WASTED YOUTH; Children’s Rights in Iran

WASTED YOUTH; Children’s Rights in Iran

download the complete report here (pdf, word) to find the resources:


Iran is a young country, with more than 28 million inhabitants under the age of 18 in 2011. However, the vast potential of this young, bright population is largely being squandered as a result of poor education policies, discriminatory legislation and insufficient child protections. Iran’s young people face a myriad of major challenges to their development, and it is essential that government and civil society work more closely together to develop long-term solutions.

Over the course of this report, we will engage with three primary clusters of rights taken from the core reporting clusters of the UN Convention on the Rights of the Child. These core reporting clusters include the right of children to be protected from violence, the right to education, and the right to health. Through an exploration of these three clusters, we hope to illustrate a number of the key obstacles to the happiness and full development of Iran’s young people.

This report will provide an overview of the current landscape around children’s rights in Iran and the challenges facing activists, advocates and children’s rights organisations as they work to improve the situation of young people in the country today. It will achieve this through an analysis of the internationally recognised legal frameworks that guarantee the rights of minors, the national legislation that exists to support these objectives, and a brief overview of a number of areas in which Iran is in violation of internationally recognised norms.

The report will also highlight the specific needs of Iranian children’s rights activists and organisations through a series of interviews with leading figures in the field and an analysis of a number of digital initiatives that have been established to raise awareness and mobilise the public around children’s rightsrelated issues. We will then outline a series of recommendations for the Iranian government, the activist community, and the international community which we hope will prove valuable in the development of future policy in the field of children’s rights, and maximise the opportunities available to Iran’s young people in the coming decades


At the same time as underaged labour deprives children of bright futures, the scourge of child marriage locks many young girls and boys into a troubled present, vulnerable to violence, sexual abuse, and poor health. Additional threats to young girls’ reproductive health arise from the persistence of the practice of female genital mutilation (FGM) among a number of marginal communities, constituting a terrible violation of young girls’ human rights, and a real danger to their lives.

In the face of all these challenges, however, civil society is mobilising itself. Groups are being set up in urban and rural communities to provide schoolbooks and new facilities for economically deprived children. Other activists are developing campaigns about the negative impacts of child marriage and FGM, and are working with local community leaders to push back against these practices. But far more support is needed, both from Iranian authorities and the international community.

By speaking with activists on the ground and assessing a number of the initiatives they have developed in digital spaces, we aim to help provide some direction for Iranian and international organisations as they develop capacity building initiatives to support the great work being done by civil society organisations in Iran.

‘Stop FGM in Iran’ is a campaign aiming to eradicate the practice of FGM in Iran by educating the public about its disastrous effects upon girls’ and women’s physical and mental health. The website is aimed at providing information to the general public, and showcasing the organisation’s work to potential donors and supporters.

The website contains a variety of information about the practice of FGM, as well as information about the organisation’s events and seminars, stories from victims of FGM, and materials to draw public attention to the issue.

The campaigners argue that more needs to be done in order to completely eradicate the practice of FGM in Iran, through raising public awareness about the negative health impacts and providing government officials with information about its prevalence and practice. Much of the organisation’s own awareness-raising work is achieved through conducting seminars in the four worst affected provinces, and through engaging in face-to-face discussions with local people. The group also carries out documentation work of instances of FGM, which is then integrated into the group’s advocacy and public awareness initiatives.

The site is well-structured, and is well-populated with diverse content ranging from emotive stories to statistical analyses of FGM in Iran. However, a weakness of the site arises in the seemingly low levels of user engagement with most content. Similarly, the group’s Facebook community is only partially engaged with the group’s content. Although many posts manage to inspire a handful of shares, the number of discussions arising from the content appears to be minimal. Additionally, the campaign lacks any clear calls to

action that could serve to mobilise its not inconsiderable following to engage in actions to support the campaign’s objectives.

 The campaign shares a Telegram channel with the Stop Early Marriage in Iran campaign. This channel shares website content from each of the two campaigns it features, alongside relevant news articles, images, and documentation.

ناقص‌سازی اندام جنسی زنان و دختران، ‘کودک‌آزاری’ است

ناقص‌سازی اندام جنسی زنان و دختران، ‘کودک‌آزاری’ است

رییس صندوق جمعیت سازمان ملل متحد، ناقص کردن اندام جنسی یا ختنه زنان را “کودک‌آزاری” خوانده است.

این اولین بار است که سازمان ملل متحد از عبارت “کودک‌آزاری” برای توصیف ناقص‌سازی اندام جنسی دختران استفاده می‌کند در حالی که این عمل معمولا “نقض حقوق بشر” توصیف می‌شود.

باباتوند اوسوتیمهین ، رییس صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در مصاحبه‌ای با بی‌بی‌سی گفته است هیچ عذری برای بریدن قسمتی از بدن هیچ شخصی پذیرفته نیست و این عمل باید متوقف شود.

گروه‌های فعال در زمینه حقوق زنان استفاده از واژه ختنه را رد می‌کنند و این عمل را مثله کردن و ناقص‌سازی اندام جنسی زن می‌خوانند.

اندام جنسی بیش از ۲۰۰ میلیون زن و دختر در سراسر جهان ناقص شده و بخش‌هایی از آن بریده شده است.

این زنان قربانی یکی از چهار نوع ختنه بوده‌اند. سالانه حدود دو میلیون نفر نیز به این تعداد اضافه می‌شود.

ختنه دختران بسته به نوع فرهنگ در سنین مختلف انجام می‌شود، اما عمدتا بین ۴ تا ۱۲ سالگی است. در برخی فرهنگ‌ها هم دختران در نوزادی یا درست قبل از ازدواج ختنه می‌شوند.

بر اساس گزارش رسمی سازمان ملل ناقص‌سازی اندام جنسی زنان در ۳۰ کشور جهان معمول است و عمدتا در بخش غربی، شرقی و شمالی آفریقا، برخی مناطق خاورمیانه و آسیا انجام می‌شود. این عمل در میان برخی از گروه‌های مهاجر مقیم اروپا، آمریکا شمالی و استرالیا نیز رایج است.



نامه جمعی از کنشگران مبارزه با ناقص سازی جنسی زنان به رسانه ها

نامه جمعی از کنشگران مبارزه با ناقص سازی جنسی زنان به رسانه ها

خطاب به رسانه ­ها

خبرگزاری ­ها/ تلویزیون/ تارنماها/ رادیو

ما گروهی از کنشگران هستیم که در زمینه افزایش آگاهی نسبت به موضوع ناقص سازی جنسی زنان[۱] فعالیت می­کنیم. بنا بر آخرین گزارش یونیسف، ۲۰۰ میلیون زن از این نقص عضو در عذاب هستند و تخمین شده است که ۸۶ میلیون دختر از نسل آتی با خطر نقص عضو جنسی مواجه هستند. ما از تمام رسانه های محلی و بین المللی خواستاریم تا با پیوستن به گروه کنشگران، ما را در ارتقای دانش عمومی یاری رسانند.

برای مدت زمان طولانی، رسانه­ ها پیرامون ناقص سازی جنسی زنان و خشونت های مبتنی بر جنسیت صحبت نمی کردند و فعالیت های خود در این زمینه ها را تنها به زمانی اختصاص داده بودند که حادثه ناگواری روی می داد. رسانه ها باید بدون داوری درک و دانش عمومی را آسان سازی کنند و تابوی ناقص سازی جنسی زنان را بشکنند. هر مقاله ای که به تحریر در می آید به نجات یک دختر کمک می کند و والدین (به ویژه پدران) را آگاه می کند که این بی رحمی  و بی توجهی از کجا مرسوم شده است. ما نمی توانیم بدون کمک رسانه ها ناقص سازی جنسی زنان را متوقف کنیم.

ما در حال برنامه ریزی یک رویکرد چندگانه برای پایان دادن به یک سنت ضد زن هستیم.

ما می خواهیم برای تعامل با جوانان، مسابقات نگارش مقاله، طراحی پوستر و ساخت فیلم کوتاه داشته باشیم.

ما می خواهیم والدین را آگاه کنیم و دانش جوامع را ارتقا دهیم.

ما می خواهیم متخصصین را درگیر کنیم (مربیان، پزشکان، روزنامه نگاران و هنرمندان)

ما می خواهیم سران مذهبی را هدف قرار دهیم، از آنها بخواهیم تا مردم را قانع کنند که ناقص سازی جنسی زنان فرمان مذهبی نیست.

ما از دولت ها خواستار ممنوع کردن ناقص سازی جنسی زنان هستیم.

اما ما می خواهیم تمام رسانه با انتشار مقالات آموزنده خاص همکاری خود را با ما آغاز کنند.

با کمک رسانه ها، کنشگران هندی توانستند تغییرات اساسی را رقم بزنند در جایی که نوع یک ناقص سازی جنسی در میان شیعیان داوودی بهره رایج است. تمام بهره ای های این شبه قاره، حتی روحانیون، متعهد شده اند برای نجات دختربچه ها اقدامات اساسی انجام دهند.

ما می دانیم که ناقص سازی جنسی زنان در جوامعی که این عمل انجام می گیرد یک تابوست. مردمی که نادرست از این عمل حمایت می کنند بر این باورند که ناقص سازی جنسی زنان بخشی از فرهنگ جامعه آنها و فرمانی مذهبی است و راهی درست برای تبدیل دختربچه ها به زنانی متأهل است. بنابراین شناخت موقعیت اجتماعی زنان در جوامعشان قدمی الزامیست. برخی از خانواده ها بر این تصور هستند که تمام دختران باید از این مرحله عبور کنند و برخی هم به این دلیل این عمل را انجام می دهند که اگر ناقص سازی جنسی صورت نگیرد شرم آور خواهد بود و بسیاری از والدین هم به این دلیل که مطمئن شوند بکارت دخترانشان تا قبل از ازدواج بدون آسیب می ماند و بعد از ازدواج نیز به شوهرانشان وفادار خواهند ماند بر انجام این عمل پافشاری می کنند.

براساس تمام قوانین بین المللی و برخی قوانین ملی موجود، ناقص سازی جنسی زنان به دلایل بسیاری کودک آزاری محسوب می شود: بدون رضایت دختر انجام می شود، هیچ سودی ندارد، محکومیت مادام العمر زنان به تحمل یک زندگی همراه با دردهای جسمی و روانی و حتی گاهی مرگ.

بسیاری از کشورها قوانینی برای منع ناقص سازی جنسی زنان تصویب کرده اند اما قانون به تنهایی نمی تواند رواج این عمل را در جوامع از بین ببرد. ما بر این باور هستیم که ناقص سازی جنسی زنان محصول فرهنگ است و نیازمند تغییرات فرهنگی است. هر جامعه ای باید این تغییرات را بپذیرد.

تغییرات فرهنگی در زمان های کوتاه یا بلند اتفاق می افتد. این مردم هستند که فرهنگ را می سازند. شیوه های کهنه از بسیاری از فرهنگها ریشه کن شده است. این تغییرات در داخل و خارج فشارها و قوانین صورت می گیرد اما از همه تأثیرگذارتر آموزش است. در این شرایط خاص، رسانه ها می توانند نقش مهمی در به اشتراک گذاشتن داستان های مثبت و ابتکارات داشته باشند تا چنین تجربه هایی تنها از طریق مروجین سازمان های غیردولتی و بین المللی در اختیار مردم قرار نگیرد.

رسانه های محلی و بین المللی باید معرفی این معضل را نمایندگی کنند. هر فرد در جامعه (در کشور خود یا خارج از آن) باید فرصتی داشته باشد تا بتواند داستان های زندگی اش را برای شناخت بیشتر دیگران منعکس کند. ما همچنان باید بتوانیم داستان هایی را بخوانیم که منعکس کننده تجربه های جدید هستند. جامعه دارای حرکتی دوّار است که مردم مدام با ایجاد فعل و انفعالات جدید آن را به حرکت در می­آورند، همچنین چهره جوامع چندلایه و چندوجهی است. هیچ کس نباید جعلی و معاف نمایش داده شود. کثرت باید ذره بینی روی واقعیت های به تصویر کشیده شده باشد.

ما از رسانه ها درخواست داریم تا صدای بی صداها شود و داستان های افرادی را به اشتراک بگذارد که مستقیم یا غیرمستقیم با تجربه ناقص سازی جنسی زنان در ارتباط هستند (نه تنها زنان بلکه مردان هم). با گشایش گفتگویی عمومی در این زمینه، سطح آگاهی عمومی افزایش خواهد یافت. همچنین ما باور داریم که از طریق رسانه ها می توان رهبران جهان را هدف قرار داد تا در برابر ناقص سازی جنسی زنان بایستند و برای توقف آن راه حلی پیدا کنند و نسل ها را با آموزش توانمند سازند تا به این نوع از آزار جنسی نه بگویند.

امضا کنندگان:

Tasleem – India (Activist) تسلیم- کنشگر هندی

Tesfaye Maleku – Ethiopia (activist)تسفایه ملکو- کنشگر اتیوپیایی

Valentina Mmaka – Kenya/South Africa (Artist- activist)ولنتینا مکا- هنرمند و کنشگر کنیا و آفریقای جنوبی

John Wafula – Kenya  (activist)جان وافولا- کنشگر کنیایی

Mamboleo – Kenya (artist-activist)مامبولئو- کنشگر و هنرمند کنیایی

Diana Kendi – Kenya (media)دیانا کندی- کنیا

Jane Gatwiri – Kenya (media)جین گتویری- کنیا

Christina Keller Hufnagel – Germany (activist)کریستینا کلر هوفناگل- کنشگر آلمانی

Kameel Ahmady – Iran (activist researcher)کامیل احمدی- کنشگر و پژوهشگر ایرانی

Francis Baraka – Kenya (artists-activist)فرانسیس باراکا- هنرمند و کنشگر کنیایی

Rena Herdiyani – Indonesia (activist)رنا هردیانی- کنشگر اندونزیایی

Samuel Gachagua – Kenya (activist)ساموئل گچگوئا- کنشگر کنیایی

Mariya Taher – India/USA (researcher – activist)ماریا طاهر- پژوهشگر و کنشگر هند/ امریکایی

Nwachukwu Kelechukwu – Nigeria (activist)نواچوکوا کلچوکوا- کنشگر نیجریه ای

Tony Mwebia – Kenya  (activist)تونی موبیا- کنشگر کنیایی

Rayehe Mozafarian – Iran (activist,researcher,campaigner)رایحه مظفریان- کنشگر، پژوهشگر و کمپینر ایرانی


[۱]. ناقص سازی جنسی زنان برداشت کامل یا بخشی از اندام جنسی زنان است:



تلاش برای ترمیم بدن زنان بعد از «ختنه»

تلاش برای ترمیم بدن زنان بعد از «ختنه»

تلاش برای ترمیم بدن زنان بعد از «ختنه»

ترجمه: مریم نظری//

هشدار: ممکن است این مطلب برای برخی از خوانندگان آزاردهنده باشد.

1415697278410_wps_12_A_picture_shows_ceramic_pامروز ۶ فوریه، روز جهانی مبارزه با ناقص‌سازی جنسی زنان است.

آمار دقیقی از تعداد دخترانی که در ایران ختنه می‌شوند، در دست نیست.

اما باخواندن این گزارش،جای خالی کسانی که اقدام به درمان و ترمیم بدن زنان ختنه‌شده در ایران کنند، آشکارتر می‌شود.


حدود ۳۰ مایلی سیراکیوز در نیویورک شهری کوچک وجود دارد به‌نام فولتن؛ شهری با ۱۳ هزار نفر جمعیت، ۶ مدرسه، بدون بیمارستان و یک پزشک که عمل جراحی بازسازی بدن زنانی را که ناقص‌سازی جنسی شده‌اند به‌رایگان انجام می‌دهد.

مرجان علی، که خواسته است اسمش را برای شناخته نشدن تغییر دهیم، زنی ۲۶ ساله از بروکلین نیویورک و اصالتا اهل کشور افریقایی مالی است. او مجرد است و دانشجوی پرستاری و ۶ روز در هفته کار می‌کند. سال گذشته، بعد از حدود سه سال تردید، نهایتا تصمیم گرفت که به فولتون بیاید. مرجان زنی بلندقامت با پوستی تیره است. چشم‌های درشتش به‌آرامی حرکت و همه جزییات اطرافش را ثبت می‌کند. علی‌رغم صدای نجواگونه و آرامش، زندگی پر تلاطمی داشته است. او والدین سنتی محافظه‌کار و محیط سرکوب‌گر مالی را ده سال پیش ترک کرده است.

مرجان در یکی از روزهای سرد دسامبر به فولتن آمد؛ روزی که به‌علت طوفان پروازهای زیادی لغو شده بودند. اما پس از سال‌ها برنامه‌ریزی نمی‌توانست تصور کند که برنامه‌اش به‌دلیل بدی آب‌وهوا به هم بریزد. برنامه سفت‌وسختی داشت و باید سر وقت به بروکلین نیویورک بازمی‌گشت، قبل از اینکه کسی متوجه غیبتش شود. هیچ‌کس نمی‌داند که او به اینجا آمده است.


ناقص‌سازی جنسی زنان فرایندی است که در آن بخشی از اندام تناسلی دختران بریده می‌شود. این فرایند از نظر شدت انواع مختلفی دارد: از بریدن بخشی از لب کوچک تناسلی تا بریدن کامل لب کوچک یا بزرگ و یا هر دو. در این موارد، ختنه‌کننده چیزی جز یک سوراخ کوچک، که با بافت آسیب‌دیده احاطه شده است، باقی نمی‌گذارد. شایع‌ترین نوع ناقص‌سازی جنسی زنان بریدن کلیتوریس است. دختربچه‌هایی که این عمل روی آنها صورت می‌گیرد در حالی بزرگ می‌شوند که عوارض شدیدی در شرایط مختلف زندگی‌شان (همچون خونریزی ماهانه، دخول جنسی، بارداری و زایمان) سلامت آنها را تهدید می‌کند.

براساس تخمین سازمان بهداشت جهانی بین ۱۰۰ تا ۱۴۰ میلیون زن در سراسر جهان از عواقب ناقص‌سازی جنسی رنج می‌برند. حداقل ۳۰ میلیون دختربچه زیر پانزده سال در خطر ناقص‌سازی جنسی‌اند. اما آنچه بیشتر تعجب‌آور است این است که، براساس آمار مراکز کنترل و پیشگیری بیماری‌ها، تقریبا ۲۵۰ هزار نفر از این دختران در امریکا زندگی می‌کنند. بیمارستان زنان برینگام معتقد است این آمار ۲۲۸ هزار نفر است که حدود ۳۸ هزار نفر در کالیفرنیا، ۲۶ هزار نفر در نیویورک و ۱۹ هزار نفر در نیوجرسی هستند.

با وجود اینکه سازمان ملل و سازمان‌های غیرانتفاعی مستقل بسیاری در سراسر جهان برای افزایش آگاهی در زمینه ناقص‌سازی جنسی زنان و کاهش تعداد افراد تحت ریسک تلاش می‌کنند، قربانیان ناقص‌سازی جنسی تقریبا هیچ منبع و مرجعی ندارند. آنها باید با عوارض آنچه بر آنها رفته است زندگی کنند. این را دکتر هارولد هنینگ می‌گوید؛ پزشکی که در فولتن کار می‌کند و مرجان به‌خاطر او به اینجا آمده است.


دکتر هارولد هنینگ ۵۸ ساله در ویچیتای کانزاس به دنیا آمده و بزرگ شده است. او در دانشگاه کانزاس پزشکی خوانده و اکنون بیش از سی سال است که پزشک متخصص زنان و جنین‌شناسی است. او بعد از اینکه برادرش را در یک حادثه هوایی از دست داد، تصمیم به بازنگری زندگی‌اش و تغییر مکان گرفت و سرانجام به فولتن آمد. او بسیار فعال است، می‌دود، شنا می‌کند و تنیس بازی می‌کند. بیش از ۱۲ جایزه پزشکی نیز در اتاق کارش دارد.

او پزشک زنان و زایمان است و یک روز از هفته‌اش را به نجات‌یافتگان ناقص‌سازی جنسی زنان اختصاص داده است. تصمیمش برای انجام عمل بازسازی کلیتوریس داستان جالبی دارد که به‌اعتقاد او به دینی جنجالی به‌نام راییلیسم بازمی‌گردد. کلود رلیون مردی فرانسوی است که اکنون به‌نام راییل شناخته می‌شود و بنیانگذار مکتب راییلیسم در سال ۱۹۷۳ است. راییلیان معتقدند بیگانه‌ای به‌نام الوهیم (خدا در زبان عبری) انسان را بر زمین گذاشت و ۴۰ پیامبر برای گسترش پیامش فرستاد که این پیام در ترجمه‌ها تقریبا گم شده است. او از سال ۲۰۰۳ به این مذهب علاقه‌مند می‌شود و در جلسات آنها در سراسر امریکا شرکت می‌کند. در یکی از این جلسات در لاس‌وگاس درباره ناقص‌سازی جنسی زنان می‌آموزد. سپس با موسسه کلیتوریید (ClitorAid) آشنا می‌شود که سازمانی غیرانتفاعی است و راییل آن‌را بنیان گذاشته و هدفش توانمند‌سازی زنان قربانی ناقص‌سازی جنسی است. گری، از مدیران این سازمان، می‌گوید: « قطعا سازمان ملل و سازمان‌های مختلف بسیاری برای جلوگیری از این عمل تلاش می‌کنند، اما کسی به فکر زنانی نیست که اکنون قربانی این رسم شده اند.» این سازمان بعد از جست‌وجو درباره زنان قربانی و شرایطی که بتواند وضع آنها را بهبود دهد درمی‌یابد که پزشکی به‌نام پییر فولدس در فرانسه روشی برای بازسازی کلیتوریس یافته است و این جراحی را برای زنان قربانی ناقص‌سازی انجام می‌دهد. دکتر هنینگ می‌گوید: «وقتی این را شنیدم، گفتم به نظر می‌رسد این کاری است که من هم می‌توانم بکنم. از نظر تکنیکی خیلی دشوار به نظر نمی‌رسد.» بنابراین به‌عنوان یکی از داوطلبان در سازمان کلیتوریید، که به این کار اختصاص دارد، مشغول فعالیت شد.

علاوه بر دکتر هنینگ، دکتر مارسی بوئر از کالیفرنیا نیز از دیگر داوطلبان است که البته به مذهب راییلیان تعلق ندارد. می‌گوید: «من به‌عنوان متخصص زنان تعدادی از زنانی را دیده بودم که قربانی ناقص‌سازی شده بودند و با آنها کار کرده بودم. برای همین بلافاصله بعد از اینکه گری از من خواست با آنها همکاری کنم، قبول کردم.» او سپس به فرانسه رفت و تحت نظر دکتر پییر فولدس، که مبدع جراحی بازسازی کلیتوریس بود، آموزش دید. سپس آموزش این شیوه جراحی را به دکتر هنینگ شروع کرد.

در طول چند سال کلیتوریید در تلاش بوده تا برای زنان در بوبو، واقع در بورکینافاسو، بیمارستان بسازد. بانوی اول این کشور نیز از این پروژه حمایت می‌کرد. این بیمارستان قرار بود در مارس ۲۰۱۴ افتتاح شود و نامش کامکاسو (خانه زنان) باشد، ولی چند روز قبل از افتتاح بانوی اول حمایتش را قطع کرد و اجازه افتتاح بیمارستان صادر نشد.

هنینگ، بوئر و دو دکتر بیهوشی بعد از اینکه افتتاح بیمارستان کنسل شد، به بوبو رسیدند. بعد از اینکه پزشکی محلی به آنها اجازه داد تا از تجهیزاتش استفاده کنند، آنها موفق شدند در سه روز ۲۹ عمل برای بازسازی کلیتوریس زنان قربانی انجام دهند، اما دولت بورکینافاسو مجوز کار آنها را لغو کرد و اجازه ادامه کار به ایشان نداد. بهانه هم این بود که آنها مراحل اداری را طی نکرده‌اند، اما هنینگ و بوئر معتقد بودند ماجرا زیر سر کلیسای کاتولیک و وابستگی سازمان کلیتوریید به مذهب راییلیسم است.

بوئر می‌گوید علی‌رغم اینکه اجازه باز شدن بیمارستان را ندادند، به کارش ادامه می‌دهد و این عمل را انجام می‌دهد. او می‌گوید با انجام دادن این عمل نه‌تنها کلیتوریس و احساس جنسی را به این زنان بازگردانده، بلکه شاهد بوده که با دسترسی به اطلاعات و آموزش نظر زنان و مردان در این باره تغییر کرده و نرخ انجام ناقص‌سازی جنسی کاهش یافته است. «ابتدا که در سال ۲۰۰۷ کار با کلیتوریید را شروع کردم، این امید را نداشتم، اما اکنون امیدوارم توقف کامل ختنه را در زندگی‌ام ببینم.»

هنینگ می‌گوید این عمل تنها قدم اول برای بهبود زنان قربانی است. «من همواره به بیمارانم می‌گویم که باید به متخصص سکس مراجعه کنند، چون این زنان در سنین بسیار کم ختنه شده‌اند و هیچ حسی را کامل درک نکرده‌اند؛ بنابراین الان ممکن است احساس برانگیختگی را با درد اشتباه بگیرند و گیج شوند.»

هنینگ از مشکل عدم حمایت اطرافیان از این زنان می‌گوید. یکی از بیماران او عملش را لغو کرد، چون اطرافیانش حاضر نشدند او را در این راه همراهی کنند. اکثر این زنان به‌تنهایی و بدون همراه این عمل را انجام می‌دهند.

هنینگ برای کارش هیچ پولی نمی‌گیرد و بیماران تنها باید هزینه اتاق عمل را خودشان بدهند که حدود ۵۰۰ تا ۳۰۰۰ دلار است. البته اگر بیمار بیمه داشته باشد، بیشتر این هزینه را بیمه متقبل می‌شود.


مرجان ۶ ساعت دیر به مطب هنینگ رسید، اما هنینگ همچنان منتظر او بود. مرجان در حالی که با آستین‌هایش بازی می‌کند می‌گوید: «اکثر آدم‌ها برای زندگی بهتر به امریکا می‌آیند، اما من برای آزادی به اینجا آمدم. جایی که من بودم فقط می‌شد مدرسه بروم و خانه باشم. من زندگی متفاوتی می‌خواستم. می‌خواستم کار کنم.»

ختنه مرجان به یکی از رایج‌ترین شیوه‌های ناقص‌سازی صورت گرفته است که سازمان بهداشت جهانی آن‌را تحت عنوان ناقص‌سازی نوع دوم می‌شناسد. او هیچ کلیتوریسی ندارد. مرجان فکر می‌کند موقع ختنه دو ساله بوده است. قبلا فکر می‌کرد آناتومی بدنش طبیعی است؛ البته می‌دانست که ختنه شده، اما چون تقریبا همه دختران در مالی ختنه می‌شوند، نمی‌دانست دقیقا چه فرقی با بقیه دارد.

در ۲۲ سالگی، وقتی تازه به امریکا آمده بود، متوجه شد معنی اینکه یک زن «ختنه» شده است چیست. او می‌گوید در یکی از کلاس‌های انگلیسی، که قرار بود درباره سایر فرهنگ‌ها صحبت شود، استاد درباره ناقص‌سازی جنسی زنان حرف زد و مستندی در این باره نشان داد. «حس کردم چیزی در سرم منفجر شد. آن موقع بود که فهمیدم ختنه بریدن کلیتوریس است و من ختنه شده‌ام.»

او از مراسم ختنه خودش چیزی یادش نیست، چون خیلی کوچک بوده، اما یادش می‌آید که یک بار مهمانی بزرگی برپا شد و همه می‌رقصیدند و دختران کوچک فامیل با لباس‌ها و آرایش موی یکسان شرکت کرده بودند و همه آنها را در همان مهمانی ختنه کردند. در مالی زنان ختنه‌نشده ناپاک دانسته می‌شوند و مورد تمسخر قرار می‌گیرند و احتمالا نمی‌توانند به‌خوبی ازدواج کنند.

هدف از ختنه این است که تمایلات جنسی زن را کم کنند و درواقع قبل از اینکه زن به سن فعالیت جنسی برسد آن را به‌کل از بین ببرند.

مرجان در همان کلاس درباره جراحی بازسازی کلیتوریس آموخت. او می‌گوید یکی از بچه‌های کلاس این نکته را گفت که امکان بازسازی کلیتوریس از طریق جراحی برای زنان قربانی ایجاد شده است. «من نمی‌توانستم صبر کنم که به خانه و اینترنت برسم تا در این باره بیشتر بخوانم.» او ابتدا در سال ۲۰۱۱ با سازمان کلیتوریید تماس گرفت، اما آن زمان هنوز دکتر هنینگ از دکتر بوئر برای انجام دادن جراحی آموزش لازم را ندیده بود؛ بنابراین تنها گزینه‌اش رفتن به کالیفرنیا بود که برایش بسیار سخت و ترسناک بود و به همین دلیل وقت ملاقاتش را با دکتر بوئر لغو کرد.

سرانجام در پایان سال ۲۰۱۳ او توانست دوباره از دکتر هنینگ وقت بگیرد.


دکتر پییر فولدس عمل بازسازی کلیتوریس را حدود ۲۰ سال قبل ابداع کرد. او نتیجه کارش را در سال ۲۰۱۲ در نشریه معتبر لنست منتشر کرد. بین سال‌های ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۹ او بیش از ۳۰۰۰ جراحی روی زنان قربانی ناقص‌سازی انجام داد. در بین این  ۳۰۰۰ زن تنها ۸۶۶ زن نیاز داشتند که یک سال بعد از جراحی دوباره برای مشکلاتشان به دکتر مراجعه کنند و بقیه بدون هیچ مشکلی زندگی جنسی و لذت جنسی بدون درد را تجربه می‌کردند.

جراحی نسبتا ساده است. کلیتوریس بسیار بزرگ‌تر از آن بخشی است که در ظاهر قابل دسترس است. کلیتوریس غیربرانگیخته ممکن است تا حدود ۹ سانتی‌متر طول داشته باشد؛ بنابراین بیشتر آن داخل بدن فرد است و بدون جراحی قابل دسترسی نیست. به همین دلیل زیر بافت‌های زخمی زنانی که ناقص‌سازی جنسی را تجربه کرده‌اند هنوز بخش بزرگی از کلیتوریس باقی مانده است.

برای بازگرداندن کلیتوریس، پزشک بافت‌های زخم‌خورده زنان را باز می‌کند و بخشی از کلیتوریس را بیرون می‌کشد و در جای خودش قرار می‌دهد و می‌دوزد. دوره نقاهت این عمل طولانی و دردناک و دشوار است. چند ماه طول می‌کشد تا پوست دور بخش جدید و بازسازی‌شده کلیتوریس قرار بگیرد. در این دوره زنان به‌شدت حساس‌اند و سختی می‌کشند. فولدس می‌گوید نمی‌تواند ارگاسم را تضمین کند، اما احتمال بازگشت احساسات و لذت جنسی بسیار بالاست.

هنوز این عمل در امریکا زیاد انجام نمی‌شود، چون انجمن سلامت زنان معتقد است پژوهش کافی در این ‌باره صورت نگرفته. با وجود این انجام دادن این عمل کاملا قانونی است. دکتر فولدی ۱۱ پزشک را در سراسر دنیا برای این عمل آموزش داده، از جمله دکتر بوئر که تاکنون این عمل را روی ۸۵ نفر انجام داده است.


برگردیم به مطب هنینگ. اولین سوالی که مرجان از هنینگ پرسید این بود که چرا این کار را می‌کند و چرا رایگان.

هنینگ گفت: «به این دلیل که شما به‌خواست خود ختنه نشدید؛ این کار با شما شده است. اگر من بتوانم کمکتان کنم و بابت آن از شما پول بگیرم، برایم مثل این است که از بدشانسی شما سود ببرم که خب کار درستی نیست.»

مرجان، در حالی‌که به پشتی صندلی‌اش تکیه داده بود، صاف نشسته بود و بادقت گوش می‌داد و می‌خواست مطمئن باشد هرچه را هنینگ می‌گوید کاملا درک می‌کند.

همین‌طور که مشاوره پیش می‌رفت، بحث به لذت و احساسات جنسی رسید. مرجان گفت: «فکر نمی‌کنم هیجاناتی را که بقیه حس می‌کنند، من حس کنم» و از عدم علاقه‌اش به سکس گفت.

هنینگ جواب داد: «چون توانایی این احساسات وقتی بسیار کوچک بودی از تو گرفته شده است.» و برای مرجان مراحل جراحی را توصیف کرد و به او گفت در چند ماه آینده باید انتظار چه مسائل و احساساتی را داشته باشد.

مرجان می‌گوید وقتی عمل تمام شود، می‌خواهد درباره سازمان کلیتوریید در فیس‌بوک اطلاعاتی منتشر کند. فکر می‌کند اگر گهگاه در این‌باره لینکی منتشر کند توجه بقیه به موضوع جلب می‌شود، ولی در عین حال موضوع را به او ربط نمی‌دهند. به‌نظر او زنان کمی در این باره اطلاع دارند.

در خلال مشاوره، هنینگ به مرجان عوارض جراحی را توضیح داد. مرجان که خود درباره این عمل و کارکرد و احتمال موفقیتش در بازسازی کلیتوریس و بازگرداندن حس لذت جنسی جست‌وجوی گسترده‌ای کرده بود، سرش را به‌علامت تایید تکان می‌داد. هنینگ سپس عکس‌های قبل و بعد از عمل برخی بیمارانش را نشان داد تا مرجان در این باره نیز دید کافی داشته باشد. مرجان به صندلی‌اش تکیه داد و بعد با اعتمادبه‌نفس گفت: «نمی‌دانم عمل چگونه پیش می‌رود و چه می‌شود، ولی مهم نیست. می‌دانم که خوشحال خواهم بود.»


در روز عمل مرجان با تاکسی به بیمارستانی رفت که هنینگ منتظرش بود. هیجان‌زده و نگران بود: هیجان از احتمال زندگی‌ای جدید بعد از عمل و نگرانی از اینکه عمل آن‌گونه پیش نرود که برنامه‌ریزی شده بود.

هنینگ از بیماران می‌خواهد که روز جراحی با خانواده یا دوستی بیایند؛ بیمارستان هم همین‌طور. مرجان می‌گوید دوستی با اوست، اما در واقعیت این‌گونه نیست: «من واقعا می‌خواهم این ماجرا مخفی بماند.» او همچنین نگران عوارض عمل است: «اگر اتفاقی بیفتد، هیچ‌کس نمی‌داند من کجا هستم و چه می‌کنم.»

بعد از اطمینان خاطر دادن به مرجان که اتفاق بدی نمی‌افتد و مشکلی در خانه‌اش و تنهایی‌اش پیش نمی‌آید، هنینگ عمل را آغاز می‌کند. عمل ۵ ساعت طول کشید و بعد هم چند ساعتی طول کشید تا مرجان به هوش آمد. حالا او برای اولین بار واژن کامل دارد.

هنینگ دستورالعمل‌های بعد از عمل را برای او آماده کرده است. با او درباره کارهایی حرف می‌زند که باید انجام دهد تا زودتر خوب شود. به او کاغذی می‌دهد که دستورالعمل‌های مرخص شدن در آن نوشته شده است: تا ۲۴ ساعت کیسه یخ را به‌تناوب بیست دقیقه‌ای در محل جراحی بگذارید. بعد از هفت روز می‌توانید حمام کنید. پماد ویتامین آ و دی را به‌مدت دو هفته به محل زخم بزنید.

حتی با وجود همه دستورالعمل‌ها مرجان می‌گوید برای این همه درد آماده نبوده است. سه ماه بعد او وقایع را به یاد می‌آورد: ‌«چند شب اول نمی‌توانستم بخوابم. درد غیرقابل تحمل بود. حتی نتوانستم تا چند روز سر کار بروم.» اما قسمت‌های دشوار اکنون گذشته است. با جوش خوردن محل زخم و رویش پوست روی آن کلیتوریس جدید مرجان شکل گرفته و زندگی‌اش به شکل سابق برگشته است. علی‌رغم توصیه هنینگ، او هنوز به متخصص سکس مراجعه نکرده است و می‌گوید سکس واقعا برایش در اولویت نیست.

مرجان امیدوار است که عملش نتیجه‌ای مثبت بر زندگی‌اش داشته باشد و دیگر، برخلاف سابق، وقتی درباره ناقص‌سازی جنسی زنان سخن گفته می‌شود، غرق حس شرمساری نشود. او دیگر دختری قربانی نیست، زنی است که کنترل زندگی‌اش را به دست گرفته است. حتی چند هفته بعد از عمل وقتی هنوز زخم‌ها تازه بودند و درد زیاد و غیرقابل تحمل بود، مرجان دید مثبتش را حفظ کرده بود و در ایمیلی نوشت: «هنوز خیلی حساسم، ولی خیلی خوشحالم.»



جرم انگاری ناقص سازی جنسی زنان در ایران و ابراز نگرانی کمیته حقوق کودک

جرم انگاری ناقص سازی جنسی زنان در ایران و ابراز نگرانی کمیته حقوق کودک

جرم انگاری ناقص سازی جنسی زنان در ایران و ابراز نگرانی کمیته حقوق کودک

رایحه مظفریان

مدرسه فمینیستی: دست‌کم ۲۰۰ میلیون زن و دختر در سراسر جهان قربانی ختنه زنان شده‌اند. این تعداد ۷۰ میلیون نفر بیشتر از آمار سال ۲۰۱۴ است. به دلیل همین آمار شوکه کننده، بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل در نیویورک امسال به مناسبت روز جهانی عدم مدارا با ختنه زنان، گفته که هیچ‌گاه پایان دادن به این اقدام این‌چنین فوری نبوده است. ششم فوریه / ۱۷ بهمن‌ماه روز جهانی مبارزه با ختنه زنان است. بر اساس گزارش‌های جهانی، در هر ۱۰ ثانیه در جهان دختری ختنه می‌شود. در سالهای تلاش فعالان این عرصه در سراسر جهان ۳۰ کشور در لیست کشورهای ختنه کننده جای گرفته اند که اندونزی امسال موفق شد یونیسف را متقاعد کند تا در این لیست جای بگیرد اما فعالان حقوق کودک و زنان در ایران و بیش از ده کشور دیگر از جمله پاکستان، هند، مالزی، کشورهای حاشیه خلیج فارس، عراق، عربستان سعودی و غیره هنوز نتوانسته اند دولت ها و سازمان های مهمی مانند یونیسف را متقاعد کنند.


سال گذشته کمپین گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان و ازدواج کودکان در ایران گزارشی از وضعیت ازدواج کودکان و ختنه دختران به کمیته حقوق بشر سازمان ملل ارائه داد.(۱) در این گزارش علاوه بر ارائه آمارهای دقیق، به مواد قانونی و نقض آن به طور مفصل پرداخته شده است.

چند روز پیش کمیته حقوق کودکان سازمان ملل علاوه بر انتقاد از ایران در زمینه افزایش اعدام و ازدواج دختران با اشاره به مواد قانونی ارائه شده در گزارش کمپین از عدم توجه ایران به وضعیت ختنه دختران نیز ابراز نگرانی کرد. این کمیته در یک گزارش بیست صفحه ای به موارد دیگری از نقض حقوق کودک در ایران نیز اشاره کرده است.

در بخشی با عنوان اعمال آسیب زا آمده است که بنابه ماده‌ی ۶۶۴ (بعد از اصلاح قانون، ماده ۶۶۳ به ۶۶۴ تغییر پیدا کرد) قانون مجازات اسلامی ناقص سازی جنسی زنان نوعی خشونت است که همچنان در مناطقی از ایران، هرمزگان و منطقه های کردنشین، انجام می گیرد. همچنین بنابر اجلاس عمومی شماره ۱۸ در سال ۲۰۱۴ با عنوان شیوه های مضر، به طور مشترک با کمیته رفع تبعیض علیه زنان بنا شد اقداماتی موثری در جهت اجرایی شدن ماده ۶۶۴ و جلوگیری از ناقص سازی جنسی زنان در سراسر کشور صورت بگیرد.

در ماده‌ی ۶۶۴ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ نیز آمده است که: “قطع و از بین بردن هر یک از دو طرف اندام تناسلی زن، موجب نصف دیه‌ی کامل زن است و قطع و از بین بردن بخشی از آن، به همان نسبت دیه دارد.” در این حکم فرقی میان باکره و غیر باکره، خردسال و بزرگسال، سالم و معیوب از قبیل رتقاء و قرناء نیست.

علاوه بر این ماده، مواد دیگری از همین قانون هم به مباحث مشابهی پرداخته اند: 
- ماده‌ی ۷۰۴: از بین بردن قدرت انزال یا تولید مثل مرد یا بارداری زن و یا از بین بردن لذت مقاربت زن یا مرد، موجب ارش اشت. 
- ماده‌ی ۷۰۷: از بین بردن کامل قدرت مقاربت، موجب دیه‌ی کامل است. 
- ماده‌ی ۷۰۸: از بین بردن یا نقص دائم یا موقت حواس یا منافع دیگر مانند لامسه، خواب و عادت ماهانه و نیز به وجود آوردن امراضی مانند لرزش، تشنگی، گرسنگی، ترس و غش، موجب ارش است. 
- ماد‌ی ۴۴۹: “ارش” دیه‌ی غیرمقدر است که میزان آن در شرع تعیین نشده است و دادگاه با لحاظ نوع و کیفیت جنایت و تاثیر آن بر سلامت مجنی‌علیه و میزان خسارت وارده با در نظر گرفتن دیه‌ی مقدر و با جلب نظر کارشناس میزان آن را تعیین می‌کند. مقررات دیه‌ی مقدر در مورد ارش جریان دارد، مگر این‌که در این قانون ترتیب دیگری مقرر شود.

علاوه بر این در سال میلادی گذشته فعالیت های گسترده ای از سمت فعالین علیه تداوم ناقص سازی جنسی زنان صورت گرفت. خلاصه ای از این فعالیت ها: 
- انتشار کتابی با عنوان تیغ و سنت نوشته رایحه مظفریان در داخل ایران 
- راه اندازی کمپینی با عنوان گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان در ایران 
- برگزاری اولین نشست تخصصی با عنوان تیغ و سنت در دانشگاه تهران 
- برگزاری اولین کارگاه بومی در بستک با عنوان ازدواج زودهنگام و ختنه دختران و صحبت با برخی مراجع اهل تسنن 
- برنده شدن جایزه میکروفون طلایی به دلیل ساخت برنامه ای ویژه در مورد ختنه دختران به تهیه کنندگی رویا کریمی مجد در فستیوال برنامه های رادیویی نیویورک 
- پخش فیلم به نام سنت ساخته کامیل احمدی 
- انتشار گزارشی از وضعیت ختنه دختران نوشته کامیل احمدی 
- انتشار مقالات تخصصی و گزارش هایی نوشته پروین ذبیحی، رایحه مظفریان و عثمان محمودی از فعالیت های ملی و منطقه ای 
- ارائه طرح مبارزه با ختنه دختران به مرجع ملی حقوق کودک و معاونت امور زنان ریاست جمهوری 
- امضای پیش نویس طرح اجرایی پیشگیری از ناقص سازی جنسی زنان توسط معاونت امور زنان ریاست جمهوری(۲)

پانوشت ها:

۱ – http://www.stopfgmiran.com/wp-conte…

۲ – http://www.irna.ir/fa/News/81721492/

ردپای ناقص سازی جنسی زنان در میناب

ردپای ناقص سازی جنسی زنان در میناب

ردپای ناقص سازی جنسی زنان در میناب

رایحه مظفریان


میناب یکی از شهرستان‌های شرقی استان هرمزگان واقع در جنوب ایران است. مذهب اصلی مردمان این شهرستان شیعه است در حالی که به دلیل همجواری با شهرستان سیریک تعدادی از اهالی نیز پیرو مذهب سنی هستند.

هما احدی و همکاران، پژوهشی با عنوان “شیوع و میزان آگاهی و نگرش زنان سنین باروری شهر میناب در مورد ختنه زنان” (۱۳۸۱) در حوزه‌ی علوم پزشکی و خدمات بهداشتی-درمانی انجام داده‌اند. در این مطالعه توصیفی-تحلیلی، ۴۰۰ زن ۱۵ تا ۴۹ ساله مراجعه کننده به مراکز بهداشتی-درمانی شهر میناب به روش نمونه‌گیری غیر احتمالی و مبتنی بر هدف گزینش شدند. اطلاعات لازم با استفاده از پرسش‌نامه‌ی پژوهشگر ساخته، سنجش میزان آگاهی و نگرش از طریق مصاحبه‌ی نیمه سازمان یافته و هم‌چنین به کمک فهرست مشاهده جمع آوری شد. داده‌ها با استفاده از آزمون تی، مجذور کای و واریانس یک طرفه تحلیل شد.

یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که شیوع “ختنه” ۷۰ درصد بود که در بین زنان ختنه شده، ختنه‌ی درجه یک۴/ ۸۷ درصد و ختنه‌ی درجه‌ دو ۶ / ۱۲ درصد بود. میانگین نمره‌ی آگاهی در گروه ختنه شده در مورد بهداشت باروری ۶/۱ ± ۱/۲ و گروه ختنه نشده ۷/۱± ۰۵/۳ از ۱۳ نمره و این اختلاف از نظر آماری معنی دار بود (۰۰۱/۰> p ).  میانگین نمره‌ی نگرش گروه ختنه شده ۹/۱۰± ۵/۳۶ و گروه ختنه نشده ۰/۹± ۷/۴۷ و این اختلاف از نظر آماری معنی دار بود (۰۰۱/۰> p ). ب ین آگاهی و درجه‌ی ختنه و بین نگرش و درجه‌ی ختنه ارتباط مثبت معنی دار آماری وجود داشت(۰۰۱/۰> p ).


Xنتیجه‌ی این پژوهش: ضعیف بودن آگاهی و نگرش افراد مورد مطالعه، لزوم آموزش مردم منطقه و اهمیت مراکز بهداشتی-درمانی در افزایش سطح آگاهی و تغییر نگرش‌های مردم را نشان می‌دهد.

پیرو این پژوهش نگارنده سفری به چند روستای این منطقه داشت تا وضعیت رواج ناقص سازی جنسی زنان را در میان اهل تشیع بعد از گذشت ۱۳ سال بررسی کند. مهم‌ترین عامل در ترویج این سنت، حضور زنانی به نام دایه محلی و خواست مادرانی است که هم‌چنان تمایل دارند دختران خود را ختنه کنند. در این میان عوامل بازدارنده‌ی زیادی وجود دارد که می­تواند به توقف این عمل در مناطق کمک کند: عواملی مانند آگاهی بخشی عمومی از طریق رسانه‌ها، پزشکان، معلمان و مهم‌تر از همه پیشوایان مذهبی.

اگرچه ناقص سازی جنسی زنان به درجات مختلف هم‌چنان در شهرستان‌های استان هرمزگان انجام می‌شود ولی برخی از دایه‌های محلی دیگر به انجام این عمل مشغول نیستند. در مصاحبه با برخی از دایه‌ها، آن‌ها اظهار می­کردند که حدود سی سال پیش به انجام این عمل اشتیاق داشتند ولی با حضور پزشکان و ملاهای شیعی، دیگر این عمل رایج نیست اگر چه هم‌چنان از مهارت‌های خود برای مراقبت‌های پیش از زایمان مادران باردار استفاده می‌کنند.

بیش‌تر دایه‌ها شیوه‌ی انجام عمل را با دست نشان می‌دهند و نوک انگشت اشاره را میزان برش کلیتوریس کودک تخمین می‌زنند. شیوع ختنه‌ی دختران در میان اهل تسنن بیش از تشیع است. در روستاهای سنی نشین دختران بیش‌تری هم‌چنان با نام سنت ختنه می­شوند. بیش‌ترین آمار ختنه‌ی دختران در استان هرمزگان مربوط به جزیره‌ی قشم است. در اکثر روستاهای این جزیره حداقل یک دایه وجود دارد که با داشتن تجربه‌ی کافی دختران روستا را در سنین مختلف ختنه می‌کند.


در خلال جستجوها متوجه شدم که همسر راننده که شیعه هم بودند تاکنون دوبار دختر کوچک چهار ساله‌اش را نزد دایه برده است تا او را ختنه کنند و هر دو بار دایه از انجام عمل سر باز زده است چرا که معتقد بوده که اندازه‌ی کلیتوریس دختر کوچک است و هنوز برای انجام عمل آمادگی ندارد.

با همسر راننده و دختر کوچکشان پیش دایه محلی رفتیم. این دایه محلی سنی است و هم‌چنان دختران را ختنه می‌کند. دایه معتقد است اگر چه در قرآن اسمی از ختنه برده نشده است ولی به همان دلیل که پسرها ختنه می‌شوند دختران را نیز باید ختنه کرد. ابزار کار این دایه نیز تیغ می‌باشد. او توضیح می‌دهد که تکه پوست مانند و ابتدایی کلیتوریس را می‌کشد و بخش کوچکی از آن را با تیغی که از قبل خریده است می­برد و به میزان بسیار کمی محل برش خونریزی دارد. سپس محل برش با پنبه‌ی آغوشته به الکل تمیز می‌شود. حدود سه یا چهار روز هم هنگام ادرار محل برش سوزش خواهد داشت. دایه علت ختنه شدن دخترها را این می­داند که آن‌ها بتوانند مسلمان واقعی شوند و قرآن بخوانند و غذا و آبی که از دست آن‌ها گرفته می‌شود، حلال باشد. او دخترهای خودش را نیز ختنه کرده است: “اول دختر خودم بعد دخترهای مردم، اول نوه‌های خودم بعد نوه‌های مردم را ختنه می‌کنم. در منطقه‌ی ما فرقی بین شیعه و سنی نیست و پیروان هر دو مذهب دختران خود را ختنه می‌کنند”. دستمزد این دایه حدود ۵۰۰۰ تومان برای هر بار ختنه کردن یک دختر است. اگر کسی هم توان پرداخت این مبلغ را نداشته باشد، از او پول نمی‌گیرد.

اکثر دایه ها از مادر یا مادربزرگ خودشان یاد گرفته اند چرا که در گذشته پزشک و طبیبی نبوده است. سن ختنه در دختران متفاوت است و این تفاوت به میزان بزرگی و کوچکی کلیتوریس بستگی دارد.

از همسر راننده می‌پرسم به چه دلیل تا این حد برای ختنه شدن دخترش پافشاری می‌کند؟ او توضیح می دهد که به دلیل این که این سنت از دیرباز رسم بوده است او دوست دارد تا دخترش هم مانند خودش ختنه شده باشد. هم‌چنین او معتقد است که این رسم از هوس‌بازی دختران جلوگیری می‌کند. او می‌گوید: “مانند سوزن زدن به فرد مریض، ختنه کردن دختران هم توکل می‌خواهد. باید دل فرد راضی باشد تا توان این را داشته باشد که با تیغ کار کند. تمام خواهرها و خواهرزاده‌های من هم ختنه شده‌اند.”


۶ فوریه‌ی هر سال، روز جهانی پایان دادن به ناقص سازی جنسی زنان نام گرفته است. تاکنون ۲۹ کشور در لیست کشورهایی قرار گرفته‌اند که این عمل در آن‌ها هم‌چنان رواج دارد. هنوز نام ایران و بیش از ۱۰ کشور دیگر در لیست جهانی سازمان بهداشت جهانی و یونیسف قرار نگرفته است. در مناطقی از غرب و جنوب ایران نیز، هم‌چنان دخترانی قربانی نقص عضو جنسی می‌شوند. اما موادی در قانون مجازات اسلامی پیش بینی شده است که می‌توان از آن‌ها برای جرم انگاری مثله کردن دختران استفاده کرد:

ماده‌ی ۷۰۴: از بین بردن قدرت انزال یا تولید مثل مرد یا بارداری زن و یا از بین بردن لذت مقاربت زن یا مرد، موجب ارش اشت.

ماده‌ی ۷۰۷: از بین بردن کامل قدرت مقاربت، موجب دیه‌ی کامل است.

ماده‌ی ۷۰۸: از بین بردن یا نقص دائم یا موقت حواس یا منافع دیگر مانند لامسه، خواب و عادت ماهانه و نیز به وجود آوردن امراضی مانند لرزش، تشنگی، گرسنگی، ترس و غش، موجب ارش است.

ماد‌ی ۴۴۹: “ارش” دیه‌ی غیرمقدر است که میزان آن در شرع تعیین نشده است و دادگاه با لحاظ نوع و کیفیت جنایت و تاثیر آن بر سلامت مجنی‌علیه و میزان خسارت وارده با در نظر گرفتن دیه‌ی مقدر و با جلب نظر کارشناس میزان آن را تعیین می‌کند. مقررات دیه‌ی مقدر در مورد ارش جریان دارد، مگر این‌که در این قانون ترتیب دیگری مقرر شود.

در ماده‌ی ۶۶۴ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ نیز آمده است که: “قطع و از بین بردن هر یک از دو طرف اندام تناسلی زن، موجب نصف دیه‌ی کامل زن است و قطع و از بین بردن بخشی از آن، به همان نسبت دیه دارد.” در این حکم فرقی میان باکره و غیر باکره، خردسال و بزرگسال، سالم و معیوب از قبیل رتقاء و قرناء نیست.


رتقاء= بسته و قرناء= استخوانی در فرج است که مانع از نزدیکی است، و الأفلاء، افلاء، یک نوع بیماری است که بعد از زایمان برای زن پیدا می‌شود که محل قابل بهره‌گیری نیست، هر چند بعضی افلاء را با قرناء یکی گرفته‌اند، ولی این دو یکی نیستند.