولت‌های عضو تصدیق می‌کنند که زنان و دختران دارای معلولیت در معرض تبعیض‌های مختلفی هستند و از این نظر باید اقداماتی برای حصول اطمینان از برخورداری کامل آنان از تمام حقوق و آزادی‌های پایه اتخاذ گردد.

۲-   دولت‌های عضو می‌بایست تمام اقدامات لازم برای دستیابی به توسعه کامل برای پیشرفت و توانمند سازی زنان به منظور تضمین احقاق حقوق انسانی و برخورداری از آنان و آزادی‌های پایه تنظیم شده در این کنوانسیون را به عمل آورند.

هر دوی این مواد برای ناقص سازی جنسی زنان می­توانند مورد توجه قرار گیرند. این نکته را باید یادآور شد که در اکثر موارد، بدون در نظر گرفتن استثنائاتی، ختنه بر روی دختر بچه­های کمتر از ۱۰ سال صورت می­گیرد و از همان کودکی فرد را دچار معلولیتی مادام­العمر می­کنند.

ماده ۷: کودکان دارای معلولیت

۱-   دولت‌های عضو می‌بایست تمام اقدامات لازم برای اطمینان از برخورداری کامل کودکان معلول از حقوق انسانی و آزادی‌های پایه را به صورت مساوی با سایر کودکان اتخاذ نمایند.

۲-     در تمام اقدامات مرتبط با کودکان، منافع عالیه کودک از با اهمیت‌ترین ملاحظات می‌باشد.

۳-   دولت‌های عضو می‌بایست اطمینان حاصل نمایند که کودکان معلول دارای حق ابراز عقیده آزادانه در تمام موضوعات مربوط به خود می‌باشند و باید به عقیده آن­ها براساس سن و بلوغشان، مساوی با سایر کودکان توجه کرد و مطابق معلولیت و ملاحظات سنی کمک لازم برای شناسایی آن حق به عمل آید.

دولت ایران کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت را به امضا رسانده است و در برابر اجرای مفاد آن مسئول است. اگر بتوان دولت را متقاعد کرد که ناقص سازی جنسی زنان، معلول سازی آن­ها در دوران کودکی است بنابراین شرایط مندرج در این کنوانسیون نیز باید مورد اجرا قرار گیرد.

بر اساس قانونی که جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۸۳ تنظیم نمود مسئولیت امور مرتبط با معلولین به سازمان بهزیستی کشور سپرده شده است. در نمودار سازمان بهزیستی کشور، بخش­ و معاونت­های مختلف این سازمان نشان داده شده است. در معاونت فرهنگی و امور اجتماعی، دفتر توانمندسازی­های خانواده و زنان در نظر گرفته شده است. همچنین در زیر گروه همین معاونت، دفتر امور کودکان و نوجوانان نیز لحاظ شده است. از طرفی دیگر در مرکز توسعه پیشگیری و درمان اعتیاد، زیر گروهی با عنوان معاونت پیشگیری از معلولیت­ها وجود دارد. اما مهم­ترین بخش سازمان بهزیستی کشور که به امور معلولین می­پردازد، معاونت امور توانبخشی است. یکی از دفاتر این معاونت به توانمندسازی معلولین اختصاص داده شده است.

با ارزیابی ارگان­های موجود می­توان این نتیجه را گرفت که سازمان بهزیستی کشور در برابر معلولیت اکتسابیِ زنانِ قربانیِ ختنه مسئول است. تمامی ارگان­های نام برده شده می­توانند با مشارکت در امور پیشگیری و توانمندسازی و آگاهی رسانی در راه ریشه کنی ناقص سازی جنسی زنان قدم بردارند. در مورد تغییر جنسیت، سازمان بهزیستی کشور به همراه پزشک قانونی و علوم پزشکی مسئولیت بررسی روند تغییر جنسیت افراد داوطلب را بر عهده دارند. موضوعی تا حدودی مشابه با ختنه زنان که می­تواند مثال مستدلی بر  در نظر گرفتن و قرار دادن ناقص سازی جنسی زنان در مطالعات سازمانی باشد. سازمان بهزیستی در طول این سال­ها به خوبی توانسته است وضعیت و امور داوطلبان به تغییر جنسیت را هدایت و کنترل کند.

به هر حال، با توضیحی در مورد چارت سازمانی بهزیستی پیشنهاد می­گردد که برای زنان قربانی ختنه نیز زیر گروه و معاونتی در سازمان بهزیستی در نظر گرفته شود تا بتوان هر چه بیشتر به تعهد و مسئولیت پذیرفته شده در قبال سازمان­های بین المللی عمل کرد. تجربه سال­ها نشان داده است که پزشکان و پرستاران و ماماها که در ایران زیر گروه سازمان علوم پزشکی محسوب می­شوند، تأثیری عمیق بر مردمان مناطق مختلف کشور دارند. از قدیم نیز این ضرب المثل بسیار رواج داشته است که طبیب محرم بیمار است. حضور پزشکانی که برای خدمت در مناطقی کار می­کنند که ختنه در آن­جا رواج دارد بسیار با اهمیت است. سخن و تجویز این خدمتگزاران می­تواند زنان منطقه را از قربانی شدن نجات دهد.

برای دیدن تصویر بزرگتر روی آن کلیک کنید

توانبخشی عبارت است از مجموعه‌ای از خدمات و اقدامات هماهنگ پزشکی، آموزشی، حرفه‌ای و اجتماعی که برای بازتوانی فرد معلول و ارتقای سطح کارایی او در بالاترین حد ممکن به منظور دستیابی به یک زندگی مستقل در جامعه عرضه می‌گردد.

اهدافی که توانبخشی به طور اصولی تعقیب می‌کند، عبارتند از:

۱- پییشگیری از ایجاد با بروز معلولیت.

۲- جلوگیری از پیشرفت معلولیت.

۳- ارتقای سطح آگاهی عمومی نسبت به معلولین و معلولیت.

۴- سعی در خودکفایی فرد معلول و قادرسازی وی در برخورد با مشکلات .

۵- تطابق زندگی معلولین با جامعه.

۶- ارائه تسهیلات و خدمات شهری مناسب جهت استفاده معلولین.

۷- افزایش آگاهی معلولین نسبت به تواناییهای جسمی، روانی خویش و تطبیق آنان با محیط.

۸- اهتمام به بازگشت فرد معلول به جامعه از طریق اشتغال و کسب استقلال مالی و تبدیل وی به یک فرد مولد و مؤثر در جامعه.

همه این اهداف بسیار مهم و کارآمد هستند اما اهداف ۱ و ۳ بیش از همه به موضوع ناقص سازی جنسی زنان مرتبط می­شوند. پیشگیری و ارتقای سطح آگاهی مردم دو عامل بسیار مهم در جهت ریشه کنی ناقص سازی جنسی زنان هستند. در ماده ۸ (آگاه سازی) کنوانسیون دفاع از حقوق معلولین آمده است:

۱- دولت‌های عضو متعهد به اقدامات فوری، موثر و مناسب در موارد زیر می‌باشند:

الف) افزایش آگاهی‌ها در میان جامعه، شامل افزایش سطح آگاهی خانواده‌ها درباره معلولین و افزایش احترام به حقوق و حرمت آنها.

ب) مبارزه با رفتارهای کلیشه‌ای، مضر و تعصبات در مورد معلولین در تمام زمینه‌های زندگی از جمله آنهایی که بر پایه جنس و سن می‌باشند.

پ) افزایش آگاهی از ظرفیت‌ها و مشارکت‌های افراد معلول.

۲- اقدامات مورد نظر شامل موارد زیر است:

الف) آغاز نمودن و حفظ چالش آگاهی‌های اجتماعی، برنامه ریزی شده برای:

۱) افزایش احترام به حقوق افراد معلول.

۲) ارتقا برداشت‌های مثبت از معلولین و افزایش آگاهی‌های اجتماعی.

۳) ارتقا درک مهارت‌ها، شایستگی‌ها، توانایی‌ها و مشارکت معلولین در کار و بازار کار.

ب) ارتقای سیستم آموزشی در تمام سطوح از جمله در سنین پایین و در کودکی و تفکر احترام به حقوق معلولین.

پ) تشویق تمام سازمان‌های رسانه‌ای برای به تصویر کشیدن معلولین به شکلی که با اهداف این کوانسیون همخوانی داشته باشد.

ت) ارتقای برنامه‌های آموزشی درباره معلولین و حقوق آن­ها.

مشکل و چالش اساسی در این است که دولت در قدم اول بپذیرد که ناقص سازی جنسی زنان در ایران رواج دارد. سوال اصلی این نوشتار، هم چنان باقی است و پاسخ بدان نیازمند مشارکت گسترده و مطالعات عمیق پژوهشی است. آیا ناقص سازی جنسی زنان، معلولیت است؟

ناقص‌سازی جنسی زنان در ایران

ناقص‌سازی جنسی زنان در ایران

دوشنبه ۲۲ تير ۱۳۹۴
ختنه دختران در ۶ استان کشور همچنان قربانی می‌گیرد

ناقص‌سازی جنسی زنان در ایران

ایران جزو کشورهایی است که ختنه یا ناقص‌سازی زنان هنوز در بخش‌هایی از آن صورت می‌گیرد؛ پدیده‌ای که از انواع خشونت علیه زنان تلقی می‌شود و بعضا حتی مرگ را هم به دنبال داشته است. روز شنبه ۲۰ تیر ماه، انجمن جامعه‌شناسی ایران  نشستی تحت عنوان “تیغ و سنت” با حضور جامعه‌شناسان، و روانشناسانی که در این حوزه فعالیت داشته‌اند برگزار کرد.

به گفته رایحه مظفریان، پژوهش‌گر ، در شش استان ایران، اثرات و رد پای ناقص‌سازی جنسی زنان به نسبت‌های مختلف ثبت شده است؛ هرمزگان، لرستان، ایلام، كرمانشاه، آذربایجان غربی و خوزستان. آن‌طور که وب‎‌سایت خبرآنلاین نوشته، مظفریان همچنین  با اشاره به اینكه در قشم به دلیل اعتقاد به كلیشه‌های جنسیتی، ۸۳ درصد ختنه زنان گزارش شده، گفته “این‌که عده‌ای می‌گویند ناقص‌سازی جنسی زنان در ایران كاهش داشته درست نیست، چرا که نه می‌توانیم بگوییم كاهش داشته و نه افزایش چرا كه پژوهش‌های كمی در ایران صورت گرفته و نیازمند این هستیم كه كار دانشگاهی،‌ آماری و تحقیقی بیشتری در این زمینه صورت بگیرد تا بتوان گفت شاهد افزایش ختنه دختران هستیم یا كاهش آن”.

او پیش‌تر در کتابی تحت عنوان “تیغ و سنت”  نتیاج پژوهشی میدانی و موردی خود را منتشر کرده بود که براساس آن ۸۳ درصد زنان پرسش‌‌شونده در جزیره قشم و ۵۰ درصد زنان کردستان ایران مورد عمل ناقص‌سازی جنسی قرار می‌گیرند.

Beautiful-poppy-backgrounds-vector-280x235

۱۴۰ میلیون قربانی در دنیا

ختنه، مثله کردن اندام جنسی و یا ناقص سازی زنان انقدر پدیده‌ شایع و دردناکی است که روزی جهانی (۶ فوریه، ۱۷ بهمن) برای مبارزه با آن در نظر گرفته شده است. طبق آمار در هر ۱۰ ثانیه یک زن در سراسر دنیا ختنه می‌شود . برخی آمارها می‌گوید حدود ۱۴۰ میلیون زن در دنیا ناقص‌سازی شده‌اند. سازمان بهداشت جهانی نیز اعلام کرده است که سالانه ۲ میلیون و روزانه ۶ هزار دختر از بدو تولد تا قبل از بلوغ در جهان “ختنه” می‌شوند.  ختنه زنان یکی از مصادیق بارز خشونت علیه زنان است و سازمان ملل متحد نیز  ناقص‌سازی اندام جنسی زنان را از مصادیق بارز شکنجه می‌داند.

بسیاری از مردم فکر می‌کنند بریدن آلت جنسی زنان تنها در برخی مناطق آفریقا انجام می‌شود. رایحه مظفریان پژوهش‌گر در این زمینه می‌نویسد: “ختنه دختران که در مجامع علمی از آن با عنوان ناقص سازی جنسی زنان یاد می کنند، عملی است که همچنان در بسیاری از کشورهای جهان انجام می گیرد. بیشتر مخاطبینی که از ختنه دختران کم و بیش اطلاعاتی دارند گمان می کنند که این عمل بیشتر در آفریقا انجام می شود و سنتی منسوخ شده است. در حالی که سعی بیش از ۷۰۰۰ سازمان دولتی و غیر دولتی در سراسر جهان این است که در زمینه ریشه کنی و آگاه سازی مردم مناطق مختلف فعالیت های فرهنگی داشته باشند. در بین این کشورها، خاورمیانه نیز درگیر ناقص سازی جنسی زنان است. سال گذشته میلادی نواحی دیگری از عراق مرکزی و جنوبی، ایران، پاکستان، هند و کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز شناسایی شدند ولی تا کنون نتوانستند برای همکاری های متقابل بین دولت های مربوط و سازمان های دیگر بین المللی تعامل ایجاد کنند.”

بسیاری تا پیش از آن‌که ایران هم در لیست کشورهایی قرار بگیرد که در آن ختنه‌ زنان انجام می‌شود، باور نمی‌کردند که زنان ایرانی هم قربانی چنین باورهایی باشند.

چنان‌چه نازی اکبری، روانشناس نیز  با تاکید بر این‌که  چندین سال است با افرادی كه در كشورهای مختلف دچار قطع عضو جنسی شده‌اند، گفتگو و مشاوره می‌كند، میگوید: اعتراف می‌كنم نمی‌دانستم این موضوع به این شكل در ایران رواج دارد و مشاهده تحقیقاتی كه در این زمینه در ایران انجام شده مرا متعجب كرد.

او معتقد است با به كار بردن لفظ ختنه، به این كار مشروعیت می‌دهیم چون با عملی كه درباره مردان انجام می‌شود مقایسه خواهد شد كه بعدی شرعی و مذهبی دارد بنابراین بهتر است از این واژه استفاده نكنیم و از عبارت “قطع عضو” كه می‌تواند نشان‌دهنده عمق فاجعه باشد درباره چنین عملی استفاده شود.

بر اساس  اساس تقسیم بندی سازمان بهداشت جهانی ناقص‌سازی اندام جنسی زنان به یکی از این چهار عمل اشاره دارد: “مثله کردن آلت زنانگی از نوع اول شامل برداشتن جزئی یا کلی کلیتوریس و/یا غلفه‌است (کلیتوریدکتومی)، نوع دوم شامل برداشتن جزئی یا کلی کلیتوریس و لبهای کوچک فرج با/بدون بریدن لب‌های بزرگ فرج، نوع سوم شامل تنگ کردن مجرای مهبل با ایجاد یک مهر و موم پوششی با قطع کردن و تغییر مکان دادن لب‌های کوچک فرج و یا لب‌های بزرگ فرج، با یا بدون برش کلیتوریس، و نوع چهارم شامل هرگونه عمل خطرناک دیگر بر روی آلت تناسلی زنان به مقصودی غیر پزشکی مانند: سوراخ کردن، سوزن زدن، شکافتن و غیره است.

رایجترین نوع ناقص‌سازی جنسی زنان برش کلیتوریس و لب‌هاست که ۸۰ درصد قربانیان را شامل می‌شود و ۱۵ درصد مابقی نیز تحت عمل چفت کردن آلت تناسلی قرار می‌گیرند.

ناقص‌سازی زنان میراث عرب‌ها نیست

 بسیاری از افراد ناقص‌سازی زنان را به باورهای دینی و مذهبی مرتبط می‌دانند. اما رایجه مظفریریال پژوهشگر در این ارتباط توضیح داده: “این كار عملی سنتی است و ریشه در مذهب ندارد. لازم است این آگاهی‌بخشی انجام شود كه اسلام به هیچ وجه ختنه دختران را توصیه نمی‌كند و این كار میراث اعراب نیست. ناقص‌سازی جنسی دختران عملی سنتی است كه به مذهب خاصی ارتباط ندارد و در جایی از قرآن نمی‌بینیم كه نوشته شده باشد ختنه زنان باید انجام شود و همچنین اجماعی در این زمینه از سوی علمای دینی وجود ندارد و با وجود برخی موافقت‌ها، مخالفت‌هایی نیز با آن صورت گرفته است كه در ممنوعیت این عمل می‌توان به آن استناد كرد.

او در مصاحبه‌ای که پیش‌تر در روزنامه قانون منتشر شده با اشاره به  ماده ۶۶۳ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲  که می‌گوید “قطع و از بین بردن هریک از دو طرف اندام تناسلی زن، موجب نصف دیه کامل زن است و قطع و از بین بردن بخشی از آن، به همان نسبت دیه دارد. در این حکم فرقی میان باکره و غیر باکره، خردسال و بزرگسال، سالم و معیوب از قبیل رتقاء و قرناء نیست.” گفته بود: “براساس این قانون شخص می‌تواند از کسی که این عمل را روی او انجام داده شکایت کند. اما عملا چنین امکانی مهیا نیست؛ چرا که دختران همگی زیر ۱۸ سال مورد این عمل قرار می‌گیرند و برای طرح شکایت باید تا ۱۸ سالگی صبر کنند و بعد یا از والدین خود شکایت کنند یا از مامایی که در اکثر موارد از آشنایان محلی یا خانوادگی است؛ بنابراین، این شکایت هیچ‌گاه انجام نمی‌شود.”  این پژوهش‌گر متذکر شده که مزایا و محدودیت‌های ممنوعیت قانونی بحث‌های متعددی را در مورد ناقص سازی جنسی زنان به راه انداخته است. قانون می تواند از اعضای آسیب‌پذیر جامعه حمایت و از انجام این عمل جلوگیری کند.اما پیگرد قانونی انجام این عمل را به زیرزمین ها می کشاند و مخفیانه ادامه پیدا می‌کند. در نتیجه بیشتر خطاکاران به دلیل ترس از تعقیب کیفری به بیمارستان ها مراجعه نمی‌کنند و فرد قربانی مجبور است عواقب دردناک ناشی از آن را تحمل کند. همچنین منع قانونی می تواند باعث خشم و مقاومت شود. بنابراین قانون باید منعکس کننده هنجارهای اجتماعی باشد و در این مورد رفتارهای نادرست را رد کند.”

ریشه‌­های تاریخی ناقص‌سازی جنسی زنان

ریشه‌­های تاریخی ناقص‌سازی جنسی زنان

ریشه‌­های تاریخی ناقص‌سازی جنسی زنان

رایحه مظفریان

در مقالات متعددی که پیرامون ختنه زنان نوشته شده است، واکنش‌های مخاطبان در برخی سایت‌ها دیده می‌شود. برخی از آن‌ها ختنه را میراث اعراب برای ایرانیان می‌دانند و برخی نیز اسلام را عامل دامن زدن به رواج این سُنت فرض می‌کنند. در مقاله‌ای با عنوان «ختنه، سنت و مذهب» و همچنین در فصل گسترده‌ای در کتاب تیغ و سنت سعی شد به صورت جامع به شرح این موضوع پرداخته شود که ختنه زنان و همچنین مردان به هیچ عنوان ریشه در مذهب به ویژه اسلام ندارد اگرچه بعد‌ها به نوعی خود را در مذهب جا داده است.بنابراین موضوع دیگری که باقی می‌ماند قضاوت مخاطبینی است که ختنه را یادگار حمله اعراب و حضور ایشان در ایران و سایر نقاط دنیا می‌دانند؛ لذا به مناسبت روز ۶ فوریه (۱۷ بهمن) که برای مبارزه و ریشه‌کنی ختنه زنان در دنیا انتخاب شده، مقاله‌ حاضر آماده شده است تا به ریشه‌های ختنه زنان اشاره کند، که شاید بخشی از ابهامات این موضوع رفع گردد. همچنین باید این نکته را نیز در نظر گرفت که ختنه زنان در بسیاری از نقاط دنیا با درجه بندی‌های مختلفی که از سوی سازمان بهداشت جهانی تقسیم بندی شده است، انجام می‌گیرد.

5142361821282381733214111105147206499642

در ایران نیز در پاره‌ای از مناطق ختنه زنان رواج دارد. ریشه کنی ختنه زنان در ایران نیازمند تلاش و کوشش سازمانی و مردمی است. زمانی که بر روی این موضوع در جزیره قشم کار می‌شد، در روستاهایی مانند سلخ که مردمی روشنفکر دارد، عواقب و عوارض ختنه کردن زنان مورد توجه مسئولین خانه بهداشت آن روستا قرار گرفت. بعد از مدتی طولانی، در تماسی که با مسئول خانه بهداشت گرفته شد ایشان گفتند: «از وقتی که شما آمدید و با کارهایی که انجام دادید، ختنه در روستای ما بسیار کم شده است و البته ما به همراه ماما و پزشک نیز برای کم کردن این عمل تلاش و پیگیری کردیم». بهورز سابق همین روستا، خانم زینت دریایی در کتاب خاطرات خود، در گرگ و میش راه، اظهار می‌دارند که:

 «در منطقه قشم مردم معتقدند که دختران در سنین پنج تا هفت سال، همانند پسران باید» ختنه «شوند و این عمل را ماماروستا‌ها انجام می‌دهند. برای اینکه محل عمل عفونت نکند، داروی محلی می‌گذارند. مردم این منطقه بر این تصورند که دختر و پسر تا» ختنه «نشده‌اند نمی‌توانند نماز بخوانند. چه دختر و چه پسر تا» ختنه «نشود مکتب خانه‌ها قبولش نمی‌کنند.

دختر‌ها زود خوب می‌شوند. اگر همه کلیتوریس را بر ندارند خیلی زخمی نمی‌شوند، سه چهار روزه خوب می‌شوند. البته ماماهای قدیمی به کارشان وارد بودند. من نشنیدم در قدیم دختری از عفونت«ختنه» مرده باشد. اما ماماروستاهای جدید مثل قدیمی‌ها خبره نیستند. یک روز دختری را آوردند پیش من که موقع«ختنه»یکی از رگ‌هایش بریده شده بود. اگر این دختر را به بیمارستان نمی‌رساندیم می‌مرد.

روی رابطه جنسی تأثیر منفی می‌گذارد. من کشف کردم بعضی زن‌ها از موضوع ارضا جنسی آگاهی ندارند… زمانی که مامایی می‌کردم می‌دیدم بعضی زن‌ها کلیتوریس ندارند. وقتی با آن‌ها صحبت می‌کردم، می‌دیدم بعضی اصلا احساس لذت جنسی ندارند، چه برسد به نقطه اوج. من چون خیلی به این موضوع فکر می‌کردم با چند نفر حرف زدم و متوجه شدم که تعداد کمی از زن‌ها به مرحله ارضا رسیده بودند، بقیه اصلا نمی‌-دانستند چنین مرحله‌ای در زن هم هست. یکی دوتاشان که آگاه شدند بعدا به من گفتند:« از وقتی متوجه این قضیه شدیم دیدیم که می‌شود. »آن‌ها که کلیتوریس را از دست داده‌اند خیلی سخت به مرحله ارضا جنسی می‌رسند. آن‌ها که از نقطه اوج آگاه شده‌اند بالاخره به آن مرحله می‌رسند… مرد‌ها که اصلا به این مسایل توجه ندارند. فقط خودشان ارضا می‌شوند و می‌روند. از این رفتار حالت بدی به زن دست می‌دهد. بعضی از این زن‌ها بعد از اینکه مرد رفت با خود ارضایی به آن مرحله می‌رسند… اینجا هیچ زنی با مردش آن قدر راحت نیست که از این چیز‌ها صحبت کند. زن‌ها در این مورد مطلقا با مردشان و حتی با زن دیگر صحبت نمی‌کنند. برای من هم خیلی سخت بود به خودم بقبولانم که از این موضوع با بعضی زن‌ها حرف بزنم».

همچنین در کتاب دیگری که توسط خانم فاطمه کریمی با عنوان تراژدی تن نوشته شده، به برخی از اظهارات زنان ختنه شده کُرد و برخی موارد در زیر آمده، اشاره شده است:

۱. سن ختنه:

با توجه به گفته‌های افراد مصاحبه شونده در این کتاب، برای انجام عمل قطع آلت تناسلی زنان، سن مشخصی در نظر گرفته نشده است. عمل مذکور بر روی زنان مورد پژوهش در سنین مختلفی از چند ماهگی گرفته تا ۱۵ یا ۱۶ سالگی یا حتی بیشتر از این سن هم (قبل از ازدواج) صورت می‌گیرد. هر چند علمای مذهبی توصیه کرده‌اند که این عمل بعد از سنین کودکی صورت گیرد، برای مثال ملا محمد ربیعی (یکی از علمای منطقه) در کتاب باقیات الصالحات، جلد سوم توصیه می‌کند که «ختنه مؤنث معمولاً پس از دوران کودکی انجام شود (زیرا ابتدا گوشت‌های مزبور آن چنان نیستند که قابل بریدن باشند)»، اما به نظر می‌رسد که اغلب خانواده‌ها ترجیح می‌دهند که این عمل را در سنین پایین و در فاصله بین ۱۰ – ۴ سالگی بر روی دخترانشان اعمال کنند.

در پژوهشی در قشم (کتاب تیغ و سنت) نیز سن ختنه زنان در بین ۴۰۰ نفر مورد مطالعه به شرح زیر در جدول آمده است که نشان می‌دهد بیشتر دختران در سن ۶-۷ سالگی ختنه می‌شوند.

Table1_1

خانم کریمی در کتاب خود اظهار می‌دارند که: «علل انجام عمل قطع آلت تناسلی زنان در سنین پایین این است که چون این عمل بدون بیهوشی صورت می‌گیرد و بدن دختر در سنین پایین به خوبی رشد نکرده است، انجام عمل با درد و سوزش کمتری همراه خواهد بود. دختر به علت داشتن سن کم راحت‌تر درد، استرس، ترس و همچنین خاطرات تلخ ناشی از این عمل را فراموش می‌کند. دلیل دیگر هم این است که با بالا رفتن سن دختران و افزایش شرم و حیا، آنان دیگر اجازه نمی‌دهند که کسی بدنشان را ببیند.

 در موارد اندکی هم که انجام این عمل به بعد از ازدواج و بچه دار شدن موکول شده است، مربوط به زنانی بوده که متعلق به جامعه مورد پژوهش (زنان شهرستان پاوه) نبوده‌اند و در طی ازدواج به این مناطق نقل مکان کرده و وارد این فرهنگ شده‌اند:

شوکت (زن جراح) و ۶۵ ساله می‌گوید:

 «در بین زنانی که ختنه کردم دو زن فارس که هر دو هم شیعه بودن، وجود داشته. این دو زن که شوهراشون کرد و سنی بودن بعد از عروسی و یکیشون بعد از اینکه صاحب دو بچه شده بود… پیش من اومد تا ختنه بشه.»».

 ۲- نوع عمل قطع آلت تناسلی:

در ایران در بیشتر موارد ختنه زنان نوع ۱ انجام می‌گیرد و درصد اندکی نوع ۲ هم دیده می‌شود. در پژوهش خانم کریمی آمده است که:

 «با توجه به تعریف و تقسیم بندی صورت گرفته توسط سازمان بهداشت جهانی از انواع چهارگانه عمل قطع آلت تناسلی زنان، طی اظهارت زنان در این پژوهش مشخص شد که عمل نوع اول یا دوم بر روی آنان اعمال شده است. در نوع اول، فقط سر کلیتوریس (خروسک) قطع شده است. در این نوع مقدار قسمت بریده شده کم است و در نتیجه با درد، سوزش و خونریزی کمتری همراه است. ۱۵ نفر از افراد مصاحبه شونده (تعداد کل مصاحبه شونده‌ها در این پژوهش ۴۰ نفر بوده است) تحت عمل نوع اول قرار گرفته‌اند.

 در نوع دوم، در اکثر مواقع، کلیتوریس به همراه یکی از لب‌های کوچک برای جلوگیری از تحریک کردن دختران به صورت مورب قطع شده است. درد و سوزش این نوع عمل شدید‌تر و دردناک‌تر از نوع اول است. دخترانی که به این صورت ختنه شده‌اند نسبت به گروه اول، مدت بیشتری طول کشیده است که بهبود پیدا کنند. ۱۵ نفر از افراد مصاحبه شونده تحت عمل قطع آلت تناسلی نوع دوم قرار گرفته‌اند

علاوه بر عمل قطع آلت تناسلی نوع اول و دوم که بر روی افراد مورد پژوهش صورت گرفته است و به آن اشاره شد، با دختران و زنانی مواجه می‌شویم که به دلایلی تحت عمل قطع آلت تناسلی قرار نگرفته‌اند. به این سنت» پری ور «می‌گویند:

در مواردی تعدادی از دختران با اینکه خانواده‌ها و خصوصاً مادران، حامی سرسخت انجام این عمل بوده‌اند تحت این عمل قرار نگرفته‌اند. در حین بررسی مشخص شد که تعدادی از دختران دارای آلت تناسلی کوچکی بوده‌اند لذا مورد عمل واقع نشده‌اند. در بین عامه مردم این گونه شایع است که این دختران هنگام تولد توسط «پری» یا «فرشته» مورد عمل قرار گرفته‌اند (در اصطلاح محلی به این نوع دختران «پری ور» یا توسط «پری بریده شده» گفته می‌شود) در نتیجه بعد از بررسی آنان توسط زنان جراح یا نزدیکان آنان آشکار می‌شود که آن‌ها نیازی به انجام عمل قطع ندارند. نمونه‌هایی از این نوع در بین مصاحبه شوندگان یافت شد که با اینکه تمام خواهران آنان تحت عمل قرار گرفته‌اند اما آنان به این عمل نیازی نداشته‌اند».

در مطالعه قشم نیز در جدول زیر نشان داده می‌شود که در بین ۴۰۰ نفر مورد مطالعه، چه تعدادی ختنه شده‌اند:

Table2

در قشم نیز چند سالی است که روش‌های جایگزین برای ختنه در نظر گرفته شده است که در این موارد ملا-های مرد (امامان جماعت) به دایه‌ها پیشنهاد می‌کنند که به جای برداشتن کامل کلیتوریس یا برش بخشی از آن تنها به کشیدن تیغ بر روی کلیتوریس و ریخته شدن اندکی از خون آن قسمت اکتفا کنند. علاقه مندان می‌توانند برای مطالعه در مورد سایر رسوم مربوط به ختنه از جمله میزان علاقه زنان به جشن گرفتن، هدیه دادن، بردن کودکان به محل ختنه با ترفند و غیره به بخش پایانی کتاب تیغ و سنت مراجعه کنند.

در هر دو پژوهش مطالب موثر و گسترده‌ای مورد مطالعه قرار گرفته است که در این فرصت تنها به اشاره به برخی موارد اکتفا شده است. موضوع رواج ختنه زنان در ایران اثبات شده است اما همچنان ابهاماتی در این زمینه وجود دارد و نیازمند مطالعات و پژوهش‌های گسترده‌ایست. سوال اصلی این است که ختنه زنان از کجا آغاز شد و از کدام نقطه جغرافیایی به این گستردگی شیوع پیدا کرد؟

در کتاب اساطیر آفریقا نوشته جئوفری پاریندر آمده است که: «مردمان دوگون در سودان غربی و جنوب تیمبوکتو و خم رود نیجر زندگانی می‌کنند. تحقیقات سال‌های اخیر نشان می‌دهد که این مردمان از عقاید مذهبی و اسطوره‌های خاصی برخوردارند که از نمونه‌های دیگر آفریقایی متمایز است… در آغاز خدای یگانه آما، خورشید و ماه را به هیئت ظرفی آفرید و این نخستین چیزهایی بود که آفرید…‌‌ همان گونه که ستارگان را آفرید کلوخه‌ای گِل را به فضا پرتاب کرد و زمین را آفرید… آما تنها بود، پس به زمین ماده نزدیک و با او همبستر شد. به هنگام نزدیکی آما با زمین لانه موریانه‌ای میان آما و زمین حائل شد و آما آن را به سویی پرتاب کرد و این کار سبب شد که زمین به جای زاییدن نوزادهای دوقلو شغالی زایید و از این شغال همیشه آزار دید… دنباله این اسطوره از ختنه شدن زمین سخن می‌گوید و این کاری است که نزد دوگون‌ها و بسیاری از مردمان آفریقا رواج دارد و زنان خود را ختنه می‌کنند. پس از آن نیز باز چندین بار آما و زمین به هم نزدیک شدند و زمین دوقلوهای بسیاری زایید… دو روح به نام نومو هستی یافتند تا از خدا فرمان بگیرند. خدا پدر آن‌ها بود. وقتی ارواح نومو از آسمان به پایین نگریستند مادر خود زمین را دیدند که عریان و نامنظم در فضا‌‌ رها شده بود. پس نومو‌ها از آسماان با دسته‌ای از الیاف نباتی فرود آمدند و پس و پیش مادر را با الیاف پوشانیدند،‌‌ همان طور که هر زنی پس و پیش خود را می‌پوشاند… الیاف نباتی مرطوب و سرشار از ارواح نومو بود. پس از پوشیدن این پوشاک و بر اثر آن، زمین زبانی برای سخن گفتن یافت… شغال نخستین فرزند آما و زمین، به قدرت سخنگویی مادر حسادت برد و خواست پوشاک مادر را از او برباید… شغال پوشاک مادر را به چنگ آورد و زبان سخن گفتن یافت… حاصل کار ناشایست شغال، آلوده شدن زمین بود. آما بر آن شد تا موجودات زنده را بدون بهره گرفتن از زمین خلق کند. وقتی خدا اعضاء انسان را شکل می‌داد ارواح نومو از امکان ناپدید شدن دوقلوزایی هراسناک شدند. پس آنان طرح موجودی مرد و زن را ریختند. و چنین بود و چنین است که آن زمان هر موجود انسانی را نخست دو روح است و دو جنسی است. روح مرد- زن به هنگام خختنه شدن به مرد واقعی بدل می‌شود و زن نیز بعد از ختنه شدن زن می‌شود…».

فروید در مطالعات متعددی می‌نویسد: «خاستگاه این سنت مصر است. هرودوت، پدر تاریخ شرح می‌دهد که سنت ختنه از سالیان بسیار دور در مصر مرسوم بوده است. گفته وی را بررسی اجساد مومیایی شده و حتا تصاویر نقاشی شده روی دیوار غار‌ها به اثبات می‌رساند. تا جایی که می‌دانیم هیچ یک از اقوام مدیترانه پیرو این سنت نبوده‌اند». تنها یک بار فروید نوشت: «از بین بردن تمایلات جنسی کلیتوریس یک پیش شرط لازم برای توسعه زنانگی است». او کلیتوریس را یک ارگان نرینه و مذکر توصیف کرد و فعالیت جنسی مربوط به آن را متعلق به دوران کودکی دانست.

علی اصغر مصطفوی در کتاب «اسطوره قربانی» معتقد است که «رسم ختنه در آغاز در هیچ یک از کشورهای متمدن و غیر متمدن دنیای قدیم – به استثنای مصر، معمول نبوده است. نه در سومر و آکد، نه بابل و آشور، نه ایران و هند و چین، نه یونان و روم، نه در میان اقوامی که هند و ژرمن خوانده شده‌اند. همچنین نه طوایفی که مغول نژادند – با ختنه سر و کاری نداشته‌اند. در هند ما قبل آریان‌ها نیز از چنین عقایدی نشانی نیست و در هند جدید نیز دیده نشده است. حتی در میان مردمی که بیرون از نفوذ فرهنگ هند می‌باشند. فقط در میان مسلمانان آن کشور است که آئین یاد شده جریان دارد که در حال حاضر آن را به عنوان یک سنت ابراهیمی – محمدی اجرا می‌کنند – نه یک عادت ملی و باستانی. از سوی دیگر هیچ اطلاعی هم از اروپای هند و ژرمنی در دست نیست که نشانگر چنین رسمی بوده باشد. در میان کشور‌ها و اقوام فوق، فقط کشور باستانی مصر است که از روزگاران بس قدیم، با این عمل آشنا بوده و از آنجاست که به سایر سرزمین‌های آسیایی و آفریقایی و بعد‌ها حتی به اروپا نیز رسیده است. از آن دیار است که ابراهیم خلیل از اهالی بابل با این رسم آشنایی یافت و در بازگشت به کنعان با خود به آن مرز و بوم سوغات آورد.

دلایل دیگری که مصطفوی به آن اشاره می‌کند که ثابت کند رسم ختنه زنان و مردان از سرزمین مصر نشأت گرفته است، عبارتند از:

۱. نمایش عمل ختنه در نقوشی که در مصر باقی است.

۲. نقوش روی گچ و نقش‌های برجسته‌ای که پیکره‌های ساده ختنه شده را نشان می‌دهد.

۳. تندیس‌ها و مجسمه‌های ختنه شده‌ای که در ضمن کاوش‌های باستان‌شناسی در مصر به دست آمده است.

۴. متون قدیمی «هیروگلیف» مصری موجود.

۵. پاپیروس‌هایی که از عهد روم باقی است.

۶. مومیایی‌هایی از پادشاهان باستانی و پیشوایان بزرگ دینی و گروهی از سران و بزرگان مصر قدیم که عمل ختنه درباره آنان انجام گرفته است.

در میان آثار یاد شده که همه گویای آثار ختنه در روزگاران کهن در مصر است و می‌رساند که از عهد سلسله چهارم فراعنه یعنی از حدود ۲۸۰۰ سال پیش از میلاد، عادت ختنه در سرزمین مصر جاری بوده است. اجساد مومیایی شده از اعتبار ویژه‌ای برخوردار است (نزدیک به ۵۰۰۰ سال پیش).

مصطفوی در ادامه عنوان می‌کند «با اینکه عمل ختنه در عهد باستان فقط در مصر رواج داشت، امروزه به طور تقریب می‌توان باور داشت که حدود یک سوم از مردان جهان ختنه می‌شوند و اگر شمار زنانی را نیز که ختنه می‌شوند بر این تعداد بیفزاییم، ممکن است تا به نیمی از جمعیت گیتی نیز بالغ گردد».

 در واقع تاریخ شروع عمل ختنه زنان در دنیا و همچنین منشاء آن به طور قطع مشخص نیست اما آنچه که اهمیت دارد این موضوع است که ختنه زنان ریشه در سنت مردمان آفریقا دارد و از آن قاره به سایر قاره‌ها سرایت کرده است.

زنانی مهربان در سنتی خشن

زنانی مهربان در سنتی خشن

زنانی مهربان در سنتی خشن / رایحه مظفریان

6

مدرسه فمینیستی: ششم فوریه (۱۷ بهمن ماه) مصادف است با روز جهانی مبارزه با ختنه یا ناقص سازی زنان[۱]. بر اساس گزارش های جهانی، در هر ۱۰ ثانیه در جهان دختری ختنه می شود و  تاکنون ۱۴۰ میلیون زن به همین روش در جهان ناقص شده اند. از این رو به مناسبت روز جهانی مبارزه با ختنه زنان، مطلب حاضر را که حاصل پژوهش رایحه مظفری در این زمینه است، در ادامه می خوانید:

 

ختنه دختران که در مجامع علمی از آن با عنوان ناقص سازی جنسی زنان یاد می کنند، عملی است که همچنان در بسیاری از کشورهای جهان انجام می گیرد. بیشتر مخاطبینی که از ختنه دختران کم و بیش اطلاعاتی دارند گمان می کنند که این عمل بیشتر در آفریقا انجام می شود و سنتی منسوخ شده است. در حالی که سعی بیش از ۷۰۰۰ سازمان دولتی و غیر دولتی در سراسر جهان این است که در زمینه ریشه کنی و آگاه سازی مردم مناطق مختلف فعالیت های فرهنگی داشته باشند. در بین این کشورها، خاورمیانه نیز درگیر ناقص سازی جنسی زنان است. با آن که تلاش این سازمان ها در خاورمیانه توانسته است منطقه کردستان عراق را به خوبی پوشش دهد اما هر سال خبرهایی از کشورهای دیگر خاورمیانه نیز به گوش می رسد. سال گذشته میلادی نواحی دیگری از عراق مرکزی و جنوبی، ایران، پاکستان، هند و کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز شناسایی شدند ولی تا کنون نتوانستند برای همکاری های متقابل بین دولت های مربوط و سازمان های دیگر بین المللی تعامل ایجاد کنند.

5

ختنه دختران فرهنگی است که توسط خود زنان ادامه پیدا می کند. اگر چه ریشه های قطع آلت جنسی زنان خواست مردان است اما این همکاری بین زنان و مردان است که ختنه را زنده نگه داشته است. تا کنون هیچ گزارشی در ایران اعلام نکرده است که ختنه دختران توسط پزشک، ماما یا پرستاران تحصیل کرده انجام می گیرد. داده ها در پژوهش های محدودی که در ایران صورت گرفته است نشان می دهد که بیشتر دختران توسط زنان بومی ختنه می شوند. زنان جراح بومی که شیوه های مختلف ختنه دختران را به طور موروثی فرا گرفته اند با القابی مانند دایه، ماما محلی، ملا و غیره وظیفه ختنه کردن دختران را پذیرفته اند. اغلب آن ها زنانی پیر هستند که سال های دور از مادران و مادربزرگان و اقوام نزدیکشان این سنت را یادگرفته اند. آنچه در دوران معاصر اهمیتی ویژه دارد توجه به این نکته است که فرآیند دایه شدگی همچنان ادامه دارد. دایه شدگی را می توان فرآیندی تعریف کرد که در آن زنی با خواست خود، اشتیاق اجتماعی، مرگ دایه پیشین، کهولت و کسالت دایه پیشین و عوامل متعدد دیگری مسئولیت مثله کردن دختران را می پذیرد و پس از مدتی در میان سایر زنان شناخته می شود. فرآیند دایه شدگی ممکن است کم و بیش هر ۴۰ سال یک بار اتفاق بیفتد. بنابراین در روستاهایی دایه های جوانی هم پیدا می شوند که به تازگی مسئولیت ختنه را پذیرفته اند.

 

2

زن جراح به همراه چند زن دیگر (در بیشتر موارد مادر دختران است) به عنوان دستیار یا کمک کننده، عمل را بر روی دختران انجام می دهند. زنان دستیار برای کاهش جراحات وارده به دختر حین عمل، دست و پاهای دختر را محکم نگه می دارند و مانع از حرکات اضافی دختر می شوند. در مواردی هم گزارش شده است که بریدن بخشی از اندام تناسلی زنان توسط نزدیک ترین فرد آن ها صورت می گیرد. این نزدیک ترین فرد می تواند مادر، خاله، عمه و یا مادربزرگ باشد.

 

ختنه دختران در ایران معمولاً با تیغ صورت تراشی و بدون استفاده از بی حسی یا بیهوشی انجام می شود. کمتر دیده شده است که دایه ها از وسیله های برنده ی دیگری استفاده کنند. این زنان برای ضد عفونی کردن محل بریده شده روش های گوناگونی دارند. آن ها اغلب از بتادین استفاده می کنند اما در نقاطی که دسترسی به مواد ضد عفونی نیست از خاکستر آتش یا پارچه، دود سقز و یا خاک طبیعی نیز استفاده می شود.

1

در سفرهایی که به نقاط مختلف استان هرمزگان داشتم از روستاهای مختلفی برای یافتن دایه ها و پرس و جو درباره ختنه دیدن کردم. تقریبا می توان تخمین زد که در هر روستا یک دایه وجود دارد. در برخی از روستاها نیز می توان بیش از یک دایه پیدا کرد و در برخی دیگر دایه ها هنوز به طور کامل شناخته شده نیستند.

 

در یکی از روستاها، از دایه ای پرسیدم که: “چرا خودت نوه هایت را ختنه نکردی؟” او که چهره شکسته و پیری داشت بلند خندید و گفت: “ما رحم داریم، گریه می کنند دلم نمی آید”. این آن دیدی بود که باید درباره دایه ها اصلاح می شد. بنابراین تصمیم گرفتم این مطلب را بنویسم تا چهره خشنی که از این زنان ساخته شده است را تصحیح کنم. در حقیقت می بایست ریشه اشتیاق آن ها برای ختنه کردن دختران را می یافتم که با آن چه تجربه کرده بودم دلیلی جز بی رحمی داشت. بیشتر افرادی که این زنان را از نزدیک ندیده اند آن ها را زنانی قصاب، خشن، بی رحم و سنگدل می دانند در حالی که برای من که سالهاست در جست و جوی چرایی تداوم عمل ختنه هستم و حضور دایه ها را یکی از ارکان اساسی آن می دانم تصویر این زنان به گونه ای دیگر نقش بسته است. من هم پیش از آن که تا این اندازه درگیر موضوع ختنه دختران و ارتباط با دایه ها باشم از قساوت قلب این زنان متعجب می شدم. این تصویر زمانی اصلاح شد که برای تهیه گزارش های بیشتری از ختنه دختران پای صحبت های آن ها نشستم. خنده این زنان، مهمان نوازیشان، سلام گرمشان، دست دادن و بوسه زدن بر دست هایشان بود که هیچ نشانی از بی رحمی و خشونت با خود نداشت. آن ها هم مانند تمام زنان ساکن مناطق محروم، از داشتن بهترین امکانات آموزشی و تحصیلی محروم بودند و آن چه که آن ها را به فراگیری و تداوم مثله کردن دختران ترغیب می کند اعتقاد راسخشان به فرایض دینی و به جا آوردن سنتی مذهبی است. در حالی که بیشتر پژوهشگران معتقدند که ختنه دختران ریشه در دین اسلام ندارد اما مردمان مناطقی که ختنه در آن  ها صورت می گیرد بنا به حدیثی از پیامبر و امامان مختلف مذهب شافعی برای نشان دادن پایبندیشان به مذهب، دختران را ختنه می کنند. اگر چه دلایل قانع کننده ای در اسلام وجود ندارد که بر انجام عمل ختنه بر روی دختران تاکید کند.

 

راه حل چیست؟

 

برای جلوگیری از تداوم عمل ختنه باید ۴ مرحله در نظر گرفت. در این ۴ مرحله ۴ گروه اجتماعی درگیر خواهند بود که افزایش سطح آگاهی آن ها موجب کاهش تداوم ختنه دختران خواهد شد:

 

۱ – جلوگیری از فرآیند دایه شدگی: یکی از شاخص های بسیار مهم بر سر راه توسعه یافتگی هر کشور کاهش میزان مرگ و میر مادران است. این شاخص، سنجش خوبی است برای این که نشان دهد که تا چه حد امکانات قابل دسترس برای بیماران به ویژه زنان باردار از جمله دسترسی به مراکز درمانی، تسهیل مسیر و راه های گذر به ویژه در روستاها (شبکه راه های روستایی)، ارائه خدمات درمانی اضطراری، هزینه خدمات درمانی، وضعیت سواد زنان و غیره فراهم است.

 

در دهه هفتاد شمسی وزرات بهاشت و سازمان علوم پزشکی کشور با همکاری یکدیگر تصمیم گرفتند که برای بالابردن سطح بهداشت مادران باردار و همچنین ارتقاء میزان توسعه یافتگی ایران، دایه ها و ماماهای محلی هر روستا را شناسایی کنند و از آن ها تعهدنامه محکمی بگیرند که دیگر در منازل عمل زایمان را انجام ندهند و زنان باردار مجبور باشند برای مراقبت های پیش از زایمان به مراکز درمانی دولتی مراجعه کنند. این طرح بسیار موفق بود. اکنون کمتر روستایی پیدا می شود که در آن زایمان در خانه صورت گیرد. اگر چه دایه ها به طور سنتی همچنان زنِ در حال زایمان را تا بیمارستان همراهی می کنند و یا گاهی در طول بارداری شکم او را ماساژ می دهند و مراقبت های سنتی پیشین را انجام می دهند اما حق زایمان ندارند. این نمونه بسیار خوب نشان می دهد که در زمینه ختنه دختران نیز اگر دولت بخواهد می تواند دایه ها را شناسایی کند و همزمان با آگاه کردن آن ها تعهداتی را اتخاذ نماید. چرا که بیشتر دایه هایی که در زمینه مراقبت های پیش از زایمان فعالند عمل ختنه را نیز انجام می دهند.

3

۲ – آگاه کردن زنان: یکی دیگر از مسایل مهم در کاهش میزان شیوع ختنه، آگاه کردن زنان جامعه است. زنان در این مناطق سطح سواد بالایی ندارند بنابراین لازم است که با برگزاری کارگاه های آموزشی- روستایی آن ها را از خطرات ختنه دختران آگاه کرد. نمونه بسیار خوب این گونه فعالیت ها برای پیشگیری از ختنه دختران سال هاست که در کردستان عراق با مشارکت دولت و تشکل های غیر دولتی سازمان دهی می شود. زنان هر روستا کنار هم جمع می شوند، برای آن ها فیلم آموزشی پخش می شود، از ختنه و مسایل بهداشت مقاربت صحبت می شود و در نهایت با تقدیم هدایایی جلسه به اتمام می رسد. این اتمام جلسه به معنای این نیست که فعالین مناطق را رها می کنند بلکه پس از آگاه سازی زنان به طور مخفیانه روند پیشگیری تحت نظارت خواهد بود.

 

۳ – آگاه کردن شیوخ مذهبی: یکی دیگر از گروه های اجتماعی که آگاه کردنشان در ریشه کنی ختنه دختران بسیار تأثیرگذار است ملاها و شیوخ مذهبی هستند. اهمیت این قشر از جامعه از آن جهت است که به روایات و احادیث دینی آشنایی کامل دارند و مهم تر از آن با مردان منطقه ارتباطی نزدیک و صمیمی. این شیوخ می توانند مردان را از خطرات ناشی از ختنه دختران آگاه کنند و همچنین با پیام دینی مردان را در جهت عدم تداوم ختنه قانع کنند.

 

4

۴ – پزشکان، ماماها و پرستاران: تجربه نشان داده است که ساکنین مناطق محروم کوچک ترین مشکل جسمی خود را با پزشکان در میان می گذارند و با ایجاد اعتماد، پزشکان می توانند زنان را در زمینه بهداشت مقاربت و خطرات ختنه دختران آگاه کنند. به دلیل این که پزشکان از مناطق مختلف اعزام می شوند و ختنه دختران عملی است که علنی صورت نمی گیرد لذا لازم است که پیش از اعزام و پس از اتمام تحصیلات پزشکان و پرستاران و ماماها کارگاه های آموزشی آگاه سازی برای این قشر برنامه ریزی شود.

 

پانوشت:

 

[۱] Female Genital Mutilation

یک مطالعه پژوهشی جدید دیگر در ایران

یک مطالعه پژوهشی جدید دیگر در ایران

یک مطالعه پژوهشی جدید دیگر در ایران
مطالعه جدید دکتر عثمان محمودی نشان می دهد که ناقص سازی جنسی زنان بر روی رضایتمندی جنسی زوجین تاثیرمی گذارد. این مطالعه روانشناسی نشان می دهد که مردانی که با زنان ختنه شده ازدواج می کنند از عدم کارآمدی رابطه جنسی، از عدم رضایت زناشویی رنج می برند و میزان سلامت روانی در این زوج ها بسیار پایین تخمین زده شده است.
یادمان باشد حتی یک قربانی هم زیاد است.

http://www.stopfgmmideast.org/new-study-from-iran-female-genital-mutilation-impedes-mens-well-being/couples-victim-FGM-Kopie-