مادر پرجمعیت ترین خانواده جوان ایرانی

مادر پرجمعیت ترین خانواده جوان ایرانی

مصاحبه ای که از نظرتان می‌گذرد گفت‌وگویی است با مادر جوان یک خانواده ۱۰نفره. مادر پرجمعیت‌ترین خانواده جوان ایرانی طی گفت وگویی اعلام کرده که در سن ۱۴ سالگی ازدواج کرده و ۸ فرزند حاصل این ازدواج است.
در مورد خودتان بفرمایید؛ متولد چه سالی هستید؟ چه تحصیلاتی دارید؟ و چند فرزند دارید؟

حداد هستم؛ ۲۸ ساله، متولد سال ۶۲ تا سال دوم دبیرستان درس خواندم و بعد ازدواج کردم و بعد از ازدواج وارد حوزه شدم؛ ۴ سال حوزه درس خواندم. الان هم مادر ۸ فرزند هستم.

*در چه سنی ازدواج کردید؟
حدود ۱۴ سالگی ازدواج کردم.
*همسرتان چند سال داشتند؟
همسرم ۱۶ سال داشتند.
از ابتدای ازدواج مستقل زندگی کردید؟ همسرتان از همان ابتدای زندگی منبع درآمد داشتند؟
درآمد همان شهریه طلبگی بود؛ ۲ سال و نیم منزل پدرشوهرم زندگی کردیم و بعد برای طرح هجرت به یکی از روستاهای رفسنجان به نام امین شهر انار رفتیم. ۳ سال آنجا بودیم پسر سومم آنجا به دنیا آمد. برگشتیم قم؛ یک خانه اجاره کردیم. چند سال قم بودیم و بعد ۲ سال رفتیم بابل. در بابل همسرم ۲ سال تدریس داشتند و کارهای تبلیغ می کردند و بعد مجدد برگشتیم قم و الان هم قم زندگی می کنیم.
اولین فرزند شما چند سال بعد از ازدواجتان به دنیا آمد؟
من ۵ ماه بعد از ازدواج باردار شدم.
* آن زمان با خواست خودتان باردار شدید؟ آمادگی روحی داشتید؟
بله، من خودم سبزواری هستم و در قم تنها بودم، به خاطر تنهایی خودم بچه آوردم؛ بعد دیدم بچه آوردن خیلی خوب و شیرین است.
*فاصله سنی فرزندانتان چقدر است؟
بچه اولم متولد سال ۷۷، بچه دوم ۷۹ و باقی فرزندانم، به جز فرزند چهارم و پنجم که یکسال فاصله سنی دارند، باقی همه دو سال تفاوت سنی دارند.
*اشاره کردید خانواده خودتان پیش شما نیستند. اوایل ازدواج در بزرگ کردن بچه ها کسی به شما کمک می کرد؟
پدرشوهر و مادرشوهرم هم بودند. شوهرم هم کمک می کردند؛ البته الان به خاطر مشغله کاری و فعالیت در یکی از گروه های جهادی اصلاً خانه نیستند، اما اوایل وقت آزاد بیشتری زیاد داشتند و کمک می کردند.
*یکی از دغدغه های خانواده ها برای فرزندآوری بحث معیشت است. می گویند وقتی درآمد کافی نداریم و به سختی معیشت خودمان را تأمین می کنیم، چگونه چند فرزند داشته باشیم؟ درآمد شما به چه صورت است؟ آیا نگران معیشت فرزندانتان نیستید؟ تاکنون به مشکلی در این زمینه برخوردید؟
به عقیده من روزی دست ما نیست و روزی دهنده خداست. و لا تقتلوا اولادکم من املاق نحن نرزقکم و ایاهم تا به حال هم درآمد ما از طلبگی بوده است. شکر خدا تاکنون شوهرم نه از جایی قرض گرفته، نه وامی گرفته، حتی همه از ما قرض می گیرند، نه اینکه خیلی پول داشته باشیم، ولی خدا در همین درآمد کممان برکت قرار داده است. خدا را شکر تاکنون محتاج کسی نبودیم. البته بچه های ساده و قانعی هم داریم.

داستانی تعریف کنم، یکی از تاجران تهرانی بود که یک مدتی خانه نشین می شود. از او سئوال می کنند چرا خانه نشین شدی؟ می گوید من زمین های کشاورزی زیاد دارم یک بار سر زمین بودم زنبوری می آمد مرتب گندم بر می داشت و می برد. تعجب کردم زنبور که گندم نمی خورد؟ دنبالش رفتم دیدم زنبور گندم را می برد داخل خرابه ای. در این خرابه گنجشک کوری زندگی می کند که وقتی صدای بال زدن زنبور را می شنود، دهانش را باز می کند و زنبور، گندم را می اندازد داخل دهان گنجشک.
خداوند بارها در قرآن فرموده به خاطر روزی بچه هایتان را نکشید. همان خدایی که به بچه در رحم مادر با بند ناف غذا می رساند، بعد از تولدش هم روزی اش را فراهم می کند.
*شما در زندگی خودتان با شهریه طلبگی چطور معیشت را مدیریت می کنید؟ چون فکر نمی کنم این شهریه خیلی بالا باشد، با ۸ فرزند و اجاره خانه، خوراک و پوشاک و ….؟
این بحث در فکر ما نمی گنجد که خداوند چگونه برکت به مال می دهد. یک ریاضی دان می رود پیش یکی از علما و به او می گوید: «چرا شما می گویید اگر خمس بدهید مالتان ۲ برابر می شود؟ هر عاقلی می داند اگر از ۵ تا ۱ دانه برداریم می شود ۴ ولی شما می گویید می شود۱۰ تا.» آن عالم می گوید: سگ زاد و ولدش زیاد است و در هر نوبت زایمان توله های زیادی به دنیا می آورد ولی گوسفند سالی یک زایمان دارد. از طرفی انسان ها از سگ تغذیه نمی کنند و گوشتش را نمی خورند، ولی گوشت گوسفند را می خورند. بیماری، گوسفند را بیشتر از سگ از پا در می آورد و می کشد و… بر طبق این موارد، الان دنیا باید پر از گله سگ باشد، ولی پر از گوسفند است.» این برکت خدا برای ما غیرقابل فهم است.
*یعنی شما از ابتدا اصلاً دغدغه معیشتی نداشتید؟ و همه چیز راحت بوده است؟
نه، آسان نبوده است. یا یک بار همسرم رفته بودند تبریز. قم هوا خیلی سرد بود و آن زمان ۵ بچه داشتم، همه بچه ها مریض شدند. من ۲ تا ۲ تا می بردمشان دکتر. کسی هم نبود کمکم کند. تنها بودم. تا اینکه یک شب دو تا از بچه ها تب ۴۰ درجه کردند و من خیلی سعی کردم تبشان را پایین بیاورم ولی نشد. بردمشان دکتر، دکتر گفت یکی از بچه ها باید بستری شود. من دیدم نمی توانم بچه ها را در خانه تنها بگذارم یا این بچه را در بیمارستان بگذارم، از طرفی وضعیت مالی ام هم خیلی جور نبود. به دکتر گفتم هر کاری لازم است بگویید در خانه انجام می دهم.
*شما گفتید بارداری سختی دارید. ازطرفی زمان بارداری تان هم ممکن است همسرتان به خاطر نوع کاری که دارند کنارتان نباشند تا حداقل در امورات خانه کمکی به شما بکنند. چه چیزی باعث شده از همان ابتد تصمیم بگیرید فرزندان بیشتری بیاورید و این دوران سخت بارداریتان را تکرار کنید؟
آدم وقتی در راه سختی می رود، وقتی هدفش مشخص شده باشد، وقتی بداند به چه چیزی می خواهد برسد، در این مسیر سختی ها برایش شیرین می شود. ولی وقتی آدم فکر کند یک مادر از زمان شروع بارداری تا زمان زایمان، اجر هزاران شهید را دارد، برایش این سختی ها آسان می شود. وقتی پیامبر می گوید وقتی بچه ای در امتم به دنیا می آید، از انچه که خورشید بر آن می تابد برای من با ارزش تر است، و لولود فی امتی احب مما طلعت علیه الشمس، معلوم است که آدم باز هم بچه می آورد. پیش آمده بعد از زایمانم، زمانی که فرزندم را شیر می دهم، دوستانم از من پرسیده اند باز هم می خواهی بچه بیاوری؟ می گویم: شاید به خاطر درد جسمی ام گاهی با خودم فکر کنم نه، ولی بعد به خودم می گویم خدایا من نمی توانم خود را از تمام این ثواب ها محروم کنم. حیف است.
*خانواده شما و همسرتان چقدر حمایت روحی و معنوی از شما می کنند؟ با فرزندآوری متعدد شما موافقند یا مخالف؟
خانواده شوهرم معتقد به بچه زیاد هستند، اما خانواده خودم یک مقدار به خاطر شرایط جسمی خودم نگرانند مخصوصاً مادرم. ایشان فکر می کنند فقط همسرم دوست دارند و من مجبورم و من می گویم خودم هم راضی هستم. ایشان هم راضی می شوند.
*خانم ها اغلب بعد از بارداری دچار افسردگی و بی حوصلگی می شوند و به سختی می توانند به امورات خانه و حتی فرزندشان برسند. خب شما تقریباً پشت سر هم تجربه بارداری دارید. از لحاظ روحی در چه شرایطی هستید؟
این بحث بر می گردد به همان صحبت قبلی ام؛ وقتی آدم هدفش را مشخص کرده باشد، در راه رسیدن به آن هدف با هر سختی مقابله می کند. با یک کسی صحبت می کردم گفتم: شما درس می خوانید گفت بله درس خواندن را خیلی دوست دارم، حتی بچه هایم را می گذارم منزل مادرم و می روم درس می خوانم. گفتم: شما چون درس خواندن را دوست دارید، در راهش هر سختی را تحمل می کنید.
من با افرادی که می خواهند مثل من چند فرزند داشته باشند صحبت می کنم و می گویم باید از نظر روحی و باوری با خودتان کنار بیایید. وقتی آدم خودش نخواهد، کوچکترین مشکلی او را از پا درمی آورد. به خصوص بحث افسردگی بعد از زایمان که برای همه خانم ها هست. البته بستگی به شوهرشان هم دارد که چقدر به خانم رسیدگی کند. البته باز هم تأکید می کنم اگر هدف مشخص باشد، انسان ضربه نمی بیند.

*شما از همان ابتدا خودآگاه و با هدف مشخص اقدام به این کار کردید؟
بله، کاملاً.
*یک مقدار از وضعیت منزلتان برایمان بگویید؛ اینکه منرلتان چند اتاق دارد؟ بچه ها اتاق مستقل دارند؟ چه امکاناتی برای بچه ها در منزل دارید؟
فضای مفید خانه ما ۲ تا اتاق است؛ یک اتاق اتاق نشیمن است و یک اتاق دیگر هم اختصاص به کارها و مراجعات همسرم دارد. البته دو اتاق کوچک هم در انتهای حیاط داریم که وسایلمان را در آنجا گذاشته ایم.
*چه امکاناتی برای بچه ها فراهم کرده اید؛ پلی استیشن، بازی های جدید، کامپیوتر و…؟
بچه هایی که با هم بازی می کنند احتیاجی به اسباب بازی ندارند. من خودم شخصاً عقیده دارم بچه هایی که با عروسک، بازی می کنند، خودخواه می شود. من تا به حال به جز یک بار که رفته بودم کربلا و برای بچه هایم دو تا عروسک آوردم، برایشان عروسک و اسباب بازی نخریده ام. بچه هایم با هم بازی می کنند، با هم دعوا می کنند، از حق خودشان دفاع می کنند و… وقتی بچه هایم با هم دعوا می کنند، من طرفداری هیچکدام را نمی کنم. می گویم خودتان مشکلتان را حل کنید. این بچه ها یاد می گیرند که باید از خودشان دفاع کنند و ناز نازی بار نمی آیند.
*شما زایمان هایتان طبیعی بوده است؟ الان بیشتر خانم ها تمایل به سزارین دارند.
بله. بچه هایی که طبیعی به دنیا می آیند، چند درصد با هوش تر هستند از بچه هایی که سزارین می شوند. سلامتی خانم ها در زایمان طبیعی است.
*برای تربیت بچه ها از چه روش تربیتی استفاده می کنید؟ مطالعه می کنید؟
مشکل ما این است که فکر می کنیم بچه که به دنیا آمد، باید او را تربیت کرد؛ در حالیکه اشتباه است. اسلام می گوید از قبل از ازدواج باید به فکر تربیت بچه باشی. می گوید وقتی می روی خواستگاری دقت کن آن دختر یا پسر می تواند مادر یا پدر خوبی برای بچه ات باشد یا نه؟ اما الان این نگاه عوض شده است. فطرت انسان گرایش به خوبی ها دارد.
یکی از معصومین می فرمایند شما سعی کنید بچه را بد تربیت نکنید. اگر بگذاریم از همان ابتدا بچه از کانال کانالی که خدا گفته بزرگ شود، خوب تربیت می شود.
روان شناسی اسلامی اگر بخواهیم بدانیم باید نامه حضرت علی به امام حسن را بخوانیم. البته من کتاب مسئولیت و سازندگی آقای صفایی حائری را هم برای بحث تربیت فرزند پیشنهاد می کنم.
*بچه های شما تاکنون اعتراضی نسبت به امکانات کمترشان در مقایسه با دوستانشان نداشته اند؟
مشخص است که بچه ها گاهی از این دست حرف ها می زنند. اما باز هم این بر می کردد به بحث تربیت که فرزند جوری بار بیاید که این مسائل خیلی برایش مهم نباشد. در این گونه موارد با بچه ها حرف می زنیم و را و روش درست زندگی کردن را بهش می گوییم و بچه می فهمد که دنیا چقدر بی ارزش است. همسرم در این خصوص خیلی با بچه ها با زبان خودشان صحبت می کند. تمام بچه ها بچه های خوبی هستند ما پدر و مادر بچه ها را بد می کنیم.
اگر مادری بعد از یک مهمانی خودش از تجملات و زندگی میزبان با حسرت تعریف کند، بچه هم اینگونه بار می آید. اگر بچه بی ارزشی دنیا را در نگاه پدر و مادرش ببیند، برای او هم این مسائل بی ارزش می شود. اما متاسفانه درد دین در جامعه ما کم شده است. خانواده ها ازینکه نکند بچه به خاطر برخی نداشته ها ناراحت شود، یا به قولی عقده ای شود، هر چیزی که بچه بخواهد بلافاصله برایش تهیه می کنند ولی غافل از اینکه سختی ها انسان های بزرگ تحویل جامعه می دهد.
*من متوجه شدم همسرتان خیلی کم منزل هستند ولی حضور پررنگ و مؤثری دارند. ایشان چه رابطه ای با شما دارند؟ چه اخلاقیات خوبی دارند که می توانید به آقایان توصیه کنید؟
همسرم کم منزل هستند ولی وقتی هستند حضور پررنگی دارند؛ با بچه ها صحبت می کنند. من تربیت خوب بچه ها و احترامی که به ما می گذارند را مدیون شوهرم هستم که با بچه ها رابطه صمیمی دارد. اغلب آقایان وقتی خسته با منزل می آیند و بچه ها سر و صدا می کنند ناراحت می شوند و به خانم می گویند بچه را ساکت کن ولی همسر من اینطوری نیستند.
آقایان باید رعایت خانم هایشان را بکنند. نه اینکه مدام در منزل باشند و کار کنند، بلکه الان اغلب خانم ها گله دارند که همسرانشان کارهای بیرون از منزل را می آورند خانه؛ پای کامپیوتر و لب تاب می نشینند. در حالیکه باید سعی کنند اوقاتشان را با بچه ها و خانواده بگذرانند؛ با بچه ها بیرون بروند، بازی کنند و… ما الان مسافرت های زیادی می رویم. هرچند بیشتر به خاطر کار تبلیغ است. ولی حتی در آنجا هم همسرم بعضی از بچه ها را با خودشان می برند تا به من کمک کنند.
*از بچه هایتان هم برایمان بگویید؛ سن و سالشان، خصوصیات اخلاقی و خوبشان؟
خدا رو شکر یک صفت مشترک بین همه بچه هایم، خصلت دلسوزیست؛ هم نسبت به یکدیگر و هم نسبت به من و پدرشان.
دختر بزرگم، مطهره، اول دبیرستان است؛ رشته معارف در جامعه الزهرا می خواند. دختر دومم محدثه، دوم راهنمایی و فرزند سومم مهدی کلاس پنجم، بچه چهارم مهدیه کلاس سوم و بچه پنجم کوثر کلاس اول، بچه ششم ابوالفضل پیش دبستانی، بچه هفتم فاطمه ۳ ساله و بچه هشتم عباس که ۴ ماهش است.
منبع

وقتی ازدواج میکنم که بخواهم

وقتی ازدواج میکنم که بخواهم

الهه علی کرمی
منبع: گام به گام تا توقف ازدواج کودکان در ایران
حقوق کودک ار مهم ترین بحث ها در حوزه حقوق خانواده می باشد در همین زمینه ،مکاتب گوناگون حقوقی ،دیدگاه های متفاوتی ارائه داده اند و بحث های مختلفی صورت گرفنه هدف از این نوشتاربررسی سن قانونی ازدواج در ایران و راهکارهای موجود می باشد. ازدواج زود هنگام، نقض حقوق بشر است  رضایت کامل و آزادانه در امر ازدواج از حقوقی است که در اعلامیه خقوق بشر در سال ۱۹۴۸ به رسمیت شناخته شده است البته چه برای پسر و چه دختر ،ازدواج زود هنگام ،تبعات جسمانی،روانشناختی و عاطفی عمیق به دنبال دارد که لطمه به فرصت های آموزشی و فرصت های رشد فردی از آن جمله است .که خود باعث کاهش اعتماد به نفس و کاهش عزت نفس به دلیل تداوم شرایط و وابستگی مالی به همسر و عدم امنیت و همچنان عدم استقلال روانی و اختیار عمل فردی و همچنان افزایش نسبت خشونت خانگی و انزوای کودکان میشود.

دردهه اخیر سوء استفاده ی جنسی از کودک بیش از بیش در حقوق دولتها و نظام حقوق بین الملل مورد توجه قرار گرفته و هم به عنوان موضوع موافقت نامه های بین المللی مطرح شده و هم در کانون توجه سازمانهای بین الدولی و سازمان های بین المللی غیر دولتی قرار گرفته است.
اهمیت این جنبه از حقوق بشر به این جهت است که موضوع آن یکی از آسیب پذیرترین گروهها،یعنی کودکان ،صرف نظر از جنسیت ،مذهب،فرهنگ،یا وضعیت اقتصادی اجتماعی آنهاست.بر آورده شده است که حدود دو میلیون کودک در صنعت تجارت جنسی مورد سوء استفاده قرار میگیرند هر ساله حداقل یک میلیون کودک قاچاق میشود که به ویژه در برابر سوء استفاده جنسی آسیب پذیر هستند و همین طور آمار حقوقی زیادی نشان میدهد که کودکان در سنین کم ازدواج میکندد آماری که تا به امروز در کشورهای مختلف به چشم میخورد به طور مختصر نیجر ۶۸% جمهوری آفریقای مرکزی۶۸%  بنگلادش ۶۵% سودان جنوبی ۵۲% هند۴۷%  با توجه به محدودیت های دست یابی بر آمار دقیق یونیسف بر آورد کرده است که در ایران تقریبا ۱۷% از دختران پیش از رسیدن به سن ۱۸ طبق بر آوردهای یونیسیف و ۳%دختران هم پیش از رسیدن به سن ۱۵ سالگی ازدواج کرده اند.
متاسفانه هیچ آماری در مورد طبیعت و گسترده ی ازدواج در سنین پایین و بهره برداری جنسی در ایران در دست نیست چرا که این موضوع آشکارا مورد بحث و بررسی قرار نمی گیرد.و دست اندر کاران ادعا میکنند که سوءاستفاده ی جنسی از کودکان در غالب عقد ازدواج مصداق پیدا نمیکند چگونه ممکن است،اجزای بعضی از کلمات مرکب با یکدیگر در تضاد و تنافر هستند به عبارت دیگر اجزای بعضی از این عبارات را با یکدیگر نمیتوان جمع کرد از آن جمله تعبیر ازدواج کودکان است با توضیحاتی که خواهیم داد مسئله بیشتر روشن خواهد شد .
فقدان آمار و ارقام در مورد سوء استفاده جنسی از کودکان نباید بهانه ای برای کوتاهی و مسامحه باشد. زیرا در قانون مدنی ماده ۱۰۴۱ مصوب ۱۳۱۳ نکاح اناث قبل از رسیدن به به سن پانزده سال تمام ونکاح ذکور قبل از رسیدن به سن ۱۸ سالگی تمام ممنوع اعلام شده است و در مواردی که استثنا معافیت از شرط سن اعطا شود ولی در هر حال این معافیت نمیتواند به اناثی که کمتر از سیزده سال تمام دارنند و به ذکوری که کمتر از ۱۵ سال دارند اعطا شود بعد از این ماده مطابق قانون اصلاحی سال ۱۳۶۱ خورد و سن مجاز برای ازدواج را بعد از بلوغ دانست و در تبصره آن ماده بیان میشد که عقد نکاح قبل از بلوغ با اجازه ولی صحیح است به شرط رعایت مصلحت مولی علیه و در اخر اصلاحی در سال  ۱۳۸۱ در مورد سن ازدواج بیان داشت عقد نکاح دختر قبل ازرسیدن به سن ۱۳ سالگی تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن ۱۵ سال تمام شمسی منوط به اذن ولی به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح میباشد. پس در این ماده نفوذ نکاح صغیر مشروط بر این دانسته که اقدام ولی به مصلحت کودک باشدو به بار نیامدن مفسدت کافی نیست .و در قانون که در سال ۱۳۸۱ به عنوان قانون حمایت از کودکان و نوجوانان تصویب شده در ماده یک این قانون اعلام میدارد کلیه اشخاصی که به سن زیر هجده سال باشند کودک و نوجوان محسوب میشوند. در ماده ۲ این قانون ،قانون گذار هر نوع اذیت و ازار کودکان و نوجوانان را که موجب شود به آنان صدمه جسمانی یا روانی یا اخلاقی وارد شود به سلامت جسم یا روان آنان را به خطر بیندازد ممنوع کرده است. و برای هر گونه صدمه ،اذیت و ازار ،شکنجه جسمی و روحی  کودک ،نادیده گرفتن عمدی سلامت و بهداشت روانی و جسمی او ممانعت از تحصیل او ،فرد مرتکب این  امور به حبس و جزای نقدی تهدید کرده اند همچنین در قانونگذاری در ماده ۵ ،کودک آزاری را از جرایم عمومی محسوب کرده است. که نیاز به شکایت شاکی خصوصی ندارد. از طرف دیگر قانون رشد متعاملین ،معاملات و قراردادهای مالی افراد زیر هجده سال را بی اعتبار اعلام کرده است ،یعنی این افراد نمیتوانند تعهد مالی به عهده بگیرند یا طرف قراردادهایی واقع شوند که جنبه مالی دارد. همانطور که میدانید ،ازدواج قراردادی است که برای تحقق آن رضایت زن و شوهر لازم است برای اینکه این رضا مخقق شود ،باید طرفین اهلیت داشته باشند و یکی از شروط داشتن اهلیت علاوه بر بلوغ ،رشد است .یعنی همان چیزی که در قانون رشد متعاملین ،وجود آن را در زیر هجده سال معدوم فرض شده است.  همچنین توجه داشته باشید که بدون تردید،قرارداد نکاح آثار مالی دارد .آنگاه این سوال مطرح خواهد بود چگونه کسانی که کودک محسوب میشوند ،میتوانند ازدواج کنند و از طرف دیگر قانونگذار هر نوع اذیت و ازار به کودکان را که به آنها صدمه جسمی،روانی یا اخلاقی وارد کند و سلامت جسم و روان را به مخاطره بیاندازد ممنوع کرده ااست با عنایت به این که ازدواج قطعا رابطه ی جنسی را به دنبال خواهد داشت چگونه میتوان حالتی را فرض کرد که کودکی اعم از دختر یا پسر ازدواج کند و با تبعات جنسی ازدواج مواجه نشودو از این رهگذر ،صدمات جسمانی یا روانی و اخلاقی نبیند و سلامت جسم و روان او در مخاطره قرار نگیرد؟ در مورد ازدواج دختران کوچک در ماده پنجاه قانون حمایت خانواده  در صورتی که این ازدواج منجر به ضایعات بدنی یا مرگ شود که  چنین احتمالی وجود دارد قانونگذار برای ولی قهری ،شوهر و عاقد مجازاتهای کیفری شدیدی مقرر کرده است.درست است که اصلاح قانون و منوط کردن ازدواج به رعایت مصلحت طفل و اجازه دادگاه گام مثبتی است اما نباید نادیده گرفت که ایران فقط شهرهای بزرگ نیست که در آن ازدواج بالای سن ۱۸ سالگی اتفاق بیافتد هنوز در خیلی از روستاها و شهرهای بزرگ برای دختران وظیفه ای بالاتر از ازدواج متصور نیست بدون شک در این مناطق مصلحت دختر ازدواج زودرس است و هر گونه زیر سوال بردن آداب و رسوم در این مناطق مردود است مضافا به این که طبق کنوانسیون حقوق کودک هر فردی زیر ۱۸ سال کودک است ایران هم به این کنوانسیون پیوسته پس شایسته است سن ازدواج برای پسر و دختر برابر بالای ۱۸ سال باشد. در نظام حقوقی ایران در مورد ازدواج و سن قانونی آن حمایتی واقع نشده و در جای مناسب خود قرار نگرفته است.در نتیجه مدافعان و فعالان حقوق بشر نیز در شکل دادن هر گونه پیشرفتی در جهت مبارزه ازدواج در سنین پایین ناتوان هستند.
letting-go-motherhoodانتشار اعلامیه روانی حقوق کودک از ابتکارات انجمن بین المللی روان شناسان در سال ۱۹۷۹ بود که حق برخورداری کودک از محبت ،امنیت،رهایی از ترس و آزادی جسمی و روانی اموزش هویت ،آزادی بیان تشویق به بازی و رشد و خلاقیت را در اصول نه گانه خود بیان میکرد .از منظر جمهوری اسلامی ایران حقوق اساسی   اعتقاد آنچه در اندیشه اسلامی به عنوان حقوق کودک شناخته شده فراتر از اعلامیه ها و کنوانسیون بین المللی بوده و حتی حقوق قبل از تولد کودک را مدنظر قرار داده است بر این مبنا جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۷۲ برابر با ۱۹۹۳ میلادی کنوانسیون حقوق کودک را به صورت مشروط پذیرفت که این سنت پس از تسلیم آن به سازمان ملل متحد از سال ۱۳۷۳ لازم الااجرا شده است با این الحاق ما در جهت حمایت از حقوق کودک اعلام نمود.
ازدواج در سنین پایین بدون شرایط و آموزش و صلاحدیدهای لاجرم آثار متعدد و شدید کوتاه مدت و بلند مدت فیزیکی و روانی بر آنها به جای میگذارد که ممکن است بهبودی و رشد آنها را با مشکلات جدی مواجه کند وقتی ازدواج در سنین پایین صورت می گیرد به تبع آن و با توجه به فشارهای فرهنگی بارداری زودرس اتفاق می افتد در شرایطی که مادر نوجوان به بلوغ نرسیده است در شرایط بارداری،زایمان شیر دهی بقاءسلامت مادر و کودک را به خطر میندازد.
نهادهای حامی کودکان از میزان خطر بی خبرند و به کودکان نیز آگاهی های لازم  داده نمیشود ،این امر توان مقابله را کاهش می دهد .و مادامی که این موضوع در جامعه ایران به شکل عمومی مطرح نشود ، امیدی برای کاهش رنجهای کودکان وجود ندارد. ساختار سنتی خانواده ها ،به خصوص چگونگی نقش پدران بر سختی کار می افزایدو در جوامعی که به سبک سنتی همسرگزینی معتقدند، پدران یا سرپرست خانواده ،معمولا خود دست به انتخاب شوهر برای دختران می زنند  چگونه ممکن است مصلحت را رعایت کنند.مثل کشورهای آفریقای ،جنوب آسیا همچنان در مناطقی از ایران چگونه امیدی برای کاهش رنجهای کودکان وجود دارد دلایل مخالفت با ازدواج کودکان :
    مادر ایمن: safe motherhood
وقتی ازدواج در سنین پایین صورت میگیرد ،به تبع آن و با توجه به فشارهای فرهنگی ،بارداری زودرس اتفاق می افتد.در شرایطی که بدن مادر نوجوان به بلوغ نرسیده است در شرایط بارداری ،زایمان ،شیردهی،بقاء سلامت مادر کودک را به خطر میندازد..
سقط جنین های غیر عمدی.
    مرگ و میر مادری: maternal mortality

:Teenage pregnancy


حاملگی و مشکلات و عوارض زایمان درصد علل مرگ و میر دختران ۱۵ تا۱۹ ساله در کشورها با درآمد متوسط و پایین دنیا قرار دارند هر چند که میدانیم که اصطلاح حاملگی نوجوانان را معمولا برای شرایطی به کار میبرند که حاملگی خارج از کانون ازدواج صورت گرفته باشد آمار واقعیت های آمار جهانی حکایت از این دارد که،عمده این نوع حاملگی ها اتفاقا در چهارچوب نهاد ازدواج و خانواده شکل گرفته است.
۹۰% بارداری نوجوانان در چهارچوب ازدواج رخ میدهد.
نگرانی های نسبت به سلامت نوجوانان  موجود است  و ضرورت محافظت از افرادی در دنیایی که با انواع تهدیدها  و مخاطراتی چون بیماری های مقاربتی ،ایدز،اچ ای وی و… در جریان ازدواج دائم یا موقت روبرو هستیم و نسبت به این بیماری ها اسیب پذیر هستند .
چهار استراژدی برای مقابله:
GIRLS NOT BRIDES
تشکل بین المللی تحت عنوان دختر بچه نه عروس که خود متشکل از بیش از ۵۰۰ سازمان جامعه مدنی از هفتاد کشور دنیاست  در جهت پایان دادن به ازدواج کودکان و قادر ساختن دخترانی که ازدواج کردهاند برای بالفعل کردن استعداهایشان فعالیت میکند.
نظریه ای تحت عنون تغیر در معرفی یکسری رویکردهای اساسی برای مقابله با ازدواج کودکان ارایه کرده است که طی آن بر نقشی که هر فردی می تواند برای جلوگیری از این روند ایفا کند تاکید میکند:
در چهارچوب این نظریه تغییر،چهار مقوله به شرح زیر در جهت هماهنگی و هم افزایی تلاش های جمعی معرفی میشود:
توانمند کردن دختران EMPOWER GIRLS
MOBILIZING FAMILIES AND COMMUNITIES بسیج خانواه و اجتماعات محلی
تامین و تدارک خدمات ، ایجاد قوانین و سیاست ها.

Empower girl: 


توانمند کردن دختران: آموزش دختران و کار کردن با اینها تا بتوانند دانش و مهارت ها را کسب کنند  و به حقوقشان آگاه شوند و از حقوقشان بهره گیری کنند و کمک به آنها در جهت اینکه شبکه های حمایتی ایجاد کنند.
کمک به دختران تا بتوانند خود به کارگزاران تغییر تبدیل شوند و خانوادههایشان را در مسیر درست همسر گزینی و به همسر گزینی تحت تاثیر و تغییر قرار دهند.و با آگاهی از نقش های دیگری که میتوانند در جامعه یا اجتماع حود بر عهده گیرند مسیر را در زندگی خود بگشایند.
در همین جهت تامین برنامه های آموزشی در فضای امن : که میتواند هم فضای آموزشی باشد وارتقای مهارت های اجتماعی و ارتباطی و حرفه ای ایشان را به دنبال داشته باشد و هم فضای غیر رسمی باشد  شکل گیری دوستی هایی که بین ایشان ،مربیان و سایر دختران  یادگیرنده  و ایشان را از خدماتی که در محله یا اجتماع محلی برایشان فراهم هست مطلع گرداند.
این برنامه ها میتواند اعتماد به نفس وحس خود اثر بخشی این دختران را ارتقا بخشد .به ویژه دخترانی که دسترسی به نهاد های آموزشی رسمی ندارند.
The UNS commission on the status woman
در پایان، بر اساس توصیه ی کمیته ازدواج زود هنگام باید جلوکیری شود ،زیرا این ازدواج زود هنگام دختران را با کمترین حمایت در برابر سوءاستفادهی جنسی،در دست همسران بزرگسالشان رها میکند با وجود انکه نرخ با سوادی در ایران  بالاست  و اکثریت   مطلق کودکان  به مدرسه می روند ،هیچ تلاش آموزشی در این نهاد ها برای آگاه کردن کودکان در این مقوله صورت نمیگیرد بی توجهی به این اسیب ها همچنان بر میزان اسیب پذیری کودکان می افزاید  چرا که انها بدون دیدن اموزش های لازم در این موضوعات وارد زندگی زناشویی میشوند.
برای خاتمه دادن به این موضوع ازدواج در سنین پایین اشخاص علیرغم وجود تضادهای فرهنکی و سنتی باید اهمیت این مشکل جدی را ، درک کنند  دولت ها باید این مسئله را که چه عملی به عنوان سوء استفاده  محسوب میشود به ماموران نظامی و غیر نظامی اموزش دهند به همین ترتیب الویت دولتها باید این باشد که به کودکان و مردم آموزش دهند  چه اعمالی تجاوزگرانه و سوءاستفاده آمیز است. سازمان ها باید با مقامات رسمی دولت ها همکاری کنند تا در زمینه طبیعت سوء استفاده جنسی آموزش لازم را به آنها بدهند دولت وسازمانها همچنین باید به خانواده ها ومدارس .و موسسات اجتماعی از جمله موسسات مذهبی و فرهنگی تفریحی یاری رسانند .معطوف کردن تلاش ها و مسئولین کافی نیست کودکان باید به حقوق خود، به خصوص حق بر ایمن بودن از بهرهبرداری و سو استفاده جنسی آگاه باشند .این امر اسیبپذیری آنها را کاهش میدهد.در صورتی که قربانی شدند احتمال کشف و ردیابی بالا میرود .
در کشورهایی مانند ایران که مردم به شدت پایبند ارزشهای سنتی هستند ممکن است در برابر افزایش این آگاهی ها مقاومت هایی صورت بگیرد  چرا که چنین اقداماتی از نظر مذهبی نامناسب است و یا به حریم خانواده خدشه وارد میسازد .حمایت دولت از این اقدامات اساسی میتواند به تعدیل چنین واکنش هایی کمک کند به علاوه راه هایی وجود دارد که دولت ها و سازمان های غیر دولتی بتوانند به اموزش افراد بپردازند تا کمتر مساله ساز باشد.فعالان در ایران برای غلبه بر ترس از هنجارشکنی باید روش های مشابهی را به کار گیرند.چرا که رنجش جامعه نباید مانع آموزش در مورد این امر مهم شود افکار عمومی در مورد این موضوع نباید موجب محدود شدن اقدامات اموزشی شود حامیان فعالان کودک میتوانند از روش های مختلفی برای اموزش افراد استفاده کنند.

کودکی با طعم مادری

کودکی با طعم مادری

مهناز بیرانوند
او اکنون باید با عروسک هایش بازی کند، اما بجای عروسک نوزادی را در بغل دارد و تجربه مادری را در کودکی تجربه کرده است. در این نوع ازدواج ها وقتی کودکی هنوز طعم کودکی را نچشیده است، باید خوی مادری را به خود بگیرد و عشقی که او در کودکی از مادر و پدرش نگرفته، باید به نوزادش منتقل کند.
براساس تعریف کنوانسیون حقوق کودک، افراد کمتر از ۱۸ سال، کودک محسوب می شوند. طبق آمارهای موجود، در ایران تقریبا حدود ۱۷ درصد دختران پیش از رسیدن به سن ۱۸ سالگی ازدواج می کنند و طبق آمار یونیسف سه درصد از دختران هم پیش از رسیدن به سن ۱۵ سالگی ازدواج می‌ کنند.
در شبکه های اجتماعی هر روز خبر از ازدواج زودهنگام کودکان زیر ۱۵ سال شنیده می شود، اما ازدواج هایی که سرانجام ندارد و شاید قصه لیلا دختر ۱۱ ساله ای که در این شبکه ها منتشر شده بود همه شنیده باشند.
دخترکی که بخاطر ازدواج زودهنگام و تحمل نکردن زندگی مشترک، تن به خودکشی داد و سرانجام زندگی اش در سن ۱۱ سالگی به مرگ ختم شد، مرگی که همانند زندگی اش خیلی زودهنگام بود.
مریم دختری ۱۳ ساله که با گذشت دو سال از ازدواجش در یکی از روستاهای کشور، با مردی ۲۵ ساله، غصه ازدواج و بچه داری ندارد، دردش فهمش از زندگی است، خود چیزی از زندگی نمی داند و حالا باید مفهوم زندگی را به فرزندش آموزش دهد.
وی با چشمانی اشک بار فقط به صورتم خیره می شود و چیزی نمی گوید، تنها سخنی که به زبان می آورد،‌ چرا من؟
مادرش به سختی زندگی با همسرش اشاره می کند و می گوید: پدرش معتاد است، برای اینکه پول موادش را دربیاورد، دخترش را به پسر یکی از مواد فروشان داد، از آن روز تا حالا یک چشمم اشک و یک چشمم خون است،‌ دخترم هم همینطور.
دوباره از روزهای سخت زندگیش می گوید روزهایی که با مواد، کتک، خشونت و بدرفتاری همراه بوده است، روزهایی که دخترش را که باید در آغوشش عروسک باشد، نوزادی دو ماهه در بغل دارد، به یاد می آورد.
خیلی شرایط سختی است، چون وقتی دخترم را می بینم که با نوزادش در گوشه ای از اتاق هر روز گریه می کند که چرا من زود ازدواج کرده ام، دلم خون می شود، چرا نباید دخترم اکنون با همبازی هایش در مدرسه یا کوچه بازی کند.
عاطفه که اکنون ۱۵ سال دارد و در ۱۲ سالگی تجربه مادر شدن را داشته است، خیلی دردناک قصه زندگی اش را تعریف می کند.
دردی که من دارم شما نمی دانید که چیست، وقتی که پدرم می خواست من را به زور راهی خانه بخت کند، با عروسکی که از دختر همسایه مان به من هدیه شده بود رفتم، فکر می کردم خانه ای که می خواهم بروم، چند کودک همبازی من در آنجا است، اما اینگونه نبود.
عاطفه نیز دردهای ناگفته اش در سه سال زندگی مشترکش را اینگونه بازگو می کند که زندگی مشترک برای من همیشه طعم کودکی می داد اما این نبود و هر روز باید خانه را تمیز می کردم، آشپزی می کردم و هزاران کار دیگر که دختران همسن و سال من خیلی از آنها این تجربه را ندارند.
کاش فقط خانه داری و آشپزی بود، زمانی به خودم آمدم که دیدم نوزادی در آغوشم است و باید برایش مادری کنم، همیشه با شوهرم دعوا می کردم که چرا ما باید اینقدر زود بچه دار شویم، اما این بگو مگوها نتیجه ای نداشت و در روزهای کودکی ام، مادر شدم.
مادری که هیچ چیز از زندگی مشترک نمی داند، باید مادری کند، مادری که از درد و رنج و یا خوشی و ناخوشی زندگی چیزی نمی داند باید مادری کند، اینها را وقتی فهمیدم که حس مادری به من دست داد.
نمی دانستم که مادر شدن چقدر سخت است ولی باید مادری می کردم، کاش زندگی من هم به گونه ای می گذشت که کودکی را در کودکی و مادری را در بزرگسالی تجربه می کردم، اما تقدیر من این نبود و همه چیز برعکس شده و زندگی من با تلخی آغاز شده است.
درد اینها را فقط مادری می فهمد که چند فرزند خردسال را بزرگ کرده و این کودکان مظلوم که در کودکی ازدواج زودهنگام داشته اند، چه از زندگی مشترک می دانند که انتهای این زندگی مشترک یا به طلاق می انجامد یا زندگی سرد و بی روح و گاها برخی هم می توانند از پس این زندگی خوب برآیند.
۷b0f07d72d405db763ffdfda970ad943
مجید ابهری رفتار شناس اجتماعی در این باره می گوید: ازدواج های زودهنگام علاوه بر اینکه آسیب زا و موجب ناهنجاری های مختلف است خود نیز دارای مشکلاتی می باشد که دامنگیر جامعه و خانواده های آنها می شود.
ابهری ادامه می دهد: افزایش بیوه های جوان و ‌فرار از خانه از جمله آسیب های ازدواج های نارس یا همان ازدواج های زودهنگام است که باید از این نوع ازدواج ها با فرهنگ سازی جلوگیری کرد.
وی بی تفاوتی جنسی همراه با بی مبالاتی اخلاقی را به عنوان دومین گروه از ناهنجاری های این نوع ازدواج دانست و اضافه می کند: این نوع ازدواج ها، ازدواج هایی هستند که بخاطر آداب و رسوم مانند ناف بری، خون بس، عقد آسمان بسته و امثال آنها اتفاق می افتد البته دردناک ترین بخش آن در تبدیل این پیوندها به داد و ستد مالی است.
این کارشناس و رفتارشناس اجتماعی می گوید: در این نوع ازدواج های غلط و زودهنگام متاسفانه دختری نوجوان به عقد مردی بزرگتر از پدر خویش درمی آید، البته بدون هیچگونه مقدمه و ارتباط قبلی و فقط بخاطر فشار اطرافیان صورت می گیرد.
وی تصریح می کند، در بررسی برخی از خودکشی ها و خودسوزی ها، ناخواسته بودن ازدواج و اجباری بودن آن به عنوان عامل محرک مورد استناد قرار گرفته و در این باره بیسوادی والدین و جهل اجتماعی آنها عامل اصلی رضایت پدر و مادر برای این پیوندها است.
ابهری ادامه می دهد: ظهور بیوه های جوان ۱۶ تا ۱۸ ساله عارضه اصلی این گونه ازدواج ها بوده که با توجه به فرهنگ اجتماعی برخی از روستاها و شهرستان ها این گونه زنان به عنوان بیوه فقط می توانند به عنوان چندمین همسر یا همسر سایه انتخاب شوند.
وی خاطرنشان می کند: اطلاع رسانی یا آگاه سازی والدین و خانواده ها، تشدید مجازات والدینی که فرزندان خود را مجبور به ازدواج می کنند می تواند از افزایش این نوع ازدواج ها جلوگیری کند.
این رفتارشناس اجتماعی اضافه می کند: حمایت های اجتماعی از این عروس های عروسک باز مانند حمایت مالی، معنوی و مشاوره ای دومین قدم برای پیشگیری از این نوع ازدواج ها است.
وی ابراز امیدواری کرد با اطلاع رسانی به خانواده ها و آگاهی بخشی درباره این نوع ازدواج ها، بتوانیم در آینده شاهد هیچگونه ازدواج زودهنگام یا نارس در جامعه نباشیم.
** ازدواج زودهنگام از هزاران آسیب تا نابودی فرد و قوانین ناکارآمد
عالیه شکربیگی جامعه شناس نیز در این باره می گوید: ۲۰ درصد دختران ما درگیر ازدواج در سنین پایین هستند و این ریشه در چند مساله دارد که اولین مساله باورهای سنتی است که خانواده ها با توجه به باورهای سنتی مبتلای جامعه به چنین ازدواج هایی تن می دهند.
وی اضافه می کند: همچنین این ازدواج ها ممکن است ریشه در بلوغ زودرس در دختران ما داشته باشد که این درصدی از آن را شامل می شود که متاسفانه برخی از دختران خواهان ازدواج در این سنین هستند و به هر حال دلایل دیگری در این موضوع می تواند دخیل باشد که همراهی با گروه دوستان و همسالان می تواند از این عوامل و علل ازدواج زودهنگام دختران در سنین پایین باشد.
وی ادامه می دهد: علاوه بر اینکه ممکن است پویایی و فعالیت خانواده ها در این گروه سنی که ازدواج می کنند نقش داشته باشد؛ ولی باید قوانین این نوع ازدواج ها آسیب شناسی شود چرا که قوانین ما در واقع ریشه در باورها، عرف و سنت جامعه دارد که در قالب قوانین تصویب می شود.
شکربیگی می گوید: قوانینی وجود دارد که ازدواج گروه های سنی حتی کمتر از ۱۳سال را قانونی می کند و طبق قانون ازدواج دختران در ۹ سالگی اشکال ندارد و وقتی قانون این باور را در دسته هایی از جامعه ایجاد می کند طبیعی است که این اتفاق در زندگی مردم رخ دهد.
وی ادامه می دهد: به طور کلی قوانین ما در این خصوص ناکارآمد است و قوانین ناقص نیز باعث می شود که
چنین ازدواج هایی در جامعه شیوع یابد.
این جامعه شناس می گوید: این قوانین باعث می شود که ۲۰ درصد از دختران ما گرفتار این ازدواج ها شوند و به دلیل فقدان زندگی فردی، زناشویی و خانوادگی این نوع ازدواج ها خیلی زود به طلاق و سایر آسیب ها منجر می شود.
شکربیگی با بیان اینکه ما خواهان آسیب شناسی جدی این مساله هستیم، خاطرنشان می کند: نتیجه این نوع ازدواج ها این است که بیوه های جوان در جامعه افزایش می یابد و ممکن است فرزندانی هم داشته باشند اما تکلیف این فرزندان چیست؟
وی اظهار می کند: متاسفانه در بحث حقوق خانواده ناکارآمدی قانونی داریم و در بسیاری از موارد باید آسیب شناسی کنیم و نقص، نبود و یا ضعف قوانین را بررسی کنیم که اگر دختران در این سنین ازدواج می کنند چه باید کرد؟
این جامعه شناس ادامه می دهد: زندگی این دختران پس از ازدواج زودهنگام به پایان آن یعنی طلاق می رسد و گاها که به طلاق نمی رسد منجر به خشونت خانوادگی می شود.
وی اضافه می کند: ممکن است یک درصد از این ازدواج ها آن هم به معنای واقعی نه با واقعیت به سرانجام برسد.
وی معتقد است که کودکان و نوجوانان باید در این سنین کودکی و نوجوانی کنند و بار سنگین ازدواج را نباید به دوش آنها گذاشت و یک نفر را نباید به زندگی آنها وارد کرد.
شکربیگی اضافه کرد: در چنین زندگی هایی باورهای مردسالارانه وجود دارد و خشونت را در آن شاهد هستیم، البته همسرکشی، کتک خوردن آنان و طلاق را حاصل این ازدواج ها می دانیم.
وی خاطرنشان می کند: پس از طلاق آینده این افراد تحت تاثیر قرار می گیرد و این پیشینه، زندگی این فرد را در آینده تحت الشعاع قرار می دهد.
**ازدواج دختران در سنین پایین جنایت است
وی اطلاع رسانی و آگاهی بخشی به خانواده ها برای جلوگیری از ترویج این نوع ازدواج ها و توانمندسازی زندگی زناشویی را از راهکارهای اساسی در این زمینه عنوان کرد و می گوید: باید با ارائه آموزش به والدین از ازدواج دختران در این سنین جلوگیری کنند چون یک جنایت علیه فرزندان آنها است و مجبورند تا پایان عمر با این شیوه نامناسب زندگی خود را ادامه دهند.
این جامعه شناس می گوید: اینکه در دوران نوجوانی و جوانی تکلیفی را بر عهده آنان بگذاریم یک نوع جنایت است و نباید آنها را وادار به زندگی اینچنینی کنیم چون این افراد نسبت به تکلیف خودشان آگاهی ندارد و نمی توانند زندگی را پیش ببرند و این فرد را به نابودی سوق می دهد.
شکربیگی ادامه می دهد: ما در جامعه شاهد هستیم که ازدواج در سنین کودکی صورت می گیرد و ممکن است بعد از طلاق اول، آن فرد چندین بار دیگر ازدواج کند و دوباره طلاق بگیرد اما به خاطر زخمی که از نظر روحی و روانی به آنها وارد می شود، نتواند با فرد دیگری زندگی عادی داشته باشد.
وی خاطرنشان می کند: این چنین ازدواج هایی در زمان های قدیم مرسوم بوده که در آن زمان نیز همراه با ستیزه، خشونت، کتک کاری و قتل بوده اما چون آن زمان رسانه ها نبودند و اطلاع رسانی دقیقی صورت نمی گرفت،‌ کسی خبر از چنین زندگی هایی نداشت.
وی ابراز امیدواری کرد با فرهنگ سازی،‌اطلاع رسانی و آگاهی بخشی بتوان روی چنین مساله ای کار کرد و از هرگونه ازدواج زودهنگام که هزاران آسیب و ناهنجاری به همراه دارد، جلوگیری کرد.
به هر روی هر نوع ازدواج زودهنگام علاوه بر آسیب روحی و روانی به کودکان و نوجوانان، ممکن است هزاران آسیب برای خانواده ها نیز به همراه داشته باشد، از این رو بهتر است خانواده ها بیشتر به این موضوع توجه داشته باشند.
منبع

سنجش وضعیت آماری ازدواج زودهنگام دختران در ایران در سال ۹۴

سنجش وضعیت آماری ازدواج زودهنگام دختران در ایران در سال ۹۴

سنجش وضعیت آماری ازدواج زودهنگام دختران در ایران در سال ۹۴
گزارش کمپین گام به گام تا توقف ازدواج کودکان در ایران به مناسبت روز جهانی دختربچه ها
رایحه مظفریان؛ نویسنده کتاب حلقه
طبق ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن ۱۳ سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن ۱۵ سال تمام شمسی منوط است به اذن ولی به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح.
جامعه جهانی هر گونه ازدواج فرد کمتر از ۱۸ سال را در زیرگروه ازدواج زودهنگام یا کودکان تلقی می کند. کنوانسیون ها و الحاقات بیشماری توسط سازمان های بین المللی تصویب شده اند که کشورها را ملزم به جلوگیری از رواج این گونه ازدواج ها کرده اند. ایران به برخی از کنوانسیون ها و پروتکل ها پیوسته است و بعضی را هم با تحمیل شروطی قبول کرده است و مبنای عدم تضاد با شرع و قوانین داخلی را برای پذیرش شرط قرار داده است.
هر سال تقریباً ۸۰۰ هزار ازدواج در ایران ثبت می­شود. در میان این رقم بزرگ، تعداد بسیار اندکی مربوط به ازدواج­های کودکان است. برخی از منتقدین به ازدواج کودکان معتقدند که رقم ازدواج کودکان باید بر کل ازدواج­های ثبت شده در هر سال تقسیم شود. اگر این کار صورت گیرد، ازدواج کودکان آن چنان هم بحران یا معضل شناخته نخواهد شد یعنی تنها ممکن است کمتر از ۱ درصد کل ازدواج­های ثبت شده در کشور به کودکان تعلق گیرد. این پیشنهاد مشکلی به همراه خواهد داشت. در حالی که جامعه جهانی معتقد است ازدواج زودهنگام حتا یک کودک نباید نادیده گرفته شود چراکه برای جامعه مشکلاتی به همراه خواهد داشت، که سعی شده در خلال مطالب به آن­ها اشاره شود، دست­اندرکاران دولتی سعی بر کم رنگ جلوه دادن این پدیده دارند. «وقتی این رقم­ها را با کل ازدواج­هایی که در کشور صورت می­گیرد مقایسه کنیم روند افزایشی را می­بینیم که این پدیده را قابل توجه می­کند و با توجه به پیامدهای آن بر خانواده، اجتماع و روی خود افراد، نیاز به یک بررسی دقیق دارد.
e-t-94p.xlsx
­
در برابر واقعه ازدواج، واقعه طلاق را هم باید در نظر گرفت. طلاق عامل گسست خانواده­ها محسوب می‌گردد. نحوه برخورد با واقعه طلاق در کلیه جوامع متفاوت است و این مطلب مستقیماً با آداب و رسوم و فرهنگ آن جامعه ارتباط دارد. در کشور ما استحکام و سلامت خانواده بسیار با اهمیت است. بدین لحاظ به خانواده به عنوان کوچک­ترین نهاد اجتماعی و مهم­ترین کانون تربیت افراد اجتماع نگریسته می­شود و به شکل ویژه­ای به آن توجه می­گردد، به طوری که بخشی از مطالعات اجتماعی در راستای شناخت معضلات خانواده صورت می­گیرد.
آن چه در مجموع تمامی این ازدواج­ها و طلاق­ها می­تواند جالب توجه باشد این موضوع است که ترکیب سنی ازدواج­ها و طلاق­های دختران و پسران کودک چگونه است؟ به این معنی که دختران کم سن و سال بیشتر با مردان چه سنینی ازدواج می­کنند و بر عکس. تعدادی از کودکان هر ساله با مردان یا زنانی ازدواج می­کنند که با آن­ها اختلاف سنی زیاد و قابل توجهی دارند. به عنوان مثال در سال ۱۳۹۰، ۱۲ مورد ازدواج دختران کمتر از ۱۰ سال با مردان ۳۵ تا ۳۹ سال ثبت شده است؛ یا در همین سال ۱۰ مورد ازدواج پسران کمتر از ۱۵ سال با زنان ۳۰ تا ۳۴ سال ثبت شده است. این ارقام حاکی از اختلاف شدید سنی بین زوج و زوجه است. همچنین باید این موضوع را در نظر گرفت که در این آمارها تعداد ازدواج­های پیشین زوجین نیز ثبت نشده است.
در سال ۱۳۹۴، ۳۷۱۱۷ دختر کمتر از ۱۵ سال با مردان در سنین مختلف ازدواج کرده اند و ۱۲۴۹ دختر در این سن از شوهران خود جدا شده اند.
e-t-94p.xlsx
در حال حاضر روزانه ۲۰ هزار دختر زیر هیجده سال در کشورهای در حال توسعه مادر می‌شوند. این روند اگر به این شکل ادامه یابد، در سال ۲۰۳۰ حدود ۱۵ میلیون دختر کمتر از پانزده سال مادر خواهند شد. هر سال ۷٫۳ میلیون دختر کمتر از هیجده سال در جهان صاحب فرزند می­شوند. ۲ میلیون نفر از آنان کمتر از چهارده سال سن دارند. دفتر سازمان ملل متحد در نیویورک، در گزارش سالانه خویش اعلام داشت و تأکید کرد که خطر بیماری و حتا مرگ، جان بسیاری از این افراد را تهدید می­کند.
با نگاهی به آمارهای ارائه شده توسط سازمان ثبت احوال کشوری می­توان ارتباط بین ازدواج زودهنگام دختران و بارداری زودهنگام مادران را سنجد. در سال ۱۳۹۴، ۱۵۱۱ دختر کمتر از ۱۵ سال در ایران مادر شده اند. بارداری در سنین پایین با توجه به این که دختر نوجوان در سن رشد قرار دارد، می­تواند خطرات و عوارض بسیاری را به دنبال داشته باشد. به همین دلیل توصیه می­شود که نوعروسان تا رسیدن به سن مناسب بارداری از بارداری پرهیز کنند (عصر ایران، ۱۳۹۲). سوال­های بسیاری در رسیدن به این خواست ایده آل وجود دارد. چگونه می­توان دختران محروم از تحصیل را آگاه کرد که برای بارداری تمهیداتی را به کار ببرند؟ چگونه می­توان شوهر و خانواده شوهر را راضی کرد که بارداری کودک را به تعویق بیندازد؟
v-f-94p.xlsx
کودک همسری، کودک مطلقگی، کودک والدی، کودک بیوگی و کودک سرپرستی معضل هایی هستند که زودهنگام کودکان جامعه ایران را از دنیای کودکی جدا می کند و مسئولیت های سنگین زندگی را پیش از آن چه که جامعه برایشان در نظر گرفته است به آن ها تحمیل می کند.
برای آگاهی بیشتر از اثرات ازدواج زودهنگام، کارزاری در ایران با نام گام به گام تا توقف ازدواج کودکان در ایران با انتخاب بادکنک نارنجی به عنوان نماد این معضل مشغول به فعالیت است.
www.stopemiran.com

مادرانی که کودکند

مادرانی که کودکند

نگاهی به ازدواج‌های زیر سن قانونی در کشور

نسترن زینل لی
ازدواج زودهنگام دختران در کشور معضلی است که اگر به آن بی‌توجهی شود، پیامدهای غیرقابل جبران اجتماعی و روانی را در پی خواهد داشت. کودکانی که در سنین کم و دقیقا در زمان کسب مهارت برای مواجهه با زندگی، مجبور به قبول مسئولیت در زندگی می‌شوند و نقش همسر و به زودی پس از آن، نقش مادر را می‌پذیرند، در برابر انتظارات اجتماعی بسیار شکننده خواهند بود. ازدواج‌های غیرقانونی در سن کمتر از ۱۶ سال، دقیقا در برهه‌ای از زندگی کودکان رخ می‌دهد که زمان کسب تجارب و بازیگوشی‌های دوران کودکی است. این دسته از وصلت‌ها کودک را بدون آمادگی و آموزش به سطحی از زیست اجتماعی وارد می‌کند که توانایی مدیریت آن را ندارد و این امر موجب پیدایش فشارهای روانی در وی می‌گردد. نکته قابل تامل و البته متأثرکننده این است که کودک قربانی ازدواج زودهنگام، به‌زودی نقش مادر را می‌پذیرد و این فرد چگونه می‌تواند موجودی را که چند سالی بیشتر با او فاصله سنی و فکری ندارد، بپروراند؟
ازدواج،تنها گزینه پیش رو
در چند ماه اخیر شاهد آمارها و گزارش‌هایی از روستاهای کشور بودیم که از ازدواج زودهنگام و غیرقانونی دختران خبر می‌داد. البته این خبرها  اتفاق جدیدی در کشور نیست. اما بالا رفتن بی‌رویه این آمار نگرانی جامعه‌شناسان و دیگر اقشار جامعه را در پی داشته است.
روستای پسک سفلی از توابع شهرستان خوی در آذربایجان شرقی یکی از روستاهایی است که آمار بی‌شمار ازدواج را در سنین پایین برای دختران دارد. در این روستا دو مقطع دبستان و راهنمایی وجود دارد که راهنمایی مختص پسران است و به گفته مردم روستا دختری که تا کلاس پنجم درس بخواند، در نظر مردم این روستا لیسانس گرفته است.
در این روستا دختران بین سن ۷ تا ۱۱ سال نامزد می‌کنند و ۳ یا ۴ سال بعد زندگی مشترک خود را آغاز می‌کنند. طبق آمار رسمی آموزش و پرورش که در سال جاری منتشر کرده است، از ۲۶۱دانش آموز روستای پسک سفلی ۹۶ دانش آموز دختر و ۱۲۰ دانش‌آموز پسر در مقطع ابتدایی تحصیل می‌کنند و ۴۵ دانش‎آموز پسر در مقطع راهنمایی هستند.
خانواده‎های این روستا بسیار حساس هستند و تاکید دارند که دختران و پسران از سن دبستان به بعد جدا از یکدیگر تحصیل کنند و این مورد موجب می‎شود که به دلیل کم بودن دانش‎آموز در هر مقطع بسیاری از کودکان روستا از تحصیل باز بمانند.
خانواده‎ها در روستای پسک سفلی اظهار داشته‎اند که هر زمان مدرسه ساخته شد به دخترانمان اجازه می‌دهیم در مدارس حضور یابند و این در حالی‎ست که آموزش و پرورش گفته است تا زمانی که دانش‎آموز نداشته باشید مدرسه‎ای نیز ساخته نمی‎شود! علاوه بر روستای پسک سفلی، در روستای دیزج ریز و عذاب نیز شاهد این مشکلات هستیم.
در تحقیقی که سیما اصلانی، پژوهشگر و کارشناس مشاوره در سال۸۶_۸۷ در این روستا انجام داده است بیشترین علل این ازدواج‎ها را ترک تحصیل دختران دانسته است.
در استان‌های جنوبی کشور (هرمزگان، سیستان و بلوچستان و خوزستان) نیز ازدواج‎های زودهنگام دختران و زیر سن قانونی به شدت رواج دارد. آمارها از استان‌های جنوبی کشور آمارهای ۱۰ ساله است و بسیاری از پژوهشگران اجتماعی اعتقاد دارند که این روند ازدواج در استان‌های جنوبی، جزیی از فرهنگ اجتماعی این خطه شده است و امری طبیعی تلقی می‌شود به طوری‌که اگر دختری به سن ۱۴ سالگی برسد و ازدواج نکرده باشد نگران می‌شود.
غلامپور مدیرکل پیشین ثبت احوال استان هرمزگان اظهار داشته است در ۸ ماهه اول سال، ۸۹ مورد ازدواج زیر ۱۴ سال ثبت شده است که ۵مورد آن، سن دختر، بدون منع قانونی زیر ۱۰ سال بوده است.
همچنین ۱۰۷ مورد در بندرعباس، ۸۷،۳۷و۷۳ مورد به ترتیب در رودان،میناب و جاسک اتفاق افتاده است و پسران در این ازدواج‌ها بین ۱۷تا۲۷ ساله بوده‌اند.
قوانینی که ناکافی به نظر می‌رسند
دکتر احمد تاجی وکیل دادگستری، در مصاحبه‌ای با ایسنا بیان می‌کند که درباره حقوق کودکان در وضعیت فعلی ایران تعریف مشخصی از کودک ارائه نشده است. در مواردی قانون‌گذار سن بلوغ را ۹ سال تمام برای دختران و ۱۵ سال تمام برای پسران (هجری قمری) معین کرده است. و افراد زیر ۹و۱۵ سال کودک تلقی می‌شوند. اما طبق کنوانسیون حقوق کودک که ایران به صورت مشروط عضو آن است به افراد زیر ۱۸ سال کودک اطلاق می‌شود.
علی‌رغم حمایت‌هایی که در قانون ایران برای کودکان وجود دارد، اعم از ولایت پدر، نگهداری و حضانت و غیره قوانین مربوط به کودکان باز هم نواقص زیادی دارد. برای مثال سن قانونی تعریف شده برای بلوغ دختران و پسران به ترتیب ۹ و ۱۵سال است و این امر در نکاح دختران مشکل بزرگی را ایجاد کرده است، چراکه در قانون و ماده ۱۰۱۴ آمده است که نکاح قبل از بلوغ ممنوع است، بر این اساس دختری که به سن ۹ سال و پسری که به سن ۱۵ سال رسیده است می‌تواند ازدواج کند.۱۲۸۰x720-R_z
این‎ها تنها بخشی از آمارهایی بود که از استان‎های محدودی از کشور منتشر شده است.
ازدواج‌های زودهنگام دختران در سنین کم پیامدهای منفی روحی و اجتماعی را در پی دارد. ازدواج زودرس در کودکان، آن‌ها را با انتظاراتی در خانواده روبه‌رو می‌کند که توانایی برآوردن آن‌ها را ندارند. اغلب کودکان پس از ازدواج زودهنگام متوجه حقوق خود در زندگی می‌شوند و همین عامل باعث بدخلقی و بدرفتاری آن‌ها می‌گردد و موجب جدایی و طلاق آن‌ها می‌گردد.
اغلب دختران روستا که در سنین پایین ازدواج می‌کنند، پس از مدت کمی باردار می‌شوند و این در حالی‌ است که شرایط جسمی آن‌ها برای بارداری و شرایط روحی‌شان برای تربیت فرزند نامناسب است.
اما در بررسی علل این نوع ازدواج‌ها می‌توان به ازدیاد موالید در برخی استان‎ها علی‌الخصوص سیستان و بلوچستان اشاره کرد. فرزند‌آوری زیاد در این استان‌ها موجب می‌شود شرایط معیشتی سخت باشد و اغلب خانواده‌ها با مشکلات اقتصادی روبه‌رو شوند و برای رهایی از این وضعیت تمایل دارند که فرزندان خود را در سنین پایین به خانه بخت بفرستند. این موارد استنادی محکم بر کنترل فرزندآوری در خانواده‌ها تلقی می‌شود و باید توجه داشت که فرزندآوری زیاد بدون داشتن توانایی اقتصادی، فرهنگی، آموزشی و… نه تنها موجب پیشرفت جامعه نمی‌گردد بلکه سدی در مقابل پیشبرد اهداف اجتماعی نیز محسوب می‌شود.
همچنین تحقیقات نشان می‌دهند دخترانی که در سنین زیر ۱۸ سال ازدواج می‌کنند، بیشتر از سایر دختران به خشونت خانگی تن می‌دهند و آمارهای طلاق به شکل فزاینده‌ای رشد می‌کند.
علت دیگر در ازدواج‌های زودهنگام بی‌سوادی و کم‌سوادی در خانواده‌هاست که اغلب آن‌ها از پیامد چنین ازدواج‌هایی ناآگاه هستند. همچنین کمبود امکانات آموزشی، نبود برنامه‌های منسجم برای آگاه ساختن خانواده‌ها از دیگر عوامل این پدیده به شمار می‌رود.
ازدواج‌های زودهنگام و بدون آموزش درست و آمادگی قبلی و نیز زادوولدهای متعدد  پس از ازدواج، جامعه را با موجی از فرزندانی روبه‌رو می‌کند که پدر و مادرانی ناپخته و اغلب بی‌سواد یا کم‌سواد دارند و همه این موارد از خطراتی است که جامعه آینده را به شدت تهدید می‌کند.
این آسیب اجتماعی معضل بزرگی در کشور ایجاد کرده است که نیازمند رسیدگی‌های پی در پی و اساسی به خصوصی در مجلس است. شهیندخت مولاوردی، معاون رییس جمهور هم از آمارهای موجود درباره ازدواج‎های زودهنگام دختران اظهار نگرانی کرده است و خواهان ارائه آمار دقیق درباره این‌گونه ازدواج‌ها از  دادگستری شده است.
جلوگیری از انجام ازدواج‌های زودهنگام و غیرقانونی در سنین پایین، از جمله اقداماتی است که باید در صدر برنامه‌های دولت قرار گیرد چراکه مشکلات عدیده‌ای را خصوصا در سطح اجتماعی ایجاد می‌کند که حل آن‌ها نیازمند سرمایه و زمان زیاد است.
تلخی یک اجبار 
دوشنبه ۱۲ مرداد ماه، خبرهایی از سایت‌های محلی شهر کامیاران به گوش می‌رسد؛ دختری ۱۲ ساله تحت فشار به‌دلیل ازدواج اجباری خودش را کشته است.او که با مادر بزرگش در محله تپه پیرمحمد زندگی می‌کردند، با پاره کردن چادر مادر بزرگ و حلق‌آویز کردن خود از میله‌های گاز، به زندگی خویش پایان داد.
به گفته اهالی محل، این دختر که تنها ۱۲ سال سن داشت با مرگ پدر و ازدواج مادرش، با مادربزرگش زندگی می‌کرد.اما  مادربزرگش اصرار داشت که با مردی ازدواج کند که او نمی‌خواست.اینجاست که شاید دیگر هیچ‌وقت نفهمیم کودک ۱۲ ساله کامیارانی اصلا دلش می‌خواسته که ازدواج کند و به این فکر می‌کرده که کودکی‌ای هم وجود دارد یا نه.
منبع

سال گذشته هزار و ۵۱۱ نوجوان کم‌تر از ۱۵سال صاحب فرزند شدند

سال گذشته هزار و ۵۱۱ نوجوان کم‌تر از ۱۵سال صاحب فرزند شدند

بر اساس آمار‌ سازمان ثبت احوال ایران، سال گذشته یک هزار و ۵۱۱ نوجوان کم‌تر از ۱۵ سال در کشور صاحب فرزند شدند.


syrn (1)این آمار که گواهی از شیوع ازدواج کودکان در ایران است نشان می‌دهد که ۸۳۴ نفر از این نوجوانان، ساکن مناطق شهری و ۶۷۷ نفر ساکن مناطق روستایی بوده‌اند .
هم‌چنین آمارهای سازمان ثبت احوال نشان می‌دهد که سال گذشته ۹۶ هزار و ۳۵۱ دختر ۱۵ تا ۱۹ سال نبز صاحب فرزند شده‌اند که از این تعداد ۶۱ هزار و ۳۹۲ مورد در مناطق شهری و ۳۴ هزار و ۹۵۹ مورد در مناطق روستایی بوده‌ است.

باردار شدن دختران عوارض و خطرات زیادی برای سلامتی آنها دارد. مرگ و میر در مادران نوجوان بیشتر است.


بر پایه آمار صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف)، عوارض ناشی از بارداری و زایمان یکی از مهم‌ترین علل مرگ دختران در سنین ۱۵ تا ۱۹ سال در سطح جهان است و سالانه به ۷۰ هزار مرگ منجر می‌شود.
بنا به این گزارش، نوزادان مادران کمتر از ۱۸ سال نیز ۶۰ درصد بیشتر از سایر نوزدان با خطر مرگ و بیماری روبه‌رو هستند.
آمار ثبت احوال همچنین مشخص می‌کند که در سال گذشته ۳۱۴ پسر و ۳۷ هزار و ۱۱۷ دختر نوجوان کم‌تر از ۱۵ سال ازدواج کرده‌اند.
ازدواج در کودکی نمونه آشکاری از خشونت و آزار زنان است. در ایران صدها کودک دختر زیر سن ده سال هر سال مجبور به ازدواج اجباری و غیر قانونی می‌شوند و این روند با شیب زیادی رو به افزایش است. اگرچه ایران در سال‌های اخیر آمار رسمی ازدواج کودکان را ارائه نمی‌دهد اما آمارهای سازمان ثبت احوال ایران نشان می‌دهد که از سال ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۳ نزدیک به ۴۲۰ هزار دختر زیر ۱۵ سال ازدواج کرده‌اند.
از نظر قانون ایران، دختران بالای ۱۳ سال می‌توانند ازدواج رسمی کنند اما حتی دختران زیر ۱۳ سال نیز با درخواست پدر و اجازه قاضی حق ازدواج رسمی دارند. این تنها آمار ازدواج‌های رسمی است و بسیاری از ازدواج‌‌های کودکان به طور رسمی ثبت نمی‌شوند.

«فقر اقتصادی»، «بی‌سوادی یا کم‌سوادی» و «اعتیاد والدین به مواد مخدر»، ازجمله مهمترین دلایلی است که منجر به ازدواج دختران در سنین زیر ۱۸ سال می‌شود.


سابقه قوانین ازدواج کودکان در قانون ایران به سال ۱۳۱۳ می‌رسد. ماده ۱۰۴۱ حداقل سن ازدواج دختران را ۱۵ سال و پسران را ۱۸ سال تعیین کرده بود، هرچند در شرایط خاص با ارائه گواهی دادگاه دختران در ۱۳ سالگی و پسران در ۱۵ سالگی می‌توانستند ازدواج کنند.

قانون حمایت از خانواده‌ای که در سال ۱۳۵۳، در دوران محمدرضا پهلوی تصویب شد، سن ازدواج را برای دختران به ۱۸ سال و برای پسران به ۲۰ سال رساند. با اجازه دادگاه و بر اساس مصلحت، دختران می‌توانستند در ۱۵ سالگی هم ازدواج کنند.

پس از انقلاب اسلامی در ایران، قانون حمایت از خانواده به دستور آیت‌الله خمینی در اسفند ۱۳۵۷ لغو شد. در سال ۱۳۶۱ ماده قانونی ۱۰۴۱ ازدواج، مغایر شرع تشخیص داده شد و نکاح قبل از بلوغ، به شرط رعایت مصلحت توسط ولی طفل، جایز شناخته شد و اجازه از دادگاه نیز لازم دانسته نشد.

تغییرات سال ۱۳۷۹ نمایندگان مجلس ششم ایران در ماده ۱۰۴۱ توسط شورای نگهبان خلاف شرع تشخیص داده شد و در نهایت مجمع تشخیص مصلحت نظام قانون فعلی را تصویب کرد که بر اساس آن ازدواج دختران در ۱۳سالگی و پسران در ۱۵سالگی با اجازه ولی و تشخیص دادگاه مجاز است.

منبع