ورود به مسأله ختنه دختران توسط حوزه علمیه

ورود به مسأله ختنه دختران توسط حوزه علمیه

فعالیت‌های زنان طلبه در هرمزگان

حوزه‌های علمیه خواهران سال‌هاست در سراسر کشور راه‌اندازی شده‌اند و به امر آموزش و تربیت زنان طلبه اشتغال دارند. در استان هرمزگان نیز حوزه علمیه خواهران الزهرا(س) بندرعباس بیش از ۲۵ سال است که راه‌اندازی شده و فعالیت می‌کند.

مریم ریاضی‌تهرانی ۵۶ ساله و یکی از طلبه‌های با سابقه حوزه علمیه است و جزو اولین طلبه‌های حوزه علمیه الزهرا(س) بندرعباس پس از تأسیس به‌شمار می‌آید. او سال ۱۳۶۹ وارد حوزه علمیه الزهرا(س) بندرعباس شده و سطح یک و دو را در این حوزه گذرانده اما برای ادامه تحصیل در سطح سه و چهار به حوزه علمیه قم رفته است.

او ضمن بیان این مطلب که درخواست‌ها در دانشگاه و شهر برای مشاوره دینی و مذهبی زیاد است، بیان داشت: به دلیل زیاد بودن درخواست برای مشاوره‌های مذهبی، نهاد رهبری در دانشگاه بندرعباس برای ما دوره‌هایی برگزار کرد و به ما مجوز تأسیس دفتر مشاوره داد. الان یک دفتر مشاوره در شهر بندرعباس دارم که دو روز در هفته در آنجا به کسانی مشاوره می‌دهم که برای رفع مشکلات زندگیشان به دنبال کمک گرفتن از قرآن و کلام اهل‌بیت هستند.

ریاضی‌تهرانی با اشاره به فعالیت‌های حوزه‌ علمیه و طلاب در زمینه رفع آسیب‌های اجتماعی گفت: فعالیت‌هایی انجام می‌گیرد اما به نظر من یک دست صدا ندارد و باید نیروی انتظامی، حوزه‌ها و دانشگاه‌ها و هر کس که در این زمینه دغدغه دارد کار جهادی انجام دهد.

این طلبه در خصوص آسیب‌های اجتماعی موجود در استان هرمزگان اظهار داشت: از آن‌جایی که استان ما یک استان مرزی است و در حاشیه خلیج فارس قرار دارد، با مشکلات مختلفی مواجه هستیم. بعضی از شهرستان‌های استان صد درصد اهل سنت هستند البته مشکلی با اهل سنت نداریم اما اختلاف‌نظرهایی وجود دارد که باید روی آن‌ها کار کرد و با آن‌ها جلساتی برگزار کرد.

ورود به مسأله ختنه دختران
او در رابطه با ختنه دختران در استان هرمزگان اظهار داشت: اهل سنت به ختنه دختران اعتقاد دارند اما با فرهنگ‌سازی‌های صورت‌گرفته می‌توان گفت این مسأله ریشه‌کن شده است. ما آسیب‌ها و تهدیدات نقاط مختلف استان هرمزگان را رصد کردیم و دیدیم یکی از آسیب‌هایی که در روستاهای دورافتاده قشم وجود دارد ختنه دختران است. به همین دلیل گروهی از طلاب به‌منظور فرهنگ‌سازی به قشم رفتند. در حال حاضر، اهل سنت نسبت به ختنه دختران آگاه شده‌اند.

منبع

درخصوص ختنه دختران نشست‌هایی با علما خواهیم داشت

درخصوص ختنه دختران نشست‌هایی با علما خواهیم داشت

پس از اعلام گزارش های متعدد از ظریق انجمن های مختلف و انتشار مطالب سرانجام یکی از مسئولین استانداری هرمزگان خبر خوبی داد:

مديركل دفتر امور اجتماعی و فرهنگی استانداری هرمزگان ضمن بیان این مطلب که آمار مشخصی در مورد ختنه دختران وجود ندارد اما اکثریت مردم استان به این مسأله پایبند هستند، اظهار داشت: از آن‌جایی که این مسأله مبتنی بر پایه‌های مذهبی است ورود به آن بسیار سخت است و با مقابله روبه‌رو می‌شود مگر این‌که نگرش علما و رهبران مذهبی این جوام۱ع تغییر پیدا کند. ما برنامه‌هایی در این رابطه داریم. یکی از برنامه‌ها این است که مشاوران را بفرستیم تا نشست‌هایی با علما و بزرگان این مناطق داشته باشند و بگویند ختنه دختران تأثیرات روحی و روانی بسیار منفی روی آن‌ها می‌گذارد.

او خاطرنشان کرد: در جلسات ستاد آسیب‌های اجتماعی در استانداری بحث ختنه دختران را باز کردیم و ذهنیت‌ها نسبت به این موضوع آماده‌تر شده است. با مشاوران هم نشست‌هایی داشتیم و صحبت‌هایی کردیم و الان فرصت بهتر است که رویکرد مداخله‌ای در این زمینه داشته باشیم.

این در حالیست که پیش تر مدیر روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی بندرعباس گفته بود:

نوروزیان: ختنه زنان یک امر روتین و مشخص نیست و اگر در خانواده‌‌ای هم صورت گیرد٬ به صورت کاملاً مخفی انجام می‌شود و نه در مطب‌های دکتر. این عمل یک کار غلط از نظر اخلاقی٬ شرعی٬ پزشکی و بهداشتی است و اگر بدانیم چه کسانی این کار‌ها را انجام می‌دهند٬ مطمئناً جلوگیری خواهیم کرد، اما چون به صورت کاملاً مخفیانه صورت می‌گیرد٬ غیرقابل شناسایی است. چون این عمل شایع نیست، نمی‌توان آموزش همگانی در این زمینه داد، اما در همان ۲۰ سال گذشته که این عمل در بندر کنگ صورت می‌گرفته، یکی از پرسنل مرکز بهداشت در آن زمان توانست با آموزش و آگاهی‌بخشی به ساکنان این بندر، از پیشرفت و گسترش این عمل جلوگیری کند.

همچنین پری صیادی، مدیرکل دفتر امور بانوان و خانواده استانداری استان هرمزگان اظهار داشته بود:

آمار ارائه‌شده برخی سایت‌ها بسیار با واقعیت فاصله دارد. در سفر‌های دوره‌ای که به شهرهای استان داریم، چنین موردی را مشاهده نکرده‌ایم. خود من در استان‌های دیگری که نام نمی‌برم، شاهد مواردی از ختنه زنان بوده‌ام، اما مربوط به زنان ۴۰ سال پیش بوده است. البته در همان استان‌ها نیز چنین امری عمومیت ندارد.

خبر جدید حاکی بر برگزاری نشست با علما نشان از آن دارد که سرانجام مسئولین و دست اندر کاران انجام سنت ختنه در این استان را پذیرفته اند. امید است که در سایر استان ها مانند کرمانشاه، کردستان، آذربایجان شرقی نیز چنین خبرهایی به گوش برسد.

آمارها نشان می دهد که با پراکندگی هایی حدود ۶۰ درصد از زنان ساکن استان هرمزگان تمایل دارند که دختران خود را ختنه کنند این رقم در سایر استان ها عددی حدود ۳۰ درصد است. در سال ۱۳۹۴ خبری انتشار یافت که دختری در بوکان به علت شدت جراحت ناشی از ختنه و خونریزی شدید به بیمارستان ارجاع داده شده است. امید بود که چنین اتفاقی زنگ خطری باشد برای مسئولین!

ناقص سازی جنسی زنان در بسیاری از کشورهای جهان ممنوع اعلام شده است. در ایران نیز طبق برخی از قوانین جاری به قطع عضو جنسی زنان دیه تعلق می گیرد.

در ماده‌ی ۶۶۴ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ نیز آمده است که: “قطع و از بین بردن هر یک از دو طرف اندام تناسلی زن، موجب نصف دیه‌ی کامل زن است و قطع و از بین بردن بخشی از آن، به همان نسبت دیه دارد.” در این حکم فرقی میان باکره و غیر باکره، خردسال و بزرگسال، سالم و معیوب از قبیل رتقاء و قرناء نیست.

علاوه بر این ماده، مواد دیگری از همین قانون هم به مباحث مشابهی پرداخته اند: 
- ماده‌ی ۷۰۴: از بین بردن قدرت انزال یا تولید مثل مرد یا بارداری زن و یا از بین بردن لذت مقاربت زن یا مرد، موجب ارش اشت. 
- ماده‌ی ۷۰۷: از بین بردن کامل قدرت مقاربت، موجب دیه‌ی کامل است. 
- ماده‌ی ۷۰۸: از بین بردن یا نقص دائم یا موقت حواس یا منافع دیگر مانند لامسه، خواب و عادت ماهانه و نیز به وجود آوردن امراضی مانند لرزش، تشنگی، گرسنگی، ترس و غش، موجب ارش است. 
- ماد‌ی ۴۴۹: “ارش” دیه‌ی غیرمقدر است که میزان آن در شرع تعیین نشده است و دادگاه با لحاظ نوع و کیفیت جنایت و تاثیر آن بر سلامت مجنی‌علیه و میزان خسارت وارده با در نظر گرفتن دیه‌ی مقدر و با جلب نظر کارشناس میزان آن را تعیین می‌کند. مقررات دیه‌ی مقدر در مورد ارش جریان دارد، مگر این‌که در این قانون ترتیب دیگری مقرر شود.

از فعالیت های کمپین گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان در ایران از طریق دو لینک زیر می توانید آگاه شوید:

http://mehrkhane.com/fa/news/38810

 

 

 

نگاهی به ابعاد ختنه دختران و فعالیت‌های کمپین گام به گام تا توقف ناقص‌سازی جنسی زنان

WASTED YOUTH; Children’s Rights in Iran

WASTED YOUTH; Children’s Rights in Iran

download the complete report here (pdf, word) to find the resources:

INTRODUCTION

Iran is a young country, with more than 28 million inhabitants under the age of 18 in 2011. However, the vast potential of this young, bright population is largely being squandered as a result of poor education policies, discriminatory legislation and insufficient child protections. Iran’s young people face a myriad of major challenges to their development, and it is essential that government and civil society work more closely together to develop long-term solutions.

Over the course of this report, we will engage with three primary clusters of rights taken from the core reporting clusters of the UN Convention on the Rights of the Child. These core reporting clusters include the right of children to be protected from violence, the right to education, and the right to health. Through an exploration of these three clusters, we hope to illustrate a number of the key obstacles to the happiness and full development of Iran’s young people.

This report will provide an overview of the current landscape around children’s rights in Iran and the challenges facing activists, advocates and children’s rights organisations as they work to improve the situation of young people in the country today. It will achieve this through an analysis of the internationally recognised legal frameworks that guarantee the rights of minors, the national legislation that exists to support these objectives, and a brief overview of a number of areas in which Iran is in violation of internationally recognised norms.

The report will also highlight the specific needs of Iranian children’s rights activists and organisations through a series of interviews with leading figures in the field and an analysis of a number of digital initiatives that have been established to raise awareness and mobilise the public around children’s rightsrelated issues. We will then outline a series of recommendations for the Iranian government, the activist community, and the international community which we hope will prove valuable in the development of future policy in the field of children’s rights, and maximise the opportunities available to Iran’s young people in the coming decades

FEMALE GENITAL MUTILATION IN IRAN

At the same time as underaged labour deprives children of bright futures, the scourge of child marriage locks many young girls and boys into a troubled present, vulnerable to violence, sexual abuse, and poor health. Additional threats to young girls’ reproductive health arise from the persistence of the practice of female genital mutilation (FGM) among a number of marginal communities, constituting a terrible violation of young girls’ human rights, and a real danger to their lives.

In the face of all these challenges, however, civil society is mobilising itself. Groups are being set up in urban and rural communities to provide schoolbooks and new facilities for economically deprived children. Other activists are developing campaigns about the negative impacts of child marriage and FGM, and are working with local community leaders to push back against these practices. But far more support is needed, both from Iranian authorities and the international community.

By speaking with activists on the ground and assessing a number of the initiatives they have developed in digital spaces, we aim to help provide some direction for Iranian and international organisations as they develop capacity building initiatives to support the great work being done by civil society organisations in Iran.

‘Stop FGM in Iran’ is a campaign aiming to eradicate the practice of FGM in Iran by educating the public about its disastrous effects upon girls’ and women’s physical and mental health. The website is aimed at providing information to the general public, and showcasing the organisation’s work to potential donors and supporters.

The website contains a variety of information about the practice of FGM, as well as information about the organisation’s events and seminars, stories from victims of FGM, and materials to draw public attention to the issue.

The campaigners argue that more needs to be done in order to completely eradicate the practice of FGM in Iran, through raising public awareness about the negative health impacts and providing government officials with information about its prevalence and practice. Much of the organisation’s own awareness-raising work is achieved through conducting seminars in the four worst affected provinces, and through engaging in face-to-face discussions with local people. The group also carries out documentation work of instances of FGM, which is then integrated into the group’s advocacy and public awareness initiatives.

The site is well-structured, and is well-populated with diverse content ranging from emotive stories to statistical analyses of FGM in Iran. However, a weakness of the site arises in the seemingly low levels of user engagement with most content. Similarly, the group’s Facebook community is only partially engaged with the group’s content. Although many posts manage to inspire a handful of shares, the number of discussions arising from the content appears to be minimal. Additionally, the campaign lacks any clear calls to

action that could serve to mobilise its not inconsiderable following to engage in actions to support the campaign’s objectives.

 The campaign shares a Telegram channel with the Stop Early Marriage in Iran campaign. This channel shares website content from each of the two campaigns it features, alongside relevant news articles, images, and documentation.

بررسی رابطه سلامت روانی، کیفیت زندگی و عملکرد جنسی با سابقه عمل ختنه در زنان

بررسی رابطه سلامت روانی، کیفیت زندگی و عملکرد جنسی با سابقه عمل ختنه در زنان

بررسی رابطه سلامت روانی، کیفیت زندگی و عملکرد جنسی با سابقه عمل ختنه در زنان

گزارش گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان در ایران

شهرستان پیرانشهر یکی از شهر های مرزی در غرب ایران است که اکثریت مردم آن منطقه کرد و همچنین مسلمان و سنی مذهب می باشند، در این منطقه ناقص سازی جنسی زنان همواره رایج بوده اما در گذر زمان بشدت کاهش یافته است. در این مناطق این عمل مستقیما به باورهای منطقه ای و مذهبی مرتبط است و حتی در زبان محلی نام سنت را بر روی آن گذاشته اند، و آن را ادامه دهنده و عمل به سنت های پیامبر اسلام می دانند که عدم انجام آن باعث گناه است و شخص ختنه نشده هر چیزی از دستش حرام و ناپاک است.

سنت در تقسیم بندی انواع ناقص سازی جنسی اشاره به نوع ۱ که ختنه نامیده می شود دارد و حتی کاربرد ختنه به جای ناقص سازی جنسی حمایت از این عمل را بالا می برد چرا که این تصور ایجاد میشود که این عمل مانند ختنه در پسران امری شرعی، واجب و دارای مزایا و منافع برای سلامت دختران است.

در اردیبهشت ماه ۱۳۹۵ پایان نامه ای با “عنوان بررسی رابطه سلامت روانی، کیفیت زندگی و عملکرد جنسی با سابقه عمل ختنه در زنان شهرستان پیرانشهر در سال ۱۳۹۴” با پژوهش و نگارش فرزانه دانشخواه در دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تبریز، دانشکده بهداشت با نظارت اساتید دکتر حمید اله وردی پور و دکتر لیلا جهانگیری دفاع شد.

13217141_1717807191795434_6673239224940026251_oاین مطالعه توصيفي_تحليلي بوده و ۲۰۰ زن متاًهل در سنین ۱۵-۴۹ سال مراجعه کننده به مراکز بهداشتي درماني شهرستان پيرانشهر با روش نمونه گيري غير تصادفي و از نوع در دسترس، جامعة آماري اين طرح را تشكيل دادند. و زنان با سابقه ی ختنه با زنان بدون سابقه با استفاده از پرسشنامه های حاوی مشخصات دموگرافیک، و پرسشنامه های مبتنی بر خود گزارش دهی کیفیت زندگی(WHOQOL- BREF)، سلامت عمومی(GHQ-28) و عملکرد جنسی(FSFI) مقایسه گردیدند.

ناقص سازی جنسی زنان بر اساس تعریف سازمان جهانی بهداشت، کلیه روش های خارج کردن تمام یا قسمتی از دستگاه تناسلی زنان از بریدن و برداشتن تمام یا قسمتی از کلیتوریس تا خارج کردن لب های بزرگ دستگاه تناسلی خارجی متغیر است. این عمل در چهار درجه مختلف قابل انجام است که شامل:

نوع يك: بريدن بخش يا تمامي كليتوريس.

نوع دو: برداشتن بخش يا تمام كليتوريس و لب ها ي كوچك با يا بدون برش دادن لب هاي بزرگ.

نوع سه: محدود سازي مدخل واژن از طریق ایجاد یک مهر و موم پوشش شامل حذف کلیتوریس، بريدن و دوختن لب هاي كوچك و بزرگ. این نوع ختنه شدیدترین و دردناک ترین نوع ختنه و معروف به ختنه ی فرعونی می باشد.

نوع چهار: به نوع دسته بندي نشده معروف است و شامل ساير اقدامات مضري است كه روي دستگاه تناسلی خارجي زنان اعمال مي شود نظير سوراخ كردن، بريدن، سوزاندن، زخم گذاشتن و همچنین شکافتن و یا پاره کردن کلیتوریس.

سن رایج برای انجام عمل ختنه از جامعه ای به جامعه ی دیگر متفاوت است اما بیشتر در سنین کودکی و به طور معمول بین ۳ تا ۱۵ سالگی متغییر است.

ختنه زنان علل متعددی دارد ولي ريشه اصلي اين عمل را بايد در باورهای قوی منطقه ای و مذهبی و شرایط فرهنگی آن جامعه، عدم آگاهي از پيامدهاي آن، سنت ها و نگرش هاي نادرست و ترکیبی از فاکتور های اجتماعی، مذهبی و فرهنگی جست وجو کرد که از جامعه ای به جامعه دیگر متفاوت است. در بعضی از شواهد اغلب به نظر میرسد که حمایت های مذهبی از این عمل وجود دارد، با وجود اين كه اين عمل در ميان مسيحيان، یهوديان، و مخصوصا مسلمانان اهل سنت انجام مي شود، اما در كتب ديني هيچ يك از اين اديان اشاره اي به ختنه زنان نشده است اما در کشورهای اسلامی این عمل بسیار شایع است و مطالعات بیانگر این حقیقت است که ختنه زنان بیشتر دلایل فرهنگی دارد تا مذهبی.

با بررسی های متعددی که توسط سازمان جهانی بهداشت صورت گرفت این نتیجه حاصل شد که هیچ گونه فواید طبی و بهداشتی درحمایت از درجات مختلف ختنه زنان وجود ندارد و این عمل با عملکرد طبیعی زنان و دختران تداخل دارد و پزشکان و متخصصان تمامی درجات ختنه را که دارای پیامد های کوتاه مدت و بلند مدت و عوارض جسمانی و روانی و پیامدهای اثرگذار بر عملکرد جنسی است را مضر می دانند.

مطالعات اپیدمیولوژیکی و شواهد در رابطه با وجود ارتباط علیتی بین ختنه و عملکرد جنسی محدود می باشند، اما شواهد نشان داده بین زنان ختنه شده و نشده در عملکرد جنسی تفاوت وجود دارد و مطالعات بالینی و اکثر مطالعات نشان داده اند که ختنه مانع از لذت جنسی در زنان است. و باعث اختلال در عملکرد جنسی زنان میشود که این اختلال به علت برداشتن بافت حساس كليتوريس که نقش مهمی در رسیدن زنان به ارگاسم دارد منطقی و قابل قبول به نظر میرسد. و این ميتواند منجر به اختلال در ميل جنسي، تحریک پذیری نقصان و بازداری از ارگاسم، مقاربت دردناك، وکاهش رضایت مندی و همچنین افزايش ميزان ترس از برقراري رابطه جنسي و کاهش تقاضا از طرف زنان و در نهایت باعث عوارض جانبی بر کیفیت زندگی و اختلالات روانی شود.

هدف از مطالعه خانم دانشخواه، با توجه به وجود ختنه دختران و زنان در برخی از مناطق شهرستان پیرانشهر و همچنین به دلیل عدم انجام پژوهش های کافی پیرامون این موضوع، مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیرات ختنه زنان بر عملکرد جنسی، سلامت روان و کیفیت زندگی افراد ختنه شده در شهرستان پیرانشهر، انجام می گیرد.

پیش از مطالعه خانم دانشخواه مطالعه ای در سال ۲۰۱۲ توسط آناهیتا بخشی و همکاران با هدف تعیین و مقایسه ی سلامت روانی و رضایتمندی زناشویی ۱۰۰ زن ختنه شده و ۱۰۰ زن ختنه نشده در استان کرمانشاه انجام گرفت. برای گردآوری اطلاعات از دو پرسشنامه ی سنجش سلامت عمومی و رضایت ازدواج استفاده شد و ختنه به عنوان یک عامل اثر گذار منفی در سلامت روان و رضایتمندی از زندگی زناشویی نشان داده شد.

در مطالعه خانم دانشخواه برای گردآوری اطلاعات در این مطالعه از روش مصاحبه حضوری و همچنین تکمیل پرسشنامه های خود گزارش دهی استفاده شد. و پرسشنامه هاي حاوي مشخصات دموگرافیک، و سپس برای هر متغیر(کیفیت زندگی[۱]، سلامت عمومی[۲] و عملکرد جنسی زنان[۳]) از پرسشنامه جداگانه ای استفاده شد. در این پژوهش از سه نوع پرسشنامه استفاده شد که شامل:

  • پرشنامه کیفیت زندگی(WHOQOL- BREF)
  • پرسشنامه سلامت عمومی(GHQ-28)
  • پرسشنامه عملکرد جنسی زنان(FSFI)

یافته های بدست آمده در مطالعه خانم دانشخواه، قوی ترین و اصلی ترین دلیل برای انجام ختنه از دید خود افراد و خانواده هایشان سنت و مذهب می داند که با توجه به بافت مذهبی و سنتی حاکم بر منطقه پیرانشهر تبعیت از سنت های مذهبی بخش جدای ناپذیر از فرهنگ و باورهای این مردم است. با توجه به اینکه در مطالعه سنت و مذهب مهمترین دلیل خانواده ها برای انجام ختنه بیان شده است، بالا رفتن آگاهی رهبران مذهبی در ارتباط با ختنه و پیامد های آن می تواند در حذف ختنه موثر باشد چرا که مردم این مناطق به شدت از باورها و مذهب خود الهام می گیرند و بیانات رهبران مذهبی روی این افراد اثرگذار خواهد بود.

فرزانه دانشخواه معتقد است که آموزش و افزایش سطح دانش و آگاهی  افراد، به خصوص مادران، برای حذف معضل ختنه راهگشا خواهد بود.

این مطالعه نشان داد که زنان این نواحی از نظر فرهنگی و شرایط محل زندگی تقریبا در وضعیت مشابهی بودند و زنان ختنه شده در مقایسه­ی سطح کیفیت زندگی و سلامت روان در سطح مشابه زنان ختنه نشده قرار داشتند. اما در ارتباط با وضعیت عملکرد جنسی در هر دو گروه ختنه شده و ختنه نشده درصد افراد دچار اختلال بسیار قابل توجه بود و تفاوت بین دو گروه در این اختلال به مراتب قابل توجه تر بود، که بیان کننده اثر منفی ختنه بر عملکرد جنسی زنان است.

با توجه به یافته های مطالعه پیشنهاد می شود که در مناطقی که ختنه رواج دارد در مورد پیامدهای ناشی از آن مراکز بهداشتی درمانی، آموزش های لازم را ارایه دهند و افراد جامعه خصوصا والدین را نسبت به پیامد های ختنه آگاه کنند، برگزاری کارگاه های آموزشی برای مادران جهت جلوگیری از انجام این عمل روی دخترانشان امری اثرگذار خوهد بود.

از تابو خارج کردن مسایل و مشکلات زنان و صحبت کردن درباره ی آنها  بخصوص در میان قومیت ها و اقلیت ها باعث می شود که جامعه آن را از حالت یک سنت و رسم محلی به عنوان مشکل فرهنگی و اجتماعی برای کل جامعه تشخیص دهد و برای حل این مشکلات اقداماتی اتخاذ نماید، چرا که کودکان، مادران و همسران آینده ی جامعه هستند و وجود مشکلات برای این افراد بر روی آینده ی آنان، همسران و فرزندانشان تاثیر گذار خواهد بود.

وجود حمایت های اجتماعی، قوانین و وجود مجازات برای مسببین انجام عمل ختنه اگر وجود داشته باشد حقیقتا باعث کاهش شدید انجام این عمل غیر انسانی خواهد شد.

با توجه به حیطه های بررسی تاثیرات ختنه زنان و دختران بر سلامت کیفی زندگی شخص و سلامت روانی و موارد ذکر شده در متون فوق، پیشنهاد فرزانه دانشخواه به عنوان یک پژوهشگر در زمینه ناقص سازی جنسی زنان برای تحقیقات آتی این می باشد که تحقیق و بررسی در زمینه تاثیرات مستقیم و غیر مستقیم ختنه زنان و دختران در کیفیت سلامت روانی خانواده ها و یا میزان تاثیر این عمل در روند تشکیل خانواده و تاثیرات احتمالی در سلامت روانی و تربیت فرزندان می تواند بسیار مفید و کارا باشد.

همچنین نکته ی پایانی و بسیار مهم از دیدگاه محقق این می باشد که همه ی گروه ها و سیستم سلامت و بهداشت کشور در قبال آموزش و شفاف سازی و معرفی ختنه دختران به عنوان یک رسم ناپسند و همچنین آموزش در زمینه ی تاثیرات زیان بار این عمل بر سلامت شخص و خانواده مسئول می باشد. بیان این نکته که ختنه دختران یک رسم نادرست و برگرفته از خرافات و سلیقه گرایی می باشد و هیچ ارتباطی با مسائل دینی و مذهبی ندارد وظیفه تمام ارگان هاست.

[۱]WHOQuality of life(WHOQOL)

[۲] General Health Questioner(GHQ)

[۳] Female Sexual function Index(FSFI)

در حصار سنت

در حصار سنت

­

روایت‌هایی از گفت‌وگو با چند دایه در جنوب ایران در باب ختنه‌ی دختران

لی‌لا ملاحی زاده

­

در جامعه‌ی ما همه‌ی مادرها وظیفه‌ی خودشان می‌دانند که دختران خود را در سنین کودکی سنت کنند، در ظاهر بدون دخالت مردها و اصولا این مسئله از نظر آن‌ها ربطی به مردها ندارد؛ البته نه اینکه مردها به‌کل درباره‌ی سنت دخترانشان بی‌اطلاع باشند، منتها وارد جزئیات نمی‌شوند و این موضوع را به زن‌ها محول کرده‌اند.

سنت دختران با مشورت و مشارکت مادر و مادربزرگ‌ها و دیگر زن‌های فامیل صورت می‌گیرد. آن‌ها هستند که با همدیگر هماهنگ می‌کنند و دخترانشان را در موعد معین سنت می‌کنند. این کار را جزء سنت پیشینیان خود می‌دانند و با دنباله‌روی و حرف‌شنوی خاصی که در جامعه‌ی سنتی وجود دارد، به این کار مبادرت می‌کنند.

این روایت، بخش کوتاهی است از گفت‌وگوهایی که در سال ۱۳۸۰ با چند دایه از چند محله قدیمی و روستا در بندرعباس و قشم، انجام شده است. اولین مصاحبه را به تنهایی انجام دادم اما در گفت‌وگوهای بعدی دوستم همراهم بود.

photo_2016-07-14_19-01-02

دیدار با دو دایه از محله‌های قدیمی بندرعباس

پاییز ۱۳۸۰- اولین دایه‌ای که با او درباره‌ی ختنه‌ی دختران صحبت کردم، ساکن محله‌ی خودمان -که از محله‌های قدیمی بندرعباس است- بود و در همان‌جا دختران را ختنه می‌کرد. از او سوال‌هایی راجع به ختنه‌ی دختران کردم که ایشان فقط بر تیغ مسلمانی تاکید کرد و گفت: در حال حاضر در اینجا، ختنه کمتر شده و تازگی‌ها بعضی‌ها می‌گویند که ختنه برای دختران لازم نیست و فقط یک سنت است و هر کس به سنت پیامبر پایبند است دخترش را نزد من می‌آورد تا ختنه‌اش کنم. تکه‌ای کوچک، خیلی کم از کلیتوریس را جدا می‌کنم. به گفته‌ی این خانم، ختنه هیچ آسیبی به دختر نمی‌رساند.

گفته‌های او را برای دوستم ارسال کردم. ایشان به بندر آمدند و پرس‌وجوهایی را شروع کردیم. بار دیگر به اتفاق دوستم همراه با پرسشنامه‌ای که با خود آورده بود، سراغش رفتیم. این بار همه‌چیز را منکر شد و گفت: حالا دیگر من ختنه نمی‌کنم.

بدون اینکه اطلاعات جدیدی بگیریم منزل او را ترک کردیم. اما بعدها با پرس‌وجو متوجه شدم هنوز هم ختنه انجام می‌دهد.

دومین دایه که با او صحبت کردیم، ۷۵ ساله بود از اهالی یکی دیگر از محله‌های قدیمی بندرعباس که گفت ۳۵ یا ۴۰ سالی می‌شود که دایگی می‌کند. این کار را از مادرش یاد گرفته بود و ختنه هم می‌کرد، مادرش هم ختنه می‌کرده. عقیده داشت ختنه سنت پیامبر است و دختر یا پسر فرقی نمی‌کند، باید تیغ مسلمانی بزنیم. عقیده داشت هر کس ختنه نکند، کافر است و از نظر فیزیکی، ختنه نقش مهمی در زیبایی آلت دارد و باعث می‌شود کلیتوریس رشدش با بریدن، متوقف و دراز و آویزان نشود.

بعد از نحوه‌ی بریدن، سن ختنه کردن و رنگ باختن این سنت قدیمی گفت:

با انگشت شست و اشاره، سر کلیتوریس را می‌گیرم و تا جایی که رگ زیر انگشتم نزند، همان قسمت را قطع می‌کنم، که فقط پوست است به اندازه‌ی یک دانه عدس. البته هرچه بچه بزرگ‌تر باشد، بیشتر می‌برم چون کلیتوریس بلندتر است.

 تا حالا هیچ بچه‌ای زیردست من نمرده، ولی خونریزی چرا یکی دو مورد داشتم که تا یک ربع نیم ساعت بعد از ختنه شدیداً خونریزی می‌کردند و بچه‌هایی بودند که [موقع ختنه] خیلی خودشان را تکان می‌دادند و بی‌تابی می‌کردند.

 من خیلی‌ها را ختنه کرده‌ام. چه در محله‌ی خودمان، چه در  محله‌های دیگر.

 قبلاً که می‌توانستم بروم و پادرد نداشتم، خودم به خانه‌ها می‌رفتم و دختران را ختنه می‌کردم. گاهی چند دختر را جمع می‌کردند و خبرم می‌کردند که بروم، گاهی هم فقط یک دختربچه. حالا که زمین‌گیر شده‌ام و نمی‌توانم بروم، مادران، دختران خود را به این جا می‌آورند برای ختنه.

سر هر زایمان به همراه مادرم می‌رفتم تا یاد بگیرم، اما دخترانم علاقه‌ای به این کار نداشتند و می‌گفتند کثیف است و دوست نداریم.

۲۰ سال پیش، بیشتر بچه‌ها را در سنین ۷-۸ سالگی ختنه می‌کردم ولی حالا در محله‌ی خودمان، بیشتر بچه‌ها را در نوزادی یا دو سه‌ماهگی ختنه می‌کنم. در حال حاضر کسی به من مراجعه نمی‌کند، شاید به دلیل کهولت سنم است و لرزش دستانم.

بعد از صحبت با این دو دایه، سراغ دایه‌ای از روستایی در جزیره‌ی قشم رفتیم؛ ماما خدیجه.

photo_2016-07-14_19-02-36

دیدار با ماما خدیجه از روستایی در جزیره قشم

۲۸ بهمن ۸۰- خانه‌ی ماما خدیجه مثل بیش‌تر خانه‌های روستا دیوارهایی دارد کوتاه از خشت. در نگاه اول آدم فکر می‌کند با تلی انباشته از گل که خانه را از کوچه جدا کرده روبه‌رو است و رگبارهای هرازگاهی هم به طبیعی جلوه دادن این دیوارها کمک می‌کند.

کوبه‌ی دری فرسوده و قدیمی را می‌کوبیم و پس از چندی، صدایی نه چندان زنانه از آن‌سوی در، که: آمدم. آمدم!

در  به روی ما باز می‌شود.

آمنه، دختری که راهنمای ماست، برای سلام و احوالپرسی با ماما خدیجه جلو می‌رود و ما را به او معرفی می‌کند و او با نگاه شیرین عسلی‌اش از دو دریچه‌ی برقع سیاه‌رنگ و صدایی مهربان با ما احوالپرسی می‌کند و ما را به درونِ سرا می‌خواند.

کنج حیاط خانه، دو گاو که گردنشان با طنابی -به چوبی کوبیده بر زمین- بسته‌شده، میان علوفه و پهن لم داده‌اند. به ساوات[۱] می‌رسیم با پا گذاشتن روی سِونِدی[۲] که در آن پهن است صدای قرچ قرچ چوب‌های سوند بلند می‌شود، در ساوات چهار جَحله[۳] آویزان است برای نگهداری آب.

ماما خدیجه درِ چوبی اتاق را باز می‌کند،  با باز شدن ِ در، بوی تند روغن نارگیل سوخته مشامم را می‌آزارد. حال همراهانم هم بهتر از من نیست. داخل می‌شویم درحالی‌که ماما خدیجه می‌خواهد بهترین جای اتاق،  بنشاندمان، اما جایی پیدا نمی‌کند. نزدیک در، روی تَک[۴] ولو می‌شویم.

اتاق تقریباً تاریک است و تنها از درزهای روزنه‌ای، تیغه‌ی باریکی از روشنایی به زحمت به درون  می‌خزد. ماما خدیجه وقتی کلید لامپ را می‌زند متوجه می‌شویم پیرمردی گوشه‌ی اتاق روی بالش چمباتمه زده که پایش با پارچه‌ای کهنه، پیچیده شده.

تمام اثاثیه‌ی اتاق، دو حصیر پوسیده از الیاف پلاستیکی در حال پودر شدن و کهنه تَکی رنگ‌باخته و چند پشتی با روکش‌هایی چرک مرده و دنده‌هایی خردشده از فشار قوزک دست‌ها به پهلوی‌شان که اگر دیوار، تکیه‌گاهشان نبود مچاله و کج می‌شدند.

روی تنها طاقچه‌ی اتاق و لبه‌ی پنجره چوبی‌اش، آینه‌ای شکسته- نیمه و گلدانی ازگل‌های پلاستیکی سیاه شده از فضله‌ی مگس‌ها.

نزدیک پیرمرد، منقل آتش و قابلمه‌ای سیاه شده از دود و قوطی سبزرنگ روغن نارگیل که با حرارت زغال‌هایی افروخته، بوی تند و آزارنده‌ای را در هوا می‌پراکند، دیده می‌شد.

ماما خدیجه که دقایقی پیش از اتاق خارج شده بود، با بشقابی از پفک و بیسکویت به اتاق برمی‌گردد. متوجه دود پیچیده در اتاق می‌شود، تازه یادش می‌آید روغن نارگیل را از روی زغال‌ها بردارد و بی‌آنکه به شوهرش اخم کند با لبخندی روغن را از حرارت زغال دور می‌کند.

به طرف ما می‌آید و بیسکویت تعارفمان می‌کند. دوست داشتم پیرمرد حضور نداشت تا راحت‌تر با هم و با ماما خدیجه حرف بزنیم. اما مثل اینکه گرم‌ترین اتاقشان همین بود و پیرمرد هم دلش نمی‌آمد این مجلس زنانه را ترک کند!

از ماما خدیجه خواستیم تا برقعش را باز کند، بازش کرد. صورتش مثل  عکس‌های  حضرت مریم روی دیوار بعضی خانه‌ها بود به همان معصومیت و زیبایی ولی بدون آن هاله‌ی نورانی و کمی چروکیده.

ماما خدیجه از خواندن «باسنک[۵]» برای ما دریغ نمی‌کند، از ناف زمین می‌خواند. دختر ماما خدیجه و مادر آمنه به جمع ما می‌پیوندند و برایمان آواز دسته‌جمعی می‌خوانند.

مصاحبه با ماما خدیجه را بشنوید

­

– دخترها را سنت می‌کنی؟

– دُختُن (دختران) سنت اکنیم، خدا قبول بکنت الحمدالله رب‌العالمین

– خیلی وقتِ دختن سنت می‌کنی؟

– دوروبر ۵۰-۴۵ سال می‌شه که دختن سنت اکنم.

– از کسی یاد گرفتی؟

– از حاجی مریم مم شیخ محمد صالح، ما می‌رفتیم همراهش نگاه می‌کردیم به کاری که می‌کرد، آدم دل بزرگ می‌خواد.

– می‌دانی چند سال است که سنت انجام می‌دهند؟

– از روزی که دنیا بوده. سنت دختن از روزی که دنیا بوده، چه دختر چه پسر باید ختنه بکنیم. از روزی که خدا خلقت به بنده کرده دخت به دختی، چوک (پسر) به چوکی باید سنت بشه.تیغ مسلمانی باید بزنی!

ماما خدیجه از ختنه می‌گوید، ختنه دختران. او امیدوار است این کارش را خدا قبول کند، او فکر می‌کند با ختنه کردن دختران، نقش مهمی در پیاده کردن اسلام دارد و به خودش می‌بالد که سنت پیامبر را به جای می‌آورد.

– ماما خدیجه بیا کمی نزدیک‌تر، شما با چه وسیله‌ای می‌بری؟

– می‌کشیم دوا سرخو (مرکورکرم یا دواگلی)، بعد وا تیغ مکینه[۶] می‌بریم.

او حتی می‌خواهد روش کارش را در ختنه کردن به ما یاد بدهد. او برایمان توضیح هم می‌دهد که چه طور می‌توانیم این کار را انجام بدهیم.

photo_2016-07-14_19-02-50

طرز بریدن و اندازه‌ای را که باید کلیتوریس بریده شود به ما نشان می‌دهد، تکه‌ای از چادر مرا می‌گیرد مچاله می‌کند،  طوری آن را میان انگشتانش می‌گیرد که انگار سر کلیتوریس را میان دو انگشت گرفته است.

– چند نفر با هم سنت می‌کنی؟

۶ یا ۷ نفر، بعضی وقت‌ها یک نفر، دو نفر.

– از یک تیغ برای چند نفر استفاده می‌کنی؟

– دو، سه نفر یک تیغ، بعد تیغ کند می‌شه.

– چه وقتی ختنه می‌کنی؟

– وقتی انبو، شیشک زد (موقع شکوفه دادن درختان سپستان[۷])، فصل جووا (بهار)، خرداد، بعد از تعطیلی مدارس.

– چندسالگی سنت می‌کنی؟

۴، ۶، ۷، ۹، ۱۰، ۱۵ سالگی.

هشت، نشته (هشت‌سالگی، سنت نمی‌کنم، نیستی می‌آورد)

پنج، رنجه (پنج‌سالگی سنت نمی‌کنم، رنج می‌آید)

سوُ، سُکِن (سه‌سالگی سنت نمی‌کنم، نحس است)

به دل خودم که باشه این سال‌هایی که گفتم سنت نمی‌کنم. اما اگر خانواده گفتن بکن، سنت می‌کنم.

– پانزده‌سالگی بزرگ نیست؟

– بله ولی مسکین بودن کسی نبوده به آن‌ها بگه.

بعد رو می‌کند به من می‌گوید:

– در هنگام، دختری بود که سنت نکرده بود، شبیه تو بود دختر! اگه می‌گفتی مالِ هنگامی، می‌گفتم تویی. او را سنت کردم.

-نوزادان را سنت می‌کنی؟

– من نه! نوزاد نمی‌برم، کوچک است به دست نمیاد.

– خیلی می‌بری؟

– نه ای کودوکو (یک‌ذره)، اندازه‌ی ارزن، خیلی کوچک، اندازه‌ای که مسلمان شه.

– اگر سنت نکند چه می‌شود؟

– اگر دختر سنت نکنه مست می‌شه.

-سنت  نکنیم کافر است، مثلا اگر کسی بد بود، اختیار دهن خود نداشت، نفرین کرد، می گن مگه تو تیغ مسلمانی از روت رد نشده که این رفتار می‌کنی؟

– تو جزیره [قشم] کسی هست که ختنه نکرده باشد؟

– پیش ما کسی نیست که ختنه نکرده باشه، همه سنت کردم الحمدالله. در شهر دیگه شاید!

– غیر مسلمان هم انجام می‌دهند؟

– نمی‌دانم.

– بوده که موقعی که بریدی خیلی خونریزی بکنند؟

– کمی می‌بریم، پوستش اگه روی رگ تیغ بره خیلی خونریزی می کنه.

– پیش شما بوده که چنین شود و رگ بریده شود؟

– پیش من نه الحمدالله رب‌العالمین از برکت خدا، اما بوده پیش دایه‌های دیگه، آن هم تقصیر دایه نبوده، تقصیر کسی بوده که دختر را خوب نگه نداشته.

– بیشتر چه کسانی دخترانشان می‌آورند؟ پدرها هم شده که دخترانشان را بیاورند؟

– همه مادرها می‌آورن، پدرها نه. بیشتر من به خانه‌شان می‌رم. صد تا یکی می‌آورن به خانه‌ی من.

– جشن می‌گیرید؟ مثل ختنه‌ی پسرها؟

– بله، باسنک می‌زنن، حنا به دست‌وپاهایش می‌دهن.

– قربانی می‌کنید؟

– بله، برای دختر مرغ و خروس قربانی می‌کنیم، شیرینی بین بچه‌ها تقسیم می‌کنیم، کهرِ (بز) صد تا یکی قربانی می‌کنیم. اما برای پسر کهرِ قربانی می‌کنیم.

– دخترها چه می‌کنند؟

– کمی از ترس گریه می‌کنن، بعضی‌ها هم خیلی گریه می‌کنن. مسئله‌ای نیست صدایشان بیرون بره.

– تکه‌ای که جدا می‌کنید چه‌کار می‌کنید؟

– تو سوراخ دیوار می‌گذاریم، (پس می‌خوریم؟! با خنده)

– چقدر استراحت می‌کنند؟

– نه! سنت بکن برو بازی کن، استراحت نمی‌خواد.

– الان کم شده یا بیشتر؟

– الان هم ختنه می‌کنیم، در دوبی هم ختنه می‌کنند. آنجا در بیمارستان ختنه می‌کنند، دکتر انجام می‌دهد.

– دکتر محلی؟

– نه دکتر درس‌خوانده.

– گشته (عود) دود می‌کنی؟

– نه! بوی خوش، بَده. آن موقع، زن زایمان که کرد، گشته دود می‌کنیم، برای عروس گشته دود می‌کنیم.

ماما خدیجه آن‌قدر مهربان است که دلمان می‌خواهد ساعت‌ها بنشینیم و به حرف‌هایش گوش بدهیم ولی باید برویم دنبال ماجرا از زبان‌های دیگر.

در ادامه‌ی سفرمان به روستای هُلُر[۸] در جوار درگهان به دیدار دو دایه‌ای که از قدیم می‌شناختمشان رفتیم و یک بیست‌وچهار ساعتی  مهمانشان بودیم. حرف‌های آن دو هم همان حرف‌های ماما خدیجه بود.

آن‌ها هم ختنه را کامل شدن دین می‌دانستند و می‌گفتند تیغ، ابزار مسلمانی است و اگر دختر را ختنه نکنی آب و غذای دستش حرام، نمازش باطل و خودش هم کافر است.

سخنی با خوانندگان

این مطلب، بخشی از گفت‌وگوهای بسیاری بود که با دایگان انجام داده‌ام. شاید بهتر باشد اشاره کنم چطور کنجکاو به کنکاش درباره‌ی سنت دختران در جامعه‌ام شدم. روزی دوستم کتابی برایم آورد با عنوان «زنان زیر سایه‌ پدرخوانده‌ها». نوشین احمدی خراسانی در این کتاب، به موضوع ختنه‌ی دختران در مصر و سنگسار زنان در ایران اشاره کرده بود. این باعث شروع سؤالاتی در ذهن من شد که چرا به ختنه‌ی دختران در ایران اشاره‌ای نکرده است؟ و این بود که با همراهی دوستم و دوستانش در تهران، تحقیقی را در این زمینه آغاز کردیم؛ که به مصاحبه با بیش از ۱۶۰ زن ختنه شده و دایه و گفتگوی جمعی با اهالی چند روستا در منطقه جنوب ایران انجامید.

با بسیاری از زنان موضوع را در میان گذاشتیم و با هم به گفتگو نشستیم. برای هم از چگونگی و پیشامدِ سنت شدنمان صحبت کردیم و با یادآوری خاطره‌ی آن روز چهره در هم کشیدیم. برای آن درد، ترس و لرزیدن  پاهایمان از دیدن رگه‌های خونِ بعد از ختنه، مادرانمان و آن زن ختنه کننده را نکوهش کردیم و گاه به این درد مشترک به دیده‌ی طنزی تلخ نگاه کردیم و کلی با هم خندیدیم.

وقتی درباره‌ی ختنه زنان می‌گوییم، فایده‌ی این گفتمان به چه کسانی خواهد رسید؟ آیا فایده‌اش فقط به کسانی می‌رسد که بتوانند آن را موضوعی کنند برای گرفتن بورسیه و تحصیل در کشورهای دیگر، دعوت به مجالس و کنگره‌های بین‌المللی و پرداختن به آن با کلمات قلمبه‌سلمبه‌ی دانشگاهی و برچسب افسردگی زدن به زنان ختنه شده از دریچه علم روانشناسی؟ اگر چنین است پس جایگاه مردم در این تحقیقات کجاست؟ آیا فقط ابزاری برای بحث‌های روشنفکری‌اند؟

ما اما در پی راهی بودیم برای رهایی از این سنت خشونت‌باری که بیش از ۱۴ سال در موردش با صدای بم صحبت کردیم، نگران بودیم چگونه  از ختنه سخن بگوییم که مبادا زیرزمینی شود و این نگرانی‌ها باعث شد بیش از ۱۶۰ مصاحبه‌ای که انجام دادیم، همان‌طور روی زمین بماند و ترجیح دادیم با دقت بیشتری به موضوع بپردازیم. در دهه‌ی پیش، سخن راندن از این مقوله آسان نبود، شاید منجر به مقاومت در شیوخ و ملاها می‌شد و چه‌بسا الآن هم بشود. خوشبختانه، طی این سال‌ها، مقاله‌هایی منتشر شد، کتاب «گل صحرا» ترجمه شد. کتاب «تراژدی تن» در سال ۸۹ و کتاب دیگری به نام «تیغ و سنت» در سال ۹۴ منتشر شد. ما سنت زدگان می‌گوییم: ما نمی‌خواهیم اگر سنت شدیم، در بیرون از این‌جا ما را عقب‌مانده یا ناقص بدانند و اگر سنت نشدیم، در جایی که زندگی می‌کنیم پلید، نجس و ظالم بخوانندمان. ما نمی‌خواهیم وقتی لیوان آب گوارایی را با دستان کوچکمان برای پدربزرگ می‌بریم، بگوید از دست تو خوردن  این آب حرام است.


پانوشت‌ها:

[۱] ساوات یا ساباط: سایه‌بان‌های اتاق‌هاست. در جنوب به دلیل آنکه هوا خیلی گرم می‌شود، اکثر خانه‌های قدیمی دارای ساوات هستند. اهالی خانه در عصر جلوی درب اتاق می‌نشینند و استراحت می‌کنند.

[۲] سوند، حصیری زمخت و خشن و یکی از صنایع‌دستی مردم در جنوب ایران از جمله استان هرمزگان در شهرستان‌های قشم، میناب و … است. سوند از شاخ و برگ درخت نخل و در ابعاد ۴ ، ۶ و ۸ متری ساخته می‌شود و برای ساختن سایبان، خانه‌های روستایی، انباری، کپر، آغل احشام و حریم باغ‌ها استفاده می‌شود. (میناب جنوب، ۱۰ آذر ۱۳۹۳)

[۳] کوزه گلی مدوری که مردم جنوب ایران در گذشته در آن آب شرب نگهداری می‌کردند.

[۴] حصیر با برگ نخل

[۵] باسنک یا واسونک نوعی آواز زنان در جزیره قشم است.

[۶] نوعی تیغ اصلاح که در گذشته بیشتر برای اصلاح ریش مورداستفاده بود.

[۷] درخت انبو یا سپستان در نواحی جنوبی ایران، به‌ویژه کرانه‌های خلیج‌فارس پراکندگی دارد.

[۸] روستایی با قدمت ۴۰۰ ساله در حومه بندر درگهان و ۱۸ کیلومتری شهر قشم قرار دارد. (ویکی پدیا)

منبع

نامه جمعی از کنشگران مبارزه با ناقص سازی جنسی زنان به رسانه ها

نامه جمعی از کنشگران مبارزه با ناقص سازی جنسی زنان به رسانه ها

خطاب به رسانه ­ها

خبرگزاری ­ها/ تلویزیون/ تارنماها/ رادیو

ما گروهی از کنشگران هستیم که در زمینه افزایش آگاهی نسبت به موضوع ناقص سازی جنسی زنان[۱] فعالیت می­کنیم. بنا بر آخرین گزارش یونیسف، ۲۰۰ میلیون زن از این نقص عضو در عذاب هستند و تخمین شده است که ۸۶ میلیون دختر از نسل آتی با خطر نقص عضو جنسی مواجه هستند. ما از تمام رسانه های محلی و بین المللی خواستاریم تا با پیوستن به گروه کنشگران، ما را در ارتقای دانش عمومی یاری رسانند.

برای مدت زمان طولانی، رسانه­ ها پیرامون ناقص سازی جنسی زنان و خشونت های مبتنی بر جنسیت صحبت نمی کردند و فعالیت های خود در این زمینه ها را تنها به زمانی اختصاص داده بودند که حادثه ناگواری روی می داد. رسانه ها باید بدون داوری درک و دانش عمومی را آسان سازی کنند و تابوی ناقص سازی جنسی زنان را بشکنند. هر مقاله ای که به تحریر در می آید به نجات یک دختر کمک می کند و والدین (به ویژه پدران) را آگاه می کند که این بی رحمی  و بی توجهی از کجا مرسوم شده است. ما نمی توانیم بدون کمک رسانه ها ناقص سازی جنسی زنان را متوقف کنیم.

ما در حال برنامه ریزی یک رویکرد چندگانه برای پایان دادن به یک سنت ضد زن هستیم.

ما می خواهیم برای تعامل با جوانان، مسابقات نگارش مقاله، طراحی پوستر و ساخت فیلم کوتاه داشته باشیم.

ما می خواهیم والدین را آگاه کنیم و دانش جوامع را ارتقا دهیم.

ما می خواهیم متخصصین را درگیر کنیم (مربیان، پزشکان، روزنامه نگاران و هنرمندان)

ما می خواهیم سران مذهبی را هدف قرار دهیم، از آنها بخواهیم تا مردم را قانع کنند که ناقص سازی جنسی زنان فرمان مذهبی نیست.

ما از دولت ها خواستار ممنوع کردن ناقص سازی جنسی زنان هستیم.

اما ما می خواهیم تمام رسانه با انتشار مقالات آموزنده خاص همکاری خود را با ما آغاز کنند.

با کمک رسانه ها، کنشگران هندی توانستند تغییرات اساسی را رقم بزنند در جایی که نوع یک ناقص سازی جنسی در میان شیعیان داوودی بهره رایج است. تمام بهره ای های این شبه قاره، حتی روحانیون، متعهد شده اند برای نجات دختربچه ها اقدامات اساسی انجام دهند.

ما می دانیم که ناقص سازی جنسی زنان در جوامعی که این عمل انجام می گیرد یک تابوست. مردمی که نادرست از این عمل حمایت می کنند بر این باورند که ناقص سازی جنسی زنان بخشی از فرهنگ جامعه آنها و فرمانی مذهبی است و راهی درست برای تبدیل دختربچه ها به زنانی متأهل است. بنابراین شناخت موقعیت اجتماعی زنان در جوامعشان قدمی الزامیست. برخی از خانواده ها بر این تصور هستند که تمام دختران باید از این مرحله عبور کنند و برخی هم به این دلیل این عمل را انجام می دهند که اگر ناقص سازی جنسی صورت نگیرد شرم آور خواهد بود و بسیاری از والدین هم به این دلیل که مطمئن شوند بکارت دخترانشان تا قبل از ازدواج بدون آسیب می ماند و بعد از ازدواج نیز به شوهرانشان وفادار خواهند ماند بر انجام این عمل پافشاری می کنند.

براساس تمام قوانین بین المللی و برخی قوانین ملی موجود، ناقص سازی جنسی زنان به دلایل بسیاری کودک آزاری محسوب می شود: بدون رضایت دختر انجام می شود، هیچ سودی ندارد، محکومیت مادام العمر زنان به تحمل یک زندگی همراه با دردهای جسمی و روانی و حتی گاهی مرگ.

بسیاری از کشورها قوانینی برای منع ناقص سازی جنسی زنان تصویب کرده اند اما قانون به تنهایی نمی تواند رواج این عمل را در جوامع از بین ببرد. ما بر این باور هستیم که ناقص سازی جنسی زنان محصول فرهنگ است و نیازمند تغییرات فرهنگی است. هر جامعه ای باید این تغییرات را بپذیرد.

تغییرات فرهنگی در زمان های کوتاه یا بلند اتفاق می افتد. این مردم هستند که فرهنگ را می سازند. شیوه های کهنه از بسیاری از فرهنگها ریشه کن شده است. این تغییرات در داخل و خارج فشارها و قوانین صورت می گیرد اما از همه تأثیرگذارتر آموزش است. در این شرایط خاص، رسانه ها می توانند نقش مهمی در به اشتراک گذاشتن داستان های مثبت و ابتکارات داشته باشند تا چنین تجربه هایی تنها از طریق مروجین سازمان های غیردولتی و بین المللی در اختیار مردم قرار نگیرد.

رسانه های محلی و بین المللی باید معرفی این معضل را نمایندگی کنند. هر فرد در جامعه (در کشور خود یا خارج از آن) باید فرصتی داشته باشد تا بتواند داستان های زندگی اش را برای شناخت بیشتر دیگران منعکس کند. ما همچنان باید بتوانیم داستان هایی را بخوانیم که منعکس کننده تجربه های جدید هستند. جامعه دارای حرکتی دوّار است که مردم مدام با ایجاد فعل و انفعالات جدید آن را به حرکت در می­آورند، همچنین چهره جوامع چندلایه و چندوجهی است. هیچ کس نباید جعلی و معاف نمایش داده شود. کثرت باید ذره بینی روی واقعیت های به تصویر کشیده شده باشد.

ما از رسانه ها درخواست داریم تا صدای بی صداها شود و داستان های افرادی را به اشتراک بگذارد که مستقیم یا غیرمستقیم با تجربه ناقص سازی جنسی زنان در ارتباط هستند (نه تنها زنان بلکه مردان هم). با گشایش گفتگویی عمومی در این زمینه، سطح آگاهی عمومی افزایش خواهد یافت. همچنین ما باور داریم که از طریق رسانه ها می توان رهبران جهان را هدف قرار داد تا در برابر ناقص سازی جنسی زنان بایستند و برای توقف آن راه حلی پیدا کنند و نسل ها را با آموزش توانمند سازند تا به این نوع از آزار جنسی نه بگویند.

امضا کنندگان:

Tasleem – India (Activist) تسلیم- کنشگر هندی

Tesfaye Maleku – Ethiopia (activist)تسفایه ملکو- کنشگر اتیوپیایی

Valentina Mmaka – Kenya/South Africa (Artist- activist)ولنتینا مکا- هنرمند و کنشگر کنیا و آفریقای جنوبی

John Wafula – Kenya  (activist)جان وافولا- کنشگر کنیایی

Mamboleo – Kenya (artist-activist)مامبولئو- کنشگر و هنرمند کنیایی

Diana Kendi – Kenya (media)دیانا کندی- کنیا

Jane Gatwiri – Kenya (media)جین گتویری- کنیا

Christina Keller Hufnagel – Germany (activist)کریستینا کلر هوفناگل- کنشگر آلمانی

Kameel Ahmady – Iran (activist researcher)کامیل احمدی- کنشگر و پژوهشگر ایرانی

Francis Baraka – Kenya (artists-activist)فرانسیس باراکا- هنرمند و کنشگر کنیایی

Rena Herdiyani – Indonesia (activist)رنا هردیانی- کنشگر اندونزیایی

Samuel Gachagua – Kenya (activist)ساموئل گچگوئا- کنشگر کنیایی

Mariya Taher – India/USA (researcher – activist)ماریا طاهر- پژوهشگر و کنشگر هند/ امریکایی

Nwachukwu Kelechukwu – Nigeria (activist)نواچوکوا کلچوکوا- کنشگر نیجریه ای

Tony Mwebia – Kenya  (activist)تونی موبیا- کنشگر کنیایی

Rayehe Mozafarian – Iran (activist,researcher,campaigner)رایحه مظفریان- کنشگر، پژوهشگر و کمپینر ایرانی

hghghhh

[۱]. ناقص سازی جنسی زنان برداشت کامل یا بخشی از اندام جنسی زنان است:

http://www.who.int/mediacentre/factsheets/fs241/en/

www.stopfgmiran.com