بررسی رابطه سلامت روانی، کیفیت زندگی و عملکرد جنسی با سابقه عمل ختنه در زنان

بررسی رابطه سلامت روانی، کیفیت زندگی و عملکرد جنسی با سابقه عمل ختنه در زنان

بررسی رابطه سلامت روانی، کیفیت زندگی و عملکرد جنسی با سابقه عمل ختنه در زنان

گزارش گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان در ایران

شهرستان پیرانشهر یکی از شهر های مرزی در غرب ایران است که اکثریت مردم آن منطقه کرد و همچنین مسلمان و سنی مذهب می باشند، در این منطقه ناقص سازی جنسی زنان همواره رایج بوده اما در گذر زمان بشدت کاهش یافته است. در این مناطق این عمل مستقیما به باورهای منطقه ای و مذهبی مرتبط است و حتی در زبان محلی نام سنت را بر روی آن گذاشته اند، و آن را ادامه دهنده و عمل به سنت های پیامبر اسلام می دانند که عدم انجام آن باعث گناه است و شخص ختنه نشده هر چیزی از دستش حرام و ناپاک است.

سنت در تقسیم بندی انواع ناقص سازی جنسی اشاره به نوع ۱ که ختنه نامیده می شود دارد و حتی کاربرد ختنه به جای ناقص سازی جنسی حمایت از این عمل را بالا می برد چرا که این تصور ایجاد میشود که این عمل مانند ختنه در پسران امری شرعی، واجب و دارای مزایا و منافع برای سلامت دختران است.

در اردیبهشت ماه ۱۳۹۵ پایان نامه ای با “عنوان بررسی رابطه سلامت روانی، کیفیت زندگی و عملکرد جنسی با سابقه عمل ختنه در زنان شهرستان پیرانشهر در سال ۱۳۹۴” با پژوهش و نگارش فرزانه دانشخواه در دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تبریز، دانشکده بهداشت با نظارت اساتید دکتر حمید اله وردی پور و دکتر لیلا جهانگیری دفاع شد.

13217141_1717807191795434_6673239224940026251_oاین مطالعه توصيفي_تحليلي بوده و ۲۰۰ زن متاًهل در سنین ۱۵-۴۹ سال مراجعه کننده به مراکز بهداشتي درماني شهرستان پيرانشهر با روش نمونه گيري غير تصادفي و از نوع در دسترس، جامعة آماري اين طرح را تشكيل دادند. و زنان با سابقه ی ختنه با زنان بدون سابقه با استفاده از پرسشنامه های حاوی مشخصات دموگرافیک، و پرسشنامه های مبتنی بر خود گزارش دهی کیفیت زندگی(WHOQOL- BREF)، سلامت عمومی(GHQ-28) و عملکرد جنسی(FSFI) مقایسه گردیدند.

ناقص سازی جنسی زنان بر اساس تعریف سازمان جهانی بهداشت، کلیه روش های خارج کردن تمام یا قسمتی از دستگاه تناسلی زنان از بریدن و برداشتن تمام یا قسمتی از کلیتوریس تا خارج کردن لب های بزرگ دستگاه تناسلی خارجی متغیر است. این عمل در چهار درجه مختلف قابل انجام است که شامل:

نوع يك: بريدن بخش يا تمامي كليتوريس.

نوع دو: برداشتن بخش يا تمام كليتوريس و لب ها ي كوچك با يا بدون برش دادن لب هاي بزرگ.

نوع سه: محدود سازي مدخل واژن از طریق ایجاد یک مهر و موم پوشش شامل حذف کلیتوریس، بريدن و دوختن لب هاي كوچك و بزرگ. این نوع ختنه شدیدترین و دردناک ترین نوع ختنه و معروف به ختنه ی فرعونی می باشد.

نوع چهار: به نوع دسته بندي نشده معروف است و شامل ساير اقدامات مضري است كه روي دستگاه تناسلی خارجي زنان اعمال مي شود نظير سوراخ كردن، بريدن، سوزاندن، زخم گذاشتن و همچنین شکافتن و یا پاره کردن کلیتوریس.

سن رایج برای انجام عمل ختنه از جامعه ای به جامعه ی دیگر متفاوت است اما بیشتر در سنین کودکی و به طور معمول بین ۳ تا ۱۵ سالگی متغییر است.

ختنه زنان علل متعددی دارد ولي ريشه اصلي اين عمل را بايد در باورهای قوی منطقه ای و مذهبی و شرایط فرهنگی آن جامعه، عدم آگاهي از پيامدهاي آن، سنت ها و نگرش هاي نادرست و ترکیبی از فاکتور های اجتماعی، مذهبی و فرهنگی جست وجو کرد که از جامعه ای به جامعه دیگر متفاوت است. در بعضی از شواهد اغلب به نظر میرسد که حمایت های مذهبی از این عمل وجود دارد، با وجود اين كه اين عمل در ميان مسيحيان، یهوديان، و مخصوصا مسلمانان اهل سنت انجام مي شود، اما در كتب ديني هيچ يك از اين اديان اشاره اي به ختنه زنان نشده است اما در کشورهای اسلامی این عمل بسیار شایع است و مطالعات بیانگر این حقیقت است که ختنه زنان بیشتر دلایل فرهنگی دارد تا مذهبی.

با بررسی های متعددی که توسط سازمان جهانی بهداشت صورت گرفت این نتیجه حاصل شد که هیچ گونه فواید طبی و بهداشتی درحمایت از درجات مختلف ختنه زنان وجود ندارد و این عمل با عملکرد طبیعی زنان و دختران تداخل دارد و پزشکان و متخصصان تمامی درجات ختنه را که دارای پیامد های کوتاه مدت و بلند مدت و عوارض جسمانی و روانی و پیامدهای اثرگذار بر عملکرد جنسی است را مضر می دانند.

مطالعات اپیدمیولوژیکی و شواهد در رابطه با وجود ارتباط علیتی بین ختنه و عملکرد جنسی محدود می باشند، اما شواهد نشان داده بین زنان ختنه شده و نشده در عملکرد جنسی تفاوت وجود دارد و مطالعات بالینی و اکثر مطالعات نشان داده اند که ختنه مانع از لذت جنسی در زنان است. و باعث اختلال در عملکرد جنسی زنان میشود که این اختلال به علت برداشتن بافت حساس كليتوريس که نقش مهمی در رسیدن زنان به ارگاسم دارد منطقی و قابل قبول به نظر میرسد. و این ميتواند منجر به اختلال در ميل جنسي، تحریک پذیری نقصان و بازداری از ارگاسم، مقاربت دردناك، وکاهش رضایت مندی و همچنین افزايش ميزان ترس از برقراري رابطه جنسي و کاهش تقاضا از طرف زنان و در نهایت باعث عوارض جانبی بر کیفیت زندگی و اختلالات روانی شود.

هدف از مطالعه خانم دانشخواه، با توجه به وجود ختنه دختران و زنان در برخی از مناطق شهرستان پیرانشهر و همچنین به دلیل عدم انجام پژوهش های کافی پیرامون این موضوع، مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیرات ختنه زنان بر عملکرد جنسی، سلامت روان و کیفیت زندگی افراد ختنه شده در شهرستان پیرانشهر، انجام می گیرد.

پیش از مطالعه خانم دانشخواه مطالعه ای در سال ۲۰۱۲ توسط آناهیتا بخشی و همکاران با هدف تعیین و مقایسه ی سلامت روانی و رضایتمندی زناشویی ۱۰۰ زن ختنه شده و ۱۰۰ زن ختنه نشده در استان کرمانشاه انجام گرفت. برای گردآوری اطلاعات از دو پرسشنامه ی سنجش سلامت عمومی و رضایت ازدواج استفاده شد و ختنه به عنوان یک عامل اثر گذار منفی در سلامت روان و رضایتمندی از زندگی زناشویی نشان داده شد.

در مطالعه خانم دانشخواه برای گردآوری اطلاعات در این مطالعه از روش مصاحبه حضوری و همچنین تکمیل پرسشنامه های خود گزارش دهی استفاده شد. و پرسشنامه هاي حاوي مشخصات دموگرافیک، و سپس برای هر متغیر(کیفیت زندگی[۱]، سلامت عمومی[۲] و عملکرد جنسی زنان[۳]) از پرسشنامه جداگانه ای استفاده شد. در این پژوهش از سه نوع پرسشنامه استفاده شد که شامل:

  • پرشنامه کیفیت زندگی(WHOQOL- BREF)
  • پرسشنامه سلامت عمومی(GHQ-28)
  • پرسشنامه عملکرد جنسی زنان(FSFI)

یافته های بدست آمده در مطالعه خانم دانشخواه، قوی ترین و اصلی ترین دلیل برای انجام ختنه از دید خود افراد و خانواده هایشان سنت و مذهب می داند که با توجه به بافت مذهبی و سنتی حاکم بر منطقه پیرانشهر تبعیت از سنت های مذهبی بخش جدای ناپذیر از فرهنگ و باورهای این مردم است. با توجه به اینکه در مطالعه سنت و مذهب مهمترین دلیل خانواده ها برای انجام ختنه بیان شده است، بالا رفتن آگاهی رهبران مذهبی در ارتباط با ختنه و پیامد های آن می تواند در حذف ختنه موثر باشد چرا که مردم این مناطق به شدت از باورها و مذهب خود الهام می گیرند و بیانات رهبران مذهبی روی این افراد اثرگذار خواهد بود.

فرزانه دانشخواه معتقد است که آموزش و افزایش سطح دانش و آگاهی  افراد، به خصوص مادران، برای حذف معضل ختنه راهگشا خواهد بود.

این مطالعه نشان داد که زنان این نواحی از نظر فرهنگی و شرایط محل زندگی تقریبا در وضعیت مشابهی بودند و زنان ختنه شده در مقایسه­ی سطح کیفیت زندگی و سلامت روان در سطح مشابه زنان ختنه نشده قرار داشتند. اما در ارتباط با وضعیت عملکرد جنسی در هر دو گروه ختنه شده و ختنه نشده درصد افراد دچار اختلال بسیار قابل توجه بود و تفاوت بین دو گروه در این اختلال به مراتب قابل توجه تر بود، که بیان کننده اثر منفی ختنه بر عملکرد جنسی زنان است.

با توجه به یافته های مطالعه پیشنهاد می شود که در مناطقی که ختنه رواج دارد در مورد پیامدهای ناشی از آن مراکز بهداشتی درمانی، آموزش های لازم را ارایه دهند و افراد جامعه خصوصا والدین را نسبت به پیامد های ختنه آگاه کنند، برگزاری کارگاه های آموزشی برای مادران جهت جلوگیری از انجام این عمل روی دخترانشان امری اثرگذار خوهد بود.

از تابو خارج کردن مسایل و مشکلات زنان و صحبت کردن درباره ی آنها  بخصوص در میان قومیت ها و اقلیت ها باعث می شود که جامعه آن را از حالت یک سنت و رسم محلی به عنوان مشکل فرهنگی و اجتماعی برای کل جامعه تشخیص دهد و برای حل این مشکلات اقداماتی اتخاذ نماید، چرا که کودکان، مادران و همسران آینده ی جامعه هستند و وجود مشکلات برای این افراد بر روی آینده ی آنان، همسران و فرزندانشان تاثیر گذار خواهد بود.

وجود حمایت های اجتماعی، قوانین و وجود مجازات برای مسببین انجام عمل ختنه اگر وجود داشته باشد حقیقتا باعث کاهش شدید انجام این عمل غیر انسانی خواهد شد.

با توجه به حیطه های بررسی تاثیرات ختنه زنان و دختران بر سلامت کیفی زندگی شخص و سلامت روانی و موارد ذکر شده در متون فوق، پیشنهاد فرزانه دانشخواه به عنوان یک پژوهشگر در زمینه ناقص سازی جنسی زنان برای تحقیقات آتی این می باشد که تحقیق و بررسی در زمینه تاثیرات مستقیم و غیر مستقیم ختنه زنان و دختران در کیفیت سلامت روانی خانواده ها و یا میزان تاثیر این عمل در روند تشکیل خانواده و تاثیرات احتمالی در سلامت روانی و تربیت فرزندان می تواند بسیار مفید و کارا باشد.

همچنین نکته ی پایانی و بسیار مهم از دیدگاه محقق این می باشد که همه ی گروه ها و سیستم سلامت و بهداشت کشور در قبال آموزش و شفاف سازی و معرفی ختنه دختران به عنوان یک رسم ناپسند و همچنین آموزش در زمینه ی تاثیرات زیان بار این عمل بر سلامت شخص و خانواده مسئول می باشد. بیان این نکته که ختنه دختران یک رسم نادرست و برگرفته از خرافات و سلیقه گرایی می باشد و هیچ ارتباطی با مسائل دینی و مذهبی ندارد وظیفه تمام ارگان هاست.

[۱]WHOQuality of life(WHOQOL)

[۲] General Health Questioner(GHQ)

[۳] Female Sexual function Index(FSFI)

در حصار سنت

در حصار سنت

­

روایت‌هایی از گفت‌وگو با چند دایه در جنوب ایران در باب ختنه‌ی دختران

لی‌لا ملاحی زاده

­

در جامعه‌ی ما همه‌ی مادرها وظیفه‌ی خودشان می‌دانند که دختران خود را در سنین کودکی سنت کنند، در ظاهر بدون دخالت مردها و اصولا این مسئله از نظر آن‌ها ربطی به مردها ندارد؛ البته نه اینکه مردها به‌کل درباره‌ی سنت دخترانشان بی‌اطلاع باشند، منتها وارد جزئیات نمی‌شوند و این موضوع را به زن‌ها محول کرده‌اند.

سنت دختران با مشورت و مشارکت مادر و مادربزرگ‌ها و دیگر زن‌های فامیل صورت می‌گیرد. آن‌ها هستند که با همدیگر هماهنگ می‌کنند و دخترانشان را در موعد معین سنت می‌کنند. این کار را جزء سنت پیشینیان خود می‌دانند و با دنباله‌روی و حرف‌شنوی خاصی که در جامعه‌ی سنتی وجود دارد، به این کار مبادرت می‌کنند.

این روایت، بخش کوتاهی است از گفت‌وگوهایی که در سال ۱۳۸۰ با چند دایه از چند محله قدیمی و روستا در بندرعباس و قشم، انجام شده است. اولین مصاحبه را به تنهایی انجام دادم اما در گفت‌وگوهای بعدی دوستم همراهم بود.

photo_2016-07-14_19-01-02

دیدار با دو دایه از محله‌های قدیمی بندرعباس

پاییز ۱۳۸۰- اولین دایه‌ای که با او درباره‌ی ختنه‌ی دختران صحبت کردم، ساکن محله‌ی خودمان -که از محله‌های قدیمی بندرعباس است- بود و در همان‌جا دختران را ختنه می‌کرد. از او سوال‌هایی راجع به ختنه‌ی دختران کردم که ایشان فقط بر تیغ مسلمانی تاکید کرد و گفت: در حال حاضر در اینجا، ختنه کمتر شده و تازگی‌ها بعضی‌ها می‌گویند که ختنه برای دختران لازم نیست و فقط یک سنت است و هر کس به سنت پیامبر پایبند است دخترش را نزد من می‌آورد تا ختنه‌اش کنم. تکه‌ای کوچک، خیلی کم از کلیتوریس را جدا می‌کنم. به گفته‌ی این خانم، ختنه هیچ آسیبی به دختر نمی‌رساند.

گفته‌های او را برای دوستم ارسال کردم. ایشان به بندر آمدند و پرس‌وجوهایی را شروع کردیم. بار دیگر به اتفاق دوستم همراه با پرسشنامه‌ای که با خود آورده بود، سراغش رفتیم. این بار همه‌چیز را منکر شد و گفت: حالا دیگر من ختنه نمی‌کنم.

بدون اینکه اطلاعات جدیدی بگیریم منزل او را ترک کردیم. اما بعدها با پرس‌وجو متوجه شدم هنوز هم ختنه انجام می‌دهد.

دومین دایه که با او صحبت کردیم، ۷۵ ساله بود از اهالی یکی دیگر از محله‌های قدیمی بندرعباس که گفت ۳۵ یا ۴۰ سالی می‌شود که دایگی می‌کند. این کار را از مادرش یاد گرفته بود و ختنه هم می‌کرد، مادرش هم ختنه می‌کرده. عقیده داشت ختنه سنت پیامبر است و دختر یا پسر فرقی نمی‌کند، باید تیغ مسلمانی بزنیم. عقیده داشت هر کس ختنه نکند، کافر است و از نظر فیزیکی، ختنه نقش مهمی در زیبایی آلت دارد و باعث می‌شود کلیتوریس رشدش با بریدن، متوقف و دراز و آویزان نشود.

بعد از نحوه‌ی بریدن، سن ختنه کردن و رنگ باختن این سنت قدیمی گفت:

با انگشت شست و اشاره، سر کلیتوریس را می‌گیرم و تا جایی که رگ زیر انگشتم نزند، همان قسمت را قطع می‌کنم، که فقط پوست است به اندازه‌ی یک دانه عدس. البته هرچه بچه بزرگ‌تر باشد، بیشتر می‌برم چون کلیتوریس بلندتر است.

 تا حالا هیچ بچه‌ای زیردست من نمرده، ولی خونریزی چرا یکی دو مورد داشتم که تا یک ربع نیم ساعت بعد از ختنه شدیداً خونریزی می‌کردند و بچه‌هایی بودند که [موقع ختنه] خیلی خودشان را تکان می‌دادند و بی‌تابی می‌کردند.

 من خیلی‌ها را ختنه کرده‌ام. چه در محله‌ی خودمان، چه در  محله‌های دیگر.

 قبلاً که می‌توانستم بروم و پادرد نداشتم، خودم به خانه‌ها می‌رفتم و دختران را ختنه می‌کردم. گاهی چند دختر را جمع می‌کردند و خبرم می‌کردند که بروم، گاهی هم فقط یک دختربچه. حالا که زمین‌گیر شده‌ام و نمی‌توانم بروم، مادران، دختران خود را به این جا می‌آورند برای ختنه.

سر هر زایمان به همراه مادرم می‌رفتم تا یاد بگیرم، اما دخترانم علاقه‌ای به این کار نداشتند و می‌گفتند کثیف است و دوست نداریم.

۲۰ سال پیش، بیشتر بچه‌ها را در سنین ۷-۸ سالگی ختنه می‌کردم ولی حالا در محله‌ی خودمان، بیشتر بچه‌ها را در نوزادی یا دو سه‌ماهگی ختنه می‌کنم. در حال حاضر کسی به من مراجعه نمی‌کند، شاید به دلیل کهولت سنم است و لرزش دستانم.

بعد از صحبت با این دو دایه، سراغ دایه‌ای از روستایی در جزیره‌ی قشم رفتیم؛ ماما خدیجه.

photo_2016-07-14_19-02-36

دیدار با ماما خدیجه از روستایی در جزیره قشم

۲۸ بهمن ۸۰- خانه‌ی ماما خدیجه مثل بیش‌تر خانه‌های روستا دیوارهایی دارد کوتاه از خشت. در نگاه اول آدم فکر می‌کند با تلی انباشته از گل که خانه را از کوچه جدا کرده روبه‌رو است و رگبارهای هرازگاهی هم به طبیعی جلوه دادن این دیوارها کمک می‌کند.

کوبه‌ی دری فرسوده و قدیمی را می‌کوبیم و پس از چندی، صدایی نه چندان زنانه از آن‌سوی در، که: آمدم. آمدم!

در  به روی ما باز می‌شود.

آمنه، دختری که راهنمای ماست، برای سلام و احوالپرسی با ماما خدیجه جلو می‌رود و ما را به او معرفی می‌کند و او با نگاه شیرین عسلی‌اش از دو دریچه‌ی برقع سیاه‌رنگ و صدایی مهربان با ما احوالپرسی می‌کند و ما را به درونِ سرا می‌خواند.

کنج حیاط خانه، دو گاو که گردنشان با طنابی -به چوبی کوبیده بر زمین- بسته‌شده، میان علوفه و پهن لم داده‌اند. به ساوات[۱] می‌رسیم با پا گذاشتن روی سِونِدی[۲] که در آن پهن است صدای قرچ قرچ چوب‌های سوند بلند می‌شود، در ساوات چهار جَحله[۳] آویزان است برای نگهداری آب.

ماما خدیجه درِ چوبی اتاق را باز می‌کند،  با باز شدن ِ در، بوی تند روغن نارگیل سوخته مشامم را می‌آزارد. حال همراهانم هم بهتر از من نیست. داخل می‌شویم درحالی‌که ماما خدیجه می‌خواهد بهترین جای اتاق،  بنشاندمان، اما جایی پیدا نمی‌کند. نزدیک در، روی تَک[۴] ولو می‌شویم.

اتاق تقریباً تاریک است و تنها از درزهای روزنه‌ای، تیغه‌ی باریکی از روشنایی به زحمت به درون  می‌خزد. ماما خدیجه وقتی کلید لامپ را می‌زند متوجه می‌شویم پیرمردی گوشه‌ی اتاق روی بالش چمباتمه زده که پایش با پارچه‌ای کهنه، پیچیده شده.

تمام اثاثیه‌ی اتاق، دو حصیر پوسیده از الیاف پلاستیکی در حال پودر شدن و کهنه تَکی رنگ‌باخته و چند پشتی با روکش‌هایی چرک مرده و دنده‌هایی خردشده از فشار قوزک دست‌ها به پهلوی‌شان که اگر دیوار، تکیه‌گاهشان نبود مچاله و کج می‌شدند.

روی تنها طاقچه‌ی اتاق و لبه‌ی پنجره چوبی‌اش، آینه‌ای شکسته- نیمه و گلدانی ازگل‌های پلاستیکی سیاه شده از فضله‌ی مگس‌ها.

نزدیک پیرمرد، منقل آتش و قابلمه‌ای سیاه شده از دود و قوطی سبزرنگ روغن نارگیل که با حرارت زغال‌هایی افروخته، بوی تند و آزارنده‌ای را در هوا می‌پراکند، دیده می‌شد.

ماما خدیجه که دقایقی پیش از اتاق خارج شده بود، با بشقابی از پفک و بیسکویت به اتاق برمی‌گردد. متوجه دود پیچیده در اتاق می‌شود، تازه یادش می‌آید روغن نارگیل را از روی زغال‌ها بردارد و بی‌آنکه به شوهرش اخم کند با لبخندی روغن را از حرارت زغال دور می‌کند.

به طرف ما می‌آید و بیسکویت تعارفمان می‌کند. دوست داشتم پیرمرد حضور نداشت تا راحت‌تر با هم و با ماما خدیجه حرف بزنیم. اما مثل اینکه گرم‌ترین اتاقشان همین بود و پیرمرد هم دلش نمی‌آمد این مجلس زنانه را ترک کند!

از ماما خدیجه خواستیم تا برقعش را باز کند، بازش کرد. صورتش مثل  عکس‌های  حضرت مریم روی دیوار بعضی خانه‌ها بود به همان معصومیت و زیبایی ولی بدون آن هاله‌ی نورانی و کمی چروکیده.

ماما خدیجه از خواندن «باسنک[۵]» برای ما دریغ نمی‌کند، از ناف زمین می‌خواند. دختر ماما خدیجه و مادر آمنه به جمع ما می‌پیوندند و برایمان آواز دسته‌جمعی می‌خوانند.

مصاحبه با ماما خدیجه را بشنوید

­

– دخترها را سنت می‌کنی؟

– دُختُن (دختران) سنت اکنیم، خدا قبول بکنت الحمدالله رب‌العالمین

– خیلی وقتِ دختن سنت می‌کنی؟

– دوروبر ۵۰-۴۵ سال می‌شه که دختن سنت اکنم.

– از کسی یاد گرفتی؟

– از حاجی مریم مم شیخ محمد صالح، ما می‌رفتیم همراهش نگاه می‌کردیم به کاری که می‌کرد، آدم دل بزرگ می‌خواد.

– می‌دانی چند سال است که سنت انجام می‌دهند؟

– از روزی که دنیا بوده. سنت دختن از روزی که دنیا بوده، چه دختر چه پسر باید ختنه بکنیم. از روزی که خدا خلقت به بنده کرده دخت به دختی، چوک (پسر) به چوکی باید سنت بشه.تیغ مسلمانی باید بزنی!

ماما خدیجه از ختنه می‌گوید، ختنه دختران. او امیدوار است این کارش را خدا قبول کند، او فکر می‌کند با ختنه کردن دختران، نقش مهمی در پیاده کردن اسلام دارد و به خودش می‌بالد که سنت پیامبر را به جای می‌آورد.

– ماما خدیجه بیا کمی نزدیک‌تر، شما با چه وسیله‌ای می‌بری؟

– می‌کشیم دوا سرخو (مرکورکرم یا دواگلی)، بعد وا تیغ مکینه[۶] می‌بریم.

او حتی می‌خواهد روش کارش را در ختنه کردن به ما یاد بدهد. او برایمان توضیح هم می‌دهد که چه طور می‌توانیم این کار را انجام بدهیم.

photo_2016-07-14_19-02-50

طرز بریدن و اندازه‌ای را که باید کلیتوریس بریده شود به ما نشان می‌دهد، تکه‌ای از چادر مرا می‌گیرد مچاله می‌کند،  طوری آن را میان انگشتانش می‌گیرد که انگار سر کلیتوریس را میان دو انگشت گرفته است.

– چند نفر با هم سنت می‌کنی؟

۶ یا ۷ نفر، بعضی وقت‌ها یک نفر، دو نفر.

– از یک تیغ برای چند نفر استفاده می‌کنی؟

– دو، سه نفر یک تیغ، بعد تیغ کند می‌شه.

– چه وقتی ختنه می‌کنی؟

– وقتی انبو، شیشک زد (موقع شکوفه دادن درختان سپستان[۷])، فصل جووا (بهار)، خرداد، بعد از تعطیلی مدارس.

– چندسالگی سنت می‌کنی؟

۴، ۶، ۷، ۹، ۱۰، ۱۵ سالگی.

هشت، نشته (هشت‌سالگی، سنت نمی‌کنم، نیستی می‌آورد)

پنج، رنجه (پنج‌سالگی سنت نمی‌کنم، رنج می‌آید)

سوُ، سُکِن (سه‌سالگی سنت نمی‌کنم، نحس است)

به دل خودم که باشه این سال‌هایی که گفتم سنت نمی‌کنم. اما اگر خانواده گفتن بکن، سنت می‌کنم.

– پانزده‌سالگی بزرگ نیست؟

– بله ولی مسکین بودن کسی نبوده به آن‌ها بگه.

بعد رو می‌کند به من می‌گوید:

– در هنگام، دختری بود که سنت نکرده بود، شبیه تو بود دختر! اگه می‌گفتی مالِ هنگامی، می‌گفتم تویی. او را سنت کردم.

-نوزادان را سنت می‌کنی؟

– من نه! نوزاد نمی‌برم، کوچک است به دست نمیاد.

– خیلی می‌بری؟

– نه ای کودوکو (یک‌ذره)، اندازه‌ی ارزن، خیلی کوچک، اندازه‌ای که مسلمان شه.

– اگر سنت نکند چه می‌شود؟

– اگر دختر سنت نکنه مست می‌شه.

-سنت  نکنیم کافر است، مثلا اگر کسی بد بود، اختیار دهن خود نداشت، نفرین کرد، می گن مگه تو تیغ مسلمانی از روت رد نشده که این رفتار می‌کنی؟

– تو جزیره [قشم] کسی هست که ختنه نکرده باشد؟

– پیش ما کسی نیست که ختنه نکرده باشه، همه سنت کردم الحمدالله. در شهر دیگه شاید!

– غیر مسلمان هم انجام می‌دهند؟

– نمی‌دانم.

– بوده که موقعی که بریدی خیلی خونریزی بکنند؟

– کمی می‌بریم، پوستش اگه روی رگ تیغ بره خیلی خونریزی می کنه.

– پیش شما بوده که چنین شود و رگ بریده شود؟

– پیش من نه الحمدالله رب‌العالمین از برکت خدا، اما بوده پیش دایه‌های دیگه، آن هم تقصیر دایه نبوده، تقصیر کسی بوده که دختر را خوب نگه نداشته.

– بیشتر چه کسانی دخترانشان می‌آورند؟ پدرها هم شده که دخترانشان را بیاورند؟

– همه مادرها می‌آورن، پدرها نه. بیشتر من به خانه‌شان می‌رم. صد تا یکی می‌آورن به خانه‌ی من.

– جشن می‌گیرید؟ مثل ختنه‌ی پسرها؟

– بله، باسنک می‌زنن، حنا به دست‌وپاهایش می‌دهن.

– قربانی می‌کنید؟

– بله، برای دختر مرغ و خروس قربانی می‌کنیم، شیرینی بین بچه‌ها تقسیم می‌کنیم، کهرِ (بز) صد تا یکی قربانی می‌کنیم. اما برای پسر کهرِ قربانی می‌کنیم.

– دخترها چه می‌کنند؟

– کمی از ترس گریه می‌کنن، بعضی‌ها هم خیلی گریه می‌کنن. مسئله‌ای نیست صدایشان بیرون بره.

– تکه‌ای که جدا می‌کنید چه‌کار می‌کنید؟

– تو سوراخ دیوار می‌گذاریم، (پس می‌خوریم؟! با خنده)

– چقدر استراحت می‌کنند؟

– نه! سنت بکن برو بازی کن، استراحت نمی‌خواد.

– الان کم شده یا بیشتر؟

– الان هم ختنه می‌کنیم، در دوبی هم ختنه می‌کنند. آنجا در بیمارستان ختنه می‌کنند، دکتر انجام می‌دهد.

– دکتر محلی؟

– نه دکتر درس‌خوانده.

– گشته (عود) دود می‌کنی؟

– نه! بوی خوش، بَده. آن موقع، زن زایمان که کرد، گشته دود می‌کنیم، برای عروس گشته دود می‌کنیم.

ماما خدیجه آن‌قدر مهربان است که دلمان می‌خواهد ساعت‌ها بنشینیم و به حرف‌هایش گوش بدهیم ولی باید برویم دنبال ماجرا از زبان‌های دیگر.

در ادامه‌ی سفرمان به روستای هُلُر[۸] در جوار درگهان به دیدار دو دایه‌ای که از قدیم می‌شناختمشان رفتیم و یک بیست‌وچهار ساعتی  مهمانشان بودیم. حرف‌های آن دو هم همان حرف‌های ماما خدیجه بود.

آن‌ها هم ختنه را کامل شدن دین می‌دانستند و می‌گفتند تیغ، ابزار مسلمانی است و اگر دختر را ختنه نکنی آب و غذای دستش حرام، نمازش باطل و خودش هم کافر است.

سخنی با خوانندگان

این مطلب، بخشی از گفت‌وگوهای بسیاری بود که با دایگان انجام داده‌ام. شاید بهتر باشد اشاره کنم چطور کنجکاو به کنکاش درباره‌ی سنت دختران در جامعه‌ام شدم. روزی دوستم کتابی برایم آورد با عنوان «زنان زیر سایه‌ پدرخوانده‌ها». نوشین احمدی خراسانی در این کتاب، به موضوع ختنه‌ی دختران در مصر و سنگسار زنان در ایران اشاره کرده بود. این باعث شروع سؤالاتی در ذهن من شد که چرا به ختنه‌ی دختران در ایران اشاره‌ای نکرده است؟ و این بود که با همراهی دوستم و دوستانش در تهران، تحقیقی را در این زمینه آغاز کردیم؛ که به مصاحبه با بیش از ۱۶۰ زن ختنه شده و دایه و گفتگوی جمعی با اهالی چند روستا در منطقه جنوب ایران انجامید.

با بسیاری از زنان موضوع را در میان گذاشتیم و با هم به گفتگو نشستیم. برای هم از چگونگی و پیشامدِ سنت شدنمان صحبت کردیم و با یادآوری خاطره‌ی آن روز چهره در هم کشیدیم. برای آن درد، ترس و لرزیدن  پاهایمان از دیدن رگه‌های خونِ بعد از ختنه، مادرانمان و آن زن ختنه کننده را نکوهش کردیم و گاه به این درد مشترک به دیده‌ی طنزی تلخ نگاه کردیم و کلی با هم خندیدیم.

وقتی درباره‌ی ختنه زنان می‌گوییم، فایده‌ی این گفتمان به چه کسانی خواهد رسید؟ آیا فایده‌اش فقط به کسانی می‌رسد که بتوانند آن را موضوعی کنند برای گرفتن بورسیه و تحصیل در کشورهای دیگر، دعوت به مجالس و کنگره‌های بین‌المللی و پرداختن به آن با کلمات قلمبه‌سلمبه‌ی دانشگاهی و برچسب افسردگی زدن به زنان ختنه شده از دریچه علم روانشناسی؟ اگر چنین است پس جایگاه مردم در این تحقیقات کجاست؟ آیا فقط ابزاری برای بحث‌های روشنفکری‌اند؟

ما اما در پی راهی بودیم برای رهایی از این سنت خشونت‌باری که بیش از ۱۴ سال در موردش با صدای بم صحبت کردیم، نگران بودیم چگونه  از ختنه سخن بگوییم که مبادا زیرزمینی شود و این نگرانی‌ها باعث شد بیش از ۱۶۰ مصاحبه‌ای که انجام دادیم، همان‌طور روی زمین بماند و ترجیح دادیم با دقت بیشتری به موضوع بپردازیم. در دهه‌ی پیش، سخن راندن از این مقوله آسان نبود، شاید منجر به مقاومت در شیوخ و ملاها می‌شد و چه‌بسا الآن هم بشود. خوشبختانه، طی این سال‌ها، مقاله‌هایی منتشر شد، کتاب «گل صحرا» ترجمه شد. کتاب «تراژدی تن» در سال ۸۹ و کتاب دیگری به نام «تیغ و سنت» در سال ۹۴ منتشر شد. ما سنت زدگان می‌گوییم: ما نمی‌خواهیم اگر سنت شدیم، در بیرون از این‌جا ما را عقب‌مانده یا ناقص بدانند و اگر سنت نشدیم، در جایی که زندگی می‌کنیم پلید، نجس و ظالم بخوانندمان. ما نمی‌خواهیم وقتی لیوان آب گوارایی را با دستان کوچکمان برای پدربزرگ می‌بریم، بگوید از دست تو خوردن  این آب حرام است.


پانوشت‌ها:

[۱] ساوات یا ساباط: سایه‌بان‌های اتاق‌هاست. در جنوب به دلیل آنکه هوا خیلی گرم می‌شود، اکثر خانه‌های قدیمی دارای ساوات هستند. اهالی خانه در عصر جلوی درب اتاق می‌نشینند و استراحت می‌کنند.

[۲] سوند، حصیری زمخت و خشن و یکی از صنایع‌دستی مردم در جنوب ایران از جمله استان هرمزگان در شهرستان‌های قشم، میناب و … است. سوند از شاخ و برگ درخت نخل و در ابعاد ۴ ، ۶ و ۸ متری ساخته می‌شود و برای ساختن سایبان، خانه‌های روستایی، انباری، کپر، آغل احشام و حریم باغ‌ها استفاده می‌شود. (میناب جنوب، ۱۰ آذر ۱۳۹۳)

[۳] کوزه گلی مدوری که مردم جنوب ایران در گذشته در آن آب شرب نگهداری می‌کردند.

[۴] حصیر با برگ نخل

[۵] باسنک یا واسونک نوعی آواز زنان در جزیره قشم است.

[۶] نوعی تیغ اصلاح که در گذشته بیشتر برای اصلاح ریش مورداستفاده بود.

[۷] درخت انبو یا سپستان در نواحی جنوبی ایران، به‌ویژه کرانه‌های خلیج‌فارس پراکندگی دارد.

[۸] روستایی با قدمت ۴۰۰ ساله در حومه بندر درگهان و ۱۸ کیلومتری شهر قشم قرار دارد. (ویکی پدیا)

منبع

نامه جمعی از کنشگران مبارزه با ناقص سازی جنسی زنان به رسانه ها

نامه جمعی از کنشگران مبارزه با ناقص سازی جنسی زنان به رسانه ها

خطاب به رسانه ­ها

خبرگزاری ­ها/ تلویزیون/ تارنماها/ رادیو

ما گروهی از کنشگران هستیم که در زمینه افزایش آگاهی نسبت به موضوع ناقص سازی جنسی زنان[۱] فعالیت می­کنیم. بنا بر آخرین گزارش یونیسف، ۲۰۰ میلیون زن از این نقص عضو در عذاب هستند و تخمین شده است که ۸۶ میلیون دختر از نسل آتی با خطر نقص عضو جنسی مواجه هستند. ما از تمام رسانه های محلی و بین المللی خواستاریم تا با پیوستن به گروه کنشگران، ما را در ارتقای دانش عمومی یاری رسانند.

برای مدت زمان طولانی، رسانه­ ها پیرامون ناقص سازی جنسی زنان و خشونت های مبتنی بر جنسیت صحبت نمی کردند و فعالیت های خود در این زمینه ها را تنها به زمانی اختصاص داده بودند که حادثه ناگواری روی می داد. رسانه ها باید بدون داوری درک و دانش عمومی را آسان سازی کنند و تابوی ناقص سازی جنسی زنان را بشکنند. هر مقاله ای که به تحریر در می آید به نجات یک دختر کمک می کند و والدین (به ویژه پدران) را آگاه می کند که این بی رحمی  و بی توجهی از کجا مرسوم شده است. ما نمی توانیم بدون کمک رسانه ها ناقص سازی جنسی زنان را متوقف کنیم.

ما در حال برنامه ریزی یک رویکرد چندگانه برای پایان دادن به یک سنت ضد زن هستیم.

ما می خواهیم برای تعامل با جوانان، مسابقات نگارش مقاله، طراحی پوستر و ساخت فیلم کوتاه داشته باشیم.

ما می خواهیم والدین را آگاه کنیم و دانش جوامع را ارتقا دهیم.

ما می خواهیم متخصصین را درگیر کنیم (مربیان، پزشکان، روزنامه نگاران و هنرمندان)

ما می خواهیم سران مذهبی را هدف قرار دهیم، از آنها بخواهیم تا مردم را قانع کنند که ناقص سازی جنسی زنان فرمان مذهبی نیست.

ما از دولت ها خواستار ممنوع کردن ناقص سازی جنسی زنان هستیم.

اما ما می خواهیم تمام رسانه با انتشار مقالات آموزنده خاص همکاری خود را با ما آغاز کنند.

با کمک رسانه ها، کنشگران هندی توانستند تغییرات اساسی را رقم بزنند در جایی که نوع یک ناقص سازی جنسی در میان شیعیان داوودی بهره رایج است. تمام بهره ای های این شبه قاره، حتی روحانیون، متعهد شده اند برای نجات دختربچه ها اقدامات اساسی انجام دهند.

ما می دانیم که ناقص سازی جنسی زنان در جوامعی که این عمل انجام می گیرد یک تابوست. مردمی که نادرست از این عمل حمایت می کنند بر این باورند که ناقص سازی جنسی زنان بخشی از فرهنگ جامعه آنها و فرمانی مذهبی است و راهی درست برای تبدیل دختربچه ها به زنانی متأهل است. بنابراین شناخت موقعیت اجتماعی زنان در جوامعشان قدمی الزامیست. برخی از خانواده ها بر این تصور هستند که تمام دختران باید از این مرحله عبور کنند و برخی هم به این دلیل این عمل را انجام می دهند که اگر ناقص سازی جنسی صورت نگیرد شرم آور خواهد بود و بسیاری از والدین هم به این دلیل که مطمئن شوند بکارت دخترانشان تا قبل از ازدواج بدون آسیب می ماند و بعد از ازدواج نیز به شوهرانشان وفادار خواهند ماند بر انجام این عمل پافشاری می کنند.

براساس تمام قوانین بین المللی و برخی قوانین ملی موجود، ناقص سازی جنسی زنان به دلایل بسیاری کودک آزاری محسوب می شود: بدون رضایت دختر انجام می شود، هیچ سودی ندارد، محکومیت مادام العمر زنان به تحمل یک زندگی همراه با دردهای جسمی و روانی و حتی گاهی مرگ.

بسیاری از کشورها قوانینی برای منع ناقص سازی جنسی زنان تصویب کرده اند اما قانون به تنهایی نمی تواند رواج این عمل را در جوامع از بین ببرد. ما بر این باور هستیم که ناقص سازی جنسی زنان محصول فرهنگ است و نیازمند تغییرات فرهنگی است. هر جامعه ای باید این تغییرات را بپذیرد.

تغییرات فرهنگی در زمان های کوتاه یا بلند اتفاق می افتد. این مردم هستند که فرهنگ را می سازند. شیوه های کهنه از بسیاری از فرهنگها ریشه کن شده است. این تغییرات در داخل و خارج فشارها و قوانین صورت می گیرد اما از همه تأثیرگذارتر آموزش است. در این شرایط خاص، رسانه ها می توانند نقش مهمی در به اشتراک گذاشتن داستان های مثبت و ابتکارات داشته باشند تا چنین تجربه هایی تنها از طریق مروجین سازمان های غیردولتی و بین المللی در اختیار مردم قرار نگیرد.

رسانه های محلی و بین المللی باید معرفی این معضل را نمایندگی کنند. هر فرد در جامعه (در کشور خود یا خارج از آن) باید فرصتی داشته باشد تا بتواند داستان های زندگی اش را برای شناخت بیشتر دیگران منعکس کند. ما همچنان باید بتوانیم داستان هایی را بخوانیم که منعکس کننده تجربه های جدید هستند. جامعه دارای حرکتی دوّار است که مردم مدام با ایجاد فعل و انفعالات جدید آن را به حرکت در می­آورند، همچنین چهره جوامع چندلایه و چندوجهی است. هیچ کس نباید جعلی و معاف نمایش داده شود. کثرت باید ذره بینی روی واقعیت های به تصویر کشیده شده باشد.

ما از رسانه ها درخواست داریم تا صدای بی صداها شود و داستان های افرادی را به اشتراک بگذارد که مستقیم یا غیرمستقیم با تجربه ناقص سازی جنسی زنان در ارتباط هستند (نه تنها زنان بلکه مردان هم). با گشایش گفتگویی عمومی در این زمینه، سطح آگاهی عمومی افزایش خواهد یافت. همچنین ما باور داریم که از طریق رسانه ها می توان رهبران جهان را هدف قرار داد تا در برابر ناقص سازی جنسی زنان بایستند و برای توقف آن راه حلی پیدا کنند و نسل ها را با آموزش توانمند سازند تا به این نوع از آزار جنسی نه بگویند.

امضا کنندگان:

Tasleem – India (Activist) تسلیم- کنشگر هندی

Tesfaye Maleku – Ethiopia (activist)تسفایه ملکو- کنشگر اتیوپیایی

Valentina Mmaka – Kenya/South Africa (Artist- activist)ولنتینا مکا- هنرمند و کنشگر کنیا و آفریقای جنوبی

John Wafula – Kenya  (activist)جان وافولا- کنشگر کنیایی

Mamboleo – Kenya (artist-activist)مامبولئو- کنشگر و هنرمند کنیایی

Diana Kendi – Kenya (media)دیانا کندی- کنیا

Jane Gatwiri – Kenya (media)جین گتویری- کنیا

Christina Keller Hufnagel – Germany (activist)کریستینا کلر هوفناگل- کنشگر آلمانی

Kameel Ahmady – Iran (activist researcher)کامیل احمدی- کنشگر و پژوهشگر ایرانی

Francis Baraka – Kenya (artists-activist)فرانسیس باراکا- هنرمند و کنشگر کنیایی

Rena Herdiyani – Indonesia (activist)رنا هردیانی- کنشگر اندونزیایی

Samuel Gachagua – Kenya (activist)ساموئل گچگوئا- کنشگر کنیایی

Mariya Taher – India/USA (researcher – activist)ماریا طاهر- پژوهشگر و کنشگر هند/ امریکایی

Nwachukwu Kelechukwu – Nigeria (activist)نواچوکوا کلچوکوا- کنشگر نیجریه ای

Tony Mwebia – Kenya  (activist)تونی موبیا- کنشگر کنیایی

Rayehe Mozafarian – Iran (activist,researcher,campaigner)رایحه مظفریان- کنشگر، پژوهشگر و کمپینر ایرانی

hghghhh

[۱]. ناقص سازی جنسی زنان برداشت کامل یا بخشی از اندام جنسی زنان است:

http://www.who.int/mediacentre/factsheets/fs241/en/

www.stopfgmiran.com

ختنه دختران زیر سقف ناآگاهی/ زنان خودشان مقصر مثله جنسی زنان هستند

ختنه دختران زیر سقف ناآگاهی/ زنان خودشان مقصر مثله جنسی زنان هستند

ختنه دختران زیر سقف ناآگاهی/ زنان خودشان مقصر مثله جنسی زنان هستند

ختنه دختران در ایران در نواحی جنوبی و غربی کشور غالبا در مناطق روستایی و در حومه شهرهای چهار استان هرمزگان، کرمانشاه، کردستان و آذربایجان غربی معمول است.
ختنه دختران موضوعی است که از سال های گذشته جوامع را درگیر کرده و با کاهش روند آن اما باز هم در کشورهای مختلفی از جمله ایران انجام می شود.
دختران کم سن و سال گم می شوند میان هیاهوی زنانه. لابه لای دست های بی بی و زنان اطراف فدای حجب و حیا می شوند. پاکی می خرند و منزه می شوند. بی بی دختران را ناقص می کند. چون، دختر ختنه نشده ناپاک است، دست به هرچه بزند آن را ناپاک می کند،هر چه درست کند بی مزه است. دختر ختنه نشده بی حیا و بی چشم و رو است.

ختنه دختران موضوعی است کهن. ریشه های آن به مصر باستان بر می گردد اما در همه نقاط جهان رواج دارد. ختنه دختران از طریق برداشتن جزیی یا کلی از قسمت های بیرونی آلت تناسلی دختران انجام می شود. گزارش های اخیر یونیسف حکایت از آن دارد که امروزه حدود ۱۳۰میلیون نفر زن و دختر در سراسر جهان قربانی یکی از انواع ختنه بوده اند و سالانه حدود دو میلیون نفر به تعدادشان اضافه می شود.

در حال حاضر نیز ختنه دختران در ۲۹کشور همچون آفریقا، بعضی کشورهای آسیا و برخی مهاجران آمریکای شمالی، استرالیا، خاورمیانه و اروپا رواج دارد. به همین منظور ۶فوریه در تقویم به نام روز جهانی مبارزه با ختنه زنان نامگذاری شده است.

بازتولید ختنه دختران توسط زنان

به مناسبت این روز اندیشگاه فرهنگی کتابخانه ملی با رونمایی از کتاب «به نام سنت» که پژوهشی در زمینه ختنه زنان در ایران است نشستی را برگزار کرد. ابتدای نشست شهلا اعزازی جامعه شناس در حوزه زنان و خانواده این پدیده را از منظر جامعه شناسی بررسی کرد.

اعزازی پدیده ختنه زنان را مرتبط با بحث قدرت می داند و می گوید: اگر بخواهیم از منظر جامعه شناسی به موضوع نگاه کنیم بحثم را با قدرت شروع می کنم. در طول تاریخ همیشه افرادی داشتیم که دارای قدرت بودند که تعدادشان هم در جامعه محدود است. معمولا قدرتمندان سعی می کردند که بر روی چگونگی تحرکات،چگونگی زندگی، آرزوها و امیال افراد زیر دست خود نظارت داشته باشند.»

از طرفی هم در طول زمان گروه های مختلفی بودند که قدرت نداشتند:« یک مدت برده و برده دار بود یک زمانی ارباب و رعیت بود. همیشه زنان هم بدون توجه به سطح پیشرفت جامعه بدون توجه به امکاناتی که برای مردها وجود داشت جزو گروه بی قدرت بودند و برای مدتی طولانی تمام رفتار زنان زیر کنترل و نظارت بود. به خصوص رفتار جنسی.»

بر اساس این نظارت الگوی ایده آل برای زن ها ساخته می شد: «یک زن خوب وظیفه اش این است که ازدواج کند، بچه دار شود و زیر سرپرستی یک مرد قرار گیرد و برای اینکه این الگو را بتواند داشته باشد یکسری درخواست ها از زن می شد یکی از رفتارها بکارت دختران بود. دختران نباید تا زمان ازدواج بکارت خود را از دست می دادند. برای اینکه دختر بکارت خود را حفظ کند راه های مختلفی بود که یکی از خشن ترین راه ها مساله ختنه زنان بود. به دلیل اینکه دختر احساسات جنسی نداشته باشد تا بکارت خود را حفظ کند.»

اعزازی در تعریف ختنه دختران می گوید: «مثله سازی جنسی زنان عملی است که حداقل در ایران در روستاهای مختلف صورت می گیرد و از نظر پزشکی و بهداشتی بسیارنا مناسب است. این عمل توسط پیرزنان صورت می گیرد معمولا چند دختر را جمع می کنند و با یک تیغ ختنه صورت می گیرد. اینگونه آلودگی ها منتقل می شود. نکته مهم این است که این فرد زندگی خودش را از این راه می گذراند. خوشبختانه اینها سالمند شدند و جانشین برایشان وجود ندارد. اما در بعضی از شهرها دختران خودشان را برای ختنه به شهرهای عربی می فرستند. یعنی به نوعی به پرستیژ‌هم تبدیل شده است.

در خفا بودن این نوع مراسم خود سرپوش بزرگی شد بر ادامه این عمل و ناآگاهی مداوم:« بر خلاف مراسم مربوط به پسران این عمل در خفا و پوشیده است و هیچ نوع ابراز شادمانی صورت نمی گیرد. فقط مساله زنان است. عدم آگاهی در مورد اینکه این عمل همگانی نیست وجود داشته. کسی نمی دانست همه اینگونه نیستند. کمپین هایی تشکیل شد که مقداری آگاهی داد و اولین بار در رادیو و تلویزیون متوجه شدند که این عمل همگانی نیست.»

ختنه دختران نه فقط میان مسلمانان و نه صرفا در خاورمیانه رایج است چنانچه ریشه های تاریخی آن به پیش از اسلام و میان آفریقاییان بر می گردد. این جامعه شناس می گوید: «نمی دانم واقعا مذهبی است، فرهنگ یا آداب و رسوم. اما در ایران خیلی بر مباحث دینی تاکید می کنند.می گویند سنت پیامبر و حضرت فاطمه است. دختر ختنه نشده ناپاک است دست به هرچه بزند آن را ناپاک می کند هر چه درست کند بی مزه است. دختر ختنه نشده بی حیا و بی چشم و رو است. این فشار به حدی زیاد است که دخترانی که از این کار فرار کرده بودند به سن بلوغ و ازدواج که می رسند خودشان می خواهند این کار را انجام دهند تا تحقیرهای خانواده شوهر را نشنوند.»

ختنه دختران عملی کاملا زنانه است: «این زنان هستند که دختر را وادار می کنند. در حین عمل زنان حضور دارند، جشن و شادمانی اگر باشد زنها انجام می دهند. مردها بی تفاوت از کنار این قضیه می گذرند و به روی خودشان نمی آورند. یک سوال پیش می آید چرا زنان انقدر اصرار دارند. چرا مادران آنقدر اصرار دارند. در واقع یکی از پدیده هایی که در جوامع مردسالار وجود دارد این است که از زنان استفاده می شود تا مردسالاری را بازتولید کنند. خیلی وقت ها دیده می شود که مرد بخشی از قدرت خود را برای نظارت بر دیگران به زنها منتقل می کند. تنها تا زمانی زن می تواند قدرتمند باشد که هنجارهای مردانه را رعایت کند. مادر باید دقیقا آنچه را که پدر می خواهد اعمال کند. این مادران هستند که بر مثله سازی بدن دختران خودشون تاکید می کنند تا آنچه را که مردان اصلا در موردش صحبت نمی کنند انجام دهند تا رضایت مردان را کسب کنند. خود زنها هستند که آن را بازتولید می کنند.»

در ۶سالگی تجربه کردم

دختری حدودا ۳۰ ساله. دانش آموخته مطالعات زنان است. تجربه ختنه او را به سمت تجربه مستند از زنان ختان در اورامانات کشانده. با لهجه کردی از تجربه اش می گوید از خوشحالیش و از امیدهایش: خیلی خوشحالم که این روز در ایران به رسمیت شناخته شده است. من خودم در ۶سالگی این قضیه برایم اتفاق افتاده است. تمام هم نسل های من در کرمانشاه چنین وضعیتی را تجربه کردند. این مساله یکی از دغدغه های دوره دانشجویی ام بود. در حین تحقیق نیازی به همذات پنداری نداشتم چون خودم مرحله را طی کرده بودم. چیزی که برای من در مصاحبه ها با خانم ها جالب بود این بود که خیلی بر عدم برقراری ارتباط با همسرشان و فرار از رابطه یا صحبت کردن در این مورد تاکید می کردند.

مساله ای که زیاد اتفاق افتاده بود این بود که زنانی که همسرانشان به آنها معترض بودند خیلی راحت پذیرفته بودند همسرشان زن دیگری را اختیار کند. این مساله به مالکیت زنان بر بدنشان بر می گردد که متاسفانه هیچ مالکیتی ندارند. و الان هم هنوز اتفاق می افتد و رایج است. باید به آن توجه شود، اعمال قانون شود و آموزش داده شود. باید از منظر بهداشتی به این قضیه نگاه کرد بعضی از دخترها هنگام انجام این عمل از بین می روند یا واقعا دچار مشکل فیزیولوژی می شوند.

پیامدهای ختنه دختران

ختنه دختران در ایران در نواحی جنوبی و غربی کشور غالبا در مناطق روستایی و در حومه شهرهای چهار استان هرمزگان، کرمانشاه، کردستان و آذربایجان غربی معمول است. کامیل احمدی پژوهشگر و نویسنده کتاب «به نام سنت» از اهالی کردستان ختنه دختران را از درون خانواده اش جست و جو کرده. زنان خانواده او از رسم سنتی شهرشان مستثنا نبودند.

او ختنه را به چند دسته تقسیم می کند: تعریف سازمان بهداشت جهانی از ختنه به چند صورت است قطع آلت تناسلی و ناقص سازی جنسی زنان که به ۴دسته تقسیم می شود؛ نوع اول برش اطراف کلیتوریس انجام می شود که در ایران این نوع بیشتر انجام می شود. نوع دوم قطع کلیتوریس یا بخشی از آن است نوع سوم که به ختنه فرعونی معروف است قطع بخشی یا دوختن دو طرف است. و نوع چهارم که بیشتر در میان قبایل آفریقای مرکزی رایج بوده عبارت است از هرگونه عمل خطرناک دیگر بر روی آلت تناسلی زنان به مقصودی غیر پزشکی.

ختنه زنان پیامدهای مختلفی دارد که شامل پیامدهای فیزیکی و روانی، اجتماعی می شود. پیامدهای فیزیکی کوتاه مدت و بلند مدت است. درد، خونریزی، تشنج، التهاب و عفونت در دسته پیامدهای کوتاه مدت قرار گرفته و ایجاد اشکال در دفع ادرار، عفونت ادراری حاد، نازایی و … زیرمجموعه عوارض بلندمدت. اما عوارض ختنه زنان به عوارض فیزیکی محدود نشده، ذهن، روان و وجود فرد را به چنگ می آورد. تشویش های پیش از واقعه، وحشت از مورد حمله واقع شدن و فقدان لذت جنسی هنگام آمیزش به عنوان بزرگترین مشکل نمونه این تاثیرات است. به گفته احمدی ختان ها معمولا به دلیل سنین بالا کم بینی، لرزش دست دارند، برش ها و عوارض متفاوت خواهد بود.

احمدی در توضیح دلایل انجام ختنه دختران می گوید: دلایل این عمل در ابتدا تضمین پاکدامنی قبل از ازدواج، سربه زیری، حلال شدن دست پخت زن بسیار مرسوم است به خصوص در منطقه اورامانات، کاهش میل جنسی زنان و جلوگیری از استمنا، افزایش سلامتی، پاکی و طهارت و صاف و هموار کردن آلت تناسلی یکی از توجیهاتی هست که مخصوصا در منطقه ایلام عنوان شده.
قدرت واقعی ختنه در جهان از دین گرفته می شود. البته ارتباط زیادی با دین اسلام ندارد چون قبل از فراعنه مصر رایج بوده است. در آفریقا گروه های یهودی هم من شاهد بودم که ختنه زنان را انجام می دادند. گروه های دیگری هم اکنون در ایران پا به پای مسلمانان این عمل را انجام می دادند یا می دهند.

روند نزولی ختنه دختران

ارتقای آگاهی نگرش به ختنه دختران را متفاوت کرده. سازمان های فعال در زمینه های بشر دوستانه ختنه دختران را مصداقی از خشونت می دانند. بنا بر توصیف سازمان ملل از این عمل که آن را جلوه ای از نابرابری ریشه دار جنسیتی که زنان را در جایگاهی فرودست قرار می دهد می داند طی دهه گذشته هم در سطح جهانی و هم منطقه ای اقدامات مهمی انجام شده.

۱۷کشور در کشورهای آفریقایی که این مورد بیشتر در آنجا اتفاق می افتاد به صورت مشخص ختنه زنان را منع کرده اند مانند بورکینافاسو، سنگال، ساحل عاج، جیبوتی، تانزانیا و غیره. بعضی از کشورها نه تنها منع کردند بلکه آن را جرم انگاری هم کرده اند از جمله سنگال، سودان، مصر و چند کشور دیگر. حتی در کشورهای اروپایی این اتفاق را برای مهاجران آفریقایی خود منع کرده اند و اسپانیا پا را فراتر گذاشته و از انجام آن در کشورهای دیگر نیز جلوگیری کرده و قبل از هرگونه مسافرت و مهاجرتی دختر را معاینه می کند و از خانواده تعهد می گیرند این کار انجام نشود.

سلامت نیوز: ختنه دختران زیر سقف ناآگاهی/ زنان خودشان مقصر مثله جنسی زنان هستند

سازمان ملل: ۲۰۰ میلیون زن و دختر جهان ختنه شدند

سازمان ملل: ۲۰۰ میلیون زن و دختر جهان ختنه شدند

آژانس کودکان سازمان ملل موسوم به یونیسف در گزارشی اعلام کرد، دست کم ۲۰۰ میلیون زن و دختر در جهان تحت عمل ختنه قرار گرفته‌اند که نیمی از آنها در کشورهای مصر، اتیوپی و اندونزی هستند.

به گزارش ايسنا نقل از خبرگزاری آسوشتیدپرس، یونیسف در گزارش خود آورده که ارقام جهانی شامل ۷۰ میلیون دختر و زن بیشتر از سال ۲۰۱۴ است که به دلیل آمارهای بیشتر در برخی از کشورها و داده‌های جدید در اندونزی است.

asd-535x330

مجمع عمومی سازمان ملل در دسامبر ۲۰۱۲ به صورت متفق‌القول قطعنامه‌ای را تصویب کرد و از تمامی کشورها خواست تا ختنه کردن زنان و دختران را متوقف کنند. یکی از اهداف جدید سازمان ملل که سپتامبر سال گذشته میلادی مد نظر قرار گرفت حذف چنین اقدامی تا ۲۰۳۰ است.

“گیتا رائو گوپتا”، معاون مدیر اجرایی یونیسف در بیانیه‌ای که با انتشار این گزارش همزمانی داشت، اعلام کرد: توجه به مساله ختنه در زنان و دختران یک امر مهم است و این روند باید متوقف شود.

با وجود آنکه در سه دهه گذشته روند ختنه زنان و دختران کاهش داشته اما یونیسف اعلام کرده که هنوز اقدامات لازم و کافی برای توقف این روند صورت نگرفته است. اگر روند کنونی همچنان ادامه پیدا کند، تعداد دختران و زنانی که تحت عمل ختنه قرار می‌گیرند در ۱۵ سال آتی بسیار زیاد خواهد شد.

“کلودیا کاپا”، یک کارشناس آماری در یونیسف و یکی از مولفان این گزارش گفته است که ۲۰۰ میلیون دختر و زن تحت عمل ختنه قرار گرفتند. ۳۰ کشور که اکثرا در آفریقا، خاورمیانه و آسیا هستند بیشترین آمار ختنه زنان و دختران را به خود اختصاص داده‌اند. البته به نظر می‌رسد که این یک آمار محافظه کارانه است چون بسیاری از کشورها آمار دقیق ارائه نمی‌کنند.

وی ادامه داد: وضعیت ختنه زنان و دختران در چندین کشور نیز مورد مطالعه قرار نگرفته چون داده‌ای در این باره وجود ندارد. این کشورها شامل هندوستان، مالزی، عمان، عربستان، امارات و همچنین استرالیا و کشورهای آمریکای شمالی و اروپا است که بسیاری از مهاجران و آوارگان به آنجا سفر می‌کنند.

براساس این گزارش مشخص شد در این ۳۰ کشور دختران پیش از رسیدن به سن پنج سالگی تحت عمل ختنه قرار می‌گیرند و در یمن ۸۵ درصد از دختران در نخستین هفته پس از تولد تحت این عمل قرار گرفته‌اند.

براساس این گزارش از یونیسف، دختران زیر ۱۴ سال ۴۴ درصد از جمعیت ختنه شدگان هستند و در گامبیا ۵۶ درصد از این طیف سنی تحت چنین عملی قرار گرفته‌اند. در موریتانی نیز ۵۴ درصد و در اندونزی نیز حدود نیمی از دختران ۱۱ سال و کمتر تحت عمل ختنه قرار گرفته‌اند.

کشورهای دیگر را که دختران و زنان در طیف سنی ۱۵ تا ۴۹ سال تحت این عمل قرار گرفتند می‌توان به ترتیب سومالی با ۹۸ درصد، گینه با ۹۷ درصد و جیبوتی با ۹۳ درصد دانست.

منبع

ردپای ناقص سازی جنسی زنان در میناب

ردپای ناقص سازی جنسی زنان در میناب

ردپای ناقص سازی جنسی زنان در میناب

رایحه مظفریان

5

میناب یکی از شهرستان‌های شرقی استان هرمزگان واقع در جنوب ایران است. مذهب اصلی مردمان این شهرستان شیعه است در حالی که به دلیل همجواری با شهرستان سیریک تعدادی از اهالی نیز پیرو مذهب سنی هستند.

هما احدی و همکاران، پژوهشی با عنوان “شیوع و میزان آگاهی و نگرش زنان سنین باروری شهر میناب در مورد ختنه زنان” (۱۳۸۱) در حوزه‌ی علوم پزشکی و خدمات بهداشتی-درمانی انجام داده‌اند. در این مطالعه توصیفی-تحلیلی، ۴۰۰ زن ۱۵ تا ۴۹ ساله مراجعه کننده به مراکز بهداشتی-درمانی شهر میناب به روش نمونه‌گیری غیر احتمالی و مبتنی بر هدف گزینش شدند. اطلاعات لازم با استفاده از پرسش‌نامه‌ی پژوهشگر ساخته، سنجش میزان آگاهی و نگرش از طریق مصاحبه‌ی نیمه سازمان یافته و هم‌چنین به کمک فهرست مشاهده جمع آوری شد. داده‌ها با استفاده از آزمون تی، مجذور کای و واریانس یک طرفه تحلیل شد.

یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که شیوع “ختنه” ۷۰ درصد بود که در بین زنان ختنه شده، ختنه‌ی درجه یک۴/ ۸۷ درصد و ختنه‌ی درجه‌ دو ۶ / ۱۲ درصد بود. میانگین نمره‌ی آگاهی در گروه ختنه شده در مورد بهداشت باروری ۶/۱ ± ۱/۲ و گروه ختنه نشده ۷/۱± ۰۵/۳ از ۱۳ نمره و این اختلاف از نظر آماری معنی دار بود (۰۰۱/۰> p ).  میانگین نمره‌ی نگرش گروه ختنه شده ۹/۱۰± ۵/۳۶ و گروه ختنه نشده ۰/۹± ۷/۴۷ و این اختلاف از نظر آماری معنی دار بود (۰۰۱/۰> p ). ب ین آگاهی و درجه‌ی ختنه و بین نگرش و درجه‌ی ختنه ارتباط مثبت معنی دار آماری وجود داشت(۰۰۱/۰> p ).


3

Xنتیجه‌ی این پژوهش: ضعیف بودن آگاهی و نگرش افراد مورد مطالعه، لزوم آموزش مردم منطقه و اهمیت مراکز بهداشتی-درمانی در افزایش سطح آگاهی و تغییر نگرش‌های مردم را نشان می‌دهد.

پیرو این پژوهش نگارنده سفری به چند روستای این منطقه داشت تا وضعیت رواج ناقص سازی جنسی زنان را در میان اهل تشیع بعد از گذشت ۱۳ سال بررسی کند. مهم‌ترین عامل در ترویج این سنت، حضور زنانی به نام دایه محلی و خواست مادرانی است که هم‌چنان تمایل دارند دختران خود را ختنه کنند. در این میان عوامل بازدارنده‌ی زیادی وجود دارد که می­تواند به توقف این عمل در مناطق کمک کند: عواملی مانند آگاهی بخشی عمومی از طریق رسانه‌ها، پزشکان، معلمان و مهم‌تر از همه پیشوایان مذهبی.

اگرچه ناقص سازی جنسی زنان به درجات مختلف هم‌چنان در شهرستان‌های استان هرمزگان انجام می‌شود ولی برخی از دایه‌های محلی دیگر به انجام این عمل مشغول نیستند. در مصاحبه با برخی از دایه‌ها، آن‌ها اظهار می­کردند که حدود سی سال پیش به انجام این عمل اشتیاق داشتند ولی با حضور پزشکان و ملاهای شیعی، دیگر این عمل رایج نیست اگر چه هم‌چنان از مهارت‌های خود برای مراقبت‌های پیش از زایمان مادران باردار استفاده می‌کنند.

بیش‌تر دایه‌ها شیوه‌ی انجام عمل را با دست نشان می‌دهند و نوک انگشت اشاره را میزان برش کلیتوریس کودک تخمین می‌زنند. شیوع ختنه‌ی دختران در میان اهل تسنن بیش از تشیع است. در روستاهای سنی نشین دختران بیش‌تری هم‌چنان با نام سنت ختنه می­شوند. بیش‌ترین آمار ختنه‌ی دختران در استان هرمزگان مربوط به جزیره‌ی قشم است. در اکثر روستاهای این جزیره حداقل یک دایه وجود دارد که با داشتن تجربه‌ی کافی دختران روستا را در سنین مختلف ختنه می‌کند.

2

در خلال جستجوها متوجه شدم که همسر راننده که شیعه هم بودند تاکنون دوبار دختر کوچک چهار ساله‌اش را نزد دایه برده است تا او را ختنه کنند و هر دو بار دایه از انجام عمل سر باز زده است چرا که معتقد بوده که اندازه‌ی کلیتوریس دختر کوچک است و هنوز برای انجام عمل آمادگی ندارد.

با همسر راننده و دختر کوچکشان پیش دایه محلی رفتیم. این دایه محلی سنی است و هم‌چنان دختران را ختنه می‌کند. دایه معتقد است اگر چه در قرآن اسمی از ختنه برده نشده است ولی به همان دلیل که پسرها ختنه می‌شوند دختران را نیز باید ختنه کرد. ابزار کار این دایه نیز تیغ می‌باشد. او توضیح می‌دهد که تکه پوست مانند و ابتدایی کلیتوریس را می‌کشد و بخش کوچکی از آن را با تیغی که از قبل خریده است می­برد و به میزان بسیار کمی محل برش خونریزی دارد. سپس محل برش با پنبه‌ی آغوشته به الکل تمیز می‌شود. حدود سه یا چهار روز هم هنگام ادرار محل برش سوزش خواهد داشت. دایه علت ختنه شدن دخترها را این می­داند که آن‌ها بتوانند مسلمان واقعی شوند و قرآن بخوانند و غذا و آبی که از دست آن‌ها گرفته می‌شود، حلال باشد. او دخترهای خودش را نیز ختنه کرده است: “اول دختر خودم بعد دخترهای مردم، اول نوه‌های خودم بعد نوه‌های مردم را ختنه می‌کنم. در منطقه‌ی ما فرقی بین شیعه و سنی نیست و پیروان هر دو مذهب دختران خود را ختنه می‌کنند”. دستمزد این دایه حدود ۵۰۰۰ تومان برای هر بار ختنه کردن یک دختر است. اگر کسی هم توان پرداخت این مبلغ را نداشته باشد، از او پول نمی‌گیرد.

اکثر دایه ها از مادر یا مادربزرگ خودشان یاد گرفته اند چرا که در گذشته پزشک و طبیبی نبوده است. سن ختنه در دختران متفاوت است و این تفاوت به میزان بزرگی و کوچکی کلیتوریس بستگی دارد.

از همسر راننده می‌پرسم به چه دلیل تا این حد برای ختنه شدن دخترش پافشاری می‌کند؟ او توضیح می دهد که به دلیل این که این سنت از دیرباز رسم بوده است او دوست دارد تا دخترش هم مانند خودش ختنه شده باشد. هم‌چنین او معتقد است که این رسم از هوس‌بازی دختران جلوگیری می‌کند. او می‌گوید: “مانند سوزن زدن به فرد مریض، ختنه کردن دختران هم توکل می‌خواهد. باید دل فرد راضی باشد تا توان این را داشته باشد که با تیغ کار کند. تمام خواهرها و خواهرزاده‌های من هم ختنه شده‌اند.”

4

۶ فوریه‌ی هر سال، روز جهانی پایان دادن به ناقص سازی جنسی زنان نام گرفته است. تاکنون ۲۹ کشور در لیست کشورهایی قرار گرفته‌اند که این عمل در آن‌ها هم‌چنان رواج دارد. هنوز نام ایران و بیش از ۱۰ کشور دیگر در لیست جهانی سازمان بهداشت جهانی و یونیسف قرار نگرفته است. در مناطقی از غرب و جنوب ایران نیز، هم‌چنان دخترانی قربانی نقص عضو جنسی می‌شوند. اما موادی در قانون مجازات اسلامی پیش بینی شده است که می‌توان از آن‌ها برای جرم انگاری مثله کردن دختران استفاده کرد:

ماده‌ی ۷۰۴: از بین بردن قدرت انزال یا تولید مثل مرد یا بارداری زن و یا از بین بردن لذت مقاربت زن یا مرد، موجب ارش اشت.

ماده‌ی ۷۰۷: از بین بردن کامل قدرت مقاربت، موجب دیه‌ی کامل است.

ماده‌ی ۷۰۸: از بین بردن یا نقص دائم یا موقت حواس یا منافع دیگر مانند لامسه، خواب و عادت ماهانه و نیز به وجود آوردن امراضی مانند لرزش، تشنگی، گرسنگی، ترس و غش، موجب ارش است.

ماد‌ی ۴۴۹: “ارش” دیه‌ی غیرمقدر است که میزان آن در شرع تعیین نشده است و دادگاه با لحاظ نوع و کیفیت جنایت و تاثیر آن بر سلامت مجنی‌علیه و میزان خسارت وارده با در نظر گرفتن دیه‌ی مقدر و با جلب نظر کارشناس میزان آن را تعیین می‌کند. مقررات دیه‌ی مقدر در مورد ارش جریان دارد، مگر این‌که در این قانون ترتیب دیگری مقرر شود.

در ماده‌ی ۶۶۴ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ نیز آمده است که: “قطع و از بین بردن هر یک از دو طرف اندام تناسلی زن، موجب نصف دیه‌ی کامل زن است و قطع و از بین بردن بخشی از آن، به همان نسبت دیه دارد.” در این حکم فرقی میان باکره و غیر باکره، خردسال و بزرگسال، سالم و معیوب از قبیل رتقاء و قرناء نیست.

6

رتقاء= بسته و قرناء= استخوانی در فرج است که مانع از نزدیکی است، و الأفلاء، افلاء، یک نوع بیماری است که بعد از زایمان برای زن پیدا می‌شود که محل قابل بهره‌گیری نیست، هر چند بعضی افلاء را با قرناء یکی گرفته‌اند، ولی این دو یکی نیستند.