یادآوری تداوم ناقص سازی جنسی زنان در ایران و ذهنیت های نادرست

یادآوری تداوم ناقص سازی جنسی زنان در ایران و ذهنیت های نادرست

یادآوری تداوم ناقص سازی جنسی زنان در ایران و ذهنیت های نادرست

رایحه مظفریان

این مطلب کوتاه برای تغییر نگرش‌های غلط نسبت به سنت ختنه دختران یا به عبارت صحیح تر ناقص سازی جنسی زنان و همچنین درخواست از دولت‌های جهان و به ویژه دولت ایران برای پایان دادن به تداوم این عمل در نظر گرفته شده است. در ایران، در پاره‌ای از مناطق ناقص سازی جنسی زنان رواج دارد. ریشه کنی ناقص سازی جنسی زنان در ایران نیازمند تلاش و کوشش سازمانی و مردمی است. در ایران، بیش از ده سال است که پژوهشگران متعددی در این زمینه مشغول فعالیت و پژوهش هستند. کمپین گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان در ایران (Stop FGM Iran) تلاش کرده است با شعار “حتی یک قربانی هم زیاد است” و نماد گل شقایق بازتابی باشد از فعالیت‌هایی که در جهان، خاورمیانه و به ویژه در ایران در حال انجام است. بسیاری از مردم همچنان با اعتقاد به کلیشه‌های نادرست و انگیزه‌های اشتباه به تداوم ناقص سازی جنسی زنان دامن می‌زنند. برخی دیگر، بدون آگاهی کافی نسبت به انجام دهندگان موضع گیری‌های تندی دارند به عنوان مثال این افراد معتقدند که ختنه دستور دین اسلام و یا میراثی از اعراب است. در ۱۳ مورد برشمرده در زیر تلاش شده تا کلیشه‌های نادرست جای خود را به ایجاد ذهنیت‌های منطقی و درست بدهند:

۱. ذهنیت نادرست: ناقص سازی جنسی زنان یک امر فرهنگی ست و حق مداخله در این امر وجود ندارد.

نه! ناقص سازی جنسی زنان نقض حقوق بشر و عملی مضر به منظور کنترل میل و لذت جنسی زنان است. روز ۱۷ بهمن “روز جهانی تا شیوع صفر ناقص سازی جنسی زنان” نام گرفته است.

۲. ذهنیت نادرست: ناقص سازی جنسی زنان مزایای بهداشتی و سلامتی دارد.

نه! ناقص سازی جنسی زنان هیچ مزیت سلامتی و بهداشتی ندارد و نتیجه آن می تواند یک عمر زندگی با درد باشد.

۳. ذهنیت نادرست: تعداد زنانی که ناقص سازی جنسی شده‌اند، ناچیز است!

نه! آمارهای ثبت شدع تا کنون بیش از ۱۲۵ میلیون دختربچه و زن را تخمین می زند که اندام جنسی آن‌ها به شیوه‌های گوناگون تحت عنوان ناقص سازی جنسی آسیب دیده است.

۴. ذهنیت نادرست: ناقص سازی جنسی زنان آنقدر حساسیت برانگیز است که نباید در موردش حرف زد و هرگز نمی توانیم آنرا تغییر دهیم.

نه! ناقص سازی جنسی زنان میتواند در طول یک نسل پایان یابد.

۵. ذهنیت نادرست: ناقص سازی جنسی زنان یکی از فرائض مذهبی و دینی به شمار می رود.

نه! ناقص سازی جنسی زنان در هیچ دین و مذهبی اجباری نیست و تاریخ انجام آن به پیش از ادیان برمیگردد.

۶. ذهنیت نادرست: استفاده از متخصصان پزشکی در ختنه زنان یک پیشرفت محسوب می‌شود.

نه! بریدن بخش‌هایی از اندام جنسی دختران بدون هیچ دلیل پزشکی نادرست است و حتی می‌تواند دختری را با یک عمر عوارض ناشی از این عمل درگیر کند.

۷. ذهینیت نادرست! ناقص سازی جنسی زنان تنها مربوط به کشورهای عربی و آفریقایی است.

نه! کشورهایی از آسیا و خاورمیانه با نام سنت دختران را ختنه می‌کنند.

۸٫ ذهنیت نادرست:: ناقص سازی جنسی دختران در ایران وجود ندارد و تنها به گذشته مربوط می‌شود.

نه! ناقص سازی جنسی دختران همچنان به دلایل گوناگون در بخش‌هایی از ایران صورت می‌گیرد.

۹٫ ذهنیت نادرست: قانون خاصی برای جلوگیری از ناقص سازی جنسی دختران وجود ندارد.

نه! کشورهای بسیاری توانستند با گذشت زمان و تلاش فعالان قوانینی برای منع ناقص سازی تصویب کنند. در حقوق بین الملل این عمل خشونت تعریف شده است.

۱۰٫ ذهنیت نادرست: ناقص سازی جنسی دختران میراث کشورهای عربی و اسلام است.

نه! ناقص سازی جنسی زنان پیش از حاکمیت اعراب به دلایل فرهنگی انجام می‌شده است و از آفریقا ریشه دارد. هیچ سندی در دست نیست که در قرآن و خانواده پیامبر این عمل روی دختران توصیه شده باشد. سازمان همکاری‌های اسلامی هم این عمل را خشونت علیه زنان می‌داند.

۱۱٫ ذهنیت نادرست: ناقص سازی جنسی دختران تنها مشکل کشورهای در حال توسعه است.

نه! با مهاجرت این فرهنگ به اروپا و آمریکا نیز انتقال داده شده است. در کشورهای این منطقه‌ها هم سعی شده است قوانینی برای جلوگیری از این عمل تصویب شود و آموزش‌های همگانی در نظر گرفته شده است.

۱۲٫ ذهنیت نادرست: ناقص سازی جنسی دختران تنها مشکل اقلیت‌ها م اقوام کوچک برخی مناطق ایران است

نه! آمارها نشان می‌دهند درصد قابل توجهی از دختران قربانی ناقص سازی جنسی می‌شوند. پس یادمان باشد حتا یک قربانی هم زیاد است.

۱۳٫ ذهنیت نادرست: ناقص سازی جنسی زنان در برخی مناطق به صورت نمادین انجام می‌شود و قابل توجه نیست.

نه! گاهی نمادها می‌توانند با نام تجدید سنت‌های کهن به شکل‌های پرخطر تری تبدیل شوند.

دولت ایران موظف است در برابر قربانیان احساس مسئولیت کند و همچنین مانع شود که حتی یک قربانی دیگر به دست تیغ و سنت سپرده شود. ۶ فوریهٔ هر سال، روز جهانی پایان دادن به ناقص سازی جنسی زنان نام گرفته است. تاکنون ۲۹ کشور در لیست کشورهایی قرار گرفته‌اند که این عمل در آن‌ها هم‌چنان رواج دارد. هنوز نام ایران و بیش از ۱۰ کشور دیگر در لیست جهانی سازمان بهداشت جهانی و یونیسف قرار نگرفته است. در مناطقی از غرب و جنوب ایران نیز، هم‌چنان دخترانی قربانی نقص عضو جنسی می‌شوند. مواد محدودی در قانون مجازات اسلامی پیش بینی شده است که برای جرم انگاری این عمل نیازمند اصلاح و پشتیبانی بیشتری از قربانیان است و بسیاری از سؤال‌های حقوقی در این زمینه را بی پاسخ گذاشته است:

مادهٔ ۷۰۴: از بین بردن قدرت انزال یا تولید مثل مرد یا بارداری زن و یا از بین بردن لذت مقاربت زن یا مرد، موجب آرش اشت.

مادهٔ ۷۰۷: از بین بردن کامل قدرت مقاربت، موجب دیهٔ کامل است.

مادهٔ ۷۰۸: از بین بردن یا نقص دائم یا موقت حواس یا منافع دیگر مانند لامسه، خواب و عادت ماهانه و نیز به وجود آوردن امراضی مانند لرزش، تشنگی، گرسنگی، ترس و غش، موجب آرش است.

در مادهٔ ۶۶۴ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ نیز آمده است که: “قطع و از بین بردن هر یک از دو طرف اندام تناسلی زن، موجب نصف دیهٔ کامل زن است و قطع و از بین بردن بخشی از آن، به همان نسبت دیه دارد.” در این حکم فرقی میان باکره و غیر باکره، خردسال و بزرگسال، سالم و معیوب از قبیل رتقاء و قرناء نیست.

منبع

جرم انگاری ناقص سازی جنسی زنان در ایران و ابراز نگرانی کمیته حقوق کودک

جرم انگاری ناقص سازی جنسی زنان در ایران و ابراز نگرانی کمیته حقوق کودک

جرم انگاری ناقص سازی جنسی زنان در ایران و ابراز نگرانی کمیته حقوق کودک

رایحه مظفریان

مدرسه فمینیستی: دست‌کم ۲۰۰ میلیون زن و دختر در سراسر جهان قربانی ختنه زنان شده‌اند. این تعداد ۷۰ میلیون نفر بیشتر از آمار سال ۲۰۱۴ است. به دلیل همین آمار شوکه کننده، بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل در نیویورک امسال به مناسبت روز جهانی عدم مدارا با ختنه زنان، گفته که هیچ‌گاه پایان دادن به این اقدام این‌چنین فوری نبوده است. ششم فوریه / ۱۷ بهمن‌ماه روز جهانی مبارزه با ختنه زنان است. بر اساس گزارش‌های جهانی، در هر ۱۰ ثانیه در جهان دختری ختنه می‌شود. در سالهای تلاش فعالان این عرصه در سراسر جهان ۳۰ کشور در لیست کشورهای ختنه کننده جای گرفته اند که اندونزی امسال موفق شد یونیسف را متقاعد کند تا در این لیست جای بگیرد اما فعالان حقوق کودک و زنان در ایران و بیش از ده کشور دیگر از جمله پاکستان، هند، مالزی، کشورهای حاشیه خلیج فارس، عراق، عربستان سعودی و غیره هنوز نتوانسته اند دولت ها و سازمان های مهمی مانند یونیسف را متقاعد کنند.

Untitled

سال گذشته کمپین گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان و ازدواج کودکان در ایران گزارشی از وضعیت ازدواج کودکان و ختنه دختران به کمیته حقوق بشر سازمان ملل ارائه داد.(۱) در این گزارش علاوه بر ارائه آمارهای دقیق، به مواد قانونی و نقض آن به طور مفصل پرداخته شده است.

چند روز پیش کمیته حقوق کودکان سازمان ملل علاوه بر انتقاد از ایران در زمینه افزایش اعدام و ازدواج دختران با اشاره به مواد قانونی ارائه شده در گزارش کمپین از عدم توجه ایران به وضعیت ختنه دختران نیز ابراز نگرانی کرد. این کمیته در یک گزارش بیست صفحه ای به موارد دیگری از نقض حقوق کودک در ایران نیز اشاره کرده است.

در بخشی با عنوان اعمال آسیب زا آمده است که بنابه ماده‌ی ۶۶۴ (بعد از اصلاح قانون، ماده ۶۶۳ به ۶۶۴ تغییر پیدا کرد) قانون مجازات اسلامی ناقص سازی جنسی زنان نوعی خشونت است که همچنان در مناطقی از ایران، هرمزگان و منطقه های کردنشین، انجام می گیرد. همچنین بنابر اجلاس عمومی شماره ۱۸ در سال ۲۰۱۴ با عنوان شیوه های مضر، به طور مشترک با کمیته رفع تبعیض علیه زنان بنا شد اقداماتی موثری در جهت اجرایی شدن ماده ۶۶۴ و جلوگیری از ناقص سازی جنسی زنان در سراسر کشور صورت بگیرد.

در ماده‌ی ۶۶۴ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ نیز آمده است که: “قطع و از بین بردن هر یک از دو طرف اندام تناسلی زن، موجب نصف دیه‌ی کامل زن است و قطع و از بین بردن بخشی از آن، به همان نسبت دیه دارد.” در این حکم فرقی میان باکره و غیر باکره، خردسال و بزرگسال، سالم و معیوب از قبیل رتقاء و قرناء نیست.

علاوه بر این ماده، مواد دیگری از همین قانون هم به مباحث مشابهی پرداخته اند: 
- ماده‌ی ۷۰۴: از بین بردن قدرت انزال یا تولید مثل مرد یا بارداری زن و یا از بین بردن لذت مقاربت زن یا مرد، موجب ارش اشت. 
- ماده‌ی ۷۰۷: از بین بردن کامل قدرت مقاربت، موجب دیه‌ی کامل است. 
- ماده‌ی ۷۰۸: از بین بردن یا نقص دائم یا موقت حواس یا منافع دیگر مانند لامسه، خواب و عادت ماهانه و نیز به وجود آوردن امراضی مانند لرزش، تشنگی، گرسنگی، ترس و غش، موجب ارش است. 
- ماد‌ی ۴۴۹: “ارش” دیه‌ی غیرمقدر است که میزان آن در شرع تعیین نشده است و دادگاه با لحاظ نوع و کیفیت جنایت و تاثیر آن بر سلامت مجنی‌علیه و میزان خسارت وارده با در نظر گرفتن دیه‌ی مقدر و با جلب نظر کارشناس میزان آن را تعیین می‌کند. مقررات دیه‌ی مقدر در مورد ارش جریان دارد، مگر این‌که در این قانون ترتیب دیگری مقرر شود.

علاوه بر این در سال میلادی گذشته فعالیت های گسترده ای از سمت فعالین علیه تداوم ناقص سازی جنسی زنان صورت گرفت. خلاصه ای از این فعالیت ها: 
- انتشار کتابی با عنوان تیغ و سنت نوشته رایحه مظفریان در داخل ایران 
- راه اندازی کمپینی با عنوان گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان در ایران 
- برگزاری اولین نشست تخصصی با عنوان تیغ و سنت در دانشگاه تهران 
- برگزاری اولین کارگاه بومی در بستک با عنوان ازدواج زودهنگام و ختنه دختران و صحبت با برخی مراجع اهل تسنن 
- برنده شدن جایزه میکروفون طلایی به دلیل ساخت برنامه ای ویژه در مورد ختنه دختران به تهیه کنندگی رویا کریمی مجد در فستیوال برنامه های رادیویی نیویورک 
- پخش فیلم به نام سنت ساخته کامیل احمدی 
- انتشار گزارشی از وضعیت ختنه دختران نوشته کامیل احمدی 
- انتشار مقالات تخصصی و گزارش هایی نوشته پروین ذبیحی، رایحه مظفریان و عثمان محمودی از فعالیت های ملی و منطقه ای 
- ارائه طرح مبارزه با ختنه دختران به مرجع ملی حقوق کودک و معاونت امور زنان ریاست جمهوری 
- امضای پیش نویس طرح اجرایی پیشگیری از ناقص سازی جنسی زنان توسط معاونت امور زنان ریاست جمهوری(۲)

پانوشت ها:

۱ – http://www.stopfgmiran.com/wp-conte…

۲ – http://www.irna.ir/fa/News/81721492/

ردپای ناقص سازی جنسی زنان در میناب

ردپای ناقص سازی جنسی زنان در میناب

ردپای ناقص سازی جنسی زنان در میناب

رایحه مظفریان

5

میناب یکی از شهرستان‌های شرقی استان هرمزگان واقع در جنوب ایران است. مذهب اصلی مردمان این شهرستان شیعه است در حالی که به دلیل همجواری با شهرستان سیریک تعدادی از اهالی نیز پیرو مذهب سنی هستند.

هما احدی و همکاران، پژوهشی با عنوان “شیوع و میزان آگاهی و نگرش زنان سنین باروری شهر میناب در مورد ختنه زنان” (۱۳۸۱) در حوزه‌ی علوم پزشکی و خدمات بهداشتی-درمانی انجام داده‌اند. در این مطالعه توصیفی-تحلیلی، ۴۰۰ زن ۱۵ تا ۴۹ ساله مراجعه کننده به مراکز بهداشتی-درمانی شهر میناب به روش نمونه‌گیری غیر احتمالی و مبتنی بر هدف گزینش شدند. اطلاعات لازم با استفاده از پرسش‌نامه‌ی پژوهشگر ساخته، سنجش میزان آگاهی و نگرش از طریق مصاحبه‌ی نیمه سازمان یافته و هم‌چنین به کمک فهرست مشاهده جمع آوری شد. داده‌ها با استفاده از آزمون تی، مجذور کای و واریانس یک طرفه تحلیل شد.

یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که شیوع “ختنه” ۷۰ درصد بود که در بین زنان ختنه شده، ختنه‌ی درجه یک۴/ ۸۷ درصد و ختنه‌ی درجه‌ دو ۶ / ۱۲ درصد بود. میانگین نمره‌ی آگاهی در گروه ختنه شده در مورد بهداشت باروری ۶/۱ ± ۱/۲ و گروه ختنه نشده ۷/۱± ۰۵/۳ از ۱۳ نمره و این اختلاف از نظر آماری معنی دار بود (۰۰۱/۰> p ).  میانگین نمره‌ی نگرش گروه ختنه شده ۹/۱۰± ۵/۳۶ و گروه ختنه نشده ۰/۹± ۷/۴۷ و این اختلاف از نظر آماری معنی دار بود (۰۰۱/۰> p ). ب ین آگاهی و درجه‌ی ختنه و بین نگرش و درجه‌ی ختنه ارتباط مثبت معنی دار آماری وجود داشت(۰۰۱/۰> p ).


3

Xنتیجه‌ی این پژوهش: ضعیف بودن آگاهی و نگرش افراد مورد مطالعه، لزوم آموزش مردم منطقه و اهمیت مراکز بهداشتی-درمانی در افزایش سطح آگاهی و تغییر نگرش‌های مردم را نشان می‌دهد.

پیرو این پژوهش نگارنده سفری به چند روستای این منطقه داشت تا وضعیت رواج ناقص سازی جنسی زنان را در میان اهل تشیع بعد از گذشت ۱۳ سال بررسی کند. مهم‌ترین عامل در ترویج این سنت، حضور زنانی به نام دایه محلی و خواست مادرانی است که هم‌چنان تمایل دارند دختران خود را ختنه کنند. در این میان عوامل بازدارنده‌ی زیادی وجود دارد که می­تواند به توقف این عمل در مناطق کمک کند: عواملی مانند آگاهی بخشی عمومی از طریق رسانه‌ها، پزشکان، معلمان و مهم‌تر از همه پیشوایان مذهبی.

اگرچه ناقص سازی جنسی زنان به درجات مختلف هم‌چنان در شهرستان‌های استان هرمزگان انجام می‌شود ولی برخی از دایه‌های محلی دیگر به انجام این عمل مشغول نیستند. در مصاحبه با برخی از دایه‌ها، آن‌ها اظهار می­کردند که حدود سی سال پیش به انجام این عمل اشتیاق داشتند ولی با حضور پزشکان و ملاهای شیعی، دیگر این عمل رایج نیست اگر چه هم‌چنان از مهارت‌های خود برای مراقبت‌های پیش از زایمان مادران باردار استفاده می‌کنند.

بیش‌تر دایه‌ها شیوه‌ی انجام عمل را با دست نشان می‌دهند و نوک انگشت اشاره را میزان برش کلیتوریس کودک تخمین می‌زنند. شیوع ختنه‌ی دختران در میان اهل تسنن بیش از تشیع است. در روستاهای سنی نشین دختران بیش‌تری هم‌چنان با نام سنت ختنه می­شوند. بیش‌ترین آمار ختنه‌ی دختران در استان هرمزگان مربوط به جزیره‌ی قشم است. در اکثر روستاهای این جزیره حداقل یک دایه وجود دارد که با داشتن تجربه‌ی کافی دختران روستا را در سنین مختلف ختنه می‌کند.

2

در خلال جستجوها متوجه شدم که همسر راننده که شیعه هم بودند تاکنون دوبار دختر کوچک چهار ساله‌اش را نزد دایه برده است تا او را ختنه کنند و هر دو بار دایه از انجام عمل سر باز زده است چرا که معتقد بوده که اندازه‌ی کلیتوریس دختر کوچک است و هنوز برای انجام عمل آمادگی ندارد.

با همسر راننده و دختر کوچکشان پیش دایه محلی رفتیم. این دایه محلی سنی است و هم‌چنان دختران را ختنه می‌کند. دایه معتقد است اگر چه در قرآن اسمی از ختنه برده نشده است ولی به همان دلیل که پسرها ختنه می‌شوند دختران را نیز باید ختنه کرد. ابزار کار این دایه نیز تیغ می‌باشد. او توضیح می‌دهد که تکه پوست مانند و ابتدایی کلیتوریس را می‌کشد و بخش کوچکی از آن را با تیغی که از قبل خریده است می­برد و به میزان بسیار کمی محل برش خونریزی دارد. سپس محل برش با پنبه‌ی آغوشته به الکل تمیز می‌شود. حدود سه یا چهار روز هم هنگام ادرار محل برش سوزش خواهد داشت. دایه علت ختنه شدن دخترها را این می­داند که آن‌ها بتوانند مسلمان واقعی شوند و قرآن بخوانند و غذا و آبی که از دست آن‌ها گرفته می‌شود، حلال باشد. او دخترهای خودش را نیز ختنه کرده است: “اول دختر خودم بعد دخترهای مردم، اول نوه‌های خودم بعد نوه‌های مردم را ختنه می‌کنم. در منطقه‌ی ما فرقی بین شیعه و سنی نیست و پیروان هر دو مذهب دختران خود را ختنه می‌کنند”. دستمزد این دایه حدود ۵۰۰۰ تومان برای هر بار ختنه کردن یک دختر است. اگر کسی هم توان پرداخت این مبلغ را نداشته باشد، از او پول نمی‌گیرد.

اکثر دایه ها از مادر یا مادربزرگ خودشان یاد گرفته اند چرا که در گذشته پزشک و طبیبی نبوده است. سن ختنه در دختران متفاوت است و این تفاوت به میزان بزرگی و کوچکی کلیتوریس بستگی دارد.

از همسر راننده می‌پرسم به چه دلیل تا این حد برای ختنه شدن دخترش پافشاری می‌کند؟ او توضیح می دهد که به دلیل این که این سنت از دیرباز رسم بوده است او دوست دارد تا دخترش هم مانند خودش ختنه شده باشد. هم‌چنین او معتقد است که این رسم از هوس‌بازی دختران جلوگیری می‌کند. او می‌گوید: “مانند سوزن زدن به فرد مریض، ختنه کردن دختران هم توکل می‌خواهد. باید دل فرد راضی باشد تا توان این را داشته باشد که با تیغ کار کند. تمام خواهرها و خواهرزاده‌های من هم ختنه شده‌اند.”

4

۶ فوریه‌ی هر سال، روز جهانی پایان دادن به ناقص سازی جنسی زنان نام گرفته است. تاکنون ۲۹ کشور در لیست کشورهایی قرار گرفته‌اند که این عمل در آن‌ها هم‌چنان رواج دارد. هنوز نام ایران و بیش از ۱۰ کشور دیگر در لیست جهانی سازمان بهداشت جهانی و یونیسف قرار نگرفته است. در مناطقی از غرب و جنوب ایران نیز، هم‌چنان دخترانی قربانی نقص عضو جنسی می‌شوند. اما موادی در قانون مجازات اسلامی پیش بینی شده است که می‌توان از آن‌ها برای جرم انگاری مثله کردن دختران استفاده کرد:

ماده‌ی ۷۰۴: از بین بردن قدرت انزال یا تولید مثل مرد یا بارداری زن و یا از بین بردن لذت مقاربت زن یا مرد، موجب ارش اشت.

ماده‌ی ۷۰۷: از بین بردن کامل قدرت مقاربت، موجب دیه‌ی کامل است.

ماده‌ی ۷۰۸: از بین بردن یا نقص دائم یا موقت حواس یا منافع دیگر مانند لامسه، خواب و عادت ماهانه و نیز به وجود آوردن امراضی مانند لرزش، تشنگی، گرسنگی، ترس و غش، موجب ارش است.

ماد‌ی ۴۴۹: “ارش” دیه‌ی غیرمقدر است که میزان آن در شرع تعیین نشده است و دادگاه با لحاظ نوع و کیفیت جنایت و تاثیر آن بر سلامت مجنی‌علیه و میزان خسارت وارده با در نظر گرفتن دیه‌ی مقدر و با جلب نظر کارشناس میزان آن را تعیین می‌کند. مقررات دیه‌ی مقدر در مورد ارش جریان دارد، مگر این‌که در این قانون ترتیب دیگری مقرر شود.

در ماده‌ی ۶۶۴ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ نیز آمده است که: “قطع و از بین بردن هر یک از دو طرف اندام تناسلی زن، موجب نصف دیه‌ی کامل زن است و قطع و از بین بردن بخشی از آن، به همان نسبت دیه دارد.” در این حکم فرقی میان باکره و غیر باکره، خردسال و بزرگسال، سالم و معیوب از قبیل رتقاء و قرناء نیست.

6

رتقاء= بسته و قرناء= استخوانی در فرج است که مانع از نزدیکی است، و الأفلاء، افلاء، یک نوع بیماری است که بعد از زایمان برای زن پیدا می‌شود که محل قابل بهره‌گیری نیست، هر چند بعضی افلاء را با قرناء یکی گرفته‌اند، ولی این دو یکی نیستند.

ناقص سازی جنسی زنان و معلولیت

ناقص سازی جنسی زنان و معلولیت

ناقص سازی جنسی زنان و معلولیت

رایحه مظفریان

ختنه زنان سنتی دیرینه است که از گذشته­های دور رواج داشته است. این عمل از سال ۱۹۹۱ با عنوانی جدید در دنیا شناخته شد. برای این که ابعاد وسیع­تری از شدت عمل منعکس شود سازمان­های بین المللی ختنه زنان را “ناقص سازی جنسی زنان” و قطع آلت تناسلی آن­ها دانستند. در ایران نیز ختنه زنان در مناطق وسیع مرزی رواج دارد (به مخاطبینی که تازه با مقوله ختنه زنان آشنا شده­اند، پیشنهاد می­گردد که به کتاب تراژدی تن، تیغ و سنت و مقالات منتشر شده دیگر مراجعه کنند).

آماری از شیوع میزان عمل قطع آلت تناسلی زنان در کردستان ایران ارائه شده که توسط آقای کامل احمدی[۱] تهیه شده است. وی با انجام تحقیقی در راستای اثبات وجود ختنه زنان در کردستان ایران و ارائه آن به سازمانWADI  و یونسکو برای اولین بار از شیوع گسترده این عمل در کردستان ایران خبر  می­دهد. در جدول شمار (۱) آمار به دست آمده توسط ایشان از میزان شیوع عمل ارائه می­شود:

555

سالانه هزاران زن قربانی عمل قطع عضو جنسی می­شوند. بخشی از مهم­ترین اندام جنسی زن که یکی از اصلی­ترین وظایف تحریک کنندگی را بر عهده دارد. در ایران بیشتر زنان قربانی، کلیتوریس خود را از دست می­دهند. برای رسیدن زنان به اوج لذت جنسی و رضایت آن­ها از داشتن رابطه جنسی سالم با شریکشان، این عضو از اندام تناسلی زنان لازم و ضروری است. عدم وجود کلیتوریس در زنان رسیدن آن­ها به مرحله ارضای جنسی را با مشکل مواجه می­کند. در حقیقت ختنه زنان تجربه­ای را که حق مسلم زنان در لذت بردن بی دغدغه از رابطه جنسی با شریکشان هست، زیر سوال می­برد.

 با این آگاهی که ختنه زنان نوعی ناقص سازی است این سوال مطرح می­شود که آیا می­توان ناقص سازی جنسی زنان را معلولیت دانست؟

در “طبقه بندی بین المللی نقص، ناتوانی و معلولیت “(I.C.I.D.H) توسط سازمان بهداشت جهانی تفکیک شده است:

مفهوم نقص که از آن تحت عنوان اختلال هم نام برده می­شود، مرتبط است با غیرعادی بودن ساختار، نمود ظاهری بدن، کارکرد ارگانیسم و سیستم بدن که می­تواند ناشی از هر دلیلی باشد. به عبارت دیگر هر گونه فقدان یا ناهنجاری در زمینه جسمانی، روانی، عملکردی یا آناتومی انسان، نقص نامیده می­شود.

ویژگی های نقص:

  • نقص، نارسایی در سطح یک اندام و ساختار بدن است
  • نقص، می­تواند موقت دایمی پیشرونده یا ثابت باشد
  • نقص، ارتباطی با اتیولوژی(سبب شناسی) بیماری ندارد
  • نقص، به عنوان اختلالی در سلامت محسوب می­شود، اما بدان معنی نیست که شخص دارای اختلال، بیمار تلقی می­شود.

با ظرایفی، جامعه جهانی بین نقص، ناتوانی و معلولیت تفاوت­هایی قایل است. سازمان بهداشت جهانی معلولیت را این گونه تعریف می­کند:

معلولیت مرتیط است با محرومیت هایی که فرد به عنوان نتیجه نقص(اختلال)و ناتوانی تجربه می کند، به عبارت دیگر معلولیت عبارت است از فقدان یا کاهش فرصت­ها برای سهیم شدن در زندگی اجتماعی، در سطحی برابر با دیگران.

ویژگی­های معلولیت:

معلولیت نتیجه ارتباط متقابل بین فرد دارای نقص و ناتوانی از یک طرف و ویژگی شرایط محیطی زندگی اجتماعی او از طرف دیگر می­باشد. بدین معنی که معلولیت تابعی از ارتباط اشخاص ناتوان و محیطشان است و هنگامی به وقوع می­پیوندد که این افراد با موانع فرهنگی و اجتماعی مواجه می­شوند که موجب عدم برخورداری آن­ها از سیستم­های مختلف جامعه می­شود که برای سایر شهروندان قابل دستیابی است.

بنابراین از تعاریف می­توان نتیجه گرفت که اگر فردی نقص و ناتوانی داشته باشد و در نتیجه آن ناتوانی و نقص نتواند شرایط معمولی زندگی فردی سالم را تجربه کند در زیر چتر واژه معلولیت قرار می­گیرد.

در سال ۱۳۸۳، ﻗﺎﻧﻮن ﺟﺎﻣﻊ ﺣﻤﺎﯾﺖ از ﺣﻘﻮق ﻣﻌﻠﻮلین و آﯾﯿﻦﻧﺎﻣﻪﻫﺎی اﺟﺮاﯾﯽ ﻣﺼﻮب آن از سوی مجلس شورای اسلامی به وزارت ﺑﻬﺪاﺷﺖ، درﻣﺎن و آﻣﻮزش ﭘﺰﺷﮑﯽ ابلاغ شد. در تبصره ماده یک این قانون آمده است که “ﻣﻨﻈﻮر از ﻣﻌﻠﻮل ﺑﻪ اﻓﺮادی اﻃﻼق ﻣﯽﮔﺮدد ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﮐﻤﯿﺴﯿﻮن ﭘﺰﺷﮑﯽ ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﻬﺰﯾﺴﺘﯽ ﺑﺮ اﺛﺮ ﺿﺎﯾﻌﻪ ﺟﺴﻤﯽ، ذﻫﻨﯽ، رواﻧﯽ ﯾﺎ ﺗﻮأم، اختلال مستمر و قابل توجهی در سلامت و کارائی ﻋﻤﻮﻣﯽ وی اﯾﺠﺎد ﮔﺮدد، ﺑﻪ ﻃﻮری ﮐﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﮐﺎﻫﺶ اﺳﺘﻘﻼل ﻓﺮد در زﻣﯿﻨﻪﻫﺎی اجتماعی و اقتصادی شود” (ﻧﺎﻣﻪ ﺷﻤﺎره ۱۶۰۷۸ ﻣﻮرخ ۶/۳/۱۳۸۳ ﻣﺠﻠﺲ ﺷﻮرای اﺳﻼﻣﯽ).

در ۱۴ شهریور ۱۳۸۷، ۴ سال پس از تصویب قانون توسط مجلس شورای اسلامی، ایران به جمع امضا کنندگان کنوانسیون حقوق معلولین پیوست. طبق تعریف جهانی و پذیرفته شده در ماده یکِ این کنوانسیون، معلول به کسی گفته می­شود که: “دارای نواقص طویل المدت فیزیکی، ذهنی، فکری و یا جسمی باشند که در تعامل با موانع گوناگون امکان دارد مشارکت کامل و مؤثر آن­ها در شرایط برابر با دیگران در جامعه متوقف گردد”.

همان طور که از هر دوی این تعاریف بر می­آید، ختنه زنان می­تواند نوعی معلولیت به حساب آید؛ زیرا همان طور که در قانون جمهوری اسلامی ایران آمده است، ختنه زنان یک ضایعه جسمی است که اختلالی مستمر و قابل توجه در سلامت و کارائی عمومی زنان ایجاد می­کند. در کنوانسیون هم آمده است که فردی اگر نقص طویل المدت فیزیکی داشته باشد معلول است؛ لذا ختنه زنان هم نقص است و هم طویل المدت.

در هر دوی این قوانین، موادی برای تسهیل شرایط معلولین در نظر گرفته شده است. اما بیش از همه دو ماده مهم در کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت وجود دارد. ماده شماره ۶ که به حقوق زنان معلول اختصاص دارد و ماده شماره ۷ که حقوق کودکان معلول را به رسمیت می­شمارد:

ماده ۶: زنان دارای معلولیت

۱-   دولت‌های عضو تصدیق می‌کنند که زنان و دختران دارای معلولیت در معرض تبعیض‌های مختلفی هستند و از این نظر باید اقداماتی برای حصول اطمینان از برخورداری کامل آنان از تمام حقوق و آزادی‌های پایه اتخاذ گردد.

۲-   دولت‌های عضو می‌بایست تمام اقدامات لازم برای دستیابی به توسعه کامل برای پیشرفت و توانمند سازی زنان به منظور تضمین احقاق حقوق انسانی و برخورداری از آنان و آزادی‌های پایه تنظیم شده در این کنوانسیون را به عمل آورند.

هر دوی این مواد برای ناقص سازی جنسی زنان می­توانند مورد توجه قرار گیرند. این نکته را باید یادآور شد که در اکثر موارد، بدون در نظر گرفتن استثنائاتی، ختنه بر روی دختر بچه­های کمتر از ۱۰ سال صورت می­گیرد و از همان کودکی فرد را دچار معلولیتی مادام­العمر می­کنند.

ماده ۷: کودکان دارای معلولیت

۱-   دولت‌های عضو می‌بایست تمام اقدامات لازم برای اطمینان از برخورداری کامل کودکان معلول از حقوق انسانی و آزادی‌های پایه را به صورت مساوی با سایر کودکان اتخاذ نمایند.

۲-     در تمام اقدامات مرتبط با کودکان، منافع عالیه کودک از با اهمیت‌ترین ملاحظات می‌باشد.

۳-   دولت‌های عضو می‌بایست اطمینان حاصل نمایند که کودکان معلول دارای حق ابراز عقیده آزادانه در تمام موضوعات مربوط به خود می‌باشند و باید به عقیده آن­ها براساس سن و بلوغشان، مساوی با سایر کودکان توجه کرد و مطابق معلولیت و ملاحظات سنی کمک لازم برای شناسایی آن حق به عمل آید.

دولت ایران کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت را به امضا رسانده است و در برابر اجرای مفاد آن مسئول است. اگر بتوان دولت را متقاعد کرد که ناقص سازی جنسی زنان، معلول سازی آن­ها در دوران کودکی است بنابراین شرایط مندرج در این کنوانسیون نیز باید مورد اجرا قرار گیرد.

بر اساس قانونی که جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۸۳ تنظیم نمود مسئولیت امور مرتبط با معلولین به سازمان بهزیستی کشور سپرده شده است. در نمودار سازمان بهزیستی کشور، بخش­ و معاونت­های مختلف این سازمان نشان داده شده است. در معاونت فرهنگی و امور اجتماعی، دفتر توانمندسازی­های خانواده و زنان در نظر گرفته شده است. همچنین در زیر گروه همین معاونت، دفتر امور کودکان و نوجوانان نیز لحاظ شده است. از طرفی دیگر در مرکز توسعه پیشگیری و درمان اعتیاد، زیر گروهی با عنوان معاونت پیشگیری از معلولیت­ها وجود دارد. اما مهم­ترین بخش سازمان بهزیستی کشور که به امور معلولین می­پردازد، معاونت امور توانبخشی است. یکی از دفاتر این معاونت به توانمندسازی معلولین اختصاص داده شده است.

با ارزیابی ارگان­های موجود می­توان این نتیجه را گرفت که سازمان بهزیستی کشور در برابر معلولیت اکتسابیِ زنانِ قربانیِ ختنه مسئول است. تمامی ارگان­های نام برده شده می­توانند با مشارکت در امور پیشگیری و توانمندسازی و آگاهی رسانی در راه ریشه کنی ناقص سازی جنسی زنان قدم بردارند. در مورد تغییر جنسیت، سازمان بهزیستی کشور به همراه پزشک قانونی و علوم پزشکی مسئولیت بررسی روند تغییر جنسیت افراد داوطلب را بر عهده دارند. موضوعی تا حدودی مشابه با ختنه زنان که می­تواند مثال مستدلی بر  در نظر گرفتن و قرار دادن ناقص سازی جنسی زنان در مطالعات سازمانی باشد. سازمان بهزیستی در طول این سال­ها به خوبی توانسته است وضعیت و امور داوطلبان به تغییر جنسیت را هدایت و کنترل کند.

به هر حال، با توضیحی در مورد چارت سازمانی بهزیستی پیشنهاد می­گردد که برای زنان قربانی ختنه نیز زیر گروه و معاونتی در سازمان بهزیستی در نظر گرفته شود تا بتوان هر چه بیشتر به تعهد و مسئولیت پذیرفته شده در قبال سازمان­های بین المللی عمل کرد. تجربه سال­ها نشان داده است که پزشکان و پرستاران و ماماها که در ایران زیر گروه سازمان علوم پزشکی محسوب می­شوند، تأثیری عمیق بر مردمان مناطق مختلف کشور دارند. از قدیم نیز این ضرب المثل بسیار رواج داشته است که طبیب محرم بیمار است. حضور پزشکانی که برای خدمت در مناطقی کار می­کنند که ختنه در آن­جا رواج دارد بسیار با اهمیت است. سخن و تجویز این خدمتگزاران می­تواند زنان منطقه را از قربانی شدن نجات دهد.

برای دیدن تصویر بزرگتر روی آن کلیک کنید

توانبخشی عبارت است از مجموعه‌ای از خدمات و اقدامات هماهنگ پزشکی، آموزشی، حرفه‌ای و اجتماعی که برای بازتوانی فرد معلول و ارتقای سطح کارایی او در بالاترین حد ممکن به منظور دستیابی به یک زندگی مستقل در جامعه عرضه می‌گردد.

اهدافی که توانبخشی به طور اصولی تعقیب می‌کند، عبارتند از:

۱- پییشگیری از ایجاد با بروز معلولیت.

۲- جلوگیری از پیشرفت معلولیت.

۳- ارتقای سطح آگاهی عمومی نسبت به معلولین و معلولیت.

۴- سعی در خودکفایی فرد معلول و قادرسازی وی در برخورد با مشکلات .

۵- تطابق زندگی معلولین با جامعه.

۶- ارائه تسهیلات و خدمات شهری مناسب جهت استفاده معلولین.

۷- افزایش آگاهی معلولین نسبت به تواناییهای جسمی، روانی خویش و تطبیق آنان با محیط.

۸- اهتمام به بازگشت فرد معلول به جامعه از طریق اشتغال و کسب استقلال مالی و تبدیل وی به یک فرد مولد و مؤثر در جامعه.

همه این اهداف بسیار مهم و کارآمد هستند اما اهداف ۱ و ۳ بیش از همه به موضوع ناقص سازی جنسی زنان مرتبط می­شوند. پیشگیری و ارتقای سطح آگاهی مردم دو عامل بسیار مهم در جهت ریشه کنی ناقص سازی جنسی زنان هستند. در ماده ۸ (آگاه سازی) کنوانسیون دفاع از حقوق معلولین آمده است:

۱- دولت‌های عضو متعهد به اقدامات فوری، موثر و مناسب در موارد زیر می‌باشند:

الف) افزایش آگاهی‌ها در میان جامعه، شامل افزایش سطح آگاهی خانواده‌ها درباره معلولین و افزایش احترام به حقوق و حرمت آنها.

ب) مبارزه با رفتارهای کلیشه‌ای، مضر و تعصبات در مورد معلولین در تمام زمینه‌های زندگی از جمله آنهایی که بر پایه جنس و سن می‌باشند.

پ) افزایش آگاهی از ظرفیت‌ها و مشارکت‌های افراد معلول.

۲- اقدامات مورد نظر شامل موارد زیر است:

الف) آغاز نمودن و حفظ چالش آگاهی‌های اجتماعی، برنامه ریزی شده برای:

۱) افزایش احترام به حقوق افراد معلول.

۲) ارتقا برداشت‌های مثبت از معلولین و افزایش آگاهی‌های اجتماعی.

۳) ارتقا درک مهارت‌ها، شایستگی‌ها، توانایی‌ها و مشارکت معلولین در کار و بازار کار.

ب) ارتقای سیستم آموزشی در تمام سطوح از جمله در سنین پایین و در کودکی و تفکر احترام به حقوق معلولین.

پ) تشویق تمام سازمان‌های رسانه‌ای برای به تصویر کشیدن معلولین به شکلی که با اهداف این کوانسیون همخوانی داشته باشد.

ت) ارتقای برنامه‌های آموزشی درباره معلولین و حقوق آن­ها.

مشکل و چالش اساسی در این است که دولت در قدم اول بپذیرد که ناقص سازی جنسی زنان در ایران رواج دارد. سوال اصلی این نوشتار، هم چنان باقی است و پاسخ بدان نیازمند مشارکت گسترده و مطالعات عمیق پژوهشی است. آیا ناقص سازی جنسی زنان، معلولیت است؟

ختنه دختران در میان اهل تشیع پاکستان و هند

ختنه دختران در میان اهل تشیع پاکستان و هند

گزارش “گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان در ایران”

ختنه دختران در میان اهل تشیع پاکستان و هند

سمیره حنایی- رایحه مظفریان

ناجیه بیست و چند سال دارد. دقیق نمی­داند کی متولد شده است. در نوجوانی ازدواج کرده است. حالا چهار فرزند دارد، دو دختر و دو پسر. یکی از فرزندانش را به زن برادرش سپرده است تا بوسیله آن بتواند گدایی کند. هرروز دم در داروخانه در گرمای طاقت فرسای جنوب به امید خرده اسکناس­های ۲۰۰ و۵۰۰ تومانی که متصدی داروخانه به مراجعین می­دهد وقت می­گذراند. دختربزرگش نازیه است. دختری شیرین وزیبا که فقط ۶ سال دارد واز صبح تا ظهر را در سطح شهر می­چرخد و گدایی می­کند. بیشتر ازآن که به فکر پول درآوردن باشد شیطنت­های کودکانه ذهنش را پر کرده­ اند.

12-02-15-shameen-circumcision1

ناجیه از جمله زنان پاکستانی است که به همراه شوهرش چهارسال پیش به ایران آمده اند. شوهرش در شهر خراب شده بعد از زلزله بنایی می­کند و همسر و دختر بزرگش از صبح تا شب گدایی می­کنند. گاهی هم سوار وانت های باربری می شوند و خودشان را به چهارراه ها می رسانند اما بیشتر اوقات دم داروخانه می توان پیدایش کرد. در خانه متروک وخرابه ایی که زمانی افغانی ها در آنجا زندگی می کردند با یک کولر آبی سر می کنند.اما خنده هایش نشان می دهد که از زندگی راضیست. فارسی را خوب حرف می زند مشخص است زن باهوشی است می گوید دراین چهارسال مهاجرت یاد گرفته است. از او می پرسم آیا در کشور پاکستان دختران را هم ختنه می کنند؟ سعی می کند با دقت کلمات را انتخاب کند وجواب مرا کامل بدهد:

-ناجیه: بله در پاکستان این کار را می کنند اما حالا ما که آمده ایم اینجا کسی این کار را نمی کند آخر کسی نیست که برایمان این کار را بکند. آنجا زنان را ختنه می کنند چون اعتقاد دارند تا ختنه نشوند برای همخوابی با شوهرشان نجس هستد.

از او می پرسم نازیه را هم ختنه کرده ایی؟

-ناجه: نه.نازیه هنوز بچه است. دختر وقتی ازدواج کرد برای این که تمیز شود وبعد پیش شوهرش بخوابد اورا ختنه می کنند. قسمتی از آن (بادست نشانم می دهد) را می برند. بعد بلافاصله به او می گویند به بستر شوهرت برو. دیگر پانسمان نمی کنند. خودش خونش بند می آید و به مرور خوب می شود.

خودت هم ختنه شده ایی؟

-ناجیه: نه. من میترسم. همیشه میترسیدم. دیگر به ایران آمدیم و من ختنه نکردم. اما زن برادرهایم وخواهر شوهرهایم همه شان آن موقع ختنه کردند. گاهی به زنی که بچه دار نمی شود می گویند ختنه کن تا این ترس باعث حامگی ات شود.

اگر برگردی ختنه می کنی؟ ختنه اجباری است؟

-ناجیه: نه. من ختنه نمی کنم. درد دارد. با تیغ می برند. اجباری نیست اما اکثرا می کنند. اما خدا را شکر کسی اینجا نیست که ما را ختنه کند.

اگر ختنه نکنند مگر میتوانند با شوهرشان بخوابند؟

-ناجیه: می گویند ختنه شده تمیز تر است. اگر نباشد می گویند نجس است مثلا.

اما تو ختنه نکردی ….

-ناجیه: من آمدم ایران. اینجا دیگر کسی نبود که مرا ختنه کند ومن نجات پیدا کردم

مدام می خندد به پاکستانی چیزهایی را به زن برادرش می گوید. بچه اش مدام دفترم را ازدستم می گیرد وبا کاغذهای سفید بازی می کند. نازیه رفته است گدایی. مردم از داروخانه که بیرون می آیند پول خردهایشان را به او می دهند.

ناجیه به من می خندد و می گوید: “نکند می خواهی ختنه شوی؟ نازیه را ختنه نمی کنم میترسم خیلی درد دارد”.

به این می اندیشم شاید شرایط کنونی اش، گدایی در بازار، هوای گرم وکولرآبی در اوج گرمای جنوب، بد باشد اما آمدنش به ایران موهبتی بزرگ را برای او به ارمغان آورد. او اکنون یک زن کامل است و قربانی سنت غلط ناقص سازی جنسی زنان در کشورش نشده است.

ناقص سازی جنسی زنان در خاورمیانه و آفریقا و بخش هایی از آسیای شرقی همچنان رواج دارد. در این میان باید گفت که این سنت در بین پیروان اکثر مذاهب یاقت می­شود. در میان اتیوپی تبارهای یهودی، مسیحیان، بی اعتقادها، همزادگرایان آفریقا و مسلمانان. در میان مسلمانان نیز می توان در بین تمامی مذاهب در نقاط مختلف جهان آن را یافت اگرچه پیشوایان دینی هر کدام از مذاهب اسلام نظرات متفاوتی نسبت به این عمل دارند. در ایران این عمل همچنان در مناطقی انجام می­شود. اما بیشتر اهل تسنن شافعی مذهب دختران خود را ختنه می­کنند اگر چه همجواری برخی از شیعیان با اهل تسنن در مناطقی از جنوب و غرب ایران نیز موجب شده است که این شیعیان نیز دختران خود را ختنه کنند اما می توان گفت که ناقص سازی جنسی زنان در بین اهل تشیع ایران به طور عمومی رواج ندارد و بسیاری از مراجع اهل تشیع نیز فتوا بر منع آن داده اند. این در حالی است که در میان شیعیان سایر کشورها مانند عراق، پاکستان و هند این عمل همچنان انجام می­شود.

در ۶ فوریه ۲۰۱۳ سازمان زنان “پانا” طرحی را برای ممنوعیت ختنه در مرکز عراق به پارلمان دولت مرکزی ارائه داد این در حالی است که در شمال عراق و در منطقه خودمختار کردستان عراق بیش از ۵ سال است که ناقص سازی جنسی زنان توسط پارلمان ممنوع اعلام شده است.  تحقیقات پانا نشان می­دهد که از ۱۲۱۲ زنی که در سرشماری سازمان پانا شرکت کرده اند ۳۸ درصد آن ها ختنه شده اند.

داوودی بهره جامعه کوچکی از مسلمانان شیعه هستند که عددی حدود دو میلیون نفر در جهان را در برمی­گیرند. بیشتر افراد این جامعه در هند زندگی می­کنند اما تعداد زیادی از آن­ها را در سایر نقاط جهان نیز می­توان یافت.

شیوع ناقص سازی جنسی زنان در هند و پاکستان مخفی مانده بود تا این که برای اولین بار فرحناز زاهدی معظم خبرنگار پاکستانی بهره ای این سکوت را شکست. به طور سنتی دختران در سنین پایین و توسط دایه ها ختنه می­شوند. دایه ها از ناخن گیر و تیغ استفاده می کنند. اعتقاد بر این است که ۵۰ تا ۶۰ درصد زنان بهره ای ختنه شده اند.

این گونه به نظر می رسد که این رسم با موج مهاجرت از سوی آفریقا به جنوب هند و پاکستان رواج پیدا کرده است. برخی از پژوهشگران نیز معتقدند که همراه با مهاجرت برده ها در قرن ۱۹ و ۲۰ به این منطقه آورده شده است. رهبران دینی بهره­ای این عمل را یک فریضه دینی می دانند.

در هند هم برای اولین بار یک استاد بازنشسته دانشگاه به نام ریحانا قدیالی مقاله­ای زیر عنوان “همه چیز برای عزت” نوشت و برای اولین بار اعلام کرد که ناقص سازی جنسی زنان در هند هم انجام می­شود. او در مقاله اش با ۵۰ زن مصاحبه کرده است. تحقیقات او نشان می دهد که انگیزه برای ختنه کردن پیروی از شریعت و کنترل میل جنسی دختران است. زنانی که دختران را ختنه می کنند از مراجع بهره ای اجازه دریافت می کنند. در شهر بزرگی چون بمبئی این عمل بلافاصله بعد از تولد و در بیمارستان انجام می شود در حالی که در شهرهای کوچک حدود سن ۶ سالگی انجام می گیرد. تخمین شیوع ناقص سازی جنسی زنان در هند و پاکستان بسیار مشکل است چرا که انجام این عمل به صورت مخفیانه انجام می شود.