سنجش وضعیت آماری ازدواج زودهنگام دختران در ایران در سال ۹۴

سنجش وضعیت آماری ازدواج زودهنگام دختران در ایران در سال ۹۴

سنجش وضعیت آماری ازدواج زودهنگام دختران در ایران در سال ۹۴
گزارش کمپین گام به گام تا توقف ازدواج کودکان در ایران به مناسبت روز جهانی دختربچه ها
رایحه مظفریان؛ نویسنده کتاب حلقه
طبق ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن ۱۳ سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن ۱۵ سال تمام شمسی منوط است به اذن ولی به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح.
جامعه جهانی هر گونه ازدواج فرد کمتر از ۱۸ سال را در زیرگروه ازدواج زودهنگام یا کودکان تلقی می کند. کنوانسیون ها و الحاقات بیشماری توسط سازمان های بین المللی تصویب شده اند که کشورها را ملزم به جلوگیری از رواج این گونه ازدواج ها کرده اند. ایران به برخی از کنوانسیون ها و پروتکل ها پیوسته است و بعضی را هم با تحمیل شروطی قبول کرده است و مبنای عدم تضاد با شرع و قوانین داخلی را برای پذیرش شرط قرار داده است.
هر سال تقریباً ۸۰۰ هزار ازدواج در ایران ثبت می­شود. در میان این رقم بزرگ، تعداد بسیار اندکی مربوط به ازدواج­های کودکان است. برخی از منتقدین به ازدواج کودکان معتقدند که رقم ازدواج کودکان باید بر کل ازدواج­های ثبت شده در هر سال تقسیم شود. اگر این کار صورت گیرد، ازدواج کودکان آن چنان هم بحران یا معضل شناخته نخواهد شد یعنی تنها ممکن است کمتر از ۱ درصد کل ازدواج­های ثبت شده در کشور به کودکان تعلق گیرد. این پیشنهاد مشکلی به همراه خواهد داشت. در حالی که جامعه جهانی معتقد است ازدواج زودهنگام حتا یک کودک نباید نادیده گرفته شود چراکه برای جامعه مشکلاتی به همراه خواهد داشت، که سعی شده در خلال مطالب به آن­ها اشاره شود، دست­اندرکاران دولتی سعی بر کم رنگ جلوه دادن این پدیده دارند. «وقتی این رقم­ها را با کل ازدواج­هایی که در کشور صورت می­گیرد مقایسه کنیم روند افزایشی را می­بینیم که این پدیده را قابل توجه می­کند و با توجه به پیامدهای آن بر خانواده، اجتماع و روی خود افراد، نیاز به یک بررسی دقیق دارد.
e-t-94p.xlsx
­
در برابر واقعه ازدواج، واقعه طلاق را هم باید در نظر گرفت. طلاق عامل گسست خانواده­ها محسوب می‌گردد. نحوه برخورد با واقعه طلاق در کلیه جوامع متفاوت است و این مطلب مستقیماً با آداب و رسوم و فرهنگ آن جامعه ارتباط دارد. در کشور ما استحکام و سلامت خانواده بسیار با اهمیت است. بدین لحاظ به خانواده به عنوان کوچک­ترین نهاد اجتماعی و مهم­ترین کانون تربیت افراد اجتماع نگریسته می­شود و به شکل ویژه­ای به آن توجه می­گردد، به طوری که بخشی از مطالعات اجتماعی در راستای شناخت معضلات خانواده صورت می­گیرد.
آن چه در مجموع تمامی این ازدواج­ها و طلاق­ها می­تواند جالب توجه باشد این موضوع است که ترکیب سنی ازدواج­ها و طلاق­های دختران و پسران کودک چگونه است؟ به این معنی که دختران کم سن و سال بیشتر با مردان چه سنینی ازدواج می­کنند و بر عکس. تعدادی از کودکان هر ساله با مردان یا زنانی ازدواج می­کنند که با آن­ها اختلاف سنی زیاد و قابل توجهی دارند. به عنوان مثال در سال ۱۳۹۰، ۱۲ مورد ازدواج دختران کمتر از ۱۰ سال با مردان ۳۵ تا ۳۹ سال ثبت شده است؛ یا در همین سال ۱۰ مورد ازدواج پسران کمتر از ۱۵ سال با زنان ۳۰ تا ۳۴ سال ثبت شده است. این ارقام حاکی از اختلاف شدید سنی بین زوج و زوجه است. همچنین باید این موضوع را در نظر گرفت که در این آمارها تعداد ازدواج­های پیشین زوجین نیز ثبت نشده است.
در سال ۱۳۹۴، ۳۷۱۱۷ دختر کمتر از ۱۵ سال با مردان در سنین مختلف ازدواج کرده اند و ۱۲۴۹ دختر در این سن از شوهران خود جدا شده اند.
e-t-94p.xlsx
در حال حاضر روزانه ۲۰ هزار دختر زیر هیجده سال در کشورهای در حال توسعه مادر می‌شوند. این روند اگر به این شکل ادامه یابد، در سال ۲۰۳۰ حدود ۱۵ میلیون دختر کمتر از پانزده سال مادر خواهند شد. هر سال ۷٫۳ میلیون دختر کمتر از هیجده سال در جهان صاحب فرزند می­شوند. ۲ میلیون نفر از آنان کمتر از چهارده سال سن دارند. دفتر سازمان ملل متحد در نیویورک، در گزارش سالانه خویش اعلام داشت و تأکید کرد که خطر بیماری و حتا مرگ، جان بسیاری از این افراد را تهدید می­کند.
با نگاهی به آمارهای ارائه شده توسط سازمان ثبت احوال کشوری می­توان ارتباط بین ازدواج زودهنگام دختران و بارداری زودهنگام مادران را سنجد. در سال ۱۳۹۴، ۱۵۱۱ دختر کمتر از ۱۵ سال در ایران مادر شده اند. بارداری در سنین پایین با توجه به این که دختر نوجوان در سن رشد قرار دارد، می­تواند خطرات و عوارض بسیاری را به دنبال داشته باشد. به همین دلیل توصیه می­شود که نوعروسان تا رسیدن به سن مناسب بارداری از بارداری پرهیز کنند (عصر ایران، ۱۳۹۲). سوال­های بسیاری در رسیدن به این خواست ایده آل وجود دارد. چگونه می­توان دختران محروم از تحصیل را آگاه کرد که برای بارداری تمهیداتی را به کار ببرند؟ چگونه می­توان شوهر و خانواده شوهر را راضی کرد که بارداری کودک را به تعویق بیندازد؟
v-f-94p.xlsx
کودک همسری، کودک مطلقگی، کودک والدی، کودک بیوگی و کودک سرپرستی معضل هایی هستند که زودهنگام کودکان جامعه ایران را از دنیای کودکی جدا می کند و مسئولیت های سنگین زندگی را پیش از آن چه که جامعه برایشان در نظر گرفته است به آن ها تحمیل می کند.
برای آگاهی بیشتر از اثرات ازدواج زودهنگام، کارزاری در ایران با نام گام به گام تا توقف ازدواج کودکان در ایران با انتخاب بادکنک نارنجی به عنوان نماد این معضل مشغول به فعالیت است.
www.stopemiran.com

سایه اجبار بر ازدواج کودکان

سایه اجبار بر ازدواج کودکان

نجمه معصومی
در چند دهه اخیر ازدواج سنین پایین به‌ویژه در شهرهای بزرگ کمتر به چشم می‌خورد. با این وجود، آمارهای ارائه شده سال ۱۳۹۲ نشان می‌دهند که در ۹ ماه نخست سال، بیش از ۳۱ هزار مورد ازدواج دختران زیر ۱۵ سال ثبت شده است. مقایسه‌ این آمار با سال قبل از آن حاکی از افزایش این ازدواج‌ها است.
تا پیش از دهه پنجاه شمسی ازدواج دختران در سنین پایین، امری عادی  تلقی می‎شد اما به تدریج مسائل و مشکلاتی چون افزایش بی‌سوادی و کم‌سوادی در میان زنان، پدیده چندهمسری، فرار از خانه، همسرکشی و همچنین افزایش خطر برای سلامت مادر و نوزاد در بارداری‌های زودهنگام و غیره سبب شد تا درخواست‌هایی جهت تدوین قوانینی برای مدیریت این معضل ایجاد شود. اولین تلاش قانون‌گذاری مربوط به سال ۱۳۱۰ و ماده ۱۰۴۱ «قانون مدنی» بود. پیرو این ماده، سن قانونی ازدواج برای دختران ۱۵ سال تمام و برای پسران ۱۸ سال تمام، تعیین شد. البته ازدواج در سنین کمتر می‌توانست با پیشنهاد دادستان و تایید دادگاه انجام شود، به شرطی که دختر کمتر از ۱۳ سال تمام و پسر کمتر از ۱۵ سال تمام نداشته باشد.
مقاومت فرهنگ و عرف سنتی نسبت به پذیرش دخالت قانون‌گذار در امر ازدواج و همچنین مقبولیت اجتماعی ازدواج در سنین پایین، منجر شد تا این قانون طی سالیان دست‌خوش تغییرات متعدد گردد. در آخرین اصلاحیه در تیرماه ۱۳۸۱ این ماده بدین صورت مصوب گردید:« عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن ۱۳ سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن ۱۵ سال تمام شمسی منوط است به اذن ولی به شرط مصلحت با تشخیص دادگاه صالح است.»
با توجه به این ماده، اگر دختران و پسران قبل از رسیدن به سن مطروحه بخواهند ازدواج کنند، حتی اگر به بلوغ هم رسیده باشند، علاوه بر اذن پدر، باید از سوی دادگاه نیز مصلحت این ازدواج مورد تایید قرار گیرد تا در دفاتر رسمی به ثبت برسد.
با این حال از آن‎جا که اغلب ازدواج‌ها در سنین پایین به‌دلیل فقر یا فرهنگ سنتی رخ می دهد، در عموم موارد به ثبت در دفاتر ثبت رسمی هم نمی‌رسد، این ماده قانونی و سایر موارد مشابه چندان کارآمد نبوده است و در صورت مراجعه به دادگاه نیز متناسب با عرف حاکم رای صادر می‌شود.
از سوی دیگر براساس قوانین کنوانسیون بین‌المللی حقوق کودک که دولت ایران نیز آن را امضا کرده است، تمامی افراد زیر ۱۸ سال کودک خوانده می‌شوند و ازدواج کودکان ممنوع اعلام شده است. همچنین قطع‎نامه‌ «منع ازدواج کودکان» کمیته‌ حقوق بشر سازمان ملل متحد، هیچ‌گونه «توجیه شرعی، عرفی و فرهنگی» را برای ازدواج افراد زیر ۱۸ سال در هیچ کشور عضو سازمان ملل موجه نمی‌داند و کشورهای عضو را تشویق می‌کند تا قوانین خود را در این راستا اصلاح کنند.
کودکان حق دارند در نهایت آرامش به تحصیل بپردازند و تحت حمایت خانواده خود مراحل رشد را طی کنند. کودکی که بدون پشت سر گذاشتن دوران کودکی به یک‌باره وارد دنیای بزرگ‌سالی می‌‎شود، ضمن آن‌که از تحصیل بازداشته می‌شود، با ناهنجاری‌های متعدد مواجه می‌گردد و به دلیل ناپختگی، آسیب‌های جبران‌ناپذیری را تجربه خواهد کرد. ازدواج‌ در سنین پایین عمدتا اجباری و ناخواسته بر کودک تحمیل می‌شود و اکثرا پس از ازدواج با تنش‌های فراوان میان همسران مواجه می‌شوند. مساله‌ای که به طور واضح در تضاد با حقوق کودک است.
همچنین پدیده طلاق نیز خطری جدی برای این‌گونه ازدواج‌ها است. از سال ۸۵ تا ۹۰، ۶۱۶ هزار طلاق در کشور رخ داده است که ۸۱ هزار و ۵۰۰ واقعه مورد از آن به دختران زیر ۱۹ سال و ۷۷۰۰ واقعه مربوط به پسران زیر ۱۹ سال است، بدین معنا که ۱۳ درصد طلاق‌های کشور طی آن سال‌ها مربوط به دختران زیر ۱۹ سال و ۱.۵ درصد مربوط به پسران زیر ۱۹ سال است. از آنجا که چنین ازدواج‌هایی در خانواده‌هایی صورت می‌گیرد که فرهنگی بسیار سنتی بر آنها حکم‌فرما است، پس از طلاق، ممکن است دختران مطلقه توسط خانواده پذیرفته نشوند و درگیر انواع آسیب‌های اجتماعی گردند.
اگر این دختران توسط خانواده پذیرفته شوند نیز وضعیت برای آنان به حالت قبل از ازدواج بازنمی‌گردد. آن‌ها به شدت از طرف خانواده و اطرافیان آشنا و غریبه کنترل می‌شوند و عموما بازهم ناخواسته به ازدواج فرد دیگری در می‌آیند و این دور باطل تکرار می‌شود. پر واضح است که فرزندان این‎گونه ازدواج‌ها نیز کودکانی با مشکلات روحی، روانی و جسمی خواهند بود.
نهاد خانواده به عنوان هسته اولیه تشکیل جامعه از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است و لذا  سن ازدواج به‌عنوان یکی از عوامل مهم در این امر، باید بر مبنای سه اصل بلوغ جسمانی، بلوغ روانی و بلوغ اجتماعی کنترل شود. منظور از بلوغ جسمانی دوران توانمندی فرد از نظر تولید مثل است. بلوغ روانی، عنوانی است که روان‌پزشکان از آن تحت عنوان رشد شخصیت نام می‌برند. از لحاظ حقوقی نیز بلوغ روانی با عنوان رشد شناخته می‌شود. فرد باید از لحاظ شخصیتی، توانمندی، پختگی و رشد به مرحله‌ای برسد که نه تنها نسبت به خود شناخت کافی پیدا ‌کند و بتواند مصالح خود را تشخیص بدهد بلکه نسبت به فردی که در نظر دارد با او ازدواج کند، نیز شناخت کافی را کسب کرده باشد.
بلوغ اجتماعی نیز به معنای توانمندی لازم برای اداره امور خانواده، همسر و فرزندان است که تحقق این امر، مستلزم برآورده‌شدن نیازهای اقتصادی، بهداشتی و آموزشی اولیه زندگی است تا فرد توانایی تامین حداقل‌های حیاتی خانواده را داشته باشد.
ازدواج زیر سن قانونی به‌خصوص برای دختران تنش‌ها و استرس‌های روانی زیادی ایجاد خواهد کرد، مشابه حالتی ‌است که در روان‌‌شناسی به آن استرس پس از سانحه می‌گویند. همچنین تجربه جنسی در ازدواج‌های زودهنگام که فرد آمادگی ذهنی مناسب را ندارد، آسیب‌زننده است. بنا بر مشاهدات کسب چنین تجربه‌های دختران را از هر نوع رابطه جنسی متنفر خواهد کرد، چرا که جسم و روان کودک آمادگی این رابطه و ازدواج را نداشته است.  در صورت وقوع طلاق نیز مشکل ادامه پیدا می‌کند و چون تابوی جنسی برای او در زمانی که نباید، شکسته شده و ممکن است در بزرگسالی تن به هر رابطه دیگری بدهد.
در فرهنگ جامعه مدرن همسر به‌ عنوان شریک حقیقی زندگی شناخته می‌شود و نگاه در ازدواج عدالت‎طلبانه است. در مواردی که فرد سبک زندگی خود را بدون توجه به تغییرات زمانه بنا نهاده است خطر ایجاد حس عدم اعتماد به نفس و ناکارآمدی در مواجهه با پدیده‌های اجتماعی پیرامون بسیار افزایش می‌یابد که در نهایت موجب تضعیف رضایت در روابط زناشویی خواهد شد. در دنیای گذشته ازدواج کودک ۹-۱۰ ساله و ورود یک‌باره از دوره نونهالی به بزرگسالی، با توجه به شرایط حاکم بر جامعه محل زیست کودک، آسیب بسیار کمتری را متوجه او می‌ساخت. اما در دنیای جدید افراد نمی‌توانند بلافاصله وارد دنیای بزرگ‌سالی شوند و گذر از مراحل آموزشی نوجوانی و جوانی از از لازمه های روند تربیتی کودک فرض می‌شود.
با توجه به آن‌که امروز، جهان رو به توسعه و در جهت توانمندسازی هر چه بیشتر زنان و مردان گام برمی‌دارد، نیاز به گذران مراحل و مقدمات کامل رشد و آموزش از حقوق ضروری و لازم هر فرد خواهد بود تا بتواند در زندگی خود نقش فعالانه ایفا نماید.
قانون شفاف و کارآمد، نقش اساسی در کاهش ازدواج کودکان به‌ویژه دختران خواهد داشت. قانون کمک خواهد کرد تا پایه‌های تغییرات فرهنگی و آموزش‌های مرتبط به درستی گذاشته شود و این اصلاحات در روندی سریع‌تر مسیر خود را بپیماید.
منبع

آسیب شناسی ازدواج زودهنگام دختران

نوشتاری از جمشید میرزایی استاد جامعه شناسی

آسیب شناسی ازدواج زودهنگام دختران
زود شوهر دادن دختران الزاماً نتیجه‌اش کم کردن نانخور نیست
با جاری شدن این عقد، خانواده جدیدی شکل می‌گیرد که سرپرستی آن بر عهده تازه داماد قرار می‌گیرد و بالتبع یارانه ۴۵۵۰۰ تومانی دختر که اکنون در ذیل سرپرستی خانواده جدید تعریف می‌شود، به حساب داماد واریز می‌شود
ازدواج پدیده‌ای اجتماعی و امری مقدس است. هر پدیده اجتماعی (و ازدواج نیز که از این قاعده جدا نیست) متاثر از شرایط مکانی و زمانی خاص خود است. دیر زمانی بود که ازداوج کردن در سنین ۱۲و۱۳سالگی نُرم عمومی جامعه بود و ازدواج در سنین بالاتر از آن، امری غیرطبیعی و غیرنرمال بود. گسترش شهرنشینی، افزایش مدارس و میل به گسترش و کسب سواد، افزایش سطح تحصیلات، تغییر نگرش‌ها و… موجب بالارفتن سن ازدواج شد.
در شرایطی که افزایش سن ازدواج، کاهش نرخ ازدواج و افزایش نرخ طلاق و… خانواده ایرانی را تهدید می‌کنند، اما موضوع “ازدواج در سنین پایین” در حال تبدیل شدن به یکی از مهم‌ترین مسائل حال حاضر جامعه ایرانی می‌شود. به طوری که امروزه شاهد ازداوج دختران مقطع متوسطه اول (در سنین ۱۲و ۱۳ساله) هستیم. در ادامه چند گزارش آماری را مرور می‌کنیم:
«سازمان یونیسف با انتشار گزارشی اعلام کرده که هر‌سال در جهان ١۵‌ میلیون دختر در سن خردسالی ازدواج می‌کنند و حق سلامتی، آموزش، تحصیل و فرصت‌ها از آن‌ها گرفته شده و کودکی‌شان دزدیده می‌شود و اگر کاری انجام نگیرد، تا‌ سال ٢٠٣٠ هر‌ سال ۴/١۵‌ میلیون دختر خردسال ازدواج می‌کنند. در کشورهای درحال توسعه، از هر ٩ دختر یکی قبل از تولد ١۵ سالگی‌اش ازدواج می‌کند و برخی عروس‌ها حداکثر ٨ یا ٩ سال دارند.»
«بر اساس گزارش‌های مندرج در سایت ثبت احوال تعداد ازدواج‌های پیش از سن قانونی ثبت شده
در ۹ ماهه اول سال ۹۴ در گروه سنی بین ۱۹-۱۵سال، ۱۳ هزار و ۳۳۸ و تعداد ثبت ازدواج‌ها در سنین زیر ۱۵ سال هم ۴ هزار و ۵۴۷ ثبت شده است. در ضمن در ۹ ماه سال ۱۳۹۴ بیشترین ترکیب ازدواج ثبت شده مربوط به ترکیب سنی ۲۰-۲۴ ساله و زنان ۱۵-۱۹ ساله بوده است که تعداد آن برابر با ۷۸هزار و ۶۷۴ واقعه است.»
«شیرین‌‌احمدنیا معاون پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی سازمان بهزیستی کشور اعلام کرد: ازدواج کودکان تبدیل به یک مسئله جهانی شده است و طبق آخرین آمار، ۷۰۰ میلیون زن در جهان هستند که در سنین کودکی ازدواج کرده‌اند. بر اساس آمارها در کشورهای در حال توسعه از هر۳ دختر یک نفر قبل از ۱۸ سالگی ازدواج می‌کند و ۲۰ کشوری که بالاترین نرخ شیوع ازدواج کودکان در آن‌ها وجود دارد،‌ عبارتند از: نیجر، آفریقای مرکزی، چاد، بنگلادش، سودان جنوبی، مالی، بورکینافاسو،‌، گینه، موزامبیک و… . در ایران نیز تقریبا حدود ۱۷ درصد دختران پیش از رسیدن به سن ۱۸ سالگی ازدواج کرده‌اند، طبق آمار یونیسف۳ درصد از دختران هم پیش از رسیدن به سن ۱۵ سالگی ازدواج می‌کنند.»
«در سال ۹۰ اخباری که از هرمزگان ‌‌رسید نشان می‌داد که در سه شهر این استان پنج نفر زیر ۱۰ سال ازدواج کرده‌اند. این خبر از سوی مدیر‌کل ثبت‌احوال هرمزگان اعلام شد. این ازدوا‌ج‌ها در شهرستان‌هایی مانند بندرعباس، قشم و میناب به ثبت رسیده بود. در همین استان ۵۳۰ واقعه ازدواج کمتر از ۱۴ سال نیز به ثبت رسیده است.»
«براساس آمار رسمی ثبت احوال کردستان، سال گذشته ازدواج ۱۰ کودک زیر ۱۰ سال در این استان به ثبت رسیده و این به معنای زنگ خطر است.»
مباحث قانونی و حقوقی
دکتر سید علی کاظمی قاضی دادگستری، استاد دانشگاه و رئیس اداره مطالعات حقوقی و قضایی قوه‌قضائیه می‌گوید: به طور کلی چند سند بین‌المللی در زمینه سن ازدواج وجود دارد. یکی از آن‌ها کنوانسیون تعیین سن ازدواج است که کشور ما و عمدتاً کشورهای اسلامی به آن نپیوستند؛ به علاوه چند سند تفصیلی دیگر در سطح بین‌الملل که سن ازدواج را حدود ۱۸ سال در نظر گرفته‌اند. آخرین اسنادی که از کمیته حقوق کودک و کمیته منع تبعیض علیه زنان مشاهده می‌کنیم نیز حداقل سن ازدواج را ۱۸ سال در نظر گرفته‌‌اند. اما در پیمان‌نامه حقوق کودک، صراحتاً در مورد سن ازدواج چیزی مطرح نشده، فقط در این کنوانسیون آمده است سن ازدواج زمانی باید باشد که فرد (کودک) دارای قابلیت‌های لازم برای تشکیل زندگی باشد و در عین حال ازدواج به رشد کودک، پرورش و آموزش وی صدمه‌ای وارد نکند.
سابقاً درکشور ما ملاک ازدواج سن ۱۸ سال بود اما پس از انقلاب به سن بلوغ شرعی (۹سال قمری در دختران و ۱۵ سال قمری در پسران ) تغییر یافت، سال‌ها بعد مجمع تشخیص مصلحت نظام سن ازدواج برای دختران را ۱۳ سال و ۱۵ سال را برای پسران عنوان کرد. اما قانونگذار اجازه داده که با سه شرط، زیرِ این سنین هم ازدواج صورت گیرد:
۱- مصلحت کودک اقتضا کند، ۲- پدر و مادر راضی باشند، ۳- اینکه دادگاه رضایت بدهد.
زمینه و عوامل موثر
حال سوال اینجاست که این گونه ازدواج‌ها بیشتر در چه نوع خانواده‌هایی شکل می‌گیرد؟ مطالعات نشان می‌دهد که ازدواج دختران در سنین کم و پایین در خانواده‌هایی که از لحاظ پایگاه اقتصادی – اجتماعی در سطح پایینی باشند یا بد سرپرست (پدر معتاد، بیسواد یا کم سواد، بیمار روانی) باشند یا کودک با یکی از والدین یا با پدر یا مادر ناتنی خود یا در خانواده پدربزرگ – مادر بزرگ زندگی می‌کنند، بیشتر است.
عوامل موثر بر پدیده ازدواج زودهنگام دختران را می توان به طور کلی در سه بخش دسته‌بندی کرد:
الف) فرهنگ وآداب و رسوم، سنن و عرف؛ به خصوص در میان اقوامی که هنوز متعصبانه خود را مقید به برخی از سنت‌هایشان می‌دانند. مثلاً “ما رسم‌مان این است که دختر را زود به خانه شوهر بفرستیم”. چشم هم چشمی و حس جاماندگی از دیگران را نیز می توان در این صورت‌بندی جای داد. مثلاً “چون برای دخترخاله‌اش‌ هفته گذشته خواستگار آمده، ما نیز در اولین مواجهه خواستگار باید سریع دخترمان را شوهر بدهیم تا از دیگران جا نمانیم”.
ب) عوامل اقتصادی و هزینه‌های معیشتی خانواده؛ حسین باهر معتقد است: «در بسیاری از مواقع با وقوع فقر، والدین بودن دختران را هزینه و بار اضافی بر هزینه خانوار محسوب کرده و با ازدواج او نه تنها بار هزینه را می‌کاهند بلکه‌گاه با ازدواج دخترشان با افراد مسن‌تر می‌توانند به زندگی اقتصادی و اجتماعی دختر و حتی خودشان نیز سامان بهتری دهند. در این اجتماعات ازدواج برای خانواده دختر به نوعی امتیاز اقتصادی نیز محسوب می‌شود.
‌مطالعات میدانی ما نشان می‌دهد که زود شوهر دادن دختران الزاماً نتیجه‌اش کم کردن نانخور (به زعم بعضی خانواده‍ا) نیست. در ایام آغازین دوره نامزدی و عجله خانواده‌ها برای جاری ساختن صیغه عقد و محرم شدن دختر و پسر، پس از مدتی این فرایند انجام می‌گیرد. با جاری شدن این عقد، خانواده جدیدی شکل می‌گیرد که سرپرستی آن بر عهده تازه داماد قرار می‌گیرد و بالتبع یارانه ۴۵۵۰۰ تومانی دختر که اکنون در ذیل سرپرستی خانواده جدید تعریف می‌شود، به حساب داماد واریز می‌شود. می‌بینیم عملاً خانواده دختر از یک سو از ۴۵۵۰۰ تومان درآمد ماهانه محروم می‌شود و از طرف دیگر داماد جوان نیز تمایل دارد مدام به نامزد و نوعروس خود سرکشی کند و به اصطلاح بر سر خانواده پدرزن “چتر” شود. نتیجه اینکه نه تنها یک نانخور کم نشده بلکه یک نانخور نیز (به صورت غیر رسمی) اضافه شده است.
ج) باورهای غلطِ رایج؛ مواردی نظیر «دختر اگر زود ازدواج نکند می‌ترشد، قسمت اینجور بوده، ما همسن این‌ها بودیم دو تا بچه داشتیم و… .»برخی باورهای غلط دیگر نیز رایج است که بر مبنای آن و به زعم خود می‌خواهند دختران را از خطرات محیط و جامعه حفظ کنند. مثلاً برخی معتقدند دختر ۱۴-۱۳ ساله اگر زود ازدواج نکند در این جامعه پراز گرگ، به گناه می‌افتد!… . شواهدی نیز در مورد بلوغ جسمی وجود دارد که برخی خانواده‌های عشایر اعتقاد دارند دختر باید در خانواده شوهر به بلوغ برسد!
نوعروسان در مدرسه
حضور این ‌دانش‌آموزان تازه متاهل شده (در قالب نامزدی، عقد موقت و صیغه محرمیت و…) در کنار سایر ‌دانش‌آموزان تبعات منفی‌ای به همراه دارد. به هر حال باید پذیرفت دختری که در شرایط امروزین جامعه در سن ۱۲ سالگی (پایه هفتم) ازدواج می‌کند (چه عقد دائم چه موقت و صیغه محرمیت که در شناسنامه درج نمی‌شود و هیچ ممانعت قانونی برای ادامه تحصیل چنین افرادی در مدارس عادی روزانه نمی‌تواند وجود داشته باشد) و با توجه به خصوصیات کودکان در این سن، صاحب دنیای روحی متفاوتی و تجربیات جدیدی از زندگی متاهلی می‌شوند. کنجکاوی‌های ‌دانش‌آموزان و همکلاسی‌ها و میل به دانستن خاطرات و تجربیات دوست تازه نامزد کرده‌شان، پرسش‌های بی‌پایانی را در این مورد به وجود می‌آورد. در مقابلِ این انتظار و کنجکاوی به وجود آمده، ما شاهد انتقال بی واهمه تجربیات و خاطرات این نومتاهلان برای دیگر همکلاسی‌ها هستیم که منجر به سرایت به دیگر ‌دانش‌آموزان می‌شود. چون قبح اخلاقی در این مورد وجود ندارد و آن‌ها این کار را قبیح نمی‌دانند به دنبال آن بسیاری از قبح‌های اخلاقی دیگر شکسته می‌شود. یعنی این نومتاهلان بی هیچ واهمه و شرم و حیایی به راحتی تجارب جدید خود را به ‌دانش‌آموزان دیگر انتقال می‌دهند.
بسیاری از این دختران ابتدا به ساکن هستند و الفبای ازدواج و زناشویی را نمی‌دانند و شوربختانه هیچ کس و هیچ نهادی هم مسائل زندگی مشترک را به آن‌ها آموزش نمی‌دهد به طوری که در زندگی مشترک با مشکلات زیادی مواجه خواهند شد. واقعیت تلخ این است که ازدواج دختران در سنین کم که دارای شرایط ویژه‌ای نیز هستند، با توجه به ناتوانی و آمادگی نداشتن دختران کم سن و سال و پیچیدگی‌ها و مقتضیات جامعه کنونی ما، نمی‌تواند خانواده‌ای سالم و با نشاط و دارای کار ویژه‌هایی نظیر محیط مناسب برای رشد و تربیت کودکان، همزیستی مسالمت‌آمیز و… را ایجاد کند.
پیامدها و مشکلات این نوع ازدواج‌ها
با ازدواج زودهنگام، آزارها و مشکلات روحی، روانی و جسمی بسیاری بر این کودکان تحمیل می‌شود.
۱- از آنجا که این دختران معمولاً از رشد لازم برخوردار نیستند و از نظر جسمی و روحی، آمادگی همسر یا مادر شدن ندارند، در صورتی که باردار شوند نوعاً دچار مشکلاتی مانند خونریزی ناشی از زایمان یا سقط جنین، آلودگی به ویروس ایدز و… می‌شوند و حتی ممکن است هنگام بارداری بیماری‌هایی را به جنین خود منتقل کنند و همچنین بسیاری اوقات نیز این نوزادان در حین زایمان سقط می‌شوند.
۲- از آنجا که کودکان نوعروس (بدون بلوغ جسمی، عاطفی، مهارتی و…) در این سن مهارت‌های لازم را برای زندگی و تربیت بچه ندارند، در این مسیر هم خودشان صدمه می‌بینند و هم این صدمات و آسیب‌ها به فرزندان آن‌ها تحمیل می‌شود.
۳- ناتوانی در مطالبه گری و احقاق حق از دیگر آسیب‌های این نوع ازدواج‌هاست.کودک نمی‌تواند حق خودش را مطالبه کند. به عنوان مثال یکی از این مشکلات این است که بر طبق قانون، هنگام افتتاح و بازکردن حساب بانکی باید سن فرد ۱۸ سال تمام باشد. بسیاری اوقات این دختران کم سن و سال و نومتاهل با یک تلاقی ژانوسی مواجه می‌شوند؛ یعنی از یک طرف زن یا مادر هستند و از طرف دیگر نمی‌توانند حقوق خودشان را استیفا کنند. مثلاً نمی‌توانند حسابی افتتاح کنند تا نفقه‌شان به آن حساب واریز شود.
۴- گاهی اوقات این ازدواج‌ها به طلاق منجر می‌شود که طلاق باعث می شود این کودکان به شدت آسیب‌ ببینند. موارد بسیاری در این زمینه مشاهده شده که این کودکان به عنوان نوعروس‌هایی که طلاق گرفته‌اند آسیب‌هایی را متحمل شده‌اند و عمدتاً ازدواج‌ مجدد آن‌ها نیز با ناکامی و شکست توام می‌شود و نهایتاً بسیاری از این کودکان سیاه بخت می‌شوند.
۵- علاوه بر مشکلات جسمی و ناراحتی‌هایی که در روابط زناشویی به وجود می‌آید، مشکلات روانی عمده‌ای برای آن‌ها پیش می‌آید که پیامدهایی نظیر افسردگی، خودزنی، خودکشی، فرار از منزل را به دنبال دارد.
۶- متاسفانه غالب این سبک ازدواج‌ها به ثبت قانونی( دفترخانه و شناسنامه) نمی‌رسند و فقط به شکل صیغه (عقد موقت) جاری می‌شوند. در غالب اوقات این صیغه ادامه نیافته و دختران با کوچک‌ترین بهانه‌ای از خانه شوهر اخراج می‌شوند و ما شاهد تبدیل کودکِ عروس به کودکِ بیوه هستیم.
۷- اگر این دختران نومتاهل دچار آسیب‌هایی نظیر تجربه بارداری و زایمان زودهنگام یا تحمل خشونت از طرف همسر یا افراد خانواده وی شوند، قطعاً خود این آسیب‌ها منتج به آسیب‌های جدی‌تری خواهد‌شد و براساس آن این دختران (در قالب همسر یا در قالب مادر) ممکن است به خود یا دیگران آسیب‌های جدی وارد کنند ، ضمن اینکه این آسیب‌ها می‌تواند به سطح محیط اجتماعی و جامعه سرایت کند.
۸- اطفال حاصل از ازدواج این گونه دختران در خانواده‌هایی که نابسامان هستند و از حداقل توانمندی‌های لازم برای تشکیل یک زندگی سالم برخوردار نیستند، ممکن است در مسیرهای مبهم دیگری قرار بگیرند.
۹- ازدواج در سنین کودکی با خروج از گردونه تحصیل و آموزش، گردونه حرفه‌آموزی و مهارت‌آموزی همراه است. همچنین فرصت‌هایی را که جامعه برای شهروندان ایجاد می‌کند از دست می‌دهند. در نتیجه این کودکان نگون‌بخت با حداقل دسترسی به تحصیلات و آموزش و فرصت‌های اقتصادی، و نیز خانواده‌هایشان بیش از پیش در دام فقر گرفتار می‌شوند.
۱۰- از آنجا که این نومتاهلان در دنیای کودکانه خود به سر می‌برند اما به یکباره و جهشی به دوره بزرگسالی (به لحاظ قرار گرفتن در نقش یک مونث متاهل) پرتاب می‌شوند، اینان همچون یک زن متاهل و بزرگسال باید در جایگاه‌هایی مانند عروس، جاری، زن داداش و… به ایفای نقش بپردازند و انتظارات مورد نظر را برآورده سازند.
احراز مصلحت در ازدواج کودکان
در احراز مصلحت باید حتماً محاکم قضایی رضایت کودک را احراز کنند. در کشور ما مشکلی که وجود دارد این است که برخی اوقات خانواده‌ها بدون اینکه از دادگاه رضایت بگیرند ازدواج کودکان صورت می‌گیرد و زمانی که سن این کودکان به حد نصاب ازدواج برسد به شیوه مدنی ازدواج شان را ثبت می‌کنند، در حالی که این ازدواج اعتبار شرعی دارد و این اعتبار شرعی باعث می‌شود پدر ومادر، کودکشان را خارج از فرآیند ازدواج به عقد و ازدواج دیگری در بیاورند. در این راستا و جلوگیری از این نوع ازدواج‌ها باید برای پدر و مادرهایی که کودکشان را در سن پایین و به شیوه شرعی عقد می‌کنند، ضمانت اجرایی سختی در نظر گرفته شود مگر اینکه این زوج بچه‌دار شوند که مشکلاتی در رابطه با ثبت ازدواج، اخذ شناسنامه و… به وجود می‌آید ولی غالباً با اغماض مواجه می‌شوند و از خطایی که مرتکب شدند چشم‌پوشی می‌شود.
رهکارهای مقابله با این آسیب
۱) باید پژوهش‌های متعددی صورت بگیرد و به صورت دقیق مشخص شود که ازدواج‌های در سنین کم و پایین،۱- به لحاظ پراکندگی و توزیع جغرافیایی بیشتر در کدام مناطق و استان‌های کشور انجام می‌شود و ۲- مشخص شود که آیا فرهنگ (آداب و رسوم و عرف) باعث این پدیده است یا عوامل اقتصادی و هزینه‌های معیشتی خانواده یا باورهای غلط.
۲) کاظمی از صاحب نظران قضایی معتقد است: «با توجه به افزایش ازدواج در سن کودکی، برای تغییر سن ازدواج باید مطالعات جامعی صورت گیرد تا معیار آن بالاتر رود. نکته مهم دیگر این است که باید کف سن ازدواج مشخص شود. به موجب قانون موجود، دختر با هر سنی را هم می‌توان با شروطی که پیش از این ذکر شد شوهر داد؛ پس باید حداقل سن ازدواج مشخص شود تا برخی از ابهامات در این زمینه برطرف شود.
۳) این ازدواج‌های آزاردهنده‌ دخالت نهادهای مربوطه را می‌طلبد تا از این فجایع جلوگیری کنند. مجید ابهری آسیب‌شناس اجتماعی معتقد است: «بالا بردن سطح آگاهی و اطلاع‌رسانی از طریق رسانه‌ها، تعریف پروژه‌های آموزشی در عشایر جنوب و مناطق یاد شده و استمداد از روحانیون محل برای دخالت در این‌گونه موارد می‌تواند چاره‌ساز باشد. چرا که روحانیون اهل سنت در مناطق سنی‌نشین دارای جایگاه ویژ‌ه‌ای هستند و می‌توانند با آگاه‌سازی مردم از این‌گونه اعمال جلوگیری‌کنند.»
۴) در زمینه ازدواج زود هنگام دانش‌آموزان، رسانه‌های جمعی و اجتماعی باید به خوبی به این موضوع بپردازند تا با آگاهی رسانی عمومی، این پدپده را کاهش بدهند و در بهترین حالت جلوی آن را بگیرند.
۵) آگاهی دادن به اولیا خصوصاً مادران که ازدواج زودهنگام دخترانشان در سن ۱۲و ۱۳ سالگی پیامدهای منفی فراوانی به همراه دارد، از آنجا که این کار یک امر فرهنگی است و به نظر می‌رسد تا حد زیادی به فرهنگ و قومیت خانواده‌ها ربط دارد، شاید در کوتاه مدت به نتیجه نرسد. در موارد اتفاق افتاده هم باید از مدیران خواست که در همان ابتدای سال تحصیلی به اولیا تاکید شدید کنند که در صورت رخ‌دادن امر ازدواج برای دخترن کم سن و سالشان، به مخفی کاری روی نیاورند و سریعاً مراتب را به مدرسه گزارش دهند. مدرسه نیز با توجه به وجود مدارس شبانه دختران بزرگسال، موارد مشخص شده را به این گونه مدارس ارجاع دهد.(گرچه حضور یک دختر بچه ۱۲ ساله نومتاهل در کنار یک زن متاهل ۳۰ ساله نیز خالی از آسیب و خطر نیست. با این حال مخاطرات آن کمتر از حضور این نومتاهلان در مدارس عادی روزانه است).
ازدواج زیر ۱۸سال در بهزیستی!

ازدواج زیر ۱۸سال در بهزیستی!

صبا حسینی

ازدواج در سنین پایین در میان افراد جامعه ممکن است امری عادی نباشد، اما ‌نکوهیده هم نیست. در ایران هر چند فراوانی ازدواج‌های زیر ۱۸ سال بیشتر از میانگین جهانی نیست، اما بنا بر آمار اعلام‌شده توسط سازمان ثبت احوال سالانه چیزی حدود هزار تا دو هزار دختر زیر ۱۵ سال ازدواج کرده و صاحب فرزند شده‌اند. با این وجود بحث ازدواج در سنین پایین در میان کودکانی که حضانت آنها بر عهده بهزیستی است، می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد.
 سرنوشت کودکان بهزیستی در جوانی
در حالی ۹۳۰۰ کودک بی‌سرپرست و بدسرپرست در مراکز بهزیستی کشور نگهداری می‌شوند که مهم‌ترین سوال مربوط به سرنوشت این کودکان پس از ورود به دوران جوانی است.سیاست اصلی سازمان بهزیستی واگذاری هرچه بیشتر کودکان به خانواده‌های جایگزین است و در حال حاضر ۱۳ هزار نفر در خانواده‌های جایگزین در حال زندگی هستند. چندی پیش محمد نفریه، معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی اعلام کرد: در سال‌های اخیر به دلیل اتخاذ سیاست‌ها تعداد فرزندانی که داخل مراکز نگهداری می‌شوند، افزایش نیافته و هر ساله تعداد بیشتری از این افراد به خانواده‌های جایگزین تحویل می‌شوند.اما با وجود تمام این سیاست‌ها تعدادی از این افراد به دلیل بدسرپرست بودن یا به دلایل دیگر در مراکز نگهداری می‌مانند و پس از رسیدن به سن ۱۸ سالگی ترخیص می‌شوند. البته آنطور که مسئولان بهزیستی می‌گویند، این ترخیص حتی اگر فرد به سن ۱۸ سال هم رسیده باشد، به هر ترتیبی انجام نمی‌گیرد و بررسی‌های لازم قبل از ترخیص انجام می‌شود.
سقفی به نام بهزیستی
تا ۱۸ سالگی بچه‌های بهزیستی فقط می‌روند مدرسه و برمی‌گردند. لباس‌هایشان را می‌شویند. غذایشان آماده است. مسافرت می‌روند. یک مرتبه در ۱۸ سالگی می‌گویند: خوشحال شدیم از دیدنتان. این ۱۴ میلیون را بگیرید و بفرمایید بیرون. این سرنوشت همه بچه‌هایی هستند که به دلایل مختلف بی‌سرپرستی یا بدسرپرستی در مراکز بهزیستی اقامت دارند. این آغاز ماجرا و مشکلات جدیدی است بدون سایه سازمانی به نام «بهزیستی»؛ سازمانی که به گفته مسئولانش هم با کمبود نیرو روبه‌روست، هم با کمبود اعتبار! یکی از ضعف‌های اصلی سازمان بهزیستی به گفته مسئولان آن، در روند بعد از ترخیص بچه‌های بهزیستی است. چراکه بعد از ترخیص نیاز است بچه‌ها پدر و مادری داشته باشند. از این نظر بهزیستی هنوز نتوانسته نقش پدر و مادری خود را بعد از ترخیص مشخص کند و به سرانجام برساند. بنابراین اکثر کودکانی که در سن ۱۸ سالگی از بهزیستی مرخص می‌شوند، دو مشکل اصلی دارند: مسکن و اشتغال. همین دو نیاز آنها را در صورتی که دختر باشند، به سمت تشکیل خانواده حتی به بهانه پذیرفتن و تن دادن به هر شرایطی تشویق می‌کند. برای حل مشکلات مسکن این افراد اقداماتی در حال اجراست و مکاتباتی میان‌ ریاست سازمان بهزیستی کشور با مدیرعامل شرکت مادر تخصصی عمران شهرهای جدید هشتگرد و پرند صورت گرفت و مبنا بر آن شد تا فرزندان ترخیصی که مشکل مسکن دارند، در طرح مسکن مهر دو شهر جدید پرند و هشتگرد ثبت‌نام کنند، اما برنامه‌ریزی برای بعد روحی و همیاری این افراد به مراتب اهمیت بیشتری دارد.
ازدواج برخی دختران تحت پوشش زیر ۱۸ سال
هزینه ترخیص کودکان بهزیستی تا سال ۹۲ مبلغ  هفت میلیون تومان بود، این رقم سال ۹۴ رشد دوبرابری کرده و ۱۴ میلیون تومان شد و به تازگی هم روز گذشته مدیرکل اداره کودکان و نوجوانان بهزیستی از پرداخت ۱۷ میلیون تومان هزینه ترخیص به فرزندان بهزیستی خبر داد.محمد نفریه با بیان اینکه در حال حاضر ۲۴ هزار فرزند تحت پوشش سازمان بهزیستی قرار دارند که از این تعداد ۹ هزار و ۸۰۰ نفر در مراکز نگهداری ما اقامت دارند، گفت: نگهداری از این کودکان از شیرخوارگاه‌ها شروع شده و تا مراکز نگهداری از جوانان ۱۸ ساله ادامه می‌یابد، همچنین ۱۴ هزار فرزند بهزیستی نیز درخانواده‌های جایگزین زندگی می‌کنند که معمولا این خانواده‌ها فامیل سببی و نسبی بوده یا از طریق فرزندخواندگی سرپرستی کودک را برعهده گرفته‌اند. او ادامه داد: نگهداری از این کودکان و نوجوانان در قالب ۶۰۰ مرکز دولتی و ۵۴۰ مرکز غیردولتی تحت پوشش خیریه‌ها انجام می‌شود. همچنین ۳۴ شیرخوارگاه نیز از این کودکان نگهداری می‌کنند.نفریه با تاکید براینکه این کودکان مادامی که نزد ما هستند، انواع خدمات آموزشی، بهداشتی، مددکاری و… را دریافت می‌کنند، خاطرنشان کرد: ما افراد زیر ۱۸ سال را ترخیص نمی‌کنیم و برای ترخیص افراد بالای ۱۸ سال نیز کمیته‌ای تشکیل داده و موضوع را بررسی می‌کنیم، زیرا این افراد حتما باید به درجه‌ای رسیده باشند که بتوانند زندگی مستقل تشکیل دهند. او با اشاره به اینکه ترخیص پسران معمولا از سربازی شروع شده و معمولا دختران با ازدواج ترخیص می‌شوند، که هزینه جهیزیه و عقد آنان را پرداخت می‌کنیم، اظهار کرد: معمولا دختران ما بالا‌تر از ۱۸ سال ازدواج می‌کنند اما مواردی بوده که این ازدواج در سنین کمتر صورت گرفته است که معمولا طرف مقابل از آشنایان کودک بوده است. آنچه برای ما مهم است، شرایط فرزند است و تاکید ما هم بر ازدواج بعد از ۱۸ سالگی است.
 پرداخت ۳۰ میلیون تومان وام بلاعوض
او افزود: علاوه براین همه فرزندان ما تحت پوشش بیمه آتیه هستند، به این صورت که سال‌ها قبل از ترخیص فرزندان به صورت ماهانه پولی به حساب بیمه ریخته می‌شود که بعد از چند سال یعنی زمان ترخیص، علاوه بر پول مذکور سود نیز به فرزندانمان تعلق می‌گیرد. همچنین وام قرض‌الحسنه‌ای از طرف شرکت بیمه‌گذار به این افراد پرداخت می‌شود. به گزارش ایلنا، نفریه گروه‌های همیار را یکی دیگر از سیستم‌های حمایتی این سازمان برشمرد و اظهار کرد: براساس این سیستم هر ۵ فرزند بهزیستی می‌توانند با هم تعاونی تشکیل داده و پس از دریافت آموزش پروژه‌نویسی اقدام به تدوین پروژه اشتغال می‌کنند. در این سیستم به هر پنج نفر برای ایجاد اشتغال، ۳۰ میلیون تومان وام بلاعوض پرداخت می‌شود. این مبلغ معمولا به افرادی تعلق می‌گیرد که دانشگاه نمی‌روند یا تحصیلات دانشگاهی‌شان به پایان رسیده است.

منبغ

خنده های تلخ ازدواج های کودکانه

خنده های تلخ ازدواج های کودکانه

سیمه پناهنده شهرکی

برخی از روان شناسان و جامعه شناسان معتقدند که ازدواج های کودکانه یا همان ازدواج های زیر ۱۸ سال ؛ نابسامانی ها و مشکلاتی را برای زندگی مشترک این گروه سنی به وجود می آورد.

 در ماده ۱۰۴۱ جلد دوم قانون مدنی ایران مصوب سال ۱۳۱۳سن ازدواج دختران و پسران در دهه های مختلف تغییراتی صورت گرفته اما در دهه اخیر این قانون هیچ تغییری نداشته است.

در سال ۱۳۱۳ قانون گذار حداقل سن ازدواج برای دختران را ۱۵ سال تمام شمسی و برای پسران ۱۸ سال تمام شمسی در نظر گرفته بود.
در همان قانون با در نظر گرفتن شرایط اجتماعی آن زمان ایران، تدابیری اندیشیده شده بود که در شرایط استثنایی، دختران ۱۳ ساله و پسران ۱۵ ساله نیز قادر به ازدواج باشند.
در اواخر دهه ۴۰ شمسی تلاش هایی صورت گرفت تا برخی از قوانین ایران پیرامون مسائل خانواده تغییر یابد که این تلاش ها منجر به تصویب قانون حمایت از خانواده در سال ۱۳۴۶ گردید اما در این قانون سن ازدواج تغییری نیافت.
در سال ۱۳۵۳ نیز قانونی دیگر با همان عنوان ‘قانون حمایت از خانواده’ تصویب شد و حداقل سن ازدواج در ایران را به صورت چشمگیری افزایش داد و تمامی قوانین مغایر با خود را نیز منسوخ اعلام کرد.
در این قانون، حداقل سن ازدواج برای دختران ۱۸ سال تمام شمسی و برای پسران ۲۰ سال تمام شمسی در نظر گرفته شد و تنها استثنائی که برای دختران قائل شد در شرایطی خاص دادگاه ها مجاز دانسته شدند تا به دخترانی که به ۱۵ سال تمام شمسی رسیده اند، اجازه ی ازدواج دهند.


wedding.dress_.Arab_.Woman_.Platform-608x330در این قانون هیچ استثنایی برای پسران در نظر گرفته نشده بود و شاید بتوان گفت از این منظر قانون گذاران آن زمان به بافت مناطق روستایی ایران در دهه ی ۵۰ توجه چندانی نکرده بودند.
در سال ۱۳۶۱ بار دیگر قانون گذاران اقدام به تغییر ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی نموده و ناگهان حداقل سن ازدواج را از ۱۸ و ۲۰ سال تمام شمسی به ۹ و ۱۵ سال تمام شمسی کاهش دادند.
این اقدام آنان از دید برخی حقوقدانان و فعالان اجتماعی، اقدامی شتابزده و مغایر با قانون مدنی بود و پس ازآن سن ازدواج دختران به ۱۳ سال تمام شمسی و سن ازدواج پسران به ۱۵ سال تمام شمسی تبدیل شد.
در واقع حداقل سن ازدواج برای دختران افزایش قابل ملاحظه ای یافت ولی برای پسران تغییر چندانی نداشت.
البته باید به این نکته ی مهم توجه داشت که در سال ۱۳۸۱ ازدواج اطفال زیر ۱۳ و ۱۵ سال به کلی منع نشد بلکه قانون گذاران برای تامین نظر شورای محترم نگهبان، متن ماده را این چنین تنظیم نمودند:’ عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن ۱۳ سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به ۱۵ سال تمام شمسی منوط است به اذن ولیّ، به شرط رعایت مصلحت و با تشخیص دادگاه صالح.’
همان طور که ملاحظه می شود در حال حاضر با سه شرط می توان دختران و پسران زیر ۱۳ و ۱۵ سال را آماده ازدواج دانست، امری که از دید بسیاری از صاحب نظران غیر منطقی است.
این سه شرط عبارتند از: اذن ولیّ طفل، رعایت مصلحت طفل و تشخیص دادگاه،که در واقع در سال ۱۳۸۱ قانون گذار به نوعی به قانون سال ۱۳۱۳ باز گشته و دامنه شمول استثنایی موجود در آن زمان در خصوص ازدواج اطفال را، وسیع تر نیز کرده است.
از سال ۱۳۸۱ تا کنون ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی بدون تغییر باقی مانده است و این در حالیست که جامعه ی ایران در یک دهه ی گذشته شاهد تغییرات قابل ملاحظه ای بوده است.
در کشوری که میانگین حداقل سن ازدواج در پسران و دختران آن به ترتیب به بیش از ۲۶ و ۲۳ سال رسیده است، به نظر می رسد حداقل سن قانونی ازدواج باید تغییر پیدا کند.
اما ازدواج های زود هنگام و زیر سن قانونی این روزها در برخی مناطق توسعه نیافته کشور به یک معضل تبدیل شده است.
مدرس مرکز طراحی زندگی سالم دانشگاه شهرکرد با اشاره به مشکلات پیش روی ازدواج های دختران و پسران زیر۱۸سال در کشور به عنوان یک معضل و زنگ خطری برای ادامه زندگی این گروه سنی گفت: براساس مباحث روان شناسی ازدواج زیر ۱۸ساله ها ازدواجی زود هنگام است.
دکتر محمد ربیعی ،به اعتقاد سنتی در زمینه اینکه فردی که به سن بلوغ رسیده و تمایل به جنس مخالف پیدا می کند باید ازادواج کند، افزود:ازدواج های زود هنگام زیر ۱۸سال علاوه بر مشکلات عاطفی، مشکلات جسمی و خانوادگی را نیز برای زوجین به وجود می آورد.
به گفته وی، ازدواج های به سه دسته زودهنگام، دیرهنگام و به هنگام تقسیم می شود که در ازدواج های زودهنگام سن دخترزیر ۱۸تا ۲۰سال و پسر۲۲تا ۲۳سال است و برای مناطق و فرهنگ های مختلف متفاوت است.
رئیس مشاوره‌ دانشگاه شهرکرد افزود:ازدواج های گروه سنی ۲۲تا ۲۸ سال برای دختران و پسران ازدواج های به هنگام و ازدواج های بالای ۲۸تا ۳۰ سال ازدواج های دیر هنگام است.
ربیعی اظهار داشت: در ازدواج های زود هنگام بیشتر افراد براساس عواطف و هیجان ها، شریک زندگی خود را انتخاب و ازدواج می کنند و یا براساس فشارهای خانواده ها و برخی سنت های نامتعارف در بین خانواده ها ازدواج می کنند که این ازدواج ها مشکلات زیادی را برای زوجین بوجود می آورد.
به گفته وی،در ازدواج های زود هنگام که براساس عواطف و هیجانات است پس از گذشت چندین ماه و یا چندین سال این عواطف و هیجانات فروکش کرده و روی دیگر زندگی نمایان می شود که بیشتر این ازدواج ها منجر به بروز مشکلات و از هم پاشیدگی است.
وی گفت: در ازدواج زودهنگام ممکن است، بعد از ازدواج به دلیل رشد عقلی و فکری، تفکر و برداشت از زندگی مشترک و همچنین ملاک انتخاب همسر، موجب بروز مشکلات جدیدی در زندگی زوجین شود.
رئیس مرکز مشاوره طراحی زندگی گفت: در این ازدواج ها که جنبه هیجانی و نیازهای جنسی بر عقل و منطق غلبه دارد، بعد از ازدواج به دلیل کاهش نیازهای جنسی و فروکش کردن هیجانات عاطفی، جنبه های عاطفی شناختی و تمایزات افزایش پیدا کرده و این امر زمینه شکست در زندگی را افزایش می دهد.
وی، با اشاره به اینکه بهترین گروه سنی ازدواج ۲۲تا ۲۸سال است افزود: دراین گروه سنی هیجانات اولیه و احساسات فروکش کرده و انسان از نظر عقلی، فکری، جسمی آمادگی لازم برای زندگی مشترک را دارد.
ربیعی افزود: در ازدواج های به هنگام هیجانات وعواطف و احساسات فروکش کرده و انتخاب همسر براساس عقل، تفکر و استدلال است.
به گفته وی، در ازدواج های دیرهنگام نیز افراد به مسایل ریز خیلی توجه کرده و همین امر باعث می شودکه ازدواج خیلی سخت صورت گیرد.
ربیعی به برگزاری دوره های آموزش مهارتهای زندگی برای جوانان در شرف ازدواج اشاره کرد و گفت: برگزاری دوره های آموزش قبل از ازدواج در زمینه همسریابی و آمادگی برای انتخاب همسر نیز در استان با همکاری ادارات درگیر با این گروه سنی از جمله ورزش و جوانان، سپاه و بسیج، آموزش و پرورش ضروری است.
استاد دانشگاه و مدرس دوره های آموزش مهارت های زندگی در چهارمحال وبختیاری نیز گفت:سن طلایی ازدواج در بین جوانان، ۱۸ تا ۲۵ سال برای دختران و ۲۵تا ۳۰سال برای پسران است.
فرزاد رحیمی افزود: هم اکنون سن طلایی ازدواج در کشور و استان بالا رفته به طوری که برای دختران به ۲۵سال به بالا و برای پسران به ۳۰تا ۳۵ سال رسیده است.
وی با اشاره به اینکه لازمه ازدواج و زندگی مشترک ایجاد پختگی و یا بلوغ اقتصادی، اجتماعی، فردی و شرایط جسمی است ، افزود: قبل از ایجاد این پختگی و بلوغ اگر ازدواجی صورت گیرد، ناامنی در زندگی افراد به وجود می آورد.
رحیمی افزود:هم اکنون یکی از دلایل بالا رفتن آمار ایجاد ناسازگاری در بین خانواده ها به دلیل ازدواج ناآگاهانه است.
به گفته وی، ازدواج ناآگاهانه فقط مختص گروه سنی زیر ۱۸ سال نیست، بلکه در ازدواج های بهنگام و دیرهنگام نیز این ازدواج انجام می شود.
مدیرکل کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان چهارمحال وبختیاری افزود::گروه سنی زیر ۱۸سال به عنوان گروه سنی نوجوان و جوان است که افراد در این گروه سنی سیر تکاملی خود را طی می کنند.
رحیمی اظهار داشت:در این گروه سنی به دلیل بی بهره گی از مهارت های زندگی و همچنین ناتوانی در رویارویی با موقعیت ها و مشکلات زندگی زناشویی با آسیب های فراوان مواجه می شوند.
به گفته وی، این ازدواج ها که برخی به دلیل مشکلات مالی و اقتصادی خانوادها، برخی به دلیل تمایل وخواسته خود زوجین رخ می دهد با مشکلات و ناهنجاری هایی مواجه می شود.
مدیرکل ثبت احوال استان چهارمحال وبختیاری نیز گفت:در سه ماهه نخست امسال دو هزار و ۳۸۷ واقعه ازدواج در این استان ثبت شده و در مقایسه با مدت مشابه سال قبل که دو هزار و ۶۲۴ واقعه بوده، ۹ درصد کاهش داشته است.
محمدعلی رفیع پور به ثبت ۹ هزار و۷۸۰ واقعه ازدواج طی سال گذشته در این استان اشاره کرد و گفت: این آمار در مقایسه با سال ۱۳۹۳ معادل ۳٫۳درصد کاهش داشته است.
وی اظهار داشت: در سه ماهه نخست سالجاری ۲۵۵ واقعه طلاق در استان ثبت شد و در مقایسه با مدت مشابه سال قبل که ۳۱۹ واقعه بود، ۲۰ و یک دهم درصد کاهش داشته است.
وی تصریح کرد: در سال گذشته یک هزار و ۳۱۹ واقعه طلاق در چهارمحال و بختیاری ثبت شد که در مقایسه با سال ۱۳۹۳ معادل ۶ دهم درصد افزایش نشان می دهد.
رفیع پور افزود: در سه ماهه نخست سالجاری، میانگین سن ازدواج زوج های این استان ۲۸٫۴ سال و در مدت مشابه سال گذشته ۲۸٫۵سال بوده است.
به گفته وی ،سال گذشته ۹هزار و ۷۸۰واقعه ازدواج در استان به ثبت رسیدکه از این تعدادهشت هزار و ۷۵واقعه مربوط به ثبت ازدواج در مناطق شهری و تعداد یکهزار و ۷۰۵واقعه مربوط به ازدواج در مناطق روستایی می باشد.
وی گفت: سال گذشته یکهزار و ۳۱۹واقعه طلاق در استان به ثبت رسیده است که از این تعداد یکهزار و ۱۸۹واقعه مربوط به نقاط شهری و تعداد ۱۳۰ واقعه مربوط به نقاط روستایی می باشد.
مدیرکل ثبت احوال استان گفت:بیشترین درصد ازدواج ثبت شده سال گذشته مربوط به مردان گروه سنی ۲۵تا ۲۹سال بود که دراین مدت چهارهزار ۱۹۸ازدواج صورت گرفته و ۴۲ درصد ازدواج مردان در این گروه سنی بوده است.
به گفته وی، کمترین درصد ازدواج مردان متعلق به گروه سنی کمتر از ۱۵ سال با چهار واقعه ازدواج چهار دهم درصد بوده است.
وی اظهار کرد: بیشترین درصد ازدواج ثبت شده زوجه مربوط به زنان گروه سنی ۲۰ تا ۲۴ سال ۳۴٫۹۱ درصد بوده است.
وی گفت: در این گروه سنی سه هزار و۴۱۴واقعه ازدواج ثبت شده است.
به گفته وی، در گروه سنی زیر ۱۵سال ازدواج دختران ۲۹۲واقعه بود که ۲٫۹۹درصد ازدواج های دختران در استان است.
رفیع پور اظهار داشت: در گروه سنی ۱۵ تا ۱۹ سال نیز ۲٫۲۰درصد ازدواج ها پسران با ۲۱۴واقعه و دختران نیز با ۲۸٫۵۵درصد دوهزار و ۷۹۲درصد ثبت شده است.
وی، میانگین طول مدت زندگی مشترک دراستان را ۷٫۲۰سال عنوان کرد وگفت: این میانگین در نقاط شهری ۷٫۴۲سال و روستایی۵٫۲۰سال بوده است.
به گفته وی ،۱۴٫۸درصد زوجین در استان وام زندگی کمتر از یکسال داشتند و ۵۸٫۶درصد طلاق ها مربوط به پنج سال اول زندگی بوده است.
با آگاهی بخشی رسانه ای می توان از بروز ازدواج های زودهنگام در مناطق کمتر توسعه جلوگیری کرد و ازدواج آسان و به هنگام را ترویج داد.
منبع

خاله‌بازی‌های واقعی

خاله‌بازی‌های واقعی

نقدی بر قوانینی که حداقل سن ازدواج موقت برای دختران را ۱۳‌سال قرار داده است
وحیده کریمی
یکی از محبوب‌ترین بازی‌های دوران کودکی  بسیاری از ما خاله‌بازی بود. پسرها  نقش پدر یا پسر خانواده را داشتند و دخترها هم  نقش مادر یا دختر خانواده را برعهده می‌گرفتند و ماجراهای دنیای واقعی را در دنیای کودکانه خود بازی می‌کردند، آشپزی، خیاطی، مهمانی‌رفتن و پذیرایی، دعوا و… و بعد از چند ساعت هم بازی تمام می‌شد و هرکه به خانه خود باز‌می‌گشت تا همان فرزندان کوچک خانه باشند. حال آمارها می‌گویند تعدادی از این کودکان قبل از بزرگ‌شدن محکوم به تکرار بازی‌های کودکانه خود در دنیای واقعی هستند و در جهان طبق آخرین آمار، ٧٠٠‌میلیون زن در سنین کودکی ازدواج کرده‌اند. در ایران نیز ١٧‌درصد دختران زیر ١٨‌سال عروس می‌شوند که این آمار مربوط به ازدواج دایم است و آمار دقیقی از ازدواج موقت دختران زیر ١٨‌سال وجود ندارد. کافی است نگاهی به قوانین داشته باشیم، هرچند بسیار پیش‌آمده نگاه قانون با نگاه عرف تفاوت داشته باشد، مانند جهیزیه دختران در زمان ازدواج که قانون می‌گوید تأمین مایحتاج و وسایل موردنیاز زندگی با مرد است و عرف می‌گوید جهیزیه را خانواه عروس باید تهیه کند، البته تضاد میان قوانین و عرف گاهی اثرات جانبی فرا‌تر از تهیه جهیزیه دارد، برای نمونه در ازدواج موقت عرف کاملا مخالف این امر برای دختران است و ازدواج کودکان را نیز برنمی‌تابد، هرچند طبق قانون ازدواج دختران چه دایم و چه موقت فقط نیاز به اذن پدر یا جدپدری دارد. بنابراین با مجوز قانون یک کودک ۱۳ساله با اذن پدر به عقد موقت یک مرد درمی‌آید و خاله‌بازی‌های کودکانه برای دختری کوچک واقعی می‌شود و طعم تلخ موقت‌بودن زندگی را می‌چشد، زندگی بدون کوچکترین حقوق مادی و معنوی و محروم‌بودن از نفقه و ارث.IMG_20989
ازدواج امری مقدس
«ازدواج همیشه و در همه جوامع امری مقدس است و به همین دلیل حساسیت‌های خاصی نیز به همراه داشته است»، دکتر مریم سلطانی، عضو هیأت علمی دانشگاه و وکیل دادگستری با نگاهی به اهمیت امر ازدواج می‌گوید: در طول تاریخ همواره امری مقدس و قابل‌توجه بوده است؛ زیرا نتیجه آن تشکیل نهاد خانواده است که مهم‌ترین بخش یک جامعه است. البته نحوه شکل‌گیری و قواعد و حتی کارکرد این امر، به مرور زمان و همگام با تحولات فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دستخوش تغییراتی شده است. در گذشته در بسیاری جوامع، ازدواج مبتنی‌بر تصمیم و رأی والدین صورت می‌گرفت اما درحال‌حاضر انتخاب آزاد همسر موردقبول بسیاری از جوامع متمدن است. با توجه به نقش قابل‌توجهی که خانواده در جامعه بشری دارد، کشورهای مختلف در قوانین خود، قواعد و اصول متعددی را برای ساماندهی این امر پیش‌بینی کرده‌اند.
سن ازدواج موقت ۱۳‌سال است
«طبق (مواد ۱۰۴۳ و ۱۰۴۴) قانون مدنی سن نکاح برای دختر نیز همانند ازدواج دایم ۱۳‌سال است، این یعنی پدر و جدپدری با نفوذی که بر کودک ۱۳ساله دارند به‌راحتی می‌توانند نه‌تنها ازدواج دایم که ازدواج موقت کودک خود را رقم بزنند.» با توجه به اهمیت بلوغ فکری و روانی کودکان در امر ازدواج، این استاد دانشگاه معتقد است: یکی از مهم‌ترین مباحث در ازدواج، تعیین سن مناسب برای آن است. در واقع، به این دلیل که عقد ازدواج مبنای تشکیل مهم‌ترین نهاد یک جامعه است، بنابراین احراز رشد کافی برای انجام آن امری اجتناب‌ناپذیر است. ازدواج زودهنگام و نامناسب می‌تواند تبعات منفی بسیاری برای جامعه درپی داشته باشد. عدم‌رشد عقلی لازم برای تشکیل خانواده و به تبع آن انتخاب نادرست، عدم‌مهارت لازم برای تربیت فرزندان و اداره خانواده از لحاظ اقتصادی و اجتماعی، عدم‌آگاهی نسبت به بهداشت جنسی و بهداشت باروری و مشکلاتی از این قبیل، منجر به افزایش آمار طلاق در چنین ازدواج‌هایی خواهد شد.
«سن یک اماره است که می‌تواند نشانه‌ای برای تحصیل رشد عقلی و جسمی باشد؛ اما مسلما مطلق نیست»، سلطانی با بیان این جمله ادامه می‌دهد: در قوانین بسیاری از کشور‌ها، حداقل سن تعیین‌شده برای ازدواج، ١٨‌سال است. درواقع، به این دلیل که سن خروج از دوران کودکی در بسیاری از قوانین و اسناد بین‌المللی، ١٨سال است، سن ازدواج را نیز متناسب با سن خروج از کودکی درنظر گرفته‌اند. با این حال، در برخی قوانین، ازدواج پیش از رسیدن به سن مزبور نیز با رضایت والدین امکان‌پذیر است. ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی ایران نیز، سن ازدواج دختر را ١٣‌سال شمسی و در مورد پسر ١۵سال شمسی تعیین کرده است. البته ماده مذکور مقرر داشته که ازدواج پیش از سنین مذکور به اذن ولی و به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه امکان‌پذیر است. کودکانی که با اجبار اولیای خود تن به ازدواج می‌دهند، کمترین آشنایی به حقوق خود در امر ازدواج ندارند و دریافت مجوز از دادگاه نیز عمر کمی دارد و به گفته این وکیل دادگستری لزوم اخذ مجوز دادگاه نیز از ‌سال ۱۳۸۱ وارد قانون ایران شده است. قانون حمایت خانواده مصوب‌ سال ۱۳۹۱ نیز ضمانت اجرا درمورد ازدواج کودک را برای زوج، ولی زوجه و عاقد بیان کرده است. سلطانی در پایان متذکر می‌شود که باوجود شرایطی که قانونگذار در زمینه ازدواج کودکان تعیین کرده است، متاسفانه به دلیل عدم‌صراحت قانون درمورد ازدواج موقت و نظرات متعددی که بین فقها در این خصوص وجود دارد، معضل ازدواج موقت کودکان روبه افزایش است. درواقع، یک برداشت نادرست از ماده ۱۰۴۱ این است که شرط سنی مذکور در این ماده تنها به ازدواج دایم اختصاص دارد و ازدواج موقت محدودیت سنی ندارد. اما باید توجه داشت که ماده مذکور به‌طورکلی شرط سنی را درمورد ازدواج مطرح کرده است و شامل ازدواج دایم و موقت می‌شود. بنابراین با توجه به این‌که ازدواج موقت کودکان می‌تواند تبعات منفی بیشتری برای جامعه به همراه داشته باشد، رعایت محدودیت سنی در این زمینه امری ضروری است.
مالکیت مهریه
«تنها حق مادی دختران در ازدواج موقت داشتن مهریه است.» در ماده‌ ۱۰۷۵ قانون مدنی‌ ازدواج موقت در قوانین ایران به رسمیت شناخته‌ شده‌است. شرایط و ارکان اساسی آن نیز مانند شرایط صحت نکاح دایم به اضافه‌ تعیین مدت مشخص و تعیین مهر معین برای زن است. به‌طوری که عدم‌تعیین مهریه باعث بطلان عقد خواهد شد و مطابق مواد ۱۰۹۵ تا ۱۰۹۸ قانون مدنی ترتیباتی داده شده تا مهریه‌ زن در ازدواج موقت به هر ترتیب به وی تسلیم شود. زن پس از جاری‌شدن عقد مالک مهر است و اتفاقاتی چون فوت زن در زمان ازدواج‌، عدم‌نزدیکی شوهر با وی تا اتمام مدت عقد و بخشیدن زمان عقد از طرف شوهر مهریه را ساقط نمی‌کند.
مهریه ناچیز در عقد موقت
«در ازدواج موقت دو اتفاق اصولا اجتناب‌ناپذیر است، اول صیغه توسط یک شخص معتمد طرفین یا اقوام و خویشان که دارای دفترخانه رسمی ازدواج نیست، جاری می‌شود تا صیغه‌نامه‌ای هم صادر نشود و دوم تعیین مهریه‌های بسیار نا‌چیز است.» شانای مالک‌نژاد، وکیل دادگستری نیز توضیح می‌دهد: در مواردی که مدرک کتبی معتبر دال بر نکاح موقت موجود نباشد، اثبات‌ ازدواج موقت و مهریه توافق شده بسیار دشوار است و در صورت امتناع زوج، دریافت مهریه به سختی امکان‌پذیرخواهد بود. از طرفی گاه ممکن است افرادی نابالغ با توجه به شرایط زندگی خود، مجبور به چنین ازدواج‌هایی شوند که متاسفانه در چنین موقعیت‌هایی با توجه به عدم‌ثبت نکاح مشکلات عدیده‌ای برایشان به وجود خواهد آمد. مالک‌نژاد با اشاره به قوانین ازدواج در کشور ادامه می‌دهد: مطابق قانون، در نکاح دختر باکره اعم از منقطع و دایم اذن‌ پدر یا جدپدری لازم است و در صورت امتناع غیرموجه پدر از دادن اذن یا‌ عدم‌حضور پدر در محل یا غیرممکن‌بودن استیذان،‌ دختر می‌تواند با معرفی مرد موردنظر و شرایط نکاح از دادگاه مدنی خاص درخواست اجازه‌ ازدواج کند.
ازدواج بدون حق دریافت نفقه
«در ازدواج موقت زوجه طبق ماده‌ ۱۱۱۳قانون مدنی‌ حق بهره‌مندی از نفقه را ندارد، مگر این‌که در زمان عقد شرط شده باشد یا آن‌که عقد مبنی‌بر آن جاری شده باشد.» این وکیل پایه یک دادگستری در این رابطه می‌گوید: در صورتی که زوج نفقه مشروط را نپردازد، زوجه می‌تواند الزام او به پرداخت نفقه را بخواهد و هرگاه الزام او نیز ممکن نباشد، زوجه می‌تواند الزام زوج به بذل مدت را از دادگاه تقاضا کند، به‌ویژه زمانی که به عسر و حرج زوجه منتهی شود.
دست کوتاه از ارث
زنان در ازدواج موقت حق و حقوق مادی خاصی ندارند. به‌گفته شانای مالک‌نژاد قانونگذار مقر می‌دارد زوجینی که زوجیت آنها دایمی بوده از یکدیگر ارث می‌برند. از قید زوجیت دایمی چنین استنباط می‌شود که در نکاح موقت زوجین از یکدیگر ارث نمی‌برند، حتی شرط توارث هم در چنین نکاحی به دلیل تعارض با قواعد امری ارث باطل است.
تضییع حقوق فرزندان
البته مشکلات زنان در ازدواج موقت فقط منوط به زندگی بی‌سروسامان خودشان نیست و متاسفانه فرزندان حاصل از این ازدواج نیز با مشکلاتی روبه‌رو هستند. فرزندان حاصل از ازدواج موقت‌ مشروط بر ثبت‌شدن قانونی و محضری ازدواج، ‌حقوقی درست همانند فرزندان حاصل از ازدواج دایم دارند،‌ یعنی فرزندان مشروع پدر شناخته می‌شوند،‌ پدر موظف به دادن نفقه و نگهداری آنان است و از پدر ارث می‌برند. اما مسأله ‌این‌جاست که با توجه به عدم‌ثبت محضری ازدواج موقت در اکثر موارد، جاری‌شدن صیغه‌ آن توسط زوجین یا عاقدان گمنام و فاقد دفتر، اثبات نسب برای فرزند حاصل از ازدواج موقت بسیار مشکل و اکثرا غیرممکن خواهد بود. درحال حاضر شاهد بی‌شناسنامه ماندن‌ تعدادی از فرزندان یا تضییع حقوق آنان مانند ارث هستیم. هرچند در قانون حمایت از خانواده شرط شده با تولد فرزند، مرد مجبور به ثبت رسمی ازدواج است اما مشکل، پذیرش فرزند از سوی مرد است. بنابراین با نگاهی بر کتاب قانون مشخص می‌شود که ازدواج موقت کودکان نه‌تنها در قوانین پذیرفته شده که حتی حمایتی هم از این کودکان به عمل نیامده است. همان‌طور که ازدواج دایم برای کودکان اثرات منفی گسترده‌ای به همراه دارد، ازدواج موقت شرایط سخت‌تری را بر کودکان تحمیل می‌کند. با نگاهی به مشکلات این کودکان، تلاش برای ممنوع‌کردن ازدواج موقت کودکان می‌تواند گام مهمی برای حفظ اهمیت و ارزش ازدواج دایم باشد و از طرفی هم کودکان وارد یک خاله‌بازی موقت نشوند.

منبع