کلینیکی کردن[۱] ناقصسازی جنسی زنان آسیبهای ناشی از آن را کم میکند و یا این که به خطرات میافزاید؟
برگرفته از کتاب تیغ و سنت
گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان در ایران
این استدلال که بهداشتی و پزشکی کردن ناقصسازی جنسی زنان، خطرات و عوارض ناشی از آن را کاهش میدهد به هیچ روی قابل پذیرش نیست. از آن جا که همه پژوهشهای پزشکی و تلاشهای بالینی برآنند تا دلایل مخرب و آسیب رسان به بدن را کنترل کنند، این رفتار میتواند یک عامل مخرب در سلامت اخلاقی و حرفهای در آسیب رسانی به بدن فرد دیگر باشد. در دهههای اخیر بحثهای داغی پیرامون ناقصسازی جنسی زنان از لحاظ خطرات بهداشتی آغاز شده است. عواقب سوءبهداشتی برش اندام تناسلی را از دو محور میتوان بررسی کرد: از یک دیدگاه با تاکید بر جنبههای غیر ضروری، اغلب شدید، خطرات پزشکی و بالینی، حقوق سلامت بحث شده در مبارزات ضد “ختنه” و از یک سو نیز تلاش مبارزان برای به حداقل رساندن تاثیرات منفی خطرات بهداشتی با ارائه یا بهبود حمایتهای پزشکی با این هدف که کلینیکی کردن برش اندام تناسلی مخالف با اهداف ذکر شده میباشد. متخصصان به هر طریقی از تبلیغ گرفته تا آموزشهای پیشگیرانه مانند استفاده از موبر، آنتی بیوتیکهای استعمالی اختصاصی و یا این که هر گونه عملی در زمینه اندام تناسلی تحت نظارت و کنترل بیمارستانها باشد، در صدد بودهاند تا از اثرات زیانبار و خطرات ناشی از بیماریهای مقاربتی و یا مرتبط با اندام تناسلی بکاهند. جای تعجب است که ارائه چنین خدماتی به زنان با استقبال چندانی روبرو نبوده است (شل- دانکن؛ ۲۰۰۱: ۸).
مخالفت با تمام اشکال کلینیکی کردن ناقصسازی جنسی زنان در مرکزیت تمام مبارزات بین المللی قرار دارد. در سال ۱۹۸۲ سازمان بهداشت جهانی با صدور بیانیهای برش دستگاه تناسلی را توسط هر کدام از مقامهای وزارت بهداشت، بیمارستانها و یا هر گونه موسسه بهداشتی و سلامت، غیر اخلاقی اعلام کرد. در سال ۱۹۹۴، فدراسیون بین المللی زنان و زایمان، قطع نامهای را تصویب کرد که خواستار شد تمام پزشکان از انجام ناقصسازی جنسی زنان امتناع کنند. بسیاری از سازمانها از جمله کالج امریکایی متخصصین زایمان و پزشکان زنان[۲]، سازمان بین المللی صندوق اضطراری کودکان[۳] و انجمن پزشکی امریکا[۴] به این بیانیه پیوستند (همان).
این مخالفت سرسخت به مداخلات پزشکی بر یک فرض استوار است: کلینیکی کردن ناقصسازی جنسی زنان با ریشه کنی با آن مقابله میکند. به هر حال این فرضیه بر اساس شواهد تجربی نیست و نیازمند آزمون و خطا شدن است. نیاز به این واقعیت بدون در نظر گرفتن منطق و یا دیدگاههای بین المللی برش دستگاه تناسلی زن را تأکید نمیکند (همان).
محاسن و مشکلات کلینیکی کردن برش دستگاه تناسلی زمانی مشخص میشود که با با برنامههای دیگری که برای بهبود سلامت انسان اتخاذ میشود مقایسه شود. «کاهش آسیب» پارادایم جدیدی است که بیش از دو دهه است که در زمینه سلامت عمومی ظهور کرده است. این رویکرد به دنبال به حداقل رساندن خطرات سلامت با جایگزین کردن انواع رفتارها از طریق تشویق است (همان: ۹).
به عنوان کاهش آسیبها، کلینیکی کردن این پتانسیل را دارد که سلامت زنان تحت “ختنه” را از دو راه بهبود بخشد: (۱) کاهش خطرهای ناشی از عوارض پزشکی با بهبود شرایط بهداشتی، (۲) کاش مقدار برش و کاهش عوارض. اگر فرمهای کمتر افراطی برش به عنوان یک استراتژی کاهش آسیب پیشنهاد شود، میتواند خطرات ناشی از عوارض را به حداقل برساند (همان).
در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ ابتدا در کشورهای سودان و سومالی تلاش برای آموزش به ختانها در استفاده از یک تیغ استریل برای هر فرد و استفاده از داروی بیحسی شروع شد و در عین حال آنها را به انجام انواع خفیفتر “ختنه” تشویق کردند. برای اولین بار در سومالی سوزن زنی سمبلیک در کلینیکها توسط ماماهای حرفهای آغاز شد و جایگزین اشکال افراطی برش گردید. در سال ۱۹۹۱ سازمان ملل متحد از وجود یک درمانگاه در جیبوتی[۵] که توسط اتحادیه ملی زنان جیبوتی[۶] گشایش یافته بود، خبر داد. در این درمانگاه شکل خفیفتر “ختنه” (چیزی کمتر از نوع ۳ ناقصسازی جنسی زنان) با استفاده از داروی بیحسی توسط ختانهای محلی و سنتی انجام میگیرد. همزمان با این خدمات، درمانگاه اطلاعاتی در باره “ختنه” و سایر شیوههای سنتی انتشار میدهد. در بعضی موارد نیز کارمندان پزشکی غربی جایگزین ختانهای بومی میشوند. در بعضی مناطق شهری مالی و نیجریه نیز انجام ناقصسازی جنسی زنان برای پرستاران یک امر عادی و روزانه است. در غرب کنیا نیز که وزارت بهداشت انجام این عمل را برای تمام شاغلین در بیمارستانهای کل کشور ممنوع کرده است (و افراد خاطی را ممنوع الکار میکند) باز بعضی از پرستاران در تعطیلات کریسمس این عمل را در خانه انجام میدهند. طبق گزارشها، سرویسهایی که آنها ارائه میدهند، استفاده از ابزارها و وسائل استریل، استفاده از داروهای بیحسی موضعی که درد را کاهش دهد و زیبا کردن کلیتوریس و اجازه برای برشهای عمیقتر کنترل شده، میباشد. در سال ۱۹۹۴ وزارت بهداشت مصر برای پزشکان در بیمارستانها مجوز “ختنه” صادر کرد. اما در سال ۱۹۹۵ با انتقاد مدافعان حقوق زنان و همچنین مدافعان بهداشت این اجازه نامه لغو شد و پزشکان از انجام این عمل منع شدند. پس از مرگ دختر ۱۱ سالهای بر اثر “ختنه” منع این عمل برای تمام درمانگاههای خصوصی و دولتی ابلاغ شد. در نتیجه انجام این عمل به مکانهای زیر زمینی و توسط ماماهای بدون مجوز و یا آرایشگران کشیده شد. مرگ و میر مرتبط با “ختنه” روز به روز افزایش پیدا میکرد و مدافعان این عمل منع افراد متخصص و پزشکان در انجام برش تناسلی زنان توسط وزارت بهداشت را علت این مرگ و میرها میدانستند (همان: ۱۰).
از سال ۱۸۸۰ تا ۱۹۵۰ ظاهرا برش به جلوگیری از سردی، هیستری، افسردگی، صرع، جنون سرقت و مالیخولیا در زنان منجر میشد. همچنین “ختنه” در درمان استشها، مساحقه (هم جنس بازی خانمها)، حشری بودن زنها (تمایل بیش از اندازه به داشتن رابطه جنسی) و جلوگیری از هر گونه رفتار غیر طبیعی جنسی استفاده میشد. در سال ۱۹۱۰، دو فورست ویلارد[۷]، در کتاب خود به نام جراحی کودکان، ادعا کرد که تحریک کلیتوریس میتواند باعث جلق زدن در دختر و زنان برای فرو نشاندن ناراحتیشان شود. وی معتقد بود که بنابراین برای کاهش این ناراحتیها کلیتوریس باید از بین برود. در سال ۱۹۴۸ دختر ۵ سالهای در ایالت متحده آمریکا برای درمان استشها تحت عمل “ختنه” (برش کلیتوریس) قرار گرفت. در اواخر قرن ۱۹ و به طور گسترده در دهه ۱۹۷۰، “ختنه” در این کشور برای کمک به زنانی که فاقد ارگاسم در رابطه جنسی با همسر خود بودند، مورد استفاده قرار گرفت. پزشکان بر این باور بودند که ۱۰ درصد زنان با “ختنه” تسکین یافتند. در دهه ۱۹۷۰، ۳۰۰۰ زن زیر پوشش بیمه صلیب آبی “ختنه” شدند (شوبرت؛ ۲۰۰۷: ۱۳).
وزارت بهداشت، رفاه و فرهنگ هلند طرحی را که در آن پزشکان عمل “ختنه” را با استفاده از ابزارهای استریل و داروهای بیحسی برای سوزن زنی به کلیتوریس انجام دهند، پیشنهاد کرد. اما این پیشنهاد با اعتراضاتی روبرو شد و دولت هلند نیز آن را نپذیرفت. در سال ۱۹۹۶ بیمارستانهای ایالت متحده تصمیم گرفتند که “ختنه” سمبولیک را برای اعضای جامعه سومالی که قصد داشتند عمل چفت کردن را روی دخترانشان انجام دهند، به عنوان ارائه خدمات به این افراد بپذیرند. که در آن با استفاده از داروی بیحسی تنها سوزنی در کلیتوریس میکردند تا کمی خون بیاید اما این پروژه توسط فعالان مبارزه با “ختنه” مسدود شد. این موضع محکم بدون در نظر گرفتن این مسأله که پزشکی کردن این عمل میتواند ایمنی را بهبود دهد و یا میتواند تلاشی برای از بین بردن اشکال گوناگون این عمل باشد، گرفته شد. توجه به پزشکی کردن انواع ناقصسازی جنسی زنان در مطالعات و پژوهشها بسیار اندک صورت گرفته است. در پژوهشی که در شمال کنیا توسط شل-دنکن[۸] و همکاران در سال ۲۰۰۰ انجام شده است نشان میدهد که انجام ناقصسازی جنسی زنان توسط ختانهای سنتی با استفاده از تیغ استریل، تزریق آمپول ضد کزاز و مصرف آنتی بیوتیک، ۷۰ درصد عوارض ناشی از این عمل را کاهش داده است و خاطر نشان میکند که مداخلات هر چند اندک پزشکی در این امر تا چه میزان میتواند از خطرات آن بکاهد. انجام برش در اندام تناسلی زنان توسط کادر بیمارستانی از دیدگاه اخلاقی خلاف اصول است زیرا که از بین بردن و یا آسیب به یک اندام کارآمد و کاربردی به هر قیمتی جز این که حامل بیماریای برای بدن باشد ممنوع است. بعضی بر این عقیدهاند که باید به شدت با انجام تمامی اشکال مختلف برش اندام تناسلی زنان در بیمارستانها مبارزه کرد و بر این عقیده هستند که رفتارهای بشری قابل تغییر است. اما از یک بعد دیگر بعضی از موافقان به کلینیکی شدن این جراحی باور دارند که عواملی چون تولید مثل، جنسیت، قدرت، هویت مذهبی و برای رسیدن به شرایط آرمانی ازدواج، انجام این امر تاثیر دارد و تلاش برای تغییر رفتار را باید به حساب تغییر معانی وسیعتر اجتماعی گذاشت و ممکن است دههها به طول انجامد (شل- دانکن؛ ۲۰۰۱: ۷).
با وجود تمام مخالفتهای بین المللی، منطقهای و سیاسی از جانب سازمانهای پزشکی متعدد اما هنوز در آفریقا کلینیکی کردن ناقصسازی جنسی زنان به شدت دنبال میشود. مطالعات نشان دادهاند که هرگاه جوامع تصمیم به رها کردن انجام ناقصسازی جنسی زنان گرفتهاند، این عمل به سرعت انجام گرفته است. با این حال ریشه کنی این خرافه نیازمند تغییر در عقاید و باورها و رسیدن به اجماع است که ممکن است سالها به طول انجامد (همان؛ ۱۱).
با وجود حضور مخالفان و موافقانی در زمینه کلینیکی کردن ناقصسازی جنسی زنان چند پرسش باقی میماند: آیا ریشه کنی هر نوع از ناقصسازی جنسی زنان بهترین دست آورد در کاهش آسیبها ست؟ آیا کلینیکی کردن این عمل باعث تغییر آهسته نگرشها و رفتارها میشود؟ آیا کلینیکی کردن ناقصسازی جنسی زنان با هدف کاهش آسیبها، مشوقی برای انجام و تداوم عمل نخواهد بود؟
حضرات آیات العظام تقلید موسوی اردبیلی، مکارم شیرازی، صافی گلپایگانی و صانعی به پرسش درباره ختنه دختران پاسخ گفتند.
متن پرسش مطرح شده و پاسخ این مراجع تقلید شیعیان بدین شرح است:
در برخی نقاط جهان، عمل ختنه دختران مرسوم است. آیا این عمل وجه شرعی دارد؟ برخی جوامع پزشکی معتقدند در اثر این عمل به زن لطمه جسمی یا روحی وارد می شود و یا احتمال خطر برای آن متصور است، در این صورت حکم چیست؟ آیا اجبار زن به ختنه جایز است و ولی دختر می تواند او را وادار به این عمل کند؟
حضرت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی
بسمه تعالی
ختنه دختران که اصطلاحا به آن (خفض الجواری) گفته می شود واجب نیست بلکه مستحب است و باید توجه داشت که آنچه در برخی کشورهای آفریقایی به عنوان ختنه دختر انجام میپذیرد روش غلطی است و شیوه و طریقه صحیح آن در کتب مفصل فقهی توضیح داده شده است و ظاهرا اشکالاتی که در سوال آمده مربوط به انجام همان روش غلطی می باشد ولی در هر حال چنانچه انجام آن موجب ضرر جسمی یا روانی شده یا احتمال خطر بر آن موجود باشد انجام آن جایز نیست و ولی دختر هم حق اجبار ندارد.والله العالم
حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
بسمه تعالی
درعصر و زمان ما ختنه زنان و دختران سفارش نمی شود واحتیاط واجب در ترک آن است.
حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی
ختنه دختران واجب نیست و الله العام.
حضرت آیت الله العظمی صانعی
ختنه دختران،ـ که در روایات به خفض الجواری تعبیر شده ـ سنت ومستحب نبوده و نمی باشد و بعضی روایات هم بر اختصاص آن نسبت به پسران و نفی سنت بودن آن نسبت به دختران دلالتی روشن و واضح دارد چنانچه در صحیحه عبدالله بن سنان از امام صادق (علیه السلام)[۱]و صحیحه ابی بصیر مرادی از امام باقر (علیه السلام)[۲] بر آن تصریح شده است و در موثقه مسعدة بن صدقه از امام صادق (علیه السلام) نیز برای زنان به عنوان مَکرمه شمرده شده و به نحو منطوق بر عدم سنت بودن آن برای زنان دلالت دارد «خفض النساء مکرمة و لیس من السنة و لاشیئاً واجباً»[۳] و مکرمة به معنی آن چیزی است که سبب حسن و بزرگواری آنها نزد شوهرانشان می باشد که نه از سنت است و نه چیزی که واجب باشد و ناگفته نماند مکرمة که در مقابل سنت آمده گویای آن است که از نظر اسلام و شرع مبین دارای رجحان و استحباب نبوده بلکه یک امر مردمی و خواسته ی افراد در زمان ها و مکان ها بوده و جهتش هم همان حسن و زیبایی و کرامت نزد شوهر می باشد، و اما اگر این عمل دارای ضررهای روحی و جسمی باشد باید قائل به حرمت و عدم جواز شد و ولی دختر نیز در این گونه موارد که به ضرر دختر می باشد ولایت و حق دخالت ندارد.
[۱]. «ختان الغلام من السنة و خفض الجاریه لیس من السنة» (ختنه شدن پسران سنت بوده و خفض دختران (ختان آنان) از سنت نمی باشد.) وسائل الشیعة- کتاب النکاح-ابواب احکام الاولاد- باب ۵۶- حدیث۲
[۲]. «…أما السنة فالختان علی الرجال و لیس علی النساء» همان، حدیث۱
ترجمه گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان در ایران
این مطلب از آن جهت ترجمه شده است و در پایان هم اصل مقاله به زبان اصلی برای مخاطبان قرار داده شده است چرا که پیش از آن در چند مطلب به احتمال شیوع ناقص سازی جنسی زنان در استان خوزستان اشاره شده بود. اگر چه همچنان به طور قطع مشخص نیست که در این منطقه از ایران این عمل صورت نمی گیرد اما خواندن نظرات متفاوت پژوهشگران می تواند راه را برای اتخاذ نتایج نهایی هموار کند.
نویسنده: سوزی لاتام
مطالعه ای به بررسی تاریخی ناقص سازی جنسی زنان در منطقه اهواز (جنوب غربی ایران) می پردازد. از طریق صحبت کردن با زنان مسن، دانشجوی دکترا سوزی لاتام متوجه شد که این عمل در گذشته در این منطقه رایج بوده است اما بدون هرگونه برنامه رسمی به طور کامل از بین رفته است. به علاوه، او متوجه شد که با یک فرم خفیف تر این عمل ادامه پیدا می کند تا زمانی که به طور کامل متوقف شود.
“در مجموع، اطلاعات نشان می دهند که قبل از ۱۹۴۵، همه دختران سراسر اهواز به طور معمول قربانی ناقص سازی درجه دوم جنسی قرار گرفته اند. الگوی برش در میان نسل ها گذار از نوع خفیف برش را پیش از اتمام عمل نشان می دهد که با این شکل نیازی نبوده است که خانواده ها برای توقف چنین عملی از مراحلی عبور کنند”
لاتام دریافت که در زنان در آغاز دهه ۵۰ میلادی تحت عمل نوع یک ناقص سازی جنسی قرار می گرفتند؛ در حالی که این عمل به طور کامل تا اواسط دهه ۵۰ کاملا متوقف شد.
ریشه دستورالعمل علیه ناقص سازی جنسی زنان: قدرت بالای یک مقام مذهبی
بنا به مصاحبه های او به نظر می رسد که دلایل عدم تداوم این عمل به دخالت های مقامات مذهبی برمی گردد. “تمام زنان دلیل عدم تداوم این عمل را نتیجه یک فتوای مذهبی (حکم اسلامی) می دانستند. برخی هم فقط می دانستند که این عمل حرام است، اما برخی هم می گفتند که یک مقام مذهبی این ممنوعیت را در مسجد اعلام کرده است که این پیام از طریق جامعه مردان به زنان ابلاغ شده است. در شهر شوهرم، بنا به گزارش سه زن مسن، پدر امام حاضر تاکید کرده است که این عمل باید متوقف شود.
لاتام در مقاله خود در مورد چگونگی تصاد یافته های خود با استراتژی های مشترک رایج علیه ناقص سازی جنسی زنان بحث می کند. او در مقاله اش به درستی اشاره دارد که اهمیت احکام دینی توسط سازمان های بین المللی و انجمن های غیردولتی مردم نهاد دست کم گرفته شده است. به نظر او احکام دینی تنها عامل مهم تاثیرگذار در ایران نیستند اما در مناطقی از آفریقا مانند سنگال و سومالی نمونه های بسایر خوبی برای اثبات نظر او هستند. او همچنین پیشنهاد می کند که شاید پذیرش تداوم شیوه های خفیف تر از سمت سازمان های بین المللی راهکار بهتری به سمت توقف این عمل باشد.
این استدلال جالب و کاملا متفاوت است که بیشتر از جانب مدافعان کلینیکی کردن ناقص سازی جنسی زنان برای کاهش آسیب های وخیم این عمل عنوان می شود. لاتام از نوع سنتی این عمل به عنوان نوع کم آسیب تر دفاع نمی کند و اشاره دارد که نوع شیوه های سنتی دقیقا معلوم نیست. او ترویج اشکال خفیف تر را به عنوان یک راهکار در جهت توقف کامل عمل می داند و همچنین بر اهمیت آژانس های محلی تاکید دارد.
به هر حال، پیشنهاد او هنوز به عنوان یک راهکار عمومی رد می شود و در بسیاری از مکان ها قابل اجرا نیست. او به بررسی دقیق تر عواقب کلینیکی کردن ناقص سازی جنسی زنان به ویژه در ایران نپرداخته است اما ظاهرا این شیوه را به جای شیوه های سنتی بیشتر مناسب می داند.
حرکت به سمت شیوه های کم خطرتری که اغلب توسط مدافعان کلینیکی کردن ناقص سازی جنسی زنان پیشنهاد می شود، می تواند اثرات متضادی هم داشته باشد: در این شرایط ناقص سازی جنسی زنان قابل قبول شود و حتی می تواند گسترش یابد. بنابراین توقف آن کمتر مورد پسند خواهد بود. با این وجود، مطالعه لاتام بینش های جدید باارزشی نسبت به موضوع ارائه می دهد.
فیلم کوتاه تیغ و سنت؛ ناقص سازی جنسی زنان در جنوب ایران
این فیلم مصاحبه ایست با چند دایه (ختان) در منطقه سیریک که همچنان این سنت را حفظ کرده اند. برای اطلاع بیشتر از وضعیت ناقص سازی جنسی زنان در ایران به سایت زیر مراجعه فرمایید و عضو کمپین گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان در ایران شوید. از رایحه مظفریان سازنده این فیلم کوتاه پیشتر پژوهشی با همین عنوان منتشر شده است که در بازار کتاب ایران قابل تهیه است.
Short film of Razor and Tradition was produced by STOP FGM Iran and directed by Rayehe Mozafarian who published the book with the same name and subject.
please visit www.stopfgmiran.com in English and Persian
بررسی رابطه سلامت روانی، کیفیت زندگی و عملکرد جنسی با سابقه عمل ختنه در زنان
گزارش گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان در ایران
شهرستان پیرانشهر یکی از شهر های مرزی در غرب ایران است که اکثریت مردم آن منطقه کرد و همچنین مسلمان و سنی مذهب می باشند، در این منطقه ناقص سازی جنسی زنان همواره رایج بوده اما در گذر زمان بشدت کاهش یافته است. در این مناطق این عمل مستقیما به باورهای منطقه ای و مذهبی مرتبط است و حتی در زبان محلی نام سنت را بر روی آن گذاشته اند، و آن را ادامه دهنده و عمل به سنت های پیامبر اسلام می دانند که عدم انجام آن باعث گناه است و شخص ختنه نشده هر چیزی از دستش حرام و ناپاک است.
سنت در تقسیم بندی انواع ناقص سازی جنسی اشاره به نوع ۱ که ختنه نامیده می شود دارد و حتی کاربرد ختنه به جای ناقص سازی جنسی حمایت از این عمل را بالا می برد چرا که این تصور ایجاد میشود که این عمل مانند ختنه در پسران امری شرعی، واجب و دارای مزایا و منافع برای سلامت دختران است.
در اردیبهشت ماه ۱۳۹۵ پایان نامه ای با “عنوان بررسی رابطه سلامت روانی، کیفیت زندگی و عملکرد جنسی با سابقه عمل ختنه در زنان شهرستان پیرانشهر در سال ۱۳۹۴” با پژوهش و نگارش فرزانه دانشخواه در دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تبریز، دانشکده بهداشت با نظارت اساتید دکتر حمید اله وردی پور و دکتر لیلا جهانگیری دفاع شد.
این مطالعه توصيفي_تحليلي بوده و ۲۰۰ زن متاًهل در سنین ۱۵-۴۹ سال مراجعه کننده به مراکز بهداشتي درماني شهرستان پيرانشهر با روش نمونه گيري غير تصادفي و از نوع در دسترس، جامعة آماري اين طرح را تشكيل دادند. و زنان با سابقه ی ختنه با زنان بدون سابقه با استفاده از پرسشنامه های حاوی مشخصات دموگرافیک، و پرسشنامه های مبتنی بر خود گزارش دهی کیفیت زندگی(WHOQOL- BREF)، سلامت عمومی(GHQ-28) و عملکرد جنسی(FSFI) مقایسه گردیدند.
ناقص سازی جنسی زنان بر اساس تعریف سازمان جهانی بهداشت، کلیه روش های خارج کردن تمام یا قسمتی از دستگاه تناسلی زنان از بریدن و برداشتن تمام یا قسمتی از کلیتوریس تا خارج کردن لب های بزرگ دستگاه تناسلی خارجی متغیر است. این عمل در چهار درجه مختلف قابل انجام است که شامل:
نوع يك: بريدن بخش يا تمامي كليتوريس.
نوع دو: برداشتن بخش يا تمام كليتوريس و لب ها ي كوچك با يا بدون برش دادن لب هاي بزرگ.
نوع سه: محدود سازي مدخل واژن از طریق ایجاد یک مهر و موم پوشش شامل حذف کلیتوریس، بريدن و دوختن لب هاي كوچك و بزرگ. این نوع ختنه شدیدترین و دردناک ترین نوع ختنه و معروف به ختنه ی فرعونی می باشد.
نوع چهار: به نوع دسته بندي نشده معروف است و شامل ساير اقدامات مضري است كه روي دستگاه تناسلی خارجي زنان اعمال مي شود نظير سوراخ كردن، بريدن، سوزاندن، زخم گذاشتن و همچنین شکافتن و یا پاره کردن کلیتوریس.
سن رایج برای انجام عمل ختنه از جامعه ای به جامعه ی دیگر متفاوت است اما بیشتر در سنین کودکی و به طور معمول بین ۳ تا ۱۵ سالگی متغییر است.
ختنه زنان علل متعددی دارد ولي ريشه اصلي اين عمل را بايد در باورهای قوی منطقه ای و مذهبی و شرایط فرهنگی آن جامعه، عدم آگاهي از پيامدهاي آن، سنت ها و نگرش هاي نادرست و ترکیبی از فاکتور های اجتماعی، مذهبی و فرهنگی جست وجو کرد که از جامعه ای به جامعه دیگر متفاوت است. در بعضی از شواهد اغلب به نظر میرسد که حمایت های مذهبی از این عمل وجود دارد، با وجود اين كه اين عمل در ميان مسيحيان، یهوديان، و مخصوصا مسلمانان اهل سنت انجام مي شود، اما در كتب ديني هيچ يك از اين اديان اشاره اي به ختنه زنان نشده است اما در کشورهای اسلامی این عمل بسیار شایع است و مطالعات بیانگر این حقیقت است که ختنه زنان بیشتر دلایل فرهنگی دارد تا مذهبی.
با بررسی های متعددی که توسط سازمان جهانی بهداشت صورت گرفت این نتیجه حاصل شد که هیچ گونه فواید طبی و بهداشتی درحمایت از درجات مختلف ختنه زنان وجود ندارد و این عمل با عملکرد طبیعی زنان و دختران تداخل دارد و پزشکان و متخصصان تمامی درجات ختنه را که دارای پیامد های کوتاه مدت و بلند مدت و عوارض جسمانی و روانی و پیامدهای اثرگذار بر عملکرد جنسی است را مضر می دانند.
مطالعات اپیدمیولوژیکی و شواهد در رابطه با وجود ارتباط علیتی بین ختنه و عملکرد جنسی محدود می باشند، اما شواهد نشان داده بین زنان ختنه شده و نشده در عملکرد جنسی تفاوت وجود دارد و مطالعات بالینی و اکثر مطالعات نشان داده اند که ختنه مانع از لذت جنسی در زنان است. و باعث اختلال در عملکرد جنسی زنان میشود که این اختلال به علت برداشتن بافت حساس كليتوريس که نقش مهمی در رسیدن زنان به ارگاسم دارد منطقی و قابل قبول به نظر میرسد. و این ميتواند منجر به اختلال در ميل جنسي، تحریک پذیری نقصان و بازداری از ارگاسم، مقاربت دردناك، وکاهش رضایت مندی و همچنین افزايش ميزان ترس از برقراري رابطه جنسي و کاهش تقاضا از طرف زنان و در نهایت باعث عوارض جانبی بر کیفیت زندگی و اختلالات روانی شود.
هدف از مطالعه خانم دانشخواه، با توجه به وجود ختنه دختران و زنان در برخی از مناطق شهرستان پیرانشهر و همچنین به دلیل عدم انجام پژوهش های کافی پیرامون این موضوع، مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیرات ختنه زنان بر عملکرد جنسی، سلامت روان و کیفیت زندگی افراد ختنه شده در شهرستان پیرانشهر، انجام می گیرد.
پیش از مطالعه خانم دانشخواه مطالعه ای در سال ۲۰۱۲ توسط آناهیتا بخشی و همکاران با هدف تعیین و مقایسه ی سلامت روانی و رضایتمندی زناشویی ۱۰۰ زن ختنه شده و ۱۰۰ زن ختنه نشده در استان کرمانشاه انجام گرفت. برای گردآوری اطلاعات از دو پرسشنامه ی سنجش سلامت عمومی و رضایت ازدواج استفاده شد و ختنه به عنوان یک عامل اثر گذار منفی در سلامت روان و رضایتمندی از زندگی زناشویی نشان داده شد.
در مطالعه خانم دانشخواه برای گردآوری اطلاعات در این مطالعه از روش مصاحبه حضوری و همچنین تکمیل پرسشنامه های خود گزارش دهی استفاده شد. و پرسشنامه هاي حاوي مشخصات دموگرافیک، و سپس برای هر متغیر(کیفیت زندگی[۱]، سلامت عمومی[۲] و عملکرد جنسی زنان[۳]) از پرسشنامه جداگانه ای استفاده شد. در این پژوهش از سه نوع پرسشنامه استفاده شد که شامل:
پرشنامه کیفیت زندگی(WHOQOL- BREF)
پرسشنامه سلامت عمومی(GHQ-28)
پرسشنامه عملکرد جنسی زنان(FSFI)
یافته های بدست آمده در مطالعه خانم دانشخواه، قوی ترین و اصلی ترین دلیل برای انجام ختنه از دید خود افراد و خانواده هایشان سنت و مذهب می داند که با توجه به بافت مذهبی و سنتی حاکم بر منطقه پیرانشهر تبعیت از سنت های مذهبی بخش جدای ناپذیر از فرهنگ و باورهای این مردم است. با توجه به اینکه در مطالعه سنت و مذهب مهمترین دلیل خانواده ها برای انجام ختنه بیان شده است، بالا رفتن آگاهی رهبران مذهبی در ارتباط با ختنه و پیامد های آن می تواند در حذف ختنه موثر باشد چرا که مردم این مناطق به شدت از باورها و مذهب خود الهام می گیرند و بیانات رهبران مذهبی روی این افراد اثرگذار خواهد بود.
فرزانه دانشخواه معتقد است که آموزش و افزایش سطح دانش و آگاهی افراد، به خصوص مادران، برای حذف معضل ختنه راهگشا خواهد بود.
این مطالعه نشان داد که زنان این نواحی از نظر فرهنگی و شرایط محل زندگی تقریبا در وضعیت مشابهی بودند و زنان ختنه شده در مقایسهی سطح کیفیت زندگی و سلامت روان در سطح مشابه زنان ختنه نشده قرار داشتند. اما در ارتباط با وضعیت عملکرد جنسی در هر دو گروه ختنه شده و ختنه نشده درصد افراد دچار اختلال بسیار قابل توجه بود و تفاوت بین دو گروه در این اختلال به مراتب قابل توجه تر بود، که بیان کننده اثر منفی ختنه بر عملکرد جنسی زنان است.
با توجه به یافته های مطالعه پیشنهاد می شود که در مناطقی که ختنه رواج دارد در مورد پیامدهای ناشی از آن مراکز بهداشتی درمانی، آموزش های لازم را ارایه دهند و افراد جامعه خصوصا والدین را نسبت به پیامد های ختنه آگاه کنند، برگزاری کارگاه های آموزشی برای مادران جهت جلوگیری از انجام این عمل روی دخترانشان امری اثرگذار خوهد بود.
از تابو خارج کردن مسایل و مشکلات زنان و صحبت کردن درباره ی آنها بخصوص در میان قومیت ها و اقلیت ها باعث می شود که جامعه آن را از حالت یک سنت و رسم محلی به عنوان مشکل فرهنگی و اجتماعی برای کل جامعه تشخیص دهد و برای حل این مشکلات اقداماتی اتخاذ نماید، چرا که کودکان، مادران و همسران آینده ی جامعه هستند و وجود مشکلات برای این افراد بر روی آینده ی آنان، همسران و فرزندانشان تاثیر گذار خواهد بود.
وجود حمایت های اجتماعی، قوانین و وجود مجازات برای مسببین انجام عمل ختنه اگر وجود داشته باشد حقیقتا باعث کاهش شدید انجام این عمل غیر انسانی خواهد شد.
با توجه به حیطه های بررسی تاثیرات ختنه زنان و دختران بر سلامت کیفی زندگی شخص و سلامت روانی و موارد ذکر شده در متون فوق، پیشنهاد فرزانه دانشخواه به عنوان یک پژوهشگر در زمینه ناقص سازی جنسی زنان برای تحقیقات آتی این می باشد که تحقیق و بررسی در زمینه تاثیرات مستقیم و غیر مستقیم ختنه زنان و دختران در کیفیت سلامت روانی خانواده ها و یا میزان تاثیر این عمل در روند تشکیل خانواده و تاثیرات احتمالی در سلامت روانی و تربیت فرزندان می تواند بسیار مفید و کارا باشد.
همچنین نکته ی پایانی و بسیار مهم از دیدگاه محقق این می باشد که همه ی گروه ها و سیستم سلامت و بهداشت کشور در قبال آموزش و شفاف سازی و معرفی ختنه دختران به عنوان یک رسم ناپسند و همچنین آموزش در زمینه ی تاثیرات زیان بار این عمل بر سلامت شخص و خانواده مسئول می باشد. بیان این نکته که ختنه دختران یک رسم نادرست و برگرفته از خرافات و سلیقه گرایی می باشد و هیچ ارتباطی با مسائل دینی و مذهبی ندارد وظیفه تمام ارگان هاست.
۱
ختنه در ایران تنها مختص زنان کرد نیست!
دو سال پیش یک خواستگار کُرد داشتم از اهالی کرمانشاه. چون از چنین جریانی در غرب ایران خبر داشتم در صحبت های قبل از ازدواج ازش پرسیدم آیا شما زنانتون رو ختنه می کنید؟ و گفت: مسلما. این سنت پیامبر هست و برای همه مسلمان ها باید انجام بشه. گفت که مادرها و خواهرانش هم ختنه شده هستن و اگر من از ایشون دارای فرزند دختری می شدم، باید ختنه میشد. برای خودم خوشحال شدم که چنین سوالی به ذهنم خطور کرد و از بیچاره شدن خودم و دختر احتمالی ام جلوگیری کردم. اما قضیه به اینجا ختم نمیشه. من به ختنه زنان «نه» گفتم. اما آیا مردم غرب کشور ما هم به ناقص کردن زنان شون نه گفتن؟؟؟
۲
از وقتی ازدواج کردم تازه فهمیدم چه ظلم بزرگی در حقم شده. چون قبل از ازدواج هیچوقت نمیتونستم فکر کنم که چه ظلم بزرگی با ختنه کردن در حق دختران و زنان میشه.
دقیقا نمیدونم چند سالم بود، بچه بودم شاید ۴ یا ۵ ساله. ولی خوب یادم میاد چه کاری باهام کردن. من دو بار ختنه شدم. چند زن کولی هر سال میومدن توی شهر ما. دو بار من ختنه شدم. هر بار با شکلات و النگوی شیشه ای فریبم دادن. به زور دست و پام رو میگرفتن و با تیغ بدنم رو بریدن. اونوقت اصلا متوجه نبودم چرا و به چه دلیل من و خواهرام و دوستام رو ختنه میکنن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ولی حالا که ۲۶ ساله شدم و یکسال از ازدواجم میگذره، تازه فهمیدم چه کاری با من کردن. پدر و مادر ما با سادگی و نادانی خودشون تا آخر عمر باعث بدبختیمون شدن.
همین پدر و مادرا وقتی کسیو میبینن بینیشو عمل کرده یا یه دختر تاتوی ابرو کرده و ابروهاشو برداشته میگن گناه داره و در کار خدا نباید دخالت کرد…………………..!!!!!!!!!!!!!!!
پدر و مادرم حتی اجازه نمی دادند آرایش کنم و لباسایی که دوست دارم رو بخرم و بپوشم……….
نمیدونم اون موقع که مارو ختنه کردن ، چرا اسم اینکار رو دخالت تو کار خدا نذاشتن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چرا این یکی بد و قبیح نبود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ولی آرایش کردن و لباس های زیبا پوشیدن گناه بود؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!! و اینجوری مایه ی ناقص شدن من و خیلی از دخترای دیگه شدن.
واقعا از طبیعی ترین حقمون ما رو با جهالتشون محروم کردن.
دختری از کردستان – بوکان
۳
سلام. من یک دختر ۲۸ ساله هستم که در سن دوازده سالگی ختنه شدم. هدفم از انتشار این صدا این است که به آنهایی که میگویند دختر در ایران ختنه نمیشود و ختنه نشده بگویم من ختنه شدم، خواهرم هم ختنه شد. موضوع هم این جوری بود که من در یکی از شهرهای آذربایجان غربی در یک منطقه کردنشین هستم. خیلی از دوستهای من و میتوانم بگویم مادرم، خواهرم و خیلی از فامیلهای من ختنه هستند. ۱۲ سالم بودم به من نگفتند ختنه چیست. توی زبان کردی بهش میگویند «سنت». به من نگفتند که قرار است کسی مرا سلاخی کند. قرار است بدن مرا ببرند. یک کمی بخواب. اگر ادرار کنی خوب میشوی. هیچ توضیحی ندادند که من قرار است خونریزی کنم. قرار است اتفاقی برای بیافتد. من تمام عمر از لذت جنسی محروم باشم. ولی سر مرا کاملاً شیره مالیدند. من که آمدم داخل اتاق نمیدانستم که زنان آنجا چه کار میکنند. الان هم که احساس میکنم دردش را احساس میکنم. درد فجیعی بود. چند نفر دست و پای مرا گرفتند. شلوار مرا پایین کشیدند. بعد متوجه شدم. واقعاً تقلا کردم. داد زدم. ولی مرا محکم گرفته بودند و هیچ وقت نمیتوانم درد آن تیغ را روی بدنم هرگز فراموش کنم. جنایت بزرگی بود. با یک تیغ اصلاح که معلوم نبود چند نفر را با آن ختنه کردند. امکان ابتلاء به هر بیماری هست. مرا ختنه کردند. بعد پنبه گذاشتند. من به قدری درد داشتم. در شدیدی بود. آنها به من گفتند الان دستت پاک شده. الان دستت تمیز شده. میشود تویش آب خورد. مگر من دستم تا آن موقع ناپاک بود؟ بعد از جایم بلند شدم. نمیتوانستم درست بایستم. آنها به من میخندیدند. میگفتند از ترس اینکه همهاش را ببرد زود سرپا شده! من واقعاً داشتم از خشم میلرزیدم. آن کسی که ختنه کرده بود به من فحش داد. من واقعاً نمیتوانم آن تحقیر و توهینی که شدم را فراموش کنم. من نمیدانستم. سر بچهها را شیره میمالند. گولشان میزنند. من الان خودم درگیر مشکلات زیادی هستم. ۲۸ سالم است. مشکل عدم اعتماد به نفس دارم. من الان بکارت دارم. خب بکارت برای من چه ارزشی دارد؟ باشد باکرهام دست نخوردهام. ولی به چه قیمت؟ آنها که میگویند چنین چیزی نبوده، من، خواهرم، دوستانی که داشتم، همه دوستانم، ما شاهدیم. ما قربانیان این موضوع هستیم. الان یک عده میگویند فقط در منطقه کردنشین هست. ولی هیچ دختری نمیآید که داد بزند آنجای مرا بریدند. اینجای مرا بریدند. چون خجالت میکشد. ولی این کار انجام شده. من شاهد و مدرک این موضوع هستم.»
یادمان باشد حتی یک قربانی هم زیاد است