WASTED YOUTH; Children’s Rights in Iran

WASTED YOUTH; Children’s Rights in Iran

download the complete report here (pdf, word) to find the resources:


Iran is a young country, with more than 28 million inhabitants under the age of 18 in 2011. However, the vast potential of this young, bright population is largely being squandered as a result of poor education policies, discriminatory legislation and insufficient child protections. Iran’s young people face a myriad of major challenges to their development, and it is essential that government and civil society work more closely together to develop long-term solutions.

Over the course of this report, we will engage with three primary clusters of rights taken from the core reporting clusters of the UN Convention on the Rights of the Child. These core reporting clusters include the right of children to be protected from violence, the right to education, and the right to health. Through an exploration of these three clusters, we hope to illustrate a number of the key obstacles to the happiness and full development of Iran’s young people.

This report will provide an overview of the current landscape around children’s rights in Iran and the challenges facing activists, advocates and children’s rights organisations as they work to improve the situation of young people in the country today. It will achieve this through an analysis of the internationally recognised legal frameworks that guarantee the rights of minors, the national legislation that exists to support these objectives, and a brief overview of a number of areas in which Iran is in violation of internationally recognised norms.

The report will also highlight the specific needs of Iranian children’s rights activists and organisations through a series of interviews with leading figures in the field and an analysis of a number of digital initiatives that have been established to raise awareness and mobilise the public around children’s rightsrelated issues. We will then outline a series of recommendations for the Iranian government, the activist community, and the international community which we hope will prove valuable in the development of future policy in the field of children’s rights, and maximise the opportunities available to Iran’s young people in the coming decades


At the same time as underaged labour deprives children of bright futures, the scourge of child marriage locks many young girls and boys into a troubled present, vulnerable to violence, sexual abuse, and poor health. Additional threats to young girls’ reproductive health arise from the persistence of the practice of female genital mutilation (FGM) among a number of marginal communities, constituting a terrible violation of young girls’ human rights, and a real danger to their lives.

In the face of all these challenges, however, civil society is mobilising itself. Groups are being set up in urban and rural communities to provide schoolbooks and new facilities for economically deprived children. Other activists are developing campaigns about the negative impacts of child marriage and FGM, and are working with local community leaders to push back against these practices. But far more support is needed, both from Iranian authorities and the international community.

By speaking with activists on the ground and assessing a number of the initiatives they have developed in digital spaces, we aim to help provide some direction for Iranian and international organisations as they develop capacity building initiatives to support the great work being done by civil society organisations in Iran.

‘Stop FGM in Iran’ is a campaign aiming to eradicate the practice of FGM in Iran by educating the public about its disastrous effects upon girls’ and women’s physical and mental health. The website is aimed at providing information to the general public, and showcasing the organisation’s work to potential donors and supporters.

The website contains a variety of information about the practice of FGM, as well as information about the organisation’s events and seminars, stories from victims of FGM, and materials to draw public attention to the issue.

The campaigners argue that more needs to be done in order to completely eradicate the practice of FGM in Iran, through raising public awareness about the negative health impacts and providing government officials with information about its prevalence and practice. Much of the organisation’s own awareness-raising work is achieved through conducting seminars in the four worst affected provinces, and through engaging in face-to-face discussions with local people. The group also carries out documentation work of instances of FGM, which is then integrated into the group’s advocacy and public awareness initiatives.

The site is well-structured, and is well-populated with diverse content ranging from emotive stories to statistical analyses of FGM in Iran. However, a weakness of the site arises in the seemingly low levels of user engagement with most content. Similarly, the group’s Facebook community is only partially engaged with the group’s content. Although many posts manage to inspire a handful of shares, the number of discussions arising from the content appears to be minimal. Additionally, the campaign lacks any clear calls to

action that could serve to mobilise its not inconsiderable following to engage in actions to support the campaign’s objectives.

 The campaign shares a Telegram channel with the Stop Early Marriage in Iran campaign. This channel shares website content from each of the two campaigns it features, alongside relevant news articles, images, and documentation.

بررسی رابطه سلامت روانی، کیفیت زندگی و عملکرد جنسی با سابقه عمل ختنه زنان

بررسی رابطه سلامت روانی، کیفیت زندگی و عملکرد جنسی با سابقه عمل ختنه زنان

بررسی رابطه سلامت روانی، کیفیت زندگی و عملکرد جنسی با سابقه عمل ختنه زنان
جلسه دفاع سرکار خانم فرزانه دانشخواه با پرداختن به موضوع ناقص سازی جنسی زنان در تاریخ مذکور در اعلامیه برگزار خواهد شد…امیدوارم موفق باشند و همچنین بتوانیم گزارشی از آن در اختیار مخاطبان قرار دهیم


ختنه دختران زیر سقف ناآگاهی/ زنان خودشان مقصر مثله جنسی زنان هستند

ختنه دختران زیر سقف ناآگاهی/ زنان خودشان مقصر مثله جنسی زنان هستند

ختنه دختران زیر سقف ناآگاهی/ زنان خودشان مقصر مثله جنسی زنان هستند

ختنه دختران در ایران در نواحی جنوبی و غربی کشور غالبا در مناطق روستایی و در حومه شهرهای چهار استان هرمزگان، کرمانشاه، کردستان و آذربایجان غربی معمول است.
ختنه دختران موضوعی است که از سال های گذشته جوامع را درگیر کرده و با کاهش روند آن اما باز هم در کشورهای مختلفی از جمله ایران انجام می شود.
دختران کم سن و سال گم می شوند میان هیاهوی زنانه. لابه لای دست های بی بی و زنان اطراف فدای حجب و حیا می شوند. پاکی می خرند و منزه می شوند. بی بی دختران را ناقص می کند. چون، دختر ختنه نشده ناپاک است، دست به هرچه بزند آن را ناپاک می کند،هر چه درست کند بی مزه است. دختر ختنه نشده بی حیا و بی چشم و رو است.

ختنه دختران موضوعی است کهن. ریشه های آن به مصر باستان بر می گردد اما در همه نقاط جهان رواج دارد. ختنه دختران از طریق برداشتن جزیی یا کلی از قسمت های بیرونی آلت تناسلی دختران انجام می شود. گزارش های اخیر یونیسف حکایت از آن دارد که امروزه حدود ۱۳۰میلیون نفر زن و دختر در سراسر جهان قربانی یکی از انواع ختنه بوده اند و سالانه حدود دو میلیون نفر به تعدادشان اضافه می شود.

در حال حاضر نیز ختنه دختران در ۲۹کشور همچون آفریقا، بعضی کشورهای آسیا و برخی مهاجران آمریکای شمالی، استرالیا، خاورمیانه و اروپا رواج دارد. به همین منظور ۶فوریه در تقویم به نام روز جهانی مبارزه با ختنه زنان نامگذاری شده است.

بازتولید ختنه دختران توسط زنان

به مناسبت این روز اندیشگاه فرهنگی کتابخانه ملی با رونمایی از کتاب «به نام سنت» که پژوهشی در زمینه ختنه زنان در ایران است نشستی را برگزار کرد. ابتدای نشست شهلا اعزازی جامعه شناس در حوزه زنان و خانواده این پدیده را از منظر جامعه شناسی بررسی کرد.

اعزازی پدیده ختنه زنان را مرتبط با بحث قدرت می داند و می گوید: اگر بخواهیم از منظر جامعه شناسی به موضوع نگاه کنیم بحثم را با قدرت شروع می کنم. در طول تاریخ همیشه افرادی داشتیم که دارای قدرت بودند که تعدادشان هم در جامعه محدود است. معمولا قدرتمندان سعی می کردند که بر روی چگونگی تحرکات،چگونگی زندگی، آرزوها و امیال افراد زیر دست خود نظارت داشته باشند.»

از طرفی هم در طول زمان گروه های مختلفی بودند که قدرت نداشتند:« یک مدت برده و برده دار بود یک زمانی ارباب و رعیت بود. همیشه زنان هم بدون توجه به سطح پیشرفت جامعه بدون توجه به امکاناتی که برای مردها وجود داشت جزو گروه بی قدرت بودند و برای مدتی طولانی تمام رفتار زنان زیر کنترل و نظارت بود. به خصوص رفتار جنسی.»

بر اساس این نظارت الگوی ایده آل برای زن ها ساخته می شد: «یک زن خوب وظیفه اش این است که ازدواج کند، بچه دار شود و زیر سرپرستی یک مرد قرار گیرد و برای اینکه این الگو را بتواند داشته باشد یکسری درخواست ها از زن می شد یکی از رفتارها بکارت دختران بود. دختران نباید تا زمان ازدواج بکارت خود را از دست می دادند. برای اینکه دختر بکارت خود را حفظ کند راه های مختلفی بود که یکی از خشن ترین راه ها مساله ختنه زنان بود. به دلیل اینکه دختر احساسات جنسی نداشته باشد تا بکارت خود را حفظ کند.»

اعزازی در تعریف ختنه دختران می گوید: «مثله سازی جنسی زنان عملی است که حداقل در ایران در روستاهای مختلف صورت می گیرد و از نظر پزشکی و بهداشتی بسیارنا مناسب است. این عمل توسط پیرزنان صورت می گیرد معمولا چند دختر را جمع می کنند و با یک تیغ ختنه صورت می گیرد. اینگونه آلودگی ها منتقل می شود. نکته مهم این است که این فرد زندگی خودش را از این راه می گذراند. خوشبختانه اینها سالمند شدند و جانشین برایشان وجود ندارد. اما در بعضی از شهرها دختران خودشان را برای ختنه به شهرهای عربی می فرستند. یعنی به نوعی به پرستیژ‌هم تبدیل شده است.

در خفا بودن این نوع مراسم خود سرپوش بزرگی شد بر ادامه این عمل و ناآگاهی مداوم:« بر خلاف مراسم مربوط به پسران این عمل در خفا و پوشیده است و هیچ نوع ابراز شادمانی صورت نمی گیرد. فقط مساله زنان است. عدم آگاهی در مورد اینکه این عمل همگانی نیست وجود داشته. کسی نمی دانست همه اینگونه نیستند. کمپین هایی تشکیل شد که مقداری آگاهی داد و اولین بار در رادیو و تلویزیون متوجه شدند که این عمل همگانی نیست.»

ختنه دختران نه فقط میان مسلمانان و نه صرفا در خاورمیانه رایج است چنانچه ریشه های تاریخی آن به پیش از اسلام و میان آفریقاییان بر می گردد. این جامعه شناس می گوید: «نمی دانم واقعا مذهبی است، فرهنگ یا آداب و رسوم. اما در ایران خیلی بر مباحث دینی تاکید می کنند.می گویند سنت پیامبر و حضرت فاطمه است. دختر ختنه نشده ناپاک است دست به هرچه بزند آن را ناپاک می کند هر چه درست کند بی مزه است. دختر ختنه نشده بی حیا و بی چشم و رو است. این فشار به حدی زیاد است که دخترانی که از این کار فرار کرده بودند به سن بلوغ و ازدواج که می رسند خودشان می خواهند این کار را انجام دهند تا تحقیرهای خانواده شوهر را نشنوند.»

ختنه دختران عملی کاملا زنانه است: «این زنان هستند که دختر را وادار می کنند. در حین عمل زنان حضور دارند، جشن و شادمانی اگر باشد زنها انجام می دهند. مردها بی تفاوت از کنار این قضیه می گذرند و به روی خودشان نمی آورند. یک سوال پیش می آید چرا زنان انقدر اصرار دارند. چرا مادران آنقدر اصرار دارند. در واقع یکی از پدیده هایی که در جوامع مردسالار وجود دارد این است که از زنان استفاده می شود تا مردسالاری را بازتولید کنند. خیلی وقت ها دیده می شود که مرد بخشی از قدرت خود را برای نظارت بر دیگران به زنها منتقل می کند. تنها تا زمانی زن می تواند قدرتمند باشد که هنجارهای مردانه را رعایت کند. مادر باید دقیقا آنچه را که پدر می خواهد اعمال کند. این مادران هستند که بر مثله سازی بدن دختران خودشون تاکید می کنند تا آنچه را که مردان اصلا در موردش صحبت نمی کنند انجام دهند تا رضایت مردان را کسب کنند. خود زنها هستند که آن را بازتولید می کنند.»

در ۶سالگی تجربه کردم

دختری حدودا ۳۰ ساله. دانش آموخته مطالعات زنان است. تجربه ختنه او را به سمت تجربه مستند از زنان ختان در اورامانات کشانده. با لهجه کردی از تجربه اش می گوید از خوشحالیش و از امیدهایش: خیلی خوشحالم که این روز در ایران به رسمیت شناخته شده است. من خودم در ۶سالگی این قضیه برایم اتفاق افتاده است. تمام هم نسل های من در کرمانشاه چنین وضعیتی را تجربه کردند. این مساله یکی از دغدغه های دوره دانشجویی ام بود. در حین تحقیق نیازی به همذات پنداری نداشتم چون خودم مرحله را طی کرده بودم. چیزی که برای من در مصاحبه ها با خانم ها جالب بود این بود که خیلی بر عدم برقراری ارتباط با همسرشان و فرار از رابطه یا صحبت کردن در این مورد تاکید می کردند.

مساله ای که زیاد اتفاق افتاده بود این بود که زنانی که همسرانشان به آنها معترض بودند خیلی راحت پذیرفته بودند همسرشان زن دیگری را اختیار کند. این مساله به مالکیت زنان بر بدنشان بر می گردد که متاسفانه هیچ مالکیتی ندارند. و الان هم هنوز اتفاق می افتد و رایج است. باید به آن توجه شود، اعمال قانون شود و آموزش داده شود. باید از منظر بهداشتی به این قضیه نگاه کرد بعضی از دخترها هنگام انجام این عمل از بین می روند یا واقعا دچار مشکل فیزیولوژی می شوند.

پیامدهای ختنه دختران

ختنه دختران در ایران در نواحی جنوبی و غربی کشور غالبا در مناطق روستایی و در حومه شهرهای چهار استان هرمزگان، کرمانشاه، کردستان و آذربایجان غربی معمول است. کامیل احمدی پژوهشگر و نویسنده کتاب «به نام سنت» از اهالی کردستان ختنه دختران را از درون خانواده اش جست و جو کرده. زنان خانواده او از رسم سنتی شهرشان مستثنا نبودند.

او ختنه را به چند دسته تقسیم می کند: تعریف سازمان بهداشت جهانی از ختنه به چند صورت است قطع آلت تناسلی و ناقص سازی جنسی زنان که به ۴دسته تقسیم می شود؛ نوع اول برش اطراف کلیتوریس انجام می شود که در ایران این نوع بیشتر انجام می شود. نوع دوم قطع کلیتوریس یا بخشی از آن است نوع سوم که به ختنه فرعونی معروف است قطع بخشی یا دوختن دو طرف است. و نوع چهارم که بیشتر در میان قبایل آفریقای مرکزی رایج بوده عبارت است از هرگونه عمل خطرناک دیگر بر روی آلت تناسلی زنان به مقصودی غیر پزشکی.

ختنه زنان پیامدهای مختلفی دارد که شامل پیامدهای فیزیکی و روانی، اجتماعی می شود. پیامدهای فیزیکی کوتاه مدت و بلند مدت است. درد، خونریزی، تشنج، التهاب و عفونت در دسته پیامدهای کوتاه مدت قرار گرفته و ایجاد اشکال در دفع ادرار، عفونت ادراری حاد، نازایی و … زیرمجموعه عوارض بلندمدت. اما عوارض ختنه زنان به عوارض فیزیکی محدود نشده، ذهن، روان و وجود فرد را به چنگ می آورد. تشویش های پیش از واقعه، وحشت از مورد حمله واقع شدن و فقدان لذت جنسی هنگام آمیزش به عنوان بزرگترین مشکل نمونه این تاثیرات است. به گفته احمدی ختان ها معمولا به دلیل سنین بالا کم بینی، لرزش دست دارند، برش ها و عوارض متفاوت خواهد بود.

احمدی در توضیح دلایل انجام ختنه دختران می گوید: دلایل این عمل در ابتدا تضمین پاکدامنی قبل از ازدواج، سربه زیری، حلال شدن دست پخت زن بسیار مرسوم است به خصوص در منطقه اورامانات، کاهش میل جنسی زنان و جلوگیری از استمنا، افزایش سلامتی، پاکی و طهارت و صاف و هموار کردن آلت تناسلی یکی از توجیهاتی هست که مخصوصا در منطقه ایلام عنوان شده.
قدرت واقعی ختنه در جهان از دین گرفته می شود. البته ارتباط زیادی با دین اسلام ندارد چون قبل از فراعنه مصر رایج بوده است. در آفریقا گروه های یهودی هم من شاهد بودم که ختنه زنان را انجام می دادند. گروه های دیگری هم اکنون در ایران پا به پای مسلمانان این عمل را انجام می دادند یا می دهند.

روند نزولی ختنه دختران

ارتقای آگاهی نگرش به ختنه دختران را متفاوت کرده. سازمان های فعال در زمینه های بشر دوستانه ختنه دختران را مصداقی از خشونت می دانند. بنا بر توصیف سازمان ملل از این عمل که آن را جلوه ای از نابرابری ریشه دار جنسیتی که زنان را در جایگاهی فرودست قرار می دهد می داند طی دهه گذشته هم در سطح جهانی و هم منطقه ای اقدامات مهمی انجام شده.

۱۷کشور در کشورهای آفریقایی که این مورد بیشتر در آنجا اتفاق می افتاد به صورت مشخص ختنه زنان را منع کرده اند مانند بورکینافاسو، سنگال، ساحل عاج، جیبوتی، تانزانیا و غیره. بعضی از کشورها نه تنها منع کردند بلکه آن را جرم انگاری هم کرده اند از جمله سنگال، سودان، مصر و چند کشور دیگر. حتی در کشورهای اروپایی این اتفاق را برای مهاجران آفریقایی خود منع کرده اند و اسپانیا پا را فراتر گذاشته و از انجام آن در کشورهای دیگر نیز جلوگیری کرده و قبل از هرگونه مسافرت و مهاجرتی دختر را معاینه می کند و از خانواده تعهد می گیرند این کار انجام نشود.

سلامت نیوز: ختنه دختران زیر سقف ناآگاهی/ زنان خودشان مقصر مثله جنسی زنان هستند

نخستین سمینار دانشجویی پیامد های ناقص سازی جنسی زنان

نخستین سمینار دانشجویی پیامد های ناقص سازی جنسی زنان

photo_2015-12-12_02-30-32 نخستین سمینار دانشجویی پیامد های ناقص سازی جنسی زنان توسط دانشجویان روانشناسی بالینی سارا ضرغامی ومهتاب ملاحسینی در دانشگاه تربیت معلم (خوارزمی) با هدف آگاهی بخشی به دانشجویان برگزار شد. در ابتدای جلسه به مفهوم ناقص سازی و اصطلاحات متفاوت رایج در این زمینه پرداخته شد و سپس به شیوع این عمل در جهان و جامعه ی آماری آن در ایران اشاره شد و مفاد قانونی و امکانات پیش رو برای پیشگیری از این موضوع مطرح شد. همچنین از برنامه های یونیسف و سایر کنوانسیون ها برای یاری گرفتن توضیحاتی ارائه شد. در بخشی دیگر به آسیب شناسی روانی این موضوع پرداخته شد و با ذکر مثال هایی از چندین قربانی به عواقب جسمی و مشکلات جنسی اشاره شد . مباحث با معرفی کمپین ناقص سازی جنسی در ایران و فعالان و پژوهشگران در این زمینه خاتمه یافت . در پایان جلسه مستندی کوتاه با شعار (ختنه خشونتی عریان علیه زنان ) برای دانشجویان نمایش داده شد.


گزارش سالانه “توقف ناقص سازی جنسی زنان در خاورمیانه” از فعالیت های انجام شده در خاورمیانه علیه تداوم ختنه دختران در این منطقه

گزارش سالانه “توقف ناقص سازی جنسی زنان در خاورمیانه” از فعالیت های انجام شده در خاورمیانه علیه تداوم ختنه دختران در این منطقه

:گزارش سالانه “توقف ناقص سازی جنسی زنان در خاورمیانه” از فعالیت های انجام شده در خاورمیانه علیه تداوم ختنه دختران در این منطقه
بخشی از این گزارش به تلاش های فعالین ایران اختصاص دارد که در طول دو سال گذشته بی سابقه بوده است. علاقه مندان می توانند در لینک زیر گزارش را دریافت کنند.



کارگاه سلامت اجتماعی کودکان در مرکز شهرستان بستک

کارگاه سلامت اجتماعی کودکان در مرکز شهرستان بستک


کارگاه سلامت اجتماعی کودکان در مرکز شهرستان بستک

شهرستان بستک در شمال غرب استان هرمزگان قرار دارد و جمعیتی بالغ بر ۱۳۰۰۰ نفر را شامل می­شود. در این شهرستان ترکیبی از پیروان اهل تسنن (با اکثریت) و تشیع زندگی می­کنند. “گروه گام به گام تا توقف ازدواج کودکان در ایران” و “گروه گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان در ایران” کارگاهی را با همکاری مرکز مشاوره پردیس و بخش بهداشت و روان شبکه بهداشت شهرستان برگزار کرد. این کارگاه با سخنان آقای غنایی مدیر کل اداره بهزیستی شهرستان بستک آغاز شد. آقای غنایی گفت: “در سطح شهرستان بستک، ازدواج زودهنگام یکی از معضلاتی هست که با آن درگیر هستیم و در بیشتر مواقع می­توانیم یکی از عمده ترین علل طلاق را ازدواج­های در سنین پایین بدانیم. یکی از برنامه­ های مرکز مشاوره برگزاری کارگاه­هایی است که بتوان با تکیه بر موضوعات خاصی که منطقه نیز با آن درگیر است آگاهی رسانی بیشتری داشت و از معضلات آن­ها کاست”.

سپس آقای مدنی، کارشناس پیشگیری اداره بهزیستی شهرستان بستک و مدرس مرکز مشاوره پردیس، در سخنانی ابراز داشت که: “یکی از دلایل میل به ازدواج زودهنگام را باورهای غلط رایج در اجتماع دانست که در برخی نقاط بیشتر از سایر مناطق بر روی تمایل افراد به ازدواج در سنین پایین تأثیرگذار است. دو گونه ازدواج را می­توان در نظر گرفت. ازدواج هایی که طبق قانون برای دختران بالای ۱۳ سال و برای پسران بالای ۱۵ سال ثبت می­شود و دفترهای ثبت ازدواج مجاز به مرقوم کردن آن هستند و دیگری ازدواج هایی که قبل از سنین یاد شده انجام می گیرد اما بعد از اینکه افراد به سنین قانونی رسیدند ثبت می­شوند. بیشترین مناطقی که در آسیا ازدواج زودهنگام در آن­ها صورت می­گیرد، پاکستان و نپال هستند که البته در ایران هم آمارها چشم گیرند.

همان‌طوری هم که آقای غنایی اشاره کردند یکی از علل طلاق را می­توانیم ازدواج زودهنگام بدانیم. به عنوان مثال در شهرستان بستک بیشترین افراد مراجعه کننده برای طلاق ۲۶ ساله بودند. سه آسیب جدی به افرادی که ازدواج زودهنگام دارند وارد می­شود: ۱٫ محرومیت از تحصیل و یا عدم بهره گیری از آموزش­های لازم و کافی ۲٫ محرومیت از لذت­های کودکی ۳٫ محرومیت از سلامت که می­توان هم برای جسم و هم برای روان آن را در نظر گرفت. یکی از عمده ترین مواردی که می­توان در مورد سلامت جسم به آن اشاره کرد بارداری در سنین پایین است که البته می­توان یکی از علل مرگ مادران را هم بارداری­های زودهنگام دانست.

اما چرا ازدواج کودکان رخ می­دهد؟ در اکثر مواقع خانواده و تصمیماتی که از سوی خانواده گرفته می­شود را دلیل ازدواجشان می­دانند. صندوق جمعیت سازمان ملل هم فاکتورهایی را برای ازدواج زودهنگام برشمرده است. این سازمان فقر و استراتژی بقای اقتصادی، نابرابری جنسیتی، حل و فصل اختلافات، کنترل روابط جنسی و عزت خانواده­ها، سنت و فرهنگ، تحکیم روابط خانواده­ها را از فاکتورهای گرایش به ازدواج زودهنگام می‎داند. در موردی که به من مراجعه شده بود، مادر و دختری به همراه هم برای مشاوره آمده بودند، دختر اظهار می کرد که مادر من همه تصمیم­ها را خودش گرفت و مادر هم می­گفت چون خواهرم تقاضا کرده بود که علاقه مند است که دخترم همسر پسرش شود ما خواهرها تصمیم ازدواج را برای بچه‌ها گرفتیم. اتفاقا از طرف بهزیستی چند ماه پیش از این اتفاق کلاس­هایی برگزار کرده بودیم که دختر مطالب آن کلاس را به مادرش منتقل می­کند ولی مادر توجهی نمی­کند. آن دختر دو بار طلاق گرفت و دوبار هم با همان پسر ازدواج کرد ولی همچنان دچار افسردگی شدید است.

در همین شهرستان یکی دیگر از علت­هایی که دختران را شوهر می­دهند و معتقدند که قبل از ۱۸ سال باید دختران را به خانه بخت فرستاد نگرانی از دیر شدن زمان ازدواج و یا پیدا کردن مورد مناسب دیگری برای انجام چنین پیوندهاییست”.

بنا به برنامه ریزی­های انجام شده یکی دیگر از سخنرانان این کارگاه خانم نازلی حنایی مسئول بخش بهداشت و روان شبکه بهداشت شهرستان بستک و مسئول فنی مرکز مشاوره پردیس بود که به بحث پیرامون کودک آزاری و معرفی انواع آن پرداخت. او در سخنان خود اشاره داشت که: “در جامعه ایران پیرامون برخی موارد کمتر صحبت می­شود و شاید بتوان کودک آزاری را یکی از آن مواردی دانست که به عنوان مثال صدا و سیما کمتر در مورد آن برنامه سازی و طرح موضوع می­کند. سازمان بهداشت روانی، کودک روانی را این گونه تعریف می­کند که آسیب و یا تهدید جسم و روان که به دست والدین و یا افرادی که نسبت به کودک مسئول هستند را در موارد کودک آزاری می­داند. حدود ۷۰ درصد کودک آزاری­ها در کشورهای در حال توسعه و زیر سه سال اتفاق می­افتد و در ۶۰ درصد موارد هم احتمال تکرار دوباره وجود دارد چون توسط افراد خانواده انجام می­شود. بیشترین آزار از سوی مردان (پدر، برادر، شوهر و…) نسبت به دختران صورت می­گیرد. همچنین کودک آزاری در خانواده­های خشونت خیز و حاصل از طلاق بیشتر اتفاق می افتد. البته می­توان موارد دیگری را هم مانند سطح تحصیلات پایین والدین، سابقه خشونت اعمال شده به والدین در دوران کودکی آن­ها، وضعیت اقتصادی نامساعد و فقر فرهنگی را هم در بین عواملی گنجاند که بر روی افزایش کودک آزاری تأثیر می گذارند.‎

حنایی در ادامه صحبت‌هایش به نمونه­های کودک آزاری در شهرستان بستک اشاره کرد و از مشکلات افرادی که با پیش زمینه کودک آزاری به مرکز مشاوره مراجعه می­کنند نام برد. او تأکید کرد که شرکت کنندگان به عنوان کارشناس می‌توانند والدین را نسبت به انواع کودک آزاری و تعریف صحیح از آن آگاه کنند. نازلی حنایی اشاره کرد که: “در موردی به من مراجعه شد که فرد بعد از گذشت چند جلسه در مورد آزار جسمی از سوی عمویش در نوجوانی صحبت کرد. این فرد نگاهی دوگانه نسبت به خانواده پیدا کرده بود و دچار اضطراب­های شدیدی بود. فرد قربانی به این موضوع اشاره می­کرد که در تصور کودکی او این گونه بوده است که همه عموها با برادرزاده­هایشان این بازی را می­کنند.”

رایحه مظفریان نویسنده کتاب تیغ و سنت و فعال حقوق کودکان در ادامه این جلسه صحبت­هایش را با پرداختن به موضوع ازدواج کودکان آغاز کرد: “ازدواج به رابطه­ای قانونی، عرفی و مذهبی گفته می­شود که دو جنس مخالف را برای آغاز یک زندگی مشترک به هم پیوند می­دهد. در قانون و فقه ایران در بیشتر مواقع از واژه “نکاح” استفاده می­شود”. آمارهای استان هرمزگان نشان می­دهد که این استان یکی از مناطقیست که آمار زیاد ازدواج کودکان در آن به ثبت رسیده است. جداول زیر نشان می­دهد که در سال ۱۳۹۲، ۸ پسر و ۶۸۶ دختر زیر ۱۵ سال ازدواجشان در محضرها به ثبت رسیده است


آن چه که توجه را بیشتر به سمت ازدواج دختران جلب می­کند در خطر قرار گرفتن سلامت آنهاست. استان هرمزگان از لحاظ تعداد مرگ و میر مادران و همچنین بارداری مادران زیر ۱۵ سال رتبه بالایی را در کشور دارد. با توجه به جدول زیر ۵۷ زن زیر ۱۵ سال در سال ۱۳۹۲ مادر شده­ اند.


مظفریان پس از ارائه اطلاعات به شرکت کنندگان و همچنین برشمردن راهکارهایی جهت پیشگیری این گونه ازدواج­ها سخنانش را با پرداختن به موضوع ختنه دختران در این منطقه ادامه داد. مظفریان به همراه یکی از فعالان حقوق زنان در بستک، سمیره حنایی، مدتیست که به جمع آوری اطلاعات در زمینه ختنه دختران در بستک مشغول است. در این جلسه گزارش دیدار با امام جمعه بستک ارائه و یادآوری شد که حتی یک قربانی هم زیاد است. شرح این گزارش در ادامه نگاشته شده است.

سمیره حنایی، از فعالان حقوق زنان این منطقه و هماهنگ کننده این جلسه اظهار کرد که: “بسیاری می‌گویند دیگر کمتر کسی امکان دارد به ختنه زنان روی بیاورد اما خوب هست اندکی فکر کنند! نمی­توان گفت دیگر فرهنگ توسعه پیدا کرده است. خود مردم به آگاهی می­رسند گاهی ما یک باور غلط را به یقین تبدیبل می­کنیم و آگاهی‌مان گرد و خاک آن باور غلط را کنار نمی­زند .ختنه زنان هم مانند کارهای غلط به اسم اسلام علیه وجهه اسلام است، وعاملان آن تنها صفحات پاک را خط خطی می­کنند. در جلسه­ای یکی از دوستان بعد از شنیدن حرف­هایم گفت: “چندین نمونه در روستا را شنیده ­ام که نه فقیر هستند ونه زیاد بیسواد. اما در خفا دخترانشان را ختنه کرده اند

در روستاهای جنوب هنوز ختنه دختران رواج دارد
ختنه دختران در بسیاری از مناطق استان هرمزگان انجام می­شود. با وجود بی خبری مسئولین و شیوخ، “گروه گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان در ایران” سالهاست که در تلاش است با سفر به این منطقه­ها وبا استفاده از تجربه­های افراد بومی و همکاری ایشان بتواند گامی در جهت ریشه کنی این عمل در منطقه جنوب بردارد. سمیره حنایی یکی از فعالین حقوق زنان و از همگامان “گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان در ایران” در جستجویی در منطقه بستک یکی از دایه­هایی را پیدا کرده است که همچنان برای ختنه کردن دختران به او مراجعه می­کنند. طبق گزارش خانم حنایی، دایه بستک انجام عمل ختنه بر روی دختران را از مادر شوهر خود آموخته است که تنها کسی بوده است که به صورت ماهرانه دختران منطقه بستک را در گذشته ختنه می‎کرده است. دایه کنونی بستک همیشه مادرشوهر خود را برای ختنه کردن دختران منطقه همراهی می‎کرده است. دایه کنونی بستک تخمین می‌زند که هر ماه دو مورد مراجعه کننده دارد و بابت انجام عمل هزینه دریافت می‌کند اما این هزینه مقدار مشخصی ندارد و به کرم پرداخت کننده بستگی دارد! دایه کنونی بستک که بعد از این او با نام “خانم س” معرفی می‌شود انجام این کار را تخصصی می‌داند و معتقد است که اگر کسی این عمل را بدون مهارت انجام دهد جسم دختر برای همیشه “نجس و حرام” است. با وجود اینکه “خانم س” پیرو مذهب اهل تشیع است اما همه مراجعه کنندگان او از اهل تسنن هستند. او این عمل را به این دلیل انجام می‌دهد که اهل تسنن معتقدند که دختران باید تیغ مسلمانی بخورند در حالی که اهل تشیع و هم محله‌ای‌های “خانم س” اعتقادی به ختنه کردن دختران ندارند. مراجعه کنندگان “خانم س” معمولاً از مناطقی هستند که فقر فرهنگی و تعصب مذهبی و خرافی بیشتری دارندP_20150819_132727.

“خانم س” روش انجام عمل را این گونه شرح می‌دهد: “قبل از شروع محل را با بتادین تمیز می‌کنم. با تیغ ریش تراشی یک‌بار مصرف روی نوک قسمت زنانه اندام جنسی (“کلیتوریس”) را سه بار تیغ می‌کشم تا خون قطره­ای بیاید. بعد از تمام شدن کار هم روی محل زردچوبه می‌ریزم تا زودتر بهبود یابد”.

بر خلاف تصور پزشک‌ها و عموم که فکر می‌کنند که این عمل در چهل روزگی اتفاق می‌افتد براساس گفته “خانم س” مراجعین محدوده سنی خاصی ندارند و از کودک گرفته تا دختران بالغ به او مراجعه می‌کنند. از جمله مواردی که “خانم س” از آن یاد کرد مراجعه عروس بیست و چند ساله­ای بود که شوهرش از رفتن به حجله ممانعت کرده و عدم ختنه شدن عروس را نجسی جسم او دانسته و از عروس خواسته است تا تیغ مسلمانی را به نشانه حلالیت تنش بر بدن بکشد. و عروس با لباس سفید عروسی قبل از رفتن به حجله توسط “خانم س” ختنه شد. “خانم س” گفته­ هایش را این گونه تمام می‌کند که: “با وجود اینکه مادر شوهر خودم که در ختنه کردن مهارت داشت، پافشاری زیادی برای ختنه شدن دخترم داشت ولی من دل ختنه کردن دخترم را نداشتم و بارها به مادر شوهرم گفتم که دختران دیگران را خودم می توانم ختنه کنم اما دختر خودم را هرگز و اجازه هم ندادم تا او دخترم را ختنه کند‎

‎به نظر می رسد که با وجود عدم اعتقاد اهل تشیع این منطقه به ختنه کردن دختران بعد از مدتی به دلیل انجام مکرر این کار “مادر شوهر خانم س” نیز به باور نادرست لزوم انجام ختنه دختران رسیده بود.

متأسفانه به دلیل تداخل جلسه عمومی شیوخ اهل تسنن و تعطیلات مدارس دینی با تاریخ برگزاری کارگاه، هیچ کدام ازشیوخ و پیشوایان مذهبی منطقه نتوانستند در جلسه شرکت کنند. بنابراین نویسندگان و از اعضای “گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان در ایران” با هماهنگی با نماینده امام جمعه اهل تسنن شهرستان بستک، جناب آقای سید محمد یوسف حسینی نژاد، به دیدار ایشان رفتند. درابتدا شیخ وجود ختنه دختران در منطقه و دین را انکار کردند و گفتند که ختنه دختران مشروعیت مذهبی ندارد و در هیچ جا به آن توصیه نشده است و وجودش صرفاً خرافات و تعصبات اشتباه مذهبی است؛ بعد از ارائه توضیحات و نشانه­هایی از وجود ختنه در منطقه و همچنین ارائه کتاب تیغ و سنت، ایشان قول دادند که با اعضای شورای فتوادهندگان اهل تسنن جنوب به گفتگو بنشیند. با توجه به این که ختنه دختران تنها در منطقه‎های خاصی از شهرستان بستک در حال انجام است لذا جناب آقای حسینی نژاد مطرح کردن این موضوع را در خطبه­های نماز جمعه شهر بستک چندان مفید ندانستند و پیشنهاد دادند که استفاده از تریبون مذهبی برای آگاهی و اطلاع رسانی از پیامدهای ختنه دختران درمناطق مورد نظر صورت گیرد که هماهنگی با امامین جمعه این منطقه­ های بستک با شخص ایشان خواهد بود.

با توجه به ریشه‌های پیدایش ختنه دختران در منطقه و توجیهاتی که انجام دهندگان این امر دارند، شفاف‌سازی و آگاهی‌رسانی در زمینه ختنه دختران از طریق شیوخ و معتمدین دین به مراتب می‌تواند تأثیرگذاری ویژه خود را داشته باشد. بنابراین همکاری شیوخ مذهبی محلی می ­تواند به کاهش ختنه دختران و در نهایت ریشه کنی این عمل سرعت بیشتری بخشد.