مادرانی که کودکی نمی کنند

مادرانی که کودکی نمی کنند

در حالی که آمارها نشان می‌دهد سالانه صد‌ها دختر زیر سن ۱۵ سال در ایران ازدواج می‌کنند، نگرانی‌ها درباره بالا رفتن سن ازدواج در کشور از جمله مواردی است که هر از گاهی به تیتر اخبار رسانه‌ها می‌آید. بر اساس آمارهایی که چندی پیش منتشر شد میانگین سن ازدواج در قلب پایتخت ۴۰ سال اعلام شد و این امر نگرانی بسیاری از مسئولان مربوطه را در پی داشت، به طوری که طرح توزیع دفترچه خاطرات زوجین در بین جوانان یکی از راهکار‌های مواجهه با این مشکل عنوان شد. این در حالی است که ازدواج‌های زود هنگام که در برخی کشور‌ها از آنها با عنوان ازدواج کودکان یاد می‌شود، در ایران از نظر قانونی محدودیت کمتری دارد و زندگی را به کام بسیاری از دختران مناطق محروم تلخ کرده است؛ دخترانی که به دلیل ازدواج از تحصیل و بسیار فعالیت‌های اجتماعی دیگر منع می‌شوند و خیلی پیش‌تر از رسیدن به بلوغ فکری توقع کنش‌های منطقی و درستی از آنها توسط خانواده‌ها و جامعه شان به وجود می‌آید.
روزنامه آرمان نوشت: «روزهای اول نگاه همکلاسی‌ها برایم آزار‌دهنده بود. اینکه چند روز یک بار ناظم مدرسه بیاید سرکلاس اسمت را بخواند و با هم راهی دفتر مدرسه شوید برای من اصلا خوشایند نبود. بیشتر روزهای دو سال دوران راهنمایی این‌گونه سپری شده بود. من شاگرد نمونه یک مدرسه در حاشیه شهر بودم که چند وقتی بود با نتیجه آزمون‌های دوره‌ای توجه مسئولان آموزش و پرورش استان را به خود جلب کرده بودم. در یک مدرسه حاشیه شهر که دانش‌آموزانش به دلایل مختلف علاقه‌ای به درس خواندن نشان نمی‌دانند معلم هایم هر روز از نبوغ من در درس‌های مختلف برای هم تعریف می‌کردند. در این دو سال کلی المپیاد شرکت کرده بودم اما علاقه واقعی خودم همیشه نجوم بود. نزدیک یکی از همین المپیاد‌های نجوم بود که مادرم به من و خانم مدیر خبر داد که دیگر به مدرسه نخواهم رفت. آنها شب پیش توی یک اتاق در بسته بدون حضور من تصمیم گرفته بودند که باید ازدواج کنم. بعد آن روز من از شاگرد اول راهنمایی دخترانه سیدالشهدا (ع) تبدیل شدم به زنی که خیلی زودتر از آنکه خودش بخواهد باید وظایف همسری و مادری را بر عهده می‌گرفت.»
مریم یکی از هزاران دختر ایرانی است که به دلیل شرایط فرهنگی مجبور به ازدواج در سن پایین می‌شود و در نهایت ترک تحصیل می‌کند. حالا از آن مریم ۱۳ ساله خیالباف که آرزویش سفر به مریخ بود یک زن ۲۴ ساله خانه‌دار مانده با دو فرزند که یکی شان امسال کلاس سوم ابتدائی است و مریم می‌خواهد همه آرزوهای نوجوانی خود را در وجود او محقق کند. «می دانم خود خواهی است، می‌دانم شاید سجاد مثل مادرش آرزوی منجم شدن نداشته باشد، اما از چند سال پیش او را در کلاس‌های نجوم ثبت نام کرده‌ام. شاید با این کار آرزوهایش را نابود کنم، اما چه کسی جوابگوی آرزوهای نابودشده من خواهد بود؟ اصلا چه کسی جواب سجاد را می‌دهد اگر توی مدرسه به خاطر مادر بی‌سوادش مسخره‌اش کنند؟»
child-marriage-Poster-English1ازدواج در سن زیاد یا سن کم؟
در حالی که آمارها نشان می‌دهد سالانه صد‌ها دختر زیر سن ۱۵ سال در ایران ازدواج می‌کنند، نگرانی‌ها درباره بالا رفتن سن ازدواج در کشور از جمله مواردی است که هر از گاهی به تیتر اخبار رسانه‌ها می‌آید. بر اساس آمارهایی که چندی پیش منتشر شد میانگین سن ازدواج در قلب پایتخت ۴۰ سال اعلام شد و این امر نگرانی بسیاری از مسئولان مربوطه را در پی داشت، به طوری که طرح توزیع دفترچه خاطرات زوجین در بین جوانان یکی از راهکار‌های مواجهه با این مشکل عنوان شد. این در حالی است که ازدواج‌های زود هنگام که در برخی کشور‌ها از آنها با عنوان ازدواج کودکان یاد می‌شود، در ایران از نظر قانونی محدودیت کمتری دارد و زندگی را به کام بسیاری از دختران مناطق محروم تلخ کرده است؛ دخترانی که به دلیل ازدواج از تحصیل و بسیار فعالیت‌های اجتماعی دیگر منع می‌شوند و خیلی پیش‌تر از رسیدن به بلوغ فکری توقع کنش‌های منطقی و درستی از آنها توسط خانواده‌ها و جامعه شان به وجود می‌آید.
بر اساس آمار سیستان و بلوچستان رکورد‌دار ازدواج‌های زیر سن ۱۵ سال است و استان‌های خراسان رضوی، خوزستان، آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی در رتبه‌های بعدی قرار دارند. در بسیاری از روستاهای این مناطق ازدواج‌ها ثبت نمی‌شوند و افراد بدون داشتن عقدنامه ازدواج می‌کنند که همین امر زمینه‌سازتولد فرزندانی بی‌شناسنامه توسط آنها می‌شود. این فرزندان از همه امکانات اجتماعی محروم هستند و تا آخر عمر بی‌سواد باقی می‌مانند و این چرخه در زندگی این افراد ادامه دارد. بسیاری از کارشناسان دلیل ازدواج‌های زودهنگام در مناطق محروم را فقر مالی، فقر فرهنگی، حاکم بودن سنت بر جامعه و عواملی از این قبیل می‌دانند.
عباس رحمتی یکی از پدرانی است که دختر خود را در سن ۱۳ سالگی و برخلاف میل فرزندش به خانه شوهر فرستاده است. او درباره علت این کار به «آرمان» می گوید:« برای جلوگیری از رفتن دخترم به سمت خلاف این کار را کردم. ازدواج در سن کم باعث می‌شود دختران به زندگی زناشویی تعهد داشته باشند و به سمت فساد کشیده نشوند. اگر دخترم را در این سن شوهر نداده بودم چند سال بعد حرف مردم پشتش بود و ممکن بود فکر کنند دخترم عیب و نقصی دارد که تا این سن ازدواج نکرده است.»
بسیاری از افرادی که در سن کم فرزندان دختر خود را مجبور به ازدواج می‌کنند به این دلیل که نگاه مالکیتی به آنها دارند پس از ازدواجشان چون مالکیت او را به شخص دیگری سپرده‌اند احساس آسودگی می‌کنند و وظیفه‌ای در قبال نگهداری و مراقبت از فرزندشان بر دوش خود احساس نمی‌کنند. اما مساله اصلی اینجاست که کدام یک از مواردی که به آن اشاره شده خطرناک‌تر و آسیب زاتر هستند؟ آیا مادرانی که در سن کودکی و نوجوانی پیش از آنکه مسئولیت‌های اجتماعی خود را انجام دهند وظیفه مادری را بر عهده می‌گیرند، می‌توانند همسران و مادران موفقی باشند؟ این کودکان متاهل چقدر از زندگی خود احساس رضایت می‌کنند؟ فرزندانی که این مادران کم سن و اغلب بی‌سواد تربیت می‌کنند فرزندان خلفی برای جامعه محسوب خواهند شد؟
رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در پاسخ به این سوال که ازدواج‌های زودهنگام چه آسیب‌هایی در پی دارد می گوید: یکی از هدف‌های ازدواج رسیدن به بلوغ فکری، روانی و اجتماعی است. طبیعتا کسانی که در سن پایین ازدواج می‌کنند حتی اگر بلوغ جسمی را پیدا کنند بلوغ روانی و اجتماعی را نمی‌توانند کسب کنند. شاید به همین دلیل است که در کشور ما پس از کش و قوس‌های فراوان نهایتا در قانون سن ازدواج دختران ۱۳ و پسران ۱۵ سال تصویب شد. مگر در موارد استثنا که در قانون سه شرط برای آن پیش‌بینی شده است.
سید حسن موسوی چلک ادامه می‌دهد: هر چند سن شرعی برای بلوغ دختر ۹سال است، اما با توجه به شرایط و ویژگی‌های جامعه امروز این سن نمی‌تواند مبنای خوبی برای یک ازدواج باشد، چرا که یک کودک هیچ گاه نمی‌تواند یک همسر خوب و یک مادر خوب باشد. او درباره مشکلاتی که ازدواج‌های این چنینی ایجاد می‌کند، می‌گوید: ازدواج‌های در سن پایین که افراد به بلوغ لازم برای ازدواج نرسیده‌اند می‌تواند مشکلات عدیده‌ای را ایجاد کند. بخشی از این مشکلات در روابط اجتماعی این افراد با دیگران به وجود می‌آید. اغلب این افراد نیز دیگرانی هستند که فرد به دلیل ازدواج با آنها وارد ارتباط شده است. به عنوان مثال فرد در ارتباط با خانواده وبستگان همسر نمی‌تواند نقش درستی ایفا کند. بسیاری از وظایفی که فرد دارد دچار مشکل می‌شود. این مشکل در انجام وظایف می‌تواند از پختن غذا شروع شود و تا آداب زناشویی و تصمیم‌گیری‌های مهم در زندگی ادامه پیدا کند، چرا که همه زندگی خوردن و خوابیدن نیست و انسان در برهه‌هایی از زندگی در قبال مشکلات زندگی نیاز دارد تا تصمیم‌های مهمی بگیرد و این مشکلات را مدیریت کند. به گفته این مددکار اجتماعی کسی که بلوغ کامل ندارد نمی‌تواند در چرخه حل مسائل اقدام مناسبی انجام دهد. او ادامه می‌دهد: نکته دیگری که بسیار اهمیت دارد این است که اگر همین کودکان بچه‌دار شوند در بخش تربیت فرزندان نمی‌توانند نقش خود را به خوبی ایفا کنند. در جاهایی از زندگی به دلیل اینکه مهارت‌های لازم را ندارند مشکلات به وجود آمده می‌تواند منجر به طلاق شود.
رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران درباره فشارهای روانی که بر این افراد وارد می‌شود، اظهار می‌کند: فشار‌های روحی که در افراد به دلیل ازدواج در سنین پایین و ناتوانی در ایجاد نقش شان به وجود می‌آید می‌تواند سلامت روانی این افراد را تهدید کند. به همین دلیل است که ازدواج در سنین پایین نه برای دختران و نه برای پسران توصیه نمی‌شود. او با اشاره به مساله افزایش سن ازدواج در کشور، عنوان می‌کند: افزایش سن ازدواج در کشور که اکنون در حال تجربه کردن آن هستیم این نگرانی را به وجود آورده که ما شاهد کاهش ازدواج هستیم. این کاهش ازدواج نگرانی‌ها را در جامعه افزایش داده است، بنابراین به اشکال مختلف در تلاش هستیم تا ازدواج را در بین جوانان تشویق کنیم. نفس این کار اشکالی ندارد، اینکه افرادی را که دارای شرایط مناسب ازدواج هستند، به این کار ترغیب کنیم بسیار پسندیده است، اما باید مراقب باشیم این ایجاد اشتیاق برای ازدواج دامن افراد دیگری را نگیرد، چرا که در بین افراد کم سن و سال و کسانی که شرایط لازم را ندارند ازدواج پیامد‌های مطلوبی برای افراد ندارد.
به گفته او دلایل مختلفی وجود دارد که خانواده‌ها فرزندان شان را در سنین کم مجبور به ازدواج می‌کنند این بستر در جوامع روستایی مهیاتر است. یکی از مشکلات این است که خانواده‌ها امکان تامین هزینه‌های زندگی را ندارند و گاهی با ازدواج فرزند خود با افرادی در سنین بالا اوضاع مالی خود را سر و سامان می‌دهند. گاهی نیز افرادی که در سنین پایین ازدواج می‌کنند خانواده‌های نابسامانی دارند و در چنین شرایطی یا به صورت اجباری یا برای فرار از این شرایط تصمیم به ازدواج می‌گیرند. رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران درباره تاثیر قانون‌گذاری و آموزش در این زمینه به «آرمان» می‌گوید: ما اکنون قوانینی در این زمینه داریم، قانون دختران را برای ازدواج زیر۱۳ سال منع می‌کند، اما شاهد ازدواج‌های زیادی زیر این سن هستیم. بنابراین قانون یک بخش ماجراست و بخش مهم‌تر آن بستر‌سازی برای آموزش و آگاه‌سازی خانواده‌ها نسبت به پیامدهایی است که ازدواج‌های در سنین کم دارد. این بستر‌سازی به هیچ‌وجه کار آسانی نیست و در کوتاه‌مدت نتیجه‌ای نخواهد داشت.

افزایش بارداری مادران زیر ۱۵ سال در خراسان شمالی/آیا ترانه های ۱۵ ساله بیشتر می شوند؟

افزایش بارداری مادران زیر ۱۵ سال در خراسان شمالی/آیا ترانه های ۱۵ ساله بیشتر می شوند؟

افزایش بارداری مادران زیر ۱۵ سال در خراسان شمالی/آیا ترانه های ۱۵ ساله بیشتر می شوند؟

تاریخ انتشار: ۱۳۹۴/۰۸/۰۶
“مهسا” دختر سیزده ای ساله ای که یک سال قبل ازدواج کرده است، او حالا در میان ترس و اضطراب شدید در زایشگاه بی قرار، درد زایمان را تحمل می کند و منتظر وضع حمل است. “مهسا” به خاطر ترس چندین بار تخت زایشگاه را ترک می کند، بی قراری او باعث شده پرسنل نتوانند او را آماده وضع حمل کنند. مادر جوان او در گوشه ای فقط اشک می ریزد و کاری از دستش برنمی آید. چند ساعت بعد مهسا مادری ۱۳ ساله است با فرزندی در آغوش که از همان آغاز تغذیه و تربیت فرزند بزرگترین مشکلش است.

به گزارش اترک نیوز، بچه دار شدن دختر سیزده ساله ، سوژه ای شد تا پیگیری کنیم موارد مشابه وی که در سن زیر ۱۵ سال مسئولیت مادر شدن و تربیت فرزند را عهده دار می شوند، چه وضعیتی دارند. آمار مادران زیر۱۵ سال را در دو سال اخیر در بیمارستان بنت الهدی بجنورد  نشان دهنده افزایش تعداد این مادران  در ماه های اخیر است.
این افزایش از آبان ۹۳ تا کنون رشد چشم گیری داشته است. تا جایی که در ۶ ماه نخست امسال ۶۳ مورد زایمان مادران زیر ۱۵ سال در این مرکز به وقوع پیوسته است که نسبت به ۱ مورد در ۶ ماهه اول سال گذشته و ۱۲ مورد در سال۹۲ افزایش قابل توجهی داشته است.
هر چند این تعداد نسبت به سایر زائوها که تعدادشان در ماه به چند صد نفر می رسد، پیش پا افتاده است اما از طرفی هم می تواند زمینه ساز یک آسیب اجتماعی باشد. البته پیش از آن باید دید آیا بارداری و زایمان در این سنین که سال هاست جنبه غیرمعمول به خود گرفته است، می تواند به مادر و کودک آسیب جسمی وارد کند؟در این باره  از مسئولین بیمارستان بنت الهدی به عنوان تنها زایشگاه تخصصی بجنورد جویا شدیم؛
جعفرزاده مسئول بخش زایمان بیمارستان بنت الهدی در مورد شرایط روحی و جسمی که مادران کم سال با آن مواجهند، گفت: چون این طیف مادران بچه سال اند و تا بحال درد را تجربه نکرده اند بسیار کم تحمل ترند. البته سزارین هم نمی شوند و به صورت طبیعی زایمان می کنند خصوصاً که در این سن عضلات مقاومت زیادی ندارند و زایمان سریعتر انجام می گیرد.
جعفرزاده عنوان کرد: حدود سه ماه است که مرکز شرایط  زایمان بی درد را نیز مهیا کرده است که این نوع زایمان برای همین دست افراد تجویز می شود.
وی گفت: عوارض احتمالی بیشتر مربوط به دوران بارداری است که احتمال ابتلا به فشار خون بالا افزایش می یابد اما در حین زایمان مشکل خطرناکی پیدا نمی کنند و شرایط زایمان در سنین مختلف تفاوت چندانی ندارد. در مواردی ممکن است نوزاد دچار نارسایی یا کم وزن باشد.
وی در رابطه با اجرای طرح تحول سلامت گفت: هدف این طرح در این بخش، بیشتر کاهش سزارین می باشد. قبلاً۳۲%بوده حالا تقریباً۲۷%است.
دختران کمتر از ۱۵ سال آمادگی روحی برای مادر شدن را ندارند
۴۱۸۵۲۱_orig
تیموری باسابقه ترین مامای بیمارستان با بیان اینکه چنین مواردی در بین برخی اقوام خاص و روستاهایی که اعتقادات خاص و قدیمی خودشان را حفظ کرده اند، وجود دارد، گفت: مهم ترین مشکل مادران کم سال این است که هنوز آمادگی روحی لازم برای مادر شدن را ندارند و همین عدم آمادگی باعث می شود یا خیلی بی قرار باشند و یا بخاطر شرم و ترس شدید، خیلی آرام و منزوی که در هر دو صورت زمان زایمان پرسنل بیمارستان را با مشکل مواجه می کنند چون همکاری لازم را ندارند.
این مامای مجرب گفت: به طور کلی خانمی که در سن مناسب بالای ۱۸ سال باردار می شود به جهت آگاهی و مطالعه، آمادگی لازم را نیز دارد و از آنجایی که خودش مادر شدن را انتخاب می کند از شرایط روحی خوبی برخوردار خواهد بود.
تیموری عوارض ناشی از بارداری و زایمان در سن پایین را نیز پایین می داند و می گوید: از لحاظ مشکلات جسمی مشکل خاصی وجود ندارد مگر اینکه مادر از قبل بیماری یا مشکلی داشته باشد. فقط در مواردی امکان ایجاد مشکلات لگنی وجود دارد که باید درنظر گرفته شود.
رام؛ مسئول و مامای طرح پزشک خانواده روستایی،  ضمن تشریح فعالیت ها و وظایف یک ماما در مناطق روستایی عنوان کرد: مشکلاتی که الان متوجه یک مادر است، نسبت به گذشته خیلی کمتر شده است و علت این امر ایجاد بیمارستان های مناسب، امکانات لازم و هزینه های بسیار پایین می باشد.
وی گفت: مامایی که در بخش روستایی فعالیت می کند، تمام امور مراقبتی و آموزشی حتی قبل از بارداری تا بعد از زایمان را مدیریت می کند. به طور کلی همکاران ما تمام سعی خود را برای ارائه خدمات به کار گرفته اند تا جایی که برای مناطق دورافتاده تر مامای تسهیلات زایمانی در نظر گرفته شده است. یعنی در صورت بروز مشکل خود ماما به منزل زائو مراجعه و به او کمک می کند.
با توجه به این صحبت ها، به نظر می رسد از لحاظ پزشکی، بارداری در سنین زیر ۱۵ سال مشکل جدی نیست. اما برای بررسی بیشتر آسیب های احتمالی این قضیه باید از نظرات صاحبان فن بهره برد؛ خصوصاً جامعه شناس که بتواند شرایط محیطی چنین فرزندانی را به همراه تعلیم و تربیت متوجه آنان، تشریح کند و روانشناس که از لحاظ روحی و روانی، شرایط آنان را ارزیابی نماید.
مادران کم سن می توانند برای فرزندان خطر آفرین باشند
  اونق مدیر گروه جامعه شناسی دانشگاه پیام نور بجنورد در این راستا گفت: تربیت فرزند فاکتورهای مختلفی دارد اما طبیعتاً وزنه والدین سنگین تر است. کودکان در سنین ۲تا ۵ سالگی شروع به الگوبرداری می کنند و در این مسیر اثرات پیرامونشان را نیز قوی تر دریافت می کنند. حال اگر مادر به عنوان اولین مربی کم سن و سال باشد یا درست تر است که بگوییم ناپخته باشد، این می تواند برای فرزندان حتی خطرآفرین باشد.
وی افزود: چون فرزند در خانواده درست تربیت نشده است، آسیب پذیر خواهد بود و ممکن است برای رفع کمبودهایش به منابع دیگری متوسل شود که خالی از ضرر نیست.
این استاد دانشگاه تاکید کرد: وجود فرزند مانند ظرفی خالی است که هر چیزی می تواند این ظرف را پر کند. یک سری خصایص هم به صورت طبیعی در انسان وجود دارد اما شکل و فرم گرفتنش به محیط بستگی دارد. این محیط برای کودکان شامل مدرسه، محله، فامیل و جمع دوستان می باشد.
وی گفت: در این محیط ها حتی ممکن است فرد با واکنش های اطرافیان مواجه شود که به نوعی باعث تربیت وی شود اما این دیر کرد در یادگیری تبعات دارد و اغلب باعث سرخوردگی و انزوای شخص می شود. به طور کلی هرچه مطالعه، درک و آگاهی والدین بیشتر باشد فرزند موفق تری تربیت خواهد شد. در وهله نخست نیز درک و شعور و آگاهی مادر ضروری است.
بزرگترین آسیبی که متوجه مادران کم سن و سال و فرزندانشان است جنبه روانشناختی ماجراست که نمی توان از کنار آن به سادگی گذشت.
درصد بزهکاری در فرزندان پدر و مادر کم سن زیادتر است
دکتررضایی روانشناس و مشاور کلینیک راهور تآکید کرد: ممکن است پروسه بارداری و زایمان در هر زنی به صورت طبیعی طی شود و مشکلی وجود نداشته باشد، اما از لحاظ روانشناسی آسیب های زیادی متوجه مادر و فرزندش می شود.
وی گفت: اول اینکه اینان از نظر فکری و روحی آمادگی لازم را ندارند و به پختگی کافی نرسیده اند. مادری که به لحاظ شناختی کامل نشده و سازه های مادرانه ای که باید داشته باشد ندارد یعنی حسی مادری ندارد باعث ایجاد خلل های عاطفی و رفتاری در فرزندش می شود.
رضاییی اظهارکرد: به طور کلی مادری در تربیت و پرورش فرزند موفق است که هم احساس نیاز به فرزند دار شدن پیدا کرده باشد و هم به لحاظ شناختی از وظایف خود چه عاطفی، چه روانی و چه رفتاری آگاهی داشته باشد. این امر نیز جز در موارد استثنایی، در سنین پایین محقق نمی شود.
وی گفت: اینان قادر نیستند انسانی کاملاً عادی را به جامعه تحویل دهند و فرزندانشان دچار خلل های بسیاری خواهند بود و معمولاً با مشکلات رفتاری مواجه می شوند.
به گفته این روانشناس،  مادر باید از نظر فکری و روانی بتواند توجه، عشق و محبتش را به فرزندش درست منتقل کند. در شرایطی که خود مادر در ک درستی از محیط و مشکلات ندارد و نمی تواند تدابیر درستی اتخاذ کند، فرزندی که در کنار او می بالد مدام دچار استرس و عدم اعتماد به نفس خواهد بود. همچنین نمی تواند به دیگران نیز اعتماد کند.
دکتر رضایی چنین شخصیت هایی را “اجتنابی-اضطرابی” معرفی کرد و گفت: آسیب های مذکور تنها متوجه فرد نیست و ممکن است در جامعه نیز ایجاد مشکل کند چون درصد بزهکاری این کودکان بیشتر است.
وی گفت: به صورت کلی ازدواج در سن کم متوجه خانواده هایی است که از لحاظ فرهنگی، اقتصادی و یا روانی در سطح پایین تری قرار دارند بنابراین ممکن است پسر یا دختر خانواده برای فرار از این محیط و تنش های موجود در آن تن به ازدواج دهد که ما حتی در سنین زیر۱۸ سال نیز توصیه نمی کنیم اما سعی کنند تا حد امکان دیرتر بچه دار شوند تا لااقل فرزندشان بتواند در فضای طبیعی تری رشد کند.
آمار بالای مرگ و میر مادران زیر ۱۵ سال
طبق آمار سازمان بهداشت جهانی خطر مرگ در دختران زیر ۱۵ سال هنگام زایمان ۵ برابر بعد از ۱۵ تا ۱۹ سال و ۲ برابر زنانی است که بعد از ۲۰ سالگی زایمان می کنند، است از طرف دیگر مرگ و میر نوزاد و عوارض دوران بارداری هم در این سنین بیشتر است؛ به عنوان مثال خطر تولد نوزادان مبتلا به محدودیت رشد، احتمال زایمان زودرس و مرگ و میر نوزادان هم در این گروه سنی بیشتر است. نوزادان متولد شده با محدودیت رشد یعنی کم وزن و نوزادانی که به صورت زودرس متولد می شوند، هم در معرض خطر مرگ و میر بالاتری قرار دارند و هم خطر عوارض جسمی و جنسی در آن ها بیشتر است و باید بدانید که بسیاری از این عوارض ماندگار هستند و هزینه های مادی، جسمی و روحی زیادی را به فرد و جامعه تحمیل می کنند.
حتی در آمارهای سازمان بهداشت جهانی هم افزایش در مرگ و میر کودکان زیر ۵ سال مادران جوان دیده شده است. در یک تحقیق علمی که در ۲۰کشور مختلف جهان به عمل آمده، این میزان ۲۸درصد افزایش دارد و احتمال مرگ کودکان زیر یک سال که مادران شان زیر ۱۸ سال سن دارند، ۶۰درصد بیشتر از مادران بالای ۱۹ سال است. متاسفانه آمار سقط جنین نیز در این افراد افزایش پیدا کرده است و طبیعتا انجام چنین سقط هایی غالبا در شرایط غیربهداشتی انجام می شود که می تواند هم باعث مرگ و هم موجب ایجاد عوارض ماندگار در رحم شود؛ این آزردگی ها می تواند همیشه مادر را از لحاظ فیزیکی و روحی رنج دهد.
ازدواج زودهنگام و افزایش احتمال مرگ و میر مادران در ایران

ازدواج زودهنگام و افزایش احتمال مرگ و میر مادران در ایران

ازدواج زودهنگام و افزایش احتمال مرگ و میر مادران در ایران
گزارش گام به گام تا توقف ازدواج کودکان در ایران
رایحه مظفریان
بارداری پدیده­ی طبیعیِ محصول ازدواج است. بارداری و زایمان وقایع ویژه­ی زندگی زنان است که می­تواند با آرزوهای بزرگ و امیدهای لذّت بخش همراه باشد و البته گاهی ترس، رنج و مرگ را نیز به دنبال دارد. یکی از شاخص­های بسیار مهم بر سر راه توسعه یافتگی هر کشور کاهش میزان مرگ و میر مادران است. این شاخص، سنجش خوبی است برای این که نشان دهد که تا چه حد امکانات قابل دسترس برای بیماران به ویژه زنان باردار از جمله دسترسی به مراکز درمانی، تسهیل مسیر و راه­های گذر به ویژه در روستاها (شبکه راه­های روستایی)، ارائه خدمات درمانی اضطراری، هزینه خدمات درمانی، وضعیت سواد زنان و غیره فراهم است.
«مرگ مادر در طول دوره­ی بارداری یا در حین زایمان و تا ۴۲ روز بعد از خاتمه بارداری به هر علتی به جز حوادث، مرگ مادر (Maternal Mortality) ناشی از عوارض بارداری و زایمان محسوب می­گردد» (غلامی طارمسری، ۱۳۸۷: ۳۴). «برآورد می­شود که ۴۰ درصد زنان (۵۰ میلیون زن در سال) در حین بارداری، زایمان یا پس از آن دچار عارضه می­شوند و ۱۵ درصد آنان با عوارض و ناتوانی­های مزمن زندگی می­کنند؛ به ازای هر زنی که می­میرد تقریباً ۱۰۰ زن دیگر دچار عارضه می­شوند» (عازمی­خواه و همکاران، ۱۳۸۱: ۳). مرگ مادران بر اثر عوارض بارداری و زایمان را در صد هزار موالید زنده محاسبه می­کنند. «بنا به تخمین­های سازمان ملل متحد در سال ۱۹۹۰، ۵۴۶ هزار زن در سراسر جهان هنگام زایمان جان خود را از دست دادند. این آمار در سال ۲۰۰۸ به ۳۵۸ هزار مورد کاهش یافت» (دفتر سلامت جمعیت، ۱۳۸۹).
۷۰۱۱_۶۵۹
«میزان مرگ و میر زنان باردار همواره به عنوان یکی از شاخص­های اصلی توسعه کشورها در نظر گرفته می­شود و اهمیت این شاخص به حدی است که به عنوان یکی از هفت هدف اصلی سند توسعه هزاره سازمان ملل تا سال ۲۰۱۵ اعلام شده است. بر اساس این سند، میزان مرگ و میر زنان باردار باید تا سال ۲۰۱۵ به سه چهارم میزان مرگ و میر در سال ۱۹۹۰ که برابر بود با ۹۰۰ مرگ از بین هر ۱۰۰ هزار نفر کاهش یابد. این در حالی است که هم اکنون سالانه نزدیک به ۵۰۰ هزار زن جان خود را به دلیل عوارض بارداری و زایمان در جهان از دست می­دهند. بر اساس آخرین گزارش مجمع جهانی اقتصاد، ایران در میان ۱۲۸ کشور جهان در مکان ۷۶ در زمینه میزان مرگ و میر زنان قرار دارد. گزارش­های سازمان ملل نیز در خصوص میزان دستیابی کشورها به اهداف سند توسعه هزاره، میزان مرگ و میر زنان باردار در ایران را حدود ۷۶ نفر در میان هر ۱۰۰ هزار نفر اعلام کرده است. این سازمان گزارش می­دهد که میزان مرگ و میر زنان باردار در ایران به دلیل وجود برنامه­ی بهداشتی گسترده، طی دو دهه گذشته، کاهش قابل توجهی داشته است» (رسالت، ۱۳۸۷). این در حالی است که دکتر فاطمه رخشانی معاون بهداشتی وزیر بهداشت اعلام کرد که: «در سال ۱۳۹۱، ۲۹۴ مرگ مادر در ایران به ثبت رسیده است. در فروردین ماه ۱۳۹۲ نیز ۲۰ مورد مرگ مادر گزارش شده بود که در این میان ۶ مورد بر اثر حادثه و بقیه به علت بارداری فوت کرده­اند. تنها در میان این زنان یک مورد ۴۱ سال داشته است و سایرین کمتر از سی سال داشته­اند» (امتیاز، ۱۳۹۲). خبرگزاری مهر در مرداد ۱۳۹۲ گزارش داد که: «میزان مرگ و میر مادران به علت عوارض بارداری و زایمان در هر ۱۰۰ هزار تولد زنده ۲۷ مرگ و میر بوده که این رقم در حال حاضر به ۲۰٫۳ نفر رسیده است. میزان مرگ مادران باردار به علل عوارض بارداری و زایمان روستایی در سال ۹۱ از تعداد ۱۰۰هزار تولد زنده، ۵۷،۳۳ در صد بوده است» (گرگان آنلاین، ۱۳۹۲).
ایران در این سال­ها تلاش بسیاری کرده است تا مرگ و میر مادران را به حداقل ممکن برساند. طبق آمار ارائه شده در گزارش اعتلای کشوری سلامت مادران چهار عامل اساسی فیزیکی، به جز مشکلات اقتصادی و اجتماعی، مانند خونریزی شدید (۲۹،۳%)، فشار خون بالا، بیماری قلبی (۱۳%)، عفونت پس از زایمان (۸،۹%) منجر به ظهور این پدیده می­شوند.
در حال حاضر روزانه ۲۰ هزار دختر زیر هیجده سال در کشورهای در حال توسعه مادر می‌شوند. این روند اگر به این شکل ادامه یابد، در سال ۲۰۳۰ حدود ۱۵ میلیون دختر کمتر از پانزده سال مادر[۱] خواهند شد. هر سال ۷٫۳ میلیون دختر کمتر از هیجده سال در جهان صاحب
فرزند می­شوند. ۲ میلیون نفر از آنان کمتر از چهارده سال سن دارند. دفتر سازمان ملل متحد در نیویورک، در گزارش سالانه خویش اعلام داشت و تأکید کرد که در خطر بیماری و حتا مرگ، جان بسیاری از این افراد را تهدید می­کند. تمامی این دختران در شرایطی نامساعد زندگی می‌کنند و در خطر سلامت جسمی قرار دارند که این البته نتیجه‌ی بارداری در سنین پایین است. هر سال ۷۰ هزار نفر از این کودکان مدتی پس از وضع حمل به همین علت‌ می­میرند. علت حامله شدن این دختران متفاوت است؛ عده‌­ی بسیاری از آن‌ها راه‌های پیشگیری از حامله شدن را نمی­دانند و عده‌ای دیگر بسیار زود، به اجبار، به شوهر داده می­شوند و… . در حال حاضر در کشورهای در حال توسعه از هر پنج دختر یک نفر (۱۹ درصد) پیش از آن که به سن هیجده سالگی برسد، حامله می­شود. این عمل عواقب منفی بسیاری با خود به همراه دارد. هر اندازه که میزان تحصیل دختران بالاتر رود، به همان نسبت از میزان بارداری زودرس و نابه‌هنگام آنان کاسته می­شود. مشکل می­توان پذیرفت که دختران بین ۱۴ تا ۱۸ سال آگاهانه تصمیم بگیرند مادر شوند. هر سال ۳٫۲ میلیون کودک مجبور به سقط‌ جنین می­شوند. بخش وسیعی از این کودکان از هر گونه آموزش جنسی محروم بوده‌اند. عده­ی زیادی از این دختران نیز مورد تجاوز جنسی قرار گرفته­اند. سازمان ملل توجه جهان را به مورد دیگری نیز در این عرصه جلب کرده است. بر اساس آمار موجود، جمعیت جهان در حال حاضر ۷٫۱۸ میلیارد نفر است. هر سال ۸۰ میلیون نفر به این عده افزوده می­گردند؛ یعنی هر ثانیه سه کودک در جهان زاده می­شود. به طور کلی اکثریت متولدین به کشورهای در حال توسعه تعلق دارند. اگر این روند به همین شکل ادامه یابد، در سال ۲۰۵۰ جمعیت جهان به ۹٫۶ میلیارد نفر خواهد رسید. با توجه به آمار ارائه شده، در حالی که میزان زایمان نوجوانان به ازای هر هزار نفر در سنین بین ۱۵ تا ۱۹ سال در کره شمالی ۲ نفر و در نیجر ۲۳۳ نفر و در کشورهای اروپایی میانگین حدود ۴ تا ۲۰ نفر است. این آمار در رابطه با ایران ۳۳ نفر گزارش شده است. آمار سازمان ملل متحد در شرایطی منتشر می­شود که از واقعیت‌های آماری در این عرصه از ایران اخبار درستی موجود نیست» (انجمن حق زنان، ۱۳۹۲).
دکتر فرحناز ترکستانی مسئول اداره سلامت مادران وزارت بهداشت اعلام داشت که: «آمار مرگ و میر مادران در ده سال اخیر از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۲ از ۲۸،۳ به ۱۹،۵ در ۱۰۰ هزار رسیده است. تعداد مرگ و میر کل مادران در سال ۲۰۰۳، ۳۳۲ نفر بوده است که از این تعداد ۹ نفر زیر ۱۸ سال بودند و در سال ۲۰۱۲ از ۲۷۸ مادر ۳ مورد مرگ مادر زیر ۱۸ سال داشته­ایم» (ممتازنیوز، ۱۳۹۲).
یکی از مهم­ترین عواملی که در مرگ مادران بدان توجه می­شود سن مادر است. در بیشتر خبرها مدام به زنان تذکر داده می­شود که بارداری­های بالای ۳۵ سال خطرناک است و بهتر است زنان از آن اجتناب کنند. در حالی که باید توجه داشت که به همان اندازه که قدرت جسمی زن در بالای ۳۵ سالگی رو به تحلیل می­رود در سنین کمتر از ۱۸ سال نیز بدن هنوز قدرت لازم و کافی برای نگهداری از جنین را کسب نکرده است.
در دو آمار اخیری که از طرف سازمان ثبت احوال ارائه شده است، در شش ماه اول سال ۱۳۹۴ نشان می‌دهد که ۷۴۷ دختر کمتر از ۱۵ سال مادر شده­اند که از این تعداد ۴۰۵ نفر در مناطق شهری و ۳۴۲ نفر در مناطق روستایی زندگی می­کنند. همچنین این آمار در سال ۱۳۹۳، ۱۷۱۳ دختر کمتر از ۱۵ سالی ثبت شده است که مادر شده­اند و از این تعداد ۹۶۶ نفر در مناطق شهری و ۷۴۷ نفر در مناطق روستایی زندگی می­کنند.
جدول شماره ۱: ولادت­های جاری ثبت شده کشور

ولادت‌های جاری ثبت شده کشور در شش ماهه اول سال ۱۳۹۴ بر حسب جنس و محل سکونت به تفکیک گروه سنی مادران
سن جمع کل سهم از ۱۰۰ درصد کل زایمان­ها شهری روستایی
جمع پسر دختر جمع پسر دختر
کمتر از ۱۵ سال ۷۴۷ ۰،۱ ۴۰۵ ۲۲۰ ۱۸۵ ۳۴۲ ۱۷۹ ۱۶۳
ولادت‌های جاری ثبت شده کشور در سال ۱۳۹۳ بر حسب جنس و محل سکونت به تفکیک گروه سنی مادران
سن جمع کل سهم از ۱۰۰ درصد کل زایمان­ها شهری روستایی
جمع پسر دختر جمع پسر دختر
کمتر از ۱۵ سال ۱۷۱۳ ۰،۱ ۹۶۶ ۴۵۸ ۵۰۸ ۷۴۷ ۳۴۸ ۳۹۹

 
 
جدول شماره ۲: فوت ثبت شده برحسب علت عوارض بارداری در کل کشور

استان ۱۳۸۶ ۱۳۸۷ ۱۳۸۸ ۱۳۸۹ ۱۳۹۰ ۱۳۹۱ ۱۳۹۲ ۱۳۹۳
جمع ۲۰۳ ۲۰۴ ۴۳۷ ۳۰۱ ۱۹۷۵ ۳۵۴ ۳۶۹ ۳۲۷
آذربایجان شرقی ۴ ۸ ۱۷ ۱۰ ۴۸ ۱۹ ۴۰ ۳۳
آذربایجان غربی ۱۷ ۱۴ ۲۵ ۱۲ ۱۰۰ ۱۴ ۹ ۱۵
اردبیل ۷ ۱ ۸ ۲ ۲۱ ۴ ۱ ۳
اصفهان ۲ ۶ ۱۲ ۱۶ ۹۱ ۳۰ ۲۰ ۲۰
البرز   ۱ ۰ ۰ ۰
ایلام ۳ ۰ ۷ ۲ ۷ ۰ ۳ ۳
بوشهر ۲ ۶ ۱۷ ۴ ۱۸ ۶ ۱۱ ۴
تهران ۸ ۲۰ ۱۳ ۳۴ ۲۰ ۳۸ ۴۸ ۳۷
چهارمحال و بختیاری ۰ ۴ ۲ ۱ ۱۱۱ ۵ ۸ ۱
خراسان جنوبی ۲ ۰ ۶ ۳ ۴۴ ۱۲ ۵ ۵
خراسان رضوی ۱۲ ۱۸ ۵۸ ۲۴ ۲۴۶ ۲۹ ۳۴ ۱۵
خراسان شمالی ۸ ۲ ۴ ۵ ۳۵ ۱۱ ۵ ۲
خوزستان ۱۲ ۴ ۱۰ ۲۳ ۶۹ ۲۰ ۴ ۶
زنجان ۳ ۲ ۷ ۳ ۸ ۱۰ ۱۲ ۶
سمنان ۰ ۲ ۲ ۴ ۸ ۴ ۰ ۵
سیستان و بلوچستان ۳۲ ۳۱ ۶۲ ۴۵ ۴۹ ۲۳ ۴۱ ۲۷
فارس ۱۵ ۱۱ ۳۹ ۱۶ ۳۶۶ ۲۵ ۳۱ ۱۴
قزوین ۰ ۲ ۴ ۴ ۱۷۷ ۴ ۶ ۵
قم ۱ ۰ ۵ ۵ ۳ ۱۰ ۰ ۱
کردستان ۳ ۵ ۵ ۱۰ ۲۵ ۷ ۱۴ ۷
کرمان ۱۹ ۴ ۱۱ ۱۲ ۸ ۳ ۲ ۲
کرمانشاه ۶ ۸ ۲۳ ۸ ۷ ۲ ۱۱ ۸
کهگیلویه و بویراحمد ۱۱ ۱۶ ۱۸ ۴ ۳۰ ۸ ۸ ۲۸
گلستان ۶ ۷ ۹ ۴ ۳۴ ۱۵ ۶ ۶
گیلان ۳ ۲ ۶ ۱ ۷ ۰ ۰ ۱
لرستان ۵ ۹ ۲۳ ۷ ۲ ۳ ۳ ۱
مازندران ۱۳ ۵ ۱۲ ۴ ۱۴۹ ۲۴ ۱۳ ۲۶
مرکزی ۴ ۲ ۱۰ ۲ ۱۸ ۳ ۶ ۲۰
هرمزگان ۴ ۸ ۱۲ ۲۰ ۱۷ ۴ ۱۵ ۴
همدان ۱ ۲ ۷ ۳ ۲۴۸ ۱۵ ۱۲ ۱۹
یزد ۰ ۵ ۳ ۱۰ ۸ ۶ ۱ ۳

باید این نکته را نیز در نظر داشت که در استان­هایی که بیشترین آمار ازدواج کودکان زیر سن قانونی در آن­ها صورت می­گیرد احتمال بارداری زودهنگام نیز بالاتر می­رود. بنابراین استان­هایی مانند سیستان و بلوچستان، فارس، خوزستان، خراسان رضوی، آذربایجان شرقی، هرمزگان، لرستان، آذربایجان غربی، لرستان و کهکیلویه و بویر احمد مناطقی هستند که بیشتر باید در آن­ها فعالیت­های پیشگیرانه اتخاذ گردد.
آن چه باید در لابه­لای چرخه­ی سه مرحله­ای ازدواج، بارداری و پرورش کودکان مورد توجه و اصلاح قرار گیرد موارد زیر است:

  1. اطلاعات بیشتر آماری برای سنجش میزان در خطر بودن دختران کمتر از ۱۸ سال در دسترس قرار گیرد. سازمان آمار به همراه سایر ارگان­ها باید جداول آماری بیشتری با جزییات دقیق­تر در اختیار پژوهش­گران قرار دهد به عنوان مثال داده­ای علنی از سن مادران و تعداد بارداری، اختلاف سنی مادران با شوهرانشان، سن و میزان تحصیلات مادران، تعداد مرگ مادران به تفکیک سنی و غیره وجود ندارد. اگر این اطلاعات در اختیار بود راحت­تر می­شد در مورد وضعیت گروه­های سنی مختلف قضاوت کرد. هدف اصلی باید ارائه واقعیت­های موجود باشد.
  2. با توجه به این که بارداری محصول ازدواج است باید در قوانین مرتبط با ازدواج کودکان تجدید نظر صورت گیرد. ایران کنوانسیون حقوق کودک را امضاء کرده است و مفاد آن را پذیرفته است. با این شرایط اگر سن بلوغ دختر را ۹ سال می­داند هر گونه عواقب ناشی از آن را هم باید بپذیرد و مسئولیت آن را به گردن بگیرد.
  3. نظام آموزش و پروش در سال­های اخیر دو مرحله­ای شده است. در حالی که در نظام گذشته دختران فرصت داشتند که دوره­ی راهنمایی را تا پایان ۱۴ سالگی خود به اتمام برسانند در نظام جدید ۲ سال از فرصت­های آموزشی آن­ها کم شده است. این بدان معناست که دختران تا پایان دوره دبستان و تا ۱۲ سالگی فرصت تحصیل دارند و این موضوع طبیعی است که خانواده­های فقیر ترجیح می­دهند به جای این که آن­ها را وارد مقاطع بعدی آموزش کنند در همین مرحله دختران را متوقف کنند. اگر ادعای نگارنده در این زمینه اشتباه و فرضیه­ای هنوز به اثبات نرسیده است پیشنهاد می­گردد جدول آمارهای بارداری مادران و تحصیلات به تفکیک سن ارائه گردد. مطالعه در ایلام نشان داد که «رابطه معنی داری بین مرگ و میر مادران و سطح سواد وجود دارد. به این معنی که میزان سواد در بین مادران زنده مانده بالاتر از مادران فوت شده بود» (عبدالهی­پور، ۱۳۹۰: ۴).
  4. عدم دانش کافی کودکان در شرف ازدواج از روش­های جلوگیری. به جز عدم دانش کودکان و عدم وجود مراکزی جهت آموزش به این کودکان دو عامل دیگر فشار خانواده­ها برای فرزندآوری و ایجاد استحکام و بیمه کردن چارچوب خانواده نوظهور و همچنین ازدواج­های ثبت نشده به فعالیت­های پیشگیرانه صدمه وارد می­کند. در مناطق مختلفی از ایران به دو دلیل عمده ازدواج­ها ثبت نمی­شود اول این که برای ازدواج دختران زیر ۱۳ سال و پسران کمتر از ۱۵ سال علاوه بر رضایت ولی، حکم دادگاه لازم است که مراحل قانونی را طولانی می­کند بنابراین خانواده­ها صبر می­کنند و ازدواج را پس از این سنین به ثبت می­رسانند. دوم این که افراد احساس نیاز برای ثبت کردن ازدواج­ها نمی­کنند پس اگر بارداری صورت بگیرد این احساس نیاز به وجود می­آید و هنگام ثبت مشخصات فرزند در شناسنامه گاهی ازدواج والدین نیز ثبت می­شود.
  5. توجه ویژه به استان­هایی که در جداول به عنوان استان­هایی با بیشترین فراوانی ازدواج و بارداری کودکان نام برده شده­اند.

 
[۱]. آمارها نشان نمی­دهند که چند درصد و یا چه تعداد از پسران کمتر از ۱۵ سال پدر می­شوند.

خرده جنایت های کودک همسری

خرده جنایت های کودک همسری

خرده جنایت های کودک همسری/رایحه مظفریان

آخرین آمار ازدواج و طلاق زودهنگام کودکان (دختر و پسر) در ایران در سال ۱۳۹۱

ازدواج به رابطه ­ای قانونی، عرفی و مذهبی گفته می­شود که دو جنس مخالف[۲] را برای آغاز یک زندگی مشترک به هم پیوند می­دهد (تمنا، ۱۳۸۶، ۱۱۶). خانواده با ازدواج پدید می­آید و بدین لحاظ ازدواج ارج و قرب بسیاری در میان جوامع مختلف جهان دارد. “در بین تمامی مراسم، آداب و حوادث اساسی حیات انسانی، ازدواج از اهمیتی بسزا برخوردار است. هم از نظرگاه فرد، هم از دیدگاه زیستی و هم از منظر اجتماعی، هیچ نهادی نیست که همانند آن جهانی و از نظر غایت ثابت و پایدار باشد. از این رو هیچ نهادی همانند آن تحت تأثیر دگرگونی­های اجتماعی قرار نمی­گیرد” (ساروخانی، ۱۳۷۰، ۱۱).

با توجه به ورود فرهنگ به حریم زوجیت می­توان گفت ازدواج به تمام معنا یک پدیده اجتماعی است. وجود قواعد سخت و دقیق ناظر بر ازدواج در طول تاریخ، گواه این مدعاست یعنی حضور دائمی جامعه در کار زوجیت و کوشش آن در راه به نظم و قاعده کشاندن آن چه می­توانست صرفاً در جهت ارضای غرایز صورت گیرد.

روند ازدواج در ایران هم در طول تاریخ با تغییراتی روبرو بوده است. در دوران هخامنشیان پر ارج ترین زناشویی، پیوند با “نزدیکان” بود. در دوران پارت­ها و ساسانیان هم چندان تغییری در روابط خانوادگی ایجاد نشد و هر مرد توانگر علاوه بر زن یا زن­های عقدی، می­توانست هر تعداد که می­خواست همخوابه انتخاب کند. پس از ظهور اسلام تا حدودی روند چند همسری ادامه پیدا کرد ولی شکلی محدود تر و قانونی­تر به خود گرفت. پس از انقلاب ۱۳۵۷ قوانین مرتبط با خانواده و ازدواج مدام نقل محافل بود. در مقاله­ای مورخ مهرماه ۱۳۹۲ با عنوان “بررسی ازدواج و طلاق زودهنگام در ایران” به طور مفصل به تغییرات ازدواج و طلاق کودکان –دختر و پسر- در طول ۵ سال ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۰ پرداخته شد. در مقاله پیش روی فقط به بررسی آمارهای موجود و ثبت شده ازدواج و طلاق کودکان در سال ۱۳۹۱ پرداخته خواهد شد.

 1

 “معاون مرکز آمار ایران از رشد منفی ازدواج در سنین ۱۰ تا ۱۴ سال در ایران خبر داد و گفت: ازدواج در این سنین در سالهای ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۰ به میزان ۱۴. ۸ درصد رشد منفی داشته است. ˈذبیح الله قائمیˈ در مراسم رونمایی از گزارش جهانی جمعیت سال ۲۰۱۳ میلادی که در محل دانشگاه تهران برگزار شد، اظهار داشت که بین سالهای یاد شده ازدواج در سنین ۱۵ تا ۱۹ سالگی ۲۳. ۹ درصد و در سنین ۲۰ تا ۲۴ سال ۶. ۴ درصد رشد منفی داشت. وی میزان ازدواج در میان دختران ۱۰ تا ۱۴ ساله را در سال ۱۳۸۵ معادل سه در هزار ذکر کرد و گفت: این میزان در سال ۱۳۹۰ به ۲ در یک هزار ازدواج تقلیل یافت. در مقایسه مناطق شهری و روستایی کشور، میزان ازدواج در بین سنین ۱۰ تا ۱۴ و ۱۵ تا ۱۹ در مناطق شهری کشور کاهش و در مناطق روستایی اندکی افزایش یافته است. در سرشماری سال ۱۳۹۰ بررسی شد که ۹۲ درصد فرزندانی که در سنین مختلف مادران بدنیا آمده‌اند، زنده هستند و این میزان برای مادران ۱۰تا ۱۴ و ۱۵ تا ۱۹ سال برابر با ۹۰ درصد است. میزان زاد و ولد زنان جوان در ایران ناچیز است، اما با توجه به میزان جهانی باید در کشور مراقبت کنیم که افزایش نیابد. باید مطالعاتی بر روی باروری‌های غیر رسمی نوجوانان، راهکارهای کاهش ازدواج پیش از ۱۵ سالگی و ارائه راهکارهای منطقه‌ای در خصوص ممانعت از ازدواج در سنین پایین توسط متخصصان جمعیت کشور ارائه شود. ازدواج دختران کمتر از ۱۵ سال نشان می‌دهد که این میزان در تهران هشت در هزار، اما در استان سیستان و بلوچستان ۲ درصد است” (جام جم، ۱۳۹۲).

2
روند ازدواج در سال­های ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۱ طبق جدول فوق می­باشد. مجموع کل ازدواج­های ثبت شده در سال ۱۳۹۱نزدیک به ۸۳ هزار مورد بوده است که رشد منفی معادل ۱/۵- را نسبت به سال قبل نشان می­دهد. همچنین می­توان از نمودار نیز به روند تمایل ازدواج در سنین مختلف توجه کرد که در آن اوج تمایل مربوط به سنین ۲۷ برای مردان و ۲۲ برای زنان است.

3

 دختر که نخستین بار ازدواج می­ کرد می­بایست باکره باشد و اگر “معلوم می­شد دخترکی­ش برداشته شده” زندگی­اش در خطر می­افتاد، زیرا شوهر او را با رسوایی به خانه­ی پدری پس می­فرستاد و در آن جا ممکن بود به خاطر این که آبروی خانواده­اش را ریخته، کشته شود”. زیرا “بکارت هم برای دختر جوان مهم است و هم برای خانواده و آبروی خانواده در روابط اجتماعی”. سن نیز عامل دیگری در انتخاب همسر بود. دختر هر چه جوان­تر بود احتمال باکره بودنش بیش­تر بود و مردان مسن معمولن دختر جوان را ترجیح می­دادند(فلور، ۲۰۱۰، ۴۸ و ۴۹). سن یکی از عوامل موثر در همسر گزینی است. آلن ژیرار می­نویسد: آگاهی­های جمعیت شناسانه درباره­ی سن همسران به هنگام زناشویی آموزنده است، و می­دانیم که بیش­تر اوقات، افرادی با هم پیوند زناشویی می­بندند- با اندک تفاوت در مورد زنان که در سن کم­تری ازدواج می­کنند- که از لحاظ سنی به هم نزدیک باشند (ساروخانی، ۱۳۷۰، ۵۲). در همه جوامع به ویژه جوامع سنتی میان سن زوجین تفاوت وجود دارد و معمولاً این تفاوت به نفع مرد است. در بعضی جوامع، تفاوت کم و در بعضی زیاد است (غلامحسین پور، ۱۳۸۶، ۷۸). قرآن بلوغ را حدّ سن ازدواج می­داند نه سنّ معینی را. اما شرع اسلام حداقل سنّ ازدواج دختران را نه سال می­داند در صورتی که بیش­تر دختران در سنّ چهارده سالگی بالغ می­شوند. نویسنده قابوس نامه پند می­دهد که دختر را باید زود شوهر داد و مسئولیتش را به گردن دیگری انداخت ” (فلور، ۲۰۱۰، ۴۸ و ۴۹).

همین عوامل همچنان در ایران باقیست و به ازدواج دختران دامن می­زند. طبق آمارهای سال ۱۳۹۱ تعداد کل ازدواج­های ثبت شده برای دختران کمتر از ده سال ۱۸۷ مورد و برای دختران ده تا چهارده سال ۴۰۴۶۴ مورد می­باشد. مجموع این ارقام نشان می­دهد که ۳۰۵۷۶۸ مورد ازدواج دختران کمتر از ۱۹ سال در ایران در سال ۱۳۹۱ ازدواج کرده­اند.

 4 زناشویی با مردان مسن برای دختر بچه­ها ضربه­ای روحی است. به نوشته دکتر ویشارد دخترک­ها از چنین زناشویی­هایی بدجوری صدمه و آزار می­دیدند. “دختر بچه­هایی را دیده­ام به بیمارستان آورده­اند که اسم شوهرانشان را که می­آوردند جیغشان به هوا می­رفت، چه رسد به این که به آن­ها می­گفتند به خانه برگردند” (فلور، ۲۰۱۰، ۵۴).

در گذشته رسم بر آن بود که پسرهای ثروتمند از پانزده سالگی صیغه می­کردند و در بیست سالگی زن عقدی می­گرفتند. گاه نیز پیش می­آمد که “به دلایل خانوادگی جوانی پانزده یا شانزده ساله با دختری مسن­تر از خود ازدواج کند (همان، ۵۲). پسپسر نیز به نوبه خود در انتخاب همسر آزاد نبود و آن چه بیشتر اهمیت داشت، در واقع منافع گروه بود. اگر چه انتظار می­رود که این رسم از بین رفته باشد اما آمارها و ارقام نشان می­دهد که در سال ۱۳۹۱، ۳۵۹ مورد ازدواج پسران کمتر از ۱۵ سال و ۴۳۵۴۹ مورد ازدواج پسران ۱۵ تا ۱۹ سال اتفاق افتاده است. در مجموع ۴۳۹۰۸ مورد ازدواج پسران زیر ۱۹ سال اتفاق افتاده است.

 5

  در جدول شماره یک استان­هایی که بیشترین آمارهای ازدواج کودکان در آن­ها ثبت شده نشان داده شده است:

جدول ۱: استان­هایی که بیشترین آمار ازدوا ج کودکان در آن­ها به ثبت رسیده است

سال

واقعه

سن و جنسیت

استان­ها (تعداد)

۱۳۹۱

ازدواج

دختران کمتر از ۱۰ سال

سیستان و بلوچستان (۳۶)، خوزستان (۳۵)، زنجان (۱۵)، فارس (۱۲)

دختران ۱۰ تا ۱۴ سال

خراسان رضوی (۷۳۵۰)، آذربایجان شرقی (۳۹۲۰)، خوزستان (۲۲۴۳)، فارس (۱۹۳۵)، همدان (۱۸۷۲)، تهران (۱۷۵۲)، آذربایجان غربی (۱۶۸۱)، سیستان و بلوچستان (۱۶۶۴)

پسران کمتر از ۱۵ سال

سیستان و بلوچستان (۵۵)، خوزستان (۴۱)، آذربایجان غربی (۳۱)

در فرانسه و سایر کشورهای باختری تفاوت سن تا پنج سال به نفع مرد، یک هنجار اجتماعی تلقی می­شود، در ایران تحقیقی در کرمانشاهان بر روی نمونه­ای با ۴۵۷ نفر نشان می­دهد که تفاوت­های بیش از ده سال معنای آماری می­یابند و در حدود یک دهم ازدواج­ها با تفاوت سنی بیست یا بیش­تر بین زوجین همراه است. در مشهد از ۱۸۹ خانوار در نه دهم موارد سن مرد بالاتر از زن است و در ۴۸ درصد موارد این تفاوت سنی به ده سال و یا بیش­تر می­رسد. در ۶۶ درصد جمعیت نمونه سن مرد بین چهار تا دوازده سال بیش از زن است. در تهران در پنجاه درصد خانواده­های مورد بررسی، سن مرد دست کم ده سال بیش تر از زن دیده می­شود. تفاوت سنی بین زن و مرد و در عین حال ابعاد قابل توجهی که این تفاوت به خود می­گیرد، باید به صورتی چشمگیر به نفع مردان صورت پذیرد؛ در مشهد کمتر از یک دهم زوجین مورد بررسی این تفاوت را به نفع زن اعلام می­داشتند و در تهران این نسبت به چهار دهم می­رسد (ساروخانی، ۱۳۷۰، ۱۲۷).

در جدول توزیع سنی زوجین، تعداد ازدواج­های ثبت شده دختران کمتر از ده و ده تا چهارده سال با مردان در گروه­های سنی مختلف نشان داده شده است. ۱۸ مورد دختر کمتر از ده سال با پسر کمتر از ۱۵ سال، ۹۹ مورد دختر ۱۰-۱۴ سال با پسر کمتر از ۱۵ سال، ۵۲ مورد دختر کمتر از ۱۰ سال با پسر ۱۵-۱۹ سال، ۷۱۴۷ مورد دختر ۱۰-۱۴ سال با پسر ۱۵-۱۹ سال، ۱۷۰ مورد پسر کمتر از ۱۵ سال با دختر ۱۵-۱۹ سال ازدواج کرده­اند. با وجود اعجاب انگیز بودن این ارقام موضوع در جایی بیش تر مورد توجه قرار می­گیرد که دختران کمتر از ده سال با مردان در سنین بالا و اختلاف سنی بیش از ۳۰ تا ۴۰ سال ازدواج می­کنند. تفاوت سن زوجین در ایران طبیعی به نظر می­رسد و این تفاوت که صورتی از رجحان به خود می­گیرد، باید ادامه سایر برتری­های مرد در این زمینه باشد. در مورد ازدواج پسران زیر ۱۹ سال هم آمارهای شگفت انگیزی به چشم می­خورد. یعنی ازدواج پسران کمتر از ۱۹ سال با زنان در سنین بالا! که تعداد آن در جدول نمایش داده شده است. اگرچه تعداد ازدواج­هایی از این دست برای دختران بیش­تر از پسرهاست.

 6

 عاملی که در سال­های اخیر بر تمایل والدین در مزدوج کردن کودکانشان افزوده است وضعیت اقتصادی آن­هاست. پدران و مادران تمایل دارند که هر چه زودتر دخترانشان شوهر کنند، تنگدستان در این کار دلیل دیگری هم دارند و کم کردن یک نان خور از سر سفره خانواده است. در ضمن از خانواده داماد شیربها هم می­گیرند.

همان طور که عواملی در شکل گیری ازدواج و تشکیل خانواده تأثیر گذار هستند عوامل دیگری هم وجود دارند که این قرار داد را فسخ می­کند و به طلاق منجر می­شود. در سال ۱۳۹۱ تعداد طلاق­های کل کشور ۱۵۰۳۲۴ مورد ثبت شده است که روندی افزایشی داشته است. همچنین اگر به نسبت طلاق به ازدواج در همین سال نگاهی انداخته شود در ازای هر ۱۰۰ ازدواج ۱۸ طلاق ثبت شده است.

 7

اگر چه طلاق برای بزرگسالان مغموم و محکوم است و تن دادن به این عمل به شدت منع می­شود این عمل در بین کودکان نیز دیده می­شود. سنجش اثرات جدایی والدین بر کودکان دشوار است. میزان ستیزه میان پدرها و مادران قبل از جدایی، سن کودکان در آن زمان، این که آن­ها برادر یا خواهر دارند یا خیر، وجود پدربزرگ و مادربزرگ و سایر خویشاوندان، روابط آن­ها با هر یک از والدین، این که اغلب تا چه حد پدر و مادر را می­بینند- همه این عوامل و عوامل دیگر می­توانند بر فرایند سازگاری تأثیر داشته باشند. حال می­توان به راحتی تصور کرد که کودکانی که بدون آگاهی لازم ازدواج می­کنند و بعد از مدتی به هر دلیلی طلاق می­گیرند و در فاصله بسیار کوتاهی به سرعت پا به دنیای بزرگسالی می­گذارند چه مشقاتی را باید تحمل کنند؟

 8

 در جداول ارائه شده از طرف سازمان ثبت احوال کشور آمار طلاق کودکان دختر زیر ده سال تنها یک مورد و برای دختران ۱۰ تا ۱۴ سال ۱۰۷۷ مورد و برای مردان کمتر از ۱۵ سال ۱۵ مورد می­باشد. باید توجه داشت که این آمارها، تنها بخشی از واقعیت­های موجود جامعه را نشان می­دهند زیرا در مناطقی که ازدواج­ها و طلاق­ها ثبت نمی­شوند واقعیت­ها پنهان می­مانند. در جدول توزیع سنی زوجین در زمان طلاق چگونگی پراکندگی این اعداد نشان داده شده است.

 9

 در جدول شماره دو استان­هایی که بیشترین آمارهای طلاق کودکان در آن­ها ثبت شده نشان داده شده است:

جدول ۲: استان­هایی که بیشترین آمار طلاق کودکان در آن­ها به ثبت رسیده است

سال

واقعه

سن و جنسیت

استان­ها (تعداد)

۱۳۹۱

طلاق

دختران کمتر از ۱۰ سال

همدان یک مورد

دختران ۱۰ تا ۱۴ سال

خراسان رضوی (۱۵۰)، آذربایجان شرقی (۱۱۹)، تهران (۸۳)، مازندران (۶۲)، خوزستان (۵۶)، فارس (۵۶)، همدان (۵۴)، تهران (۱۷۵۲)، اردبیل (۵۳)

پسران کمتر از ۱۵ سال

کرمانشاه ۵ مورد، سیستان و بلوچستان و مازندران ۲ مورد، ، آذربایجان شرقی و تهران و خراسان رضوی و همدان و گلستان و کردستان ۱ مورد

ازدواج و طلاق کودکان از نظر سازمان­های بین المللی نوعی آزار و بردگی شناخته می­شود. این موضوع را نباید فراموش کرد که معضل ازدواج کودکان در همه نقاط دنیا وجود دارد و تنها مختص به ایران نیست. در بعضی از کشورها مبارزاتی صورت می­گیرد و در بعضی هم هنوز هیچ آمار رسمی ارائه نشده است.

در بین سال­های ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۰ بیش از ۱۴۰ میلیون دختر کمتر از ۱۸ سال ازدواج خواهند کرد که ۵۰ میلیون آن دختران کمتر از ۱۵ سال خواهند بود. ده کشوری که بالاترین آمار ازدواج کودکان در آن­ها اتفاق می­افتد: نیجر ۷۵ درصد، چاد و جمهوری مرکزی آفریقا ۶۸ درصد، بنگلادش ۶۶ درصد، گینه ۶۳ درصد، موزامبیک ۵۶ درصد، مالی ۵۵ درصد، بورکینافاسو و سودان جنوبی ۵۲ درصد و مالاوی ۵۰ درصد (چن، ۲۰۱۳).

خطرات ناشی از ازدواج کودکان را در موارد زیر می­توان خلاصه کرد:

  • احتمال مرگ در حین زایمان برای مادر و نوزاد
  • ابتلا به بیماری­های مقاربتی
  • محروم شدن از ادامه تحصیل
  • عدم آمادگی فیزیکی و در نتیجه تحمل آزار جنسی، فیزیکی و روانی

راهکارهایی جهت مبارزه با ازدواج کودکان:

v    انتشار مطالعات آماری دقیق از میزان شیوع ازدواج کودکان

v    آگاه سازی خانواده­ها از خطرات ازدواج زود هنگام

v    تدوین قوانینی برای جلوگیری از ازدواج کودکان و تغییر سن ازدواج

v    حمایت از زنانی که به هر شکل با خطرات ناشی از ازدواج زود هنگامشان سروکار دارند

 ================================================

منابع:

آخرین نیوز (۱۳۹۲)، ” دلایل افزایش تمایل پسرها به ازدواج با دختران بزرگتر از خود!”، http://www.akharinnews.com/

 ابتکار (۱۳۹۱)، ”  ازدواج ۳۰هزار دختر و پسر کمتر از ۱۵ سال در یک سال”، http://www.ebtekarnews.com/Ebtekar/News.aspx?NID=112089

 اسفنانی، علی (۱۳۹۰)، “برای پیشگیری از ازدواج کودکان، می توان سن بلوغ قانونی را تغییر داد”، http://maasfanani.blogfa.com/post/75

 ایسنا (۱۳۹۱)، ” ازدواج زودهنگام دختران و پسران مانع ادامه تحصیل آنها می‌شود”، http://isna.ir/fa/news/91092817025/

 پانا (۱۳۹۰)، “ازدواج دختران زیر ۱۰ سال در ایران”، http://www.aryaclub.ir/45458-

 پایگاه خبری آفتاب (۱۳۹۰)، “ازدواج دختران زیر ۱۵ سال نسبت به ۵ سال قبل ۴۵ درصد رشد داشته است”، http://aftabnews.ir/vdcdn50fxyt0os6.2a2y.html

 پورزند، نیلوفر(۱۳۷۱)، دختربچه­ها، سرمایه گذاری برای آینده، صفحه ۹، تهران- یونیسف.

 جعفرنژاد، فاطمه (۱۳۹۱)، “ثبت ازدواج دختران زیر ۱۰ سال در آذربایجان غربی”، http://javanpress.ir/?p=10383

 تمنا، سعید (۱۳۸۶)، مبانی جمعیت شناسی، تهران: دانشگاه پیام نور.

 خبرگزاری مجلس شورای اسلامی (۱۳۹۱)، ” ثبت ازدواج‌های زودهنگام تخلف محرز دفاتر ازدواج و طلاق”، http://icana.ir/Fa/News/198885

 دواچی، آزاده (۱۳۹۲)، “پدرخوانده­های دیروز، همسران امروز”، مدرسه فمینیستی، www.feministschoo.com/spip.php?article7382

 رادیو فردا (۱۳۹۱)، “دوبرابر شدن ازدواج کودکان زیر ۱۰ سال ایران در یک دوره سه ساله”، http://www.radiofarda.com/archive/iran_social/latest/138/149.html

 روزنامه خراسان (۱۳۸۹)، ” ثبت نشدن ازدواج ها، مشکل زنان و کودکان سیستان و بلوچستان”،

  http://ettelaat.net/09-april/news.asp?id=36888

 ساروخانی، باقر (۱۳۷۰)، مقدمه­ای بر جامعه شناسی خانواده، تهران: انتشارات سروش.

 سلامت نیوز (۱۳۹۰)، ” پیشنهاد ایجاد کارگروه ویژه برای رسیدگی به موضوع ازدواج کودکان زیر ۱۰ سال”، http://www.salamatnews.com/viewNews.aspx?ID=44102&cat=12

 سلامت نیوز (۱۳۹۲)، ” پیامدهای ازدواج زودهنگام کودکان”، http://www.salamatnews.com/viewNews.aspx?ID=73836&cat=6

 شکری، فریده (۱۳۸۷)، ”  بررسی حقوقی سن ازدواج و رشد دختران”، http://www.iranpress.ir/iranwomen/template1/News.aspx?NID=2744.

 شهرزادنیوز (۱۳۸۸)، ” سیستان و بلوچستان رکورددار ازدواج‌های ثبت نشده”، http://www.shahrzadnews.com/index.php?page=1&newsitemId=3945&contentFilterCategory=social

 عموپور، شهرام (۱۳۹۰)، ” ثبت ازدواج ۴۳هزار کودک دختر در ایران”، http://www.mihan.net/press/1390/12/07/

 غلامحسین پور، جلال (۱۳۸۶)، جامعه شناسی خانواده و ازدواج در ایلات و عشایر، شیراز: انتشارات ایلاف.

 فلور، ویلم (۲۰۱۰)، تاریخ اجتماعی روابط سکسی در ایران، ترجمه محسن مینو خرد، استکهلم.

 کششیشیان، کارمن (۱۳۹۱)، ” دختران فراموش شده: سال ۲۰۲۰ – ۵۰ میلیون عروس زیر ۱۵ سال “، http://www.1oo1nights.org/index.php?page=2&articleId=3320

 لطفی، راضیه (۱۳۸۹)، ” پیامدهای سلامتی ازدواج زودرس در زنان “، فصلنامه زن و بهداشت ، شماره ۲٫

 محمدی­نیا و همکاران (۱۳۹۲)، ” بررسی فراوانی و عوامل مؤثر بر مرگ و میر مادران باردار استان سیستان و بلوچستان در فاصله سال های ۱۳۸۱-۱۳۸۸″، مجله زنان، مامائی و نازائی زنان ایران، دوره شانزدهم، شماره چهل و چهارم، صفحه ۳۴-۲۲۸، هفته دوم.

 مهرخانه (۱۳۹۲)، “ازدواج کودکان، معضلی که ادامه دارد”، http://mehrkhane.com/fa/news/6808/

 ولی­زاده، رضا (۱۳۹۰)، ” ناتوانی مجلس در جلوگیری از ازدواج دختران زیر ١٠ سال به دلایل فقهی”، http://www.persian.rfi.fr/

 Deris, Anthony (2013), “a girl right to say no to marriage”, plan (because I am a girl).

 Livesey, Alana (2011), “Breaking Vows: Early and Forced Marriage and Girls’ Education”, plan (because I am a girl).

 B. Mikhail, Susanne Louis (2002), “Child marriage and child prostitution: two forms of sexual exploitation”, Gender and Development Vol. 10, No.


 


 # دانش آموخته جمعیت شناسی دانشگاه شیراز (r.mozafarian@gmail.com)

[۲] . این تعریف در دنیای کنونی دچار تغییراتی شده است زیرا الزاماً نباید بین دو جنس مخالف صورت گیرد.

به بهانه روز جهانی دختر بچه ها: ازدواج و طلاق زودهنگام در ایران

به بهانه روز جهانی دختر بچه ها: ازدواج و طلاق زودهنگام در ایران

به بهانه روز جهانی دختر بچه ها: ازدواج و طلاق زودهنگام در ایران
رایحه مظفریان-۱۹ مهر ۱۳۹۲

 

تغییر ساختار و شرایط زندگی اجتماعی با گذشت زمان موجب گردیده است تا به فراخور این تغییر و تحول، نحوه وقوع مباحث اجتماعی نیز تغییر یابند. یکی از مباحث مهم اجتماعی که در طی زمان دستخوش تغییر و تحول گردیده است رویداد ازدواج می باشد. بررسی آمارهای ازدواج در طی سالیان گذشته نشان می دهند که با تغییر مناسبات اجتماعی و نقش زوجین در ا جتماع و نیز تغییر الگوهای ازدواج، امروزه بسیاری از ویژگی های ازدواج تغییر یافته، برای مثال سن ازدواج نسبت به گذشته افزایش یافته است. آن چه از گذشته تا به امروز بیش از هر مطلب دیگر اهمیت دارد این مساله است که باید تغییرات و تحولات این روند قابل بررسی و ارزیابی باشند. در این میان یکی از اصلی ترین عوامل موفقیت در مطالعه همه جانبه واقعه ازدواج دسترسی به آمارهای قابل استناد است. از این رو تنها ثبت ازدواج ها با ویژگی های مربوط به این واقعه موجب می گردد تا بتوان به بخش قابل توجهی از مسائل با ارائه آمارهای دقیق پاسخ داد. دسترسی به آمار و اطلاعات در مورد واقعه ازدواج، ما را در کلیه برنامه ریزی ها و سیاست گذاری های این رویداد اجتماعی یاری خواهد رساند.
آن چه که اهمیت دارد این موضوع است که همیشه در برابر واقعه ازدواج، واقعه طلاق هم در ذهن شکل می گیرد. طلاق عامل گسست خانواده ها محسوب می گردد. نحوه بر خورد با واقعه طلاق در کلیه جوامع متفاوت است و این مطلب مستقیماً با آداب و رسوم و فرهنگ آن جامعه ارتباط دارد. در کشور ما استحکام و سلامت خانواده بسیار با اهمیت است. بدین لحاظ به خانواده به عنوان کوچک ترین نهاد اجتماعی و مهم ترین کانون تربیت افراد اجتماع نگریسته می شود و به شکل ویژه ای به آن توجه می گردد، به طوری که بخشی از مطالعات اجتماعی در راستای شناخت معضلات خانواده صورت می گیرد. در این میان اولین گام برای مطالعات موثر، داشتن اطلاعات دقیق برای بررسی این پدیده می باشد.
به موجب قانون، اعلام آمارهای ازدواج و طلاق همراه با ویژگی های آن یکی از وظایف سازمان ثبت احوال کشور می باشد. در همین بین سن ازدواج مناسب برای دختران و پسران همیشه مورد بحث و دستخوش تغییرات بوده است. آن چه که جداول سازمان ثبت احوال در چند سال اخیر در اختیار ما قرار داده است، نشان دهنده تعداد ازدواج و طلاق افراد در گروه های سنی مختلف است. در بین این گروه ها، کودکان بسیاری هر ساله تن به ازدواج و یا طلاق می دهند.
پیش از پرداختن به روند کلی ازدواج و طلاق کودکان و نتیجه گیری نهایی بهتر است نگاهی اجمالی به روند ازدواج و طلاق در کل کشور در طول ۵ سالِ ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۰ انداخته شود.

به طور میانگین تعداد ازدواج ها و طلاق های ثبت شده در هر سال به ترتیب ۸۷۰۰۰۰ و ۱۲۰۰۰۰ مورد می باشد.

جامعه جهانی سال هاست برای احقاق حقوق کودکان تلاش می کند. ازدواج و طلاق قانونی یا غیر قانونیِ حتا یک کودک در هر جای جهان مورد توجه سازمان های بین المللی قرار می گیرد. در ایران وضعیت ازدواج و طلاق کودکان (ازدواج و طلاق زودهنگام) هم مورد غفلت قرار گرفته است و هم این که به درستی سنجیده نمی شود. تا کنون نه تنها برای مبارزه با چنین وقایعی نسبت به کودکان تلاشی اساسی صورت نگرفته بلکه هر روز شرایط بحرانی تر نیز شده است. اخیراً قانونی مطرح شده است که به موجب آن پدرخوانده می تواند با اجازه دادگاه و حکم آن با دخترخوانده خود ازدواج کند:
“در طرح اولیه لایحه حمایت از کودکان ازدواج سرپرست با فرزندخوانده به طور کلی ممنوع شده بود. مجلس با اصلاح ماده مربوط (ماده ۲۷) به این موضوع، ازدواج سرپرست و فرزندخوانده را “مشروط” به حکم دادگاه صالح کرده اند. این لایحه با تصویب مجلس برای تأیید به شورای نگهبان رفته است. البته پیش از طرح لایحه حمایت از کودکان در مجلس، ازدواج پدرخوانده و دخترخوانده بلامانع بود و به نظر می رسد که گذاشتن شرط تأیید از سوی دادگاه صالح برای این نوع ازدواج نامتعارف در واقع به منظور ایجاد محدودیت برای آن وضع شده است…” (دواچی، ۱۳۹۲).[۱]
مشابهت این قانون با قانون ازدواج کودکان، در تصویب ازدواج یا طلاق یعنی وجود مرجعی به نام “دادگاه صالح” می باشد. در واقع تصویب چنین قوانینی در دل بحران ازدواج کودکان قرار می گیرند. “فریبا عزیز پناه، عضو انجمن حمایت از حقوق کودکان در مورد علل ازدواج زودهنگام کودکان می‌گوید: “در چند سال گذشته به دلیل ادامه تحصیل دختران، بیکاری پسران و فراهم نبودن شرایط اولیه برای زندگی مشترک، در مسئله ازدواج زود هنگام وقفه افتاده بود و اکنون دوباره این ازدواج‌ها در بخش‌هایی از جامعه رواج پیدا کرده که دارای پیامدهای بسیاری برای زوجین است”” (پایگاه خبری آفتاب، ۱۳۹۰). بنابراین، بررسی آمارهای ازدواج و طلاق کودکان، روند تغییرات قانون و تصمیم گیری بر سر سن کودک برای ازدواج در ایران همچنان لازم و ضروری است.
در این پژوهش چند نکته بسیار حائز اهمیت است:
۱٫ قانون مدنی در ایران ملاک پژوهش می باشد. بنابراین سنین بالای ۱۳ سال برای دختران و بالای ۱۵ سال برای پسران مورد سنجش قرار نگرفته است اما ارقام آن در جداول برای علاقه مندان گنجانده شده است.
۲٫ در برابر دختران، پسران نیز با مشکل ازدواج و طلاق زیر سن قانونی روبرو هستند.
۳٫ در برابر واژه ازدواج، طلاق هم باید در نظر گرفته شود.
ازدواج به تغییر وضع فرد از حالت هرگز ازدواج نکرده به حالت ازدواج کرده اطلاق می شود و طلاق به فرو پاشی پیوندهای زناشویی اطلاق می گردد (سالنامه آماری ۱۳۸۵)
ازدواج یا طلاق ثبت شده: ازدواج یا طلاق هایی که در دفاتر ازدواج و طلاق به ثبت رسیده و اعلامیه مربوطه جهت ثبت در اسناد سجلی زوجین به ادارات ثبت احوال تحویل می شود (سالنامه آماری ۱۳۹۰)؛ آمارهای این پژوهش از این دست هستند که در محضرها با اجازه دادگاه صالح به ثبت رسیده اند.
۴٫ به علل و مشکلات و خطرات ناشی از ازدواج زودهنگام کودکان (بارداری زودهنگام و بیماری های مقاربتی و…) و راه های گریز از قانون مدنی ایران (خطر صیغه موقت و عدم ثبت ازدواج یا طلاق و…) باید توجه شود که در ادامه پژوهش به آن پرداخته خواهد شد.
۵٫ در خلال مباحث مرتبط با قانون مدنی ایران و ازدواج زودهنگام کودکان کنوانسیون های بین المللی مرتبط با کودکان که توسط دولت ایران به امضا و تأیید رسیده است مورد سنجش قرار خواهد گرفت.
۶٫ سال های مورد بررسی و روند افزایش یا کاهش هر پدیده مرتبط با ازدواج و طلاق زودهنگام کودکان در طی سال های ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۰ مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
با ملاحظه برخی آمارهای رسمی از دست اندرکاران دولتی پراکندگی نامنظمی در ارائه آمار دقیق مشاهده می شود که به طور قطع آمار دقیق ازدواج و طلاق در کودکان را ارائه نمی دهد. بنابراین این پژوهش فرصت مناسبی است تا جوانب کلی و دقیق ازدواج و طلاق کودکان را بسنجد.
منظور از کودک بنا بر آن چه که در ماده یک کنوانسیون حقوق کودک تعریف شده است افراد انسانى زیر ۱۸ سال است. البته در همین ماده اشاره شده است مگر در برخى کشورها، سن بلوغ را، به موجب قانون، کمتر تشخیص دهند. این مطلب را به جهت جلب همکارى کشورهاى اسلامى که سن بلوغ کمتر از ۱۸ سال است منظور کرده اند تا این امر مانع پذیرش آنها و پیوستن به کنوانسیون نشود البته لازم به یادآورى است که به موجب نظریه رسمى اعلامى از سوى سازمان بهداشت جهانى انسان از بدو تولد تا ۱۵ سالگى، کودک نامیده مى شود.
طبق ماده ۳ اعلامیه حقوق کودک (۱۹۸۹) حمایت و مراقبت از رفاه کودکان هم از طرف والدین وهم از طرف مؤسسات مسئول مراقبت وحمایت از کودک بویژه در زمینه های بهداشت وایمنی ضروری است. در ماده ۱۹ آمده است کودکان حق محفوظ ماندن از همه انواع خشونت های فیزیکی و ذهنی، آسیب و سوء استفاده جنسی، سهل انگاری، سوء رفتار و مراقبت نامناسب را دارند و در ماده ۲۴ به حق سلامتی، دسترسی به خدمات بهداشتی و حفاظت در برابر رسوم و سنت های مضر اشاره شده است (اعلامیه حقوق کودک).
در روزهای حاضر، بر اساس قوانین مصوبه ی قضایی، ازدواج پسران بالای ۱۵ سال و دختران بالای ۱۳سال[۳]، امری رایج و معروف شمرده می شود و بلا اشکال است؛ اما رایج بودن ازدواج در بالای سنینِ یاد شده، دلیل بر عدم امکان وقوع ازدواج در محدوده ی پایینیِ این سنین نیست؛ چرا که به عنوان مثال در صورتی که ولی یک دختر ۱۱ ساله، نظر بر ازدواج وی داشته باشد، می تواند در دادگاه طرح مساله کرده و با احراز کردنِ مصلحت کودک در تن دادن به ازدواج، اجازه ی آن را به شکلی قانونی بگیرد. بخشی دیگر از قانون نیز بدین اشاره دارد که “در صورتی که ازدواجی بدون اطلاع دادگاه و در این سنین انجام شد؛ کودک پس از رسیدن به سن بلوغ حق فسخ آن را ندارد؛ مگر آنکه مصلحت فسخ را به دادگاه اثبات نماید”. طبق قانون کنونی در حقیقت هیچ محدویتی برای سن ازدواج وجود ندارد و پدر می‌تواند حتا فرزند نوزادش را به عقد ازدواج در بیاورد. الزامی بودن اجازه دادگاه هم در این زمینه مشکلی را حل نمی‌کند چرا که آمارهای منتشرشده از این گونه ازدواج‌ها نشان می‌دهد که قضات مشکل زیادی با صدور این مجوز ندارند (عموپور، ۱۳۹۰).
“پروین بختیارنژاد پژوهشگر اجتماعی می‌گوید: “در این بخش نیز باید بازنگری صورت گیرد چرا که یک قاضی چه‌طور می‌خواهد در چند دقیقه و با طرح چند پرسش از یک کودک ۱۰ ساله به رشد و بلوغ ذهنی این کودک پی ببرد؟ معمولاً به ظاهر این دخترها نگاه می‌کنند و دخترانی که از جثه‌ی درشت‌تری برخوردار هستند، به سرعت مجوز ازدواج‌شان صادر می‌شود. نحوه‌ بررسی این قضات باید مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد که زمانی که مجوز ازدواج را برای مثال برای یک دختر ۱۰ ساله صادر می‌کنند، به چه نکاتی توجه می‌کنند و چه‌طور متوجه می‌شوند که این کودک به رشد ذهنی در حد یک دختر ۱۳ ساله رسیده است. و همه این ها در حالی است که طبق معیارهای بین‌المللی افراد زیر ۱۸ سال کودک محسوب می‌شوند”” (شجاعی، ۱۳۹۰).
در حالی که موارد اشاره شده، به محدوده سنی زیر ۱۳ سال برای دختران و زیر ۱۵ سال برای پسران عطف می شود؛ نگاهی به قوانین موجود در دوره های تاریخی متفاوت نشان می دهد که نوع و نگرشِ حاکمیت مرکزی در ایران، در تشخیص محدوده ی سن کودکی و ازدواج تأثیرِ بسیار داشته است.
“در سال ۱۳۱۳ خورشیدی، قانونی مصوب شد که براساس آن، حداقل سن ازدواج برای دختران ۱۵ سال و برای پسران ۱۸ سال در نظر گرفته شده بود؛ اما در موارد خاص و بر اساس تشخیص مصلحت، این میزان قابل کاهش به ۱۳ سال برای دختران و ۱۵ سال برای پسران بود.
۴۰ سال بعد و در سال هایی که فرهنگ شهرنشینی در ایران گسترش بیشتری می یافت، آمارها نشان می داد که تعاملات اقتصادی و تبادلات فرهنگی ایرانی ها با کشورهای غربی به میزان حداکثری خود رسیده؛ قوانین مدنی ایران در این زمینه نیز به روز شدند. در سال ۱۳۵۳ خورشیدی قانونی تصویب شد که حداقل سن ازدواج برای دختران را ۱۸ سال و برای پسران ۲۰ سال تعیین کرده بود.
انقلاب ایران، شرایط را تغییر داد و قوانین محدود کننده ی ازدواج کودکان، غیر شرعی تشخیص داده شدند. بسیاری از قوانین از سال ۱۳۶۱ تغییر کردند و ازدواج کودکان بلا مانع تشخیص داده شد و از منابع مورد استناد در این امر نیز، یکی شان رساله برخی از مراجع تقلید بود که “ازدواج با دختران نابالغ و عشقبازی با آنها و لمس شهوانی شان توسط شوهر را مجاز می شمرد، تا مرحله ای که دخولی به درون بدنِ آنان صورت نپذیرد”” (عموپور، ۱۳۹۰).
در سال ۱۳۷۹ مجلس شورای اسلامی طی قانونی که تصویب نمود، مقرر داشت سن ازدواج دختر و پسر هر دو هجده سال تمام باشد؛ اما دختری که به سن پانزده سال تمام رسیده باشد و بخواهد ازدواج کند، دادگاه می تواند در صورت مصلحت به وی اجازه دهد. این مصوبه مورد تأیید شورای نگهبان قرار نگرفت و چون مجلس شورای اسلامی از نظریه خود عدول نکرد، برای حل اختلاف، موضوع به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارجاع داده شد و مجمع مذکور در تاریخ ۱/۴/۸۱ چنین مقرر نمود: “نکاح “عقد” دختر قبل از رسیدن به سن سیزده سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن پانزده سال تمام شمسی منوط است به اذن ولی به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح”. بنابراین بعد از تصویب قانون اخیر، سن قانونی برای ازدواج در مورد دختر سیزده سال تمام و در مورد پسر پانزده سال تمام شد و افرادی که به این سن رسیده باشند، می توانند در مورد همسر آینده خود رأسا تصمیم گیری کنند. در مواردی که فردی پیش از سن فوق، اراده ازدواج کند، باید ولی اولاً پدر یا جد پدری اجازه دهد؛ ثانیاً باید مصلحت این ازدواج زودهنگام را توجیه کند ؛ ثالثاً دادگاه باید قبلاً بر چنین ازدواجی صحه گذاشته باشد. چنین قانونی علی الظاهر اشکال خاصی ندارد؛ لکن در اینکه دختر ۱۳ ساله قدرت تصمیم گیری برای ازدواج دا شته باشد یا نه، مربوط به شرط دیگری برای ازدواج یعنی “رشد” می شود” (غیاثی ثانی، ۱۳۸۷: ۷ و ۸).
“بنابراین، فرد علاوه بر بلوغ جنسی باید به رشد فکری و روانی برای ازدواج نیز رسیده باشد. لذا بعید به نظر می رسد فردی که در سن ۱۳ سالگی تازه به بلوغ جنسی رسیده، از نظر روحی و روانی نیز آمادگی ازدواج را داشته باشد و مودت و رحمت در سایه ازدواج را بتوان از او انتظار داشت. بدین ترتیب بهترین سن ازدواج، همان است که قانون سال ۱۳۷۹ پیشنهاد کرد و به تصویب شورای نگهبان نرسید. قانونی هم که در سال ۱۳۸۱ تصویب شد، قابل خدشه است ؛ زیر ا اولاً ۱۳ سال برای دختران و ۱۵ سال برای پسران سن مناسبی برای تصمیم گیری ازدواج نیست ؛ ثانیاً اختیار تزویج فرد را قبل از این سن به ولی او داده است ؛ در حالی که انتخاب همسر مهم ترین انتخاب زندگی انسان است و اشتباه در آن گاه موجب تزلزل سعادت فرد می شود” (همان).
مبحث ازدواج کودکان تنها به قوانین وضع شده از جانب حکومت محدود نمی شود بلکه موارد دیگری چون عدم ثبت ازدواج ها و طلاق ها[۲] و همچنین شرایط ازدواج موقت هم خطری است که کودکان را تهدید می کند و تأثیر آن ها بر زندگی کودکان باید مورد سنجش قرار گیرند.
به گُمانِ بسیاری، “قانون” صرفاً یکی از عوامل تعیین کننده در این قضیه است در حالی که مشکلات اجتماعی و اقتصادیِ روز افزون، سهم بزرگی در افزایش این پدیده در چند سالِ اخیر داشته اند؛ فرشید طالبی، عضو انجمن حمایت از حقوق کودکان در ایران، می گوید: “صرف اندیشیدن راهکار قانونی نمی‌ توان با این موضوع مقابله کرد، گرچه قانون می‌ تواند سن ازدواج را افزایش دهد و ثبت احوال موظف شود ازدواج‌ های زیر سن بخصوص را متوقف کند، اما این موضوع سبب بروز ازدواج‌ های ثبت نشده در بسیاری از نقاط می ‌شود، چنانچه در حال حاضر هم شاهد این موضوع هستیم” (عموپور، ۱۳۹۰).
آن چه که طالبی به آن اشاره دارد، آمار اعلام نشده ای از ازدواج کودکان است که توسط زوج ها در نهادهای رسمی کشور ثبت نمی شود و در نتیجه، هیچ کارشناسی نیز نمی تواند تخمین بزند که در سالی که ۴۳ هزار کودک، به آمارِ میلیونی شُده ی کودکانِ ازدواج کرده ی ایرانی که عقد خود را ثبت کرده اند، افزوده شده؛ چه تعداد از آنها بدون اطلاع رسمی نهادهای مربوطه، به زندگی با همسران خویش مشغول هستند (همان).
نیره اخوان بی‌طرف، نماینده و عضو کمیسیون قضایی مجلس دربارۀ ازدواج کودکان هرمزگانی می گوید: «متاسفانه در کشور قانونی برای منع ازدواج کودکان وجود ندارد و نمی توان برای این موضوع چاره ای اندیشید زیرا منع ازدواج کودکان زیر١٠سال با شرع تضاد دارد و ممکن است کودکی با سن زیر١٠ سال به بلوغ کامل جنسی و فکری رسیده باشد.» این نمایندۀ مجلس، تأکید می کند که اگر کودکی در زیر١٠ سال به بلوغ رسیده باشد مانعی برای ازدواج وی وجود ندارد؛ اما در حالت عکس آن باید جلوی ازدواج این فرد را گرفت (ولی زاده، ۱۳۹۰)
“…از منظر قانونی محمد علی اسفنانی سخنگوی کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس درباره این موضوع گفت: “قبل از انقلاب دختران زیر ۱۶ سال اجازه ازدواج نداشتند و اگر اصراری بر این موضوع بود دست روی شناسنامه می بردند چون در ماده ۱۲۱۰ قانون مدنی و ماده ۱۲۰۹ سن رشد ۱۸ سال بود و دفاتر ازدواج حق نداشتند ازدواج زیر ۱۸ سال را ثبت کنند. اما بعد از انقلاب ماده ۱۲۰۹ حذف و ماده ۱۲۱۰ هم اصلاح شد و سن بلوغ برای دختران ۹ و پسران ۱۵ سالگی اعلام شد و همین ملاک عمل شد. اما به نظر من این سن با مقتضیات آن زمان اسلام تعیین شده بود و می توان آن را تغییر داد. اما چون شاید اگر این سن دست کاری شود ممکن است افراد به وظایف شرعی خود عمل نکنند لذا شروع بلوغ به نظر من ۹ سال است .به طور کلی نمی توان برای این موضوع چاره ای اندیشید زیرا منع ازدواج کودکان زیر ۱۰ سال با شرع تضاد دارد و ممکن است کودکی با سن زیر ۱۰ سال به بلوغ کامل جنسی و فکری رسیده باشد. ما در کمیسیون قضایی مجلس در دوره کاری جدید مجلس به این موضوع رسیدگی می کنیم…” (اسفنانی، ۱۳۹۱).
بسیاری از ازدواج های موقت کودکان در آینده وقتی کودک به سن قانونی می رسد تبدیل به ازدواج دائم می شود و تعدادی هم به پایان مدت قرارداد می رسد و از آن جا که ازدواج موقت هم ثبت نمی شود لذا آمار دقیقی نداریم. علاوه بر این در فرهنگ عشایر و در برخی استان ها مثل سیستان و بلوچستان عده زیادی خود را ملزم به ثبت ازدواج نمی دانند و بدین ترتیب بخش قابل توجهی از ازدواج ها ثبت نمی شود (لطفی، ۱۳۸۹).
از مباحث گفته شده این گونه می توان نتیجه گرفت که اگر چه سازمان های بین المللی فرد زیر ۱۸ سال را کودک می دانند اما در ایران و طبق قوانین مدنی سن انتخاب آزادانه همسر برای دختران بالای ۱۳ سال و برای پسران بالای ۱۵ سال است و افراد زیر این سنین باید با اجازه ولی و مصلحت دادگاه ازدواج کنند[۴]. بنابراین باید ازدواج و طلاق افراد زیر سن ۱۸ سال در پژوهش های مرتبط مورد سنجش قرار گیرد، اما در پژوهش حاضر ملاک قانون مدنی شرح داده شده می باشد. در این راستا وضعیت ازدواج و طلاق دختران زیر ۱۳ سال و پسران زیر ۱۵ سال بررسی خواهند شد.
“در حکومت های پیش-صنعتی چون ایران طبیعی بود که دختران را زود شوهر بدهند، نه تنها نزد مسلمانان بلکه همچنین نزد مسیحیان و یهودیان. چنان که سفیر اسپانیا دوسیلوافیگوئه روا در ۱۶۱۹ حدود ۱۹۰۰ م. می نویسد که: “بسیاری از دختران گرچه در سنّ ده سالگی و نیز دختران یهودی در همین سنّ و سال به خانه شوهر می رفتند. از سده ی نوزدهم داده های بیش تری به دست داریم. در آن هنگام گویا در برخی از مناطق شهری دختران در دوازده سیزده سالگی ازدواج می کردند. این حتمن در تهران در خانواده های طبقه متوسط و بالا بوده. در طبقات پایین شهر تهران دختران را در ده یازده سالگی شوهر می دادند. معمولن شوهر صبر می کرد زنش نه سالش بشود آن وقت مراسم عروسی را برگزار می کرد، ولی این مانع از این نبود که او با زن صغیرش روابط سکسی داشته باشد، البته اگر می خواست. پولاک (پزشک شاه در ۱۲۸۱-۱۲۷۲)، از زناشویی دختری هفت ساله خبر می دهد که با کسب اجازه از مقامی مذهبی انجام شده بود. گذشته از این که پدر مادران می خواستند دخترانشان هر چه زودتر شوهر کنند، تنگدستان در این کار دلیل دیگری هم داشتند، و آن این بود که یک نان خور کمتر می شد و در ضمن از خانواده ی داماد شیربها هم می گرفتند. دیگر نویسندگان هم عصر او همین سنّ ازدواج را تأیید می کنند.برخی ۱۴ تا ۱۵ سال را بیش تر قبول دارند و دیگرانی نیز می گویند حداقل سن ازدواج ۱۱ سال بوده است. این سن مخصوص روستاییان بوده، زیرا هیوم گریفیث گزارش می دهد که حدود سال ۱۹۰۰ در روستایی دور و بر اصفهان به ندرت دختر یازده ساله ای پیدا می شد که شوهر نداشته باشد. مسیونر دیگری می نویسد: “اطلاع موثق دارم که در بسیاری جاها نمی توان دختری سیزده ساله را یافت که شوهر نداشته باشد”. باسِت، پس از دوازده سال کار در پرشیا نوشت که “دخترها را در نه سالگی عقد شرعی می کنند و اگر تا دوازده ساله شان نشده وصلت نکنند سرنوشت غم انگیز پیر دختر شدن در انتظارشان است”. در آذربایجان رسم بوده کلاهی به دختر پرت می کردند، اگر دختر زمین نمی خورد می گفتند به سن ازدواج رسیده است” (فلور، ۱۳۸۹، صفحات ۵۰ و ۵۱).
جدول شماره ۳ تعداد کل کودکان طی سال های ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۰ را نشان می دهد. باید توجه داشت که سرشماری آماری در ایران هر ۵ سال یک بار صورت می گیرد بنابراین در بین این سال ها باید تعداد تقریبی جمعیت کودکان را از فرمول های آماری محاسبه کرد. به این دلیل آمارهای کلی ازدواج و طلاق در ابتدای این مقاله و نیز در این قسمت گنجانده شده است تا خوانندگان راحت تر بتوانند با دیدی کلی به بحران ازدواج کودکان نگاه کنند.

از سال ۱۳۸۶ به بعد آمارهای سازمان ثبت احوال کشور برای ثبت وقایعه چهارگانه حیاتی (ولادت، مرگ، ازدواج و طلاق) به شکل یکدستی درآمد و به این گونه با هم قابل قیاس و سنجش است. از همین سال هم این سازمان آمارهای ازدواج و طلاق کودکان دختر زیر ۱۰ سال را نیز که ثبت شده بودند به لیست گروه های سنی اضافه نمود.
۵۰ سال پیش دخترها در روستا قبل از اینکه به سن ۱۲ سالگی برسند برای این که یک نان خور از خانواده کم شود شوهر داده می شدند و پسرها نیز برای این که کمکی برای اهل خانه بیاورند تا کمک حال مادرانشان در آشپزی و سایر کارها از جمله کشاورزی و مرغداری باشد خیلی زودتر از اینکه پا به سن ۲۰ سالگی بگذارند برای خود همسر برگزیده و داماد می شدند (جعفرنژاد، ۱۳۹۱).
“شاید این ازدواج در آن روزگاران در سنین جوانی جز آداب و سنن محسوب می شد و حتا اگر جوانان سن را فراتر از ۲۰ می گذاشتند و هنوز در خانه پدری زندگی می کردند به عنوان ننگ برای خانواده ها قلمداد می شدند، اما اکنون شرایط تفاوت بسیاری کرده و اتمام تحصیلات تکمیلی، آغاز کسب و کار و داشتن شرایط روحی و فکری برای پذیرش زندگی جدید به عنوان یکی از مهم ترین شرایط برای آغاز زندگی مشترک محسوب می شود؛ اما به نظر می رسد تاریخ در حال تکرار مجدد است و سن ازدواج در برخی نقاط از جمله آذربایجان غربی از بیش از ۲۰ سال به رقمی کمتر از ۱۴ سال کاهش یافته است. آخرین آمار در مورد ازدواج، حکایت از آغاز زندگی زناشویی ۱۴۸۸ دختر ۱۰ تا ۱۴ سال و ۵۲ پسر زیر ۱۵ سال دارد که رقمی تکان دهنده است. محمد جوان همچنین از ثبت ازدواج ۱۳ دختر زیر ۱۰ سال در آذربایجان غربی در سال جاری (۱۳۹۱) خبر داد و افزود: بیش تر این ازدواج ها در بین خانواده های اهل تسنن و ساکنان نوار مرزی شکل می گیرد که باید به لحاظ فرهنگی و جلوگیری از ادامه این روند برنامه ریزی اساسی صورت گیرد. وی با بیان این که تمام ازدواج ها با اخذ حکم رشد از سوی دفاتر رسمی به ثبت می رسد، تأکید کرد: هیچ ازدواجی بدون اجرایی شدن موارد مذکور توسط اداره ثبت احوال به ثبت نمی رسد. جوان در ارتباط با پیامدهای منفی ازدواج های زودهنگام که اغلب ریشه در سنت ساکنان برخی مناطق استان دارد، گفت: دستگاه های متولی قانون باید برای جلوگیری از این موضوع با جدیت وارد عمل شوند چرا که نوجوانان در این سن به جای اتخاذ تصمیمی منطقی از روی هیجان اقدام کرده و ممکن است با روبه رو شدن با مشکلات زندگی و از بین رفتن هیجانی که دلیل انتخاب شان شده از انتخاب و عمل خود پیشمان شوند” (همان).

در جدول فوق تعداد ازدواج های ثبت شده کودکان در استان های مختلف آمده است. در مجموع در سال ۱۳۸۶ (۳۱۷)، ۱۳۸۷ (۳۰۲)، ۱۳۸۸ (۴۴۹)، ۱۳۸۹ (۷۱۶) و ۱۳۹۰ (۲۲۰) دختر کمتر از ۱۰ سال به خانه بخت رفته اند. در همین سال ها ازدواج دختران ۱۰ تا ۱۴ سال نیز به قرار زیر است: ۱۳۸۶ (۳۵۶۱۴، ۱۳۸۷ (۳۷۸۲۰)، ۱۳۸۸ (۴۰۱۶۰)، ۱۳۸۹ (۴۲۷۴۱) و ۱۳۹۰ (۳۹۶۰۹).
در جدول دیگری نیز تعداد طلاق های کودکان ثبت شده است. در این سال ها طلاق کودکان دختر زیر ۱۰ سال در کل کشور بسیار انگشت شمار بوده است. با توجه به آمار نسبتاً چشم گیر ازدواج دختران کمتر از ده سال در این سال ها بعید به نظر می رسد که هیچ طلاقی صورت نگرفته باشد. در همین راستا، یافتن علل این مشکل لزوم پیدا می کند. مطلب مهم دیگر در این است که کودکانی که زیر ده سال ازدواج می کنند در برخی موارد برای طلاق وارد گروه سنی بعدی یعنی ۱۰ تا ۱۴ سال می شوند و این احتمال را برای سایر گروه های سنی نیز باید در نظر داشت. طلاق دختران ۱۰ تا ۱۴ سال نیز در طی این سال ها به قرار زیر است: ۱۳۸۶ (۶۲۸)، ۱۳۸۷ (۷۳۱)، ۱۳۸۸ (۸۵۱)، ۱۳۸۹ (۸۶۲)، ۱۳۹۰ (۹۰۷).

در آستانه روز ۱۱ اکتبر (۱۹ مهر) که توسط سازمان ملل برای اولین بار در سراسر جهان با عنوان “روز جهانی دختران” نام گذاری گردیده است، کارشناسان هشدار داده اند که ازدواج کودکان، بدون استثنا، بزرگترین چالش در راه پیشرفت دختران (کودکان) می باشد. صندوق جمعیت سازمان ملل متحد (UNFPA) هشدار داده است، انتظار می رود که در دهه آتی، شمار دخترانی که پیش از ۱۵ سالگی ازدواج می کنند، دو برابر گردد (کشیشیان، ۱۳۹۱).
آن چه که توجه بیشتر سازمان های بین المللی را به خود جلب می کند وضع قوانین مدافع حقوق کودکان است. اما در بیشتر موارد دختران در اولویت این قوانین قرار می گیرند زیرا به دلیل فقر فرهنگی و اقتصادی از بیشتر امکانات جامعه محروم می شوند به عنوان مثال “جامعه بین المللی، اجلاس سران برا ی کودکان را در تاریخ ۲۹ الی ۳۰ سپتامبر ۱۹۹۰ منعقد کرد تا حقوق جهانی کودکان را ترفیع دهد و آنان را در برنامه های توسعه انسانی در اولویت قرار دهد. این اجلاس توجه مبرم خود را به وضعیت دختر بچه ها مبذول داشت و خواهان جلب حمایت و رشد کامل و عادلانه آنان شد. این اقدام گامی مبرم در راستای تضمین برابری زنان تلقی می شود” (پورزند، ۱۳۷۳). مطالب این چنین قطعاً قدمی موثر در راه رسیدن به بهبود وضعیت دختر بچه ها خواهد بود اما باید این نکته را در نظر داشت که توجه بیش از اندازه به وضعیت آن ها ما را وادار نکند تا نیمه دیگر جامعه کودکان جهان را فراموش کنیم. پسرها نیز همچون دختر ها با مشکلات مشابه سروکار دارند؛ این موضوع که در بیشتر موارد آمارهای پسر بچه ها از دختران کمتر است هرگز نباید مانع رسیدگی به وضعیت کودکان مذکر شود که این خود نوعی تبعیض است.
در سال های گذشته تعداد زیادی از پسران کمتر از ۱۵ سال ازدواج کرده اند و تعدادی نیز طلاق گرفته اند طبق دو جدول ۶ و ۷ تعداد این طلاق ها در استان های مختلف کشور طی سال های گذشته نشان داده شده است. در سال ۱۳۸۶ (۱۰۱۱)، ۱۳۸۷ (۸۵۸)، ۱۳۸۸ (۱۱۴۹)، ۱۳۸۹ (۱۴۵۲) و ۱۳۹۰ (۷۴۲) ازدواج کودک پسر زیر ۱۵ سال رخ داده است. همچنین در همین سال ها به ترتیب ۷، ۱۰، ۱۱، ۱۵ و ۲۰ طلاق در این گروه سنی رخ داده است.
جدول شماره ۶: تعداد ازدواج های ثبت شده بر حسب سن زوج در زمان ازدواج

جدول شماره ۷: تعداد طلاق های ثبت شده بر حسب سن زوج در زمان ازدواج

اواسط تیرماه سال ۱۳۹۰ خبرگزاری مجلس شورای اسلامی، به نقل از مدیر کل ثبت احوال استان تهران گزارش کرد که در چهار ماهه اول سال ۹۰ شمسی در استان تهران «۷۵ دختر یا پسر کمتر از ۱۰ سال»، «۳۹۲۹ دختر و پسر ۱۰ تا ۱۴ سال» و «۱۹۲۷ دختر و پسر ۱۵ تا ۱۹ سال» ازدواج کرده‌‌اند (رادیو فردا، ۱۳۹۱).
علی‌اکبر محزون، مدیر کل آمار، اطلاعات جمعیتی و مهاجرات سازمان ثبت احوال گفت که: “در سال گذشته «۷۴۴۰ ازدواج در سنین کمتر از ۱۵ سال» در ایران رخ داده است و این رقم برای سه ماهه نخست سال ۱۳۹۱، ۱۸۰۵ ازدواج است” (همان).
با وجود بیان و آشکار کردن آمارهایی از سوی مسئولین رتبه بالا علت وجود چنین تناقضاتی در ارقام نامشخص است. اگرچه مدیر کل آمار سازمان ثبت احوال در گزارشی از ارقام بسیار بالای ازدواج خبر می دهد اما با توجه به جداول ارائه شده از سوی همین سازمان (جدول ۴ و ۵ و ۶ و ۷) رقم ازدواج کودکان زیر ۱۵ سال بسیار کمتر از آن رقمی است که توسط ایشان اعلام شده است. همچنین در همین جداول ارقام مرتبط با استان تهران نیز گنجانده شده است که فاصله بسیاری با گفته های مسئولین دارد. شاید بتوان این فرضیه را مطرح کرد که بسیاری از ارقامی که به صورت عمومی ارائه می شوند دستخوش تغییراتی می شوند.
جدول شماره ۸ که از طریق سنجش داده های سرشماری سال ۱۳۹۰ به دست آمده است. در این جداول به جای بررسی تعداد وقایع صورت گرفته در هر سال، تعداد کل زنان یا مردان مزدوج یا مطلقه زیر سن قانونی را تا تاریخ مذکور نشان می دهد.

با توجه به جدول شماره ۸، در سال ۱۳۹۰، ۸۱۱۳ مرد دارای همسر ۱۰ تا ۱۴ سال، ۳۶۸ مرد بی همسر بر اثر فوت همسر و ۴۶۰ مرد بی همسر بر اثر طلاق در نقاط شهری وجود داشته است. در مجموع ۸۹۴۱ مرد ۱۰ تا ۱۴ سال تا این تاریخ حداقل یک بار در نقاط شهری ازدواج کرده اند. همچنین، ۴۷۱۳ مرد دارای همسر ۱۰ تا ۱۴ سال، ۱۷۶ مرد بی همسر بر اثر فوت همسر و ۲۳۹ مرد بی همسر بر اثر طلاق در نقاط روستایی وجود داشته است. در مجموع ۵۱۲۸ مرد ۱۰ تا ۱۴ سال تا این تاریخ حداقل یک بار در نقاط روستایی ازدواج کرده اند. نهایتاً در کل کشور تا سال ۱۳۹۰، ۱۴۰۶۹ مرد ۱۰ تا ۱۴ سال ازدواج کرده اند.
با توجه به جدول شماره ۸، در سال ۱۳۹۰، ۲۲۷۲۳ زن دارای همسر ۱۰ تا ۱۴ سال، ۷۸۹ زن بی همسر بر اثر فوت همسر و ۶۹۳ زن بی همسر بر اثر طلاق در نقاط شهری وجود داشته است. در مجموع ۲۴۲۰۵ زن ۱۰ تا ۱۴ سال تا این تاریخ حداقل یک بار در نقاط شهری ازدواج کرده اند. همچنین، ۲۳۳۹۸ زن دارای همسر ۱۰ تا ۱۴ سال، ۴۸۵ زن بی همسر بر اثر فوت همسر و ۳۴۸ زن بی همسر بر اثر طلاق در نقاط روستایی وجود داشته است. در مجموع ۲۴۲۳۱ زن ۱۰ تا ۱۴ سال تا این تاریخ حداقل یک بار در نقاط روستایی ازدواج کرده اند. نهایتاً در کل کشور تا سال ۱۳۹۰، ۴۸۴۳۶ زن۱۰ تا ۱۴ سال ازدواج کرده اند که تقریباً دو برابر تعداد مردان مزدوج ۱۰ تا ۱۴ سال کل کشور می باشد. ارقام ذکر شده نسبت به سال ۱۳۸۵ روند کاهشی چشم گیری داشه اند.
برخی از پژوهشگران ازدواج زودهنگام کودکان را با رواج فحشا و قاچاق انسان برابر می دانند زیرا معتقدند عوامل مشترکی همچون فقر، عدم پوشش اقتصادی مناسب در خانواده ها، فقدان آزادی و نقض حقوق کودکان و… (ب.میخاییل، ۲۰۰۲) روی تمام حرکات غیر قانونی علیه بچه ها و بر موارد نام برده تأثیر گذار و مشترک است. در حالی که در جوامع در حال توسعه ازدواج زودهنگام یک امر پسندیده و مطلوب محسوب می شود در مقابل فحشا در محافل مذهبی گناه شناخته می شود. باید توجه داشت که ازدواج زودهنگام برای پرهیز از گناهان و ارتباطات نامشروع صورت می گیرد. یکی از مشابهت های عمیق این دو عمل وجود مشکلات اقتصادی در خانواده هایی است که حاضرند به قیمت های بسیار پایین فرزندان خود را حراج کنند و در برخی موارد با خواندن صیغه محرمیت شکلی شرعی به این معامله ها بدهند. ازدواج خصوصا برای خانواده دختر بچه ها سودآورتر است زیرا که خانواده دختر هم پولی به دست می آورند (مانند مهریه و شیربها و…) هم از پرداخت هزینه های فرزند رهایی می یابند که در هردوی این اعمال پولی به قربانیان پرداخت نمی شود. قانون صیغه این اجازه را می دهد که کودکان تا مدتی در اختیار مردان دیگر قرار گیرند که این موضوع هم به نوع خود در قالب واژه ازدواج می گنجد و هم احتمال افزایش میزان فحشا را در جامعه گسترش می دهد. کودکان فحشا اغلب با کار خود گره خورده اند و راهی برای بازگشت ندارند؛ کودکانی هم که در سنین پایین ازدواج می کنند باید با شرایط خانه همسر کنار بیایند زیرا خانواده این کودکان توان فسخ چنین معامله هایی را ندارند. (همان).

آن چه که در مجموع تمامی این ازدواج ها و طلاق ها می تواند جالب توجه باشد این موضوع است که ترکیب سنی ازدواج ها و طلاق های دختران و پسران کودک چگونه است؟ به این معنی که دختران کم سن و سال بیشتر با مردان چه سنینی ازدواج می کنند و بر عکس. تعدادی از کودکان هر ساله با مردان یا زنانی ازدواج می کنند که با آن ها اختلاف سنی زیادی دارند. به عنوان مثال در در سال ۱۳۹۰، ۱۲ مورد ازدواج دختران کمتر از ۱۰ سال با مردان ۳۵ تا ۳۹ سال ثبت شده است؛ یا در همین سال ۱۰ مورد ازدواج پسران کمتر از ۱۵ سال با زنان ۳۰ تا ۳۴ سال ثبت شده است. این ارقام حاکی از اختلاف شدید سنی بین زوج و زوجه می باشد. همچنین باید این موضوع را در نظر گرفت که در این آمارها تعداد ازدواج های پیشین زوجین نیز ثبت نشده است.
در سیستان و بلوچستان ۵ دفتر حمایت از زنان و کودکان وجود دارد که خدمات مشاوره حقوقی و حمایت قضایی را به زنان ارائه می دهند و با همکاری نهادهای خیریه، هزینه های دادرسی و وکالت را پرداخت می کنند و در مراحل متفاوت با همکاری نهادهایی مثل هلال احمر، بهزیستی، نیروی انتظامی و دیگر نهادهای خیریه به کودکان و زنان ارائه خدمات می کنند. ازدواج افراد مسن از جمله مرد ۵۰ ساله با دختر ١٠ تا ١۴ ساله از جمله دیگر مشکلات حاد این منطقه است که متأسفانه درصد بالایی از این ازدواج ها به اجبار صورت می گیرد و از طرفی، برخی افراد خود را مقید نمی دانند تا برای اختیار همسر دوم، رضایت همسر اول را جلب کنند و زنان هم از این موضوع بی اطلاع هستند و آن را امری طبیعی می دانند (روزنامه خراسان، ۱۳۸۹). این مشکل تنها به استان سیستان و بلوچستان بازنمی گردد بلکه تمامی استان هایی که درصد بالایی از ازدواج کودکان در آن ها اتفاق می افتد با این مشکلات سروکار دارند. بر همین اساس به جداول توزیع سنی زوجین در طلاق و ازدواج که در زیر آمده است، توجه شود.
نوجوانان متأهل معمولا دارای ویژگی های زیر می باشند:
فاصله سنی زیاد با همسر (اغلب برای دختران)، محدودیت حمایت اجتماعی، تحصیلات کمتر، فشار زیاد برای فرزند دار شدن، افزایش خطر مرگ و میر مادر و کودک، افزایش آسیب پذیری در برابر بیماری های مقاربتی، عدم آگاهی از راه های جلوگیری از بارداری، انزوای اجتماعی، دسترسی کمتر به رسانه های جدید، نداشتن مهارت برای ورود به بازار کار و … .
این نکته تصادفی نیست که در کشورهای دارای آمار بالای ازدواج زودرس، میزان بالای نرخ تولد و مرگ، فقر، پایین بودن سطح توسعه، کم بودن اشتغال و مراقبت های بهداشتی وجود دارد. کشورهایی در شرق آسیا مثل تایوان، کره جنوبی و تایلند توانسته اند با رشد اقتصادی و ایجاد فرصت ها، کاهش نرخ تولد و مرگ، افزایش موقعیت آموزشی و گزینه های شغلی و استخدامی برای دختران با موفقیت سنت مضر ازدواج کودک را ریشه کن کنند (لطفی، ۱۳۸۹).

- در سال ۱۳۸۶ در مجموع و به طور تقریبی ۳۶۹۴۲ ازدواج و ۶۳۵ طلاق زیر سن قانونی (با احتساب تعداد ازدواج و طلاق دختران ۱۴ سال) ثبت شده است.
- در سال ۱۳۸۷ در مجموع و به طور تقریبی ۳۸۹۸۰ ازدواج و ۷۴۲ طلاق زیر سن قانونی (با احتساب تعداد ازدواج و طلاق دختران ۱۴ سال) ثبت شده است.
- در سال ۱۳۸۸ در مجموع و به طور تقریبی ۴۱۷۵۸ ازدواج و ۸۶۳ طلاق زیر سن قانونی (با احتساب تعداد ازدواج و طلاق دختران ۱۴ سال) ثبت شده است.
- در سال ۱۳۸۹ در مجموع و به طور تقریبی ۴۴۹۰۹ ازدواج و ۸۷۸ طلاق زیر سن قانونی (با احتساب تعداد ازدواج و طلاق دختران ۱۴ سال) ثبت شده است.
- در سال ۱۳۹۰ در مجموع و به طور تقریبی ۴۰۵۷۱ ازدواج و ۹۲۸ طلاق زیر سن قانونی (با احتساب تعداد ازدواج و طلاق دختران ۱۴ سال) ثبت شده است.

ازدواج دختران در سال های مورد بررسی فراز و نشیب زیادی داشته است. مجموع ارقام و گفت و گوهای پیشین از ازدواج دختران زیر ۱۴ سال در نمودار خلاصه شده است.

“کارشناسان می‌گویند فقر یکی از عوامل اصلی ازدواج دختران کم سن و سال با بزرگسالان است. در بسیاری از مواقع با وقوع فقر، والدین بودن دختران را هزینه و بار اضافی بر هزینه خانوار محسوب کرده و با ازدواج او نه تنها بار هزینه را می‌کاهند بلکه گاه با ازدواج دخترشان با افراد مسن‌تر می‌توانند به زندگی اقتصادی و اجتماعی دختر و حتا خودشان نیز سامان بهتری دهند. در این اجتماعات ازدواج برای خانواده دختر به نوعی امتیاز اقتصادی نیز محسوب می‌شود. بررسی‌ها نشان می‌دهد که ازدواج دختران در سنین کودکی در خانواده‌هایی که پدر معتاد، بیمار روانی، بیسواد یا کودک تک والد یا والد ناتنی داشته باشند و از لحاظ اقتصادی – اجتماعی در سطح پایینی باشند، بیشتر است. امروزه قاچاق کودکان در قالب ازدواج گریبانگیر خانواده‌های فقیر است. برای مثال ۷۲ درصد از زنانی که اقدام به ترک خانه (فرار از خانه) کرده و در اورژانس‌های اجتماعی بهزیستی استان تهران در سال‌های ۸۱ و ۸۲ پذیرش شده بودند بین ۱۱ تا ۱۷ سال داشتند. بالا بردن سطح آگاهی و اطلاع‌رسانی از طریق رسانه‌ها، تعریف پروژه‌های آموزشی در عشایر جنوب و مناطق یاد شده و استمداد از روحانیون محل برای دخالت در اینگونه موارد می‌تواند چاره‌ساز باشد. چرا که روحانیون اهل سنت در مناطق سنی‌نشین دارای جایگاه ویژ‌ه‌ای هستند و می‌توانند با آگاهی‌سازی مردم از اینگونه اعمال جلوگیری‌کنند. گاهی دیده می‌شود که عروس با عروسک به خانه بخت می‌آید و حتا الفبای ازدواج و زناشویی را نمی‌داند و متاسفانه هیچ کس هم مسائل زناشویی را به آنها آموزش نمی‌دهد و با مشکلات زیادی مواجه می‌شوند” (مهرخانه، ۱۳۹۲).

همایون هاشمی در خصوص پیگیری وضعیت ازدواج کودکان زیر ۱۰ سال توسط سازمان بهزیستی کشور می گوید: “این سازمان مسئولیتی در قبال این افراد ندارد و تنها وظیفه سازمان بهزیستی کشور آگاه سازی خانواده ها و آموزش مهارت های زندگی به آنان است”. وی با بیان اینکه ما نه مجری قانون هستیم و نه سیاست گذار اذعان می دارد: “ما تنها باید در حیطه وظایف خود و تا اندازه ای که قانون دست ما را باز گذاشته است عمل کنیم. در حوزه معاضدت کودکان زیر ۷ سال نیز ما مکلف به رسیدگی هستیم اما دیگر حوزه ها در حیطه مسئولیت من نیست” (پانا، ۱۳۹۰).

ازدواج پسران کمتر از ۱۵ سال هم در طی چند سال گذشته وضعیتی متغیر و مشابه دختران داشته است. گاهی ارقام ثبت شده برای پسران در سالی کاهش و در سال دیگر افزایش داشته است که در نمودار ها روند تغییرات نشان داده شده است. همچنین در جداول متعددی در هر سال تمایل ازدواج پسران کمتر از ۱۵ سال با دختران در سنین مختلف نشان داده شد که در برخی موارد پسران با دختران بزرگ تر از سن خود ازدواج کرده بودند. “تا همین چند وقت پیش یکی از هشدارهایی که مسئولان و کارشناسان حوزه خانواده می‌دادند در رابطه با تمایل ازدواج مردان با دختران کم سن و سال بود، الان ماجرا کمی برعکس شده و مسئولان کشوری می‌گویند که در سال‌های اخیر تمایل ازدواج پسرها با دخترهای بزرگ‌تر از خودشان به شدت افزایش پیدا کرده است. این خبر را دیروز علی‌اکبر محزون، مدیرکل آمار و اطلاعات جمعیتی سازمان ثبت احوال به خبرگزاری ایسنا داده و گفته است: «در ۱۰٫۷ درصد ازدواج‌هایی که در سال گذشته در کشور ثبت شده، سن زوجه بیشتر از زوج بوده است» (آخرین نیوز به نقل از تهران امروز، ۱۳۹۲).
این موضوع واقعا نگران کننده است که چه دلایلی ممکن است وجود داشته باشد که در برخی شرایط پسر کمتر از ۱۵ سال وادار به ازدواج با زنان بالای ۳۰ سال شود؟ به هر حال پاسخ به سوال های مشابه نیازمند تحقیقات میدانی و جستجوهای گسترده است.

مشکلات وقوع این گونه حوادث را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:
۱٫ سازمان ثبت احوال در توضیحی اعلام کرده بود که علت افزایش آمار ازدواج های زودهنگام در چند سال اخیر، ثبت ازدواج های شرعی در فاصله سال های ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۰ بوده است که برای برخورداری از امکانات و تسهیلات اجتماعی نظیر دریافت یارانه، سهام عدالت، دریافت گذرنامه برای سفرهای زیارتی و… بوده است. (روزنامه ابتکار، ۱۳۹۱)
بر اساس اعلام ثبت احوال بخشی از افزایش آمار ازدواج به دلیل ثبت “ازدواج های معوقه” بوده است. در ازدواج های معوقه، زوجین قبلا ازدواج شرعی داشته اند اما آن را ثبت رسمی نکرده اند و پس از گذشت سال ها از زندگی زناشویی خود به دلایلی درسال های اخیر اقدام به اثبات زوجیت و ثبت ازدواج خود نموده اند.
“مریم مجتهدزاده، رئیس مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری گفت: پیشنهاد ایجاد کارگروه ویژه برای رسیدگی به ازدواج کودکان زیر ۱۰ سال در برخی از استانها طی سفر استانی به سیستان و بلوچستان به رئیس جمهور ارائه شد. ازدواج کودکان زیر ۱۰ سال در برخی از نقاط جنوبی کشور گفت: موضوع ازدواج کودکان در ایران خیلی کم است. ازدواج کودکان بر خلاف قوانین ماست اما طی سفر استانی به سیستان و بلوچستان مشخص شد در آن جا مسائل خاصی در خصوص ازدواج کودکان و آسیب های اجتماعی وجود دارد. در همین سفر استانی گزارشی به رئیس جمهور دادیم که منجر به پیشنهاد وی برای تشکیل کارگروه ویژه ای در این زمینه شد و در حال حاضر کارهایی نیز در حال انجام است” (سلامت نیوز، ۱۳۹۰).
میانگین ثبت ازدواج در دفاتر اسناد رسمی کشور ۹۲ درصد مجموع ازدواج‌هاست و استان سیستان و بلوچستان با ۵۶ درصد، پایین‌ترین آمار ثبت ازدواج را دارد.
در حالی که براساس قانون، وقوع تولد، ازدواج، طلاق و فوت باید در دفاتر رسمی کشور ثبت و ضبط شود اما با این حال بسیاری از ازدواج ها در استان محروم و مرزی سیستان و بلوچستان ثبت نمی شود و در همین راستا رئیس دفتر حمایت از حقوق زنان و کودکان دادگستری سیستان و بلوچستان از ثبت نشدن ١٠٠ درصد ازدواج ها در برخی مناطق استان همانند کورین زاهدان طی سال های گذشته خبر داد و گفت: میزان ثبت نشدن واقعه ازدواج در کورین در حال حاضر با ٢٠ درصد بهبود، به حدود ٨٠ درصد رسیده است (روزنامه خراسان، ۱۳۸۹)
طبق آمار اداره کل ثبت احوال استان سیستان و بلوچستان، بیش از ۶ هزار و ۵۱ ازدواج که در سال‌های گذشته در این استان صورت گرفته است، در دفتر اسناد ثبت نشده اند. علی زاهدی‌نیا، مدیر کل ثبت احوال استان، در این رابطه گفت: “برای حل این مشکل مجوز سیار ثبت ازدواج‌ها را در شهرستان‌های زابل، زاهدان، نیکشهر و ایرانشهر صادر کرده است” (شهرزاد نیوز، ۱۳۸۸).
۲٫ در همین راستا خطر صیغه در ازدواج کودکان نیز وجود دارد. “باردار شدن زوجه”، “توافق طرفین” و “شرط ضمن عقد” شروط الزامی ثبت ازدواج موقت است. در ماده ۲۲ قانون حمایت از خانواده آمده است که ازدواج موقت نیاز به ثبت در دفاتر رسمی ازدواج و طلاق ندارد مگر این که ارتباط زن و مرد منجر به بارداری شده باشد یا در ازدواج موقت، زوجه شرطش ثبت ازدواج باشد. اگر هیچ کدام از موارد فوق اتفاق نیفتند شکل ازدواج به صورت موقت باقی خواهد ماند و شاید بتوان یکی از علل شماره ۱ یعنی افزایش ثبت ازدواج های معوقه را یکی از شروط تبدیل ازدواج موقت به دائم دانست.
۳٫ فقر فرهنکی، پایبندی به اصول و رعایت سنن قدیمی و سنتی توسط بسیاری از خانواده ها سبب شده تا دختران و پسران کم سن و سال گرفتار معضلات ازدواج زودهنگام شوند.
نماینده مردم مشهد و کلات در مجلس شورای اسلامی اظهار کرده است که: “بررسی‌ها نشان می‌دهد که ازدواج دختران در سنین کودکی در خانواده‌هایی که پدر معتاد، بیمار روانی یا بی‌سواد باشد یا کودک تک‌والد یا والد ناتنی داشته باشد و از لحاظ اقتصادی اجتماعی در سطح پایینی باشند، بیشتر است. قاضی‌زاده‌هاشمی با اشاره به این‌که ازدواج زودهنگام ماحصل بی‌سوادی و کم‌سوادی خانواده است، گفت: ازدواج زودهنگام دختران در خانواده‌های پرجمعیت که از نظر اقتصادی در تنگنا هستند، بیشتر اتفاق می‌افتد، زیرا والدین بودن دختران را هزینه و بار اضافی بر هزینه خانوار می‌دانند.وی با بیان این‌که در ازدواج زودهنگام هیچ هدف و تدبیری وجود ندارد٬ یاد‌آور شد: ازدواج در سن پایین و قبل از بلوغ فکری، زوج نوجوان را با انتظارات متفاوت و برآورد نشده روبه‌رو می‌کند٬ که محقق نشدن این انتظارات آسیب‌‌های زیادی را به جامعه تحمیل می‌کند.این نماینده مجلس نهم٬ با تأکید بر این‌که دخترانی که زودتر از عرف اجتماعی ازدواج می‌کنند، پس از آگاهی از حقوق خانوادگی و اجتماعی از دست رفته خود برای تغییر موقعیت فعلی تلاش می‌کنند، افزود: این افراد به‌علت نداشتن مهارت‌های اجتماعی و سواد کافی، زندگی زناشویی خود را به سوی ناسازگاری و طلاق و همچنین دیگر خواهی سوق می‌دهند که نه تنها خود و همسرشان، بلکه به تبع آن فرزندان آنها هم دچار آزار و آسیب‌های روانی و اجتماعی خواهند شد.سخنگوی کمیسیون اجتماعی مجلس نهم٬ با اعلام این‌که مشاوره اجباری قبل از ازدواج و تأیید سلامت روانی پدر و مادر برای تشکیل یک خانواده سالم در جامعه ضروری است، تصریح کرد: نبود وجود سلامت روانی زوجین، چرخه‌ای از آسیب‌های اجتماعی چون خشونت‌های خانگی و به تبعات آن دیگر معضلات اجتماعی را به‌وجود می‌آورد٬ که مسئولان باید با برنامه‌ریزی دقیق این موضوعات را ریشه‌یابی کنند.” (خبرگزاری مجلس شورای اسلامی، ۱۳۹۱).
فریبا عزیزپناه، عضو انجمن حمایت از حقوق کودکان اظهار داشت که: “در برخی از خانواده‌های سنتی خصوصا در مناطق محروم و حواشی شهرهای بزرگ نگرشی وجود دارد مبنی بر این که دختر را باید در سنین کوچک به ازدواج در آورد تا بتوانند این عروس کوچک را با نظر خودشان تربیت کنند تا مشکلی در آینده نداشته باشند.بیشتر این ازدواج‌ها در مناطق محروم و حاشیه شهرها به وقوع می‌پیوندد که یک دلیل آن عرف و عادت آن محل است و دلیل دیگر فقر خانواده هاست. در بسیاری از مواقع، والدین دختران را هزینه و بار اضافی بر هزینه خانوار محسوب کرده و با ازدواج او نه تنها بار هزینه را کاهش می‌دهند بلکه با ازدواج دخترشان با افراد مسن‌تر می‌توانند به زندگی اقتصادی و اجتماعی دختر و حتی خودشان نیز سامان بهتری دهند. این خانواده‌ها به قصد کم کردن تعداد فرزندان و کم کردن هزینه‌ها دختران را در سنین پایین مجبور به ازدواج می‌کنند” (پایگاه خبری آفتاب، ۱۳۹۰).
۴٫ قانون از اصلی ترین مواردی است که قدرت حمایت از کودکان را دارد لذا “بسیاری از این ازدواج‌ها بدون حداقل هایی برای اقدام به ازدواج صورت می گیرد؛ پیش بینی سیاست‌های مناسب اقتصادی و ایجاد ثبت رسمی، منجر به معضلات حقوقی و اجتماعی بسیار می شود؛ بنابراین صرف تعیین زمینه های تغییر در نگرش‌ها، ارزش‌ها و ساختارهای فرهنگی جامعه، تعیین ضمانت اجرای حقوقی و کیفری برای نقض مقررات مربوط به حداقل سن ازدواج و نیز عدم ثبت نکاح، می تواند نسبت به کاهش آمار چنین ازدواج‌هایی و جلوگیری از آثار و تبعات سوء ناشی از آن ها در نظر گرفته شوند.
حکم مقرر در ماده ۱۰۴۱ ق.م. همواره ممکن است، مواردی از ازدواج در سنین پایین را به وجود آورد که زوجین یا یکی از آنها، رشید محسوب نشده و اهلیت استیفای حقوق مالی خود اعم از جهیزیه، نفقه، مهریه، اجرت المثل و… را نداشته باشند؛ در چنین مواردی مطالبه این حقوق و طرح این دعاوی باید توسط ولیّ یا قیم شخص ـ به تناسب مورد ـ و چه بسا بدون رعایت مصلحت و غبطه وی صورت گیرد یا این که شخص را در ابتدای نکاح ناگزیر به طرح دعوای رشد نماید.
در حال حاضر، با وجود عدم دسترسی به آمار محاکم، برای گریز از تبعات ناشی از عدم احراز رشد زوجینی که براساس ماده ۱۰۴۱ ق.م. به عقد نکاح یکدیگر درآمده‌اند، بسیاری از دادرسان، حکم مقرر در این ماده را به صدور حکم رشد تفسیر و در مقام چنین تشخیصی، حکم رشد شخص را نیز صادر می کنند؛ بسیاری از دفاتر رسمی ازدواج و طلاق کشور نیز برای ثبت چنین ازدواج‌هایی، ارائه حکم یاد شده را مطالبه می‌نمایند؛ بنابراین در نظام حقوقی ایران، مشکلات ناشی از رشید نبودن اشخاص دارای سن کمتر از حداقل سن قانونی برای ازدواج، به سهولت مرتفع شده و چنین افرادی ـ زوجین آینده ـ در استیفای اموال و حقوق مالی خود و انجام این تعهدات، رشید فرض می‌شوند؛ حال آنکه توسل به چنین رویه‌ای در بسیاری موارد نه تنها مفید علم به رشد شخص نیست؛ بلکه ممکن است آثار و تبعات سوء مالی را نیز برای آنان در آینده به همراه داشته باشد.
البته در حال حاضر برخی دیگر از محاکم دادگستری، قید مندرج در ماده ۱۰۴۱ ق.م. را مستلزم صدور حکم رشد شخص، ندانسته و فقط به صدور اجازه نامه چنین ازدواج‌هایی اکتفا می‌کنند؛ این اقدام دادگاه، هر چند با فلسفه تقنین ماده یاد شده سازگار است، اما در خصوص رفع مشکلات ناشی از عدم رشد چنین اشخاصی در استیفای اموال و حقوق مالی‌شان، ناتوان است” (شکری، ۱۳۸۷).
همچنین در ماده ۴۴ لایحه حمایت از خانواده در باب مقررات کیفری آمده است: برای مردی که بدون ثبت در دفاتر رسمی اقدام به ازدواج دائم کند، مجازات جزای نقدی از بیست تا صد میلیون ریال قرار داده و جمع این مجازات با یکی از محرومیت‌های اجتماعی است. طبق ماده ۴۷ سردفتر صرفاً در مقابل ثبت ازدواج مجدد بدون اجازه دادگاه مسئول شناخته شده و مجازات چنین سردفتری، انفصال دائم از شغل سردفتری است. پس همان طور که پیش از این در طول مقاله هم گفته شد، راه های گریز برای عدم ثبت ازدواج کودکان بسیار گسترده و پیچیده است.
۵٫ مفهوم سلامت را می‌توان هم از بعد روانی بررسی کرد، هم از بعد جسمانی. مهم‌ترین محرومیتی که ازدواج زودهنگام از بعد روانی ایجاد می‌کند، از دست دادن لذایذ و تجربیات دوران کودکی و نوجوانی است. روابط جنسی اجباری، نداشتن آزادی رشد و استقلال شخصی، آثار روانی – اجتماعی و هیجانی بسیاری را می‌تواند به همراه داشته باشد. برای دختران اغلب محدودیت به کار خانگی و برای پسران مواجهه با نقش نان‌آوری و همسری، چندان همخوانی‌ای با الگوهایی که جامعه در بعد وسیع از این سنین ارایه می‌دهد، ندارد. مثلا تا به حال در رسانه‌ها، مخصوصا در صدا و سیما که تاثیر فراگیری در ارایه الگوهای مطلوب جامعه دارد، چنین نقش‌هایی ارایه نمی‌شوند. مسلما کودک ـ همسری که با الگوهای متفاوتی از وضعیت خود مواجه می‌شود، ممکن است دچار سرخوردگی شود. البته در این زمینه هنوز تحقیقات زیادی صورت نگرفته است و جا دارد که روانشناسان وضعیت روانی – عاطفی این کودک – همسران را مورد مطالعه قرار دهند. در بعد جسمانی سلامت، اولین مساله‌ای که مطرح می‌شود، آغاز رابطه جنسی و در پی آن بارداری زودهنگام برای دختران است در حالی که در جامعه ما صحبت از آموزش‌های جنسی، حتی در مدارس تابو به حساب می‌آیند، می‌توان تصور کرد که در عرف خانوادگی نیز آموزش‌های لازم برای روابط جنسی داده نمی‌شود. درنتیجه این رابطه می‌تواند برای هر دو جنس، خواه از منظر روانی، خواه از منظر جسمانی تهدیدکننده باشد (سلامت نیوز، ۱۳۹۲).
نوجوانان و کودکان در اثر ازدواج زودرس بسیار آسیب پذیر می شوند. بین سن مادر و مرگ او در بارداری رابطه قوی وجود دارد. دختران ۱۰-۱۴ ساله، ۵ بار بیشتر در معرض احتمال مرگ در اثر حاملگی در مقایسه با گروه سنی ۲۰-۲۴ ساله قرار دارند. این احتمال برای ۱۵-۱۹ سال ۲ برابر است. البته ذکر می شود این میزان مرگ بالا فقط وابسته به سن نیست بلکه علاوه بر عدم تکامل فیزیکی، موقعیت اقتصادی اجتماعی پایین که مانع دسترسی آنان به مراقبت های مامایی و بارداری می شود نیز در این مسئله نقش دارد. بارداری در نوجوانان ممکن است با افزایش سقط، زایمان زودرس، افزایش تولد نوزادان کم وزن، افزایش مرگ و میر قبل و پس از زایمان، آنمی (کم خونی)، پره اکلمپسی (مسمومیت حاملگی)، افسردگی، خستگی مزمن و مفرط، افزایش حاملگی ناخواسته همراه گردد (لطفی، ۱۳۸۹).
در نمودار تعداد بارداری مادران کمتر از ۱۵ سال از سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۱ در مناطق شهری و روستایی نشان داده شده است. بر اساس توضیحات بالا بارداری زنان کمتر از ۱۵ سال بسیار خطرناک است و عوارض بسیاری دارد. همچنین باید توجه داشت که یکی از شاخصه های سنجش میزان توسعه یافتگی هر کشور، تعداد مرگ و میر مادران و نوزادان آن کشور است. شاخص مرگ و میر مادر باردار، علاوه بر درجه کفایت مراقبت های بارداری، نشان دهنده اوضاع اقتصادی و اجتماعی هر جامعه ای می باشد. این شاخص، تابعی از وضعیت سواد زنان، شبکه راه های روستایی، دسترسی به فوریت های مامایی و زایمان، هزینه خدمات درمانی، وجود شبکه های ارتباطی مخابراتی و درآمد خانواده ها می باشد. تعداد زیادی از مرگ و میرهای مادران، بلافاصله پس از زایمان و اوایل دوره نفاس رخ می دهد که عمدتاً به دلیل خونریزی است. اگر چه در مطالعات مختلف، میزان و علل مرگ و میر مادران متفاوت گزارش شده است اما در ایران، ۴ دلیل عمده مرگ و میر مادران به ترتیب خونریزی، پرفشاری خون، عفونت و زایمان سخت می باشد (محمدی نیا و همکاران، ۱۳۹۲). باید این نکته را نیز در نظر داشت که در استان هایی که بیشترین آمار ازدواج کودکان زیر سن قانونی در آن ها صورت می گیرد احتمال بارداری زودهنگام نیز بالاتر می رود. بنابراین استان هایی مانند سیستان و بلوچستان، فارس، خوزستان، خراسان رضوی، آذربایجان شرقی، هرمزگان، لرستان، آذربایجان غربی، لرستان و کهکیلویه و بویر احمد مناطقی هستند که بیشتر باید در آن ها فعالیت های پیشگیرانه صورت گیرد.

۶٫ محرومیت از تحصیل:
مهم‌ترین پیامد این ازدواج‌ها باز ماندن از دوره‌های آموزشی و دست یافتن به سطح تحصیلات معقول و مطلوب جامعه است، طبق گفته رییس نهضت سوادآموزی کشور، در سال ۱۳۹۰، ۹‌میلیون و ۷۱۶‌هزار نفر بی‌سواد (براساس خوداظهاری) و کم‌سواد ـ تا سطح تحصیلی پنجم ابتدایی ـ در کشور وجود دارد. در حالی که تمامی اندیشمندان و سیاست‌گذاران به تاثیر آموزش در توسعه اجتماعی اقتصادی کشورها تاکید می‌کنند، وجود این آمار پیامدهای ناگواری در سطح کشور به دنبال خواهد داشت (سلامت نیوز، ۱۳۹۲).
معاون آموزش متوسطه اداره کل آموزش و پرورش استان اصفهان گفت: اعتقاد برخی از خانواده‌ها در خصوص ازدواج زود هنگام دختران به ویژه در منطقه شرق استان اصفهان و ورود زودهنگام پسران به بازار کار در شهرهای بزرگ اصفهان بیش از یک هزار و ۵۰۰ دانش‌آموز اصفهانی را مجبور به ترک تحصیل کرده است (ایسنا، ۱۳۹۱).

در این میان مساله آموزش دختران آنقدر مهم است که برخی اقتصاددانان آموزش‌وپرورش معتقدند که سرمایه‌گذاری در آموزش دختران پر بازده‌ترین سرمایه‌گذاری در جهان در حال توسعه است و حتی کوتاهی از سرمایه‌گذاری در آموزش زنان می‌تواند به کاهش فواید بالقوه آموزش مردان منجر شود. همچنین این کاستی باعث تحمیل هزینه‌های سنگین به دلیل از دست دادن توان افزایش بهره‌وری درآمد و بهبود کیفیت زندگی می‌شود. در حالی که برخی قرن بیستم را به دلیل رشد فزاینده دختران در سطوح آموزشی، قرن دختران خوانده‌اند، تاسف‌آور است که شاهد ترک تحصیل دختران در اثر ازدواج‌های زودرس باشیم. ترک تحصیل دختران در سطوح دوره راهنمایی معضلی کماکان پابرجاست. در حالی که در همه دوره‌ها دختران میزان قبولی و میانگین نمرات بهتری نسبت به پسران را دارا هستند و می‌توانند به آینده‌ای همراه با تحرک اجتماعی امیدوار باشند، اما به عنوان مثال در گزارشی که از یکی از محروم‌ترین استان‌ها ـ سیستان و بلوچستان ـ در اواخر سال ۱۳۷۹ در دست داریم، ۱/۲۴‌درصد زنان علت ترک تحصیل خود را ازدواج ذکر کرده‌اند ـ ازدواج زودهنگام باعث ترک‌تحصیل پسران نیز می‌شود که در پی آن ورود زودهنگام و بدون تخصص و مهارت علمی به دنیای اشتغال است (سلامت نیوز، ۱۳۹۲).
ام البنین موذن، رئیس دفتر حمایت از حقوق زنان و کودکان دادگستری سیستان و بلوچستان، علت اصلی عدم ثبت ازدواج ها را آگاهی نداشتن و بی سوادی برخی از دختران دانست. وی اظهار داشت که: “به عنوان مثال با استناد به آمار اعلامی آموزش و پرورش در منطقه کورین فقط ۵٠ درصد دانش آموزان دختر ابتدایی به مقطع راهنمایی راه می یابند اما این میزان در دوره پیش دانشگاهی به صفر می رسد. برای حل معضل عدم ثبت ازدواج ها، کمیته ای در نهاد نمایندگی ولی فقیه در امور اهل سنت استان تشکیل شده است که در آن یک نفر مولوی، یک روحانی و ٣ شاهد حضور دارند که اگر آن ها تصدیق کنند این ازدواج صورت گرفته و عکس هر دو نفر را ممهور کنند بدین ترتیب زمینه ثبت ازدواج آن ها فراهم می شود. یکی از کارشناسان قضایی دادگستری سیستان و بلوچستان هم گفت: “ازدواج با اتباع بیگانه، تعدد زوجات، آگاهی نداشتن زن و برخی اوقات ناتوانی در پرداختن هزینه های ثبت ازدواج و دادرسی، از جمله مشکلات و علل ثبت نشدن ازدواج ها در استان است” (روزنامه خراسان، ۱۳۸۹). باید قضاوت در مورد اقدامات دولت و همچنین اظهار نظر در مورد تعداد اندک ازدواجج کودکان را به ارقام و آمارهای موجود سپرد. اگرچه به نظر می رسد که آمارها نیز به طور کامل نمی توانند عمق فاجعه موجود و در حال گذار در ایران را نشان دهند.
می‌دانیم که نظام آموزش‌وپرورش دو کارکرد اساسی برای زندگی جمعی دارد: انتقال مهارت‌ها و تخصص‌های موردنیاز و شکل‌دادن به شخصیت مطلوب هر جامعه. حال بازماندن یا در نیمه راه ماندن در آموزش، به دو کارکرد مورد نیاز جامعه در حال توسعه لطمه می‌زند. امروزه با تغییرات روزافزون در ساختار شغلی که نتیجه توسعه دانش است، بسیاری از مشاغلی که به مهارت و تخصص کم احتیاج داشتند، از بین می‌روند و نیاز به تحصیلکرده‌هایی که منطبق با خواسته‌های بازار کار باشند، احساس می‌شود. با توجه به نقش نان‌آوری پسران در جامعه ایرانی، دور از انتظار نیست که پسران ترک‌تحصیل کرده، سراز بازار کار غیرتخصصی با دستمزد و مزایا و منزلت کمتر در بیاورند و به هنگام تشکیل خانواده نتوانند از عهده تامین مخارج زندگی برآیند و در نتیجه آمار خانواده‌های فقیر را افزایش دهند. کودکان به‌دنیا آمده در این نوع خانواده‌ها به نوبه خود مخصوصا اگر دختر باشند، با خطر ازدواج زودرس مواجه می‌شوند و دور تسلسلی رقت‌انگیز را به وجود می‌آورند. طبق برآورد یونیسف دخترانی که در قشر ۲۰درصد از فقیرترین افراد جوامع زندگی می‌کنند، نسبت به دخترانی که در قشر ۲۰درصد از ثروتمند‌ترین افراد جامعه زندگی می‌کنند، در سنین پایین‌تری ازدواج خواهند کرد. در نگاهی دیگر، دختر و پسری که ازدواج زودهنگام کرده‌اند مادر و پدری خواهند شد که برای این نقش آماده نشده‌اند و این عدم‌آمادگی هم از نظر فردی و هم از نظر اجتماعی برای جامعه پرهزینه خواهد بود (سلامت نیوز، ۱۳۹۲).
منابع
- آخرین نیوز (۱۳۹۲)، ” دلایل افزایش تمایل پسرها به ازدواج با دختران بزرگتر از خود!”، http://www.akharinnews.com/
- ابتکار (۱۳۹۱)، ” ازدواج ۳۰هزار دختر و پسر کمتر از ۱۵ سال در یک سال”، http://www.ebtekarnews.com/Ebtekar/…
- اسفنانی، علی (۱۳۹۰)، “برای پیشگیری از ازدواج کودکان، می توان سن بلوغ قانونی را تغییر داد”، http://maasfanani.blogfa.com/post/75
- ایسنا (۱۳۹۱)، ” ازدواج زودهنگام دختران و پسران مانع ادامه تحصیل آنها می‌شود”، http://isna.ir/fa/news/91092817025/
- پانا (۱۳۹۰)، “ازدواج دختران زیر ۱۰ سال در ایران”، http://www.aryaclub.ir/45458
- پایگاه خبری آفتاب (۱۳۹۰)، “ازدواج دختران زیر ۱۵ سال نسبت به ۵ سال قبل ۴۵ درصد رشد داشته است”، http://aftabnews.ir/vdcdn50fxyt0os6…
- پورزند، نیلوفر(۱۳۷۱)، دختربچه ها، سرمایه گذاری برای آینده، صفحه ۹، تهران- یونیسف.
- جعفرنژاد، فاطمه (۱۳۹۱)، “ثبت ازدواج دختران زیر ۱۰ سال در آذربایجان غربی”، http://javanpress.ir/?p=10383
- خبرگزاری مجلس شورای اسلامی (۱۳۹۱)، ” ثبت ازدواج‌های زودهنگام تخلف محرز دفاتر ازدواج و طلاق”، http://icana.ir/Fa/News/198885
- دواچی، آزاده (۱۳۹۲)، “پدرخوانده های دیروز، همسران امروز”، مدرسه فمینیستی، www.feministschoo.com/spip.p…
- رادیو فردا (۱۳۹۱)، “دوبرابر شدن ازدواج کودکان زیر ۱۰ سال ایران در یک دوره سه ساله”، http://www.radiofarda.com/archive/i…
- روزنامه خراسان (۱۳۸۹)، ” ثبت نشدن ازدواج ها، مشکل زنان و کودکان سیستان و بلوچستان”، http://ettelaat.net/09-april/news.a…
- سلامت نیوز (۱۳۹۰)، ” پیشنهاد ایجاد کارگروه ویژه برای رسیدگی به موضوع ازدواج کودکان زیر ۱۰ سال”، http://www.salamatnews.com/viewNews…
- سلامت نیوز (۱۳۹۲)، ” پیامدهای ازدواج زودهنگام کودکان”، http://www.salamatnews.com/viewNews…
- شکری، فریده (۱۳۸۷)، ” بررسی حقوقی سن ازدواج و رشد دختران”، http://www.iranpress.ir/iranwomen/t…
- شهرزادنیوز (۱۳۸۸)، ” سیستان و بلوچستان رکورددار ازدواج‌های ثبت نشده”، http://www.shahrzadnews.com/index.p…
- عموپور، شهرام (۱۳۹۰)، ” ثبت ازدواج ۴۳هزار کودک دختر در ایران”، http://www.mihan.net/press/1390/12/07/
- کششیشیان، کارمن (۱۳۹۱)، ” دختران فراموش شده: سال ۲۰۲۰ – ۵۰ میلیون عروس زیر ۱۵ سال “، http://www.1oo1nights.org/index.php…
- لطفی، راضیه (۱۳۸۹)، ” پیامدهای سلامتی ازدواج زودرس در زنان “، فصلنامه زن و بهداشت، شماره ۲٫
- محمدی نیا و همکاران (۱۳۹۲)، ” بررسی فراوانی و عوامل مؤثر بر مرگ و میر مادران باردار استان سیستان و بلوچستان در فاصله سال های ۱۳۸۱-۱۳۸۸”، مجله زنان، مامائی و نازائی زنان ایران، دوره شانزدهم، شماره چهل و چهارم، صفحه ۳۴-۲۲۸، هفته دوم.
- مهرخانه (۱۳۹۲)، “ازدواج کودکان، معضلی که ادامه دارد”، http://mehrkhane.com/fa/news/6808/
- ولی زاده، رضا (۱۳۹۰)، ” ناتوانی مجلس در جلوگیری از ازدواج دختران زیر ١٠ سال به دلایل فقهی”، http://www.persian.rfi.fr/
Deris, Anthony (2013), “a girl right to say no to marriage”, plan (because I am a girl).
Livesey, Alana (2011), “Breaking Vows: Early and Forced Marriage and Girls’ Education”, plan (because I am a girl).
B. Mikhail, Susanne Louis (2002), “Child marriage and child prostitution: two forms of sexual exploitation”, Gender and Development Vol. 10, No.
پانوشت ها:
*- رایحه مظفریان، نویسنده این مطلب، دانش آموخته کارشناسی ارشد جامعه شناسی دانشگاه شیراز است.
[۱] شورای نگهبان لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بدسرپرست را با توجه به اصلاحات انجام شده مغایر با موازین شرع و قانون اساسی ندانست (سایت رسمی شورای نگهبان).
[۲] تمام آمارهای این پژوهش از منابع رسمی دولتی، اداره ثبت احوال و سالنامه های آماری کشوری و همچنین درگاه ملی آمار ایران به دست آمده است. باید توجه داشت براساس آمارهای موجود و گروه بندی سنی، ازدواج و طلاق دختران زیر ۱۴ سال مورد بررسی قرار گرفته است هرچند که قانون مدنی ایران زیر سن سیزده را غیر قانونی تعریف کرده است. به هر حال گریز از این موضوع اجتناب ناپذیر بود.
[۳] نگارنده به هنگام کار میدانی (ختنه زنان) در استان هرمزگان به وفور با معضل ازدواج ثبت نشده کودکان زیر ۱۰ سال روبرو بود به طوری که تنها در سال ۱۳۸۹ اداره علوم پزشکی برای یافتن ۱۵ مورد ازدواج ثبت نشده دختران زیر ۱۰ سال در تمام روستاهای قشم به تکاپو افتاده بود. در روستاها و مناطق دورافتاده بخش عمده‌ای از این ازدواج‌ها اصلاً ثبت نمی‌شود و با خواندن یک صیغه‌ی طولانی‌ مدت، دو طرف به عقد یکدیگر در می‌آیند. در نتیجه آمار واقعی این گونه ازدواج‌ها بسیار بیشتر از آمار رسمی است.
[۴] باید توجه داشت که قانون مدنی ایران در مورد سن افراد در شرایط مختلف تصمیمات و دستورات مختلفی داده است. به عنوان مثال سن قانونی رأی دادن را بالای ۱۵ سال تعریف کرده است و برای پسران سن مشمولیت سربازی را بالای ۱۸ سال و ورود به ۱۹ سال می داند. این بدین معناست که در شرایطی فرد زیر ۱۸ سال را بالغ می داند و در شرایطی هم بر عکس
عروسی عروسک ها

عروسی عروسک ها

آن‌هایی که کودکی‌شان را از دست دادند
عروسی عروسک ها
دو شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴
کانون زنان ایرانی – ترانه بنی یعقوب :حلیمه ۱۲ ساله است و در یکی از نقاط حاشیه ای شهر زندگی می‌کند. همسرش محمد ۳۰ ساله است. او بلافاصله بعد از ازدواج باردار شده است و حال جسمانی مناسبی ندارد. وقتی از او می‌خواهم شماره تلفن شوهرش را به من بدهد تا با او هم صحبت کنم قسمم می‌دهد که به او نگویم که با من حرف زده می‌گوید: «شوهرم بداخلاق است و دعوایم می‌کند. دوست ندارد با غریبه‌ها حرف بزنم.» او درسن ۱۲ سالگی مادر خواهد شد.
عکس-کودک-بیوه
حلیمه یکی از صدها کودکی است که زیر سن قانونی ازدواج کرده است، با مردی که سال‌ها از او بزرگ‌تر است. سن ازدواج برای دختران در قانون مدنی ۱۳ سال و برای پسران ۱۵ سال تعریف شده است؛ اما همین سن قانونی هم برخی اوقات به ویژه برای دختران رعایت نمی‌شود و با گرفتن گواهی رشد از دادگاه‌ها با عنوان «شرط مصلحت» که معمولاً در آن بیشتر به شرایط جسمانی متقاضی توجه می‌شود، ازدواج زیر سن قانونی انجام می‌شود. هر چند درباره همین سن قانونی هم کارشناسان بحث‌های متفاوتی را مطرح می‌کنند و آن راچندان مناسب نمی‌دانند و با توجه به پیوستن ایران به کنوانسیون جهانی حقوق کودکان از ۱۸ سالگی به عنوان سن مناسب ازدواج سخن می گویند.

همه آرزوهای یک دختر ۱۲ ساله
با حلیمه در خانه‌یکی از نزدیکانش حرف می‌زنم، جایی که از خانه یا اتاق کوچکی که در خانه خواهرشوهر نصیبش شده، فاصله زیادی دارد؛ بنابراین راحت حرف‌هایش را می‌زند، هرچند خجالتی و کمرو است و با جملات کوتاه جواب سؤال‌هایم را می‌دهد. گوشه‌ای از اتاق کزکرده، لاغر و کوچک است. مثل یک دختر دوازده‌ساله. به خاطر بارداری حال مناسبی ندارد، رنگش پریده و مدام حالت تهوع دارد. وقتی حرف می‌زند، بیشتر به دست‌هایش خیره می‌شود تا به‌صورت من.
حلیمه چه مدت است ازدواج‌کرده‌ای؟
حدود ۴۰ روز است ازدواج‌کرده‌ام
ازدواجت را ثبت کرده‌ای؟
در خانه جلسه گرفتیم. یک برگه صیغه نامه دارم. هنوز تو شناسنامه ثبت نکرده‌ام به خاطر سنم.
خانه جداگانه داری؟
نه با خواهرشوهرم زندگی می‌کنم. خواهرشوهرم یک اتاق کوچک به ما داده تا وقتی‌که خانه پیدا بشود. پول پیش هم نداریم.
تحصیلاتت چقدر است؟
تا پنجم ابتدایی خوانده‌ام.
علاقه به تحصیل نداشتی یا چی؟
بعضی‌ها می‌گویند تا دانشگاه رفتیم ما همیشه تا پنجم می‌خوانیم. خانواده ما تا پنجم بیشترنمی گذارند به مدرسه برویم. مگر اینکه شوهر کنیم بعد شوهرهایمان بگذارند.
حالا شوهرت اجازه می‌دهد؟
نه دوست نداره.
تو خودت علاقه به درس خواندن داری؟
خودم خیلی دوست دارم پدرم اجازه نداد.
شوهرت تحصیلاتش چقدر است؟
او بی‌سواد است، اصلاً مدرسه نرفته.
شغل همسرت چیست؟
بیکار است.
– شوهرت دنبال چه‌کاری است؟
کارگری. فعلاً که کاری ندارد. دنبال کار می‌گردد اما کاری به او نمی‌دهند.
پس چگونه زندگی‌تان را اداره می‌کنید؟
شوهر خواهرشوهرم خرجمان را می‌دهد.
شغل او چیست؟
در بیمارستان منشی است. من خودم مریضم او من را بیمارستان می‌برد.
چه مریضی؟
حامله‌ام من را دکتر می‌برد.
مهم‌ترین مشکلتان چیست؟
بی‌پولی وگرنه مشکل دیگری نداریم
چقدر زود بچه‌دار شدی؟
بله ۲۰ روز است فهمیده‌ام. خودم هم نمی دونستم
وقتی ازدواجت را ثبت نکرده‌ای برایت مشکلی پیش نمی‌آید؟
نه نمی‌آید. چند ماه دیگر یعنی بعد از عید می‌خواهم محضری کنم.
از شنیدن خبر بارداری‌ات خوشحال شدی؟
نه خیلی ناراحت شدم. در بیمارستان به من می‌گفتند، چرا ناراحت شدی بچه که مال شوهرته. گفتم آخه خیلی کوچکیم ناراحتم.
شوهرت چه احساسی داشت؟
او هم ناراحت شد گفت من بیکارم. البته الان خوشحال است.
دوست داشتی بچه‌دار بشوی؟
اصلاً هیچی نمی‌دونستم.
مشکل جسمی خاصی داری؟
اره خیلی حالم خراب است. دائم تهوع دارم.
خانواده همسرت چی وقتی فهمیده‌اند حامله ای چه گفتند؟
اول خیلی ناراحت شدند. بالاخره خرج یه نفر دیگه رو هم باید بدهند. ولی الان خیلی خوشحال‌اند.
بعد از بچه‌دار شدن هم باید خانواده شوهرت خرجتان را بدهند؟
باید سرکار برود تا آخر عمر که نمی‌توانند به ما خرجی بدهند یعنی خودم هم تحمل نمی‌کنم یعنی زورم می‌آید که دیگران خرجمان را بدهند.
خواهرهایت چندساله‌اند؟
یک خواهر دارم ۲۰ ساله است. یکی ۲۵ ساله.
خانواده‌ات بد نمی‌دانند خواهر کوچک‌تر ازدواج کند؟
نه ما بد نمی‌دانیم خواهرم نامزد دارد. ولی نامزدش را نمی‌خواهد وگرنه اون رو هم ۱۵ سالگی عروسی می‌دادیم. خواهر بزرگم را ۱۵ سالگی عروسی دادند. او چون شوهرش را نمی‌خواهد و او هم طلاقش نمی‌دهد مانده است وگرنه او هم ۱۵ سالگی عروسی می‌کرد می‌رفت.
خیلی از قوانین را برای بالای ۱۸ ساله‌ها گذاشتند مثل رأی دادن، گواهینامه رانندگی به نظرت این درسته؟
این خیلی خوب است، خیلی خوب تراست. بالای ۱۸ سال بهتر است. ازدواج هم بهتر است. ولی ما رسم داریم. دخترخاله‌ام را دیدم، خواهرم را دیدم من هم راضی شدم کوچکی ازدواج کنم.
بعد از به دنیا آمدن فرزندت باز قصد بچه‌دار شدن داری؟
نه دیگه این بار می‌فهمم
حلیمه به دست‌های کوچکش زل می‌زند، به خطوط دست‌های کوچکش. نمی‌دانم به چه فکر می‌کند. از صورتش نمی‌توان چیزی فهمید، اما زیاد از کودکی که درراه دارد و سرنوشتش حرف می‌زند با یک‌جور نگرانی خاص که در دیگر جملاتش نمی‌توان دید. لابد از همین‌الان به فکر جایی برای نگهداری کودکش است کودکی که برایش دختر یا پسر بودنش فرقی ندارد و فقط آرزو می‌کند آدم بار بیایید خوشبخت شود و مدرسه‌اش را تمام کند.
ازدواج کودکان یک آسیب اجتماعی است
فرشید یزدانی، مشاور و دبیر شورای عالی برنامه‌ریزی راهبردی سازمان تأمین اجتماعی که سال‌هاست درباره ازدواج زودهنگام کودکان تحقیق می‌کند دراین‌باره می‌گوید: «ازدواج کودکان یک مسئله و آسیب جدی اجتماعی است. این آسیب به فرایند رشد و توسعه جامعه لطمه می‌زند. ازدواج یک قرارداد است و در این قرارداد دو طرف باید به شرایط آن آگاه باشند اما کودکان اصلاً به این مسئله آگاهی ندارند.»
به گفته یزدانی نگاهی به آمارهای رسمی سال ۸۵ تا شش ماه اول سال ۹۴ نشان می‌دهد: «۹۴۰ هزار کودک ازدواج‌کرده در آمارهای رسمی ثبت‌شده‌اند که ۸۹۰ هزار نفر آنان دختر بودند. در سال ۹۳ نیز ازدواج کودکان ۱۰ تا ۱۴ ساله ۴۰ هزار و ۴۰۴ نفر بوده است که نسبت به سال قبلش رشد داشته است.»
همچنین به گفته این فعال حقوق کودکان در سال‌های ۹۰-۸۶ نیز سالی ۳۵۰ کودک زیر ۱۰ سال بر اساس «تشخیص مصلحت» یعنی اجازه دادگاه‌ها، ازدواج‌کرده‌اند که در بخشی از این ازدواج‌ها مردان ۷۰ ساله نیز وجود دارند که با دختر زیر ۱۰ سال ازدواج‌کرده‌اند. این روند برای دختران افزایشی بوده است به‌طوری‌که ازدواج ۲۰ هزار دختر کودک در شش ماه اول امسال ثبت‌شده است و می‌توان پیش‌بینی کرد تا آخر سال به ۴۰ هزار نفر برسد.
او تأکید می‌کند: «ازدواج کودکان نه‌تنها توانمندسازی کودکان و جامعه‌پذیری، کودکان را دچار اختلال می‌کند که جامعه‌ای که کودکی‌اش را پاس ندارد دچار نقصان و عقب‌ماندگی خواهد شد؛ یعنی مسئله ازدواج کودکان هم ازنظر فردی و هم اجتماعی آسیب‌رسان است.
او ترویج منش‌های خشونت ورزانه در اجتماع را از دیگر آثار این نوع ازدواج‌ها می‌داند. چون یک مرد بزرگ‌تر باید با تحکم با یک کودک رفتار و ارتباط زناشویی داشته باشد که این مسئله به آسیب‌های اجتماعی مختلف مثل طلاق دامن می‌زند. اساس رابطه زوجین در این رابطه غلط است.
او در ادامه به آسیب‌های دیگر ازدواج زودهنگام هم می‌پردازد: «خانواده یک واحد اقتصادی و اجتماعی است و کودک- همسران معمولاً کودک- والد هم هستند و این هم اثر منفی دیگری این نوع ازدواج‌هاست. چون آن‌ها در تولید ملی نقش ندارند؛ بنابراین از توانمندی بازمی‌مانند و این توزیع نابرابر مدام ادامه می‌یابد و چرخه فقر و توزیع نابرابر به کودکان هم منتقل می‌شود. از جنبه اجتماعی هم کودک والد یک انسان رشدنیافته است و نقصان کارکرد دارد و در تربیت یک انسان دیگر ناتوان است.»
قانون و ازدواج زودهنگام
«ازدواج کودکان در سن پائین پیامدهایی مانند فرار از خانه، تن‌فروشی و مصرف مواد مخدر را در پی دارد، چراکه رشد کودک مراحلی دارد و کودک باید همه این‌ها را پشت سر بگذارد تا مسئولیت‌پذیر شود و در قرن ۲۱ یک دختر و پسر زیر ۱۸ سال و پایین‌تر از آن رشد عاطفی، فیزیکی و اجتماعی کافی را ندارد و پذیرش این مسئولیت‌ها برایش سهمگین است.» این‌ها گفته‌های لیلا ارشد مدیرعامل خانه خورشید وعضوانجمن حقوق کودکان است. او در پاسخ به این سؤال که ازدواج زودهنگام چه تبعاتی برای کودکان و به‌ویژه دختران که در آمارهای رسمی بیشترین قربانی این نوع ازدواج هستند می‌گوید: «متخصصان و پزشکان یعنی کسانی که سال‌ها در این حوزه کارکرده‌اند، معتقدند دختربچه‌ها در این سن و سال نه ازنظر فیزیکی و نه روانی تحمل رابطه و احتمالاً بارداری را ندارند. آمار خیلی از زنان تن‌فروش در دنیا و همین‌طور گروه هدف خودم طی سال‌های اخیر نشان می‌دهد که تعداد زیادی از افرادی که سو مصرف مواد مخدر و تن‌فروشی را تجربه کرده‌اند، در سنین کودکی به دلایل مختلف فروخته‌شده و در اختیار مردان قرارگرفته‌اند؛ اما واقعیت این است این دختربچه‌ها نمی‌توانند انتظاراتی را که در این رابطه از آن‌ها خواسته می‌شود برآورده کنند یا برآورده کردنش برایشان خوشایند نیست؛ بنابراین اتفاقاتی مانند فرار از خانه، تن‌فروشی، مصرف مواد مخدر روی می‌دهد.»
به گفته ارشد که مدیریت مرکز گذری کاهش آسیب در محله شوش را بر عهده دارد رشد همه‌جانبه در این نوع ازدواج‌ها اتفاق نمی‌افتد و آن آدمی که می‌تواند یک همسر مقتدر سالم و مؤثر باشد نمی‌تواند این نقش‌ها را بپذیرد؛ یعنی به‌عنوان یک شهروند، مادر و همسر نمی‌تواند فرایند رشدش را کامل طی کند.
ارشد اصلاح قانون را در جلوگیری از افزایش این ازدواج‌ها بسیار مؤثر ارزیابی می‌کند: «وجود قانون حمایتی مناسب می‌تواند به افراد کمک کند. قانون فعلی این موضوع را تسهیل می‌کند، افراد می‌گویند کار ما قانونی است. چطور است که یک دختر ۱۵ ساله نمی‌تواند به نماینده منطقه و شهرش رأی بدهد؛ اما می‌تواند مسئولیت بزرگ مادری و همسری را بپذیرد، ما این فرد را ازنظر عقلی و اجتماعی موجه و کامل نمی‌بینیم اما به آن‌ها وظیفه تربیت فرزندانش را می‌دهیم فرزندانی که قرار است در آینده این کشور را اداره کنند.»
به حلیمه و حلیمه‌ها فکر می‌کنم که سال‌های کودکی‌شان برای همیشه ازدست‌رفته است. حلیمه هرگز نتوانست روزی که دیپلم می‌گیرد یا دانشگاه را تمام می‌کند ببیند؛ اما آیا کودک او این روزها را خواهد دید؟ آن‌طور که حلیمه آرزویش را دارد؟
منبع