داستان زندگی من را بخوانید

داستان زندگی من را بخوانید

🥀داستان زندگی من را بخوانید
گزارشی منتشر شده از کشورهایی که کمتر رسانه های جهان به وجود ناقص سازی جنسی زنان در آن ها توجه کردنه اند. با رایحه مظفریان موسس کمپین گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان در ایران هم مصاحبه کردند. متن این مصاحبه به انگلیسی است اما اگر کسانی تمایل به ارتقا آگاهیشان نسبت به ناقص سازی جنسی زنان در مناطق دیگری از جهان دارند و می خواهند از فعالیت های سایر فعالین در این حوزه آگاه شوند متن کامل گزارش در لینک زیر قرار داده شده است.
دریافت گزارش
با هشتگ های زیر با ما همراه باشید
#گامی_به_توقف
#ناقص_سازی_جنسی_زنان
در صفحات مجازی هم ما را دنبال کنید:
stopfgmemiran@

 

پوشش ضعیف اخبار ختنه دختران در ایران

پوشش ضعیف اخبار ختنه دختران در ایران

خبر درگذشت دختر بچه‌ی مصری بر اثر ختنه، امسال در آستانه روز جهانی منع ناقص‌سازی جنسی زنان، بار دیگر در سایت‌های خبری منتشرشد. انتشار مجدد این خبر که مربوط به سال ۲۰۱۵ بود، موجب شد همگان بیندیشند که این اتفاق بار دیگر تکرار شده‌است. سایت‌های خبری چون خبرفوری، رکنا و برترین‌ها به نقل از آسوشیتدپرس و دویچه‌وله با انتشار خبر کوتاهی در مورد مرگ دختر ۱۲ ساله‌ی مصری همه را به خطا انداختند. «سهیر البطاء» در سال ۲۰۱۳، بر اثر جراحی ختنه نوع سه در مصر جان خود را از دست‌داد. «رسلان فضل»، پزشک جراح مصری در سال ۲۰۱۵ به زندان محکوم‌شد اما با رضایت پدر دختر از تحمل دو سال زندان معاف شد. این پزشک تنها به گذراندن سه ماه زندان، به دلیل ختنه دختران که در مصر غیرقانونی است، محکوم‌شد. سال ۲۰۱۶ خبری مبنی بر بازداشت این پزشک منتشر شد که موجب خوشحالی مخالفان ختنه دختران در این کشور شد. ختنه دختران در سال ۲۰۰۸ در مصر ممنوع اعلام شد. با این‌وجود مصر از جمله کشورهایی است که بیشترین ختنه دختران در آن انجام می‌شود. سازمان ملل متحد اعلام کرده‌است که حدود ۹۰ درصد از دختران و زنان ۱۵ تا ۵۹ ساله مصری ختنه شده‌اند. در کشور مصر ختنه نوع سه اتفاق می‌افتد.

بی‌توجهی رسانه ها به ختنه دختر بوکانی

در سال ۱۳۹۴ «بوکان‌نیوز» خبر ختنه‌ی ناموفق دختر بوکانی را منتشر کرد. دختر بچه‌ی پنج ساله‌ی بوکانی بر اثر خونریزی ناشی از ختنه راهی بیمارستان امام‌خمینی بوکان شده‌بود. دایه‌ی محلی «سحر شکری» را ختنه کرده‌بود. خونریزی سحر ناشی از ختنه نوع یک که طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی شامل هرگونه خراش، آسیب یا برش کلیتوریس می‌شود، بود. پدر و مادر سحر از اتفاق افتاده ناراحت نبودند. آنها معتقد بودند بر طبق شرع دخترشان را ختنه کرده‌اند. طبق گفته‌ی والدین سحر، ابتدا به مرکز ختنه پسران مراجعه کرده‌بودند. اما پزشک عمل ختنه را قبول نکرده‌بودند. بنابراین دایه‌ی محلی دخترشان را ختنه کرده‌بود. دایه به اشتباه رگ‌خونی موجود در اندام تناسلی‌ سحر را بریده‌بود. خبر ختنه سحر در سکوت باقی‌ماند و بازتاب گسترده‌ای نداشت. مسئولان بیمارستان این اتفاق را به مراجع قانونی اطلاع ندادند. خبرگزاری‌ها و سایت‌های خبری کشور نیز توجه چندانی به این موضوع نکردند. ماجرای ختنه سحر و مرگ سهیر البطاء در فاصله کمی از هم و در یک سال اتفاق افتاد. انعکاس و تفاوت توجه رسانه‌های داخلی به این دو اتفاق و انعکاس مجدد خبر درگذشت دختر ۱۲ ساله مصری پس از پنج سال، قابل تامل ‌است.

 تلاش‌های انجام شده منع ختنه دختران در ایران

ایران از جمله کشورهایی است که ناقص‌سازی جنسی یا ختنه دختران در آن همچنان انجام می‌شود. استان هرمزگان از جمله استان‌های کشور است که بیشترین عمل ختنه در آن انجام می‌شود. استان‌های کردستان، آذربایجان‌غربی و کرمانشاه از استان‌های دیگر کشورند که هم‌چنان ختنه دختران، به نام شرع و برطبق فرهنگ گذشته، در باور مردم وجود دارد. ختنه دختران یک عمل زنانه است و اغلب به‌صورت پنهان و توسط مادران و مادربزرگان انجام می‌شود. مردان یا از ختنه دختران بی‌خبرند یا نقش کمتری در انجام آن دارند. شهرستان قشم بیشترین آمار ختنه دختران در استان هرمزگان را دارد. تلاش‌های بسیاری از سوی فعالان و سازمان‌های مردم‌نهاد حوزه زنان برای آگاهی‌رسانی در این زمینه انجام  شده و می‌شود. برگزاری کارگاه‌های آموزشی در مناطق پرآسیب، سمینارهای پژوهشی و علمی، ساخت فیلم، انتشار دفترچه‌های آموزشی و مکاتبه با متخصصان دینی از جمله این فعالیت‌ها بوده‌است. کمپین»گام‌به‌گام تا توقف ناقص‌سازی‌ جنسی زنان در ایران» یکی از فعالترین نهادهای غیردولتی در زمینه ختنه دختران است. مهمترین ره‌آورد این کمپین، دریافت فتوایی از عالمان هیئت فتوای اهل سنت جنوب کشور بود. در این فتوا که در آذرماه سال گذشته صادر شد به صراحت اعلام شده که «ختنه دختران هیچگونه اساس شرعی ندارد.»

 هیس!  کسی از ختنه حرف نمی‌زند

روز ششم فوریه/ هفدهم بهمن‌ماه به‌عنوان روز جهانی منع ناقص‌سازی جنسی زنان نامگذاری شده‌است. هر ساله در این روز سازمان‌ها و نهادهای فعال در زمینه ختنه دختران با انجام فعالیت‌های نمادین، در این رابطه آگاهی‌رسانی می‌کنند. امسال برخلاف سال‌های گذشته، از فعالیت‌های اندک فعالان نیز خبری نبود. سایت‌ها و گروه‌های فعال حوزه زنان در ایران فعالیت قابل توجهی در این روز نداشتند. بسیاری از کانال‌ها حتی در لابه‌لای پست‌های متعددشان، مطلبی هرچند کوتاه، در مورد ختنه دختران منتشر نکردند. با وجود بی توجهی فمنیست‌ها وفعالان زن، نمی‌توان به سایر خبرگزاری‌ها و سایت‌های خبری و کنشگران اجتماعی کشور خرده‌گرفت. موضوع ختنه دختران همچنان زیر گرد و غبار بی‌توجهی مغفول مانده‌است. تنها شاهد چند برنامه تلویزیونی در شبکه‌های ماهواره‌ای خارجی بودیم که متاسفانه بخشی از اطلاعاتشان نادرست و غیرکارشناسی بود. این موضوع نشان می‌دهد که از منابع اطلاع‌رسانی موثق استفاده نشده و ارتباط با کارشناس مطلع در این حوزه نیز گرفته نشده‌است. مطالبی که در فضای مجازی توسط اشخاص مختلف منتشر می‌شود، اغلب کارشناسی‌شده نیست. حمایت از کارشناسان فعال در حوزه ختنه زنان و بازنشر مقالات و گزارش‌های تخصصی انجام شده در این زمینه می‌تواند این خلا اطلاعاتی را پر کند.

سمیره حنائی/ این نوشته در ۳۹۸۱ روز پنجشنبه ۲۴ بهمن ماه ۹۸ در روزنامه «صبح‌ساحل» منتشر شده است.

بررسی تاثیر آموزش گروهی بر باورها و قصد انجام ختنه فرزند دختر

بررسی تاثیر آموزش گروهی بر باورها و قصد انجام ختنه فرزند دختر

بررسی تاثیر آموزش گروهی بر باورها و قصد انجام ختنه فرزند دختر در زنان باردار

مراجعه کننده به مراکز جامع خدمات سلامت

دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد، دانشکده پرستاری و مامایی شهریور ۱۳۹۸

 میترا شکاری

در تجربه کاری روی این پایان نامه نکته جالب این بود که بر خلاف تصور من پرسش شوندگان باورهای غلط نسبت به ختنه دختران نداشتند مثلا این باور را نداشتند که ختنه نکردن دختران باعث یائسگی یا پسر دار شدن میشود، بیشترین علت برای انجام ختنه دختران را پایبندی به رسوم و مذهب می دانستند.

وقتی می پرسیدم به دلیل کم کردن عفونت یا افزایش احتمال پسرزایی دختران را ختنه می کنید جواب در اکثر مواقع منفی بود.

برای ریشه کن کردن ناقص سازی جنسی زنان یا همان ختنه دختران بیشتر باید روی همین موضوع کار کرد و آگاهی عموم را افزایش داد و آنها را قانع کرد که به هرحال هر سنتی نباید چون از گذشته وجود داشته است به همان شکل و شمایل ادامه پیدا کند آن هم در شرایطی که با وجود علم خطرات آن روز به روز آشکار تر می شود. در نهایت هم تجربه کار بر روی این پایان نامه نشان داد که مردم مناطقی که تمایل دارند دخترانشان را ختنه کنند آموزش پذیر هستند و این قابلیت وجود دارد که با آموزش سطح آگاهی آنها ارتقا پیدا کند.

مقدمه: از آنجایی­که ختنه دختران ممکن است آثار سوئی بر سلامت زنان داشته باشد، سازمان بهداشت جهانی برنامه­های آموزشی را در کاهش میزان آن  موثر می­داند، این پژوهش با هدف تعیین تاثیر آموزش گروهی بر باورها و قصد انجام ختنه فرزند دختر در زنان باردار مراجعه کننده به مراکز جامع خدمات سلامت انجام شد.

این پژوهش جهت دستیابی به هدف کلی ” بررسی تاثیر آموزش گروهی  بر باورها و قصد انجام ختنه فرزند دختر در زنان باردار مراجعه کننده به مراکز جامع خدمات سلامت ” انجام گرفت.

در این مطالعه ۶۴ نفر زن باردار مراجعه­کننده به مراکز جامع خدمات سلامت که برای مراقبت به این مراکز می­آمدند به طور تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. تمامی افراد تخصیص داده شده به هر دو گروه مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند.

در رابطه با نمره باورها و قصد انجام ختنه فرزندان دختر در مراحل مختلف پژوهش، نتایج پژوهش نشان داد قبل از مداخله بین دو گروه تفاوتی وجود ندارد اما پس از مداخله تفاوت چشمگیری هم در مورد باور به انجام ختنه و هم در مورد قصد انجام ختنه در دختران در دو گروه مشاهده شد که این می­تواند نشان دهنده کمبود آگاهی و دانش در مورد ختنه در زنان شرکت کننده باشد و با توجه به اینکه اکثریت شرکت کنندگان و همسرانشان دارای تحصیلات پایین بودند و منبع اطلاعاتی اکثریت شرکت کنندگان دوستان و آشنایان خودشان بود این امر نشان می­دهد آموزش می­تواند تاثیر شگرفی در دیدگاه این قشر از جامعه در مورد ختنه داشته باشد و از طرفی با توجه به اینکه تفاوت چشمگیری در بلافاصله و یک ماه بعد از مداخله در گروه مداخله مشاهده نشد می­توان نتیجه گرفت که آموزش می­تواند تاثیر پایداری در مورد باور و قصد به انجام ختنه در دختران داشته باشد.

روش اجرا: این مطالعه روی ۶۴ نفر از زنان باردار مراجعه کننده به مراکز جامع سلامت شهرستان قشم انجام شد. نمونه­ها از طریق جدول اعداد تصادفی به دو گروه مساوی کنترل و آزمون تقسیم شدند. گروه آزمون در۴ جلسه ۲ ساعته با فاصله یک هفته تحت آموزش قرار گرفتند. پرسشنامه­ی سه قسمتی باورها در مورد ختنه دختران که شامل پرسشنامه دموگرافیک، پرسشنامه باورها در مورد ختنه دختران و ارزیابی قصد انجام ختنه فرزندان دختر بود توسط پژوهشگر و به روش مصاحبه در سه مرحله: پیش آزمون قبل از آموزش، پس آزمون بعد از جلسات آموزشی و پیگیری یک ماه بعد از آموزش تکمیل گردید. سپس اطلاعات جمع آوری شده، با استفاده از نرم افزار  SPSS 24 و با سطح اطمینان ۹۵ درصد و با سطح معنی دار  ۰۵/۰P<  مورد تجزیه و تحلیل آماری قرارگرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده­ها از  آمار توصیفی، آزمون همبستگی و آمار استنباطی استفاده گردید.

یافته­ها: نتایج پژوهش نشان داد میانگین (اختلاف معیار) نمرات باور قبل، بلافاصله و یک ماه پس از اتمام آموزش به ترتیب در گروه مداخله ۱۰٫۳ ± ۷۶٫۱۰، ۸/۷± ۲۱/۹۸، ۷/۶ ± ۳۴/۹۸ و در گروه کنترل ۹٫۰ ± ۷۳٫۹۰، ۹/۸ ± ۹۰/۷۳،۸/۷ ± ۴۲/۷۲ بودبراساس آزمون تی­مستقل و تست دقیق فیشر در مورد باورها و قصد انجام ختنه قبل از مداخله بین دو گروه تفاوت آماری معنی­داری وجود نداشت(۵۲۱/۰=P). در مقایسه درون گروهی براساس آزمون Paired T Test  تفاوت­ باورها، در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل، در بلافاصله و یک ماه بعد از مداخله تفاوت معنی­داری را نشان داد (۰۰۰/۰=P) اما بین بلافاصله و یک ماه بعد از مداخله تفاوتی از نظر آماری وجود نداشت (۸۷۷/۰=P). این تفاوت­ها در گروه کنترل نیز در هیچ­کدام از زمان­ها معنی­دار نیست. .  قصد انجام ختنه براساس تست دقیق فیشر قبل از مداخله در گروه مداخله (۶/۹۰) ۲۹ و در گروه کنترل (۱۰۰) ۳۲ بوده است. این میزان بلافاصله و یک ماه بعد از مداخله به ترتیب در گروه مداخله (۴/۹) ۳ و (۴/۹) ۳ و در گروه کنترل (۹/۹۶)۳۱  و (۹/۹۶) ۳۱ بوده است.    براساس آزمون تست دقیق فیشر نیز قصد انجام ختنه، بلافاصله و یک ماه بعد از مداخله در گروه مداخله نسبت به کنترل از نظر آماری معنی­دار بود اما بین بلافاصله و یک ماه بعد از نظر آماری معنی­دار نبود. (۰۰۰/۱=P)

نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان از اثر گذاری مثبت آموزش گروهی به زنان باردار در باورها و قصد انجام ختنه دخترانشان دارد لذا این موضوع اهمیت آموزش و آگاهی دادن در این رابطه را در مناطقی که هنوز ختنه دختران انجام میشود بیان می­کند.

Abstract

Introduction: The aim of this study was to evaluate the effect of group training on the beliefs and intention to do female genital mutilation in pregnant women referring to community health services centers.

Methods: This pre-post quasi-experimental study was conducted on 64 pregnant women referring to comprehensive health centers in Qeshm city.  The samples were divided into two equal groups of control and test. The test group received four 2-hour training sessions with a one-week interval. A three-section questionnaire on female genital mutilation, including demographic questionnaire, beliefs about female genital mutilation, and evaluation of intention to do female genital mutilation was completed by the researcher and by interviewing once before randomly division of the subjects and once after the completion of the sessions. The collected data were analyzed using SPSS, version 24, software.

Results: There was no significant difference between the two groups in terms of socio-demographic characteristics and beliefs and intention to do female genital mutilation. There was no statistically significant difference between two groups in terms of beliefs and intention to do female genital mutilation based on independent t-test and Fisher’s exact test. In the intra-group comparison, based on the Paired T-test, the difference in beliefs in the test group was significantly different than that in the control group immediately and one month after the intervention, but there was no difference between immediately and one month after the intervention. Based on Fisher’s exact test, the intention to do female genital mutilation, immediately and one month after the intervention in the test group was statistically significant, but there was not statistically significant difference between immediately and one month after the intervention (P=1.000).

Conclusion: The results of this study showed the positive effect of group training on pregnant women in beliefs and intention to do female genital mutilation. Therefore, this issue reflected the importance of training and providing information on this issue in the areas, where people have not yet received training.

Keywords: Female genital mutilation, Belief  to do female genital mutilation,

 intention to do female genital mutilation.

[۱] Research Center for Nursing and Midwifery Care, Shahid Sadoughi University of Medical Sciences, Yazd, Iran

[۲] Student Research Committee, Shahid Sadoughi University of Medical Sciences, Yazd, Iran

[۳] Research Center for Nursing and Midwifery Care, Shahid Sadoughi University of Medical Sciences, Yazd, Iran

[۴] Public health school, Shahid Sadoughi University of Medical Sciences, Yazd, Iran

 

درباره کودک‌همسری در هرمز؛ رخت سفید، بخت سیاه

درباره کودک‌همسری در هرمز؛ رخت سفید، بخت سیاه

سه روز و سه شب است که صدای موسیقی و شادی از خانه همسایه می‌آید. مسئولیت‌دار شدن زودهنگام دختر سیزده ساله‌شان را جشن گرفته‌اند. امشب به خانه بخت می‌رود. داماد را ندیده‌ام اما شنیده‌ام که او هم تازه پشت لبش سبز شدهاست. ازدواج زودهنگام در هرمز هم مانند سایر نقاط استان هرمزگان، زیر سایه شرع و عرف پذیرفته شده‌است. دختران و پسران کم سن و سالی که فقط از روی کنجکاوی با هم آشنا می‌شوند، به پیشنهاد خانواده و برای حفظ عرف جامعه‌ محلی، با اولین نفری که آشنا می‌شوند، ازدواج می‌کنند. ازدواج‌هایی که طلاق فرجام بسیاری از آن‌هاست. کودکی که هنوز به سن قانونی نرسیده و فقط در جمع‌های کودکانه وقت گذرانده‌است، مهارت کافی برای اداره زندگی را ندارد. طبق پژوهش دفتر امور بانوان و خانواده استانداری هرمزگان، نداشتن مهارت‌های ارتباطی یکی از سه عامل مهم در طلاق است. سالنامه‌های آماری سال ۸۹ تا ۹۵ نشان می‌دهند که بیشترین طلاق زوج‌های هرمزگانی، در فاصله یک تا سه سال پس از ازدواج اتفاق افتاده‌است. «رایحه مظفریان»، نویسنده و پژوهشگر اجتماعی است. کتاب «حلقه» حاصل سال‌ها تلاش، مطالعه و پژوهش او در زمینه ازدواج کودکان در ایران است. او به پشتوانه سال‌های فعالیتش، شناخت نسبتا جامعی از وضعیت کودک‌همسری در استان هرمزگان دارد. در گفت‌و‌گویی با او سوالات‌مان را درباره وضعیت کودک‌همسری در هرمز پرسیدیم.

وضعیت کودک همسری در هرمز چگونه است؟

قبل از پاسخ به سوال شما ترجیح می‌دهم به موضوع مرتبط دیگری بپردازم. سازمان ثبت احوال کشور از سال ۸۷  اقدام به انتشار سالنامه آماری دیجیتال کرد. در این سالنامه چهار رویداد حیاتی تولد، مرگ، ازدواج و طلاق منتشر می‌شود. این سالنامه تا سال ۹۶ جزئیات ازدواج و طلاق دختران کمتر از ۱۰ سال و پسران کمتر از ۱۵ سال را در جدول‌هایی به تفکیک هر شهرستان، طبقه‌بندی و گزارش می‌کرد. پژوهشگران چند سالی با استفاده از این منبع آماری، تحلیل‌هایی در خصوص ازدواج و طلاق کودکان ارائه می‌کردند. من هم در زمان نگارش کتاب «حلقه»، به‌طور گسترده از این سالنامه آماری استفاده کردم. ارائه آمار به تفکیک شهرستان‌های هر استان، سند ارزشمندی در دست محققان و تحلیلگران بود. اما در سال ۹۷ تمامی جدول‌های استانی به تفکیک شهرستان حذف و فقط آمار کلی از کشور ارائه شد. جدول‌هایی که ازدواج و طلاق را بر حسب ماه وقوع رویداد، به تفکیک شهرستان نشان می‌دهند، موجود است. اما جدول‌های مرتبط با سن زوج یا زوجه در زمان ازدواج به تفکیک شهرستان‌ها حذف شده‌است. آمارها بر حسب تعداد ازدواج نیز حذف شده و تنها برحسب میزان ارائه شده‌است. همچنین گروه سنی کمتر از ۱۰ سال نیز از جدول‌ها حذف شده‌است. آمار و اطلاعات متمرکز، دقیق و علمی پایه اصلی در تصمیم‌گیری کارآمد برای کشور است. این موضوعی است که مقام معظم رهبری نیز به آن اشاره داشته‌اند. در سال‌‎های اخیر شاهد گفتمان محدود‌سازی ازدواج زودهنگام بوده‌ایم. موضوعی که حتی نمایندگان و مسئولان دولتی نیز به آن واکنش نشان داده‌اند. پژوهشگران حوزه کودک بارها خلاءهای آماری ازدواج و طلاق کودکان را گوشزد کرده‌اند و انتظار می‌رود که سازمان ثبت احوال به جای حصر عدد و رقم‌ها در بایگانی، آن‌ها را مانند گذشته شفاف در اختیار پژوهشگران قرار دهد. حذف آمار در شرایطی که تلاش بسیاری برای توجه به این معضل اجتماعی صورت گرفته‌است، فعالیت را سخت‌تر می‌کند.

در چنین شرایطی به چه آماری می‌توان استناد کرد؟

من ترجیح می‌دهم برآوردهای سالنامه آماری ثبت احوال کشور در سال ۹۷ را نادیده بگیرم و به سال قبل آن رجوع کنم. طبق آمار منتشر شده در سالنامه سال ۹۶، چهارصد و هفده ازدواج در پسران کمتر از ۱۵ سال، دویست و هفده ازدواج در دختران کمتر از ۱۰ سال و ۳۵ هزار و ۳۳۳ ازدواج در دختران ۱۰ تا ۱۴ سال در کل کشور ثبت شده‌است. از بین این تعداد، ۱۴ مورد ازدواج پسران کمتر از ۱۵ سال، پنج مورد ازدواج دختر کمتر از ۱۰ سال و ۶۲۲  مورد ازدواج دختران ۱۰ تا ۱۴ سال مربوط به استان هرمزگان است. متاسفانه از ازدواج زودهنگام در جزیره هرمز آمار دقیقی وجود ندارد. جزیره هرمز در تقسیمات کشوری تا سال گذشته، بخشی از شهرستان قشم بود. اما در حال حاضر بخشی از شهرستان بندرعباس است. بنابراین بخشی از آمار ازدواج‌های هرمز، در شهرستان قشم و بخشی در بندرعباس ثبت شده‌است. برای به دست آوردن آمار دقیق باید به اداره ثبت احوال قشم و بندرعباس، دفاتر ازدواج و طلاق یا مراکز بهداشتی مراجعه کرد که تغییرات جمعیتی را ثبت می‌کنند. البته آن‌ها نیز آمار را در اختیار مراجعه کنندگان قرار نمی‌دهند. با توجه به سالنامه آماری سال ۹۶، شهرستان قشم هیچ ازدواج پسر کمتر از ۱۵ سال و دختر کمتر از ۱۰ سال ثبت نشده‌است.

علت کودک‌همسری در جوامع کوچکی مانند هرمز چیست؟

علت اصلی اشتیاق به ازدواج در سنین کم، به خصوص در منطقه‌ای مانند جزیره هرمز که زندگی روزمره روندی تکراری دارد، اغلب دور بودن از مرکز استان، عدم دسترسی به منابع مختلف، مشکلات اقتصادی و معیشتی است. زنان کمتر به فعالیت‌های فوق برنامه، هنری یا تفریحی می‌پردازند. مردان نیز شغل‌های محدودی دارند. زندگی در این منطقه‌ها اغلب خودگردان است. بنابراین کودکان موظفند در گذران زندگی به خانواده‌های‌شان کمک کنند. پسران پیش از موعد به بازار کار وارد می‌شوند. دختران نیز در خانواده، نقش‌های مهمی به عهده دارند. ترک تحصیل احتمالی در هر دو گروه جنسی، به دلیل‌های ذکر شده، نگران‌کننده است.

 کودک همسری موجب بروز چه آسیب هایی می شود؟

من معتقدم آسیب های کودک همسری، باید درهر دو گروه جنسی در نظر گرفته شود. ازدواج زود هنگام دختران، در اکثر موارد بیشتر از پسران است، اما نباید به کودک همسری در پسران کمتر توجه کرد. آسیب هایی که سازمان های بین المللی به آن اشاره کرده اند و درمورد هرمزنیز می تواند قابل اشاره باشد عبارتند از: بازماندن از تحصیل، پذیرش زودهنگام مسئولیت های فراتر از ظرفیت، بارداری زودهنگام زنان، احتمال طلاق در سنین بالاتر، دخالت نکردن در انتخاب شریک زندگی، تحمیل بار تربیت فرزند و تلاش برای کسب درآمد، عدم بلوغ جسمی، جنسی و فکری.

کودک همسری چرا یک آسیب به شمار می‌آید؟

انسان‌ها برای پذیرش برخی مسئولیت‌ها، باید روال طبیعی رشد خود را به آرامی و در کنار خانواده طی کنند. ازدواج زودهنگام باعث اختلال ناگهانی در روند طبیعی رشد می‌شود. کودک فرصت کافی برای اجتماعی شدن و کسب تجربه ندارد و ناگهان مسئولیت‌هایی را به اجبار می‌پذیرد که نقشی در انتخاب آن نداشته است. موافقان کودک‌همسری، معتقدند که در منطقه جنوب، به دلیل وضعیت آب‌وهوایی و گرمسیر بودن منطقه، افراد زودتر بالغ می‌شوند. از این افراد باید پرسید که چرا حق رای را نیز منطقه به منطقه در نظر نمی‌گیرند؟ چرا تصمیم‌گیری در سرنوشت کشور را به افراد زیر ۱۶ سال نمی‌سپارند؟ البته پاسخ این گروه واضح است؛ زیرا به قدرت تصمیم‌گیری آن‌ها اعتمادی ندارند. طبق منطقی که دختران و پسران جنوبی را زودتر از موعد بالغ می‌دانند، باید در سنین کمتر از ۱۶ سال نیز به آن‌ها حق رای و اخذ گواهینامه بدهند.

راهکار مقابله با کودک همسری چیست؟

مجلس شورای اسلامی در این دوره با همکاری معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری، تلاش کرد تا تغییراتی در قانون ایجاد کند. اما مخالفت‌ها مانع از تغییر سن مورد توجه قانون شد. در قانون آمده‌است که ازدواج در سن کمتر از ۱۳ سال خورشیدی و پسران کمتر از ۱۵ سال خورشیدی، منوط به اذن ولی و اجازه دادگاه است. قانونی که اکنون اجرایی می‌شود پر از خلاء است که در اینجا مجال پرداختن به همه آن‌ها نیست. اما اساسی‌ترین سوال‌هایی که باید از مخالفان طرح افزایش سن ازدواج کودکان پرسید این است: با ازدواج‌های موقت و ثبت نشده در دختران کمتر از ۱۳ سال و پسران کمتر از ۱۵ سال چه می‌توان کرد؟ با عدم پافشاری قاضی‌ها برای ارجاع دادن موارد به پزشک قانونی چه می‌توان کرد؟ با عدم اطمینان از بلوغ جسمی و فکری فرد چه می‌توان کرد؟ آیا مصلحت ولی، درحالی‌که مسئولیت موردهای تحمیل‌شده قانونی به کودک، مانند مهریه، نفقه و تمکین پس از ازدواج از سمت قانون به ولی متحمل نمی‌شود، کافیست؟ در خاتمه اگر، ولی مصلحت بداند که یک سکه مَهر دختری باشد که قرار است به عقد پسرش دربیاید، مسئولیت پرداخت این یک سکه با چه کسی خواهد بود؟

*این مصاحبه در ۴۰۰۱، روز دوشنبه ۱۹ اسفندماه ۹۸ در روزنامه «صبح‌ساحل» منتشر شده است.

وقتی ازدواج می‌کنم که بخواهم

وقتی ازدواج می‌کنم که بخواهم

الهه علی کرمی
منبع: گام به گام تا توقف ازدواج کودکان در ایران
حقوق کودک ار مهم ترین بحث ها در حوزه حقوق خانواده می باشد در همین زمینه ،مکاتب گوناگون حقوقی ،دیدگاه های متفاوتی ارائه داده اند و بحث های مختلفی صورت گرفنه هدف از این نوشتاربررسی سن قانونی ازدواج در ایران و راهکارهای موجود می باشد. ازدواج زود هنگام، نقض حقوق بشر است  رضایت کامل و آزادانه در امر ازدواج از حقوقی است که در اعلامیه خقوق بشر در سال ۱۹۴۸ به رسمیت شناخته شده است البته چه برای پسر و چه دختر ،ازدواج زود هنگام ،تبعات جسمانی،روانشناختی و عاطفی عمیق به دنبال دارد که لطمه به فرصت های آموزشی و فرصت های رشد فردی از آن جمله است .که خود باعث کاهش اعتماد به نفس و کاهش عزت نفس به دلیل تداوم شرایط و وابستگی مالی به همسر و عدم امنیت و همچنان عدم استقلال روانی و اختیار عمل فردی و همچنان افزایش نسبت خشونت خانگی و انزوای کودکان میشود.

دردهه اخیر سوء استفاده ی جنسی از کودک بیش از بیش در حقوق دولتها و نظام حقوق بین الملل مورد توجه قرار گرفته و هم به عنوان موضوع موافقت نامه های بین المللی مطرح شده و هم در کانون توجه سازمانهای بین الدولی و سازمان های بین المللی غیر دولتی قرار گرفته است.
اهمیت این جنبه از حقوق بشر به این جهت است که موضوع آن یکی از آسیب پذیرترین گروهها،یعنی کودکان ،صرف نظر از جنسیت ،مذهب،فرهنگ،یا وضعیت اقتصادی اجتماعی آنهاست.بر آورده شده است که حدود دو میلیون کودک در صنعت تجارت جنسی مورد سوء استفاده قرار میگیرند هر ساله حداقل یک میلیون کودک قاچاق میشود که به ویژه در برابر سوء استفاده جنسی آسیب پذیر هستند و همین طور آمار حقوقی زیادی نشان میدهد که کودکان در سنین کم ازدواج میکندد آماری که تا به امروز در کشورهای مختلف به چشم میخورد به طور مختصر نیجر ۶۸% جمهوری آفریقای مرکزی۶۸%  بنگلادش ۶۵% سودان جنوبی ۵۲% هند۴۷%  با توجه به محدودیت های دست یابی بر آمار دقیق یونیسف بر آورد کرده است که در ایران تقریبا ۱۷% از دختران پیش از رسیدن به سن ۱۸ طبق بر آوردهای یونیسیف و ۳%دختران هم پیش از رسیدن به سن ۱۵ سالگی ازدواج کرده اند.
متاسفانه هیچ آماری در مورد طبیعت و گسترده ی ازدواج در سنین پایین و بهره برداری جنسی در ایران در دست نیست چرا که این موضوع آشکارا مورد بحث و بررسی قرار نمی گیرد.و دست اندر کاران ادعا میکنند که سوءاستفاده ی جنسی از کودکان در غالب عقد ازدواج مصداق پیدا نمیکند چگونه ممکن است،اجزای بعضی از کلمات مرکب با یکدیگر در تضاد و تنافر هستند به عبارت دیگر اجزای بعضی از این عبارات را با یکدیگر نمیتوان جمع کرد از آن جمله تعبیر ازدواج کودکان است با توضیحاتی که خواهیم داد مسئله بیشتر روشن خواهد شد .
فقدان آمار و ارقام در مورد سوء استفاده جنسی از کودکان نباید بهانه ای برای کوتاهی و مسامحه باشد. زیرا در قانون مدنی ماده ۱۰۴۱ مصوب ۱۳۱۳ نکاح اناث قبل از رسیدن به به سن پانزده سال تمام ونکاح ذکور قبل از رسیدن به سن ۱۸ سالگی تمام ممنوع اعلام شده است و در مواردی که استثنا معافیت از شرط سن اعطا شود ولی در هر حال این معافیت نمیتواند به اناثی که کمتر از سیزده سال تمام دارنند و به ذکوری که کمتر از ۱۵ سال دارند اعطا شود بعد از این ماده مطابق قانون اصلاحی سال ۱۳۶۱ خورد و سن مجاز برای ازدواج را بعد از بلوغ دانست و در تبصره آن ماده بیان میشد که عقد نکاح قبل از بلوغ با اجازه ولی صحیح است به شرط رعایت مصلحت مولی علیه و در اخر اصلاحی در سال  ۱۳۸۱ در مورد سن ازدواج بیان داشت عقد نکاح دختر قبل ازرسیدن به سن ۱۳ سالگی تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن ۱۵ سال تمام شمسی منوط به اذن ولی به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح میباشد. پس در این ماده نفوذ نکاح صغیر مشروط بر این دانسته که اقدام ولی به مصلحت کودک باشدو به بار نیامدن مفسدت کافی نیست .و در قانون که در سال ۱۳۸۱ به عنوان قانون حمایت از کودکان و نوجوانان تصویب شده در ماده یک این قانون اعلام میدارد کلیه اشخاصی که به سن زیر هجده سال باشند کودک و نوجوان محسوب میشوند. در ماده ۲ این قانون ،قانون گذار هر نوع اذیت و ازار کودکان و نوجوانان را که موجب شود به آنان صدمه جسمانی یا روانی یا اخلاقی وارد شود به سلامت جسم یا روان آنان را به خطر بیندازد ممنوع کرده است. و برای هر گونه صدمه ،اذیت و ازار ،شکنجه جسمی و روحی  کودک ،نادیده گرفتن عمدی سلامت و بهداشت روانی و جسمی او ممانعت از تحصیل او ،فرد مرتکب این  امور به حبس و جزای نقدی تهدید کرده اند همچنین در قانونگذاری در ماده ۵ ،کودک آزاری را از جرایم عمومی محسوب کرده است. که نیاز به شکایت شاکی خصوصی ندارد. از طرف دیگر قانون رشد متعاملین ،معاملات و قراردادهای مالی افراد زیر هجده سال را بی اعتبار اعلام کرده است ،یعنی این افراد نمیتوانند تعهد مالی به عهده بگیرند یا طرف قراردادهایی واقع شوند که جنبه مالی دارد. همانطور که میدانید ،ازدواج قراردادی است که برای تحقق آن رضایت زن و شوهر لازم است برای اینکه این رضا مخقق شود ،باید طرفین اهلیت داشته باشند و یکی از شروط داشتن اهلیت علاوه بر بلوغ ،رشد است .یعنی همان چیزی که در قانون رشد متعاملین ،وجود آن را در زیر هجده سال معدوم فرض شده است.  همچنین توجه داشته باشید که بدون تردید،قرارداد نکاح آثار مالی دارد .آنگاه این سوال مطرح خواهد بود چگونه کسانی که کودک محسوب میشوند ،میتوانند ازدواج کنند و از طرف دیگر قانونگذار هر نوع اذیت و ازار به کودکان را که به آنها صدمه جسمی،روانی یا اخلاقی وارد کند و سلامت جسم و روان را به مخاطره بیاندازد ممنوع کرده ااست با عنایت به این که ازدواج قطعا رابطه ی جنسی را به دنبال خواهد داشت چگونه میتوان حالتی را فرض کرد که کودکی اعم از دختر یا پسر ازدواج کند و با تبعات جنسی ازدواج مواجه نشودو از این رهگذر ،صدمات جسمانی یا روانی و اخلاقی نبیند و سلامت جسم و روان او در مخاطره قرار نگیرد؟ در مورد ازدواج دختران کوچک در ماده پنجاه قانون حمایت خانواده  در صورتی که این ازدواج منجر به ضایعات بدنی یا مرگ شود که  چنین احتمالی وجود دارد قانونگذار برای ولی قهری ،شوهر و عاقد مجازاتهای کیفری شدیدی مقرر کرده است.درست است که اصلاح قانون و منوط کردن ازدواج به رعایت مصلحت طفل و اجازه دادگاه گام مثبتی است اما نباید نادیده گرفت که ایران فقط شهرهای بزرگ نیست که در آن ازدواج بالای سن ۱۸ سالگی اتفاق بیافتد هنوز در خیلی از روستاها و شهرهای بزرگ برای دختران وظیفه ای بالاتر از ازدواج متصور نیست بدون شک در این مناطق مصلحت دختر ازدواج زودرس است و هر گونه زیر سوال بردن آداب و رسوم در این مناطق مردود است مضافا به این که طبق کنوانسیون حقوق کودک هر فردی زیر ۱۸ سال کودک است ایران هم به این کنوانسیون پیوسته پس شایسته است سن ازدواج برای پسر و دختر برابر بالای ۱۸ سال باشد. در نظام حقوقی ایران در مورد ازدواج و سن قانونی آن حمایتی واقع نشده و در جای مناسب خود قرار نگرفته است.در نتیجه مدافعان و فعالان حقوق بشر نیز در شکل دادن هر گونه پیشرفتی در جهت مبارزه ازدواج در سنین پایین ناتوان هستند.
letting-go-motherhoodانتشار اعلامیه روانی حقوق کودک از ابتکارات انجمن بین المللی روان شناسان در سال ۱۹۷۹ بود که حق برخورداری کودک از محبت ،امنیت،رهایی از ترس و آزادی جسمی و روانی اموزش هویت ،آزادی بیان تشویق به بازی و رشد و خلاقیت را در اصول نه گانه خود بیان میکرد .از منظر جمهوری اسلامی ایران حقوق اساسی   اعتقاد آنچه در اندیشه اسلامی به عنوان حقوق کودک شناخته شده فراتر از اعلامیه ها و کنوانسیون بین المللی بوده و حتی حقوق قبل از تولد کودک را مدنظر قرار داده است بر این مبنا جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۷۲ برابر با ۱۹۹۳ میلادی کنوانسیون حقوق کودک را به صورت مشروط پذیرفت که این سنت پس از تسلیم آن به سازمان ملل متحد از سال ۱۳۷۳ لازم الااجرا شده است با این الحاق ما در جهت حمایت از حقوق کودک اعلام نمود.
ازدواج در سنین پایین بدون شرایط و آموزش و صلاحدیدهای لاجرم آثار متعدد و شدید کوتاه مدت و بلند مدت فیزیکی و روانی بر آنها به جای میگذارد که ممکن است بهبودی و رشد آنها را با مشکلات جدی مواجه کند وقتی ازدواج در سنین پایین صورت می گیرد به تبع آن و با توجه به فشارهای فرهنگی بارداری زودرس اتفاق می افتد در شرایطی که مادر نوجوان به بلوغ نرسیده است در شرایط بارداری،زایمان شیر دهی بقاءسلامت مادر و کودک را به خطر میندازد.
نهادهای حامی کودکان از میزان خطر بی خبرند و به کودکان نیز آگاهی های لازم  داده نمیشود ،این امر توان مقابله را کاهش می دهد .و مادامی که این موضوع در جامعه ایران به شکل عمومی مطرح نشود ، امیدی برای کاهش رنجهای کودکان وجود ندارد. ساختار سنتی خانواده ها ،به خصوص چگونگی نقش پدران بر سختی کار می افزایدو در جوامعی که به سبک سنتی همسرگزینی معتقدند، پدران یا سرپرست خانواده ،معمولا خود دست به انتخاب شوهر برای دختران می زنند  چگونه ممکن است مصلحت را رعایت کنند.مثل کشورهای آفریقای ،جنوب آسیا همچنان در مناطقی از ایران چگونه امیدی برای کاهش رنجهای کودکان وجود دارد دلایل مخالفت با ازدواج کودکان :
    مادر ایمن: safe motherhood
وقتی ازدواج در سنین پایین صورت میگیرد ،به تبع آن و با توجه به فشارهای فرهنگی ،بارداری زودرس اتفاق می افتد.در شرایطی که بدن مادر نوجوان به بلوغ نرسیده است در شرایط بارداری ،زایمان ،شیردهی،بقاء سلامت مادر کودک را به خطر میندازد..
سقط جنین های غیر عمدی.
    مرگ و میر مادری: maternal mortality

:Teenage pregnancy


حاملگی و مشکلات و عوارض زایمان درصد علل مرگ و میر دختران ۱۵ تا۱۹ ساله در کشورها با درآمد متوسط و پایین دنیا قرار دارند هر چند که میدانیم که اصطلاح حاملگی نوجوانان را معمولا برای شرایطی به کار میبرند که حاملگی خارج از کانون ازدواج صورت گرفته باشد آمار واقعیت های آمار جهانی حکایت از این دارد که،عمده این نوع حاملگی ها اتفاقا در چهارچوب نهاد ازدواج و خانواده شکل گرفته است.
۹۰% بارداری نوجوانان در چهارچوب ازدواج رخ میدهد.
نگرانی های نسبت به سلامت نوجوانان  موجود است  و ضرورت محافظت از افرادی در دنیایی که با انواع تهدیدها  و مخاطراتی چون بیماری های مقاربتی ،ایدز،اچ ای وی و… در جریان ازدواج دائم یا موقت روبرو هستیم و نسبت به این بیماری ها اسیب پذیر هستند .
چهار استراژدی برای مقابله:
GIRLS NOT BRIDES
تشکل بین المللی تحت عنوان دختر بچه نه عروس که خود متشکل از بیش از ۵۰۰ سازمان جامعه مدنی از هفتاد کشور دنیاست  در جهت پایان دادن به ازدواج کودکان و قادر ساختن دخترانی که ازدواج کردهاند برای بالفعل کردن استعداهایشان فعالیت میکند.
نظریه ای تحت عنون تغیر در معرفی یکسری رویکردهای اساسی برای مقابله با ازدواج کودکان ارایه کرده است که طی آن بر نقشی که هر فردی می تواند برای جلوگیری از این روند ایفا کند تاکید میکند:
در چهارچوب این نظریه تغییر،چهار مقوله به شرح زیر در جهت هماهنگی و هم افزایی تلاش های جمعی معرفی میشود:
توانمند کردن دختران EMPOWER GIRLS
MOBILIZING FAMILIES AND COMMUNITIES بسیج خانواه و اجتماعات محلی
تامین و تدارک خدمات ، ایجاد قوانین و سیاست ها.

Empower girl: 


توانمند کردن دختران: آموزش دختران و کار کردن با اینها تا بتوانند دانش و مهارت ها را کسب کنند  و به حقوقشان آگاه شوند و از حقوقشان بهره گیری کنند و کمک به آنها در جهت اینکه شبکه های حمایتی ایجاد کنند.
کمک به دختران تا بتوانند خود به کارگزاران تغییر تبدیل شوند و خانوادههایشان را در مسیر درست همسر گزینی و به همسر گزینی تحت تاثیر و تغییر قرار دهند.و با آگاهی از نقش های دیگری که میتوانند در جامعه یا اجتماع حود بر عهده گیرند مسیر را در زندگی خود بگشایند.
در همین جهت تامین برنامه های آموزشی در فضای امن : که میتواند هم فضای آموزشی باشد وارتقای مهارت های اجتماعی و ارتباطی و حرفه ای ایشان را به دنبال داشته باشد و هم فضای غیر رسمی باشد  شکل گیری دوستی هایی که بین ایشان ،مربیان و سایر دختران  یادگیرنده  و ایشان را از خدماتی که در محله یا اجتماع محلی برایشان فراهم هست مطلع گرداند.
این برنامه ها میتواند اعتماد به نفس وحس خود اثر بخشی این دختران را ارتقا بخشد .به ویژه دخترانی که دسترسی به نهاد های آموزشی رسمی ندارند.
The UNS commission on the status woman
در پایان، بر اساس توصیه ی کمیته ازدواج زود هنگام باید جلوکیری شود ،زیرا این ازدواج زود هنگام دختران را با کمترین حمایت در برابر سوءاستفادهی جنسی،در دست همسران بزرگسالشان رها میکند با وجود انکه نرخ با سوادی در ایران  بالاست  و اکثریت   مطلق کودکان  به مدرسه می روند ،هیچ تلاش آموزشی در این نهاد ها برای آگاه کردن کودکان در این مقوله صورت نمیگیرد بی توجهی به این اسیب ها همچنان بر میزان اسیب پذیری کودکان می افزاید  چرا که انها بدون دیدن اموزش های لازم در این موضوعات وارد زندگی زناشویی میشوند.
برای خاتمه دادن به این موضوع ازدواج در سنین پایین اشخاص علیرغم وجود تضادهای فرهنکی و سنتی باید اهمیت این مشکل جدی را ، درک کنند  دولت ها باید این مسئله را که چه عملی به عنوان سوء استفاده  محسوب میشود به ماموران نظامی و غیر نظامی اموزش دهند به همین ترتیب الویت دولتها باید این باشد که به کودکان و مردم آموزش دهند  چه اعمالی تجاوزگرانه و سوءاستفاده آمیز است. سازمان ها باید با مقامات رسمی دولت ها همکاری کنند تا در زمینه طبیعت سوء استفاده جنسی آموزش لازم را به آنها بدهند دولت وسازمانها همچنین باید به خانواده ها ومدارس .و موسسات اجتماعی از جمله موسسات مذهبی و فرهنگی تفریحی یاری رسانند .معطوف کردن تلاش ها و مسئولین کافی نیست کودکان باید به حقوق خود، به خصوص حق بر ایمن بودن از بهرهبرداری و سو استفاده جنسی آگاه باشند .این امر اسیبپذیری آنها را کاهش میدهد.در صورتی که قربانی شدند احتمال کشف و ردیابی بالا میرود .
در کشورهایی مانند ایران که مردم به شدت پایبند ارزشهای سنتی هستند ممکن است در برابر افزایش این آگاهی ها مقاومت هایی صورت بگیرد  چرا که چنین اقداماتی از نظر مذهبی نامناسب است و یا به حریم خانواده خدشه وارد میسازد .حمایت دولت از این اقدامات اساسی میتواند به تعدیل چنین واکنش هایی کمک کند به علاوه راه هایی وجود دارد که دولت ها و سازمان های غیر دولتی بتوانند به اموزش افراد بپردازند تا کمتر مساله ساز باشد.فعالان در ایران برای غلبه بر ترس از هنجارشکنی باید روش های مشابهی را به کار گیرند.چرا که رنجش جامعه نباید مانع آموزش در مورد این امر مهم شود افکار عمومی در مورد این موضوع نباید موجب محدود شدن اقدامات اموزشی شود حامیان فعالان کودک میتوانند از روش های مختلفی برای اموزش افراد استفاده کنند.