ضرورت اصلاح قوانین برای دفاع از حقوق زنان و دختران آسیب دیده از ختنه

ضرورت اصلاح قوانین برای دفاع از حقوق زنان و دختران آسیب دیده از ختنه

میثم حسنی

دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق جزا دانشگاه گیلان

از نظر مطالعات جرم شناختی، عوامل فردی و اجتماعیِ موثر بر پیدایش و گسترش ختنه دختران و زنان در ایران که امروزه نوعی خشونت محسوب می شود، قابل بررسی است. برای نمونه مطالعه این که آیا این عمل یک امر مذهبی است و توسط دین توصیه شده است و افراد بخاطر اعتقادات آن را انجام می دهند یا اینکه یک امر فرهنگی است و ریشه در باور و ارزش های مردم آن مناطقی که این عمل را انجام می دهند، دارد. براساس تحقیقات سازمان بهداشت جهانی از دلایل موجه جلوه دادن ختنه دختران در دنیا، مفید بودن آن از نظر بهداشتی، کمک به سلامتی، پیدا کردن روح پاک، زیبایی بدن دختر، کنترل تمایلات جسمانی او تا قبل از ازدواج، نگهداری باکرگی دختران جوان تا زمان ازدواج، تامین لذت جنسی بیشتر برای مردان و نگه داشتن رسم و رسوم نسل های گذشته عنوان شده است (حسنیان، ۶:۱۳۹۱). تجارب دو سه دهه گذشته در دنیا نشان داده است که هیچ راه حل ساده و سریعی برای پایان دادن به این عمل خشونت بار وجود ندارد، بلکه امید است بتوان نحوه نگرش مردم و جامعه را تغییر داد. پایان دادن به ختنه زنان نیازمند بنیاد قوی، برخورداری از توان مالی و اجرایی لازم برای پیگیری، نظارت و انجام برنامه های بنیادین و نفوذ در میان مردم به منظور جایگزین نمودن ارزش های واقعی به جای رسوم کهن و بی ارزش و مضر است (فرج خدا، ۶۵:۱۳۹۰). بنابراین، در قالب مطالعات جرم شناختی، بررسی راه های مهار پدیدۀ ختنه دختران و زنان از رهگذر پیشگیری اجتماعی که باید بر حساس سازی و آگاه سازی جامعه به ویژه از طریق آموزش تمرکز یابد و نیز پیشگیری وضعی که باید از یک سو با نظارت بر جامعه درگیر  پدیده ناقص سازی جنسی و از سوی دیگر تدوین قوانین حمایتی جهت ارتقا حقوق دختران و زنان همراه باشد، ضروری است.

علاوه بر جنبه های جرم شناختیِ پدیدۀ ختنه دختران و زنان، ابعاد حقوقی آن نیز قابل بررسی هستند. مطابق برخی کنوانسیون ها و اسناد حقوق بشری دولتها موظف هستند تا کلیه اقدامات لازم جهت حمایت از دختران و زنان را در برابر این گونه اعمال غیرانسانی به عمل آورند، این گونه اقدامات تنها  به تدابیر قانونی مبتنی بر وضع مجازات های مناسب برای مرتکبین این اعمال و یا تقویت و اصلاح قوانین موجود در این رابطه محدود نمی شوند، بلکه اقدامات لازم نیز جهت جبران خسارت دختران و زنان قربانی به صورت مالی و غیرمالی باید به عمل آید (حسنیان، ۲:۱۳۹۱). در راستای مفاد اسناد بین المللی بسیاری از کشورها ختنه زنان را از طریق جرم انگاری، عملی غیرقانونی اعلام کرده اند، از جمله چهارده کشور آفریقایی که فرهنگ ختنه زنان را داشتند عبارتاند از: بنین، بورگینافاسو، جمهوری افریقای مرکزی، ساحل عاج، جیبوتی، اتیوپی، غنا، گینه، کنیا، نیجر، سنگال، تانزانیا و توگو که قانون منع عمل ختنه زنان به تصویب رساندند (حسنیان،۱۳۹۱:۱۴۵). همچنین قوانین حمایتی برای بزه دیدگان و زیان دیدگان در راستای جبران خسارت مادی و سایر خسارتها را در نظر گرفته اند. در قوانین کیفری ایران ختنه دختران و زنان به عنوان یک رفتار خاص  جرم انگاری نشده است، اما حکم آن از قوانین کلی قابل استنباط است. ماده ۶۶۴ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ در کتاب دیات که مربوط است به ايراد جنايت غيرعمدي بر نفس، اعضاء و منافع بیان می کند که قطع و از بین بردن هر یک از دو طرف اندام تناسلی زن موجب نصف دیه کامل زن است و قطع و از بین بردن بخشی از آن به همان نسبت دیه دارد. در این ماده هیچ تفاوتی ما بین باکره و غیرباکره بزرگسال و خردسال سالم و معیوب نیست. همچنین در ماده ۷۰۶  ق.م.ا مقرر شده است که از بین بردن قدرت انزال یا تولید مثل مرد یا بارداری زن یا از بین رفتن لذت مقاربت زن یا مرد موجب ارش است و وفق ماده  ۷۰۷ ق.م.ا، از بین بردن کامل قدرت مقاربت موجب دیه کامل است.

در خصوص حمایت از قربانیان و زیان دیدگان این پدیده خشونت بار، هر چند بر اساس منشور حقوق و مسئولیتهای زنان در نظام جمهوری اسلامی ایران، آیین نامه مرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک در جمهوری اسلامی ایران، موادی از قانون مجازات اسلامی، قانون آیین دادرسی کیفری، قانون مسئولیت مدنی در این راستا قابل بحث هستند، اما همچنان خلاهای فراوانی در این زمینه به چشم می خورد که برابر اصول ۱۹، ۲۰، ۲۱ قانون اساسی که به حقوق مساوی مردم‏ ایران‏ اشاره دارد و همه افراد ملت اعم از زن و مرد را در حمایت قانون یکسان قرار داده و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلامی برخوردار و دولت را موظف نموده تا حقوق زنان را در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی تضمین نماید، و وفق اصول ۲۲ و ۴۰ این قانون که حیثیت‏ و جان‏ افراد را از تعرض‏ و هر گونه خسارت و ضرر مصون‏ می داند؛ باید اقداماتی صورت گیرد. علت شناسی دقیق این پدیده و اتخاذ تدابیر پیشگیرانه بر اساس آن و در کنار آن تصویب قانون جامع که هم شامل حمایت های کیفری و غیرکیفری باشد از آن جهت که راه هر گونه سو استفاده و یا اعمال سلیقه را مسدود می نماید، در این زمینه ضروری و یکی از مهم ترین اقدامات است (عباچی،۱۷۱:۱۳۸۰).  بنابراین، اولین اقدام در این راستا، اصلاح و تصویب هر چه زودتر قوانین حمایتی از جمله لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت، لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان و لایحه حمایت از بزه دیدگان در راستای در نظر گرفتن منافع عالی دختران و زنانی که در معرض بزه دیدگی یا ورود آسیب به سلامت جسمی، روانی، اجتماعی و اخلاقی هستند، می باشد.

خلاصه برخی از مقالات و پایان نامه هایی که در ایران در حوزه حقوقی و ختنه دختران انجام شده است:

۱-سهیلا استیری (۱۳۹۶) در پایان نامه کارشناسی ارشد تحت عنوان بررسی فقهی- اجتماعی احکام پس از تولد نوزاد دختر (مطالعه موردی ختنه دختران) خود می نویسد: از میان ادله اربعه دلیلی که ناظر بر وجوب و یا تاکید در انجام این عمل باشد وجود ندارد و یا از نظر سند و دلالت دچار خدشه است و تنها در دین توصیه‌ای در این زمینه از باب مکرمت شده است. مهم آن است که ختنه دختران با ناقص سازی جنسی آنان تفاوت داشته و نمی‌توان دینی را که مطابق فطرت بشر است و به عنوان کامل‌ترین و جامع‌ترین ادیان معرفی شده متهم به جواز خشونت و صدمه به بعد جسمانی و تناسلی زن دانست. ختنه در واقع عملی است که در اصطلاح پزشکی با عنوان هودکتومی از آن یاد می‌شود.

۲- فهیمه حسنیان (۱۳۹۱) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان ممنوعیت ختنه زنان در اسناد بین‌المللی با تاکید بر روند کشورهای درگیر می نویسد: بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی نزدیک ۱۴۰ میلیون زن و دختر در سرتاسر جهان با نتایج حاصل از ختنه زندگی می کنند، این عمل به طور غالب بر روی دختران بین سنین نوزادی تا پانزده سال صورت می گیرد. تخمین ها نشان میدهد که در آفریقا ۹۲ میلیون دختر بالای ۱۰ سال تحت این عمل قرار گرفته اند. میزان گستردگی عمل قطع عضو جنسی زنان در سطح برخی کشورها باعث شد این عمل، در تعدادی از اسناد بین المللی مورد توجه قرار گرفته و به عنوان نوعی خشونت علیه زنان وکودکان شناخته شود. این اسناد از دولتها می خواهد تا کلیه اقدامات لازم در جهت حمایت از زنان را در برابر این گونه اعمال غیرانسانی به عمل آورند، این گونه اقدامات جنبه انحصاری نداشته و صرفا به تدابیر قانونی محدود نمی شود بلکه از دولتها می خواهند که علاوه بر وضع مجازات های مناسب برای مرتکبین این اعمال و یا تقویت و اصلاح قوانین موجود در این رابطه، اقدامات لازم را نیز جهت جبران خسارت زنان قربانی به صورت مالی و غیرمالی به عمل آورند.

۳- ندا مقدمی (۱۳۹۲) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان ختنه زنان در ایران و ضرورت حمایت کیفری در قبال آن می نویسد حقوق بشر و آزادیهای اساسی جزئی از حقوق مسلم انسانها اعم از مردان و زنان است. زنان به عنوان نیمی از جمعیت بشری صاحبان اصلی حقوقی هستند که تحت عنوان حقوق بشر زنان از آن نام برده می شود با این حال این حقوق در بسیاری از موارد مورد تضییع و تعدی قرار می گیرند. خشونت زنان به عنوان یکی از موارد جدی نقض حقوق بشر در مقیاس جهانی است و زنان به عنوان قربانیان اصلی خشونت انواع گوناگون آن را در سراسر زندگی خود تحربه می کنند. ختنه زنان رسمی است فرهنگی که در نتیجه انجام برخی از انواع آن، صدمات جبران ناپذیری بر تمامیت جسمانی زنان وارد می آید که ناقص حقوق انسانی آنان می باشد و از این حیث یکی از اشکال خشونت علیه زنان است. ایران یکی از کشورهای هست که این رسم در بخش های از آن رواج دارد و از آنجا که رسالت مهم حقوق کیفری پاسداری از ارزش های والای جامعه است انتظار می رود در حقوق کیفری ایران به جهت کاهش شیوع این عمل و احقاق حقوق بزه دیدگان آن حمایت کیفری صورت پذیرد.

۴- ریبوار یوسفپناه (۱۳۹۳) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان بررسی حکم ختنه در فقه مذاهب اربعه اهل سنت می نویسد ختنه در تاریخ بشری سابقهای زیاد دارد و مورد تایید ادیان آسمانی و توحیدی و برخی از آیین هاست این کار در مورد مرد وزن غالبا در دوران کودکی و روزهای آغازین بعد از تولد انجام می گیرد. ختنه در مرد با قطع کردن و بریدن پوست پوشاننده ی حشفه (سر آلت تناسلی) و در زن با قطع کردن پایین قسمت قسمت پوستی که بالای مهبل (قسمت انتهایی بنظر)واقع شده و شبیه تاج خروس است، انجام می گیرد. غالب فقها ختنه کردن را به عنوان امری مشروع پذیرفته اند. لکن در مورد نوع حکم تکلیفی آن با هم اختلافی دارند. برخی آن را برای مردان و زنان واجب و برخی آن را برای مردان و زنان سنت موکده و عده ای هم آن را برای زن مکرمه دانسته اند.

باید متذکر شد که پایان نامه یوسف پناه در مقایسه با سایر پایان نامه های انجام شده عمل ختنه دختران را عمری ضروری می داند و از انجام این عمل همچون ختنه در مردان دفاع می کند.

۵- معصومه سیمبر  و دیگران (۱۳۹۵) در مقاله خود با عنوان پیامد ختنه در زنان مروری بر مطالعات موجود می نویسند طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی ختنه زنان شامل برداشت یا صدمه به بخش یا تمام قسمت های دستگاه تناسلی خارجی زنان بدون دلیل پزشگی است. براساس گزارش سازمان بهداشت جهانی ۱۰۰ تا۱۴۰میلیون زن و دختر در دنیا ختنه شده اند که در مطالعات مختلف عوارض و پیامدهای متعددی برای این عمل ذکر شده است.

۶- علی غلامی، ندا مقدمی (۱۳۹۷) در مقاله خود با عنوان جرائم محتمل در ختنه دختران و ضرورت جرم انگاری آن می نویسند ختنه دختران در برخی از انواع آن، صدمات جبران ناپذیری بر تمامیت جسمانی زنان وارد میسازد و این در حالی است که برخی منابع فقهی اعم از فقه اهل سنت و فقه امامیه بیانگر رویکرد مثبت فقه به ختنه دختران بوده و گاهی حکم به استحباب این عمل شده است سوالی که در اینحا مطرح میگردد نگاه فقهای شیعه به این موضوع و‌ حکم آن است. نگارندگان با روش تحلیل محتوایی متون روایی و فقهی و بررسی انواع ختنه دختران و تطبیق آنها با مفاد و مضمون این نصوص قائل اند که حکم جواز اسلام در رابطه با ختنه دختران تنها به خفیف ترین درجه ختنه تعلق می گیرد و سایر انواع آن که متضمن ایراد آسیبها و صدمات است از این خارج است. بر همین اساس ضروری است جهت کاهش شیوع این و احقاق حقوق بزه دیدگان آن، حمایت کیفری موثری از جمله جرم انگاری در قبال مصادیقی از ختنه دختران که از حگم جواز اسلام خارج بوده منجر به صدمات جدی به تمامیت جسمانی و روانی آنان می گردد صورت می پذیرد.

۷- محبوبه حاجی فقها و دیگران (۱۳۹۵) در مقاله خود با عنوان ختنه دختران الزام دینی یا اجبار فرهنگی می نویسند آداب و رسوم احتماعی ممکن است از دین منشا گرفته و یا ریشه غیرمذهبی داشته باشند. یکی از رفتارهای اجتماعی که از گذشته های دور در میان برخی اقوام رواج داشته، ختنه دختران است برخی افراد واجب دینی آن را بیان می کنند. برای پی بردن به صحت این ادعا باید دستورات ادیان آسمانی آشنا شد مطالعه حاظر با هدف بررسی دیدگاه ادیان آسمانی اسلام، مسیحیت و یهودیت درباره ختنه دختران انحام شد.

۸- تهمینه فرج خدا و دیگران (۱۳۹۰) مقاله ای با عنوان بررسی پیامدهای اخلاقی ابعاد حقوقی و راه کارهای ریشه کنی ختنه زنان می نویسند. آمار دقیقی از میزان شیوع ختنه در بین زنان ایرانی وجود ندارد. اما طبق تحقیقی در شهرستان میناب این عمل از شیوع ۷۰درصد برخوردار است. ختنه زنان به علل مختلف فرهنگی، اجتماعی و مذهبی انجام می شود. این کار ریشه در تبعیض های شدید جنسیتی علیه زنان دارد. ختنه به عنوان عاملی برای حفظ باکرگی، زیبایی و پاکیزگی زن در نظر گرفته می شود. ختنه زنان دارای عوارض فراوانی است. عوارض کوتاه مدت نظیر درد، عفونت، مشکلات اداری، سپتی سمی و پیامدهای بلند مدت مانند درد مزمن، عفونت لگنی، دیس پارونی و افزایش شیوع ناباروری است. ختنه زنان در روند زایمان اختلال ایجاد می کند و میزان مرگ مادر و نوزاد را افزایش می دهد.ختنه زنان مصداق خشونت علیه زنان و کودکان و نقض حقوق بشر است. همان طور که ذکر شد زنان و دختران در برخی از مناطق ایران ختنه می شوند. برای توقف ختنه زنان درکشورمان می توانیم از رسانه ها، مدارس و گروه های مذهبی جهت افزایش آگاهی مردم استفاده کنیم و قوانین علیه این عمل وضع کنیم. باید در نظر داشته باشیم که راه درازی پیش روی کسانی است که سعی در پایان بخشیدن به این عمل دارند‌.

۹- مسعود بسامی و دیگران (۱۳۸۹) مقاله ای با عنوان ختنه زنان از دیدگاه فقه حقوق و پزشگی می نویسند سازمان بهداشت حهانی برآورد کرده است که سالانه حدود سه میلیون زن و دختر در معرض بریدن آلت تناسلی قرار دارند. بریدن آلت تناسلی زنان درجات مختلفی دارد که از خفیف ترین و جزییترین نوع آن یعنی بریدن لبهای بزرگ و کوچک متفاوت می باشد. پزشکان و متخصصان تمام درجات بریدن آلت تناسلی زنان را برای سلامتی آنان مضر دانستهو هیچ گونه فایدهای را بر آن مترتب نمی دانند. از سوی دیگر به نظر برخی فقهای اسلام خصوصا متقدمین برش جزیی کلیتوریس که  به ختنه زنان مشهور است، منعی نداشته به گونه ای که حتی قائل به مستحب بودن آن شده اند. لذا بین فقها و پزشگان و نویسندگان تمام انواع بریدن آلت تناسلی زنان را عنوان ختنه زنان تعریف کرده اند، اما در فقه و حقوق اسلامی هیچ گاه بریدن آلت تناسلی زنان با ختنه زنان یکسان نبوده و دو موضوع متفاوت می باشند. به گونه ای که در اسلام بریدن آلت تناسلی زنان ممنوع بوده و مستوجب مجازات است. لکن ختنه در دیدگاه برخی فقها که با این موضوع موافق هستند منعی ندارد.

۱۰- مصطفی ذوالفقار طلب ، محمد جمالی (۱۳۹۳) مقاله ای با عنوان ختنه زنان از دیدگاه مذاهب فقهی می نویسند ختنه زنان از جمله رسوم کهن پیش از اسلام است که دین اسلام با رعایت مسایل عرفی و بکارگیری شیوه تدریجی به تعدیل آن پرداخته است. فقها در بین انواع ختنه فقط برداشتن غفله (پوست روی ملیتوریس) صرف نظر از نوع حکم آن به لحاظ وجوب، استحباب و مکرمت را جایز دانسته اند که از آن تعبیر به ختنه شرعی (سنت) کرده ولی انواع دیگر ختنه ها تعبیر به ختنه غیرشرعی (فرعونی) کرده اند. از سوی سازمانهای حقوق بشر و سازمانهای هم سو با آن به وضع قوانین سخت گیرانه ای بر ضد انواع ختنه پرداختهاند که در این میان بعضی از فقهای معاصر اهل سنت امامیه با این دیدگاه متفق القول اند. وجود گزارشات ضد و نقیض پزشگی درباره آثار مثبت و منفی ختنه زنان و ممنوعیت همه انواع ختنه از سوی طرفداران دیدگاه متفق القول اند. وحود گزارشات ضد و نقیض درباره آثار مثبت و منفی ختنه زنان و ممنوعیت همه انواع ختنه از سوی طرفداران دیدگاه مخالف این عمل و نیز عدم توجه به مقاصد شریعت در بیان احکام شرعی ختنه زنان پژوهش در این مقاله را ضروری می گرداند، بدین منظور در این مقاله پس از پرداختن به ماهیت ختنه زنان، دیدگاه مذاهب فقهی را درباره این موضوع بیان می کنیم.

منابع

۱- استیری، سهیلا،  بررسی فقهی- اجتماعی احکام پس از تولد نوزاد دختر، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه الزهرا ۱۳۹۶

۲-امیدی محمدرضا،کنوانسیون حقوق کودک و حق شرط ایران،تهران چاپ اول ۱۳۸۵

۳-بسامی مسعود،ختنه زنان از دیدگاه فقه،حقوق و پزشگی،مجله فقه پزشگی،شماره ۵و۶زمستان۱۳۸۹وبهار ۱۳۹۰

۴-بیگی جمال،بزه دیدگی اطفال در حقوق ایران نشر میزان چاپ اول تهران تابستان ۱۳۸۴

۵-حاجی فقها محبوبه،ختنه دختران:الزام دینی یا اجبار فرهنگی،مجله زنان،مامایی و نازایی دوره نوزدهم شماره۲۵مهرماه ۱۳۹۵

۶-حسنیان فهیمه،ممنوعیت ختنه زنان در اسناد بین المللی با تاکید بر روند کشورهای درگیر پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه آراد اسلامی واحد تهران مرکز ۱۳۹۱

۷-ذوالفقار طلب مصطفی و جمالی محمد،ختنه از دیدگاه مذاهب فقهی شماره ۱۸و۱۹بهار و تابستان ۱۳۹۳

۸-سیمبر معصومه،پیامدهای ختنه در زنان:مروری بر مطالعه موجود مجله زیست پزشگی جرجانی دوره۲شماره ۱۳۹۳،۱

۹-عباچی مریم،حقوق کیفری اطفال در اسناد سازمان ملل انتشارات مجد تهران چاپ دوم ۱۳۸۸

۱۰-عباچی مریم،مجموعه مقالات حقوق کودک، انتشارات مجد کرسی حقوق بشر سال ۱۳۹۵

۱۱-عباچی مریم،رهنمودهای حقوق کیفری د رقبال کودکان بزه دیده،مجله حقوقی دادگستری شماره۵۳_۵۵ پاییز و زمستان ۱۳۸۴

۱۲-عظیم زاده شادی و هدایت هدیه،جبران خسارت ناشی از جرم کودک تا نحوه ترمیم خسارت:با نگاهی تطبیقی به قوانین آمریکایی و اسناد بین المللی فصل نامه پژوهش حقوق کیفری سال پنجم شماره ۱۷زمستان ۱۳۹۵

۱۳-علیزاده عبدالرضا،مبانی رویکرد اجتماعی به حقوق؛جستاری نظریه های جامعه شناسی حقوقی و بنیاد های حقوقی ایران،انتشارات سمت چاپ اول تهران زمستان ۱۳۸۷

۱۴-غلامی علی و مقدمی ندا،جرائم محتمل در ختنه دختران و ضرورت جرم انگاری آن، مجله حقوق پزشگی شماره ۴۵تابستان ۱۳۹۶

۱۵-فرج الهی رضا،جرم شناسی و مسولیت کیفری،بنیاد حقوقی میزان چاپ اول تابستان ۱۳۸۹

۱۶-فرج خدا تهمینه،بررسی پیامدهای اخلاقی، ابعاد حقوقی و راهکارهای ریشه کنی ختنه زنان ، مجله اخلاق پزشگی شماره۱۸زمستان ۱۳۹۰

۱۷-کریمی فاطمه،تراژدی تن (خشونت علیه زنان) انتشارات روشنگران و مطالعات زنان چاپ اول تهران ۱۳۸۹

۱۸-محمدی اصل عباس،جنسیت و خشونت ،نشر گل آذین چاپ اول تهران ۱۳۸۰

۱۹-مقدمی ندا،ختنه زنان در ایران و ضرورت حمایت های کیفری در قبال آن ،پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه شهید باهنر کرمان ۱۳۹۲

۲۰-یوسف پناه  ریبوار، بررسی حکم  ختنه در فقه مذاهب اربعه اهل سنت، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه کردستان ۱۳۹۱

نقش ماماهای تحصیل کرده برای کاهش ناقص سازی جنسی زنان

نقش ماماهای تحصیل کرده برای کاهش ناقص سازی جنسی زنان

نقش ماماهای تحصیل کرده برای کاهش ناقص سازی جنسی زنان

رایحه مظفریان

۶ فوریه (۱۷ بهمن) روز جهانی توقف ناقص سازی جنسی زنان در جهان است. سازمان ملل تخمین زده است که بالغ بر ۲۰۰ میلیون زن و دختر در حال حاضر ختنه شده اند که بخش یا تمامی از اندام تناسلی آن ها بریده شده یا آسیب دیده است. هم چنان هرساله بیش از ۳ میلیون دختر در سنین نوزادی تا ۱۵ سال وجود دارند که در خطر ختنه شدن قرار دارند. در حالی که ناقص سازی جنسی زنان عمدتاً در ۳۰ کشور آفریقایی، خاورمیانه ای و آسیایی رخ می دهد، به دلیل حجم مهاجرین به سمت سایر کشورها تبدیل به یک موضوع جهانی شده است.

از دیدگاه سازمان بهداشت جهانی، ناقص سازی جنسی زنان عملی است که به دلایل غیر پزشکی و با عوارض طولانی مدت فیزیکی، روانی انجام می شود. سخنگوی سازمان بهداشت جهانی اعلام کرده است که اگر ناقص سازی جنسی زنان با همین روند ادامه پیدا کند، تا سال ۲۰۳۰ حدود ۶۸ میلیون دختر دیگر هم قربانی ختنه خواهند شد.

همان طور که اشاره شد ناقص سازی جنسی زنان در بخش هایی از خاورمیانه هم چنان انجام می شود. در میان کشورهای خاورمیانه نیز ایران می تواند در دسته کشورهایی باشد که در مناطقی از جنوب و غرب آن ناقص سازی جنسی زنان انجام می گیرد. این عمل به صورت سنتی با تیغ ریش تراشی مردانه و توسط زنان محلی انجام می گیرد. میزان برش و آسیب به بافت های اندام تناسلی به آموزش دایه های محلی بستگی دارد؛ این که آن ها این عمل را از چه کسی یاد گرفته باشند و پیشینیان آن ها نیز آن را چگونه انجام می داده اند. بنابراین نوع انجام عمل از روستایی به روستایی دیگر می تواند کاملاً متفاوت باشد. از طرفی قشر دیگری که لازم است آموزش های لازم در زمینه عوارض ناقص سازی جنسی زنان را کسب کنند، ماماهای تحصیل کرده هستند. چراکه برخی از ماماها جهت گذراندن طرح و یا خدمت راهی مناطقی می شوند که هم چنان ناقص سازی جنسی زنان در آن رواج دارد. وظیفه این دسته می تواند آگاه سازی زنانی باشد که جهت مراقبت های بارداری و زایمان به طور دائم به مراکز درمانی مراجعه می کنند. اما سوال این جاست که ماماهای تحصیل کرده تا چه حد نسبت به ناقص سازی جنسی زنان آگاهی دارند؟

اخیراً در پژوهشی که توسط زهرا بستانی خالصی و همکارانش صورت گرفته، میزان آگاهی ماماهای ایران نسبت به ناقص سازی جنسی زنان سنجیده شده است. این که ماماهای تحصیل کرده تا چه حد نسبت به این موضوع آگاهی دارند تا در شرایطی که قربانی یا فرد در معرض خطر نیازمند کمک و راهنمایی بود، بتوانند خدمات مناسب را ارائه دهند. در این پژوهش در مجموع ۱۶۸ ماما شرکت داشتند که یافته ها توسط پرسشنامه جمع آوری شده است. تنها ۲۰٫۲۳ درصد شرکت کنندگان دانش خوبی نسبت به ناقص سازی جنسی زنان داشتند و ۴۱٫۶۷ درصد نگرشی تقریبی نسبت به این عمل داشتند و حدود ۳٫۵۸ درصد به هیچ عنوان اطلاعات نداشتند. هم چنین رابطه معناداری بین نگرش و سن، تجربه کافی و محل کار وجود نداشت. این پژوهش نشان می دهد که برای افزایش دانش ماماها و بهبود نگرش آن ها نسبت به ناقص سازی جنسی زنان، ایجاد استزاتژی های موثر احساس می شود.

امسال نیز کمپین گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان در ایران با هشتگ #گامی_به_توقف تجربه های زنان، مطالبی در این زمینه را منتشر خواهد کرد.

طبق روال کمپین گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان در ایران هر ساله مطالبی از مخاطبان منتشر می کند. در ادامه نیر دلنوشته تازه ای از یکی از مخاطبان در نظر گرفته شده است. با این امید که سنت های غلط هر چه زودتر به پایان برسند.

***

پنج، شیش ساله بودم…

از آن اتفاق سال ها می گذرد. چیزی حدود بیست ت ت ت سال… و به تنهایی در آغوش کشیدم، بار سنگین بغض ها، گریستن ها و مضطرب شدن هایی که عنان از کف چنانم می داد که سر تا پا وحشت می شدم و قلبم چنان به تپش می افتاد و می لرزیدم به خود، که پاهایم سست شده رهایم می کرد و دست هایم منقبض شده به چنگم می گرفت.

کوچک بودم… هر آن چه التماس و تلاش لازم بود به جان بستم. از چشمانم ساعت ها فرویش ریختم. حتی گریختم… اما ابله جماعتی که گیرشان افتاده بودم بازگرداندنم تا با تیغی در دست، به نام سنت بر جسم و روح و روانم حک کنند زنانگی و نجابتم را!

من آن روز از نجات خود درماندم. رهایم کردند وقتی تن نحیفم، بسته در خون در گوشه ای از هال به دور ملافه ای از درد به خود می پیچید… و من غرق در اشک، بی صدا، مضطرب و ترسان فقط می گریستم… و آن ها که خرسند خیال می بافتند از به حد رساندن حجب و حیا در من!

و من… منِ خسته ملول، که تا سال ها بعد هم ندانستم چه مرگم می شود وقتی لبه بران تیزی را، هم چون کابوس دهشتناکی چنان متصور می شوم که جلوی دیدگانم همه چیز غرق در خون در فجیع ترین حالت ممکن بریده می شود و تمام وجودم را به رعشه می اندازد!

زنان بسیاری آن روز را با من زیسته اند. به یاد می آوریم یکدیگر را در رنجی که هنوز برایمان تمام نشده است. تا در امروزی که بهانه ای شده برای از دست دادن زنجیرهایی که به وجودمان بستند و برای پرده برداشتن از خشونت های آشکار و نهانی که از زن بودنمان بر روح و روان مان کشیدند هم دیگر را فرا خوانیم، تا پژواک سکوت خود و همه زنانی باشیم که به مدارا با خشونت، سال هاست که سازش یافته ایم.

پانوشت:
برای اطلاعات بیش تر ر.ک به وبسایت و کانال تلگرام کمپین گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان در ایران.

 

بررسی مقایسه ای تعارضات زناشویی، تمایل جنسی و صمیمیت در زنان ختنه شده و ختنه نشده شهر قشم

بررسی مقایسه ای تعارضات زناشویی، تمایل جنسی و صمیمیت در زنان ختنه شده و ختنه نشده شهر قشم

پایان نامه ای با عنوان بررسی مقایسه ای تمایل جنسی، صمیمیت و تعارضات زناشویی زنان بین ۱۷ تا ۴۵ ساله با راهنمایی دکتر اقبال زارعی و پژوهش یحیی بازیار زاده در اسفند ماه ۱۳۹۲ در دانشگاه هرمزگان دفاع شده است. ابزار این پژوهش کمی پرسشنامه تمایل جنسی هالبرت- پرسشنامه صمیمیت و پرسشنامه تعارضات زناشویی بوده است. از ۲۵۰ پرسشنامه توزیعی ۲۳۳ پرسشنامه تکمیل شده است. نتیجه این پژوهش نشان داده است که بین تمایل جنسی و صمیمیت تفاوت معنا دار وجود دارد و در تعارضات زنانشویی تفاوت معنا دار پیدا نشد.

“نهایتا پس از همتاسازی ۱۹۸ پرسشنامه شامل ۱۰۰ پرسشنامه مربوط به زنان ختنه شده و ۹۸ پرسشنامه مربوط به زنان ختنه نشده با روش تی تست گروههای مستقل و تحلیل واریانس یک طرفه گروه های مستقل با نرم افزار اس پی اس اس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که تمایل جنسی و صمیمیت میان دو گروه از زنان مورد پژوهش تفاوت معناداری داشت به گونه ای که میانگین این دو متغیر در گروه زنان ختنه شده پایین از زنان ختنه نشده میباشد. بر پایه یافته های این پژوهش تفاوت معناداری در تعارضات زناشویی میان دو گروه مشاهده نگردید”.

وی برخی از دلایل انجام ختنه از دیدگاه عوام را این گونه بر می شمارد:

۱٫صیانت وپاکی و نجابت: قسمت خارجی اندام تناسلی زنان ناپاک است بنابراین اگر آن قطع شود باعث پاکی میشود.

۲٫زیبایی: قسمت خارجی اندام تناسلی بدمنظر است (شبیه مردان)

۳٫جلوگیری از سقط جنین: اگر ختنه نشوند بچه در حین تولد خواهد مرد. در برخی کشورها عمل ختنه در حین زایمان انجام میشود که با خونریزی شدید همراه است.

۴٫ترفیع منزلت و یکپارچگی: هویت میبخشد. به مرحله زن بودن ارتقا می یابند.

۵٫جلوگیری از بی بندوباری جنسی: اگر بافت احساسی (کلیتوریس) قطع شود تمایل جنسی و به تبع آن انحراف در زن کاهش می یابد.

۶٫بهبود و پیشرفت رابطه جنسی برای مردان و رضایت آنان، چرا که مهبل کوچک شده و مردان رضایت بیشتری در حین مقاربت خواهند داشت.

۷٫افزایش فرصت برای ازدواج زنان: عمل ختنه گواه پاکی و نجابت

بازیاری ضرورت واهمیت پژوهش را به مخاطره افتادن سلامت جسمی و روانی زنان می داند. همچنین بسیاری از خشونت ها ریشه در سنت ها و توجیهات آئینی دارد. آثار روانی از قبیل ترس، کابوس و اضطراب ناشی از این عمل و ضایعات ایجاد شده در اندام های تناسلی زنان بسیار عمیق و در اغلب موارد غیر قابل جبران است. طبق اعلام سازمان بهداشت جهانی کلیتوریس کلیدی برای ایجاد عملکرد طبیعی تمایلات جنسی زنان است و قطع آن موجب سرد شدن روابط جنسی،نداشتن ارگاسم، آمیزش دردناک می شود. اختلالات فعالیت جنسی در زنان در چهار حیطه تمایل جنسی، تحریک جنسی، درد حین نزدیکی و عدم توانایی رسیدن به اوج لذت جنسی است. موانع اجتماعی فرهنگی برآورد دقیق این اختلالات را دشوار می کند اما شیوع این اختلالات در زنان بالا بوده و تاثیر شگرفی بر کیفیت زندگی، اعتماد بنفس، خلق و خو، روابط همسری وفعالیت های اجتماعی آنها می گذارد.

کلودسی گزارش داده که تاجران برده در ترکیه عمل ختنه را برروی کنیزانشان اعمال می کرده اند. استرابون جغرافی دان اظهار می کند یکی از رسومی که در میان مصریان غیورانه انجام می شده است فرزندان نرینه خویش را ختنه میکردند- درمورد دختران نیز عادت فوق اجرا میشده. هاسکه و دورکینو معتقدند این عمل به دو هزار سال پیش در مصر باز میگردد. کمربند عصمت نیز در رومیان قرون وسطی- ابتدا آهنین سپس چرمی به کار برده می شده است.

عمل نوع دوم در اروپا، روسیه وایالات متحده شایع بوده است و برای زنانی که دچار ناراحتی روحی-روانی بوده اند انجام می شده است. در انگلستان ویکتوریا این عمل را بر روی زنانیکه نیاز جنسی در آنها بروز کرده و استشها (خودارضایی) میکردند بکار برده میشده است. زنان میل خود را سرکوب میکردند و صحبت در مورد آن ممنوع بود.

در قرن ۱۹ نوع اول توسط پزشکان آمریکایی و انگلیسی در درمان بسیاری از بیماری ها از قبیل هیستری، صرع، افسردگی، همجنسگرایی(همجنسگرایی بیماری نیست) و خودارضایی های مکرر در مورد زنان انجام می شد.

این عمل توسط یک پزشک متخصص زنان بنام اسحاق بیکر براون بکار گرفته میشد- استدلال وی این بود که بیشتر بیماری هایی که توسط زنان تجربه میشود به هیجانات دوره ایی سیستم عصبی بویژه عصب پودیک pudic  منتهی به کلیتوریس مربوط میشود. او استدلال میکرد که تحریک عادی این عصب از طریق استمناء فشار زیادی بر سلامتی زنان وارد می آورد و می تواند موجب ایجاد مراحل هشتگانه پیشرفت بیماری هایی از قبیل هیستری، تحریک ستون فقرات، صرع هیستریکی، آمادگی برای جمود فکری، آمادگی برای بیماری صرع، بلاهت یا ضبط دماغ و مانیا و سرانجام منتهی به مرگ میشود. درمان و بهبود بیمار از طریق قطع کامل کلیتوریس با قیچی جراحی، تزریق افیون به راست روده و مراقبت شدید از بیمار به مدت یک ماه می بود. طبق نظر وی زنان سرکش و رام نشده از این طریق به همسران خوبی بدل خواهند شد. دختران مجرد به آغوش خانواده باز خواهند گشت و زنان متاهل که قبلا از روابط جنسی متنفر بودند باردار می شوند. بعدها مشخص شد بین این عمل قطع آلت تناسلی و درمان این اختلالات او از جامعه پزشکی انگلستان اخراج شد.

فروید وریک نشان دادند که بین اعمال روانی وعادات قبیله ایی یک رابطه روانی وجود دارد و این عادات هر کدام بستگی به خصوصیات و فرهنگ هر قبیله دارد که این عمل در آن قابل قبول جلوه داده شده است و هر یک از آنها در جایگاه بخصوصی قرار میگرفته اند و علاوه براین علت ترس از محیط و تکانه های عصبی از عوامل دیگری بوده که انسان های اولیه را وادار به اقدام میکرده است و در تمدن امروزی از آن همه عادات انسانهای اولیه تنها دو مورد بیشتر انجام می شود: اولی ختنه و بعد لوزه برداری، که هرکدام از قدیمی ترین زمانهای تاریخ بشری صورت میگرفته تا به امروز ادامه دارد.

ختنه مغایرت جنسی زنان را خارج از رابطه زوجی حفظ میکند و ارزشگذاری زن زن در بیاری از جوامع براساس تولیدمثل و نقش مادری انجام میگیرد.

الگوهای ارتباطی زوجین

  • الگوی سازنده متقابل برد-برد
  • الگوی توقع/کناره گیری— توقع مرد کناره گیری زن / توقع زن کناره گیری مرد
  • الگوی اجتناب متقابل (کریستفسن و سالاری)

بازیاری در پژوهش خود پیشینه های زیر را الگوی کار خود قرار داده است:

– در سودان: تفاوت معناداری در فراوانی ارگاسم بین شده ونشده

– در نیجریه: تفاوت معناداری در فراوانی ارگاسم بین شده ونشده

– در مصر: ارگاسم، هیجان جنسی و خودارضایی میان شده ونشده تفاوت معنا دار

– در نیجریه : تفاوت معنادار بین رضایت زناشویی در جریان روابط جنسی زنان بین شده ونشده وجود دارد.

– در اسماعیله مصر: تفاوت معنا دار از حیث تمایل جنسی ، لذت از رابطه جنسی، ارگاسم و خشکی واژن در جریان رابطه جنسی میان شده ونشده.

– در گامبیا: عواقب بلند مدت ابعاد بهداشت باروری در ختنه زنان – تفاوت معنادار از حیث رابطه دردناک جنسی در آفریقای مرکزی

– عوامل موثر بر فراوانی مقاربتی در جمهوری آفریقای مرکزی- تفاوت معناداری در فراوانی دفعات مقاربت جنسی در ختنه شده ونشده

تمایلات جنسی معیوب و ختنه زنان مدیریت علت وامکان- در مصر: تفاوت معناداری در تمایل جنسی، برانگیختگی جنسی و رضایت جنسی میان شده ونشده

در پژوهش بازیاری سوال اصلی تحقیق این است:

آیا بین تمایل جنسی زنان ختنه شده ونشده قشم تفاوت معناداری وجود دارد؟

یافته‌های پژوهش نشان داد که تمایل جنسی و صمیمیت میان دو گروه از زنان مورد پژوهش تفاوت معنا‌داری داشت به گونه‌ایی که میانگین این دو متغیر در گروه زنان ختنه شده پائین از زنان ختنه نشده می‌باشد. بنابراین ختنه تمایل جنسی و لذت جنسی و صمیمیت را کاهش می دهد. بر پایه یافته‌های این پژوهش تفاوت معناداری در تعارضات زناشویی میان دو گروه مشاهده نگردید.

رضایتمندی جنسی در زندگی مشترک یک فاکتور مهم و کلیدی در شاد بودن خانواده است و زنانی که در رابطه جنسی خود رضایت داشته باشند از زندگی رضایت بیشتری دارند.

من دختری هستم که در هفده سالگی ختنه ام کرده اند

من دختری هستم که در هفده سالگی ختنه ام کرده اند

پریسا صفرپور- فارغ التحصیل رسانه و هنر

می‌گوید بنویسید اسمم گلتاب است. سی و هفت ساله و ساکن شهرستانی در استان فارس. از معدود دختران ایرانی است  که ختنه اش کرده اند. وقتی یک زن، که طبیعت سهم زیادی از لذت جنسی به او نداده است این را می شنود؛ چهره در هم می کشد. گویی از سینه آویزانش کرده اند. این مصاحبه جزییات دارد، درد دارد و سانسور بردار نیست.

ممنونم که قبول کردید با من و خواننده‌ها حرف بزنید اگرچه می‌دانم از نظر امنیت خانوادگی بسیار آسیب‌پذیر هستید.

حدود سال هشتاد هم برای دختر مالک باغی که برادرم مراقبش بود درد دل کردم و او قول داد اگر با او برای روزنامه‌ای که کار می‌کرد مصاحبه کنم، ناشناس بمانم  و کسی بعد از آن مزاحم من و زندگی‌ام نشود. مصاحبه کردم، ولی مسئولین نگذاشتند  چاپ شود. اما شاید شما بتوانید چاپ کنید.  من می‌خواهم مردم بدانند که در مناطقی ازفارس، خوزستان، کردستان، آذربایجان، بندرها، سیستان و بلوچستان هنوزاتفاقات اینگونه می‌افتد و به فکر باشند.

شاید بهتر باشد واضح تر از مشکلاتتان با کمی جزییات صحبت کنیم. چندساله بودید که ختنه شدید؟

هفده سالم بود که موقع خودارضایی مادرم مچم را گرفت. خدا می داند مثل تابه نان پزی شدم از بس مرا کتک زد، سیاه سیاه شدم. فردای آن روز هم با خاله هایم برداشتند مرا بردند خانه زنی که دختران و زنان را ختنه در یک زیرزمین می کرد.

خودتان خبر داشتید که برای ختنه شدن آنجا هستید؟

من از حرف های عمه و خاله و زن های دورهم شنیده بودم که دختر باید ختنه بشود. مثلاً دختر خاله‌ام در دوازده سالگی ختنه شده بود. الان فهمیده ام که به تصمیم مادر و جسم دختر هم بستگی دارد. ما دخترها هرگز در این رابطه حرف نمی زدیم. خیلی زشت بود از آلت تناسلی و مسائلی که می‌گفتند زن و شوهری است حرف بزنیم. بنابراین من می دانستم ولی خیال می کردم از سر من گذشته است. نه می‌پرسیدم و نه می‌خواستم بدانم که چرا تا به حال یعنی هفده سالگی انجام نشده است. ولی وقتی من را برای این کار بردند خیلی وحشت کرده بودم. دائم می‌گفتم مگر من چه دارم که بخواهند ببرند. باورکنید وقتی من را روی آن تخت خوابانده بودند فکر می کردم شاید مادرم نمی‌داند آلت تناسلی من چه شکلی است و خیال کرده چیزی اضافه و آویزان دارم. دخترعمویی هم داشتم که می‌دانستم ختنه شده است ولی چون شوهر کرده بود با اینکه هم سن بودیم نمی گذاشتند هم کلام شویم. یک بار در بیمارستان بستری بود پانزده ساله بودیم، گفت دکتر و پرستارها گفتند این مرض هایی که هر دقیقه می‌گیرم از ختنه هست. مادرش و زن های دیگر به او گفتند خجالت بکش حرف نزن. ساکت باش.اینطوری دهان امثال او بسته می‌شد که ما نفهمیم. یعنی اگر یکی هم می خواست اعتراض کند زنان دیگر مانع می‌شدند.

و سرنوشت شما در آن زیرزمین عوض شد؟

سرنوشتم فکر نمی‌کنم چون بالاخره ما دخترهای روستایی در آن منطقه به زور شوهر داده می‌شویم به خصوص اگر مثل من زیبا نباشیم و ترشیده هم شده باشیم. درهفده سالگی دیگر من ترشیده بودم.اما روح و روان و جسمم را هم از من گرفتند. هنوز خاطرۀ تلخ خاله هایم و مادرم که مرا خواباندند و دست و پاهایم را بستند با من است. تقلاهای مرا با کتک خاموش کردند. بعد زنی که ختنه می کرد و خانم دکتر صدایش می کردند، داد و بیداد کرد که کولی بازی در نیاورم. الان خودم در آشپزخانه بیمارستان کار می‌کنم و می دانم بعضی ها به هرکسی که لباس سفید تن کرده دکتر می گویند. این هم خدا خیرش    ندهد حتماً همینطوری بود. البته پیر بود و بعدها فهمیدم مادر وعمه هایم را نیز او ختنه کرده است.

پس زن های خانوادۀ شما اکثراً خودشان قربانی بودند! …و با وجود این دخترهای خودشان را هم درگیر کردند؟

این یک رسم است. کسی به عنوان قربانی و ظلم و اینها نگاهش نمی کند. برایشان مثل ختنه پسرهاست. فقط نمی‌فهمند که زن اصل موضوعش برداشته می شود. عین اینکه کل آلت تناسلی مرد بریده شود. من صاف شده ام. ازهمان موقع تا به حال هزارنوع مرض زنانه گرفته ام. قارچ رحم، عفونت ادراری، عفونت دهانه رحم، میل جنسی بد، میل هست از نظر روانی ولی از نظر جنسی هیچ چیز نداری که خوشحالت کند. هرچقدرتوضیح بدهم باز هم شما درک نمی کنید چه می‌گویم چون شرح دادنی نیست.

بیهوش شدید؟

بله به محض اینکه چاقو را گذاشت روی بدنم فهمیدم دارد می برد…

منظور من بیهوش کردن شما قبل از عمل است!

نه خانم چه بیهوشی؟ فقط از یک شیشه‌ای مثل شیشه پنی سیلین با یک سرنگ بزرگ یک چیزی مثل آب کشید گفت بی حس می‌کند، به اطراف آلت تناسلی ام در کشاله ران زیر شکم زد. همان خودش خیلی درد داشت انگار یک هویی سه چهارتا پنی سیلین برای شما بزنند. بعد از دو دقیقه رفت و برگشت و گفت خوب دیگر دارو عمل کرده و حالا بی حس است. کلی منت گذاشت و پول اضافی هم گرفته بود برای آن دارو که به گفته او کمیاب است چون جنگ تازه تمام شده بود و به گفته او این چیزها را همه‌کس ندارند و گیر آوردنش سخت است و تو تا به حال نجس بودی حالا سر پیری آورده‌اند. من بخاطر گل روی مادرت قبول کردم و این حرف ها.

و در تمام مدت شما بسته شده بودید به تخت؟ کمی توضیح می‌دهید چطور شما را بی حرکت کرده بودند؟

من دختر لاغر مردنی بودم. به نظرم چهل کیلویی بیشتر وزن نداشتم. دست های مرا بالای تخت بسته بودند. مادرم روی شکم و سینه‌ام افتاده بود تا تکان نخورم. وقتی نفسم داشت بند می‌آمد قول دادم تکان نخورم ولی بعد موقع عمل دوباره افتاد روی شکم و سینه ام. خاله های تنومندی هم داشتم که از اطراف پاهایم را گرفته بودند و از لگن چسبانده بودند به تخت تا محل مورد نظر برای مثلاً خانم دکتر قابل رویت و قابل دسترس باشد.

شما گفتید که از شدت درد بیهوش شدید. یعنی اینکه داروی بی حسی عمل نکرده بود.

متأسفانه نه، چون اطراف جایی که می‌خواست ببرد بی حس شده بود. وقتی کل برجستگی میل جنسی مرا برید و دو طرف لبه ها را هم دوخت همه را احساس کردم اما قدرت تکان خوردن نداشتم یعنی یک نوع بیهوشی همراه با درد. در‌واقع مثل غش کردن. نمی‌دانم چطور توضیح بدهم.

دلیل ختنۀ دختران در منطقه شما چه بود گلتاب؟ ما می‌دانیم که در کشورهای مختلف اکثراً در آفریقا و بعضی کشورهای مسلمان این کار انجام شده برای از بین بردن میل جنسی زن یا برخی ربطش داده‌اند به اسلام. آیا برای تو و منطقۀ شما هم همین موضوع صدق می کرد؟

بله همین میل جنسی برایشان دردسر است. می گویند که دختر نباید داشته باشد تا خراب نشود و به راه بد نرود. از شوهرهم توقعی نداشته باشد. من بعدها از خواهرم شنیدم مادرم قصد نداشته این کار را با ما بکند ولی وقتی دیده است من خودارضایی می‌کنم خیال کرده به راه بد هم کشیده می‌شوم و خیابانی می‌شوم پس تصمیمش عوض شده است و دو خواهر دیگرم نیز در نه سالگی و پنج سالگی به تیغ سپرده شدند. خاله ها می‌گفتند دیگر نگذار مثل این پیر بشوند و زورت نرسد.

البته احتمال اینکه کسی از آن منطقه با شما ازدواج نکند هم وجود دارد یعنی اگر ختنه نشوید شما را طاهر نمی‌دانند.

مادرها از وحشت اینکه میل جنسی دختر رشد کرده او را ختنه می‌کنند. البته عده‌ای هم می‌گویند با ختنه نشان می‌دهید وقت شوهر کردنش رسیده و بالغ شده است. ولی خوب طوری آدم وحشت می کند که دیگر اصلاً مرد که نزدیکت رد بشود می میری.

از ازدواجتان برایمان می‌گویید و اینکه چرا بچه‌دار نشدید؟

تا بیست و هفت سالگی از نظر خانواده ترشیده شدم و چون زیبا نیستم و خواهان نداشتم  بالاخره به زور مرا به  یک مرد پنجاه و شش ساله اهل منطقه خودمان دادند که زن و بچه داشت و می‌گفت از همسرش راضی نیست. در عین حال قول گرفت که بچه نداشته باشیم چون خودش هشت فرزند دارد. چهار پنج سال پیش دام و کشاورزی اش را به بچه هایش سپرد و به این شهر کوچک آمدیم تا به گفتۀ او ازغرغرهای پیرزن یعنی زن اولش راحت باشیم. من هم مشغول کار در بیمارستان شدم . همین که اعتراض نمی‌کند از نظر خانواده‌ام بهترین شوهر دنیاست. البته مرد بدی نیست حداقل یک سرپناه دارم که اسیر دست زن برادر و شوهرخواهر و نان‌خور آن‌ها وقتی پدر و مادرم بمیرند نباشم. حالا شوهرم پیر شده  و کمتر تقاضای رابطه زناشویی دارد ولی بالاخره برای من کمش هم وحشت آور است.

نظرمردهای جامعۀ کوچک شما در رابطه با این ناقص سازی چیست؟ مثلاً شوهرتان. آیا با او درد دل کرده‌اید؟

فکر می‌کنند از هزاران سال پیش بوده و باید باشد. مثلاً شوهر من وقتی می‌گویم چیزی از میل جنسی نمی‌فهمم می‌گوید یعنی از من ناراضی هستی؟

هرگز تلاش نکرده اید برای آگاه سازی مردم در این زمینه کاری انجام بدهید؟ شما به عنوان یک قربانی بهترین سند برای حل مشکل آیندگان در این زمینه هستید.

نه خانم اصلاً امکانش برایم نیست. چهاربرادرم، پسرهای شوهرم، برادرشوهرهایم و پسرعموهایم همگی چون من در بیمارستان کار می‌کنم چندبار اوائل کتکم زدند. حتی یکبار شوهرم را هول دادند خورد به دیوار پیرمرد، خدا رحم کرد. می‌خواستم بروم پاسگاه شکایت کنم ولی شوهرم گفت سه طلاقه ات می‌کنم اگر چنین غلطی بکنی همینطوری زیادی پر رو شده‌ای دیگر همین یک کارت مانده است. نه متأسفانه همین که با شما حرف می‌زنم شاید یکی یک جایی یک کاری بکند.

اپیدمیولوژی ، ویژگی های ناحیه ایی ، دانش و نگرش نسبت به قطع/ بریدن اندام تناسلی زنان در جنوب ایران

اپیدمیولوژی ، ویژگی های ناحیه ایی ، دانش و نگرش نسبت به قطع/ بریدن اندام تناسلی زنان در جنوب ایران

ترجمه گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان در ایران

چکیده :

مقدمه . قطع / بریدن اندام تناسلی زنان [۱](FGM/C) ، که بعنوان ختنه زنان[۲] نیز شناخته میشود ، یکی از روشهای سنتی است که شامل حذف جزئی یا کامل دستگاه تناسلی خارجی زنان به دلایل غیر پزشکی میشود . گرچه این مورد بخوبی در برخی کشورهای عربی و آفریقایی شرح داده شده است ، اما داده های مرتبط به آن در ایران بسیار نادر است . هدف . شرحی بر اپیدمیولوژی[۳] ، ویژگیهای ناحیه ایی ، دانش و آگاهی نسبت به FGM/C در جنوب ایران .

مواد و روش ها . این مطالعه مقطعی[۴] در طی ۳۶ ماه ، از سال ۲۰۱۰ – ۲۰۱۳ در هرمزگان ، یکی از استانهای جنوبی ایران نزدیک خلیج فارس انجام شد . در این مطالعه ۷۸۰ زن را در شش منطقه عمده روستایی از این استان را مورد مطالعه قرار دادیم که برای انجام واکسیانسیون[۵] ، خدمات مرتبط به ماما[۶] و یا ارایه برنامه ریزی های خانوادگی[۷] به مرکز بهداشت و سلامت مراجعه کرده بودند . تمام شرکت کنندگان تحت بررسی کاملِ لگن[۸] قرار گرفتند ، برای تعیین نوع FGM . پرسشنامه هایی شامل چندین بخش مانند ویژگیهای جمعیت شناختی[۹] و اطلاعات زمینه ایی[۱۰]، و دو بخش مجزای خودگزارش دهی دانش و اگاهی در مورد FGM/C و عوارض ان ارایه شدند . ویژگیها و اطلاعات زمینه ایی جمعیت شناختی شامل موارد زیر بودند : سن ، سطح تحصیلات ، وضعیت تاهل ، مذهب ، و ملیت که متغیرهای مستقل مطالعه محسوب میشدند .

نتایج : در میان شرکت کنندگان ، ۵۳۵ (۶۸٫۵%) نفر تجربه ی FGM/C را داشته اند، FGM/C با سنین بالاتر در ارتباط بود (P = 0.002) ، برای ملیت افغانی (P = 0.003) ، سنی مذهب (P = 0.019) ، و داشتن سابقه خانوادگی FGMC در بین اعضای خانواده ، مادر (P ˂ ۰٫۰۰۱)، خواهر  (P˂۰٫۰۰۱)  و مادربزرگ (P ˂ ۰٫۰۰۱) ارزیابی شد . نواحی که دارای سنت های کهن بودند (۵۷٫۱%) بعنوان مهمترین فاکتورِ بروز FGM/C مد نظر قرار گرفتند . بیشترین عارضه معمولی گزارش داده شده در این مورد حدود (۶۴٫۴%) بود که به عفونتهای مجاری ادراری[۱۱] متعلق بود .

نتیجه گیری . FGM/C یک شیوه رایج در مناطق روستایی جنوب ایران است . این شیوه با افزایش سن ، بیسوادی ، سنی مذهب بودن ، ملیت افغانی ، و سابقه مثبت خانوادگی ارتباط مستقیم دارد . عدم آگاهی و دانش کافی در مورد  FGM/C مهمترین دلیل شیوع و استمرارِ این عمل در این نواحی است . مریم دهقان خلیلی ، فلاحی ، محمودی ، غفارپسند ، شهرزاد ، تقویی ، و فریدونی . اپیدمیولوژی ، ویژگیهای ناحیه ایی ، دانش ، و نگرش نسبت به قطع / بریدن اندام تناسلی زنان در جنوب ایران . مجله پزشکی جنسی(J Sex Med,2015;12:1577-1583) .

واژگان کلیدی :  . قطع / بریدن اندام تناسلی زنان (FGM/C) ، ختنه زنان ، دانش و نگرش ، عوامل تعیین کننده ، ایران .

مقدمه :

قطع / بریدن اندام تناسلی زنان (FGM/C) ، که بعنوان ختنه زنان نیز شناخته میشود ، یکی از روشهای سنتی است که شامل حذف جزئی یا کامل دستگاه تناسلی خارجی زنان به دلایل غیر پزشکی میشود [۱,۲] .بر اساس اعلامِ سازمان بهداشت جهانی [۱](WHO)، چهار نوع اصلی FGM/C وجود دارد : نوع I ( کلیتوریس برداری)[۲]، نوع II (بریدن تمام یا بخشهایی از الت تناسلی بیرونی/ لبهای کوچک و بزرگ فرج)[۳]  ، نوع III ( مهر و موم پوششی یا ختنه فرعونی)[۴]  ،نوع IV که برای توصیف سایر روشهای دیگرِ روشهای برداشتن الت تناسلی زنان در غیابِ الزامات پزشکی بکار میرود [۳] . فهرستی از علائم و اختصارات برای نواحی مختلف ، چشم اندازهای ایدئولوژیکی و فرایندهای پژوهشی وجود دارد . ما ترجیحا از اصطلاحاتی استفاده میکنیم که توسط یونیسف / صندوق کودکان ملل متحد[۵] و صندوق جمعیت سازمان ملل متحد[۶]، دو مرکز بزرگ سیاستگذاری جهانی در تلاش برای پایان دادن به قطع / بریدن اندام تناسلی زنان (FGM/C) ارایه شده است [۱]. از اوایل دهه ۱۹۷۰ میلادی ، تلاشهایی در غرب برای پایان دادن به FGM/C با تمرکز روی دو فاکتور عمده صورت گرفت که FGM/C و در نهایت بحث ایدئولوژیکی مرتبط به انرا مورد بررسی قرار دادند [۴,۵] . FGM/C نه تنها با نقض حقوق بشر ارتباط دارد بلکه مشخص شده همراه با آسیب های سلامت ذهنی و فیزیکی است [۶,۷] . عوارض مختلف فیزیکی و ذهنی برای FGM/C مشخص شده که شامل موارد زیر میشود : درد ، خونریزی[۷]، عفونت موضعی[۸]و ایجاد ابسه[۹] ، بیماری التهابی لگنی (PID)[10] ، سپسیس[۱۱] ،کزاز یا تتانوس[۱۲] ، مشکلات ادراری مانند عفونت دستگاه ادراری (UTI) ، هپاتیت و ویروس نقص ایمنی انسانی (HIV) ، و مسایل و مشکلات مربوط به باروری . عوارض مرتبط به روانپزشکی مانند اختلال استرسی بعد از حادثه [۱۳](PTSD)، برگشت به رویداد ، و اختلالات عاطفی [۸-۱۰] .

FGM/C یکی از مواردی است که عمدتا در کشورهای افریقایی و خاورمیانه بصورت گسترده گزارش شده است . چنین براورد میشود که حدود ۱۰۰ – ۱۴۰ زن و دختر FGM/C را تجربه نموده اند [۱۱] . FGM/C در حال حاضر در بیش از ۲۸ کشور در بین مذاهب و گروه های قومی مختلف گزارش شده است . چنین تخمین زده شده که حدود یک میلیون و نیم دختر بصورت سالانه با FGM/C روبرو میشوند [۱۲] . گرچه اپیدمیولوژی در چندین کشور مورد ارزیابی قرار گرفته است ، اما فاکتورهای پیش بینی کننده و عوامل اجتماعی تعیین کننده ی ناشناخته که همچنان هم ناشناخته مانده اند نیز در این راستا وجود دارند . چنین داده هایی برای درک انواع و فراوانی FGM/C مفید خواهند بود ، و همچنین روند عملکرد آن با وجود قوانینی که وجود دارد . علاوه بر این ، گزارشها و اطلاعات موجود در مورد ایران بسیار نادر است ، و تنها مطالعات اندکی وجود دارند که به این موارد پرداخته اند [۱۳,۱۴] . بر این اساس ، ما مطالعه کنونی را بمنظور ارزیابی شیوعِ FGM/C و دانش و نگرش نسبت به زنان را در جنوب ایران مورد بررسی قرار دادیم . ما همچنین با هدفِ شناسایی و ادغام زیر مجموعه هایی که دارای ریسک بالا هستند به این مطالعه پرداختیم .

مواد و روش ها :

جمعیت مورد مطالعه

این مطالعه مقطعی طی ۳۶ ماه و از سپتامبر ۲۰۱۰ تا سپتامبر ۲۰۱۳ در هرمزگان انجام شد ، که در جنوب ایران و نزدیک خلیج فارس قرار دارد . استان هرمزگان مساحتی حدود  ۷۰۶۹۷ (۲۷۲۹۶ sq mi)مترمکعب را احاطه نموده است ، مرکز این استان ،بندرعباس است . این استان دارای ۱۴ جزیره است که در خلیج فارس و در هزار کیلومتری (۶۲۰ mi) خط ساحلی قرار دارد . جمعیت این استان بر اساس آخرین سرشماری در سال ۲۰۱۱ ، حدود ۱۵۷۸۱۸۳ نفر گزارش شه است و برآورد شده که در مناطق روستایی این استان حدود ۷۸۹۷۱۲ نفر زندگی میکنند . بطور کلی ، ۳۸۴۵۸۹ زن در مناطق روستایی این استان زندگی میکنند . مطالعه فعلی شامل تمام زنانی یشود که در شش ناحیه ی روستایی اصلی در این استان زندگی میکنند که شامل موارد زیر میشود ، میناب، دهباز، بندرلنگه، قشم، بندر خمیر، و بستک. اندازه جمعیت و جمعیتِ زنان در این شش ناحیه بترتیب عبارت است از ۱۷۹۴۴۵ و ۸۶۶۶۹ نفر .

ما تمام زنانی را که به مراکز بهداشت و سلامت در این شش ناحیه ، در طول مدت مطالعه مراجعه کرده بودند را مورد ارزیابی قرار دادیم . این زنان به مراکز بهداشت و سلامت مراجعه کردند تا واکسیناسیون ، خدمات ماما ، و یا برنامه ریزی های خانوادگی را دریافت کنند . زنان انتخاب شده بصورت مستمر انتخاب شدند و در این مطالعه مورد ارزیابی قرار گرفتند . پروتکل مطالعه به تایید هیئت مدیره بررسی نهادی (IRB)[7] و کمیته اخلاق پزشکی دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان رسید . تمام شرکت کنندگان قبل از مشارکت در این مطالعه ، تمام اطلاعات خود را با رضایتمندی بصورت مکتوب ذکر کردند .

پروتکل مطالعه :

تمام مشارکت کنندگان در این مطالعه توسط دانشجویان پزشکی در یک مرکز بهداشتی سلامت برای پروژه های تحقیقاتی مانند فراهم نمودن خدمات بهداشت سلامت مورد مصاحبه قرار گرفتند . تمام مشارکت کنندگان تحت بررسی و معاینه کاملِ لگن در وضعیت سنگ برداری یا لیتاتومی[۸] ،توسط دانشجویان زنی پزشکی آموزش دیده و ماما ها قرار گرفتند . وجود و نوع FGM بر مبنای طبقه بندی WHO انجام شد ، و بشکل داده های جمع اوری شده ثبت و نگهداری شد . جمع اوری داده ها از بخشهای مختلف جمعیت شناختی ، دانش ، نگرش و باورهایی که در مورد FGM/C وجود دارند انجام شد . سنی که در آن FGM انجام شده بر اساس اطلاعات بیماران و والدینِ انها ثبت شد . اول ، از مشارکت کنندگان سووال شد ، آیا تا بحال ختنه شده اید ؟ (بله / خیر) . دوم ، از آنها پرسیده شد ، آیا فکر میکنید این کار باید ادامه پیدا کند ؟(بله / خیر) . مشارکت کنندگانی که هیچگونه اطلاعاتی در مورد FGM/C و یا ختنه زنان نداشتند نیز ثبت شدند . متغیرهای مستقل ما در این مطالعه عبارت بودند از ویژگیهای اجتماعی – جمعیت شناختی مانند سن ، تحصیلات (بیسواد ، ابتدایی ، دبیرستانی ، دیپلم ،کارشناسی ارشد و بالاتر) ، وضعیت تاهل (متاهل ، مجرد) ، مذهب (شیعه یا سنی) و ملیت (ایرانی ، افغانی ، عرب) . ما همچنین سابقه خانوادگی را هم در مورد FGM/C مورد مطالعه قرار دادیم ، FGM/C در مادر، خواهر ، و مادربزرگ .

تحلیل آماری :

تمام داده ها وارد پایگاه داده ایی کامپیوتر شدند و تحت تجزیه و تحلیل های بیشتر قرار گرفتند. بسته های آماری برای علوم اجتماعی (SPSS,Chicago,IL,USA) ورژن ۱۶٫۰ برای تمام تجزیه و تحلیل های اماری مورد استفاده قرار گرفت . داده ها بصورت میانگین بعلاوه و منهای انحراف معیار و نسبت داده های متناسب ثبت شدند . داده های پارامتری بین افرادی که تجربه FGM/C را داشته اند و گروه کنترلی با استفاده از ازمون t مورد مقایسه قرار گرفتند ، در حالیکه نسبتها با استفاده از آزمون آماری کای اسکوئر / [۹]Chi square ماریآ مورد مقایسه قرار گرفتند . مقدار p دوطرفه در صورتی معنادار بنظر میرسد که کمتر از ۰٫۰۵ باشد .

نتایج :

بطور کلی ، در این مطالعه ۷۸۰ زن از نواحی روستایی استان هرمزگان مشارکت داشتند. میانگین سنی مشارکت کنندگان بصورت زیر بود :  ۳۰٫۵ +- ۱۴٫۶ ( بین محدوده سنی ۱۴  تا ۳۸  سال) ، و میانگین سنی آنها که برای اولین بار FGM/C را تجربه نمودند حدود ۵٫۶ +- ۳٫۶ سال (یعنی در محدوده سنی ۲ تا ۳۸ سال) براورده شد . در میان مشارکت کنندگان ، ۵۳۵ نفر (حدود ۶۸٫۵%) تجربه ی FGM/C را داشتند . بنابراین ، بر اساس جمعیت موجود (۸۶۶۶۹) تعداد زنانی که ختنه شده بودند حدود ۵۹۴۴۶ نفر بودند . بعبارت دیگر ف میزان شیوع در هر ۱۰۰۰۰۰ زن روستایی حدود ۶۸۵۸۹ نفر بود . اطلاعات زمینه ایی مطالعه در جدول ۱ بصورت خلاصه ذکر شده است . بیشتر شرکت کنندگان ازدواج کرده بودند (۶۸٫۳%) و ۹۳٫۱% آنها ایرانی بودند . بخش بزرگی از شرکت کنندگان بیسواد بودند (۳۶٫۶%) و سابقه خانوادگی FGM/C در انها وجود داشت . برداشتن/ بریدن

کلیتوریس بیشترین روش مورد استفاده با فراوانی (۲۸٫۷%) میباشد ، و در نوع یک (کلیتوریس برداری) در FGM/C حدود (۲۷٫۹%) براورد شده است .

جدول ۲ ، جمعیت مورد مطالعه را در FGM/C نشان میدهد . در مقایسه با گروه کنترلی ، افرادی که بصورت معناداری  FGM/C را تجربه نموده اند حدود  (P = 0.002) ارزیابی شد .

FGM/C در میان افغانها بیش از ایرانیان (P = 0.003) و در مقایسه بین زنان متاهل نسبت به زنان مجرد حدود (P ˂ ۰٫۰۰۱) گزارش شده است . سایر داده های به دست آمده حاکی از موارد زیر بود : FGM/C در بین سنی مذهبان (P˂۰٫۰۰۱۹) ، افرادی دارای سابقه خانوادگی ، در مادر (P˂۰٫۰۰۱) ، خواهر (P ˂ ۰٫۰۰۱) و مادربزرگ (P˂۰٫۰۰۱) . تعداد افراد بیسواد که تجربه ی FGM/C را داشتند در مقایسه با گروه کنترلی (P ˂ ۰٫۰۰۱) بود . به همین ترتیب ، در مقایسه با گروه کنترلی ، سالهای تحصیلی بصورت معناداری پایین تر بود ( ۴٫۶+- ۱٫۳ در مقایسه با ۹٫۶+- ۲٫۶ سال تحصیلی ، P = 0.013 ) .

دانش و نگرش شرکت کنندگان نسبت به FGM/C و عوارض آن در جدول ۳ بصورت خلاصه ذکر شده است . رایج ترین باورهای موجود در مورد FGM/C به باورهای کهن و باستانی بر میگردد که در نواحی روستایی بسیار رواج دارد ، حدود ۵۷٫۱% این مناطق دارای این باورها و سنت ها هستند . دستورالعمل های مذهبی در ۳۰٫۳% موارد توسط شرکت کنندگان ذکر شد ، در حالیکه از دیگر دلایل رایجِ انجامِ FGM/C ، افزایش میل جنسی خود[۱] (۲۵٫۸%) و تحریک / برانگیختگی جنسی شریک جنسی[۲] (۳۲٫۱%) بود . در مقایسه با پدران ، مادران تمایل بیشتری برای ادامه دادن این روش داشتند (۴۰٫۶% در مقایسه با ۱۴٫۹% ، P ˂ ۰٫۰۰۱) . بطور کلی ، در ۷۰٫۶% مواردی که تجربه ی FGM/C را داشتند ، عوارض بسیاری گزارش داده شده بود (جدول ۳) . UTI از شایع ترین عوارض گزارش شده (در حدود ۶۰٫۴%) بود که بعد از آن بترتیب خونریزی (۵۶٫۷%) ، خارش (۵۱٫۷%) و حساسیت به سوختگی (۴۶٫۷%) گزارش شدند . همچنین ، ۸٫۸% شرکت کنندگان دچار اختلالات روانپزشکی هستند . PTSD از شایع ترین عوارض تشخیص داده شده در اختلالات روانی بود.

جدول ۱٫ ویژگیهای جمعیت شناختی و بالینی ۷۸۰ زنِ شرکت کننده در مطالعه ی قطع اندام تناسلی زنان در جنوب ایران

 

 

 

 

 

 

 

جدول ۲٫ عوامل جمعیت شناختی و اپیدمیولوژیکی ۷۸۰ زنِ شرکت کننده در مطالعه ی قطع اندام تناسلی زنانیکی از شایعترین آزمونهای آماری سطح مقدماتی است که در تعداد زیادی از مقالات مشاهده می کنیم از این آزمون استفاده شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول ۳٫  ویژگیهای جمعیت شناختی و بالینی ۷۸۰ زنِ شرکت کننده در مطالعه ی قطع اندام تناسلی زنان در جنوب ایران

FGM/C یک عمل بسیار شایع است که ریشه در سنتهای قدیم و کهن دارد . امروزه عمدتا این کار در کشورهای آفریقایی و مکشورهای کوچک در خاورمیانه رواج دارد . بر اساس گزارشهای ارایه شده توسط WHO ، حدود صد میلیون زن در سراسر جهان تحت عمل FGM/C قرار گرفته اند ،در حالیکه سالانه حدود ۴-۵ میلیون نفر از دختران و نوزادان دختر تحت این عمل قرار میگیرند [۱]. شدیدترین و تهاجمی ترین زیر مجموعه FGM/C در میان جمعیت سومالی و سودان گزارش شده است [۱۵] . گزارشهای متعددی وجود دارد که به توصیف دانش و نگرش ، و همچنین اپیدمیولوژی FGM/C در کشورهای افریقایی و خاورمیانه پرداخته است . با این وجود ، داده های مرتبط در ایران بسیار نادر است . با توجه به اطلاعات و دانشی که ما در اختیار داریم ، این اولین مطالعه ایی است که در جنوب ایران گزارش شده و به شیوع و عوامل ایجاد FGM/C پرداخته است ، و دانش و نگرش در اینمورد را در ایران شرح داده است . ما دریافتیم که شیوع FGM/C بصورت چشمگیری در جنوب ایران علیرغم گزارشهایی که از قبل وجود داشته بسیار زیاد است [۱۶] .بحث و بررسی :

برآورد میزان شیوع FGM/C بطور گسترده ایی در کشورهای مختلف ،متفاوت است . این موضوع بر خلاف واقعیت موجود است که تمام کشورهایی که در آنها این روش وجود دارد در همسایگی یکدیگر قرار دارند [۱۷] . تفاوتهای موجود در ویژگیهای اپیدمیولوژیکی و FGM/C ریشه در ویژگیهای اجتماعی ،تاریخی ، سنتی ، و تنوع سیاسی بین کشورها دارد . مطالعاتی که اخیرا انجام شده اند نشان داده اند که ۱۰ زن و دختر در جیبوتی[۱] ، مصر[۲] ، گینه[۳] ، مالی[۴] ، شمال سودان[۵] ، سیرالئون[۶] و سومالی[۷] بصورت سالانه به این کار مجبور میشوند [۱۲] . همچنین گزارش شده است که حدود ۸۷ میلیون دختر در ۲۷ کشورِ افریقایی و یمنی تحت این عمل قرار گرفته اند [۱۸] . به همین ترتیب ، چنین براورد شد که تعداد زنان تحت FGM/C در کشورهای نیجریه ، مصر ، و اتیوپی بترتیب ۲۸۱۷۰ ، ۲۴۷۱۰ و ۲۳۲۴۰ نفر بود . ما دریافتیم که ۶۸٫۵% از تمام زنانی که در مناطق روستایی قرار دارند ،دارای نوعی از FGM/C هستند . نتایج حاصل از مطالعه ما با نتایج به دست امده از گزارشهای قبلی، در جنوب [۱۳] و شمال ایران [۱۴]  قابل مقایسه است ، و حاکی از شیوع ۷۰% و ۵۵٫۷% می باشد . این امر نشان میدهد که شیوع FGM/C در مناطقِ روستایی ایران تا حدود بسیار زیادی بالا است . میانگین سنی شرکت کنندگان در مطالعه فعلی نیز برآورد شد : ۵٫۶ ± ۳٫۶  سال ، که در مقایسه با گزارشهای قبلی منتشر شده در ایران(۹٫۲ ± ۱۴٫۲)  پایین تر بود [۱۴] . ما چنین نتیجه گیری کردیم که این عمل در گروه های سنی پایین تر در جنوب ایران بیشتر رواج دارد . گروه سنی ۱۵-۱۹ سال در بیشتر کشورهای آفریقایی [۱۷,۱۹] بیشترین رده سنی را در میان افرادی دارند که FGM/C را تجربه نموده اند . ما همچنین دریافتیم که میزان شیوع با افزایش سن افزایش یافته است . جالب است بدانید ، دریافتیم که برخی دختران بعد از سنین ۱۸-۲۱ سالگی FGM/C را تجربه نموده اند . سنی که در آن FGM/C اجرا میشود انجام میشود در بین کشورهای مختلف و حتی هر منطقه نسبت به منطقه دیگر در یک کشور متفاوت است ، گاهی اوقات ، اینکار بلافاصله بعد از تولد و گاهی اوقات قبل از ازدواج انجام میشود [۵,۶]. ما متوجه شدیم که اینکار عمدتا توسط افرادی که در هر منطقه ختنه

میکنند (۴۷٫۴%) و سپس مادربزرگ ها (۳۹٫۲%) انجام میشود . این یافته در تایید با دیگر مطالعات انجام شده است . پاشایی[۱][۱۴] نشان داد که اکثریت این قطع اندامها بدستِ ماماهای سنتی و زنان سالخورده  (۹۶٫۴%) انجام شده که در حین اینکار از بیهوشی[۲] نیز استفاده نکرده اند (۱۰۰%) . تگ الدین و همکارانش [۲۰] همچنان نشان دادند که FGM/C در بین زنان مصری عمدتا توسط افراد محلی که کار ختنه را انجام میدهند و از بیهوشی نیز استفاده نمیکنند انجام شده است . داده های مطالعه فعلی نشان میدهد که هر چه سطح آموزشی و تحصیلات پایین تر باشد میزان شیوع FGM/C افزایش می یابد ، که در تطبیق با گزارشهای ثبت شده از مطالعات قبلی در کشورهای آفریقایی است (۱۴,۱۷,۲۱-۲۳] . یافته ی جالبِ این مطالعه ، این بود که FGM/C در نواحی جنوب ایران بیشتر در میان سنی مذهبان رواج داشته است . بعبارت دیگر ، افراد سنی مذهب تمایل بیشتری به انجام این کار و ادامه دادن آن دارند . گزارشهای قبلی نشان داده اند که FGM/C بیشتر در اسلام وجود دارد [۲,۱۶] . با در نظر گرفتن تمام مطالعات در کنار هم ، میتوان چنین نتیجه گیری نمود که مسن تر بودن ، داشتن تحصیلات کمتر ، و اینکه بتازگی ازدواج کرده ایی یا قبلا متاهل بوده ایی و یا اینکه هرگز ازدواج نکرده باشی همگی منجر به افزایش میزان رواج FGM/C میشوند . علاوه بر این ، مسلمان بودن همچنین منجر به افزایش شانسِ ختنه شدن . ما همچنین نشان داده ایم که سنی مذهبان در مقایسه با شیعه ها تمایل بیشتری برای اجرای FGM/C دارند . این امر را میتوان به دلیل تجمع بیشتر سنی مذهبان در این مناطق توصیف نمود . توضیح بعدی این است که مسلمانان سنی مذهب در مقایسه با مسلمانان شیعه در این نواحی در ایران، بیشتر محافظه کار هستند و سنتی تر عمل میکنند . همچنین نشان داده شده که مسن تر بودن ، داشتن تحصیلات کمتر ، و مسلمان بودن از دیگر موارد ختنه دختران هستند [۱۷] . ما همچنین نشان دادیم که اگر در خانواده ایی سابقه ختنه / FGM/C در بین مادر ، مادربزرگ و خواهر وجود داشته باشد ،بصورت قابل توجهی FGM/C بیشتر شایع است .در تایید با مطالعات قبلی ، ما دریافتیم که FGM/C رایج ترین شیوه معمول در مناطق بوده است [۱,۱۳,۱۴,۱۷,۲۰,۲۴] . با این وجود ، برداشتن جزیی یا کامل کلیتوریس از سایر موارد رایج تر بود . این امر نشان میدهد که در این مناطق ،این کار محدود به خراشیدن و بریدن کلیتوریس میشود .

FGM/C با پیامدها و عواقب طولانی مدت و کوتاه مدت همراه است [۸,۲۵,۲۶] . همانطور که زنان بسیاری در دوران کودکی FGM/C را تجربه میکنند ، آنها ممکن است بلافاصله هیچگونه عوارضی مشاهده نکنند . بر این اساس ، اوبرمییر[۳] [۲۶] معتقذ است که FGM با عوارض کمی همراه است و پیامدهای بهداشتی سلامتی ونگرشی که نسبت به FGM/C وجود دارد با شواهد موجود تایید نمیشوند . بر مبنای طبقه بندی انجام شده WHO [11] ، عوارض بی درنگِ این عمل عبارتند از: مانند عفونت ، تکرر ادرار[۴] ، درد شدید، شوک ، خونریزی[۵] و مرگ . پیامدهای طولانی مدت نوع Iو II عبارتند از : آبسه ، زخمهای عصبی و تشکیل کلوئید و کیستهای پوستی[۶] . در FGM/C نوع  III عوارض دیگری ذکر شده مانند انچه برای انواع اول و دوم بیان شد ، و مواردی مانند قاعدگی دردناک[۷] ، بی اختیاری در ادرار ، تنگی واژن[۸] . ویروس HIV ، هپاتیت B ، و سایر بیماریهای مربوط به تزریق خون که میتوانند از راه تمام انواع FGM منتقل شوند [۱,۱۱] . از انجایی که بیشتر بیمران دارای FGM/C نوع I بودند ، عوارض جانبی آنها حداقل و محدود بود . عفونتهای مزمن دستگاه تناسلی و PID نیز به FGM مربوط هستند . این مسایل و مشکلت از لحاظ خاصی دارای اهمیت هستند زیرا آنها در میان علل نازایی قرار دارند [۸,۲۵] . ما همچنین دریافتیم که UTI و خونریزی از مهمتری عوارضِ گزارش شده هستند ، در حالیکه تشکیل کیست و نازایی جزءکمترین عوارض شایع بودند . پاشایی [۱۴] نشان داد که پاسخ دهندگان به ختنه تا حدود (۴۸٫۲%) از درد و (۱٫۵%) از خونریزی بعد از FGM در عذاب بودند . مطالعات متعددی وجود دارند که نشان داده اند زنانی که تجربه ی FGM/C دارند ،میل جنسی آنها کاهش یافته و بشدت دارای اختلالات عملکرد جنسی هستند [۷,۲۲] . در این میان عوارض روحی روانی از اهمیت خاصی برخوردار هستند [۹] . در این مطالعه ، آمیزش و نزدیکی دردناک[۹] و کاهش میل جنسی بترتیب در بین ۳۹٫۶% و ۱۷٫۲% از شرکت کنندگان گزارش شده است . همچنین نشان داده شده است که بازسازی مجدد کلیتوریس میتواند منجر به بهبود میل جنسی و عملکرد جنسی شود [۲۷] . مهمترین نکته ایی باید انرا در ذهن بخاطر سپرد این است که گرچه نگرانیهایی

در سطح جهانی با توجه به انتقال HIV از راه FGM وجود دارد ، اما ارتباط مستقیم هنوز باید از راه مطالعات اپیدمیولوژیکی مورد بررسی قرار گیرد [۲۸] .

ما دریافتیم که بیشترین دلیلِ انجام FGM/C بترتیب اهمیت دلایل زیر بوده است : سنت (۵۷٫۱%) ، پاکیزگی و یا حلال بودن دختر (۴۰٫۱%) و تحریک جنسی شریک جنسی (۳۲٫۱%) . حدود ۳۰٫۳% از شرکت کنندگان به مذهب اشاره نمودند ،در حالیکه افزایش لذت خود از عملکرد جنسی در ۲۵٫۸% گزارشِ شرکت کنندگان وجود داشت . پاشایی و همکارانش نشان دادند که دلایل بروز FGM/C برتیب بصورت زیر است : سنت و عرف (۶۶٫۷%) ، پاکیزگی (۱۷٫۲%) ، مذهب (۲٫۸%) ، بهداشت (۲٫۶%) و کنترل تمایلات جنسی (۱%) . بسیار مبرهن است که ، سنت ، مذهب و فشار اجتماعی مهمترین انگیزه برای انجام FGM/C بودند . در مطالعه ایی که تگ الدین و همکارانش انجام دادند [۲۰] ، دلیل بروز fgm/c را بصورت زیر بیان نمودند : مذهب (۳٫۹%) ، پاکیزگی دختران (۸٫۹%) ، و سنتهای اجتماعی و فرهنگی (۱۷٫۹% – ۱۵٫۹%) . محمد[۱] و همکارانش همچنین گزارش دادند که درمیان زنان مصری ، سنت ، پاکیزگی و باکرگی از مهمترین انگیزه های تداومِ (FGM/C)  تا حدود (۱۰۰%) است ، که بعد از آن ، تمایلات مردان ، فاکتورهای زیباشناختی ، و فاکتورهای مذهبی بترتیب (۴۵٫۲% – ۱۰۰%) وجود دارند . یافته های ما در تایید با مطالعات و بررسی های قبلی در ایران است که FGM/C بیشتر یک عملکرد اجتماعی است که فراتر از الزام و تعهد مذهبی است [۱۴] . بطور کلی ، در اسلام هیچ دلیلی برای انجام FGM/C وجود ندارد . روشن است که اسلام هر گونه آسیب رسانی به بدن را قدغن نموده و شواهدی مبتنی بر کتاب مقدس مسلمانان در ارتباط با FGM/C و حمایت از آن وجود ندارد [۱۹] .یکی از یافته های جالب توجه این بود که ۴۰٫۶% از مادران بیان کردند که آنها این کار را برای فرزندان خود انجام خواهند داد . این موضوع نشان میدهد که کمبود دانش و اگاهی در تداومِ اینکار در مناطق بی تاثیر نبوده است . بیش از ۸۰% شرکت کنندگان همچنین بیان کردند که مادران و مادربزرگ های آنها تصمیم گیرنده های اصلی برای انجام اینکار بوده اند . با توجه به نقش مدران و مادربزرگ ها در FGM/C ، نتایج بدست امده شبیه نتایج حاصل از تگ الدین و همکارانش [۲۰] و هریکا و دهار [۲۹] است . بنابراین ، بر مبنای یافته های ما ، برنامه های مداخله ایی باید روی آموزش زنان در ارتباط با خطرات FGM/C باید متمرکز شوند .

در مطالعه ما محدودیتهای چندی وجود داشت . مطالعه کنونی یک مطالعه مقطعی بود که شامل زنانی میشد که در نقاط و نواحی زندگی خود ویژگیها و عوامل بروز FGM/C وجود داشت . ما از پرسشنامه هایی برای تعیین دانش و نگرش شرکت کنندگان نسبت به FGM/C استفاده کردیم. ما معاینه کامل لگن را برای تعیین نوع FGM/C انجام دادیم . این روش شناختی تنها ما را قادر به ارایه گزارشی در مورد شیوع اختلالات جنسی در میان شرکت کنندگان بر مبنای باورهای آنها نمود . بنابراین ، ما نمیتوانیم بین اختلالات جنسی و FGM/C نظر و رابطه ایی مستقیم ذکر کنیم . همچنین در مطالعه ما بررسی روی پدران و همسران شرکت کنندگان انجام نشد که خود یک نقص بمار میرود . نقش شرکای جنسی مرد در ادامه این روش بسیار حایز اهمیت است که در این مطالعه به ان پرداخته نشده است . با این وجود ، این اولین مطالعه جامعی است که روی FGM/C در جنوب ایران انجام شده است و اطلاعات ارزشمندی در مورد ویژگی ها و نگرش موجود نسبت به FGM/C در اختیار ما نهاده است . جمعیت بیشتری در مطالعات بر مبنای آموزش و رسانه ها بید مور بررسی قرار گیرند تا بتون میزان بروزِ FGM/C را در این نواحی کاهش داد .

در نتیجه ، FGM/C یک شیوه معمول در نواحی روستایی در جنوب ایران است و با افزایش سن ، بیسوادی ، سنی مذهب بودن ، ملیت افغانی داشتن ، و سابقه مثبت خانوادگی در انجام این شیوه ارتباط مستقیم دارد و افزایش می یابد . افزایش دانش جمعیت این نواحی و توجه به FGM/C از طریق رسانه ها و مدارس برای توقف دامه این شیوه معمول در منطقه بسیار الزامی خواهد بود .

برای دسترسی به منابع، اصل مقاله از اینجا قابل دسترسی می باشد.

نویسندگان:

مریم دهقان خلیلی ،MD ،* صغرا فلاحی، MD ، †فروغ محمودی ، MD ، فریبرز غفارپسند ،MD ، §  محمد اسماعیل شهرزاد ، MD ، محسن تقوی ، MD ، و مرجان فریدونی اصل MD .

* مرکز تحقیقات سیاستگذاری سلامت (HPRC) وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شیراز ، مرکز تحقیقات پزشکی مولکولی (MMRC) ،دانشکده علوم پزشکی هرمزگان ، بندر عبای ، ایران ،   مرکز تحقیقات باروری و ناباروری ، دانشکده علوم پزشکی هرمزگان ، بندرعباس ،ایران ، § مرکز تحقیقات علوم اعصاب ،دانشکده علوم پزشکی شیراز ، ایران کمیته پژوهش های دانشجویان ، دانشکده علوم پزشکی هرمزگان ، بندرعباس ، ایران .