رفع ایراد ازدواج فرزندخوانده با سرپرست

رفع ایراد ازدواج فرزندخوانده با سرپرست

زهرا سلیمانی

در ضیافت افطار سازمان بهزیستی کشور در شیرخوارگاه آمنه که با حضور وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، معاون زنان و خانواده رئیس‌جمهور، دستیار ویژه رئیس‌جمهور در امور شهروندی و همچنین رئیس سازمان بهزیستی کشور برگزار شد مباحث مختلفی درباره کودکان تحت پوشش بهزیستی مطرح شد. در حالی که علی ربیعی اعلام کرد که واگذاری کودکان بهزیستی به خانواده‌ها سه‌درصد افزایش یافته است، شهیندخت مولاوردی از ارائه راهکاری برای رفع ایراد وارد بر «ازدواج فرزندخوانده با سرپرست» خبر داد. انوشیروان محسنی بندپی، رئیس بهزیستی نیز بر حق زنان مجرد برای به سرپرستی گرفتن فرزندان بهزیستی تاکید کرد و گفت که تنها ۲۰‌درصد کودکان شرایط واگذاری به خانواده را دارند.

فرزندخواندگی به معنی اعطای سرپرستی کودکان تحت سرپرستی سازمان بهزیستی به خانواده‌های متقاضی واجد شرایط قانونی جاری حمایت از کودکان است. اولین قانون حمایت از کودکان بی سرپرست در سال ۱۳۵۳ تصویب شد که به دلیل ایراداتی که داشت در سال ۸۷ اصلاح شد، اما تصویب نشد تا اینکه قانون جدید فرزندخواندگی، پس از چندین سال کار کارشناسی و کش‌و‌قوس‌های فراوان و تغییرات مرداد سال ۹۲ به تصویب رسید. در تغییرات این قانون آمده علاوه بر خانواده‌هایی که فرزند ندارند به خانواده‌هایی که فرزند دارند نیز فرزند اهدا شود و زنان بالای ۳۰ سال مجرد می‌توانند صاحب فرزندخوانده شوند. در قانون قبل فقط کودکان زیر ۱۲ سال به فرزندخواندگی می‌رفتند، اما اکنون تا ۱۶ سالگی مجاز شده است. در ابتدای این مراسم وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی درباره تسهیل شرایط واگذاری کودکان بهزیستی به خانواده‌ها گفت: «سال گذشته به دنبال تسهیل شرایط، واگذاری کودکان به خانواده‌ها ۳۰‌درصد افزایش یافت. این در حالی است که اغلب خانواده‌ها داوطلب سرپرستی کودکان نوزاد هستند، اما ما خواستار پذیرش کودک بزرگ‌تر از سوی خانواده‌ها هستیم. علی ربیعی افزود: اگر برخی از خانواده‌ها توان نگهداری از کودک بزرگ‌تر را ندارند ما به آنها خدمات ارائه می‌دهیم.

راهکار«ازدواج فرزندخوانده با سرپرست»

در ادامه معاون رئیس‌جمهور در امور زنان و خانواده درباره ایرادات مطرح شده پیرامون ازدواج فرزند خوانده با سرپرست گفت: لایحه‌ای در دولت برای حذف تبصره ماده ۲۶ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی‌سرپرست در دست اقدام است و به مراحل نهایی رسیده است. با حذف تبصره مذکور، این مشکل هم با توجه به انتقادات جدی که به آن مطرح بود، حل می‌شود. شهیندخت مولاوردی درباره ایرادات وارد بر ازدواج فرزندخوانده با سرپرست و سرانجام رفع آن افزود: لایحه‌ای در دولت برای حذف تبصره ماده ۲۶ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی‌سرپرست در دست اقدام است و به مراحل نهایی رسیده است. با حذف تبصره مذکور این مشکل هم با توجه به انتقادات جدی که به آن مطرح بود، حل می‌شود. او ادامه داد: این لایحه در کمیسیون اجتماعی دولت تصویب شده است، اما هنوز در دولت به تصویب نرسیده است. باید به قانون گذشته که در آن اشاره‌ای به ازدواج فرزندخوانده با سرپرست نشده بود برگشت و موضوع مسکوت باشد.

۲۵‌درصد کودکان بهزیستی بی سرپرست‌اند

در ادامه رئیس سازمان بهزیستی با بیان اینکه در برابر‌هزار و ۶۰۰ متقاضی فرزند خواندگی، ۹۰۰ شیرخوار در کل کشور وجود دارد، گفت: از این میزان بر اساس آمار ما، ۲۰تا ۲۵‌درصد این کودکان فاقد سرپرست هستند که ما برایشان شناسنامه می‌گیریم و زمینه واگذاری شان را فراهم می‌کنیم و مابقی باید به صورت «امین موقت» به خانواده‌ها سپرده شوند. انوشیروان محسنی بندپی با بیان اینکه شیرخوارگاه آمنه یکی از بهترین شیرخواگاه‌های کشور است، افزود: در حال حاضر ۱۱۸ شیرخوار در این مرکز نگهداری می‌شوند. در کل کشور ۹۰۰ شیرخوار داریم. بسیاری از خانواده‌ها خواستار دریافت سرپرستی کودکان دختر هستند. او تاکید کرد: متقاضیان فرزند خواندگی زیاد هستند و سیاست ما این است که در اسرع وقت آنها را به خانواده‌ها واگذار کنیم. قانون تسهیلاتی در این زمینه قائل شد و حتی برای واگذاری فرزند به زنان مجرد هم اجازه صادر شده است. رئیس سازمان بهزیستی با بیان اینکه کودکانی که در این مرکز نگهداری می‌شوند عمدتا بد‌سرپرست هستند و زمینه واگذاری دائم آنها وجود ندارد، گفت: برای این موضوع هم قانونگذار مشخص کرده است که این فرزندان به صورت «امین موقت» به خانواده‌ها سپرده شوند و خانواده نسبت به مراقبت و تربیت آنها اقدام کند. البته در این زمینه متقاضی اندک است و بیشتر علاقه‌مند هستند به صورت دائم کودکانی را به فرزند خواندگی بپذیرند. بر اساس آمار، ۲۰ تا ۲۵‌درصد این کودکان فاقد سرپرست هستند که ما برایشان شناسنامه می‌گیریم و زمینه واگذاری‌شان را فراهم می‌کنیم. محسنی بندپی ادامه داد: مابقی یا بدسرپرست هستند یا به بیماری و اختلالاتی مبتلا هستند که درمان می‌کنیم. در عین حال خانواده‌ها را به طرح امین موقت تشویق می‌کنیم. او درباره به نام زدن بخشی از اموال به فرزندخوانده گفت: ما به لحاظ ظرفیت زوجین علاقه‌مند از منظر روحی، اجتماعی و برخورداری از بنیه اقتصادی باید اطمینان داشته باشیم و بدانیم کودک مراقبت‌های لازم را دریافت می‌کند. رئیس سازمان بهزیستی درباره محرمیت والدین با فرزندخوانده گفت: این مورد به لحاظ شرعی، قانونی و حقوقی حل شده و در شناسنامه‌شان ثبت می‌شود که آن کودک، فرزند این خانواده است.

قوانین فرزندخواندگی نیازمند بازبینی

یک فعال حقوق کودک درباره نقاط ضعف در تدوین قانون فرزند خواندگی می‌گوید: فرزند خواندگی در کشور ما یک سابقه دیرینه دارد، اما ساختار آن با کشور‌های خارجی متفاوت است. در ایران برای سرپرستی کودک سختگیری شده است. این در حالی است که از سال ۹۲ قانون جدید در زمینه سرپرستی زمینه ساز تحولات در این عرصه شد و تا حدودی توانست شرایط و تشریفات فرزندخواندگی را در کشور تسهیل کند. مونیکا نادی می‌افزاید: در این قانون تعداد والدین خواستار فرزند‌خوانده افزایش پیدا کرده و از سوی دیگر تعداد کودکان تحت فرزندخواندگی نیز افزایش یافته است. به گفته او با تغییر قانون درباره کودکان بی‌سرپرست بسیاری از مشکلات آنها برطرف شده است. هر چند با این تفاسیر باز هم قانون فعلی از نواقص معتددی برخوردار است. به گفته این حقوقدان اصلی‌ترین مشکل در قانون فرزندخواندگی قانون حمایت از کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست است که به‌تازگی تصویب و ابلاغ شده است، این قانون شرایط فرزندپذیری را دشوارتر کرده است و کودکان بدسرپرست را در ید ولی قهری قرار داده است، زیرا در این قانون جدید باید نام والدین اصلی کودک در شناسنامه بیاید و طبیعی است که این برای کودک مشکلاتی را ایجاد می‌کند. بر اساس این قانون اگر والدین این کودکان پیدا شوند ، دادگاه به سهولت می‌تواند حکم فرزند خواندگی را لغو کند. این فعال حقوق کودک می‌افزاید: این امر تمایل خانواده‌ها را به تحت سرپرستی قرار دادن این کودکان کاهش می‌دهد. این در حالی است که کودکان بد سرپرست بخش قابل توجهی از جمعیت این کودکان را تشکیل می‌دهند. از دیگر ایرادات قانون جدید این است که بر اساس ماده تبصره ۲۷ مساله ازدواج کودک و سرپرست ذکر شده است، با اینکه برای این امر لوایح اصلاحی تدوین شده است و هم اکنون نیز به این قانون رسیدگی می‌شود. به گفته او شاید یکی دیگر از نقاط ضعف این قانون نظارت و حمایت از خانواده‌های جایگزین باشد، چون عنصر نظارت بر زندگی کودک در خانواده چندان جدی گرفته نشده است. در واقع بهزیستی به عنوان متولی این امر باید به ساختار خانواده کمک کرده و به این شکل به خانواده‌ها کمک کند.

منبع

 

مادر پرجمعیت ترین خانواده جوان ایرانی

مادر پرجمعیت ترین خانواده جوان ایرانی

مصاحبه ای که از نظرتان می‌گذرد گفت‌وگویی است با مادر جوان یک خانواده ۱۰نفره. مادر پرجمعیت‌ترین خانواده جوان ایرانی طی گفت وگویی اعلام کرده که در سن ۱۴ سالگی ازدواج کرده و ۸ فرزند حاصل این ازدواج است.
در مورد خودتان بفرمایید؛ متولد چه سالی هستید؟ چه تحصیلاتی دارید؟ و چند فرزند دارید؟

حداد هستم؛ ۲۸ ساله، متولد سال ۶۲ تا سال دوم دبیرستان درس خواندم و بعد ازدواج کردم و بعد از ازدواج وارد حوزه شدم؛ ۴ سال حوزه درس خواندم. الان هم مادر ۸ فرزند هستم.

*در چه سنی ازدواج کردید؟
حدود ۱۴ سالگی ازدواج کردم.
*همسرتان چند سال داشتند؟
همسرم ۱۶ سال داشتند.
از ابتدای ازدواج مستقل زندگی کردید؟ همسرتان از همان ابتدای زندگی منبع درآمد داشتند؟
درآمد همان شهریه طلبگی بود؛ ۲ سال و نیم منزل پدرشوهرم زندگی کردیم و بعد برای طرح هجرت به یکی از روستاهای رفسنجان به نام امین شهر انار رفتیم. ۳ سال آنجا بودیم پسر سومم آنجا به دنیا آمد. برگشتیم قم؛ یک خانه اجاره کردیم. چند سال قم بودیم و بعد ۲ سال رفتیم بابل. در بابل همسرم ۲ سال تدریس داشتند و کارهای تبلیغ می کردند و بعد مجدد برگشتیم قم و الان هم قم زندگی می کنیم.
اولین فرزند شما چند سال بعد از ازدواجتان به دنیا آمد؟
من ۵ ماه بعد از ازدواج باردار شدم.
* آن زمان با خواست خودتان باردار شدید؟ آمادگی روحی داشتید؟
بله، من خودم سبزواری هستم و در قم تنها بودم، به خاطر تنهایی خودم بچه آوردم؛ بعد دیدم بچه آوردن خیلی خوب و شیرین است.
*فاصله سنی فرزندانتان چقدر است؟
بچه اولم متولد سال ۷۷، بچه دوم ۷۹ و باقی فرزندانم، به جز فرزند چهارم و پنجم که یکسال فاصله سنی دارند، باقی همه دو سال تفاوت سنی دارند.
*اشاره کردید خانواده خودتان پیش شما نیستند. اوایل ازدواج در بزرگ کردن بچه ها کسی به شما کمک می کرد؟
پدرشوهر و مادرشوهرم هم بودند. شوهرم هم کمک می کردند؛ البته الان به خاطر مشغله کاری و فعالیت در یکی از گروه های جهادی اصلاً خانه نیستند، اما اوایل وقت آزاد بیشتری زیاد داشتند و کمک می کردند.
*یکی از دغدغه های خانواده ها برای فرزندآوری بحث معیشت است. می گویند وقتی درآمد کافی نداریم و به سختی معیشت خودمان را تأمین می کنیم، چگونه چند فرزند داشته باشیم؟ درآمد شما به چه صورت است؟ آیا نگران معیشت فرزندانتان نیستید؟ تاکنون به مشکلی در این زمینه برخوردید؟
به عقیده من روزی دست ما نیست و روزی دهنده خداست. و لا تقتلوا اولادکم من املاق نحن نرزقکم و ایاهم تا به حال هم درآمد ما از طلبگی بوده است. شکر خدا تاکنون شوهرم نه از جایی قرض گرفته، نه وامی گرفته، حتی همه از ما قرض می گیرند، نه اینکه خیلی پول داشته باشیم، ولی خدا در همین درآمد کممان برکت قرار داده است. خدا را شکر تاکنون محتاج کسی نبودیم. البته بچه های ساده و قانعی هم داریم.

داستانی تعریف کنم، یکی از تاجران تهرانی بود که یک مدتی خانه نشین می شود. از او سئوال می کنند چرا خانه نشین شدی؟ می گوید من زمین های کشاورزی زیاد دارم یک بار سر زمین بودم زنبوری می آمد مرتب گندم بر می داشت و می برد. تعجب کردم زنبور که گندم نمی خورد؟ دنبالش رفتم دیدم زنبور گندم را می برد داخل خرابه ای. در این خرابه گنجشک کوری زندگی می کند که وقتی صدای بال زدن زنبور را می شنود، دهانش را باز می کند و زنبور، گندم را می اندازد داخل دهان گنجشک.
خداوند بارها در قرآن فرموده به خاطر روزی بچه هایتان را نکشید. همان خدایی که به بچه در رحم مادر با بند ناف غذا می رساند، بعد از تولدش هم روزی اش را فراهم می کند.
*شما در زندگی خودتان با شهریه طلبگی چطور معیشت را مدیریت می کنید؟ چون فکر نمی کنم این شهریه خیلی بالا باشد، با ۸ فرزند و اجاره خانه، خوراک و پوشاک و ….؟
این بحث در فکر ما نمی گنجد که خداوند چگونه برکت به مال می دهد. یک ریاضی دان می رود پیش یکی از علما و به او می گوید: «چرا شما می گویید اگر خمس بدهید مالتان ۲ برابر می شود؟ هر عاقلی می داند اگر از ۵ تا ۱ دانه برداریم می شود ۴ ولی شما می گویید می شود۱۰ تا.» آن عالم می گوید: سگ زاد و ولدش زیاد است و در هر نوبت زایمان توله های زیادی به دنیا می آورد ولی گوسفند سالی یک زایمان دارد. از طرفی انسان ها از سگ تغذیه نمی کنند و گوشتش را نمی خورند، ولی گوشت گوسفند را می خورند. بیماری، گوسفند را بیشتر از سگ از پا در می آورد و می کشد و… بر طبق این موارد، الان دنیا باید پر از گله سگ باشد، ولی پر از گوسفند است.» این برکت خدا برای ما غیرقابل فهم است.
*یعنی شما از ابتدا اصلاً دغدغه معیشتی نداشتید؟ و همه چیز راحت بوده است؟
نه، آسان نبوده است. یا یک بار همسرم رفته بودند تبریز. قم هوا خیلی سرد بود و آن زمان ۵ بچه داشتم، همه بچه ها مریض شدند. من ۲ تا ۲ تا می بردمشان دکتر. کسی هم نبود کمکم کند. تنها بودم. تا اینکه یک شب دو تا از بچه ها تب ۴۰ درجه کردند و من خیلی سعی کردم تبشان را پایین بیاورم ولی نشد. بردمشان دکتر، دکتر گفت یکی از بچه ها باید بستری شود. من دیدم نمی توانم بچه ها را در خانه تنها بگذارم یا این بچه را در بیمارستان بگذارم، از طرفی وضعیت مالی ام هم خیلی جور نبود. به دکتر گفتم هر کاری لازم است بگویید در خانه انجام می دهم.
*شما گفتید بارداری سختی دارید. ازطرفی زمان بارداری تان هم ممکن است همسرتان به خاطر نوع کاری که دارند کنارتان نباشند تا حداقل در امورات خانه کمکی به شما بکنند. چه چیزی باعث شده از همان ابتد تصمیم بگیرید فرزندان بیشتری بیاورید و این دوران سخت بارداریتان را تکرار کنید؟
آدم وقتی در راه سختی می رود، وقتی هدفش مشخص شده باشد، وقتی بداند به چه چیزی می خواهد برسد، در این مسیر سختی ها برایش شیرین می شود. ولی وقتی آدم فکر کند یک مادر از زمان شروع بارداری تا زمان زایمان، اجر هزاران شهید را دارد، برایش این سختی ها آسان می شود. وقتی پیامبر می گوید وقتی بچه ای در امتم به دنیا می آید، از انچه که خورشید بر آن می تابد برای من با ارزش تر است، و لولود فی امتی احب مما طلعت علیه الشمس، معلوم است که آدم باز هم بچه می آورد. پیش آمده بعد از زایمانم، زمانی که فرزندم را شیر می دهم، دوستانم از من پرسیده اند باز هم می خواهی بچه بیاوری؟ می گویم: شاید به خاطر درد جسمی ام گاهی با خودم فکر کنم نه، ولی بعد به خودم می گویم خدایا من نمی توانم خود را از تمام این ثواب ها محروم کنم. حیف است.
*خانواده شما و همسرتان چقدر حمایت روحی و معنوی از شما می کنند؟ با فرزندآوری متعدد شما موافقند یا مخالف؟
خانواده شوهرم معتقد به بچه زیاد هستند، اما خانواده خودم یک مقدار به خاطر شرایط جسمی خودم نگرانند مخصوصاً مادرم. ایشان فکر می کنند فقط همسرم دوست دارند و من مجبورم و من می گویم خودم هم راضی هستم. ایشان هم راضی می شوند.
*خانم ها اغلب بعد از بارداری دچار افسردگی و بی حوصلگی می شوند و به سختی می توانند به امورات خانه و حتی فرزندشان برسند. خب شما تقریباً پشت سر هم تجربه بارداری دارید. از لحاظ روحی در چه شرایطی هستید؟
این بحث بر می گردد به همان صحبت قبلی ام؛ وقتی آدم هدفش را مشخص کرده باشد، در راه رسیدن به آن هدف با هر سختی مقابله می کند. با یک کسی صحبت می کردم گفتم: شما درس می خوانید گفت بله درس خواندن را خیلی دوست دارم، حتی بچه هایم را می گذارم منزل مادرم و می روم درس می خوانم. گفتم: شما چون درس خواندن را دوست دارید، در راهش هر سختی را تحمل می کنید.
من با افرادی که می خواهند مثل من چند فرزند داشته باشند صحبت می کنم و می گویم باید از نظر روحی و باوری با خودتان کنار بیایید. وقتی آدم خودش نخواهد، کوچکترین مشکلی او را از پا درمی آورد. به خصوص بحث افسردگی بعد از زایمان که برای همه خانم ها هست. البته بستگی به شوهرشان هم دارد که چقدر به خانم رسیدگی کند. البته باز هم تأکید می کنم اگر هدف مشخص باشد، انسان ضربه نمی بیند.

*شما از همان ابتدا خودآگاه و با هدف مشخص اقدام به این کار کردید؟
بله، کاملاً.
*یک مقدار از وضعیت منزلتان برایمان بگویید؛ اینکه منرلتان چند اتاق دارد؟ بچه ها اتاق مستقل دارند؟ چه امکاناتی برای بچه ها در منزل دارید؟
فضای مفید خانه ما ۲ تا اتاق است؛ یک اتاق اتاق نشیمن است و یک اتاق دیگر هم اختصاص به کارها و مراجعات همسرم دارد. البته دو اتاق کوچک هم در انتهای حیاط داریم که وسایلمان را در آنجا گذاشته ایم.
*چه امکاناتی برای بچه ها فراهم کرده اید؛ پلی استیشن، بازی های جدید، کامپیوتر و…؟
بچه هایی که با هم بازی می کنند احتیاجی به اسباب بازی ندارند. من خودم شخصاً عقیده دارم بچه هایی که با عروسک، بازی می کنند، خودخواه می شود. من تا به حال به جز یک بار که رفته بودم کربلا و برای بچه هایم دو تا عروسک آوردم، برایشان عروسک و اسباب بازی نخریده ام. بچه هایم با هم بازی می کنند، با هم دعوا می کنند، از حق خودشان دفاع می کنند و… وقتی بچه هایم با هم دعوا می کنند، من طرفداری هیچکدام را نمی کنم. می گویم خودتان مشکلتان را حل کنید. این بچه ها یاد می گیرند که باید از خودشان دفاع کنند و ناز نازی بار نمی آیند.
*شما زایمان هایتان طبیعی بوده است؟ الان بیشتر خانم ها تمایل به سزارین دارند.
بله. بچه هایی که طبیعی به دنیا می آیند، چند درصد با هوش تر هستند از بچه هایی که سزارین می شوند. سلامتی خانم ها در زایمان طبیعی است.
*برای تربیت بچه ها از چه روش تربیتی استفاده می کنید؟ مطالعه می کنید؟
مشکل ما این است که فکر می کنیم بچه که به دنیا آمد، باید او را تربیت کرد؛ در حالیکه اشتباه است. اسلام می گوید از قبل از ازدواج باید به فکر تربیت بچه باشی. می گوید وقتی می روی خواستگاری دقت کن آن دختر یا پسر می تواند مادر یا پدر خوبی برای بچه ات باشد یا نه؟ اما الان این نگاه عوض شده است. فطرت انسان گرایش به خوبی ها دارد.
یکی از معصومین می فرمایند شما سعی کنید بچه را بد تربیت نکنید. اگر بگذاریم از همان ابتدا بچه از کانال کانالی که خدا گفته بزرگ شود، خوب تربیت می شود.
روان شناسی اسلامی اگر بخواهیم بدانیم باید نامه حضرت علی به امام حسن را بخوانیم. البته من کتاب مسئولیت و سازندگی آقای صفایی حائری را هم برای بحث تربیت فرزند پیشنهاد می کنم.
*بچه های شما تاکنون اعتراضی نسبت به امکانات کمترشان در مقایسه با دوستانشان نداشته اند؟
مشخص است که بچه ها گاهی از این دست حرف ها می زنند. اما باز هم این بر می کردد به بحث تربیت که فرزند جوری بار بیاید که این مسائل خیلی برایش مهم نباشد. در این گونه موارد با بچه ها حرف می زنیم و را و روش درست زندگی کردن را بهش می گوییم و بچه می فهمد که دنیا چقدر بی ارزش است. همسرم در این خصوص خیلی با بچه ها با زبان خودشان صحبت می کند. تمام بچه ها بچه های خوبی هستند ما پدر و مادر بچه ها را بد می کنیم.
اگر مادری بعد از یک مهمانی خودش از تجملات و زندگی میزبان با حسرت تعریف کند، بچه هم اینگونه بار می آید. اگر بچه بی ارزشی دنیا را در نگاه پدر و مادرش ببیند، برای او هم این مسائل بی ارزش می شود. اما متاسفانه درد دین در جامعه ما کم شده است. خانواده ها ازینکه نکند بچه به خاطر برخی نداشته ها ناراحت شود، یا به قولی عقده ای شود، هر چیزی که بچه بخواهد بلافاصله برایش تهیه می کنند ولی غافل از اینکه سختی ها انسان های بزرگ تحویل جامعه می دهد.
*من متوجه شدم همسرتان خیلی کم منزل هستند ولی حضور پررنگ و مؤثری دارند. ایشان چه رابطه ای با شما دارند؟ چه اخلاقیات خوبی دارند که می توانید به آقایان توصیه کنید؟
همسرم کم منزل هستند ولی وقتی هستند حضور پررنگی دارند؛ با بچه ها صحبت می کنند. من تربیت خوب بچه ها و احترامی که به ما می گذارند را مدیون شوهرم هستم که با بچه ها رابطه صمیمی دارد. اغلب آقایان وقتی خسته با منزل می آیند و بچه ها سر و صدا می کنند ناراحت می شوند و به خانم می گویند بچه را ساکت کن ولی همسر من اینطوری نیستند.
آقایان باید رعایت خانم هایشان را بکنند. نه اینکه مدام در منزل باشند و کار کنند، بلکه الان اغلب خانم ها گله دارند که همسرانشان کارهای بیرون از منزل را می آورند خانه؛ پای کامپیوتر و لب تاب می نشینند. در حالیکه باید سعی کنند اوقاتشان را با بچه ها و خانواده بگذرانند؛ با بچه ها بیرون بروند، بازی کنند و… ما الان مسافرت های زیادی می رویم. هرچند بیشتر به خاطر کار تبلیغ است. ولی حتی در آنجا هم همسرم بعضی از بچه ها را با خودشان می برند تا به من کمک کنند.
*از بچه هایتان هم برایمان بگویید؛ سن و سالشان، خصوصیات اخلاقی و خوبشان؟
خدا رو شکر یک صفت مشترک بین همه بچه هایم، خصلت دلسوزیست؛ هم نسبت به یکدیگر و هم نسبت به من و پدرشان.
دختر بزرگم، مطهره، اول دبیرستان است؛ رشته معارف در جامعه الزهرا می خواند. دختر دومم محدثه، دوم راهنمایی و فرزند سومم مهدی کلاس پنجم، بچه چهارم مهدیه کلاس سوم و بچه پنجم کوثر کلاس اول، بچه ششم ابوالفضل پیش دبستانی، بچه هفتم فاطمه ۳ ساله و بچه هشتم عباس که ۴ ماهش است.
منبع

ازدواج دختر بچه ها در یکی از رایج ترین استان های ایران/ در هرمزگان چه می گذرد؟

ازدواج دختر بچه ها در یکی از رایج ترین استان های ایران/ در هرمزگان چه می گذرد؟

رایحه مظفریان- سمیره حنایی
گزارش گام به گام تا توقف ازدواج کودکان در ایران
با هم در سالن به انتظار نوبتمان نشسته ایم. مثل همیشه در سالن سونوگرافی، من و بیشتر مراجعین زن هستیم. فقط چند مرد با بی حوصلگی ما زنان را تماشا می کنند. کنارم نشسته است و دسته صندلی را فشار می دهد. رد درد را به راحتی می شد در چهره اش دید. رگ های دستش با خشم هربار بیرون می زنند. درد می کشد. هوای گرم مثل همیشه سراسیمه پیش از موعد سروکله اش پیدا شده است. فضای سالن خفه و ناراحت است. زیرچشمی شماره اش را نگاه می کنم. ۵۸! تا نوبتش برسد باید پزشک ۸ نفر دیگر را ببیند. با اینکه دراین کار اصلا مهارتی ندارم سر صحبت را باز می کنم تا این کندی عقربه های ساعت کمتر اذیتمان کند.
فقط ۲۳ سال دارد. ۱۶ ساله ازدواج کرده است. حالا سه بچه دارد که پسر بزرگش سال دیگر به مدرسه می رود. ازدواج زودهنگام در کهورستان (یکی از روستاهای اطراف بندرعباس) ماجرای عجیبی نیست. همسرش در دبی کار می کند. در مغازه یکی از خودمونی ها. گونی و چسپ وهرچیزی که لنج ها برای بار بخواهند می فروشد. خیلی کم به ایران می آید. سالی فقط چند ماه. در هیچ یک از زایمانهایش همسرش را در کنارش نداشته است. اخرین بچه اش وقتی ۸ ماهه بود پدرش را دید.
خودش هم کار می کند. روی زمین پدری همسرش. شریکی کار می کنند. صیفی جات می کارند و گوجه فرنگی.
نوبتم می شود. وقتی برمی گردم صندلی اش خالیست. شاید درد امانش را بریده و به جای دیگر پناه برده است. به محض اینکه می گویند زن هرمزگانی ناخودآگاه  تصویری از چادرهای رنگارنگ وشلوارهای زیبای بندری و طلاهای فاخر در ذهنمان ایجاد می شود. به یاد زنان برقع پوشی می افتیم که لباس های کوتاه و بلند زیبایی به تن دارند . نقش حنای دستشان و چهره گندمگون بانمکشان وقتی از زیر درختان نخل می گذرند در بیشتر فیلم ها دیده می شود.
تصویر ذهنی ما از زنان هرمزگان تنها به پوشش و رنگ پوستشان محدود می شود. پوشش محلی که تا حدودی می توان خاص زنان هرمزگانی دانست. اما آیا به راستی زن هرمزگانی چهره واقعی اش را در زیر برقع و چادرهای رنگینش پنهان کرده است؟
در سال ۱۳۹۴ در استان هرمزگان ۴۲ زن کمتر از ۱۵ سال مادر شدند. از این شمار ۱۸ مورد در شهرها و ۲۴ مورد در روستاها فرزندان خود را به دنیا آورده اند. همچنین ۲۹۷۵ زن ۱۵ تا ۱۹ سال ساکن این منطقه هم فرزندان خود را در این استان به دنیا آورده اند. به طور کلی این استان هر ساله در لیست استان هایی جای دارد که بیشترین آمار ازدواج کودکان در آن مناطق رخ می دهد.
در جدول زیر تعداد ازدواج های دختران در سنین مختلف ذکر شده است. ارقام موجود در این جدول که بر اساس آمارهای محضرها و اداره کل ثبت احوال به دست آمده است قابل توجه است. ۹ مورد ازدواج دختران کمتر از ۱۰ سال، ۵۹۵ مورد ازدواج دختران ۱۰ تا ۱۴ سال تنها در یک سال به ثبت رسیده است. در حالی که استان هرمزگان از مناطقی است که ازدواج های ثبت نشده یا با تاخیر به ثبت رسیده به وفور دیده می شود.
Microsoft Word - شناسنامه ۹۴٫doc
یک فرضیه همیشه مطرح بوده است:
آیا ازدواج های زودهنگام می توانند یکی از علل مرگ و میر مادران و نوزادان باشند؟
تا حدودی پاسخ به این پرسش مثبت است. چرا که برای داشتن نوزادی سالم باید بدنی سالم، توانمند و بهینه داشت. ازدواج های زودهنگام و در پی آن بارداری های زودهنگام فرصت رشد و نمو کامل بدن مادران و همچنین بعدها جنین را فشرده و کوتاه می کنند بنابراین زمان کافی برای تکامل و بهره وری باقی نمی ماند تا کودکان بتوانند در پروسه رشد مناسب بلوغ کاملی را طی کنند.
واقعیت این است که ما از مدیریت زنان هرمزگانی کمتر شنیده ایم.
در بیشتر مناطق استان هرمزگان، مردان، بدلیل نزدیکی استان و وجود زمینه لازم برای فعالیت اقتصادی به کار در کشورهای مجاور خلیج فارس روی می آورند و بعضا حتی بیش از چندین سال را به اجبار دور از خانواده شان به سر می بردند. در این مدت زنان جوانی که خیلی زود مسئولیت دار زندگی مشترک شده اند و بخاطر ازدواج های سنتی در سنین کم ازدواج کرده و بچه دار شده اند، مدیریت خانواده را در تمام ابعاد ان برعهده دارند. مدیریت اقتصادی خانواده، پس انداز، مسئولیت تربیت فرزندان، دامداری در نبود شوهر بدون آنکه آموزش مناسبی در این زمینه دیده باشند.
درواقع زنان به عنوان تنها سرپرست حاضر در خانواده نقشی دوگانه را اجرا می کنند.

روایت خودکشی نوعروس هفده ساله مریوانی

روایت خودکشی نوعروس هفده ساله
پروین ذبیحی
امرو ز بیمارستان مریوان
اسمش “س” است و هفده سال بیشتر ندارد. دیروز با خوردن قرص دست به خودکشی زده و در بیمارستان بستری است. علت را می پرسم می گوید: “مادرم را اصلا به یاد نمی آورم. دوسالم بود که پدرم طلاقش داد و بعد از مدتی مجددا ازدواج نمود. پدرم نیز دو بار دیگر ازدواج نمود و من بیشتر از ۱۵سال مورد خشونت و آزار ناماداری ها و کم لطفی و بی اعتنایی پدرم بودم در روستای (ز) از توابع مریوان زندگی می کردم. به هر بدبختی بود تا سال سوم دبیرستان ادامه تحصیل دادم. تا اینکه از شانس بد و سیاهبختیم مرا به پسر جوان بیست ساله بیکار شوهر دادند. برخلاف میل و رضایت خودم و به اجبار نامزد شدم. آهی می کشد و می گوید اگر حرفم را گوش کرده بودند کارم به اینجا نمی کشید. خلاصه یکماه پیش به خانه بخت رفتم. خانه بخت که چه عرض کنم خانه سیاه بختی. شوهرم علاف وبیکار است و ما در خانه پدر شوهرم مستقر هستیم. در طی این یکماه به شدت آزارم دادند از همسرم گرفته تا بقیه اعضای خانواده.
مرد مسن بلند بالایی که بعد فهمیدم پدر شوهرش است به اطاق آمد و سرسری و با اخم و تخم احوالش را پرسید و بعدبدون توجه به محیط بیمارستان و رعایت حال مریض ها شروع به داد و بیداد و تهدید کرد. “بیچارتون می کنم ازتون شکایت می کنم مگر پسرم مشکلی دارد که خودت را میکشی؟” و با تهدید کردن بیرون رفت. “نانت ندادیم؟ آبت ندادیم؟ چی کم داشتی؟ “س” به گریه افتاد. تنها همراهش زن عمویش بود و نه از خانواده پدری و نه همسر کسی به دیدارش نیامد ه بود. گفت: “می بینی این زندگی منه چقدر تحمل دیگه؟ طاقتم تمام شده. از بچگی تا امروز آزار دیدم. به خدا اصلا آمادگی تجربه زندگی مشترک ندارم هنوز در عالم بچگی ورویاهای دوران کودکی هستم”. خودم را معرفی کردم و کلی برایش حرف زدم و از مقابله و مقاومت در برابر خشونت برایش گفتم و شماره ام را بهش دادم که هر وقت نیاز به کمک داشت به من زنگ بزند. کارم در بیمارستان تمام شد و هنگام خداحافظی لبخند تلخی زد و گفت: “من این بار کلی قرص خوردم و نمردم ولی هنوز فکرش در سرم هست. می دانم یکبار دیگر هم به این فکر می افتم. تنها قولی که بهت میدم این است که اگر در دقیقه نود پشیمان شدم بهت زنگ بزنم”. از امروز صبح که در بیمارستان مریوان دیدمش و پای درد دلش نشستم به این می اندیشم راهکار چیست؟ نه برای مقابله با خودکشی بلکه شناسایی خشونت دیدگان به جان آمده ایکه راه نجاتشان را در مرگ ونیستی می یابند.

کودک دامادی در ایران

کودک دامادی در ایران

کودک دامادی در ایران

گزارش گام به گام تا توقف ازدواج کودکان در ایران
رایحه مظفریان
براساس تحقیقات اخیر یونیسف ۱۵۶ میلیون مرد در تمام نقاط جهان زندگی می کنند که در کودکی ازدواج کرده اند. درحالی به این رقم قابل توجهی اشاره می شود که تحقیقات اندکی برای رسیدگی به مسئله کودک دامادها انجام شده است. همچنین آمارهای یونیسف نشان می دهد که از مجموع ازدواج های کمتر از ۱۸ سال در جهان ۱۸ درصد آن به پسران اختصاص دارد. البته باید به این نکته هم توجه داشت که در مناطق مختلف ممکن است این ارقام کاملا برعکس شوند. مثلا در مطالعات اخیر در برخی مناطق هند نشان می دهد که درصد ازدواج پسرها پیش از رسیدن به سن قانونی بیشتر از دخترهاست.
در ۵۲ کشور جهان دختران کمتر از ۱۵ سال بدون اخذ رضایت و طبق قوانین ازدواج می کنند و رقم این کشورها برای پسران ۲۳ است. قوانین در ۲۳ کشور این اجازه را به والدین می دهد که برای پسران کمتر از ۱۵ سالشان، بدون رضایت کودک، همسر انتخاب کنند. بدین معنا که اگر احتمالا کودک بعد از ۱۵ سالگی با داشتن همسر انتخابی والدین مخالفت کند این توانایی پیش از سن مذکور از او گرفته خواهد شد.­
جامعه جهانی به دلیل افزایش تعداد ازدواج های دختران آگاه سازی و جلوگیری از آن را در صدر فعالیت های خود قرار داده است در حالی که نادیده گرفتن بخش دیگری از اجتماع خلاف قوانین حقوق بشر و حقوق کودک است. همان طور که ازدواج تأثیرات منفی برای دختران دارد مواردی هم برای پسربچه ها قابل سنجش است. پسرها اغلب مجبور می شوند برای حمایت از خانواده جدید ترک تحصیل کنند و به مشاغل پست روی بیاورند. این مسئله موجب تداوم چرخه فقر به موجب ازدواج زودهنگام خواهد شد. هدف جهانی بیرون کشیدن نسل های بعد از این چرخه است.
ایران در زمره کشورهایی قرار دارد که قوانین آن بدون تعریف مشخصی از سن کودکی این اجازه را به قیم کودک می دهد تا قبل از ۱۵ سالگی پسران را به خانه بخت بفرستند! طبق ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی: “عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن ۱۳ سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن ۱۵ سال تمام شمسی منوط به اذن ولی به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح است”.
برهمین اساس و طبق روال هرساله، کمپین گام به گام تا توقف ازدواج کودکان در ایران، تا پایان سال جاری مجموعه گزارش های آماری از وضعیت ازدواج کودکان و سایر معضلات مربوط به آن را منتشر خواهد کرد. نگاه آماری و تحلیل های وابسته به اعداد کمک می کنند تا مخاطب ها بیشتر با شرایط موجود آشنا شوند.
آمارهای ثبت احوال در سال ۱۳۹۴ نشان می دهد که ۳۱۴ مورد ازدواج پسر کمتر از ۱۵ سال و ۲۷۸۱۱ مورد ازدواج پسر ۱۵ تا ۱۹ سال به ثبت رسیده است. همچنین در همین سال ۱ مورد طلاق پسر کمتر از ۱۵ سال و ۱۲۱۷ مورد طلاق پسر ۱۵ تا ۱۹ سال اتفاق افتاده است. در این آمارگیری ها توجه به دو نکته اساسی است. این آمارها تنها مواردی هستند که ازدواج و یا طلاق در محضرها به ثبت رسیده است در حالی که بسیاری از ازدواج ها تا زمان رسیدن شخص به سن قانونی و یا بچه دار شدن و احتیاجات قانونی مشابه به ثبت نمی رسند. نکته بعد آن است که در آمارگیری های مشابه فرد در هنگام ازدواج ممکن است کمتر از ۱۵ سال سن داشته باشد اما در هنگام طلاق بیشتر از ۱۵ سال باشد و در گروه سنی بعد لحاظ شود.
۸۸۰
در پرداختن به مباحث ازدواج و اثرات آن در دوران کودکی این سوال مطرح می شود که کودکان با افرادی در چه گروه سنی ازدواج می کنند و یا طلاق می گیرند؟ در جدول توزیع سنی ازدواج و طلاق کودکان در سال ۱۳۹۴ آمده است که ۳۱۴ مورد پسر کمتر از ۱۵ سال در مجموع در این سال ازدواج کرده اند. در مورد طلاق پسرها این فرض وجود دارد که تعدادی از آن هایی که در سن ۱۵ تا ۱۹ سال طلاق گرفته اند در سال های پیشین در کمتر از ۱۵ سال ازدواج کرده اند و مدتی پس از ازدواج مطلقه شده اند.
به همان اندازه که ازدواج دخترها مشکلاتی را سد راه پیشرفت و توسعه آن ها قرار می دهد برای پسرها هم مشکلاتی ایجاد می گردد که به دلیل اقلیت بودن این گروه نباید از تیررس کارشناسان دور بماند. نادیده گرفتن بخشی از جامعه به معنای رواج تبعیض جنسیت خواهد بود.
۸۸۱

CHILD GROOMS IN IRAN

CHILD GROOMS IN IRAN

CHILD GROOMS IN IRAN

A statistical review by:

Stop Early Marriages in Iran

RAYEHE MOZAFARIAN

Worldwide, 156 million men alive today were married during their childhood; according to a recent study by UNICEF. This data of a huge number of child grooms is published while little research being done to address the issue. UNICEF statistics also show that boys’ early marriage counts 18% of total cases of child marriages before age 18. However, it should be noticed that this proportion is not fixed in different areas and in certain regions the percentages may even reverse. In some areas of India, for instance, boys marriage before their age of majority is more common than girls’ early marriage.

Across 52 countries of the World, there is no legal limitation on the marriage of girls under age 15. This number turns to 23 countries when talking about underage boys. It means that the rules of 23 countries allow the parents to force their boys to marry under the age of 15. Consequently, these boys won’t have the chance to resist against it even later when they reach the age of majority.

The international community is taking the case of child brides in priority of awareness activities because early marriage affects girls in far greater numbers than boys. However, it would be against children and human rights to ignore the boys. Same as the girls, the negative consequences of early boys marriage could be studied and measured. Boys are forced to leave school and engage with low-level jobs. This leads to the continuation of a poverty cycle. The purpose of ending child marriage is to help break the intergenerational cycle of poverty.

Iran is among the countries in which the law does not provide any specific definition of the age of majority; thus enables the boy’s guardians to make them marry before the age 15. According to article 1041 of Iranian Civil Code, the marriage of a girl before the age of 13 and of a boy before the age of 15 (puberty age) is a subject of their guardian permission and on the condition of taking proper interests into consideration and at the discretion of the competent court.

As usual, Campaign of Stop Early Marriages in Iran is going to publish a series of annual statistical reports about the situation of child marriage and other related problems up to the end of this year. A statistical view and analysis of data will help the readers to better understand the current situation.

According to the National Organization for Civil Registration, from March 2015 to March 2016 (1394), 314 boys under age 15 and 27811 boys between 15-19 have entered into marriage. Furthermore, during the same period, 1 divorce case of a boy under age 15 and 1217 divorce cases of the boys between 15-19 have been recorded. There are 2 important points that should be considered here:

  • This data only refers to the cases that are registered in formal marriage/divorce registration offices. While many of the marriage cases are not formally registered before the parties come to the majority age or there are special needs for legal procedures for example in the case of childbearing.
  • If the person is under age 15 when marrying and more than 15 when divorcing, this case will be recorded in the older group of age.

۷۷۸

When studying child marriage and its consequences, it is important to pay attention to the age of both wife and husband. The age distribution table of child marriage and divorce shows that during the year 1394 (march 2015-march 2016), 314 boys under age 15 have entered marriage. Referring to the divorce data, we may assume that a number of the boys who have divorced at an age between 15-19, had been entered marriage few year earlier; when they had been under age of 15.

۷۷۷