Child Marriage Must Be Redefined!

Child Marriage Must Be Redefined!

Ali Tayefi

sociologist and children`s rights active

The latest report of Global Foundation, “Save the Children”, found that every year more than 4.5 million children younger than 15 years are forced to marry. It means every seven seconds one child marries! Here, I show why the concept of forced child marriage should be redefined. According to the United Nations Convention on the Rights of the Child, no one can enforce children under 18 years old to marry and everyone, especially a child has right to decide about his/her body and life.

_ml_p2p_pc_badge_taller2Child marriage is a kind of sexual harassment which happens in the name of custom, tradition, religion and law. Therefore, forced child marriage should be called “child rape and Pedophilia”. My thesis is that UNICEF should redefine the concept according to the related conventions and commitments which many governments have ratified. Some of my arguments are: 1. In this way, nobody can abuse the tradition or local customs to enforce children to marry an adult. 2. The common definition of pedophilia is the abuse of prepubescent child, but from a sociological perspective it should be redefine based on the social age not the biological recognition of the body. The old definition of the pedophilia cannot protect the children who are at the risk of adult sexual harassment by the name of marriage. 3. By renaming this concept, UNICEF and social activists would have a stronger tool to forbid sexual harassment of children in the name of customs and moral, so they can use this modern and humanistic moral approach against the old, non-humanistic and traditional one. 4. This terminology can change child marriage from an honorable tradition to a shameful behavior. Consequently, family and community members will face a moral challenge by arranging a child marriage.

‎مفهوم ازدواج کودک باید بازتعریف شود!


مطلب ارسالی علی طایفی جامعه شناس و فعال حقوق کودک از سوئد
کمپین گام به گام تا توقف ازدواج کودکان در ایران
در آخرین گزارشی که «بنیاد جهانی نجات کودکان» تنظیم کرده است مشخص شد سالانه ۴٫۵ میلیون کودک که سن آنها کمتر از ۱۵ سال است به ازدواج اجباری وادار شده اند. هر سال ۴٫۵ میلیون کودک در سراسر جهان ازدواج اجباری می‌کنند. البته در بسیاری از نقاط جهان آمار دقیق در مورد آن منتشر نمی‌شود.
نکته مورد چالش در این واقعه اجتماعی عبارت از تعاریف جهانی مربوط به مقوله حق کودک بر بدن اوست و تا زمانیکه “تجاوز به کودکان” و “پدوفیلیزم” زیر نام ازدواج با کودکان ثبت و در سرشماری ها و آمارگیری های اجتماعی بررسی و سنجش می شود، نمی توان از بزرگی دامنه آسیب شناختی این مسأله سخن راند و دولتهای متعهد به معاهده بین المللی حقوق کودک را متعهد به لغو ازدواج با کودکان زیر ١٨ سال کرد. بازتعریف این واقعه اجتماعی زیر عنوان تجاوز به کودک و بچه بازی می تواند زمینه ساز تقویت شرم و منع این اقدام در شرع، سنت و قانون مدنی هر کشوری بویژه ایران شود. نهادهای حقوق کودک و فعالان حقوق زن و بشر باید برای جلب توجه نهادهای بین المللی در بازتعریف این واقعه اهتمام بیشتری کنند.

هر هفت ثانیه یک دختر زیر ۱۵ سال ازدواج می‌کند

بر اساس گزارش جدید منتشر شده از سوی «بنیاد جهانی نجات کودکان»، هر هفت ثانیه یک دختر زیر ۱۵ سال در یک نقطه از کره خاکی ازدواج می‌کند.
این صندوق در گزارش جدید خود که با موضوع ازدواج کودکان منتشر شده است اعلام کرد آمار مذکور مربوط به همه نقاط جهان می‌شود و مراکز خبری از جمله بی‌بی‌سی، سی‌ان‌ان، اکسپرس تریبون پاکستان، استرالین و … آن را پوشش داده‌اند.
اگر این آمار درست باشد، این مسئله به آن معنی خواهد بود که هر سال ۴٫۵ میلیون کودک در سراسر جهان ازدواج می‌کنند. البته باید توجه داشته باشید که جمع‌آوری اطلاعات در این زمینه کار دشواری محسوب می‌شود. زیرا در بسیاری از نقاط جهان فرآیند مذکور غیرقانونی است و به همین خاطر آمار دقیق در مورد آن منتشر نمی‌شود.
بنیاد نجات کودکان از آمارهای سازمان یونیسف استفاده کرده است و همچنین اطلاعات چندین بررسی جهانی نیز در آن به کار برده شده است. این فرآیند کمک کرد تا گزارش مذکور بتواند داده‌های دقیق مربوط به بیش از ۱۰۰ کشور با درآمد متوسط و کم را پوشش دهد.
سازمان جهانی یونیسف اعلام کرد در سال ۲۰۱۵ میلادی ۷٫۵ درصد از زنان متاهل ۲۰ تا ۲۴ ساله زمانی که در سن کمتر از ۱۵ سالگی به سر می‌بردند، ازدواج کردند.
ازدواج کودکان در ایران افزایش یافته است
در اکثر نقاط ایران میتوانیم کودکانی را ببینیم که ازدواج کرده اند و حتی بعضی از آن ها بچه هم دارند.در مورد ازدواج کودکان و حتی افزایش روزافزون آن باید واقعا تاسف خورد،چرا که این کودکان هنوز به بلوغ عقلی نرسیده اند و نمیتوانند تصمیمات درستی برای زندگی شان بگیرند.در ادامه در این مورد بیشتر خواهید خواند.
همزمان با روز جهانی کودک مسائل مربوط به کودکان در کانون توجه مسئولان و کارشناسان مسائل اجتماعی قرار گرفته است. در حالی که در این روز به موضوعات مختلفی پرداخته می‌شود، اما برخی از مسائل مطرح شده به قدری هشدار دهنده است که به نظر می‌رسد اگر برای آنها چاره‌ای اندیشیده نشود، مشکلات عدیده‌ای پیش می‌آید.
ازدواج کودکان به خودی خود مشکلی جدی است. علاوه بر این مشکل، آسیب شناسان پرده از روی مشکل دیگری با عنوان «افزایش کودکان مطلقه» برداشته اند. اخیرا یک عضو هیات مدیره انجمن حمایت از حقوق کودک عنوان کرده است:«در حال حاضر شاهد افزایش تعداد کودکان مطلقه هستیم، به طوری که گفته می‌شود ۳۶ هزار کودک مطلقه در کشور داریم که زیر ۱۸ سال هستند.»
روزگذشته عضو هیات مدیره انجمن حمایت از حقوق کودک گفت: درخواست امسال سازمان‌های مردم نهاد و فعال در حوزه کودک در روز جهانی کودک با شعار «همه با هم برای تصویب لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان» آن است که مجلس نسبت به تصویب این لایحه اقدام کند. طاهره پژوهش با بیان آنکه خواهان تصویب این لایحه در مجلس و تغییر شرایط به نفع کودکان هستیم، افزود: این لایحه سن کودکی ۱۸ سالگی به رسمیت شناخته شده و با توجه به پیمان نامه حقوق کودک مواردی را در جهت تامین منافع عالی کودک در نظر گرفته است. او ادامه داد: در صورت تصویب این لایحه می‌توان با توسل به آن قانون فعالیت‌هایی را برای بهبود شرایط کودکان به انجام برسانیم و معتقدیم در صورت تصویب این لایحه و اجرایی شدن آن در کشور هزینه‌های درمان و رفع معضلات ناشی از آسیب‌های اجتماعی به شدت کاهش خواهند یافت. پژوهش ادامه داد: در لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان که در حال حاضر در انتظار تصویب مجلس است بیش از همه بر آموزش کودکان تاکید شده و چنانچه بتوانیم بودجه مناسبی را به آموزش کودکان اختصاص دهیم، پس از آن بتوانیم حقوق و مسئولیت‌های کودک را به او بیاموزیم و بتوانیم شرایطی را فراهم کنیم که کسی حق دیگری را تضعیف نکند، حتما جامعه سالم‌تری خواهیم داشت. او افزود: پیشنهاد ما به مجلس آن است که با توجه به ضرورت اهمیت دوران کودکی، تصویب این لایحه را در دستور کار خود قرار دهند تا بتوانیم جامعه سالم‌تری برای کودکان داشته باشیم. پژوهش خاطرنشان کرد: هم اکنون بسیاری از موارد در کشور قانون دارد، اما قوانین آن اجرایی نمی‌شوند.
عدم‌وجود نهادی برای پیگیری کودک‌آزاری
عضو هیات مدیره انجمن حمایت از حقوق کودک عنوان کرد: مشکلات درباره کودک آزاری همچنان وجود دارند و هیچ جایی برای پیگیری این مسائل در کشور وجود ندارد تا بتوان کودک را به طور موقت به آن ارجاع دهیم و فاقد مکان‌های امنی هستیم که کودک در شرایط خطر کودک آزاری در آن حضور یابد تا پس از تامین شرایط مطلوب در خانواده، کودک را به آنها برگردانیم. پژوهش اظهارکرد: اولین ماده پیمان نامه حقوق کودک در ارتباط با سن کودکی است که در آن ۱۸ سال در نظر گرفته شده و این در حالی است که در ایران هنوز این مساله به رسمیت شناخته نشده و همچنان در قوانین ما سن کودکی ۹ سال قمری برای دختران و ۱۵ سال قمری برای پسران بوده و همین مساله مشکلات عدیده‌ای چون ازدواج در سنین کودکی را به دنبال داشته است.
هشدار درباره ازدواج در کودکی
عضو هیات مدیره انجمن حمایت از حقوق کودک درباره «سن ازدواج» و «ازدواج در کودکی» گفت: درحال حاضر شاهد افزایش تعداد کودکان مطلقه هستیم؛ به طوری که گفته می‌شود ۳۶ هزار کودک مطلقه در کشور داریم که زیر ۱۸ سال هستند، این در حالی است که ازدواج در سن کودکی خود نوعی خشونت است و دختر به گونه‌ای به کار اجباری در خانه محکوم و مانع رشد استعدادش می‌شود و ما شاهد افسردگی در بسیاری از این دختران هستیم. این در حالی است که یک روانشناس کودک درباره تصویب لایحه حمایت از حقوق کودک گفت: سال‌های زیادی است که در انتظار تصویب لایحه حمایت از حقوق کودک و نوجوانان هستیم، اما باید به یاد داشته باشیم که مشکل ما تصویب لایحه و قانون نیست و در صورت تصویب هم هیچ اتفاقی نمی‌افتد؛ به این ترتیب نباید درگیر تصویب باشیم بلکه باید به دنبال تغییر باشیم. مهدی بیاتی اظهار کرد: کاش در شعارهای انتخاباتی آینده لااقل کاندیداها برنامه‌های خود را برای کودکان مطرح کنند تا شاید بتوان فکری به حال آنها کرد تا مثل امروز با جمعیتی از دهه هشتادی‌هایی روبه رو نباشیم که هیچ شناختی نسبت به آنها نداریم، نمی‌توانیم با آنها مقابله کنیم و عمدتا دچار گرفتاری‌های روحی و روانی، آسیب، اعتیاد، انحرافات رفتاری و… شده و خانواده‌ها را دچار بحران کردند و علت آن نیز فقط بی تدبیری ۲۰ سال پیش مسئولان در حوزه کودک است. به گزارش ایسنا، چالش‌های کودکان در ایران تنها به عدم هماهنگی میان دستگاه‌ها، فقدان شورای عالی کودک در کشور، نابسامانی مهدهای کودک و روش‌های غلط آموزشی و…محدود نمی‌شود؛ بلکه در این بین عدم آگاهی و شناخت صحیح والدین از کودک امروز و همچنین درگیری بیش از حد کودکان با تکنولوژی‌های روز دنیا نیز از جمله عواملی است که دست به دست همدیگر داده تا رشد و پرورش کودکان امروز سرزمین مان را با چالش‌ها و موانع متعدد روبه رو کند، از این رو نیاز است علاوه بر توجه ویژه سیاستمداران به حوزه کودک و نوجوان در کشور، خانواده‌ها نیز در باورها و روش‌های تربیتی خود به منظور تربیت نسلی بهتر و شایسته‌تر با افزایش آگاهی‌های خود، تجدید نظر کنند.
توجه به‌بلوغ عقلی به‌جای بلوغ جنسی
یک مددکاراجتماعی و استاد دانشگاه درباره وضعیت ازدواج و طلاق کودکان در کشور می‌گوید: ازدواج کودکان قبل از بلوغ عقلی باعث بروز مشکلات و نارسایی‌ها جبران ناپذیری می‌شود. این در حالی است که امروزه در جامعه ما بزرگسالان از مهارت ارتباطات و همسرداری مناسب برخوردار نیستند؛ دیگر چه برسد به کودکان! محمد زاهدی اصل می‌افزاید: وقتی افراد قبل از سن عقلی ازدواج می‌کنند طبیعتا بخش قابل توجهی از این ازدواج‌ها به طلاق و جدایی منتهی می‌شود. به گفته او برای رسیدگی به وضعیت ۳۶ هزار کودک مطلقه در کشور باید سازمان بهزیستی و دیگر سازمان‌های مرتبط وارد عمل شده و با تدبیر کارشناسان درباره رسیدگی به وضعیت این کودکان راه کارهای اساسی بیندیشند. باید دانست که بخشی از این کودکان نیازمند حمایت سازمان بهزیستی و نهادهای دیگر به عنوان جانشین خانواده هستند و باید این افراد را مورد رسیدگی قرار دهند. این در حالی است که برخی از این کودکان در این وضعیت و این سنین مبادرت به فرزندآوری می‌کنند که همین اقدام باعث بروز مشکلات عدیده می‌شود. این مددکار اجتماعی درباره پیشگیری از بروز چنین مساله ای می‌گوید: باید رسانه ملی، دیگر رسانه‌ها، آموزش و پرورش، نهاد‌های حمایت کننده از کودک و دیگر سازمان‌ها با آگاه سازی خانواده‌ها، کودکان و جامعه را نسبت به تبعات این قضیه آگاه سازند تا به این ترتیب همگان به بروز مشکلات ناشی از پدیده آسیب‌زایی همچون ازدواج کودکان واقف باشند. این در حالی است که در قوانین سنین ازدواج تعریف شده است، اما برای ازدواج بلوغ عقلی تعیین‌کننده است نه بلوغ جنسی.
منبع: سلامت نیوز

سنجش وضعیت آماری ازدواج زودهنگام دختران در ایران در سال ۹۴

سنجش وضعیت آماری ازدواج زودهنگام دختران در ایران در سال ۹۴

سنجش وضعیت آماری ازدواج زودهنگام دختران در ایران در سال ۹۴
گزارش کمپین گام به گام تا توقف ازدواج کودکان در ایران به مناسبت روز جهانی دختربچه ها
رایحه مظفریان؛ نویسنده کتاب حلقه
طبق ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن ۱۳ سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن ۱۵ سال تمام شمسی منوط است به اذن ولی به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح.
جامعه جهانی هر گونه ازدواج فرد کمتر از ۱۸ سال را در زیرگروه ازدواج زودهنگام یا کودکان تلقی می کند. کنوانسیون ها و الحاقات بیشماری توسط سازمان های بین المللی تصویب شده اند که کشورها را ملزم به جلوگیری از رواج این گونه ازدواج ها کرده اند. ایران به برخی از کنوانسیون ها و پروتکل ها پیوسته است و بعضی را هم با تحمیل شروطی قبول کرده است و مبنای عدم تضاد با شرع و قوانین داخلی را برای پذیرش شرط قرار داده است.
هر سال تقریباً ۸۰۰ هزار ازدواج در ایران ثبت می­شود. در میان این رقم بزرگ، تعداد بسیار اندکی مربوط به ازدواج­های کودکان است. برخی از منتقدین به ازدواج کودکان معتقدند که رقم ازدواج کودکان باید بر کل ازدواج­های ثبت شده در هر سال تقسیم شود. اگر این کار صورت گیرد، ازدواج کودکان آن چنان هم بحران یا معضل شناخته نخواهد شد یعنی تنها ممکن است کمتر از ۱ درصد کل ازدواج­های ثبت شده در کشور به کودکان تعلق گیرد. این پیشنهاد مشکلی به همراه خواهد داشت. در حالی که جامعه جهانی معتقد است ازدواج زودهنگام حتا یک کودک نباید نادیده گرفته شود چراکه برای جامعه مشکلاتی به همراه خواهد داشت، که سعی شده در خلال مطالب به آن­ها اشاره شود، دست­اندرکاران دولتی سعی بر کم رنگ جلوه دادن این پدیده دارند. «وقتی این رقم­ها را با کل ازدواج­هایی که در کشور صورت می­گیرد مقایسه کنیم روند افزایشی را می­بینیم که این پدیده را قابل توجه می­کند و با توجه به پیامدهای آن بر خانواده، اجتماع و روی خود افراد، نیاز به یک بررسی دقیق دارد.
e-t-94p.xlsx
­
در برابر واقعه ازدواج، واقعه طلاق را هم باید در نظر گرفت. طلاق عامل گسست خانواده­ها محسوب می‌گردد. نحوه برخورد با واقعه طلاق در کلیه جوامع متفاوت است و این مطلب مستقیماً با آداب و رسوم و فرهنگ آن جامعه ارتباط دارد. در کشور ما استحکام و سلامت خانواده بسیار با اهمیت است. بدین لحاظ به خانواده به عنوان کوچک­ترین نهاد اجتماعی و مهم­ترین کانون تربیت افراد اجتماع نگریسته می­شود و به شکل ویژه­ای به آن توجه می­گردد، به طوری که بخشی از مطالعات اجتماعی در راستای شناخت معضلات خانواده صورت می­گیرد.
آن چه در مجموع تمامی این ازدواج­ها و طلاق­ها می­تواند جالب توجه باشد این موضوع است که ترکیب سنی ازدواج­ها و طلاق­های دختران و پسران کودک چگونه است؟ به این معنی که دختران کم سن و سال بیشتر با مردان چه سنینی ازدواج می­کنند و بر عکس. تعدادی از کودکان هر ساله با مردان یا زنانی ازدواج می­کنند که با آن­ها اختلاف سنی زیاد و قابل توجهی دارند. به عنوان مثال در سال ۱۳۹۰، ۱۲ مورد ازدواج دختران کمتر از ۱۰ سال با مردان ۳۵ تا ۳۹ سال ثبت شده است؛ یا در همین سال ۱۰ مورد ازدواج پسران کمتر از ۱۵ سال با زنان ۳۰ تا ۳۴ سال ثبت شده است. این ارقام حاکی از اختلاف شدید سنی بین زوج و زوجه است. همچنین باید این موضوع را در نظر گرفت که در این آمارها تعداد ازدواج­های پیشین زوجین نیز ثبت نشده است.
در سال ۱۳۹۴، ۳۷۱۱۷ دختر کمتر از ۱۵ سال با مردان در سنین مختلف ازدواج کرده اند و ۱۲۴۹ دختر در این سن از شوهران خود جدا شده اند.
e-t-94p.xlsx
در حال حاضر روزانه ۲۰ هزار دختر زیر هیجده سال در کشورهای در حال توسعه مادر می‌شوند. این روند اگر به این شکل ادامه یابد، در سال ۲۰۳۰ حدود ۱۵ میلیون دختر کمتر از پانزده سال مادر خواهند شد. هر سال ۷٫۳ میلیون دختر کمتر از هیجده سال در جهان صاحب فرزند می­شوند. ۲ میلیون نفر از آنان کمتر از چهارده سال سن دارند. دفتر سازمان ملل متحد در نیویورک، در گزارش سالانه خویش اعلام داشت و تأکید کرد که خطر بیماری و حتا مرگ، جان بسیاری از این افراد را تهدید می­کند.
با نگاهی به آمارهای ارائه شده توسط سازمان ثبت احوال کشوری می­توان ارتباط بین ازدواج زودهنگام دختران و بارداری زودهنگام مادران را سنجد. در سال ۱۳۹۴، ۱۵۱۱ دختر کمتر از ۱۵ سال در ایران مادر شده اند. بارداری در سنین پایین با توجه به این که دختر نوجوان در سن رشد قرار دارد، می­تواند خطرات و عوارض بسیاری را به دنبال داشته باشد. به همین دلیل توصیه می­شود که نوعروسان تا رسیدن به سن مناسب بارداری از بارداری پرهیز کنند (عصر ایران، ۱۳۹۲). سوال­های بسیاری در رسیدن به این خواست ایده آل وجود دارد. چگونه می­توان دختران محروم از تحصیل را آگاه کرد که برای بارداری تمهیداتی را به کار ببرند؟ چگونه می­توان شوهر و خانواده شوهر را راضی کرد که بارداری کودک را به تعویق بیندازد؟
v-f-94p.xlsx
کودک همسری، کودک مطلقگی، کودک والدی، کودک بیوگی و کودک سرپرستی معضل هایی هستند که زودهنگام کودکان جامعه ایران را از دنیای کودکی جدا می کند و مسئولیت های سنگین زندگی را پیش از آن چه که جامعه برایشان در نظر گرفته است به آن ها تحمیل می کند.
برای آگاهی بیشتر از اثرات ازدواج زودهنگام، کارزاری در ایران با نام گام به گام تا توقف ازدواج کودکان در ایران با انتخاب بادکنک نارنجی به عنوان نماد این معضل مشغول به فعالیت است.
www.stopemiran.com

آسیب شناسی ازدواج زودهنگام دختران

نوشتاری از جمشید میرزایی استاد جامعه شناسی

آسیب شناسی ازدواج زودهنگام دختران
زود شوهر دادن دختران الزاماً نتیجه‌اش کم کردن نانخور نیست
با جاری شدن این عقد، خانواده جدیدی شکل می‌گیرد که سرپرستی آن بر عهده تازه داماد قرار می‌گیرد و بالتبع یارانه ۴۵۵۰۰ تومانی دختر که اکنون در ذیل سرپرستی خانواده جدید تعریف می‌شود، به حساب داماد واریز می‌شود
ازدواج پدیده‌ای اجتماعی و امری مقدس است. هر پدیده اجتماعی (و ازدواج نیز که از این قاعده جدا نیست) متاثر از شرایط مکانی و زمانی خاص خود است. دیر زمانی بود که ازداوج کردن در سنین ۱۲و۱۳سالگی نُرم عمومی جامعه بود و ازدواج در سنین بالاتر از آن، امری غیرطبیعی و غیرنرمال بود. گسترش شهرنشینی، افزایش مدارس و میل به گسترش و کسب سواد، افزایش سطح تحصیلات، تغییر نگرش‌ها و… موجب بالارفتن سن ازدواج شد.
در شرایطی که افزایش سن ازدواج، کاهش نرخ ازدواج و افزایش نرخ طلاق و… خانواده ایرانی را تهدید می‌کنند، اما موضوع “ازدواج در سنین پایین” در حال تبدیل شدن به یکی از مهم‌ترین مسائل حال حاضر جامعه ایرانی می‌شود. به طوری که امروزه شاهد ازداوج دختران مقطع متوسطه اول (در سنین ۱۲و ۱۳ساله) هستیم. در ادامه چند گزارش آماری را مرور می‌کنیم:
«سازمان یونیسف با انتشار گزارشی اعلام کرده که هر‌سال در جهان ١۵‌ میلیون دختر در سن خردسالی ازدواج می‌کنند و حق سلامتی، آموزش، تحصیل و فرصت‌ها از آن‌ها گرفته شده و کودکی‌شان دزدیده می‌شود و اگر کاری انجام نگیرد، تا‌ سال ٢٠٣٠ هر‌ سال ۴/١۵‌ میلیون دختر خردسال ازدواج می‌کنند. در کشورهای درحال توسعه، از هر ٩ دختر یکی قبل از تولد ١۵ سالگی‌اش ازدواج می‌کند و برخی عروس‌ها حداکثر ٨ یا ٩ سال دارند.»
«بر اساس گزارش‌های مندرج در سایت ثبت احوال تعداد ازدواج‌های پیش از سن قانونی ثبت شده
در ۹ ماهه اول سال ۹۴ در گروه سنی بین ۱۹-۱۵سال، ۱۳ هزار و ۳۳۸ و تعداد ثبت ازدواج‌ها در سنین زیر ۱۵ سال هم ۴ هزار و ۵۴۷ ثبت شده است. در ضمن در ۹ ماه سال ۱۳۹۴ بیشترین ترکیب ازدواج ثبت شده مربوط به ترکیب سنی ۲۰-۲۴ ساله و زنان ۱۵-۱۹ ساله بوده است که تعداد آن برابر با ۷۸هزار و ۶۷۴ واقعه است.»
«شیرین‌‌احمدنیا معاون پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی سازمان بهزیستی کشور اعلام کرد: ازدواج کودکان تبدیل به یک مسئله جهانی شده است و طبق آخرین آمار، ۷۰۰ میلیون زن در جهان هستند که در سنین کودکی ازدواج کرده‌اند. بر اساس آمارها در کشورهای در حال توسعه از هر۳ دختر یک نفر قبل از ۱۸ سالگی ازدواج می‌کند و ۲۰ کشوری که بالاترین نرخ شیوع ازدواج کودکان در آن‌ها وجود دارد،‌ عبارتند از: نیجر، آفریقای مرکزی، چاد، بنگلادش، سودان جنوبی، مالی، بورکینافاسو،‌، گینه، موزامبیک و… . در ایران نیز تقریبا حدود ۱۷ درصد دختران پیش از رسیدن به سن ۱۸ سالگی ازدواج کرده‌اند، طبق آمار یونیسف۳ درصد از دختران هم پیش از رسیدن به سن ۱۵ سالگی ازدواج می‌کنند.»
«در سال ۹۰ اخباری که از هرمزگان ‌‌رسید نشان می‌داد که در سه شهر این استان پنج نفر زیر ۱۰ سال ازدواج کرده‌اند. این خبر از سوی مدیر‌کل ثبت‌احوال هرمزگان اعلام شد. این ازدوا‌ج‌ها در شهرستان‌هایی مانند بندرعباس، قشم و میناب به ثبت رسیده بود. در همین استان ۵۳۰ واقعه ازدواج کمتر از ۱۴ سال نیز به ثبت رسیده است.»
«براساس آمار رسمی ثبت احوال کردستان، سال گذشته ازدواج ۱۰ کودک زیر ۱۰ سال در این استان به ثبت رسیده و این به معنای زنگ خطر است.»
مباحث قانونی و حقوقی
دکتر سید علی کاظمی قاضی دادگستری، استاد دانشگاه و رئیس اداره مطالعات حقوقی و قضایی قوه‌قضائیه می‌گوید: به طور کلی چند سند بین‌المللی در زمینه سن ازدواج وجود دارد. یکی از آن‌ها کنوانسیون تعیین سن ازدواج است که کشور ما و عمدتاً کشورهای اسلامی به آن نپیوستند؛ به علاوه چند سند تفصیلی دیگر در سطح بین‌الملل که سن ازدواج را حدود ۱۸ سال در نظر گرفته‌اند. آخرین اسنادی که از کمیته حقوق کودک و کمیته منع تبعیض علیه زنان مشاهده می‌کنیم نیز حداقل سن ازدواج را ۱۸ سال در نظر گرفته‌‌اند. اما در پیمان‌نامه حقوق کودک، صراحتاً در مورد سن ازدواج چیزی مطرح نشده، فقط در این کنوانسیون آمده است سن ازدواج زمانی باید باشد که فرد (کودک) دارای قابلیت‌های لازم برای تشکیل زندگی باشد و در عین حال ازدواج به رشد کودک، پرورش و آموزش وی صدمه‌ای وارد نکند.
سابقاً درکشور ما ملاک ازدواج سن ۱۸ سال بود اما پس از انقلاب به سن بلوغ شرعی (۹سال قمری در دختران و ۱۵ سال قمری در پسران ) تغییر یافت، سال‌ها بعد مجمع تشخیص مصلحت نظام سن ازدواج برای دختران را ۱۳ سال و ۱۵ سال را برای پسران عنوان کرد. اما قانونگذار اجازه داده که با سه شرط، زیرِ این سنین هم ازدواج صورت گیرد:
۱- مصلحت کودک اقتضا کند، ۲- پدر و مادر راضی باشند، ۳- اینکه دادگاه رضایت بدهد.
زمینه و عوامل موثر
حال سوال اینجاست که این گونه ازدواج‌ها بیشتر در چه نوع خانواده‌هایی شکل می‌گیرد؟ مطالعات نشان می‌دهد که ازدواج دختران در سنین کم و پایین در خانواده‌هایی که از لحاظ پایگاه اقتصادی – اجتماعی در سطح پایینی باشند یا بد سرپرست (پدر معتاد، بیسواد یا کم سواد، بیمار روانی) باشند یا کودک با یکی از والدین یا با پدر یا مادر ناتنی خود یا در خانواده پدربزرگ – مادر بزرگ زندگی می‌کنند، بیشتر است.
عوامل موثر بر پدیده ازدواج زودهنگام دختران را می توان به طور کلی در سه بخش دسته‌بندی کرد:
الف) فرهنگ وآداب و رسوم، سنن و عرف؛ به خصوص در میان اقوامی که هنوز متعصبانه خود را مقید به برخی از سنت‌هایشان می‌دانند. مثلاً “ما رسم‌مان این است که دختر را زود به خانه شوهر بفرستیم”. چشم هم چشمی و حس جاماندگی از دیگران را نیز می توان در این صورت‌بندی جای داد. مثلاً “چون برای دخترخاله‌اش‌ هفته گذشته خواستگار آمده، ما نیز در اولین مواجهه خواستگار باید سریع دخترمان را شوهر بدهیم تا از دیگران جا نمانیم”.
ب) عوامل اقتصادی و هزینه‌های معیشتی خانواده؛ حسین باهر معتقد است: «در بسیاری از مواقع با وقوع فقر، والدین بودن دختران را هزینه و بار اضافی بر هزینه خانوار محسوب کرده و با ازدواج او نه تنها بار هزینه را می‌کاهند بلکه‌گاه با ازدواج دخترشان با افراد مسن‌تر می‌توانند به زندگی اقتصادی و اجتماعی دختر و حتی خودشان نیز سامان بهتری دهند. در این اجتماعات ازدواج برای خانواده دختر به نوعی امتیاز اقتصادی نیز محسوب می‌شود.
‌مطالعات میدانی ما نشان می‌دهد که زود شوهر دادن دختران الزاماً نتیجه‌اش کم کردن نانخور (به زعم بعضی خانواده‍ا) نیست. در ایام آغازین دوره نامزدی و عجله خانواده‌ها برای جاری ساختن صیغه عقد و محرم شدن دختر و پسر، پس از مدتی این فرایند انجام می‌گیرد. با جاری شدن این عقد، خانواده جدیدی شکل می‌گیرد که سرپرستی آن بر عهده تازه داماد قرار می‌گیرد و بالتبع یارانه ۴۵۵۰۰ تومانی دختر که اکنون در ذیل سرپرستی خانواده جدید تعریف می‌شود، به حساب داماد واریز می‌شود. می‌بینیم عملاً خانواده دختر از یک سو از ۴۵۵۰۰ تومان درآمد ماهانه محروم می‌شود و از طرف دیگر داماد جوان نیز تمایل دارد مدام به نامزد و نوعروس خود سرکشی کند و به اصطلاح بر سر خانواده پدرزن “چتر” شود. نتیجه اینکه نه تنها یک نانخور کم نشده بلکه یک نانخور نیز (به صورت غیر رسمی) اضافه شده است.
ج) باورهای غلطِ رایج؛ مواردی نظیر «دختر اگر زود ازدواج نکند می‌ترشد، قسمت اینجور بوده، ما همسن این‌ها بودیم دو تا بچه داشتیم و… .»برخی باورهای غلط دیگر نیز رایج است که بر مبنای آن و به زعم خود می‌خواهند دختران را از خطرات محیط و جامعه حفظ کنند. مثلاً برخی معتقدند دختر ۱۴-۱۳ ساله اگر زود ازدواج نکند در این جامعه پراز گرگ، به گناه می‌افتد!… . شواهدی نیز در مورد بلوغ جسمی وجود دارد که برخی خانواده‌های عشایر اعتقاد دارند دختر باید در خانواده شوهر به بلوغ برسد!
نوعروسان در مدرسه
حضور این ‌دانش‌آموزان تازه متاهل شده (در قالب نامزدی، عقد موقت و صیغه محرمیت و…) در کنار سایر ‌دانش‌آموزان تبعات منفی‌ای به همراه دارد. به هر حال باید پذیرفت دختری که در شرایط امروزین جامعه در سن ۱۲ سالگی (پایه هفتم) ازدواج می‌کند (چه عقد دائم چه موقت و صیغه محرمیت که در شناسنامه درج نمی‌شود و هیچ ممانعت قانونی برای ادامه تحصیل چنین افرادی در مدارس عادی روزانه نمی‌تواند وجود داشته باشد) و با توجه به خصوصیات کودکان در این سن، صاحب دنیای روحی متفاوتی و تجربیات جدیدی از زندگی متاهلی می‌شوند. کنجکاوی‌های ‌دانش‌آموزان و همکلاسی‌ها و میل به دانستن خاطرات و تجربیات دوست تازه نامزد کرده‌شان، پرسش‌های بی‌پایانی را در این مورد به وجود می‌آورد. در مقابلِ این انتظار و کنجکاوی به وجود آمده، ما شاهد انتقال بی واهمه تجربیات و خاطرات این نومتاهلان برای دیگر همکلاسی‌ها هستیم که منجر به سرایت به دیگر ‌دانش‌آموزان می‌شود. چون قبح اخلاقی در این مورد وجود ندارد و آن‌ها این کار را قبیح نمی‌دانند به دنبال آن بسیاری از قبح‌های اخلاقی دیگر شکسته می‌شود. یعنی این نومتاهلان بی هیچ واهمه و شرم و حیایی به راحتی تجارب جدید خود را به ‌دانش‌آموزان دیگر انتقال می‌دهند.
بسیاری از این دختران ابتدا به ساکن هستند و الفبای ازدواج و زناشویی را نمی‌دانند و شوربختانه هیچ کس و هیچ نهادی هم مسائل زندگی مشترک را به آن‌ها آموزش نمی‌دهد به طوری که در زندگی مشترک با مشکلات زیادی مواجه خواهند شد. واقعیت تلخ این است که ازدواج دختران در سنین کم که دارای شرایط ویژه‌ای نیز هستند، با توجه به ناتوانی و آمادگی نداشتن دختران کم سن و سال و پیچیدگی‌ها و مقتضیات جامعه کنونی ما، نمی‌تواند خانواده‌ای سالم و با نشاط و دارای کار ویژه‌هایی نظیر محیط مناسب برای رشد و تربیت کودکان، همزیستی مسالمت‌آمیز و… را ایجاد کند.
پیامدها و مشکلات این نوع ازدواج‌ها
با ازدواج زودهنگام، آزارها و مشکلات روحی، روانی و جسمی بسیاری بر این کودکان تحمیل می‌شود.
۱- از آنجا که این دختران معمولاً از رشد لازم برخوردار نیستند و از نظر جسمی و روحی، آمادگی همسر یا مادر شدن ندارند، در صورتی که باردار شوند نوعاً دچار مشکلاتی مانند خونریزی ناشی از زایمان یا سقط جنین، آلودگی به ویروس ایدز و… می‌شوند و حتی ممکن است هنگام بارداری بیماری‌هایی را به جنین خود منتقل کنند و همچنین بسیاری اوقات نیز این نوزادان در حین زایمان سقط می‌شوند.
۲- از آنجا که کودکان نوعروس (بدون بلوغ جسمی، عاطفی، مهارتی و…) در این سن مهارت‌های لازم را برای زندگی و تربیت بچه ندارند، در این مسیر هم خودشان صدمه می‌بینند و هم این صدمات و آسیب‌ها به فرزندان آن‌ها تحمیل می‌شود.
۳- ناتوانی در مطالبه گری و احقاق حق از دیگر آسیب‌های این نوع ازدواج‌هاست.کودک نمی‌تواند حق خودش را مطالبه کند. به عنوان مثال یکی از این مشکلات این است که بر طبق قانون، هنگام افتتاح و بازکردن حساب بانکی باید سن فرد ۱۸ سال تمام باشد. بسیاری اوقات این دختران کم سن و سال و نومتاهل با یک تلاقی ژانوسی مواجه می‌شوند؛ یعنی از یک طرف زن یا مادر هستند و از طرف دیگر نمی‌توانند حقوق خودشان را استیفا کنند. مثلاً نمی‌توانند حسابی افتتاح کنند تا نفقه‌شان به آن حساب واریز شود.
۴- گاهی اوقات این ازدواج‌ها به طلاق منجر می‌شود که طلاق باعث می شود این کودکان به شدت آسیب‌ ببینند. موارد بسیاری در این زمینه مشاهده شده که این کودکان به عنوان نوعروس‌هایی که طلاق گرفته‌اند آسیب‌هایی را متحمل شده‌اند و عمدتاً ازدواج‌ مجدد آن‌ها نیز با ناکامی و شکست توام می‌شود و نهایتاً بسیاری از این کودکان سیاه بخت می‌شوند.
۵- علاوه بر مشکلات جسمی و ناراحتی‌هایی که در روابط زناشویی به وجود می‌آید، مشکلات روانی عمده‌ای برای آن‌ها پیش می‌آید که پیامدهایی نظیر افسردگی، خودزنی، خودکشی، فرار از منزل را به دنبال دارد.
۶- متاسفانه غالب این سبک ازدواج‌ها به ثبت قانونی( دفترخانه و شناسنامه) نمی‌رسند و فقط به شکل صیغه (عقد موقت) جاری می‌شوند. در غالب اوقات این صیغه ادامه نیافته و دختران با کوچک‌ترین بهانه‌ای از خانه شوهر اخراج می‌شوند و ما شاهد تبدیل کودکِ عروس به کودکِ بیوه هستیم.
۷- اگر این دختران نومتاهل دچار آسیب‌هایی نظیر تجربه بارداری و زایمان زودهنگام یا تحمل خشونت از طرف همسر یا افراد خانواده وی شوند، قطعاً خود این آسیب‌ها منتج به آسیب‌های جدی‌تری خواهد‌شد و براساس آن این دختران (در قالب همسر یا در قالب مادر) ممکن است به خود یا دیگران آسیب‌های جدی وارد کنند ، ضمن اینکه این آسیب‌ها می‌تواند به سطح محیط اجتماعی و جامعه سرایت کند.
۸- اطفال حاصل از ازدواج این گونه دختران در خانواده‌هایی که نابسامان هستند و از حداقل توانمندی‌های لازم برای تشکیل یک زندگی سالم برخوردار نیستند، ممکن است در مسیرهای مبهم دیگری قرار بگیرند.
۹- ازدواج در سنین کودکی با خروج از گردونه تحصیل و آموزش، گردونه حرفه‌آموزی و مهارت‌آموزی همراه است. همچنین فرصت‌هایی را که جامعه برای شهروندان ایجاد می‌کند از دست می‌دهند. در نتیجه این کودکان نگون‌بخت با حداقل دسترسی به تحصیلات و آموزش و فرصت‌های اقتصادی، و نیز خانواده‌هایشان بیش از پیش در دام فقر گرفتار می‌شوند.
۱۰- از آنجا که این نومتاهلان در دنیای کودکانه خود به سر می‌برند اما به یکباره و جهشی به دوره بزرگسالی (به لحاظ قرار گرفتن در نقش یک مونث متاهل) پرتاب می‌شوند، اینان همچون یک زن متاهل و بزرگسال باید در جایگاه‌هایی مانند عروس، جاری، زن داداش و… به ایفای نقش بپردازند و انتظارات مورد نظر را برآورده سازند.
احراز مصلحت در ازدواج کودکان
در احراز مصلحت باید حتماً محاکم قضایی رضایت کودک را احراز کنند. در کشور ما مشکلی که وجود دارد این است که برخی اوقات خانواده‌ها بدون اینکه از دادگاه رضایت بگیرند ازدواج کودکان صورت می‌گیرد و زمانی که سن این کودکان به حد نصاب ازدواج برسد به شیوه مدنی ازدواج شان را ثبت می‌کنند، در حالی که این ازدواج اعتبار شرعی دارد و این اعتبار شرعی باعث می‌شود پدر ومادر، کودکشان را خارج از فرآیند ازدواج به عقد و ازدواج دیگری در بیاورند. در این راستا و جلوگیری از این نوع ازدواج‌ها باید برای پدر و مادرهایی که کودکشان را در سن پایین و به شیوه شرعی عقد می‌کنند، ضمانت اجرایی سختی در نظر گرفته شود مگر اینکه این زوج بچه‌دار شوند که مشکلاتی در رابطه با ثبت ازدواج، اخذ شناسنامه و… به وجود می‌آید ولی غالباً با اغماض مواجه می‌شوند و از خطایی که مرتکب شدند چشم‌پوشی می‌شود.
رهکارهای مقابله با این آسیب
۱) باید پژوهش‌های متعددی صورت بگیرد و به صورت دقیق مشخص شود که ازدواج‌های در سنین کم و پایین،۱- به لحاظ پراکندگی و توزیع جغرافیایی بیشتر در کدام مناطق و استان‌های کشور انجام می‌شود و ۲- مشخص شود که آیا فرهنگ (آداب و رسوم و عرف) باعث این پدیده است یا عوامل اقتصادی و هزینه‌های معیشتی خانواده یا باورهای غلط.
۲) کاظمی از صاحب نظران قضایی معتقد است: «با توجه به افزایش ازدواج در سن کودکی، برای تغییر سن ازدواج باید مطالعات جامعی صورت گیرد تا معیار آن بالاتر رود. نکته مهم دیگر این است که باید کف سن ازدواج مشخص شود. به موجب قانون موجود، دختر با هر سنی را هم می‌توان با شروطی که پیش از این ذکر شد شوهر داد؛ پس باید حداقل سن ازدواج مشخص شود تا برخی از ابهامات در این زمینه برطرف شود.
۳) این ازدواج‌های آزاردهنده‌ دخالت نهادهای مربوطه را می‌طلبد تا از این فجایع جلوگیری کنند. مجید ابهری آسیب‌شناس اجتماعی معتقد است: «بالا بردن سطح آگاهی و اطلاع‌رسانی از طریق رسانه‌ها، تعریف پروژه‌های آموزشی در عشایر جنوب و مناطق یاد شده و استمداد از روحانیون محل برای دخالت در این‌گونه موارد می‌تواند چاره‌ساز باشد. چرا که روحانیون اهل سنت در مناطق سنی‌نشین دارای جایگاه ویژ‌ه‌ای هستند و می‌توانند با آگاه‌سازی مردم از این‌گونه اعمال جلوگیری‌کنند.»
۴) در زمینه ازدواج زود هنگام دانش‌آموزان، رسانه‌های جمعی و اجتماعی باید به خوبی به این موضوع بپردازند تا با آگاهی رسانی عمومی، این پدپده را کاهش بدهند و در بهترین حالت جلوی آن را بگیرند.
۵) آگاهی دادن به اولیا خصوصاً مادران که ازدواج زودهنگام دخترانشان در سن ۱۲و ۱۳ سالگی پیامدهای منفی فراوانی به همراه دارد، از آنجا که این کار یک امر فرهنگی است و به نظر می‌رسد تا حد زیادی به فرهنگ و قومیت خانواده‌ها ربط دارد، شاید در کوتاه مدت به نتیجه نرسد. در موارد اتفاق افتاده هم باید از مدیران خواست که در همان ابتدای سال تحصیلی به اولیا تاکید شدید کنند که در صورت رخ‌دادن امر ازدواج برای دخترن کم سن و سالشان، به مخفی کاری روی نیاورند و سریعاً مراتب را به مدرسه گزارش دهند. مدرسه نیز با توجه به وجود مدارس شبانه دختران بزرگسال، موارد مشخص شده را به این گونه مدارس ارجاع دهد.(گرچه حضور یک دختر بچه ۱۲ ساله نومتاهل در کنار یک زن متاهل ۳۰ ساله نیز خالی از آسیب و خطر نیست. با این حال مخاطرات آن کمتر از حضور این نومتاهلان در مدارس عادی روزانه است).