بررسی مقایسه ای تعارضات زناشویی، تمایل جنسی و صمیمیت در زنان ختنه شده و ختنه نشده شهر قشم

بررسی مقایسه ای تعارضات زناشویی، تمایل جنسی و صمیمیت در زنان ختنه شده و ختنه نشده شهر قشم

پایان نامه ای با عنوان بررسی مقایسه ای تمایل جنسی، صمیمیت و تعارضات زناشویی زنان بین ۱۷ تا ۴۵ ساله با راهنمایی دکتر اقبال زارعی و پژوهش یحیی بازیار زاده در اسفند ماه ۱۳۹۲ در دانشگاه هرمزگان دفاع شده است. ابزار این پژوهش کمی پرسشنامه تمایل جنسی هالبرت- پرسشنامه صمیمیت و پرسشنامه تعارضات زناشویی بوده است. از ۲۵۰ پرسشنامه توزیعی ۲۳۳ پرسشنامه تکمیل شده است. نتیجه این پژوهش نشان داده است که بین تمایل جنسی و صمیمیت تفاوت معنا دار وجود دارد و در تعارضات زنانشویی تفاوت معنا دار پیدا نشد.

“نهایتا پس از همتاسازی ۱۹۸ پرسشنامه شامل ۱۰۰ پرسشنامه مربوط به زنان ختنه شده و ۹۸ پرسشنامه مربوط به زنان ختنه نشده با روش تی تست گروههای مستقل و تحلیل واریانس یک طرفه گروه های مستقل با نرم افزار اس پی اس اس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که تمایل جنسی و صمیمیت میان دو گروه از زنان مورد پژوهش تفاوت معناداری داشت به گونه ای که میانگین این دو متغیر در گروه زنان ختنه شده پایین از زنان ختنه نشده میباشد. بر پایه یافته های این پژوهش تفاوت معناداری در تعارضات زناشویی میان دو گروه مشاهده نگردید”.

وی برخی از دلایل انجام ختنه از دیدگاه عوام را این گونه بر می شمارد:

۱٫صیانت وپاکی و نجابت: قسمت خارجی اندام تناسلی زنان ناپاک است بنابراین اگر آن قطع شود باعث پاکی میشود.

۲٫زیبایی: قسمت خارجی اندام تناسلی بدمنظر است (شبیه مردان)

۳٫جلوگیری از سقط جنین: اگر ختنه نشوند بچه در حین تولد خواهد مرد. در برخی کشورها عمل ختنه در حین زایمان انجام میشود که با خونریزی شدید همراه است.

۴٫ترفیع منزلت و یکپارچگی: هویت میبخشد. به مرحله زن بودن ارتقا می یابند.

۵٫جلوگیری از بی بندوباری جنسی: اگر بافت احساسی (کلیتوریس) قطع شود تمایل جنسی و به تبع آن انحراف در زن کاهش می یابد.

۶٫بهبود و پیشرفت رابطه جنسی برای مردان و رضایت آنان، چرا که مهبل کوچک شده و مردان رضایت بیشتری در حین مقاربت خواهند داشت.

۷٫افزایش فرصت برای ازدواج زنان: عمل ختنه گواه پاکی و نجابت

بازیاری ضرورت واهمیت پژوهش را به مخاطره افتادن سلامت جسمی و روانی زنان می داند. همچنین بسیاری از خشونت ها ریشه در سنت ها و توجیهات آئینی دارد. آثار روانی از قبیل ترس، کابوس و اضطراب ناشی از این عمل و ضایعات ایجاد شده در اندام های تناسلی زنان بسیار عمیق و در اغلب موارد غیر قابل جبران است. طبق اعلام سازمان بهداشت جهانی کلیتوریس کلیدی برای ایجاد عملکرد طبیعی تمایلات جنسی زنان است و قطع آن موجب سرد شدن روابط جنسی،نداشتن ارگاسم، آمیزش دردناک می شود. اختلالات فعالیت جنسی در زنان در چهار حیطه تمایل جنسی، تحریک جنسی، درد حین نزدیکی و عدم توانایی رسیدن به اوج لذت جنسی است. موانع اجتماعی فرهنگی برآورد دقیق این اختلالات را دشوار می کند اما شیوع این اختلالات در زنان بالا بوده و تاثیر شگرفی بر کیفیت زندگی، اعتماد بنفس، خلق و خو، روابط همسری وفعالیت های اجتماعی آنها می گذارد.

کلودسی گزارش داده که تاجران برده در ترکیه عمل ختنه را برروی کنیزانشان اعمال می کرده اند. استرابون جغرافی دان اظهار می کند یکی از رسومی که در میان مصریان غیورانه انجام می شده است فرزندان نرینه خویش را ختنه میکردند- درمورد دختران نیز عادت فوق اجرا میشده. هاسکه و دورکینو معتقدند این عمل به دو هزار سال پیش در مصر باز میگردد. کمربند عصمت نیز در رومیان قرون وسطی- ابتدا آهنین سپس چرمی به کار برده می شده است.

عمل نوع دوم در اروپا، روسیه وایالات متحده شایع بوده است و برای زنانی که دچار ناراحتی روحی-روانی بوده اند انجام می شده است. در انگلستان ویکتوریا این عمل را بر روی زنانیکه نیاز جنسی در آنها بروز کرده و استشها (خودارضایی) میکردند بکار برده میشده است. زنان میل خود را سرکوب میکردند و صحبت در مورد آن ممنوع بود.

در قرن ۱۹ نوع اول توسط پزشکان آمریکایی و انگلیسی در درمان بسیاری از بیماری ها از قبیل هیستری، صرع، افسردگی، همجنسگرایی(همجنسگرایی بیماری نیست) و خودارضایی های مکرر در مورد زنان انجام می شد.

این عمل توسط یک پزشک متخصص زنان بنام اسحاق بیکر براون بکار گرفته میشد- استدلال وی این بود که بیشتر بیماری هایی که توسط زنان تجربه میشود به هیجانات دوره ایی سیستم عصبی بویژه عصب پودیک pudic  منتهی به کلیتوریس مربوط میشود. او استدلال میکرد که تحریک عادی این عصب از طریق استمناء فشار زیادی بر سلامتی زنان وارد می آورد و می تواند موجب ایجاد مراحل هشتگانه پیشرفت بیماری هایی از قبیل هیستری، تحریک ستون فقرات، صرع هیستریکی، آمادگی برای جمود فکری، آمادگی برای بیماری صرع، بلاهت یا ضبط دماغ و مانیا و سرانجام منتهی به مرگ میشود. درمان و بهبود بیمار از طریق قطع کامل کلیتوریس با قیچی جراحی، تزریق افیون به راست روده و مراقبت شدید از بیمار به مدت یک ماه می بود. طبق نظر وی زنان سرکش و رام نشده از این طریق به همسران خوبی بدل خواهند شد. دختران مجرد به آغوش خانواده باز خواهند گشت و زنان متاهل که قبلا از روابط جنسی متنفر بودند باردار می شوند. بعدها مشخص شد بین این عمل قطع آلت تناسلی و درمان این اختلالات او از جامعه پزشکی انگلستان اخراج شد.

فروید وریک نشان دادند که بین اعمال روانی وعادات قبیله ایی یک رابطه روانی وجود دارد و این عادات هر کدام بستگی به خصوصیات و فرهنگ هر قبیله دارد که این عمل در آن قابل قبول جلوه داده شده است و هر یک از آنها در جایگاه بخصوصی قرار میگرفته اند و علاوه براین علت ترس از محیط و تکانه های عصبی از عوامل دیگری بوده که انسان های اولیه را وادار به اقدام میکرده است و در تمدن امروزی از آن همه عادات انسانهای اولیه تنها دو مورد بیشتر انجام می شود: اولی ختنه و بعد لوزه برداری، که هرکدام از قدیمی ترین زمانهای تاریخ بشری صورت میگرفته تا به امروز ادامه دارد.

ختنه مغایرت جنسی زنان را خارج از رابطه زوجی حفظ میکند و ارزشگذاری زن زن در بیاری از جوامع براساس تولیدمثل و نقش مادری انجام میگیرد.

الگوهای ارتباطی زوجین

  • الگوی سازنده متقابل برد-برد
  • الگوی توقع/کناره گیری— توقع مرد کناره گیری زن / توقع زن کناره گیری مرد
  • الگوی اجتناب متقابل (کریستفسن و سالاری)

بازیاری در پژوهش خود پیشینه های زیر را الگوی کار خود قرار داده است:

– در سودان: تفاوت معناداری در فراوانی ارگاسم بین شده ونشده

– در نیجریه: تفاوت معناداری در فراوانی ارگاسم بین شده ونشده

– در مصر: ارگاسم، هیجان جنسی و خودارضایی میان شده ونشده تفاوت معنا دار

– در نیجریه : تفاوت معنادار بین رضایت زناشویی در جریان روابط جنسی زنان بین شده ونشده وجود دارد.

– در اسماعیله مصر: تفاوت معنا دار از حیث تمایل جنسی ، لذت از رابطه جنسی، ارگاسم و خشکی واژن در جریان رابطه جنسی میان شده ونشده.

– در گامبیا: عواقب بلند مدت ابعاد بهداشت باروری در ختنه زنان – تفاوت معنادار از حیث رابطه دردناک جنسی در آفریقای مرکزی

– عوامل موثر بر فراوانی مقاربتی در جمهوری آفریقای مرکزی- تفاوت معناداری در فراوانی دفعات مقاربت جنسی در ختنه شده ونشده

تمایلات جنسی معیوب و ختنه زنان مدیریت علت وامکان- در مصر: تفاوت معناداری در تمایل جنسی، برانگیختگی جنسی و رضایت جنسی میان شده ونشده

در پژوهش بازیاری سوال اصلی تحقیق این است:

آیا بین تمایل جنسی زنان ختنه شده ونشده قشم تفاوت معناداری وجود دارد؟

یافته‌های پژوهش نشان داد که تمایل جنسی و صمیمیت میان دو گروه از زنان مورد پژوهش تفاوت معنا‌داری داشت به گونه‌ایی که میانگین این دو متغیر در گروه زنان ختنه شده پائین از زنان ختنه نشده می‌باشد. بنابراین ختنه تمایل جنسی و لذت جنسی و صمیمیت را کاهش می دهد. بر پایه یافته‌های این پژوهش تفاوت معناداری در تعارضات زناشویی میان دو گروه مشاهده نگردید.

رضایتمندی جنسی در زندگی مشترک یک فاکتور مهم و کلیدی در شاد بودن خانواده است و زنانی که در رابطه جنسی خود رضایت داشته باشند از زندگی رضایت بیشتری دارند.

من دختری هستم که در هفده سالگی ختنه ام کرده اند

من دختری هستم که در هفده سالگی ختنه ام کرده اند

پریسا صفرپور- فارغ التحصیل رسانه و هنر

می‌گوید بنویسید اسمم گلتاب است. سی و هفت ساله و ساکن شهرستانی در استان فارس. از معدود دختران ایرانی است  که ختنه اش کرده اند. وقتی یک زن، که طبیعت سهم زیادی از لذت جنسی به او نداده است این را می شنود؛ چهره در هم می کشد. گویی از سینه آویزانش کرده اند. این مصاحبه جزییات دارد، درد دارد و سانسور بردار نیست.

ممنونم که قبول کردید با من و خواننده‌ها حرف بزنید اگرچه می‌دانم از نظر امنیت خانوادگی بسیار آسیب‌پذیر هستید.

حدود سال هشتاد هم برای دختر مالک باغی که برادرم مراقبش بود درد دل کردم و او قول داد اگر با او برای روزنامه‌ای که کار می‌کرد مصاحبه کنم، ناشناس بمانم  و کسی بعد از آن مزاحم من و زندگی‌ام نشود. مصاحبه کردم، ولی مسئولین نگذاشتند  چاپ شود. اما شاید شما بتوانید چاپ کنید.  من می‌خواهم مردم بدانند که در مناطقی ازفارس، خوزستان، کردستان، آذربایجان، بندرها، سیستان و بلوچستان هنوزاتفاقات اینگونه می‌افتد و به فکر باشند.

شاید بهتر باشد واضح تر از مشکلاتتان با کمی جزییات صحبت کنیم. چندساله بودید که ختنه شدید؟

هفده سالم بود که موقع خودارضایی مادرم مچم را گرفت. خدا می داند مثل تابه نان پزی شدم از بس مرا کتک زد، سیاه سیاه شدم. فردای آن روز هم با خاله هایم برداشتند مرا بردند خانه زنی که دختران و زنان را ختنه در یک زیرزمین می کرد.

خودتان خبر داشتید که برای ختنه شدن آنجا هستید؟

من از حرف های عمه و خاله و زن های دورهم شنیده بودم که دختر باید ختنه بشود. مثلاً دختر خاله‌ام در دوازده سالگی ختنه شده بود. الان فهمیده ام که به تصمیم مادر و جسم دختر هم بستگی دارد. ما دخترها هرگز در این رابطه حرف نمی زدیم. خیلی زشت بود از آلت تناسلی و مسائلی که می‌گفتند زن و شوهری است حرف بزنیم. بنابراین من می دانستم ولی خیال می کردم از سر من گذشته است. نه می‌پرسیدم و نه می‌خواستم بدانم که چرا تا به حال یعنی هفده سالگی انجام نشده است. ولی وقتی من را برای این کار بردند خیلی وحشت کرده بودم. دائم می‌گفتم مگر من چه دارم که بخواهند ببرند. باورکنید وقتی من را روی آن تخت خوابانده بودند فکر می کردم شاید مادرم نمی‌داند آلت تناسلی من چه شکلی است و خیال کرده چیزی اضافه و آویزان دارم. دخترعمویی هم داشتم که می‌دانستم ختنه شده است ولی چون شوهر کرده بود با اینکه هم سن بودیم نمی گذاشتند هم کلام شویم. یک بار در بیمارستان بستری بود پانزده ساله بودیم، گفت دکتر و پرستارها گفتند این مرض هایی که هر دقیقه می‌گیرم از ختنه هست. مادرش و زن های دیگر به او گفتند خجالت بکش حرف نزن. ساکت باش.اینطوری دهان امثال او بسته می‌شد که ما نفهمیم. یعنی اگر یکی هم می خواست اعتراض کند زنان دیگر مانع می‌شدند.

و سرنوشت شما در آن زیرزمین عوض شد؟

سرنوشتم فکر نمی‌کنم چون بالاخره ما دخترهای روستایی در آن منطقه به زور شوهر داده می‌شویم به خصوص اگر مثل من زیبا نباشیم و ترشیده هم شده باشیم. درهفده سالگی دیگر من ترشیده بودم.اما روح و روان و جسمم را هم از من گرفتند. هنوز خاطرۀ تلخ خاله هایم و مادرم که مرا خواباندند و دست و پاهایم را بستند با من است. تقلاهای مرا با کتک خاموش کردند. بعد زنی که ختنه می کرد و خانم دکتر صدایش می کردند، داد و بیداد کرد که کولی بازی در نیاورم. الان خودم در آشپزخانه بیمارستان کار می‌کنم و می دانم بعضی ها به هرکسی که لباس سفید تن کرده دکتر می گویند. این هم خدا خیرش    ندهد حتماً همینطوری بود. البته پیر بود و بعدها فهمیدم مادر وعمه هایم را نیز او ختنه کرده است.

پس زن های خانوادۀ شما اکثراً خودشان قربانی بودند! …و با وجود این دخترهای خودشان را هم درگیر کردند؟

این یک رسم است. کسی به عنوان قربانی و ظلم و اینها نگاهش نمی کند. برایشان مثل ختنه پسرهاست. فقط نمی‌فهمند که زن اصل موضوعش برداشته می شود. عین اینکه کل آلت تناسلی مرد بریده شود. من صاف شده ام. ازهمان موقع تا به حال هزارنوع مرض زنانه گرفته ام. قارچ رحم، عفونت ادراری، عفونت دهانه رحم، میل جنسی بد، میل هست از نظر روانی ولی از نظر جنسی هیچ چیز نداری که خوشحالت کند. هرچقدرتوضیح بدهم باز هم شما درک نمی کنید چه می‌گویم چون شرح دادنی نیست.

بیهوش شدید؟

بله به محض اینکه چاقو را گذاشت روی بدنم فهمیدم دارد می برد…

منظور من بیهوش کردن شما قبل از عمل است!

نه خانم چه بیهوشی؟ فقط از یک شیشه‌ای مثل شیشه پنی سیلین با یک سرنگ بزرگ یک چیزی مثل آب کشید گفت بی حس می‌کند، به اطراف آلت تناسلی ام در کشاله ران زیر شکم زد. همان خودش خیلی درد داشت انگار یک هویی سه چهارتا پنی سیلین برای شما بزنند. بعد از دو دقیقه رفت و برگشت و گفت خوب دیگر دارو عمل کرده و حالا بی حس است. کلی منت گذاشت و پول اضافی هم گرفته بود برای آن دارو که به گفته او کمیاب است چون جنگ تازه تمام شده بود و به گفته او این چیزها را همه‌کس ندارند و گیر آوردنش سخت است و تو تا به حال نجس بودی حالا سر پیری آورده‌اند. من بخاطر گل روی مادرت قبول کردم و این حرف ها.

و در تمام مدت شما بسته شده بودید به تخت؟ کمی توضیح می‌دهید چطور شما را بی حرکت کرده بودند؟

من دختر لاغر مردنی بودم. به نظرم چهل کیلویی بیشتر وزن نداشتم. دست های مرا بالای تخت بسته بودند. مادرم روی شکم و سینه‌ام افتاده بود تا تکان نخورم. وقتی نفسم داشت بند می‌آمد قول دادم تکان نخورم ولی بعد موقع عمل دوباره افتاد روی شکم و سینه ام. خاله های تنومندی هم داشتم که از اطراف پاهایم را گرفته بودند و از لگن چسبانده بودند به تخت تا محل مورد نظر برای مثلاً خانم دکتر قابل رویت و قابل دسترس باشد.

شما گفتید که از شدت درد بیهوش شدید. یعنی اینکه داروی بی حسی عمل نکرده بود.

متأسفانه نه، چون اطراف جایی که می‌خواست ببرد بی حس شده بود. وقتی کل برجستگی میل جنسی مرا برید و دو طرف لبه ها را هم دوخت همه را احساس کردم اما قدرت تکان خوردن نداشتم یعنی یک نوع بیهوشی همراه با درد. در‌واقع مثل غش کردن. نمی‌دانم چطور توضیح بدهم.

دلیل ختنۀ دختران در منطقه شما چه بود گلتاب؟ ما می‌دانیم که در کشورهای مختلف اکثراً در آفریقا و بعضی کشورهای مسلمان این کار انجام شده برای از بین بردن میل جنسی زن یا برخی ربطش داده‌اند به اسلام. آیا برای تو و منطقۀ شما هم همین موضوع صدق می کرد؟

بله همین میل جنسی برایشان دردسر است. می گویند که دختر نباید داشته باشد تا خراب نشود و به راه بد نرود. از شوهرهم توقعی نداشته باشد. من بعدها از خواهرم شنیدم مادرم قصد نداشته این کار را با ما بکند ولی وقتی دیده است من خودارضایی می‌کنم خیال کرده به راه بد هم کشیده می‌شوم و خیابانی می‌شوم پس تصمیمش عوض شده است و دو خواهر دیگرم نیز در نه سالگی و پنج سالگی به تیغ سپرده شدند. خاله ها می‌گفتند دیگر نگذار مثل این پیر بشوند و زورت نرسد.

البته احتمال اینکه کسی از آن منطقه با شما ازدواج نکند هم وجود دارد یعنی اگر ختنه نشوید شما را طاهر نمی‌دانند.

مادرها از وحشت اینکه میل جنسی دختر رشد کرده او را ختنه می‌کنند. البته عده‌ای هم می‌گویند با ختنه نشان می‌دهید وقت شوهر کردنش رسیده و بالغ شده است. ولی خوب طوری آدم وحشت می کند که دیگر اصلاً مرد که نزدیکت رد بشود می میری.

از ازدواجتان برایمان می‌گویید و اینکه چرا بچه‌دار نشدید؟

تا بیست و هفت سالگی از نظر خانواده ترشیده شدم و چون زیبا نیستم و خواهان نداشتم  بالاخره به زور مرا به  یک مرد پنجاه و شش ساله اهل منطقه خودمان دادند که زن و بچه داشت و می‌گفت از همسرش راضی نیست. در عین حال قول گرفت که بچه نداشته باشیم چون خودش هشت فرزند دارد. چهار پنج سال پیش دام و کشاورزی اش را به بچه هایش سپرد و به این شهر کوچک آمدیم تا به گفتۀ او ازغرغرهای پیرزن یعنی زن اولش راحت باشیم. من هم مشغول کار در بیمارستان شدم . همین که اعتراض نمی‌کند از نظر خانواده‌ام بهترین شوهر دنیاست. البته مرد بدی نیست حداقل یک سرپناه دارم که اسیر دست زن برادر و شوهرخواهر و نان‌خور آن‌ها وقتی پدر و مادرم بمیرند نباشم. حالا شوهرم پیر شده  و کمتر تقاضای رابطه زناشویی دارد ولی بالاخره برای من کمش هم وحشت آور است.

نظرمردهای جامعۀ کوچک شما در رابطه با این ناقص سازی چیست؟ مثلاً شوهرتان. آیا با او درد دل کرده‌اید؟

فکر می‌کنند از هزاران سال پیش بوده و باید باشد. مثلاً شوهر من وقتی می‌گویم چیزی از میل جنسی نمی‌فهمم می‌گوید یعنی از من ناراضی هستی؟

هرگز تلاش نکرده اید برای آگاه سازی مردم در این زمینه کاری انجام بدهید؟ شما به عنوان یک قربانی بهترین سند برای حل مشکل آیندگان در این زمینه هستید.

نه خانم اصلاً امکانش برایم نیست. چهاربرادرم، پسرهای شوهرم، برادرشوهرهایم و پسرعموهایم همگی چون من در بیمارستان کار می‌کنم چندبار اوائل کتکم زدند. حتی یکبار شوهرم را هول دادند خورد به دیوار پیرمرد، خدا رحم کرد. می‌خواستم بروم پاسگاه شکایت کنم ولی شوهرم گفت سه طلاقه ات می‌کنم اگر چنین غلطی بکنی همینطوری زیادی پر رو شده‌ای دیگر همین یک کارت مانده است. نه متأسفانه همین که با شما حرف می‌زنم شاید یکی یک جایی یک کاری بکند.

مبارزه با ختنه زنان در مرکز توجه نمی باشد

مبارزه با ختنه زنان در مرکز توجه نمی باشد

گزارش کوتاهی از تلاش ها و تجربه های سازمان های مردم نهاد کردستان عراق برای ریشه کنی ناقص سازی جنسی زنان در این منطقه

ترجمه پریسا ابن یامینی

گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان در ایران

وادی، سازمان آلمانی که در کردستان عراق فعالیت دارد اعلام کرده است که به “ختنه زنان توجه لازم نمی‌شود و از پشتیبانی کمی برخوردار است” و تلاش های بیشتری برای رسیدن به جامعه‌ای عاری از ختنه زنان نیاز است. سازمان وادی بیانیه ای را در روز سه شنبه، روز جهانی مبارزه با ختنه زنان منتشر کرده است که در آن بر لزوم مبارزه با این عمل در منطقه عراق و کردستان تاکید شده است. در این بیانیه آمده است که: کمپین مبارزه با ختنه زنان در کردستان از نظر بین‌المللی موفقیت بزرگی محسوب می‌شد و راه را برای شناسایی این موضوع که ختنه زنان تنها مشکل کشور آفریقا نمی‌باشد و به طور گسترده در خاورمیانه و جنوب آسیای شرقی وجود دارد، هموار کرده است. امروزه با کاهش توجه و پشتیبانی مواجه هستیم، مشکل در کردستان عراق و عراق فراتر از نیازهای مبرم به تلاش‌های مستمر برای رسیدن به جامعه عاری از ختنه زنان می‌باشد. در ۱۴ سال گذشته، سازمان وادی به طور مداوم بر روی کمپین “توقف ختنه زنان “در کردستان کار کرده است. ۶تیم بطور فعال با ختنه زنان در شهرهای اربیل، سلیمانیه، حلبچه، گرمیان، رانیه و کرکوک مبارزه کردند. طبق بیانیه وادی، پس از سالها کار کردن و برگزاری کمپین و با حمایت بسیاری از شرکا و سازمان‌های جامعه مدنی، ختنه زنان به طور قانونی توسط قانون شماره هشت مبارزه با خشونت خانگی در سال ۲۰۱۱ ممنوع شد . در سال ۲۰۱۲ تیم وادی در اربیل با ۲۲۴۱ نفر از میان ۲۶۸۹ زن و همچنین در گرمیان با ۳۶۰ نفر از میان ۱۰۰۲ زن که ختنه شده بودند ملاقات کرد. سازمان وادی مصمم به ادامه این کار از طریق کمپین” نه به خشونت” می‌باشد تا با ختنه زنان و تمامی اشکال خشونت علیه زنان و کودکان مبارزه کند.این سازمان به قطعنامه‌های مربوط به شهروندی، مالکیت شخصی و مبارزات عاری از خشونت باور دارد.

منبع خبری:kirkuknow.com

اپیدمیولوژی ، ویژگی های ناحیه ایی ، دانش و نگرش نسبت به قطع/ بریدن اندام تناسلی زنان در جنوب ایران

اپیدمیولوژی ، ویژگی های ناحیه ایی ، دانش و نگرش نسبت به قطع/ بریدن اندام تناسلی زنان در جنوب ایران

ترجمه گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان در ایران

چکیده :

مقدمه . قطع / بریدن اندام تناسلی زنان [۱](FGM/C) ، که بعنوان ختنه زنان[۲] نیز شناخته میشود ، یکی از روشهای سنتی است که شامل حذف جزئی یا کامل دستگاه تناسلی خارجی زنان به دلایل غیر پزشکی میشود . گرچه این مورد بخوبی در برخی کشورهای عربی و آفریقایی شرح داده شده است ، اما داده های مرتبط به آن در ایران بسیار نادر است . هدف . شرحی بر اپیدمیولوژی[۳] ، ویژگیهای ناحیه ایی ، دانش و آگاهی نسبت به FGM/C در جنوب ایران .

مواد و روش ها . این مطالعه مقطعی[۴] در طی ۳۶ ماه ، از سال ۲۰۱۰ – ۲۰۱۳ در هرمزگان ، یکی از استانهای جنوبی ایران نزدیک خلیج فارس انجام شد . در این مطالعه ۷۸۰ زن را در شش منطقه عمده روستایی از این استان را مورد مطالعه قرار دادیم که برای انجام واکسیانسیون[۵] ، خدمات مرتبط به ماما[۶] و یا ارایه برنامه ریزی های خانوادگی[۷] به مرکز بهداشت و سلامت مراجعه کرده بودند . تمام شرکت کنندگان تحت بررسی کاملِ لگن[۸] قرار گرفتند ، برای تعیین نوع FGM . پرسشنامه هایی شامل چندین بخش مانند ویژگیهای جمعیت شناختی[۹] و اطلاعات زمینه ایی[۱۰]، و دو بخش مجزای خودگزارش دهی دانش و اگاهی در مورد FGM/C و عوارض ان ارایه شدند . ویژگیها و اطلاعات زمینه ایی جمعیت شناختی شامل موارد زیر بودند : سن ، سطح تحصیلات ، وضعیت تاهل ، مذهب ، و ملیت که متغیرهای مستقل مطالعه محسوب میشدند .

نتایج : در میان شرکت کنندگان ، ۵۳۵ (۶۸٫۵%) نفر تجربه ی FGM/C را داشته اند، FGM/C با سنین بالاتر در ارتباط بود (P = 0.002) ، برای ملیت افغانی (P = 0.003) ، سنی مذهب (P = 0.019) ، و داشتن سابقه خانوادگی FGMC در بین اعضای خانواده ، مادر (P ˂ ۰٫۰۰۱)، خواهر  (P˂۰٫۰۰۱)  و مادربزرگ (P ˂ ۰٫۰۰۱) ارزیابی شد . نواحی که دارای سنت های کهن بودند (۵۷٫۱%) بعنوان مهمترین فاکتورِ بروز FGM/C مد نظر قرار گرفتند . بیشترین عارضه معمولی گزارش داده شده در این مورد حدود (۶۴٫۴%) بود که به عفونتهای مجاری ادراری[۱۱] متعلق بود .

نتیجه گیری . FGM/C یک شیوه رایج در مناطق روستایی جنوب ایران است . این شیوه با افزایش سن ، بیسوادی ، سنی مذهب بودن ، ملیت افغانی ، و سابقه مثبت خانوادگی ارتباط مستقیم دارد . عدم آگاهی و دانش کافی در مورد  FGM/C مهمترین دلیل شیوع و استمرارِ این عمل در این نواحی است . مریم دهقان خلیلی ، فلاحی ، محمودی ، غفارپسند ، شهرزاد ، تقویی ، و فریدونی . اپیدمیولوژی ، ویژگیهای ناحیه ایی ، دانش ، و نگرش نسبت به قطع / بریدن اندام تناسلی زنان در جنوب ایران . مجله پزشکی جنسی(J Sex Med,2015;12:1577-1583) .

واژگان کلیدی :  . قطع / بریدن اندام تناسلی زنان (FGM/C) ، ختنه زنان ، دانش و نگرش ، عوامل تعیین کننده ، ایران .

مقدمه :

قطع / بریدن اندام تناسلی زنان (FGM/C) ، که بعنوان ختنه زنان نیز شناخته میشود ، یکی از روشهای سنتی است که شامل حذف جزئی یا کامل دستگاه تناسلی خارجی زنان به دلایل غیر پزشکی میشود [۱,۲] .بر اساس اعلامِ سازمان بهداشت جهانی [۱](WHO)، چهار نوع اصلی FGM/C وجود دارد : نوع I ( کلیتوریس برداری)[۲]، نوع II (بریدن تمام یا بخشهایی از الت تناسلی بیرونی/ لبهای کوچک و بزرگ فرج)[۳]  ، نوع III ( مهر و موم پوششی یا ختنه فرعونی)[۴]  ،نوع IV که برای توصیف سایر روشهای دیگرِ روشهای برداشتن الت تناسلی زنان در غیابِ الزامات پزشکی بکار میرود [۳] . فهرستی از علائم و اختصارات برای نواحی مختلف ، چشم اندازهای ایدئولوژیکی و فرایندهای پژوهشی وجود دارد . ما ترجیحا از اصطلاحاتی استفاده میکنیم که توسط یونیسف / صندوق کودکان ملل متحد[۵] و صندوق جمعیت سازمان ملل متحد[۶]، دو مرکز بزرگ سیاستگذاری جهانی در تلاش برای پایان دادن به قطع / بریدن اندام تناسلی زنان (FGM/C) ارایه شده است [۱]. از اوایل دهه ۱۹۷۰ میلادی ، تلاشهایی در غرب برای پایان دادن به FGM/C با تمرکز روی دو فاکتور عمده صورت گرفت که FGM/C و در نهایت بحث ایدئولوژیکی مرتبط به انرا مورد بررسی قرار دادند [۴,۵] . FGM/C نه تنها با نقض حقوق بشر ارتباط دارد بلکه مشخص شده همراه با آسیب های سلامت ذهنی و فیزیکی است [۶,۷] . عوارض مختلف فیزیکی و ذهنی برای FGM/C مشخص شده که شامل موارد زیر میشود : درد ، خونریزی[۷]، عفونت موضعی[۸]و ایجاد ابسه[۹] ، بیماری التهابی لگنی (PID)[10] ، سپسیس[۱۱] ،کزاز یا تتانوس[۱۲] ، مشکلات ادراری مانند عفونت دستگاه ادراری (UTI) ، هپاتیت و ویروس نقص ایمنی انسانی (HIV) ، و مسایل و مشکلات مربوط به باروری . عوارض مرتبط به روانپزشکی مانند اختلال استرسی بعد از حادثه [۱۳](PTSD)، برگشت به رویداد ، و اختلالات عاطفی [۸-۱۰] .

FGM/C یکی از مواردی است که عمدتا در کشورهای افریقایی و خاورمیانه بصورت گسترده گزارش شده است . چنین براورد میشود که حدود ۱۰۰ – ۱۴۰ زن و دختر FGM/C را تجربه نموده اند [۱۱] . FGM/C در حال حاضر در بیش از ۲۸ کشور در بین مذاهب و گروه های قومی مختلف گزارش شده است . چنین تخمین زده شده که حدود یک میلیون و نیم دختر بصورت سالانه با FGM/C روبرو میشوند [۱۲] . گرچه اپیدمیولوژی در چندین کشور مورد ارزیابی قرار گرفته است ، اما فاکتورهای پیش بینی کننده و عوامل اجتماعی تعیین کننده ی ناشناخته که همچنان هم ناشناخته مانده اند نیز در این راستا وجود دارند . چنین داده هایی برای درک انواع و فراوانی FGM/C مفید خواهند بود ، و همچنین روند عملکرد آن با وجود قوانینی که وجود دارد . علاوه بر این ، گزارشها و اطلاعات موجود در مورد ایران بسیار نادر است ، و تنها مطالعات اندکی وجود دارند که به این موارد پرداخته اند [۱۳,۱۴] . بر این اساس ، ما مطالعه کنونی را بمنظور ارزیابی شیوعِ FGM/C و دانش و نگرش نسبت به زنان را در جنوب ایران مورد بررسی قرار دادیم . ما همچنین با هدفِ شناسایی و ادغام زیر مجموعه هایی که دارای ریسک بالا هستند به این مطالعه پرداختیم .

مواد و روش ها :

جمعیت مورد مطالعه

این مطالعه مقطعی طی ۳۶ ماه و از سپتامبر ۲۰۱۰ تا سپتامبر ۲۰۱۳ در هرمزگان انجام شد ، که در جنوب ایران و نزدیک خلیج فارس قرار دارد . استان هرمزگان مساحتی حدود  ۷۰۶۹۷ (۲۷۲۹۶ sq mi)مترمکعب را احاطه نموده است ، مرکز این استان ،بندرعباس است . این استان دارای ۱۴ جزیره است که در خلیج فارس و در هزار کیلومتری (۶۲۰ mi) خط ساحلی قرار دارد . جمعیت این استان بر اساس آخرین سرشماری در سال ۲۰۱۱ ، حدود ۱۵۷۸۱۸۳ نفر گزارش شه است و برآورد شده که در مناطق روستایی این استان حدود ۷۸۹۷۱۲ نفر زندگی میکنند . بطور کلی ، ۳۸۴۵۸۹ زن در مناطق روستایی این استان زندگی میکنند . مطالعه فعلی شامل تمام زنانی یشود که در شش ناحیه ی روستایی اصلی در این استان زندگی میکنند که شامل موارد زیر میشود ، میناب، دهباز، بندرلنگه، قشم، بندر خمیر، و بستک. اندازه جمعیت و جمعیتِ زنان در این شش ناحیه بترتیب عبارت است از ۱۷۹۴۴۵ و ۸۶۶۶۹ نفر .

ما تمام زنانی را که به مراکز بهداشت و سلامت در این شش ناحیه ، در طول مدت مطالعه مراجعه کرده بودند را مورد ارزیابی قرار دادیم . این زنان به مراکز بهداشت و سلامت مراجعه کردند تا واکسیناسیون ، خدمات ماما ، و یا برنامه ریزی های خانوادگی را دریافت کنند . زنان انتخاب شده بصورت مستمر انتخاب شدند و در این مطالعه مورد ارزیابی قرار گرفتند . پروتکل مطالعه به تایید هیئت مدیره بررسی نهادی (IRB)[7] و کمیته اخلاق پزشکی دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان رسید . تمام شرکت کنندگان قبل از مشارکت در این مطالعه ، تمام اطلاعات خود را با رضایتمندی بصورت مکتوب ذکر کردند .

پروتکل مطالعه :

تمام مشارکت کنندگان در این مطالعه توسط دانشجویان پزشکی در یک مرکز بهداشتی سلامت برای پروژه های تحقیقاتی مانند فراهم نمودن خدمات بهداشت سلامت مورد مصاحبه قرار گرفتند . تمام مشارکت کنندگان تحت بررسی و معاینه کاملِ لگن در وضعیت سنگ برداری یا لیتاتومی[۸] ،توسط دانشجویان زنی پزشکی آموزش دیده و ماما ها قرار گرفتند . وجود و نوع FGM بر مبنای طبقه بندی WHO انجام شد ، و بشکل داده های جمع اوری شده ثبت و نگهداری شد . جمع اوری داده ها از بخشهای مختلف جمعیت شناختی ، دانش ، نگرش و باورهایی که در مورد FGM/C وجود دارند انجام شد . سنی که در آن FGM انجام شده بر اساس اطلاعات بیماران و والدینِ انها ثبت شد . اول ، از مشارکت کنندگان سووال شد ، آیا تا بحال ختنه شده اید ؟ (بله / خیر) . دوم ، از آنها پرسیده شد ، آیا فکر میکنید این کار باید ادامه پیدا کند ؟(بله / خیر) . مشارکت کنندگانی که هیچگونه اطلاعاتی در مورد FGM/C و یا ختنه زنان نداشتند نیز ثبت شدند . متغیرهای مستقل ما در این مطالعه عبارت بودند از ویژگیهای اجتماعی – جمعیت شناختی مانند سن ، تحصیلات (بیسواد ، ابتدایی ، دبیرستانی ، دیپلم ،کارشناسی ارشد و بالاتر) ، وضعیت تاهل (متاهل ، مجرد) ، مذهب (شیعه یا سنی) و ملیت (ایرانی ، افغانی ، عرب) . ما همچنین سابقه خانوادگی را هم در مورد FGM/C مورد مطالعه قرار دادیم ، FGM/C در مادر، خواهر ، و مادربزرگ .

تحلیل آماری :

تمام داده ها وارد پایگاه داده ایی کامپیوتر شدند و تحت تجزیه و تحلیل های بیشتر قرار گرفتند. بسته های آماری برای علوم اجتماعی (SPSS,Chicago,IL,USA) ورژن ۱۶٫۰ برای تمام تجزیه و تحلیل های اماری مورد استفاده قرار گرفت . داده ها بصورت میانگین بعلاوه و منهای انحراف معیار و نسبت داده های متناسب ثبت شدند . داده های پارامتری بین افرادی که تجربه FGM/C را داشته اند و گروه کنترلی با استفاده از ازمون t مورد مقایسه قرار گرفتند ، در حالیکه نسبتها با استفاده از آزمون آماری کای اسکوئر / [۹]Chi square ماریآ مورد مقایسه قرار گرفتند . مقدار p دوطرفه در صورتی معنادار بنظر میرسد که کمتر از ۰٫۰۵ باشد .

نتایج :

بطور کلی ، در این مطالعه ۷۸۰ زن از نواحی روستایی استان هرمزگان مشارکت داشتند. میانگین سنی مشارکت کنندگان بصورت زیر بود :  ۳۰٫۵ +- ۱۴٫۶ ( بین محدوده سنی ۱۴  تا ۳۸  سال) ، و میانگین سنی آنها که برای اولین بار FGM/C را تجربه نمودند حدود ۵٫۶ +- ۳٫۶ سال (یعنی در محدوده سنی ۲ تا ۳۸ سال) براورده شد . در میان مشارکت کنندگان ، ۵۳۵ نفر (حدود ۶۸٫۵%) تجربه ی FGM/C را داشتند . بنابراین ، بر اساس جمعیت موجود (۸۶۶۶۹) تعداد زنانی که ختنه شده بودند حدود ۵۹۴۴۶ نفر بودند . بعبارت دیگر ف میزان شیوع در هر ۱۰۰۰۰۰ زن روستایی حدود ۶۸۵۸۹ نفر بود . اطلاعات زمینه ایی مطالعه در جدول ۱ بصورت خلاصه ذکر شده است . بیشتر شرکت کنندگان ازدواج کرده بودند (۶۸٫۳%) و ۹۳٫۱% آنها ایرانی بودند . بخش بزرگی از شرکت کنندگان بیسواد بودند (۳۶٫۶%) و سابقه خانوادگی FGM/C در انها وجود داشت . برداشتن/ بریدن

کلیتوریس بیشترین روش مورد استفاده با فراوانی (۲۸٫۷%) میباشد ، و در نوع یک (کلیتوریس برداری) در FGM/C حدود (۲۷٫۹%) براورد شده است .

جدول ۲ ، جمعیت مورد مطالعه را در FGM/C نشان میدهد . در مقایسه با گروه کنترلی ، افرادی که بصورت معناداری  FGM/C را تجربه نموده اند حدود  (P = 0.002) ارزیابی شد .

FGM/C در میان افغانها بیش از ایرانیان (P = 0.003) و در مقایسه بین زنان متاهل نسبت به زنان مجرد حدود (P ˂ ۰٫۰۰۱) گزارش شده است . سایر داده های به دست آمده حاکی از موارد زیر بود : FGM/C در بین سنی مذهبان (P˂۰٫۰۰۱۹) ، افرادی دارای سابقه خانوادگی ، در مادر (P˂۰٫۰۰۱) ، خواهر (P ˂ ۰٫۰۰۱) و مادربزرگ (P˂۰٫۰۰۱) . تعداد افراد بیسواد که تجربه ی FGM/C را داشتند در مقایسه با گروه کنترلی (P ˂ ۰٫۰۰۱) بود . به همین ترتیب ، در مقایسه با گروه کنترلی ، سالهای تحصیلی بصورت معناداری پایین تر بود ( ۴٫۶+- ۱٫۳ در مقایسه با ۹٫۶+- ۲٫۶ سال تحصیلی ، P = 0.013 ) .

دانش و نگرش شرکت کنندگان نسبت به FGM/C و عوارض آن در جدول ۳ بصورت خلاصه ذکر شده است . رایج ترین باورهای موجود در مورد FGM/C به باورهای کهن و باستانی بر میگردد که در نواحی روستایی بسیار رواج دارد ، حدود ۵۷٫۱% این مناطق دارای این باورها و سنت ها هستند . دستورالعمل های مذهبی در ۳۰٫۳% موارد توسط شرکت کنندگان ذکر شد ، در حالیکه از دیگر دلایل رایجِ انجامِ FGM/C ، افزایش میل جنسی خود[۱] (۲۵٫۸%) و تحریک / برانگیختگی جنسی شریک جنسی[۲] (۳۲٫۱%) بود . در مقایسه با پدران ، مادران تمایل بیشتری برای ادامه دادن این روش داشتند (۴۰٫۶% در مقایسه با ۱۴٫۹% ، P ˂ ۰٫۰۰۱) . بطور کلی ، در ۷۰٫۶% مواردی که تجربه ی FGM/C را داشتند ، عوارض بسیاری گزارش داده شده بود (جدول ۳) . UTI از شایع ترین عوارض گزارش شده (در حدود ۶۰٫۴%) بود که بعد از آن بترتیب خونریزی (۵۶٫۷%) ، خارش (۵۱٫۷%) و حساسیت به سوختگی (۴۶٫۷%) گزارش شدند . همچنین ، ۸٫۸% شرکت کنندگان دچار اختلالات روانپزشکی هستند . PTSD از شایع ترین عوارض تشخیص داده شده در اختلالات روانی بود.

جدول ۱٫ ویژگیهای جمعیت شناختی و بالینی ۷۸۰ زنِ شرکت کننده در مطالعه ی قطع اندام تناسلی زنان در جنوب ایران

 

 

 

 

 

 

 

جدول ۲٫ عوامل جمعیت شناختی و اپیدمیولوژیکی ۷۸۰ زنِ شرکت کننده در مطالعه ی قطع اندام تناسلی زنانیکی از شایعترین آزمونهای آماری سطح مقدماتی است که در تعداد زیادی از مقالات مشاهده می کنیم از این آزمون استفاده شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول ۳٫  ویژگیهای جمعیت شناختی و بالینی ۷۸۰ زنِ شرکت کننده در مطالعه ی قطع اندام تناسلی زنان در جنوب ایران

FGM/C یک عمل بسیار شایع است که ریشه در سنتهای قدیم و کهن دارد . امروزه عمدتا این کار در کشورهای آفریقایی و مکشورهای کوچک در خاورمیانه رواج دارد . بر اساس گزارشهای ارایه شده توسط WHO ، حدود صد میلیون زن در سراسر جهان تحت عمل FGM/C قرار گرفته اند ،در حالیکه سالانه حدود ۴-۵ میلیون نفر از دختران و نوزادان دختر تحت این عمل قرار میگیرند [۱]. شدیدترین و تهاجمی ترین زیر مجموعه FGM/C در میان جمعیت سومالی و سودان گزارش شده است [۱۵] . گزارشهای متعددی وجود دارد که به توصیف دانش و نگرش ، و همچنین اپیدمیولوژی FGM/C در کشورهای افریقایی و خاورمیانه پرداخته است . با این وجود ، داده های مرتبط در ایران بسیار نادر است . با توجه به اطلاعات و دانشی که ما در اختیار داریم ، این اولین مطالعه ایی است که در جنوب ایران گزارش شده و به شیوع و عوامل ایجاد FGM/C پرداخته است ، و دانش و نگرش در اینمورد را در ایران شرح داده است . ما دریافتیم که شیوع FGM/C بصورت چشمگیری در جنوب ایران علیرغم گزارشهایی که از قبل وجود داشته بسیار زیاد است [۱۶] .بحث و بررسی :

برآورد میزان شیوع FGM/C بطور گسترده ایی در کشورهای مختلف ،متفاوت است . این موضوع بر خلاف واقعیت موجود است که تمام کشورهایی که در آنها این روش وجود دارد در همسایگی یکدیگر قرار دارند [۱۷] . تفاوتهای موجود در ویژگیهای اپیدمیولوژیکی و FGM/C ریشه در ویژگیهای اجتماعی ،تاریخی ، سنتی ، و تنوع سیاسی بین کشورها دارد . مطالعاتی که اخیرا انجام شده اند نشان داده اند که ۱۰ زن و دختر در جیبوتی[۱] ، مصر[۲] ، گینه[۳] ، مالی[۴] ، شمال سودان[۵] ، سیرالئون[۶] و سومالی[۷] بصورت سالانه به این کار مجبور میشوند [۱۲] . همچنین گزارش شده است که حدود ۸۷ میلیون دختر در ۲۷ کشورِ افریقایی و یمنی تحت این عمل قرار گرفته اند [۱۸] . به همین ترتیب ، چنین براورد شد که تعداد زنان تحت FGM/C در کشورهای نیجریه ، مصر ، و اتیوپی بترتیب ۲۸۱۷۰ ، ۲۴۷۱۰ و ۲۳۲۴۰ نفر بود . ما دریافتیم که ۶۸٫۵% از تمام زنانی که در مناطق روستایی قرار دارند ،دارای نوعی از FGM/C هستند . نتایج حاصل از مطالعه ما با نتایج به دست امده از گزارشهای قبلی، در جنوب [۱۳] و شمال ایران [۱۴]  قابل مقایسه است ، و حاکی از شیوع ۷۰% و ۵۵٫۷% می باشد . این امر نشان میدهد که شیوع FGM/C در مناطقِ روستایی ایران تا حدود بسیار زیادی بالا است . میانگین سنی شرکت کنندگان در مطالعه فعلی نیز برآورد شد : ۵٫۶ ± ۳٫۶  سال ، که در مقایسه با گزارشهای قبلی منتشر شده در ایران(۹٫۲ ± ۱۴٫۲)  پایین تر بود [۱۴] . ما چنین نتیجه گیری کردیم که این عمل در گروه های سنی پایین تر در جنوب ایران بیشتر رواج دارد . گروه سنی ۱۵-۱۹ سال در بیشتر کشورهای آفریقایی [۱۷,۱۹] بیشترین رده سنی را در میان افرادی دارند که FGM/C را تجربه نموده اند . ما همچنین دریافتیم که میزان شیوع با افزایش سن افزایش یافته است . جالب است بدانید ، دریافتیم که برخی دختران بعد از سنین ۱۸-۲۱ سالگی FGM/C را تجربه نموده اند . سنی که در آن FGM/C اجرا میشود انجام میشود در بین کشورهای مختلف و حتی هر منطقه نسبت به منطقه دیگر در یک کشور متفاوت است ، گاهی اوقات ، اینکار بلافاصله بعد از تولد و گاهی اوقات قبل از ازدواج انجام میشود [۵,۶]. ما متوجه شدیم که اینکار عمدتا توسط افرادی که در هر منطقه ختنه

میکنند (۴۷٫۴%) و سپس مادربزرگ ها (۳۹٫۲%) انجام میشود . این یافته در تایید با دیگر مطالعات انجام شده است . پاشایی[۱][۱۴] نشان داد که اکثریت این قطع اندامها بدستِ ماماهای سنتی و زنان سالخورده  (۹۶٫۴%) انجام شده که در حین اینکار از بیهوشی[۲] نیز استفاده نکرده اند (۱۰۰%) . تگ الدین و همکارانش [۲۰] همچنان نشان دادند که FGM/C در بین زنان مصری عمدتا توسط افراد محلی که کار ختنه را انجام میدهند و از بیهوشی نیز استفاده نمیکنند انجام شده است . داده های مطالعه فعلی نشان میدهد که هر چه سطح آموزشی و تحصیلات پایین تر باشد میزان شیوع FGM/C افزایش می یابد ، که در تطبیق با گزارشهای ثبت شده از مطالعات قبلی در کشورهای آفریقایی است (۱۴,۱۷,۲۱-۲۳] . یافته ی جالبِ این مطالعه ، این بود که FGM/C در نواحی جنوب ایران بیشتر در میان سنی مذهبان رواج داشته است . بعبارت دیگر ، افراد سنی مذهب تمایل بیشتری به انجام این کار و ادامه دادن آن دارند . گزارشهای قبلی نشان داده اند که FGM/C بیشتر در اسلام وجود دارد [۲,۱۶] . با در نظر گرفتن تمام مطالعات در کنار هم ، میتوان چنین نتیجه گیری نمود که مسن تر بودن ، داشتن تحصیلات کمتر ، و اینکه بتازگی ازدواج کرده ایی یا قبلا متاهل بوده ایی و یا اینکه هرگز ازدواج نکرده باشی همگی منجر به افزایش میزان رواج FGM/C میشوند . علاوه بر این ، مسلمان بودن همچنین منجر به افزایش شانسِ ختنه شدن . ما همچنین نشان داده ایم که سنی مذهبان در مقایسه با شیعه ها تمایل بیشتری برای اجرای FGM/C دارند . این امر را میتوان به دلیل تجمع بیشتر سنی مذهبان در این مناطق توصیف نمود . توضیح بعدی این است که مسلمانان سنی مذهب در مقایسه با مسلمانان شیعه در این نواحی در ایران، بیشتر محافظه کار هستند و سنتی تر عمل میکنند . همچنین نشان داده شده که مسن تر بودن ، داشتن تحصیلات کمتر ، و مسلمان بودن از دیگر موارد ختنه دختران هستند [۱۷] . ما همچنین نشان دادیم که اگر در خانواده ایی سابقه ختنه / FGM/C در بین مادر ، مادربزرگ و خواهر وجود داشته باشد ،بصورت قابل توجهی FGM/C بیشتر شایع است .در تایید با مطالعات قبلی ، ما دریافتیم که FGM/C رایج ترین شیوه معمول در مناطق بوده است [۱,۱۳,۱۴,۱۷,۲۰,۲۴] . با این وجود ، برداشتن جزیی یا کامل کلیتوریس از سایر موارد رایج تر بود . این امر نشان میدهد که در این مناطق ،این کار محدود به خراشیدن و بریدن کلیتوریس میشود .

FGM/C با پیامدها و عواقب طولانی مدت و کوتاه مدت همراه است [۸,۲۵,۲۶] . همانطور که زنان بسیاری در دوران کودکی FGM/C را تجربه میکنند ، آنها ممکن است بلافاصله هیچگونه عوارضی مشاهده نکنند . بر این اساس ، اوبرمییر[۳] [۲۶] معتقذ است که FGM با عوارض کمی همراه است و پیامدهای بهداشتی سلامتی ونگرشی که نسبت به FGM/C وجود دارد با شواهد موجود تایید نمیشوند . بر مبنای طبقه بندی انجام شده WHO [11] ، عوارض بی درنگِ این عمل عبارتند از: مانند عفونت ، تکرر ادرار[۴] ، درد شدید، شوک ، خونریزی[۵] و مرگ . پیامدهای طولانی مدت نوع Iو II عبارتند از : آبسه ، زخمهای عصبی و تشکیل کلوئید و کیستهای پوستی[۶] . در FGM/C نوع  III عوارض دیگری ذکر شده مانند انچه برای انواع اول و دوم بیان شد ، و مواردی مانند قاعدگی دردناک[۷] ، بی اختیاری در ادرار ، تنگی واژن[۸] . ویروس HIV ، هپاتیت B ، و سایر بیماریهای مربوط به تزریق خون که میتوانند از راه تمام انواع FGM منتقل شوند [۱,۱۱] . از انجایی که بیشتر بیمران دارای FGM/C نوع I بودند ، عوارض جانبی آنها حداقل و محدود بود . عفونتهای مزمن دستگاه تناسلی و PID نیز به FGM مربوط هستند . این مسایل و مشکلت از لحاظ خاصی دارای اهمیت هستند زیرا آنها در میان علل نازایی قرار دارند [۸,۲۵] . ما همچنین دریافتیم که UTI و خونریزی از مهمتری عوارضِ گزارش شده هستند ، در حالیکه تشکیل کیست و نازایی جزءکمترین عوارض شایع بودند . پاشایی [۱۴] نشان داد که پاسخ دهندگان به ختنه تا حدود (۴۸٫۲%) از درد و (۱٫۵%) از خونریزی بعد از FGM در عذاب بودند . مطالعات متعددی وجود دارند که نشان داده اند زنانی که تجربه ی FGM/C دارند ،میل جنسی آنها کاهش یافته و بشدت دارای اختلالات عملکرد جنسی هستند [۷,۲۲] . در این میان عوارض روحی روانی از اهمیت خاصی برخوردار هستند [۹] . در این مطالعه ، آمیزش و نزدیکی دردناک[۹] و کاهش میل جنسی بترتیب در بین ۳۹٫۶% و ۱۷٫۲% از شرکت کنندگان گزارش شده است . همچنین نشان داده شده است که بازسازی مجدد کلیتوریس میتواند منجر به بهبود میل جنسی و عملکرد جنسی شود [۲۷] . مهمترین نکته ایی باید انرا در ذهن بخاطر سپرد این است که گرچه نگرانیهایی

در سطح جهانی با توجه به انتقال HIV از راه FGM وجود دارد ، اما ارتباط مستقیم هنوز باید از راه مطالعات اپیدمیولوژیکی مورد بررسی قرار گیرد [۲۸] .

ما دریافتیم که بیشترین دلیلِ انجام FGM/C بترتیب اهمیت دلایل زیر بوده است : سنت (۵۷٫۱%) ، پاکیزگی و یا حلال بودن دختر (۴۰٫۱%) و تحریک جنسی شریک جنسی (۳۲٫۱%) . حدود ۳۰٫۳% از شرکت کنندگان به مذهب اشاره نمودند ،در حالیکه افزایش لذت خود از عملکرد جنسی در ۲۵٫۸% گزارشِ شرکت کنندگان وجود داشت . پاشایی و همکارانش نشان دادند که دلایل بروز FGM/C برتیب بصورت زیر است : سنت و عرف (۶۶٫۷%) ، پاکیزگی (۱۷٫۲%) ، مذهب (۲٫۸%) ، بهداشت (۲٫۶%) و کنترل تمایلات جنسی (۱%) . بسیار مبرهن است که ، سنت ، مذهب و فشار اجتماعی مهمترین انگیزه برای انجام FGM/C بودند . در مطالعه ایی که تگ الدین و همکارانش انجام دادند [۲۰] ، دلیل بروز fgm/c را بصورت زیر بیان نمودند : مذهب (۳٫۹%) ، پاکیزگی دختران (۸٫۹%) ، و سنتهای اجتماعی و فرهنگی (۱۷٫۹% – ۱۵٫۹%) . محمد[۱] و همکارانش همچنین گزارش دادند که درمیان زنان مصری ، سنت ، پاکیزگی و باکرگی از مهمترین انگیزه های تداومِ (FGM/C)  تا حدود (۱۰۰%) است ، که بعد از آن ، تمایلات مردان ، فاکتورهای زیباشناختی ، و فاکتورهای مذهبی بترتیب (۴۵٫۲% – ۱۰۰%) وجود دارند . یافته های ما در تایید با مطالعات و بررسی های قبلی در ایران است که FGM/C بیشتر یک عملکرد اجتماعی است که فراتر از الزام و تعهد مذهبی است [۱۴] . بطور کلی ، در اسلام هیچ دلیلی برای انجام FGM/C وجود ندارد . روشن است که اسلام هر گونه آسیب رسانی به بدن را قدغن نموده و شواهدی مبتنی بر کتاب مقدس مسلمانان در ارتباط با FGM/C و حمایت از آن وجود ندارد [۱۹] .یکی از یافته های جالب توجه این بود که ۴۰٫۶% از مادران بیان کردند که آنها این کار را برای فرزندان خود انجام خواهند داد . این موضوع نشان میدهد که کمبود دانش و اگاهی در تداومِ اینکار در مناطق بی تاثیر نبوده است . بیش از ۸۰% شرکت کنندگان همچنین بیان کردند که مادران و مادربزرگ های آنها تصمیم گیرنده های اصلی برای انجام اینکار بوده اند . با توجه به نقش مدران و مادربزرگ ها در FGM/C ، نتایج بدست امده شبیه نتایج حاصل از تگ الدین و همکارانش [۲۰] و هریکا و دهار [۲۹] است . بنابراین ، بر مبنای یافته های ما ، برنامه های مداخله ایی باید روی آموزش زنان در ارتباط با خطرات FGM/C باید متمرکز شوند .

در مطالعه ما محدودیتهای چندی وجود داشت . مطالعه کنونی یک مطالعه مقطعی بود که شامل زنانی میشد که در نقاط و نواحی زندگی خود ویژگیها و عوامل بروز FGM/C وجود داشت . ما از پرسشنامه هایی برای تعیین دانش و نگرش شرکت کنندگان نسبت به FGM/C استفاده کردیم. ما معاینه کامل لگن را برای تعیین نوع FGM/C انجام دادیم . این روش شناختی تنها ما را قادر به ارایه گزارشی در مورد شیوع اختلالات جنسی در میان شرکت کنندگان بر مبنای باورهای آنها نمود . بنابراین ، ما نمیتوانیم بین اختلالات جنسی و FGM/C نظر و رابطه ایی مستقیم ذکر کنیم . همچنین در مطالعه ما بررسی روی پدران و همسران شرکت کنندگان انجام نشد که خود یک نقص بمار میرود . نقش شرکای جنسی مرد در ادامه این روش بسیار حایز اهمیت است که در این مطالعه به ان پرداخته نشده است . با این وجود ، این اولین مطالعه جامعی است که روی FGM/C در جنوب ایران انجام شده است و اطلاعات ارزشمندی در مورد ویژگی ها و نگرش موجود نسبت به FGM/C در اختیار ما نهاده است . جمعیت بیشتری در مطالعات بر مبنای آموزش و رسانه ها بید مور بررسی قرار گیرند تا بتون میزان بروزِ FGM/C را در این نواحی کاهش داد .

در نتیجه ، FGM/C یک شیوه معمول در نواحی روستایی در جنوب ایران است و با افزایش سن ، بیسوادی ، سنی مذهب بودن ، ملیت افغانی داشتن ، و سابقه مثبت خانوادگی در انجام این شیوه ارتباط مستقیم دارد و افزایش می یابد . افزایش دانش جمعیت این نواحی و توجه به FGM/C از طریق رسانه ها و مدارس برای توقف دامه این شیوه معمول در منطقه بسیار الزامی خواهد بود .

برای دسترسی به منابع، اصل مقاله از اینجا قابل دسترسی می باشد.

نویسندگان:

مریم دهقان خلیلی ،MD ،* صغرا فلاحی، MD ، †فروغ محمودی ، MD ، فریبرز غفارپسند ،MD ، §  محمد اسماعیل شهرزاد ، MD ، محسن تقوی ، MD ، و مرجان فریدونی اصل MD .

* مرکز تحقیقات سیاستگذاری سلامت (HPRC) وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شیراز ، مرکز تحقیقات پزشکی مولکولی (MMRC) ،دانشکده علوم پزشکی هرمزگان ، بندر عبای ، ایران ،   مرکز تحقیقات باروری و ناباروری ، دانشکده علوم پزشکی هرمزگان ، بندرعباس ،ایران ، § مرکز تحقیقات علوم اعصاب ،دانشکده علوم پزشکی شیراز ، ایران کمیته پژوهش های دانشجویان ، دانشکده علوم پزشکی هرمزگان ، بندرعباس ، ایران .

آیا مسئولین به اندازه کافی از آسیب های اجتماعی استان هرمزگان مطلع هستند؟

آیا مسئولین به اندازه کافی از آسیب های اجتماعی استان هرمزگان مطلع هستند؟

مصاحبه با رئیس دانشکده علوم پزشکی استان هرمزگان در خصوص ختنه دختران

گزارش ویژه کمپین گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان

سمیره حنایی- رایحه مظفریان

پیش از این مطالعات زیادی در زمینه ختنه دختران در استان هرمزگان توسط کمپین گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان از شهرستان هایی از این استان منتشر شده است. ولی نکته اساسی اشاره قانونی جهت توجه به خاطیان و مجرمانیست که دست به انجام چنین عملی می زنند و در نظر گرفتن بخشی از جامعه به عنوان کسانی که قربانی این سنت می شوند. دو سال پیش مطلبی منتشر شد مبنی بر خونریزی ناشی از جراحت دختری به نام سحر بر اثر ختنه که با ارجاع به بیمارستان مرکزی شهرستان بوکان این خبر علنی شد. اما کدام مسئول عکس العمل نشان داد؟ آیا سحر تنها یک مورد خاص است؟ تکلیف باقی سحرها چیست؟

در بخشی با عنوان اعمال آسیب زا آمده است که بنابه ماده‌ی ۶۶۴ (بعد از اصلاح قانون، ماده ۶۶۳ به ۶۶۴ تغییر پیدا کرد) قانون مجازات اسلامی ناقص سازی جنسی زنان نوعی خشونت است که همچنان در مناطقی از ایران، هرمزگان و منطقه های کردنشین، انجام می گیرد. همچنین بنابر اجلاس عمومی شماره ۱۸ در سال ۲۰۱۴ با عنوان شیوه های مضر، به طور مشترک با کمیته رفع تبعیض علیه زنان بنا شد اقداماتی موثری در جهت اجرایی شدن ماده ۶۶۴ و جلوگیری از ناقص سازی جنسی زنان در سراسر کشور صورت بگیرد.

در ماده‌ی ۶۶۴ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ نیز آمده است که: “قطع و از بین بردن هر یک از دو طرف اندام تناسلی زن، موجب نصف دیه‌ی کامل زن است و قطع و از بین بردن بخشی از آن، به همان نسبت دیه دارد.” در این حکم فرقی میان باکره و غیر باکره، خردسال و بزرگسال، سالم و معیوب از قبیل رتقاء و قرناء نیست.

علاوه بر این ماده، مواد دیگری از همین قانون هم به مباحث مشابهی پرداخته اند: 
- ماده‌ی ۷۰۴: از بین بردن قدرت انزال یا تولید مثل مرد یا بارداری زن و یا از بین بردن لذت مقاربت زن یا مرد، موجب ارش اشت. 
- ماده‌ی ۷۰۷: از بین بردن کامل قدرت مقاربت، موجب دیه‌ی کامل است. 
- ماده‌ی ۷۰۸: از بین بردن یا نقص دائم یا موقت حواس یا منافع دیگر مانند لامسه، خواب و عادت ماهانه و نیز به وجود آوردن امراضی مانند لرزش، تشنگی، گرسنگی، ترس و غش، موجب ارش است. 
- ماد‌ی ۴۴۹: “ارش” دیه‌ی غیرمقدر است که میزان آن در شرع تعیین نشده است و دادگاه با لحاظ نوع و کیفیت جنایت و تاثیر آن بر سلامت مجنی‌علیه و میزان خسارت وارده با در نظر گرفتن دیه‌ی مقدر و با جلب نظر کارشناس میزان آن را تعیین می‌کند. مقررات دیه‌ی مقدر در مورد ارش جریان دارد، مگر این‌که در این قانون ترتیب دیگری مقرر شود.

با وجود انتشار دو گزارش اخیر مهرخانه در خصوص فعالیت های در دست انجام دو نهاد مهم استان هرمزگان یعنی حوزه علمیه و بخش آسیب های اجتماعی استانداری به نظر می رسد یکی از اساسی ترین حوزه هایی که تداوم چنین سنتی به آن ها مربوط می شود سازمان علوم پزشکی که با وچود انتشار مطالب متعدد مسئول این سازمان از چنین آسیبی در استان آگاهی ندارد. این ضعف البته تنها به حوزه علوم پزشکی مربوط نمی شود بلکه در سایر حوزه های مرتبط هم وجود دارد که یا از وجد چنین آسیبی ابراز بی اطلاعی شده و یا بی توجهی و یا اینکه مسئولین دیر به فکر چاره افتاده اند. اگر چه این اواخر مسئولین استان هرمزگان لب به سخن گفتن در مورد تابویی کردند که سال ها پیش هیچ حوزه مطبوعاتی جرأت به زبان آوردن هم نداشت. امید است سایر مسئولین استان هایی مانند کرماانشاه و کردستان و آذربایجان غربی هم مسئولیت های واگذار شده را جدی گرفته و در راه ریشه کنی سنت ختنه دختران با فعالین این حوزه همگام شوند.

در ادامه خلاصه مصاحبه ای آمده است با دکتر سید حسین داودی (دکترای تغذیه) رئیس دانشگاه علوم پزشکی بندرعباس (مدیر کل سازمان علوم پزشکی استان هرمزگان) که صحت ادعای ما  مبنی بر عدم آگاهی کافی از وضعیت منطقه تحت پوشش این نهاد را ثابت می کند. ایشان حتی از تکرار واژه ختنه در صحبت هایشان پرهیز دارند و تنها تکیه می کنند به سوال نخستین و آن را مرجع قرار می دهند!

نسخه صوتی مصاحبه در اینجا و یا پایان خبر قابل دریافت است.

  • سوال: علوم پزشکی تا چه اندازه از شیوع ناقص سازی جنسی زنان در هرمزگان اطلاع دارد؟ چه برنامه ها و راهکارهایی ارائه داده است؟
  • پاسخ: در مورد این مقوله اگر رویکرد اجتماعی به مسئله سلامت داشته باشیم عوامل موثر بر سلامت را در آیتم‌های دیگری هم داریم. مثل طلاق مثل همسرآزاری مثل کودک آزاری مثل اعتیادهمه این موارد جزو عواملی هستند که بر سلامت تاثیر گذارند. در تمام این سالها مسئولیتی داشتیم در عرصه استانی که چه از لحاظ نرم افزاری و چه از لحاظ سخت افزاری زیرساخت های سلامت را بهبود بخشیم. بر اساس ابزارهای که خودش در اختیار داشته قدم برداریم. طی سالهای گذشته مخصوصا در طی سال گذشته و امسال دانشگاه یکی از برنامه‌هایی که برای خودش تعریف کرده این است که نگاه به سلامت را با رویکرد اجتماعی دنبال کند؛ به عوامل اجتماعی موثر بر سلامت نگاه ویژه داشته باشد از جمله چالش و مشکلی که فرمودید! بعضی اوقات اطلاعات در دسترس ثبت شده است و در برخی مواقع صحبت نشده اما ما آموزش هایی در سطح استان داشتیم مخصوصا در منطقه قشم برگزار کردیم هم برای شیوخ و علمای منطقه و هم که افراد موثری در جامعه هستند. با خانم ها هم جلساتی داشتیم و مشکلات مرتبط با آسیب هایی که سبب صدمه به خانم ها می شود! آنها را پیگیری کردیم. این گونه امور! اموری نیستند که با مداخله (قابل حل باشند) چون یک نگاه و رویکرد و یک بحث رفتاری هست پس برای تغییر رفتار ما یکی از راه های مهم و مستمری که باید به آن توجه کنیم آموزش است. یکی از کانون هایی که می تواند در این امر به ما کمک کند رسانه می باشد. اگر ما و رسانه در کنار هم قرار بگیریم بسیاری از این چالش ها که شما یکی از آن ها را نام بردید از طریق آگاهی دادن به مردم حل خواهد شد. چون آگاهی باعث تغییر رفتار می شود.

stop fgm iran

 

مطالب مرتبط را اینجا می توانید دنبال کنید:

ردپای ناقص سازی جنسی زنان در میناب

ختنه دختران؛ مطالعه موردی شهرستان قشم