حتی فمینیست ها هم با ما همراهی نمی کنند

حتی فمینیست ها هم با ما همراهی نمی کنند

رایحه مظفریان در گفتگو با دیدبان عدالت مطرح کرد: مهمترین مانع بر سر راه ما، انکار وجود مشکلی به نام ختنه دختران است که هم از سوی جامعه و هم از سوی دولت صورت می گیرد. متاسفانه هیچ مسئولی در ایران نمی پذیرد که چنین معضلی در کشور وجود دارد.

به نام خدا

رایحه مظفریان دانشجوی مقطع دکترای جامعه شناسی، حدود ۱۰ سال است که  بر موضوع ناقص سازی جنسی زنان متمرکز شده است و تا امروز فعالیت های متعددی را برای برطرف کردن این معضل از جامعه زنان ایرانی انجام داده است. موسسه بین المللی دیدبان عدالت طی گفتگویی با ایشان به بررسی معضل ناقص سازی جنسی زنان می پردازد:

  • چه شد که موضوع ناقص سازی جنسی زنان توجه شما را به خود جلب کرد و بر آن تمرکز کردید؟
  • مظفریان: با خواندن کتاب (گل صحرا) نوشته واریس دیری که مادرم به من هدیه داده بود با موضوع ختنه دختران آشنا شدم. در ابتدا این سوال برایم مطرح شد که آیا این موضوع در ایران هم جریان دارد یا نه! با انجام اندکی جستجو در اینترنت متوجه کمبود منابع در این زمینه شدم. خیلی اتفاقی یا به عبارتی دلی یک شب با یک ساک کوچک راهی جزیره قشم شدم و تحقیقاتی میدانی در این زمینه را شروع کردم. بر اساس تحقیقاتی که در آنجا انجام دادم به صورت قطعی تصمیم گرفتم که ناقص سازی جنسی زنان با تمرکز بر منطقه قشم به عنوان موضوع پایان نامه دوره ارشدم باشد. پس از این که پایان نامه به اتمام رسید، آن را به صورت کتابی با عنوان (تیغ و سنت) منتشر کردم و در کنفرانس ها و همایش های مختلف داخلی و خارجی به ارائه سخنرانی پیرامون این موضوع پرداختم. اما لازم بود این اطلاعات در اختیار عموم قرار بگیرد. به خاطر همین سایت www.stopfgmiran.com   را راه اندازی کردم و اطلاعات لازم درباره این موضوع را در این سایت منتشر کردم. تولید فیلم مستند و فیلم های کوتاه درباره این موضوع هم از دیگر فعالیت های پیرامونی این کمپین بوده است.
  • تعریف (ناقص سازی جنسی زنان) چیست؟
  • مظفریان: هرگونه آسیب رسانی به اندام تناسلی زنان ناقص سازی جنسی زنان تلقی می شود. این موضوع در حقیقت  فعالیت جنسی زن را مختل کرده و رابطه جنسی را با مشکل رو به رو می کند. بر اساس میزان ناقص سازی، این موضوع تقسیم بندی می شود؛ نو ع اول آن آسیب زدن به کلیتوریس به هر میزان و به هر شکل است که شایع ترین نوع آن در ایران است.

عبارت ناقص سازی جنسی زنان در حقیقت جایگزین عبارت ختنه دختران شده است. البته عبارت های دیگری مثل مثله کردن آلت تناسلی زنان هم به کار برده می شود. هر یک از این اصطلاحات جایگاه  خاصی دارد. ناقص سازی جنسی زنان به عنوان یک اصطلاح عام استفاده می شود. ختنه دختران نیز بیشتر در محافل و منابع مذهبی مورد استفاده قرار می گیرد. مثله کردن اندام جنسی زنان هم میتواند در کنار سایر اصطلاحات ذکر شده این عمل را ذیل عنوان معلولیت مطرح کند. منظور از معلولیت نیز عدم توانایی بر انجام کاری است که سابقا این توانایی وجود داشته است ولی بعد از وقوع معلولیت چه به صورت حادثه و چه مادرزادی دیگر فرد قادر به انجام عملی مانند سایر افراد سالم نیست. در ناقص سازی جنسی زنان هم توانایی برقراری رابطه جنسی از زنان گرفته می شود.

  • این موضوع چگونه در میان جوامع شیوع پیدا کرد؟
  • مظفریان: در ابتدا ختنه دختران نوعی علامت گذاری قومی – قبیله ای بود، مانند قبیله هایی که به عنوان نشانه گردن هایشان را کشیده می کنند. اما در طول زمان و تجربه به این نتیجه رسیدند که اندام جنسی زن می تواند وسیله ای برای کنترل و مدیریت رابطه جنسی زنان و دختران باشد. لذا به شکل های مختلف مثل کمربند، ناقص کردن، برداشتن و دوختن اقدام به کنترل و مدیریت رابطه جنسی زنان کردند. اما در جامعه بشری این نکته ملاک است که آنچه به صورت طبیعی به بشر داده شده است باید به صورت طبیعی حفظ شود.
  • پراکندگی جغرافیایی ناقص سازی جنسی زنان در دنیا به چه صورت است؟
  • مظفریان: در جریان انتقال سنت ها و تبادلات فرهنگی میان اقوام، پای این موضوع نیز تقریبا به همه جای دنیا باز شده است. گرچه برخی از دولت ها از اعلام موجودیت این مسئله در کشورشان خودداری می کنند.
  • میزان اهمیت این موضوع در جهان چقدر است؟
  • مظفریان: این موضوع در جهان بسیار داری اهمیت است و کشورهای آمریکای شمالی و اروپا به شدت برای حل این موضوع ایستادگی کرده و قوانین متعددی را به تصویب رسانده اند. هر ساله نیز کشورهایی به این قوانین می پیوندند. این اتفاق بیشتر در خانواده های آفریقایی رخ می دهد لذا دختران کوچک این خانواده ها که ساکن اروپا و آمریکا هستند ، قبل و بعد از سفر به کشورهای آفریقایی معاینه می شوند تا در این سفر مورد آسیب قرار نگیرند. همچنین در اروپا پزشکانی که اقدام به ناقص سازی جنسی زنان و دختران کنند و مادرانی که دخترانشان را برای این عمل همراهی می کنند مجازات می شوند.
  • این موضوع در ایران چه جایگاهی دارد؟ آیا اصلا جزو اولویت ها هست یا نه؟
  • مظفریان:  مهمترین مانع بر سر راه ما، در حقیقت انکار وجود مشکلی به نام ختنه دختران است که هم از سوی جامعه و هم از سوی دولت صورت می گیرد.  متاسفانه هیچ مسئولی در ایران نمی پذیرد که چنین معضلی در کشور وجود دارد، چه برسد به آن که قانون گذار قوانین حمایتی و پیشگیرانه هم وضع کند. مسئولین پیوسته تکیه بر این عبارت ها دارند که: مگر آمار ها چقدر است؟! مگر در مقابل جمعیت انبوه زنان و دختران در ایران، چند درصد گرفتار این مسئله هستند که این موضوع را به رسانه ها بکشانیم و برای آن وقت بگذاریم و قانون وضع کنیم؟!

لذا تلاش  ما در مرحله اول تمرکز بر ایجاد پذیرش وجود این مشکل، و در مرحله بعد آگاه سازی و ارائه راهکارهای پیشگیری و درمان است.

  • کدام یک از سازمان های داخلی در قبال این موضوع مسئولت دارند؟ آیا اقدامات لازم از سوی این سازمان ها انجام می گیرد؟
  • مظفریان: در ابتدا مجلس باید به این موضوع ورود کند و قوانینی را جهت پیشگیری و مجازات عاملان وضع کند. اما متاسفانه مجلس اصلا به این موضوع توجهی نمی کند. پس از مجلس سازمان هایی مانند مرجع ملی حقوق کودکان، معاونت حقوق زنان در دولت، وزارت بهداشت و سازمان علوم پزشکی باید در این موضع مداخله کنند.
  • آیا موضوع ناقص سازی جنسی زنان در میان گروه های اجتماعی و فعالان مدنی جایگاه شایسته خود را به دست آورده است؟
  • مظفریان: ما تنها تعداد معدودی هستیم که این موضوع را به صورت جدی پیگیری می کنیم. متاسفانه رسانه ها با ما همکاری نمی کنند و این موضوع را تحت پوشش قرار نمی دهند. عده ای از فمینیست ها و جامعه شناسان هم هستند که سالی یک بار در روز جهانی مقابله با ناقص سازی جنسی زنان، با اندکی جستجوی اینترنتی به ایراد سخنرانی می پردازند. اما هیچ گروهی به جدیت ما پیگیر این قضیه نیست. حتی فمینیست ها بر ما خرده می گیرند که این موضوع مشکل زن ایرانی نیست لذا صرف وقت و انرژی برای این موضوع، ضرورتی ندارد. در حقیقت از آن جا که این مسئله در سطح رسانه ها مطرح نیست، پرداختن به آن نفعی برای فمینیست ها ندارد و آن ها از این طریق نمی توانند خود را بیش از پیش مطرح کنند. البته ما هم هدف خودمان را داریم و راهمان را ادامه می دهیم. ما حتی اگر بتوانیم یک نفر را هم آگاه کنیم برایمان برد محسوب می شود.
  • در پایان اگر مطلبی هست، بفرمایید
  • مظفریان: امیدوارم با تلاشی که می کنیم جامعه و پیش از آن مسئولان و مدیران جامعه، ابتدا ناقص سازی جنسی زنان را به عنوان یک معضل موجود در ایران بپذیرند و در گام دوم،  در جهت رفع این نقیصه اقدام قانونی و اجرایی لازم را در برنامه های خود قرار دهند. افراد جامعه هم تلاش کنند تا سطح آگاهی نسبت به این موضوع را در میان اقشار مختلف جامعه به خصوص بخش های مبتلا، افزایش دهند.

منبع: موسسه بین المللی دیدبان عدالت

ضرورت اصلاح قوانین برای دفاع از حقوق زنان و دختران آسیب دیده از ختنه

ضرورت اصلاح قوانین برای دفاع از حقوق زنان و دختران آسیب دیده از ختنه

میثم حسنی

دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق جزا دانشگاه گیلان

از نظر مطالعات جرم شناختی، عوامل فردی و اجتماعیِ موثر بر پیدایش و گسترش ختنه دختران و زنان در ایران که امروزه نوعی خشونت محسوب می شود، قابل بررسی است. برای نمونه مطالعه این که آیا این عمل یک امر مذهبی است و توسط دین توصیه شده است و افراد بخاطر اعتقادات آن را انجام می دهند یا اینکه یک امر فرهنگی است و ریشه در باور و ارزش های مردم آن مناطقی که این عمل را انجام می دهند، دارد. براساس تحقیقات سازمان بهداشت جهانی از دلایل موجه جلوه دادن ختنه دختران در دنیا، مفید بودن آن از نظر بهداشتی، کمک به سلامتی، پیدا کردن روح پاک، زیبایی بدن دختر، کنترل تمایلات جسمانی او تا قبل از ازدواج، نگهداری باکرگی دختران جوان تا زمان ازدواج، تامین لذت جنسی بیشتر برای مردان و نگه داشتن رسم و رسوم نسل های گذشته عنوان شده است (حسنیان، ۶:۱۳۹۱). تجارب دو سه دهه گذشته در دنیا نشان داده است که هیچ راه حل ساده و سریعی برای پایان دادن به این عمل خشونت بار وجود ندارد، بلکه امید است بتوان نحوه نگرش مردم و جامعه را تغییر داد. پایان دادن به ختنه زنان نیازمند بنیاد قوی، برخورداری از توان مالی و اجرایی لازم برای پیگیری، نظارت و انجام برنامه های بنیادین و نفوذ در میان مردم به منظور جایگزین نمودن ارزش های واقعی به جای رسوم کهن و بی ارزش و مضر است (فرج خدا، ۶۵:۱۳۹۰). بنابراین، در قالب مطالعات جرم شناختی، بررسی راه های مهار پدیدۀ ختنه دختران و زنان از رهگذر پیشگیری اجتماعی که باید بر حساس سازی و آگاه سازی جامعه به ویژه از طریق آموزش تمرکز یابد و نیز پیشگیری وضعی که باید از یک سو با نظارت بر جامعه درگیر  پدیده ناقص سازی جنسی و از سوی دیگر تدوین قوانین حمایتی جهت ارتقا حقوق دختران و زنان همراه باشد، ضروری است.

علاوه بر جنبه های جرم شناختیِ پدیدۀ ختنه دختران و زنان، ابعاد حقوقی آن نیز قابل بررسی هستند. مطابق برخی کنوانسیون ها و اسناد حقوق بشری دولتها موظف هستند تا کلیه اقدامات لازم جهت حمایت از دختران و زنان را در برابر این گونه اعمال غیرانسانی به عمل آورند، این گونه اقدامات تنها  به تدابیر قانونی مبتنی بر وضع مجازات های مناسب برای مرتکبین این اعمال و یا تقویت و اصلاح قوانین موجود در این رابطه محدود نمی شوند، بلکه اقدامات لازم نیز جهت جبران خسارت دختران و زنان قربانی به صورت مالی و غیرمالی باید به عمل آید (حسنیان، ۲:۱۳۹۱). در راستای مفاد اسناد بین المللی بسیاری از کشورها ختنه زنان را از طریق جرم انگاری، عملی غیرقانونی اعلام کرده اند، از جمله چهارده کشور آفریقایی که فرهنگ ختنه زنان را داشتند عبارتاند از: بنین، بورگینافاسو، جمهوری افریقای مرکزی، ساحل عاج، جیبوتی، اتیوپی، غنا، گینه، کنیا، نیجر، سنگال، تانزانیا و توگو که قانون منع عمل ختنه زنان به تصویب رساندند (حسنیان،۱۳۹۱:۱۴۵). همچنین قوانین حمایتی برای بزه دیدگان و زیان دیدگان در راستای جبران خسارت مادی و سایر خسارتها را در نظر گرفته اند. در قوانین کیفری ایران ختنه دختران و زنان به عنوان یک رفتار خاص  جرم انگاری نشده است، اما حکم آن از قوانین کلی قابل استنباط است. ماده ۶۶۴ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ در کتاب دیات که مربوط است به ايراد جنايت غيرعمدي بر نفس، اعضاء و منافع بیان می کند که قطع و از بین بردن هر یک از دو طرف اندام تناسلی زن موجب نصف دیه کامل زن است و قطع و از بین بردن بخشی از آن به همان نسبت دیه دارد. در این ماده هیچ تفاوتی ما بین باکره و غیرباکره بزرگسال و خردسال سالم و معیوب نیست. همچنین در ماده ۷۰۶  ق.م.ا مقرر شده است که از بین بردن قدرت انزال یا تولید مثل مرد یا بارداری زن یا از بین رفتن لذت مقاربت زن یا مرد موجب ارش است و وفق ماده  ۷۰۷ ق.م.ا، از بین بردن کامل قدرت مقاربت موجب دیه کامل است.

در خصوص حمایت از قربانیان و زیان دیدگان این پدیده خشونت بار، هر چند بر اساس منشور حقوق و مسئولیتهای زنان در نظام جمهوری اسلامی ایران، آیین نامه مرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک در جمهوری اسلامی ایران، موادی از قانون مجازات اسلامی، قانون آیین دادرسی کیفری، قانون مسئولیت مدنی در این راستا قابل بحث هستند، اما همچنان خلاهای فراوانی در این زمینه به چشم می خورد که برابر اصول ۱۹، ۲۰، ۲۱ قانون اساسی که به حقوق مساوی مردم‏ ایران‏ اشاره دارد و همه افراد ملت اعم از زن و مرد را در حمایت قانون یکسان قرار داده و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلامی برخوردار و دولت را موظف نموده تا حقوق زنان را در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی تضمین نماید، و وفق اصول ۲۲ و ۴۰ این قانون که حیثیت‏ و جان‏ افراد را از تعرض‏ و هر گونه خسارت و ضرر مصون‏ می داند؛ باید اقداماتی صورت گیرد. علت شناسی دقیق این پدیده و اتخاذ تدابیر پیشگیرانه بر اساس آن و در کنار آن تصویب قانون جامع که هم شامل حمایت های کیفری و غیرکیفری باشد از آن جهت که راه هر گونه سو استفاده و یا اعمال سلیقه را مسدود می نماید، در این زمینه ضروری و یکی از مهم ترین اقدامات است (عباچی،۱۷۱:۱۳۸۰).  بنابراین، اولین اقدام در این راستا، اصلاح و تصویب هر چه زودتر قوانین حمایتی از جمله لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت، لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان و لایحه حمایت از بزه دیدگان در راستای در نظر گرفتن منافع عالی دختران و زنانی که در معرض بزه دیدگی یا ورود آسیب به سلامت جسمی، روانی، اجتماعی و اخلاقی هستند، می باشد.

خلاصه برخی از مقالات و پایان نامه هایی که در ایران در حوزه حقوقی و ختنه دختران انجام شده است:

۱-سهیلا استیری (۱۳۹۶) در پایان نامه کارشناسی ارشد تحت عنوان بررسی فقهی- اجتماعی احکام پس از تولد نوزاد دختر (مطالعه موردی ختنه دختران) خود می نویسد: از میان ادله اربعه دلیلی که ناظر بر وجوب و یا تاکید در انجام این عمل باشد وجود ندارد و یا از نظر سند و دلالت دچار خدشه است و تنها در دین توصیه‌ای در این زمینه از باب مکرمت شده است. مهم آن است که ختنه دختران با ناقص سازی جنسی آنان تفاوت داشته و نمی‌توان دینی را که مطابق فطرت بشر است و به عنوان کامل‌ترین و جامع‌ترین ادیان معرفی شده متهم به جواز خشونت و صدمه به بعد جسمانی و تناسلی زن دانست. ختنه در واقع عملی است که در اصطلاح پزشکی با عنوان هودکتومی از آن یاد می‌شود.

۲- فهیمه حسنیان (۱۳۹۱) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان ممنوعیت ختنه زنان در اسناد بین‌المللی با تاکید بر روند کشورهای درگیر می نویسد: بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی نزدیک ۱۴۰ میلیون زن و دختر در سرتاسر جهان با نتایج حاصل از ختنه زندگی می کنند، این عمل به طور غالب بر روی دختران بین سنین نوزادی تا پانزده سال صورت می گیرد. تخمین ها نشان میدهد که در آفریقا ۹۲ میلیون دختر بالای ۱۰ سال تحت این عمل قرار گرفته اند. میزان گستردگی عمل قطع عضو جنسی زنان در سطح برخی کشورها باعث شد این عمل، در تعدادی از اسناد بین المللی مورد توجه قرار گرفته و به عنوان نوعی خشونت علیه زنان وکودکان شناخته شود. این اسناد از دولتها می خواهد تا کلیه اقدامات لازم در جهت حمایت از زنان را در برابر این گونه اعمال غیرانسانی به عمل آورند، این گونه اقدامات جنبه انحصاری نداشته و صرفا به تدابیر قانونی محدود نمی شود بلکه از دولتها می خواهند که علاوه بر وضع مجازات های مناسب برای مرتکبین این اعمال و یا تقویت و اصلاح قوانین موجود در این رابطه، اقدامات لازم را نیز جهت جبران خسارت زنان قربانی به صورت مالی و غیرمالی به عمل آورند.

۳- ندا مقدمی (۱۳۹۲) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان ختنه زنان در ایران و ضرورت حمایت کیفری در قبال آن می نویسد حقوق بشر و آزادیهای اساسی جزئی از حقوق مسلم انسانها اعم از مردان و زنان است. زنان به عنوان نیمی از جمعیت بشری صاحبان اصلی حقوقی هستند که تحت عنوان حقوق بشر زنان از آن نام برده می شود با این حال این حقوق در بسیاری از موارد مورد تضییع و تعدی قرار می گیرند. خشونت زنان به عنوان یکی از موارد جدی نقض حقوق بشر در مقیاس جهانی است و زنان به عنوان قربانیان اصلی خشونت انواع گوناگون آن را در سراسر زندگی خود تحربه می کنند. ختنه زنان رسمی است فرهنگی که در نتیجه انجام برخی از انواع آن، صدمات جبران ناپذیری بر تمامیت جسمانی زنان وارد می آید که ناقص حقوق انسانی آنان می باشد و از این حیث یکی از اشکال خشونت علیه زنان است. ایران یکی از کشورهای هست که این رسم در بخش های از آن رواج دارد و از آنجا که رسالت مهم حقوق کیفری پاسداری از ارزش های والای جامعه است انتظار می رود در حقوق کیفری ایران به جهت کاهش شیوع این عمل و احقاق حقوق بزه دیدگان آن حمایت کیفری صورت پذیرد.

۴- ریبوار یوسفپناه (۱۳۹۳) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان بررسی حکم ختنه در فقه مذاهب اربعه اهل سنت می نویسد ختنه در تاریخ بشری سابقهای زیاد دارد و مورد تایید ادیان آسمانی و توحیدی و برخی از آیین هاست این کار در مورد مرد وزن غالبا در دوران کودکی و روزهای آغازین بعد از تولد انجام می گیرد. ختنه در مرد با قطع کردن و بریدن پوست پوشاننده ی حشفه (سر آلت تناسلی) و در زن با قطع کردن پایین قسمت قسمت پوستی که بالای مهبل (قسمت انتهایی بنظر)واقع شده و شبیه تاج خروس است، انجام می گیرد. غالب فقها ختنه کردن را به عنوان امری مشروع پذیرفته اند. لکن در مورد نوع حکم تکلیفی آن با هم اختلافی دارند. برخی آن را برای مردان و زنان واجب و برخی آن را برای مردان و زنان سنت موکده و عده ای هم آن را برای زن مکرمه دانسته اند.

باید متذکر شد که پایان نامه یوسف پناه در مقایسه با سایر پایان نامه های انجام شده عمل ختنه دختران را عمری ضروری می داند و از انجام این عمل همچون ختنه در مردان دفاع می کند.

۵- معصومه سیمبر  و دیگران (۱۳۹۵) در مقاله خود با عنوان پیامد ختنه در زنان مروری بر مطالعات موجود می نویسند طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی ختنه زنان شامل برداشت یا صدمه به بخش یا تمام قسمت های دستگاه تناسلی خارجی زنان بدون دلیل پزشگی است. براساس گزارش سازمان بهداشت جهانی ۱۰۰ تا۱۴۰میلیون زن و دختر در دنیا ختنه شده اند که در مطالعات مختلف عوارض و پیامدهای متعددی برای این عمل ذکر شده است.

۶- علی غلامی، ندا مقدمی (۱۳۹۷) در مقاله خود با عنوان جرائم محتمل در ختنه دختران و ضرورت جرم انگاری آن می نویسند ختنه دختران در برخی از انواع آن، صدمات جبران ناپذیری بر تمامیت جسمانی زنان وارد میسازد و این در حالی است که برخی منابع فقهی اعم از فقه اهل سنت و فقه امامیه بیانگر رویکرد مثبت فقه به ختنه دختران بوده و گاهی حکم به استحباب این عمل شده است سوالی که در اینحا مطرح میگردد نگاه فقهای شیعه به این موضوع و‌ حکم آن است. نگارندگان با روش تحلیل محتوایی متون روایی و فقهی و بررسی انواع ختنه دختران و تطبیق آنها با مفاد و مضمون این نصوص قائل اند که حکم جواز اسلام در رابطه با ختنه دختران تنها به خفیف ترین درجه ختنه تعلق می گیرد و سایر انواع آن که متضمن ایراد آسیبها و صدمات است از این خارج است. بر همین اساس ضروری است جهت کاهش شیوع این و احقاق حقوق بزه دیدگان آن، حمایت کیفری موثری از جمله جرم انگاری در قبال مصادیقی از ختنه دختران که از حگم جواز اسلام خارج بوده منجر به صدمات جدی به تمامیت جسمانی و روانی آنان می گردد صورت می پذیرد.

۷- محبوبه حاجی فقها و دیگران (۱۳۹۵) در مقاله خود با عنوان ختنه دختران الزام دینی یا اجبار فرهنگی می نویسند آداب و رسوم احتماعی ممکن است از دین منشا گرفته و یا ریشه غیرمذهبی داشته باشند. یکی از رفتارهای اجتماعی که از گذشته های دور در میان برخی اقوام رواج داشته، ختنه دختران است برخی افراد واجب دینی آن را بیان می کنند. برای پی بردن به صحت این ادعا باید دستورات ادیان آسمانی آشنا شد مطالعه حاظر با هدف بررسی دیدگاه ادیان آسمانی اسلام، مسیحیت و یهودیت درباره ختنه دختران انحام شد.

۸- تهمینه فرج خدا و دیگران (۱۳۹۰) مقاله ای با عنوان بررسی پیامدهای اخلاقی ابعاد حقوقی و راه کارهای ریشه کنی ختنه زنان می نویسند. آمار دقیقی از میزان شیوع ختنه در بین زنان ایرانی وجود ندارد. اما طبق تحقیقی در شهرستان میناب این عمل از شیوع ۷۰درصد برخوردار است. ختنه زنان به علل مختلف فرهنگی، اجتماعی و مذهبی انجام می شود. این کار ریشه در تبعیض های شدید جنسیتی علیه زنان دارد. ختنه به عنوان عاملی برای حفظ باکرگی، زیبایی و پاکیزگی زن در نظر گرفته می شود. ختنه زنان دارای عوارض فراوانی است. عوارض کوتاه مدت نظیر درد، عفونت، مشکلات اداری، سپتی سمی و پیامدهای بلند مدت مانند درد مزمن، عفونت لگنی، دیس پارونی و افزایش شیوع ناباروری است. ختنه زنان در روند زایمان اختلال ایجاد می کند و میزان مرگ مادر و نوزاد را افزایش می دهد.ختنه زنان مصداق خشونت علیه زنان و کودکان و نقض حقوق بشر است. همان طور که ذکر شد زنان و دختران در برخی از مناطق ایران ختنه می شوند. برای توقف ختنه زنان درکشورمان می توانیم از رسانه ها، مدارس و گروه های مذهبی جهت افزایش آگاهی مردم استفاده کنیم و قوانین علیه این عمل وضع کنیم. باید در نظر داشته باشیم که راه درازی پیش روی کسانی است که سعی در پایان بخشیدن به این عمل دارند‌.

۹- مسعود بسامی و دیگران (۱۳۸۹) مقاله ای با عنوان ختنه زنان از دیدگاه فقه حقوق و پزشگی می نویسند سازمان بهداشت حهانی برآورد کرده است که سالانه حدود سه میلیون زن و دختر در معرض بریدن آلت تناسلی قرار دارند. بریدن آلت تناسلی زنان درجات مختلفی دارد که از خفیف ترین و جزییترین نوع آن یعنی بریدن لبهای بزرگ و کوچک متفاوت می باشد. پزشکان و متخصصان تمام درجات بریدن آلت تناسلی زنان را برای سلامتی آنان مضر دانستهو هیچ گونه فایدهای را بر آن مترتب نمی دانند. از سوی دیگر به نظر برخی فقهای اسلام خصوصا متقدمین برش جزیی کلیتوریس که  به ختنه زنان مشهور است، منعی نداشته به گونه ای که حتی قائل به مستحب بودن آن شده اند. لذا بین فقها و پزشگان و نویسندگان تمام انواع بریدن آلت تناسلی زنان را عنوان ختنه زنان تعریف کرده اند، اما در فقه و حقوق اسلامی هیچ گاه بریدن آلت تناسلی زنان با ختنه زنان یکسان نبوده و دو موضوع متفاوت می باشند. به گونه ای که در اسلام بریدن آلت تناسلی زنان ممنوع بوده و مستوجب مجازات است. لکن ختنه در دیدگاه برخی فقها که با این موضوع موافق هستند منعی ندارد.

۱۰- مصطفی ذوالفقار طلب ، محمد جمالی (۱۳۹۳) مقاله ای با عنوان ختنه زنان از دیدگاه مذاهب فقهی می نویسند ختنه زنان از جمله رسوم کهن پیش از اسلام است که دین اسلام با رعایت مسایل عرفی و بکارگیری شیوه تدریجی به تعدیل آن پرداخته است. فقها در بین انواع ختنه فقط برداشتن غفله (پوست روی ملیتوریس) صرف نظر از نوع حکم آن به لحاظ وجوب، استحباب و مکرمت را جایز دانسته اند که از آن تعبیر به ختنه شرعی (سنت) کرده ولی انواع دیگر ختنه ها تعبیر به ختنه غیرشرعی (فرعونی) کرده اند. از سوی سازمانهای حقوق بشر و سازمانهای هم سو با آن به وضع قوانین سخت گیرانه ای بر ضد انواع ختنه پرداختهاند که در این میان بعضی از فقهای معاصر اهل سنت امامیه با این دیدگاه متفق القول اند. وجود گزارشات ضد و نقیض پزشگی درباره آثار مثبت و منفی ختنه زنان و ممنوعیت همه انواع ختنه از سوی طرفداران دیدگاه متفق القول اند. وحود گزارشات ضد و نقیض درباره آثار مثبت و منفی ختنه زنان و ممنوعیت همه انواع ختنه از سوی طرفداران دیدگاه مخالف این عمل و نیز عدم توجه به مقاصد شریعت در بیان احکام شرعی ختنه زنان پژوهش در این مقاله را ضروری می گرداند، بدین منظور در این مقاله پس از پرداختن به ماهیت ختنه زنان، دیدگاه مذاهب فقهی را درباره این موضوع بیان می کنیم.

منابع

۱- استیری، سهیلا،  بررسی فقهی- اجتماعی احکام پس از تولد نوزاد دختر، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه الزهرا ۱۳۹۶

۲-امیدی محمدرضا،کنوانسیون حقوق کودک و حق شرط ایران،تهران چاپ اول ۱۳۸۵

۳-بسامی مسعود،ختنه زنان از دیدگاه فقه،حقوق و پزشگی،مجله فقه پزشگی،شماره ۵و۶زمستان۱۳۸۹وبهار ۱۳۹۰

۴-بیگی جمال،بزه دیدگی اطفال در حقوق ایران نشر میزان چاپ اول تهران تابستان ۱۳۸۴

۵-حاجی فقها محبوبه،ختنه دختران:الزام دینی یا اجبار فرهنگی،مجله زنان،مامایی و نازایی دوره نوزدهم شماره۲۵مهرماه ۱۳۹۵

۶-حسنیان فهیمه،ممنوعیت ختنه زنان در اسناد بین المللی با تاکید بر روند کشورهای درگیر پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه آراد اسلامی واحد تهران مرکز ۱۳۹۱

۷-ذوالفقار طلب مصطفی و جمالی محمد،ختنه از دیدگاه مذاهب فقهی شماره ۱۸و۱۹بهار و تابستان ۱۳۹۳

۸-سیمبر معصومه،پیامدهای ختنه در زنان:مروری بر مطالعه موجود مجله زیست پزشگی جرجانی دوره۲شماره ۱۳۹۳،۱

۹-عباچی مریم،حقوق کیفری اطفال در اسناد سازمان ملل انتشارات مجد تهران چاپ دوم ۱۳۸۸

۱۰-عباچی مریم،مجموعه مقالات حقوق کودک، انتشارات مجد کرسی حقوق بشر سال ۱۳۹۵

۱۱-عباچی مریم،رهنمودهای حقوق کیفری د رقبال کودکان بزه دیده،مجله حقوقی دادگستری شماره۵۳_۵۵ پاییز و زمستان ۱۳۸۴

۱۲-عظیم زاده شادی و هدایت هدیه،جبران خسارت ناشی از جرم کودک تا نحوه ترمیم خسارت:با نگاهی تطبیقی به قوانین آمریکایی و اسناد بین المللی فصل نامه پژوهش حقوق کیفری سال پنجم شماره ۱۷زمستان ۱۳۹۵

۱۳-علیزاده عبدالرضا،مبانی رویکرد اجتماعی به حقوق؛جستاری نظریه های جامعه شناسی حقوقی و بنیاد های حقوقی ایران،انتشارات سمت چاپ اول تهران زمستان ۱۳۸۷

۱۴-غلامی علی و مقدمی ندا،جرائم محتمل در ختنه دختران و ضرورت جرم انگاری آن، مجله حقوق پزشگی شماره ۴۵تابستان ۱۳۹۶

۱۵-فرج الهی رضا،جرم شناسی و مسولیت کیفری،بنیاد حقوقی میزان چاپ اول تابستان ۱۳۸۹

۱۶-فرج خدا تهمینه،بررسی پیامدهای اخلاقی، ابعاد حقوقی و راهکارهای ریشه کنی ختنه زنان ، مجله اخلاق پزشگی شماره۱۸زمستان ۱۳۹۰

۱۷-کریمی فاطمه،تراژدی تن (خشونت علیه زنان) انتشارات روشنگران و مطالعات زنان چاپ اول تهران ۱۳۸۹

۱۸-محمدی اصل عباس،جنسیت و خشونت ،نشر گل آذین چاپ اول تهران ۱۳۸۰

۱۹-مقدمی ندا،ختنه زنان در ایران و ضرورت حمایت های کیفری در قبال آن ،پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه شهید باهنر کرمان ۱۳۹۲

۲۰-یوسف پناه  ریبوار، بررسی حکم  ختنه در فقه مذاهب اربعه اهل سنت، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه کردستان ۱۳۹۱

نقش ماماهای تحصیل کرده برای کاهش ناقص سازی جنسی زنان

نقش ماماهای تحصیل کرده برای کاهش ناقص سازی جنسی زنان

نقش ماماهای تحصیل کرده برای کاهش ناقص سازی جنسی زنان

رایحه مظفریان

۶ فوریه (۱۷ بهمن) روز جهانی توقف ناقص سازی جنسی زنان در جهان است. سازمان ملل تخمین زده است که بالغ بر ۲۰۰ میلیون زن و دختر در حال حاضر ختنه شده اند که بخش یا تمامی از اندام تناسلی آن ها بریده شده یا آسیب دیده است. هم چنان هرساله بیش از ۳ میلیون دختر در سنین نوزادی تا ۱۵ سال وجود دارند که در خطر ختنه شدن قرار دارند. در حالی که ناقص سازی جنسی زنان عمدتاً در ۳۰ کشور آفریقایی، خاورمیانه ای و آسیایی رخ می دهد، به دلیل حجم مهاجرین به سمت سایر کشورها تبدیل به یک موضوع جهانی شده است.

از دیدگاه سازمان بهداشت جهانی، ناقص سازی جنسی زنان عملی است که به دلایل غیر پزشکی و با عوارض طولانی مدت فیزیکی، روانی انجام می شود. سخنگوی سازمان بهداشت جهانی اعلام کرده است که اگر ناقص سازی جنسی زنان با همین روند ادامه پیدا کند، تا سال ۲۰۳۰ حدود ۶۸ میلیون دختر دیگر هم قربانی ختنه خواهند شد.

همان طور که اشاره شد ناقص سازی جنسی زنان در بخش هایی از خاورمیانه هم چنان انجام می شود. در میان کشورهای خاورمیانه نیز ایران می تواند در دسته کشورهایی باشد که در مناطقی از جنوب و غرب آن ناقص سازی جنسی زنان انجام می گیرد. این عمل به صورت سنتی با تیغ ریش تراشی مردانه و توسط زنان محلی انجام می گیرد. میزان برش و آسیب به بافت های اندام تناسلی به آموزش دایه های محلی بستگی دارد؛ این که آن ها این عمل را از چه کسی یاد گرفته باشند و پیشینیان آن ها نیز آن را چگونه انجام می داده اند. بنابراین نوع انجام عمل از روستایی به روستایی دیگر می تواند کاملاً متفاوت باشد. از طرفی قشر دیگری که لازم است آموزش های لازم در زمینه عوارض ناقص سازی جنسی زنان را کسب کنند، ماماهای تحصیل کرده هستند. چراکه برخی از ماماها جهت گذراندن طرح و یا خدمت راهی مناطقی می شوند که هم چنان ناقص سازی جنسی زنان در آن رواج دارد. وظیفه این دسته می تواند آگاه سازی زنانی باشد که جهت مراقبت های بارداری و زایمان به طور دائم به مراکز درمانی مراجعه می کنند. اما سوال این جاست که ماماهای تحصیل کرده تا چه حد نسبت به ناقص سازی جنسی زنان آگاهی دارند؟

اخیراً در پژوهشی که توسط زهرا بستانی خالصی و همکارانش صورت گرفته، میزان آگاهی ماماهای ایران نسبت به ناقص سازی جنسی زنان سنجیده شده است. این که ماماهای تحصیل کرده تا چه حد نسبت به این موضوع آگاهی دارند تا در شرایطی که قربانی یا فرد در معرض خطر نیازمند کمک و راهنمایی بود، بتوانند خدمات مناسب را ارائه دهند. در این پژوهش در مجموع ۱۶۸ ماما شرکت داشتند که یافته ها توسط پرسشنامه جمع آوری شده است. تنها ۲۰٫۲۳ درصد شرکت کنندگان دانش خوبی نسبت به ناقص سازی جنسی زنان داشتند و ۴۱٫۶۷ درصد نگرشی تقریبی نسبت به این عمل داشتند و حدود ۳٫۵۸ درصد به هیچ عنوان اطلاعات نداشتند. هم چنین رابطه معناداری بین نگرش و سن، تجربه کافی و محل کار وجود نداشت. این پژوهش نشان می دهد که برای افزایش دانش ماماها و بهبود نگرش آن ها نسبت به ناقص سازی جنسی زنان، ایجاد استزاتژی های موثر احساس می شود.

امسال نیز کمپین گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان در ایران با هشتگ #گامی_به_توقف تجربه های زنان، مطالبی در این زمینه را منتشر خواهد کرد.

طبق روال کمپین گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان در ایران هر ساله مطالبی از مخاطبان منتشر می کند. در ادامه نیر دلنوشته تازه ای از یکی از مخاطبان در نظر گرفته شده است. با این امید که سنت های غلط هر چه زودتر به پایان برسند.

***

پنج، شیش ساله بودم…

از آن اتفاق سال ها می گذرد. چیزی حدود بیست ت ت ت سال… و به تنهایی در آغوش کشیدم، بار سنگین بغض ها، گریستن ها و مضطرب شدن هایی که عنان از کف چنانم می داد که سر تا پا وحشت می شدم و قلبم چنان به تپش می افتاد و می لرزیدم به خود، که پاهایم سست شده رهایم می کرد و دست هایم منقبض شده به چنگم می گرفت.

کوچک بودم… هر آن چه التماس و تلاش لازم بود به جان بستم. از چشمانم ساعت ها فرویش ریختم. حتی گریختم… اما ابله جماعتی که گیرشان افتاده بودم بازگرداندنم تا با تیغی در دست، به نام سنت بر جسم و روح و روانم حک کنند زنانگی و نجابتم را!

من آن روز از نجات خود درماندم. رهایم کردند وقتی تن نحیفم، بسته در خون در گوشه ای از هال به دور ملافه ای از درد به خود می پیچید… و من غرق در اشک، بی صدا، مضطرب و ترسان فقط می گریستم… و آن ها که خرسند خیال می بافتند از به حد رساندن حجب و حیا در من!

و من… منِ خسته ملول، که تا سال ها بعد هم ندانستم چه مرگم می شود وقتی لبه بران تیزی را، هم چون کابوس دهشتناکی چنان متصور می شوم که جلوی دیدگانم همه چیز غرق در خون در فجیع ترین حالت ممکن بریده می شود و تمام وجودم را به رعشه می اندازد!

زنان بسیاری آن روز را با من زیسته اند. به یاد می آوریم یکدیگر را در رنجی که هنوز برایمان تمام نشده است. تا در امروزی که بهانه ای شده برای از دست دادن زنجیرهایی که به وجودمان بستند و برای پرده برداشتن از خشونت های آشکار و نهانی که از زن بودنمان بر روح و روان مان کشیدند هم دیگر را فرا خوانیم، تا پژواک سکوت خود و همه زنانی باشیم که به مدارا با خشونت، سال هاست که سازش یافته ایم.

پانوشت:
برای اطلاعات بیش تر ر.ک به وبسایت و کانال تلگرام کمپین گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان در ایران.

 

بررسی مقایسه ای تعارضات زناشویی، تمایل جنسی و صمیمیت در زنان ختنه شده و ختنه نشده شهر قشم

بررسی مقایسه ای تعارضات زناشویی، تمایل جنسی و صمیمیت در زنان ختنه شده و ختنه نشده شهر قشم

پایان نامه ای با عنوان بررسی مقایسه ای تمایل جنسی، صمیمیت و تعارضات زناشویی زنان بین ۱۷ تا ۴۵ ساله با راهنمایی دکتر اقبال زارعی و پژوهش یحیی بازیار زاده در اسفند ماه ۱۳۹۲ در دانشگاه هرمزگان دفاع شده است. ابزار این پژوهش کمی پرسشنامه تمایل جنسی هالبرت- پرسشنامه صمیمیت و پرسشنامه تعارضات زناشویی بوده است. از ۲۵۰ پرسشنامه توزیعی ۲۳۳ پرسشنامه تکمیل شده است. نتیجه این پژوهش نشان داده است که بین تمایل جنسی و صمیمیت تفاوت معنا دار وجود دارد و در تعارضات زنانشویی تفاوت معنا دار پیدا نشد.

“نهایتا پس از همتاسازی ۱۹۸ پرسشنامه شامل ۱۰۰ پرسشنامه مربوط به زنان ختنه شده و ۹۸ پرسشنامه مربوط به زنان ختنه نشده با روش تی تست گروههای مستقل و تحلیل واریانس یک طرفه گروه های مستقل با نرم افزار اس پی اس اس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که تمایل جنسی و صمیمیت میان دو گروه از زنان مورد پژوهش تفاوت معناداری داشت به گونه ای که میانگین این دو متغیر در گروه زنان ختنه شده پایین از زنان ختنه نشده میباشد. بر پایه یافته های این پژوهش تفاوت معناداری در تعارضات زناشویی میان دو گروه مشاهده نگردید”.

وی برخی از دلایل انجام ختنه از دیدگاه عوام را این گونه بر می شمارد:

۱٫صیانت وپاکی و نجابت: قسمت خارجی اندام تناسلی زنان ناپاک است بنابراین اگر آن قطع شود باعث پاکی میشود.

۲٫زیبایی: قسمت خارجی اندام تناسلی بدمنظر است (شبیه مردان)

۳٫جلوگیری از سقط جنین: اگر ختنه نشوند بچه در حین تولد خواهد مرد. در برخی کشورها عمل ختنه در حین زایمان انجام میشود که با خونریزی شدید همراه است.

۴٫ترفیع منزلت و یکپارچگی: هویت میبخشد. به مرحله زن بودن ارتقا می یابند.

۵٫جلوگیری از بی بندوباری جنسی: اگر بافت احساسی (کلیتوریس) قطع شود تمایل جنسی و به تبع آن انحراف در زن کاهش می یابد.

۶٫بهبود و پیشرفت رابطه جنسی برای مردان و رضایت آنان، چرا که مهبل کوچک شده و مردان رضایت بیشتری در حین مقاربت خواهند داشت.

۷٫افزایش فرصت برای ازدواج زنان: عمل ختنه گواه پاکی و نجابت

بازیاری ضرورت واهمیت پژوهش را به مخاطره افتادن سلامت جسمی و روانی زنان می داند. همچنین بسیاری از خشونت ها ریشه در سنت ها و توجیهات آئینی دارد. آثار روانی از قبیل ترس، کابوس و اضطراب ناشی از این عمل و ضایعات ایجاد شده در اندام های تناسلی زنان بسیار عمیق و در اغلب موارد غیر قابل جبران است. طبق اعلام سازمان بهداشت جهانی کلیتوریس کلیدی برای ایجاد عملکرد طبیعی تمایلات جنسی زنان است و قطع آن موجب سرد شدن روابط جنسی،نداشتن ارگاسم، آمیزش دردناک می شود. اختلالات فعالیت جنسی در زنان در چهار حیطه تمایل جنسی، تحریک جنسی، درد حین نزدیکی و عدم توانایی رسیدن به اوج لذت جنسی است. موانع اجتماعی فرهنگی برآورد دقیق این اختلالات را دشوار می کند اما شیوع این اختلالات در زنان بالا بوده و تاثیر شگرفی بر کیفیت زندگی، اعتماد بنفس، خلق و خو، روابط همسری وفعالیت های اجتماعی آنها می گذارد.

کلودسی گزارش داده که تاجران برده در ترکیه عمل ختنه را برروی کنیزانشان اعمال می کرده اند. استرابون جغرافی دان اظهار می کند یکی از رسومی که در میان مصریان غیورانه انجام می شده است فرزندان نرینه خویش را ختنه میکردند- درمورد دختران نیز عادت فوق اجرا میشده. هاسکه و دورکینو معتقدند این عمل به دو هزار سال پیش در مصر باز میگردد. کمربند عصمت نیز در رومیان قرون وسطی- ابتدا آهنین سپس چرمی به کار برده می شده است.

عمل نوع دوم در اروپا، روسیه وایالات متحده شایع بوده است و برای زنانی که دچار ناراحتی روحی-روانی بوده اند انجام می شده است. در انگلستان ویکتوریا این عمل را بر روی زنانیکه نیاز جنسی در آنها بروز کرده و استشها (خودارضایی) میکردند بکار برده میشده است. زنان میل خود را سرکوب میکردند و صحبت در مورد آن ممنوع بود.

در قرن ۱۹ نوع اول توسط پزشکان آمریکایی و انگلیسی در درمان بسیاری از بیماری ها از قبیل هیستری، صرع، افسردگی، همجنسگرایی(همجنسگرایی بیماری نیست) و خودارضایی های مکرر در مورد زنان انجام می شد.

این عمل توسط یک پزشک متخصص زنان بنام اسحاق بیکر براون بکار گرفته میشد- استدلال وی این بود که بیشتر بیماری هایی که توسط زنان تجربه میشود به هیجانات دوره ایی سیستم عصبی بویژه عصب پودیک pudic  منتهی به کلیتوریس مربوط میشود. او استدلال میکرد که تحریک عادی این عصب از طریق استمناء فشار زیادی بر سلامتی زنان وارد می آورد و می تواند موجب ایجاد مراحل هشتگانه پیشرفت بیماری هایی از قبیل هیستری، تحریک ستون فقرات، صرع هیستریکی، آمادگی برای جمود فکری، آمادگی برای بیماری صرع، بلاهت یا ضبط دماغ و مانیا و سرانجام منتهی به مرگ میشود. درمان و بهبود بیمار از طریق قطع کامل کلیتوریس با قیچی جراحی، تزریق افیون به راست روده و مراقبت شدید از بیمار به مدت یک ماه می بود. طبق نظر وی زنان سرکش و رام نشده از این طریق به همسران خوبی بدل خواهند شد. دختران مجرد به آغوش خانواده باز خواهند گشت و زنان متاهل که قبلا از روابط جنسی متنفر بودند باردار می شوند. بعدها مشخص شد بین این عمل قطع آلت تناسلی و درمان این اختلالات او از جامعه پزشکی انگلستان اخراج شد.

فروید وریک نشان دادند که بین اعمال روانی وعادات قبیله ایی یک رابطه روانی وجود دارد و این عادات هر کدام بستگی به خصوصیات و فرهنگ هر قبیله دارد که این عمل در آن قابل قبول جلوه داده شده است و هر یک از آنها در جایگاه بخصوصی قرار میگرفته اند و علاوه براین علت ترس از محیط و تکانه های عصبی از عوامل دیگری بوده که انسان های اولیه را وادار به اقدام میکرده است و در تمدن امروزی از آن همه عادات انسانهای اولیه تنها دو مورد بیشتر انجام می شود: اولی ختنه و بعد لوزه برداری، که هرکدام از قدیمی ترین زمانهای تاریخ بشری صورت میگرفته تا به امروز ادامه دارد.

ختنه مغایرت جنسی زنان را خارج از رابطه زوجی حفظ میکند و ارزشگذاری زن زن در بیاری از جوامع براساس تولیدمثل و نقش مادری انجام میگیرد.

الگوهای ارتباطی زوجین

  • الگوی سازنده متقابل برد-برد
  • الگوی توقع/کناره گیری— توقع مرد کناره گیری زن / توقع زن کناره گیری مرد
  • الگوی اجتناب متقابل (کریستفسن و سالاری)

بازیاری در پژوهش خود پیشینه های زیر را الگوی کار خود قرار داده است:

– در سودان: تفاوت معناداری در فراوانی ارگاسم بین شده ونشده

– در نیجریه: تفاوت معناداری در فراوانی ارگاسم بین شده ونشده

– در مصر: ارگاسم، هیجان جنسی و خودارضایی میان شده ونشده تفاوت معنا دار

– در نیجریه : تفاوت معنادار بین رضایت زناشویی در جریان روابط جنسی زنان بین شده ونشده وجود دارد.

– در اسماعیله مصر: تفاوت معنا دار از حیث تمایل جنسی ، لذت از رابطه جنسی، ارگاسم و خشکی واژن در جریان رابطه جنسی میان شده ونشده.

– در گامبیا: عواقب بلند مدت ابعاد بهداشت باروری در ختنه زنان – تفاوت معنادار از حیث رابطه دردناک جنسی در آفریقای مرکزی

– عوامل موثر بر فراوانی مقاربتی در جمهوری آفریقای مرکزی- تفاوت معناداری در فراوانی دفعات مقاربت جنسی در ختنه شده ونشده

تمایلات جنسی معیوب و ختنه زنان مدیریت علت وامکان- در مصر: تفاوت معناداری در تمایل جنسی، برانگیختگی جنسی و رضایت جنسی میان شده ونشده

در پژوهش بازیاری سوال اصلی تحقیق این است:

آیا بین تمایل جنسی زنان ختنه شده ونشده قشم تفاوت معناداری وجود دارد؟

یافته‌های پژوهش نشان داد که تمایل جنسی و صمیمیت میان دو گروه از زنان مورد پژوهش تفاوت معنا‌داری داشت به گونه‌ایی که میانگین این دو متغیر در گروه زنان ختنه شده پائین از زنان ختنه نشده می‌باشد. بنابراین ختنه تمایل جنسی و لذت جنسی و صمیمیت را کاهش می دهد. بر پایه یافته‌های این پژوهش تفاوت معناداری در تعارضات زناشویی میان دو گروه مشاهده نگردید.

رضایتمندی جنسی در زندگی مشترک یک فاکتور مهم و کلیدی در شاد بودن خانواده است و زنانی که در رابطه جنسی خود رضایت داشته باشند از زندگی رضایت بیشتری دارند.

من دختری هستم که در هفده سالگی ختنه ام کرده اند

من دختری هستم که در هفده سالگی ختنه ام کرده اند

پریسا صفرپور- فارغ التحصیل رسانه و هنر

می‌گوید بنویسید اسمم گلتاب است. سی و هفت ساله و ساکن شهرستانی در استان فارس. از معدود دختران ایرانی است  که ختنه اش کرده اند. وقتی یک زن، که طبیعت سهم زیادی از لذت جنسی به او نداده است این را می شنود؛ چهره در هم می کشد. گویی از سینه آویزانش کرده اند. این مصاحبه جزییات دارد، درد دارد و سانسور بردار نیست.

ممنونم که قبول کردید با من و خواننده‌ها حرف بزنید اگرچه می‌دانم از نظر امنیت خانوادگی بسیار آسیب‌پذیر هستید.

حدود سال هشتاد هم برای دختر مالک باغی که برادرم مراقبش بود درد دل کردم و او قول داد اگر با او برای روزنامه‌ای که کار می‌کرد مصاحبه کنم، ناشناس بمانم  و کسی بعد از آن مزاحم من و زندگی‌ام نشود. مصاحبه کردم، ولی مسئولین نگذاشتند  چاپ شود. اما شاید شما بتوانید چاپ کنید.  من می‌خواهم مردم بدانند که در مناطقی ازفارس، خوزستان، کردستان، آذربایجان، بندرها، سیستان و بلوچستان هنوزاتفاقات اینگونه می‌افتد و به فکر باشند.

شاید بهتر باشد واضح تر از مشکلاتتان با کمی جزییات صحبت کنیم. چندساله بودید که ختنه شدید؟

هفده سالم بود که موقع خودارضایی مادرم مچم را گرفت. خدا می داند مثل تابه نان پزی شدم از بس مرا کتک زد، سیاه سیاه شدم. فردای آن روز هم با خاله هایم برداشتند مرا بردند خانه زنی که دختران و زنان را ختنه در یک زیرزمین می کرد.

خودتان خبر داشتید که برای ختنه شدن آنجا هستید؟

من از حرف های عمه و خاله و زن های دورهم شنیده بودم که دختر باید ختنه بشود. مثلاً دختر خاله‌ام در دوازده سالگی ختنه شده بود. الان فهمیده ام که به تصمیم مادر و جسم دختر هم بستگی دارد. ما دخترها هرگز در این رابطه حرف نمی زدیم. خیلی زشت بود از آلت تناسلی و مسائلی که می‌گفتند زن و شوهری است حرف بزنیم. بنابراین من می دانستم ولی خیال می کردم از سر من گذشته است. نه می‌پرسیدم و نه می‌خواستم بدانم که چرا تا به حال یعنی هفده سالگی انجام نشده است. ولی وقتی من را برای این کار بردند خیلی وحشت کرده بودم. دائم می‌گفتم مگر من چه دارم که بخواهند ببرند. باورکنید وقتی من را روی آن تخت خوابانده بودند فکر می کردم شاید مادرم نمی‌داند آلت تناسلی من چه شکلی است و خیال کرده چیزی اضافه و آویزان دارم. دخترعمویی هم داشتم که می‌دانستم ختنه شده است ولی چون شوهر کرده بود با اینکه هم سن بودیم نمی گذاشتند هم کلام شویم. یک بار در بیمارستان بستری بود پانزده ساله بودیم، گفت دکتر و پرستارها گفتند این مرض هایی که هر دقیقه می‌گیرم از ختنه هست. مادرش و زن های دیگر به او گفتند خجالت بکش حرف نزن. ساکت باش.اینطوری دهان امثال او بسته می‌شد که ما نفهمیم. یعنی اگر یکی هم می خواست اعتراض کند زنان دیگر مانع می‌شدند.

و سرنوشت شما در آن زیرزمین عوض شد؟

سرنوشتم فکر نمی‌کنم چون بالاخره ما دخترهای روستایی در آن منطقه به زور شوهر داده می‌شویم به خصوص اگر مثل من زیبا نباشیم و ترشیده هم شده باشیم. درهفده سالگی دیگر من ترشیده بودم.اما روح و روان و جسمم را هم از من گرفتند. هنوز خاطرۀ تلخ خاله هایم و مادرم که مرا خواباندند و دست و پاهایم را بستند با من است. تقلاهای مرا با کتک خاموش کردند. بعد زنی که ختنه می کرد و خانم دکتر صدایش می کردند، داد و بیداد کرد که کولی بازی در نیاورم. الان خودم در آشپزخانه بیمارستان کار می‌کنم و می دانم بعضی ها به هرکسی که لباس سفید تن کرده دکتر می گویند. این هم خدا خیرش    ندهد حتماً همینطوری بود. البته پیر بود و بعدها فهمیدم مادر وعمه هایم را نیز او ختنه کرده است.

پس زن های خانوادۀ شما اکثراً خودشان قربانی بودند! …و با وجود این دخترهای خودشان را هم درگیر کردند؟

این یک رسم است. کسی به عنوان قربانی و ظلم و اینها نگاهش نمی کند. برایشان مثل ختنه پسرهاست. فقط نمی‌فهمند که زن اصل موضوعش برداشته می شود. عین اینکه کل آلت تناسلی مرد بریده شود. من صاف شده ام. ازهمان موقع تا به حال هزارنوع مرض زنانه گرفته ام. قارچ رحم، عفونت ادراری، عفونت دهانه رحم، میل جنسی بد، میل هست از نظر روانی ولی از نظر جنسی هیچ چیز نداری که خوشحالت کند. هرچقدرتوضیح بدهم باز هم شما درک نمی کنید چه می‌گویم چون شرح دادنی نیست.

بیهوش شدید؟

بله به محض اینکه چاقو را گذاشت روی بدنم فهمیدم دارد می برد…

منظور من بیهوش کردن شما قبل از عمل است!

نه خانم چه بیهوشی؟ فقط از یک شیشه‌ای مثل شیشه پنی سیلین با یک سرنگ بزرگ یک چیزی مثل آب کشید گفت بی حس می‌کند، به اطراف آلت تناسلی ام در کشاله ران زیر شکم زد. همان خودش خیلی درد داشت انگار یک هویی سه چهارتا پنی سیلین برای شما بزنند. بعد از دو دقیقه رفت و برگشت و گفت خوب دیگر دارو عمل کرده و حالا بی حس است. کلی منت گذاشت و پول اضافی هم گرفته بود برای آن دارو که به گفته او کمیاب است چون جنگ تازه تمام شده بود و به گفته او این چیزها را همه‌کس ندارند و گیر آوردنش سخت است و تو تا به حال نجس بودی حالا سر پیری آورده‌اند. من بخاطر گل روی مادرت قبول کردم و این حرف ها.

و در تمام مدت شما بسته شده بودید به تخت؟ کمی توضیح می‌دهید چطور شما را بی حرکت کرده بودند؟

من دختر لاغر مردنی بودم. به نظرم چهل کیلویی بیشتر وزن نداشتم. دست های مرا بالای تخت بسته بودند. مادرم روی شکم و سینه‌ام افتاده بود تا تکان نخورم. وقتی نفسم داشت بند می‌آمد قول دادم تکان نخورم ولی بعد موقع عمل دوباره افتاد روی شکم و سینه ام. خاله های تنومندی هم داشتم که از اطراف پاهایم را گرفته بودند و از لگن چسبانده بودند به تخت تا محل مورد نظر برای مثلاً خانم دکتر قابل رویت و قابل دسترس باشد.

شما گفتید که از شدت درد بیهوش شدید. یعنی اینکه داروی بی حسی عمل نکرده بود.

متأسفانه نه، چون اطراف جایی که می‌خواست ببرد بی حس شده بود. وقتی کل برجستگی میل جنسی مرا برید و دو طرف لبه ها را هم دوخت همه را احساس کردم اما قدرت تکان خوردن نداشتم یعنی یک نوع بیهوشی همراه با درد. در‌واقع مثل غش کردن. نمی‌دانم چطور توضیح بدهم.

دلیل ختنۀ دختران در منطقه شما چه بود گلتاب؟ ما می‌دانیم که در کشورهای مختلف اکثراً در آفریقا و بعضی کشورهای مسلمان این کار انجام شده برای از بین بردن میل جنسی زن یا برخی ربطش داده‌اند به اسلام. آیا برای تو و منطقۀ شما هم همین موضوع صدق می کرد؟

بله همین میل جنسی برایشان دردسر است. می گویند که دختر نباید داشته باشد تا خراب نشود و به راه بد نرود. از شوهرهم توقعی نداشته باشد. من بعدها از خواهرم شنیدم مادرم قصد نداشته این کار را با ما بکند ولی وقتی دیده است من خودارضایی می‌کنم خیال کرده به راه بد هم کشیده می‌شوم و خیابانی می‌شوم پس تصمیمش عوض شده است و دو خواهر دیگرم نیز در نه سالگی و پنج سالگی به تیغ سپرده شدند. خاله ها می‌گفتند دیگر نگذار مثل این پیر بشوند و زورت نرسد.

البته احتمال اینکه کسی از آن منطقه با شما ازدواج نکند هم وجود دارد یعنی اگر ختنه نشوید شما را طاهر نمی‌دانند.

مادرها از وحشت اینکه میل جنسی دختر رشد کرده او را ختنه می‌کنند. البته عده‌ای هم می‌گویند با ختنه نشان می‌دهید وقت شوهر کردنش رسیده و بالغ شده است. ولی خوب طوری آدم وحشت می کند که دیگر اصلاً مرد که نزدیکت رد بشود می میری.

از ازدواجتان برایمان می‌گویید و اینکه چرا بچه‌دار نشدید؟

تا بیست و هفت سالگی از نظر خانواده ترشیده شدم و چون زیبا نیستم و خواهان نداشتم  بالاخره به زور مرا به  یک مرد پنجاه و شش ساله اهل منطقه خودمان دادند که زن و بچه داشت و می‌گفت از همسرش راضی نیست. در عین حال قول گرفت که بچه نداشته باشیم چون خودش هشت فرزند دارد. چهار پنج سال پیش دام و کشاورزی اش را به بچه هایش سپرد و به این شهر کوچک آمدیم تا به گفتۀ او ازغرغرهای پیرزن یعنی زن اولش راحت باشیم. من هم مشغول کار در بیمارستان شدم . همین که اعتراض نمی‌کند از نظر خانواده‌ام بهترین شوهر دنیاست. البته مرد بدی نیست حداقل یک سرپناه دارم که اسیر دست زن برادر و شوهرخواهر و نان‌خور آن‌ها وقتی پدر و مادرم بمیرند نباشم. حالا شوهرم پیر شده  و کمتر تقاضای رابطه زناشویی دارد ولی بالاخره برای من کمش هم وحشت آور است.

نظرمردهای جامعۀ کوچک شما در رابطه با این ناقص سازی چیست؟ مثلاً شوهرتان. آیا با او درد دل کرده‌اید؟

فکر می‌کنند از هزاران سال پیش بوده و باید باشد. مثلاً شوهر من وقتی می‌گویم چیزی از میل جنسی نمی‌فهمم می‌گوید یعنی از من ناراضی هستی؟

هرگز تلاش نکرده اید برای آگاه سازی مردم در این زمینه کاری انجام بدهید؟ شما به عنوان یک قربانی بهترین سند برای حل مشکل آیندگان در این زمینه هستید.

نه خانم اصلاً امکانش برایم نیست. چهاربرادرم، پسرهای شوهرم، برادرشوهرهایم و پسرعموهایم همگی چون من در بیمارستان کار می‌کنم چندبار اوائل کتکم زدند. حتی یکبار شوهرم را هول دادند خورد به دیوار پیرمرد، خدا رحم کرد. می‌خواستم بروم پاسگاه شکایت کنم ولی شوهرم گفت سه طلاقه ات می‌کنم اگر چنین غلطی بکنی همینطوری زیادی پر رو شده‌ای دیگر همین یک کارت مانده است. نه متأسفانه همین که با شما حرف می‌زنم شاید یکی یک جایی یک کاری بکند.

مبارزه با ختنه زنان در مرکز توجه نمی باشد

مبارزه با ختنه زنان در مرکز توجه نمی باشد

گزارش کوتاهی از تلاش ها و تجربه های سازمان های مردم نهاد کردستان عراق برای ریشه کنی ناقص سازی جنسی زنان در این منطقه

ترجمه پریسا ابن یامینی

گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان در ایران

وادی، سازمان آلمانی که در کردستان عراق فعالیت دارد اعلام کرده است که به “ختنه زنان توجه لازم نمی‌شود و از پشتیبانی کمی برخوردار است” و تلاش های بیشتری برای رسیدن به جامعه‌ای عاری از ختنه زنان نیاز است. سازمان وادی بیانیه ای را در روز سه شنبه، روز جهانی مبارزه با ختنه زنان منتشر کرده است که در آن بر لزوم مبارزه با این عمل در منطقه عراق و کردستان تاکید شده است. در این بیانیه آمده است که: کمپین مبارزه با ختنه زنان در کردستان از نظر بین‌المللی موفقیت بزرگی محسوب می‌شد و راه را برای شناسایی این موضوع که ختنه زنان تنها مشکل کشور آفریقا نمی‌باشد و به طور گسترده در خاورمیانه و جنوب آسیای شرقی وجود دارد، هموار کرده است. امروزه با کاهش توجه و پشتیبانی مواجه هستیم، مشکل در کردستان عراق و عراق فراتر از نیازهای مبرم به تلاش‌های مستمر برای رسیدن به جامعه عاری از ختنه زنان می‌باشد. در ۱۴ سال گذشته، سازمان وادی به طور مداوم بر روی کمپین “توقف ختنه زنان “در کردستان کار کرده است. ۶تیم بطور فعال با ختنه زنان در شهرهای اربیل، سلیمانیه، حلبچه، گرمیان، رانیه و کرکوک مبارزه کردند. طبق بیانیه وادی، پس از سالها کار کردن و برگزاری کمپین و با حمایت بسیاری از شرکا و سازمان‌های جامعه مدنی، ختنه زنان به طور قانونی توسط قانون شماره هشت مبارزه با خشونت خانگی در سال ۲۰۱۱ ممنوع شد . در سال ۲۰۱۲ تیم وادی در اربیل با ۲۲۴۱ نفر از میان ۲۶۸۹ زن و همچنین در گرمیان با ۳۶۰ نفر از میان ۱۰۰۲ زن که ختنه شده بودند ملاقات کرد. سازمان وادی مصمم به ادامه این کار از طریق کمپین” نه به خشونت” می‌باشد تا با ختنه زنان و تمامی اشکال خشونت علیه زنان و کودکان مبارزه کند.این سازمان به قطعنامه‌های مربوط به شهروندی، مالکیت شخصی و مبارزات عاری از خشونت باور دارد.

منبع خبری:kirkuknow.com