ازدواج کودکان در ایران همچنان یک معضل اجتماعی است

ازدواج کودکان در ایران همچنان یک معضل اجتماعی است

ازدواج کودکان در ایران همچنان یک معضل اجتماعی است
پانته آ بهرام
نگاهی به آمار های رسمی
فرشید یزدانی، دبیر شورای عالی برنامه ریزی راهبردی سازمان تامین اجتماعی ایران گفته که ازدواج دختربچه ها طی ده سال گذشته افزایش یافته است. سایت رسمی سازمان ثبت احوال کشور ازدواج زوجین کمتر از ۱۵ سال را در ۶ ماه اول سال جاری نزدیک به ۲۰ هزار نفر و برای گروه سنی بین ۱۵ تا ۱۹ سال حدود ۱۰۶ هزار نفر اعلام کرده است. این سازمان در سال ۹۳ آمار ازدواج های زیر ۱۵ سال را نزدیک به ۴۰ هزار و پانصد نفر و ازدواج سنین ۱۵ تا ۱۹ سال را حدود ۲۰۰ هزار نفر اعلام کرده بود. این آمار نسبت به سال ۹۲ تغییر محسوسی نکرده است. در عین حال کل این آمارها ازدواج های ثبت شده را نشان می دهد و آماری در مورد ازدواج های ثبت نشده وجود ندارد. یکی از علل عدم ثبت ازدواج نداشتن شناسنامه است.
stock-illustration-16343031-happy-summer-kids-flying-with-balloon-cartoon-illustration
طراوت مظفریان، مدیر طرح مادرانه جمعیت امام علی به سایت الفبا می گوید: «آنها ازدواجشان را ثبت نمی کنند، چون نه خود شناسنامه دارند و نه ازدواج پدر و مادرانشان ثبت شده است. کودکان بی شناسنامه، بی کتاب، بی غذا. آنها درخانه های کوچک زندگی می کنند و بچه ها همه چیز را می بینند. والدینشان اکثرا معتادند و بدون مقدمه رابطه جنسی برقرار می کنند. بچه ها از نزدیک همه چیز را می بینند، ابتدا می ترسند، اما کم کم می فهمند که این یک اتفاق دیگری است. به همین دلیل زود به بلوغ جنسی می رسند. در میان خانواده های این کودکان فرهنگ تجاوز وجود دارد. این اتفاق ممکن است از ۵ سالگی بیافتد. این موارد فقط مربوط به کودکان محله شوش و دروازه غار نیست، اطراف شهر ری خیلی از دختران در سن ۱۲ سالگی ازدواج می کنند.»
این شرایط تنها برای دختران وجود ندارد، پسران نیز در معرض این فرهنگ قرار دارند. محیا واحدی، مدیر خانه علم دروازه غار می گوید: «مثلا پیمان پسر ۱۳ ساله ای است و خانوداه اش به او می گویند تو دیگر خیلی داری بیکار می گردی و وقت زن گرفتن ات است. آنها به این بچه می گویند، برو ازدواج کن.»
قوانین ایران و سن ازدواج
ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی ایران می گوید: عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن ۱۳ سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن ۱۵ سال تمام شمسی منوط است به اذن ولی به شرط رعایت مصلحت یا تشخیص دادگاه صالح. در این قانون با چند مقوله روبرو هستیم از جمله سن، رعایت مصلحت، تشخیص دادگاه و موضوع ولی. رایحه مظفریان، فعال حقوق زنان و جامعه شناس در مورد منشا سن شرعی که در قوانین ایران است، به یورونیوز می گوید: «در قرآن سه نوع بلوغ داریم که یکی از این بلوغ ها موضوع سن است که برای دختر ۹ سال قمری و برای پسر ۱۵ سال قمری است. بطور کلی سن ازدواج از این موضوع آمده است.» این درحالی است که پیمان نامه حقوق کودک که ایران نیز آنرا امضا کرده است، تمامی افراد زیر ۱۸ سال کودک محسوب می شوند و بر پایه این پیمان نامه ازدواج کودکان زیر ۱۸ سال ممنوع است.
بطور متوسط هر سال در ایران ۴۰ هزار نفر زیر سن ۱۸ سال ازدواج می کنند. رایحه مظفریان به یورونیوز می گوید: «این پرسش مهمی است که آیا پرونده همه این ۴۰ هزار نفر طبق قانون در دادگاه از زاویه رسیدن به سن بلوغ بررسی می شود؟ این دخترها و پسر ها باید به پزشک قانونی ارجاع داده شوند تا سه شرط بلوغ را برایشان بسنجد. پزشک قانونی باید هم از نظر فیزیولوژی و هم از زاویه روانشناسی گواهی بدهد که این فرد به رشد کافی رسیده است. خوب طبیعی است که این اتفاق نمی افتد. زن نوجوانی که باردار می شود، هنوز از نظر روانی و رشد فیزیکی به بلوغ نرسیده است. فرزندش دچار کمبود وزن و مستعد بیماری های مختلف است. رشد استخوان های لگن خاصره زن هنوز تکمیل و نهایی نشده است و جنین فضای کافی برای رشد ندارد.» به گفته مظفریان، احتمال مرگ نوزادان متولد شده از مادران نوجوان بسیار بیش از مادران بالغ و بالای ۲۰ سال است.
نکته بعدی خلا قانونی تعریف ولی و تشخیص مصلحت است. رایحه مظفریان می افزاید: «در قانون مشخص نیست تعریف ولی چیست و اینکه تعریف کلی ولی برای قانون ازدواج صادق است یا نه؟ اگر بچه پدر نداشته باشد، آیا پدر بزرگ می تواند حکم ولی را داشته باشد یا قیم می تواند ولی باشد؟ دوم مصلحت چه تعریفی دارد آیا عرف اجتماعی است، آیا قانون به آن پرداخته است، مصلحت چیست که باید در مورد آن تصمیم گرفته شود؟»
علل ازدواج در خردسالی و نوجوانی
علل ازدواج زود هنگام به دوعامل فقر اقتصادی و فرهنگی بر می گردد. فقر اقتصادی فقر فرهنگی را نیز با خود به همراه می آورد. نباید پایبندی به سنت ها را که در فقر فرهنگی نهفته است ازنظر دورداشت. در محلات فقیر نشین آمار ازدواج خردسالان به مراتب بیشتر است. فرشید یزدانی، مشاور و دبیر شورای عالی برنامه ریزی سازمان تامین اجتماعی معتقد است، ازدواج کودکان ناشی از رویکرد سلطه گرایانه است.
او در نشست “ازدواج زود هنگام کودکان” می گوید: «با تحکم و تشخیص مصلحتی می توان کودکی را به ازدواج واداشت. دلیل این تحکم، فقر اقتصادی و فرهنگی خانواده هاست. ازدواج کودکان استمرار فقر است و مدام فقر را بازتولید می کند.» بسیاری از این کودکان برای رهایی از شرایط نابسامان خانواده مثل اعتیاد و فقر تن به ازدواج های زودرس می دهند و آنرا به عنوان راه گریزی از موقعیت های اسفبار می پندارند. افزون بر آن رایحه مظفریان براین باور است که برخی از خانواده ها به خاطر جلوگیری از آشنایی کودکانشان با مسائل جنسی یا در خطر افتادن آنان در روابط قبل ازازدواج، این خردسالان را زودتر به ازدواج وادار می کنند.
پیامدهای ازدواج های زودهنگام برای دختران و پسران
کودک با ازدواج وارد یک چرخه جدیدی می گردد که آمادگی آنرا ندارد، ازدواج در خردسالی شادی را در آنان ازبین می برد و بسیاری از این کودکان دچار افسردگی می شوند. فرشید یزدانی در ادامه نشست “ازدواج زودهنگام کودکان “می گوید: «از بین رفتن شادی در این کودکان به پیری جسمی، جنسی، روحی و روانی می انجامد. از سوی دیگر جامعه را از افراد توانمد محروم می سازد.»
از دیگر پیامدهای ازدواج زودرس مسئولیت هایی است که ناخواسته کودک باید زیر بار آن برود. رایحه مظفریان کارشناس ارشد جامعه شناسی، به یورونیوز می گوید: «ازدواج کودک یک حلقه است و اورا در چرخه ناخواسته ای می اندازد. مثلا ممکن است همسرش فوت کند و او مجبور شود تمام مسولیت خانواده را بعهده بگیرد، پس یک “کودک سرپرست” شود. یا ممکن است همسرش از او طلاق بگیرد، و او یک کودک مطلقه شود. ممکن است بچه داشته باشد در حالیکه هنوز آمادگی آنرا ندارد و تبدیل به کودک والد بشود، یا اینکه همسرش فوت کند و او کودک بیوه شود. آنچه از این خانوده می ماند، پدر و مادری جوان است که زود ازدواج کرده اند یا در معرض یک ازدواج تحمیلی قرار گرفته اند، حالا مجبورند بچه ها را بزرگ کنند و این چرخه دوباره باز تولید می شود.»
پیامدهای ازدواج زودرس تنها متوجه دختران نیست، به ازدواج پسران زیر ۱۸ سال بسیار بی توجهی می شود. مظفریان معقتد است که پیامدهای آن برای پسران فشارهای اقتصادی، رفتن زیر بار مسئولیت های قانونی که پدر برای پسر تصمیم می گیرد و پسر تا ابد زیر بار این مسئولیت های قانونی می رود، بدون اینکه قبل از سن قانونی ۱۸ سال تصمیم گرفته باشد یا اصلا در مورد آن خبر داشته باشد. حدود ۲۰۰۰ نفر از آمار ازدواج های زیر سن قانونی مربوط به پسران زیر ۱۵ سال است. وی می افزاید: «یکی از این مسئولیت ها موضوع مهریه است. شرط شرعی شدن عقد مهریه است. پدر بر اساس مصلحت با خانواده دختر توافق می کند و مهریه ای را می بندند. پس از اینکه پسر وارد ازدواج شد در قبال پرداخت مهریه این پسر است که مسئول است و نه پدر. من این را یکی از خلاء های قانونی می دانم.»
منبع

ازدواج کودکان زیر ۱۸ سال و تاثیر آن در خشونتهای خانگی

ازدواج کودکان زیر ۱۸ سال و تاثیر آن در خشونتهای خانگی

ازدواج کودکان زیر ۱۸ سال و تاثیرآن در خشونتهای خانگی

سارا گودرزی-لیلا بهرامی

ازدواج یکی از مهمترین وقایع زندگی هر انسانی است .حق انتخاب شریک زندگی ابتدایی ترین و طبیعی ترین حق زندگی یک انسان است.

-e1441121097557

لازم به ذکر است که ازدواج از مهمترین نهادهای حقوقی جوامع بشری است . داشتن آمادگی و بلوغ جنسی ,جسمانی و بلوغ عقلانی طرفین برای اقدام به ازدواج تا حدی است، که اکثر نظامهای حقوقی؛حداقل سن را برای آغاز این مرحله از زندگی ضروری دانسته اند.

کنوانسیونهای بین المللی مختلفی در ارتباط با این موضوع وجود دارد .کودکان زیر ۱۸ سال به لحاظ حقوقی دارای وضعیت غیره رشید هستند و اعمال حقوقی آنها از جمله عقد نکاح دارای توابع و شرایط خاصی است.

غیره رشید کسی است که تصرفاتش در اموال و حقوق مالی خود عقلایی نباشد و منظور از عقل متعارف عقول است .بر اساس آنچه که در فقه امامیه و ماده ۱۰۶۴ قانون مدنی آمده است ؛طرفین عقد نکاح باید عاقل و بالغ و قاصد باشد .

در این ماده حرفی از رشد به عنوان یکی از شرایط اساسی صحت عقد شده و بنابراین افراد غیره رشید نیز می توانند ازدواج کنند .البته ازدواج تنها محدود به داشتن سه شرط نیست و وجود سایر شرایط نیز برای تحقق نکاح ضروری است .

یکی از شروط اساسی در نکاح سن طرفین عقد است ؛که برای دختر حداقل ۱۳ سال و برای پسر حد اقل ۱۵ سال تعیین شده است .البته طبق ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی نکاح دختر قبل از رسیدن به سن ۱۳ سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن ۱۵ سال تمام شمسی به شرط رعایت مصلحت از سوی ولی طفل و با تشخیص دادگاه صالح بلا مانع است .

همچنین طبق ماده ۱۰۴۳ قانون مدنی نکاح دختر باکره اگر چه به سن بلوغ رسیده باشد ؛وقوف به اجازه پدر یا جد پدر  اوست .پس می بینیم که به گونه ایی قانون ؛به دختران و پسران در زیر سن رشد اجازه داده است و این نوعی ترویج خشونت علیه کودکان است .

کودکانی که هنوز به بلوغ فکری کامل نرسیده اند؛اینگونه با مجوز قانونی پیوندی را آغاز می کنند و بعلت عدم تعلیمات و عدم فرهنگ سازی در سنین زیر ۱۸ سال باردار شده و علی رغم داشتن توان جسمی باید پرورش دهنده نوزاد نیز باشند .برای داشتن بلوغ فکری و حتی جسمی سن خاصی مد نظر نیست .اما آنچه مهم به نظر می رسد این است که فرد زیر ۱۸ سال هنوز غیره رشید محسوب می شود .

۱-دخترانی که در سنن پایین و بدون آگاهی علی رغم میل خودشان و به در خواست پدر به ازدواج فردی درمی آیند ؛بصورت قانونی و مشروع مورد تجاوز قرار می گیرندو این مسئله در ایران به دلیل آمیخته شدن مباحث شرعی با اصول رواانشناسی و حقوقی کودکان و نیز به توافق نرسیدن ایران با جامعه جهانی برای تعریف کودک و نبود قوانین حمایتی و نیز محور بودن بلوغ شرعی کمی مشکلتر است .

ازدواج زودهنگام الزامات قابل توجهی روی عروس های خردسال از نظر سطح پایین آموزش، بهداشت ناچیز، فقدان استقلال شخصی به دنبال دارد. بررسی ها نشان می دهد چنین موقعیتی سبب می شود فرآیند جامعه پذیری دختران خردسال از انواع تحولات شناختی و جسمی، روحی و فکری به نقش باروری تقلیل یابد. همبستگی نزدیکی بین ازدواج زودهنگام و سطح آموزش دختران وجود دارد.

یکی دیگر از پیامد های آسیب رسان ازدواج کودکان جدایی از خانواده و دوستان، از دست دادن آزادی تعامل با همسالان و مشارکت در فعالیت های اجتماعی و کاهش فرصت های آموزشی است.همچنین ازدواج کودک منجر به کار اجباری یا بردگی کودکان، استثمار جنسی و تجاری و خشونت علیه آنان است.

به دلیل آن که کودکان نمی توانند از رابطه جنسی جلوگیری کرده و برای استفاده از روش های پیشگیری تاکید کنند، بنابراین در معرض مخاطرات بهداشتی نظیر بارداری پیش از بلوغ سنی، انتقال عفونت های جنسی و به خصوص اچ آی وی و (ایدز) قرار می گیرند.

ازدواج،بارداری و مادر شدن زودهنگام آثار روانشناختی مثبتی روی دختران در سنین زیر ۱۸ سال بجای نمی گذارد. آنان از خشونت و سوء استفاده جنسی و پیامد های جسمی و روانی آن رنج می برند.مطالعات نشان می دهد دخترانی که به صورت زودهنگام به ازدواج اجباری در سنین زیر ۱۸ تن داده اند، بیش تر به قبول خشونت خانگی و تنبیه توسط شوهرانشان باور دارند.

در اغلب موارد دختران عروس پس از ازدواج وارد خانواده شوهرشده و توسط شوهر و خانواده او مورد استثمار و برده داری خانوادگی قرار می گیرند.

ازدواج زود هنگام منجر به طلاق و جدایی بیش تری هم می شود. همچنین به دلیل بزرگسالی شوهران مخاطره بیوه شدن دختران عروس نیز بیشتر می شود (Child and Forced Marriag, 2005) به همین دلیل دختران از نظر اجتماعی، فرهنگی و حقوق مالکیت،در معرض تبعیض و محرومیت مضاعفی قرار می گیرند.

۲-این نوع ازدواج باعث می شود که دختران بدون تجربه دوران نوجوانی، وارد دنیایی بزررگتری شوند که با خصوصیات روحی و روانی آنها هماهنگ و سازگار نیست و مجبور به انجام کارهایی شوند که تناسبی به سن و سال آنها ندارد.

در ازدواج های زودهنگام معمولا دختران نقش زیادی در تصمیم گیری ندارند و در اینگونه خانواده ها مردان معمولا از سن بسیار بالاتری نسبت به زن برخوردار هستند و این امر باعث می شود که زن تسلیم محض شوهر شود که طبیعتا این امر خشونت هایی را بر علیه زنان به همراه خواهد داشت، آمار بالای خشونت علیه زنان در کشور شاهد این امر است ».

در جای جای قانون مجوز تجاوز به کودکان عروس در قالب زندگی زناشویی و تمکین به همسرانشان داده شده و  طبق قانون این موضوع را نه تنها جرم نیست بلکه؛ عدم تمکین از همسر را بی حقی زن از نفقه دانسته است .

کمیساریای عالی ملل متحد در زمینه حقوق بشر در گزارش اخیر خود در ارتباط با ازدواج زود هنگام خاطر نشان کرده است که به زغم پیشرفتهایی که در این زمینه در کشور های مختلف جهان صورت پذیرفته است اما همچنان چالشها و معضلات بسیاری در این زمینه وجود دارد.

در قوانین ۱۴۷ کشور استثنائاتی در زمینه جواز ازدواج پذیرفته شده است .به رغم  وجود قوانین بازدارنده در این زمینه در برخی کشور ها در عمل و در رویه شاهد آن هستیم .در حقیقت این امر یکی از  جدی ترین تعارضات موجود در نظام حقوق بین الملل بشر است و مادام که این نظام نتوانسته از حل این تعارض و چالش بر آید ؛ اساسا این قابلیت را نخواهد داشت که به کشور ها به ویژه کشور های اسلامی قواعد خود را  تحمیل کند .

طبق قانون مدنی نکاح قبل از  بلوغ ممنوع است و سن نکاح را ۱۳ سال شمسی و ۱۵ سال شمسی  پذیرفته است ؛که هنوز طبق قوانین بین المللی ۳و ۵ سال با سقف موجود در تعارض است .به نظر می رسد برای مبارزه با این چالش ایجاد فرهنگ و ترویج  فرهنگ سن ازدواج در خانواده های با فقر فرهنگی باید ایجاد شود و اینکه قانونی برای مجازات سرپرستان و اولیاءکودکانی که فرزندان آنها زیر ۱۸ سال ازدواج می کنند ؛تدوین شود .

منابع

ملیحه ؛مهر آمیز ؛ازدواج کودکان پدیده منفی رو به گسترش ؛روزنامه اعتماد ؛سال ۱۳؛شماره ۵۸۸۶؛اردیبهشت۹۴

با پدیده کودک بیوه روبرو هستیم

با پدیده کودک بیوه روبرو هستیم

با پدیده کودک بیوه روبرو هستیم

«در گذشته با پدیده کودک – مادر رو به رو بوده‌ایم و اکنون با پدیده کودک – بیوه روبرو هستیم./ در زمینه ازدواج کودکان می‌توان از برخی ظرفیت‌های قانون برای حل این مساله استفاده کرد.»

e4af172fc57abc10c99d8247412ac439_XL

معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده با اشاره به آسیب های ازدواج کودکان گفت: در گذشته با پدیده کودک – مادر رو به رو بوده‌ایم و اکنون با پدیده کودک – بیوه روبرو هستیم.

به گزارش خبرنگار ایلنا، در اولین همایش طرح مادرانه (طرح حمایت از مادران باردار آسیب دیده) که به همت جمعیت امداد دانشجویی ـ مردمی امام علی (ع) برگزار شد، شهین دخت مولاوردی معاون امور زنان و خانواده رئیس جمهور در بخش پرسش و پاسخ این همایش در رابطه با طرح‌های افزایش جمعیت مانند طرح «افزایش نرخ باروری و جلوگیری از کاهش جمعیت» گفت: اینگونه طرح‌ها در مجلس هنوز تصویب نشده‌اند و خود نمایندگان هم بر مشکلاتی که به آن وارد است تا حدودی واقف هستند. مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز مشغول تدوین سیاستهای تغییر باروری براساس معیار‌های واقع بینانه تری است.

وی افزود: چیزی که مشخص است آن است که باید به سلامت افراد توجه شود و سرمایه گذاری برای افزایش جمعیت به سمت گروه خاصی که به صورت کیفی توانایی داشتن فرزندان بیشتر را دارد برود. ما نیز در معاونت مشغول تهیه بسته حمایتی ویژه‌ای در این زمینه هستیم.

مولاوردی در ادامه با اشاره به اینکه حمایت از زنان سرپرست خانوار و زنان معتاد، در معرض اعتیاد و بهبود یافته از اولویتهای ماست گفت: تا پایان سال ۹۲ اقدامی که توانسته‌ایم انجام دهیم، امضا یک تفاهم نامه دو جانبه با ورازت تعاون، ‌کار و رفاه اجتماعی بود که قرار است به زودی به صورت پایلوت در ۶ استان کشور اجرایی شود.

وی افزود: پیشنهاد ایجاد یک کارگروه در زمینه کاهش فقر نیز به این وزارت خانه داده شده است هر چند که ما نیز می‌توانستیم در معاونت این کارگروه را داشته باشیم اما هدف ما حساس کردن دستگاههای مرتبط با این موضوع است و بنابراین تنها به عنوان یک عضو در این کارگروه حضور داریم.

مولاوردی ادامه داد: در حوزه اعتیاد نیز تفاهم نامه‌هایی با ستاد مبارزه با مواد مخدر و وزارت بهداشت به امضا رسیده است که امیدواریم با انجام وظیفه پایش و نظارت بر اجرای آن نقش خود را به خوبی انجام دهیم.

وی با بیان اینکه در گذشته با پدیده کودک – مادر روبه رو بوده‌ایم و اکنون با پدیده کودک – بیوه، گفت: در زمینه ازدواج کودکان می‌توان از برخی ظرفیت‌های قانون برای حل این مساله استفاده کرد.

او ادامه داد: ثبت ازدواج دختران زیر ۱۳ سال غیر قانونی است همچنین در مورد ازدواج موقت نیز مواردی مانند بارداری فرد را ملزم به ثبت ازدواج می‌کند که در غیر این صورت مشمول مجازات قانونی خواهند شد.

مولاوردی با اشاره به اینکه زایمان طبیعی رایگان و طرح ماندگاری پزشکان در مناطق محروم از جمله مواردی است که به زنان باردار در این مناطق کمک می‌کنند، گفت: تلاش داریم که در معاونت امور زنان مشارکتهای مردمی و سازمانهای مردم نهاد را برای حل این گونه معضلات و همچنین دیگر شاخصهای مشخص شده جذب کنیم. اکنون مشغول شناسایی موضوعات هستیم و به زودی فراخوانی برای جلب کمکهای سازمانهای مردم نهاد در سایت این نهاد اعلام خواهد شد.

مولاوردی در پایان با بیان اینکه قانون ازدواج با فرزند خوانده یکی از چالشهای ماست گفت: در خواست استفتاء در این زمینه کرده‌ایم و منتظر پاسخ این استفتا برای اقدام به حذف تبصره هستیم.

در ادامه شهر بانو امانی مشاور امور زنان و خانواده سازمان حافظت از محیط زیست گفت: قبل از حضور من در مجلس شورای اسلامی بر اساس تحقیقاتی که انجام دادیم متوجه شدیم که ۲۲۲ دختر ۱۲ ساله بیوه در استان آذربایجان غربی وجود دارد و همین مسائل سبب تصمیم گیری من برای ورود به مجلس شد.

وی افزود: در آن دوره سعی کردیم سن قانونی ازدواج برای دختران را تا ۱۵ سال بالا ببریم که متاسفانه موفق نشدیم و این سن از ۹ سال به ۱۳ سال تغییر پیداکرد. و امیدواریم که اکنون سازمان‌های مردم نهاد با ظرفیت‌هایی که دارند بتوانند فعالیت‌هایی را در این زمینه انجام دهند.

منبع

عروسی عروسک ها

عروسی عروسک ها

آن‌هایی که کودکی‌شان را از دست دادند
عروسی عروسک ها
دو شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴
کانون زنان ایرانی – ترانه بنی یعقوب :حلیمه ۱۲ ساله است و در یکی از نقاط حاشیه ای شهر زندگی می‌کند. همسرش محمد ۳۰ ساله است. او بلافاصله بعد از ازدواج باردار شده است و حال جسمانی مناسبی ندارد. وقتی از او می‌خواهم شماره تلفن شوهرش را به من بدهد تا با او هم صحبت کنم قسمم می‌دهد که به او نگویم که با من حرف زده می‌گوید: «شوهرم بداخلاق است و دعوایم می‌کند. دوست ندارد با غریبه‌ها حرف بزنم.» او درسن ۱۲ سالگی مادر خواهد شد.
عکس-کودک-بیوه
حلیمه یکی از صدها کودکی است که زیر سن قانونی ازدواج کرده است، با مردی که سال‌ها از او بزرگ‌تر است. سن ازدواج برای دختران در قانون مدنی ۱۳ سال و برای پسران ۱۵ سال تعریف شده است؛ اما همین سن قانونی هم برخی اوقات به ویژه برای دختران رعایت نمی‌شود و با گرفتن گواهی رشد از دادگاه‌ها با عنوان «شرط مصلحت» که معمولاً در آن بیشتر به شرایط جسمانی متقاضی توجه می‌شود، ازدواج زیر سن قانونی انجام می‌شود. هر چند درباره همین سن قانونی هم کارشناسان بحث‌های متفاوتی را مطرح می‌کنند و آن راچندان مناسب نمی‌دانند و با توجه به پیوستن ایران به کنوانسیون جهانی حقوق کودکان از ۱۸ سالگی به عنوان سن مناسب ازدواج سخن می گویند.

همه آرزوهای یک دختر ۱۲ ساله
با حلیمه در خانه‌یکی از نزدیکانش حرف می‌زنم، جایی که از خانه یا اتاق کوچکی که در خانه خواهرشوهر نصیبش شده، فاصله زیادی دارد؛ بنابراین راحت حرف‌هایش را می‌زند، هرچند خجالتی و کمرو است و با جملات کوتاه جواب سؤال‌هایم را می‌دهد. گوشه‌ای از اتاق کزکرده، لاغر و کوچک است. مثل یک دختر دوازده‌ساله. به خاطر بارداری حال مناسبی ندارد، رنگش پریده و مدام حالت تهوع دارد. وقتی حرف می‌زند، بیشتر به دست‌هایش خیره می‌شود تا به‌صورت من.
حلیمه چه مدت است ازدواج‌کرده‌ای؟
حدود ۴۰ روز است ازدواج‌کرده‌ام
ازدواجت را ثبت کرده‌ای؟
در خانه جلسه گرفتیم. یک برگه صیغه نامه دارم. هنوز تو شناسنامه ثبت نکرده‌ام به خاطر سنم.
خانه جداگانه داری؟
نه با خواهرشوهرم زندگی می‌کنم. خواهرشوهرم یک اتاق کوچک به ما داده تا وقتی‌که خانه پیدا بشود. پول پیش هم نداریم.
تحصیلاتت چقدر است؟
تا پنجم ابتدایی خوانده‌ام.
علاقه به تحصیل نداشتی یا چی؟
بعضی‌ها می‌گویند تا دانشگاه رفتیم ما همیشه تا پنجم می‌خوانیم. خانواده ما تا پنجم بیشترنمی گذارند به مدرسه برویم. مگر اینکه شوهر کنیم بعد شوهرهایمان بگذارند.
حالا شوهرت اجازه می‌دهد؟
نه دوست نداره.
تو خودت علاقه به درس خواندن داری؟
خودم خیلی دوست دارم پدرم اجازه نداد.
شوهرت تحصیلاتش چقدر است؟
او بی‌سواد است، اصلاً مدرسه نرفته.
شغل همسرت چیست؟
بیکار است.
– شوهرت دنبال چه‌کاری است؟
کارگری. فعلاً که کاری ندارد. دنبال کار می‌گردد اما کاری به او نمی‌دهند.
پس چگونه زندگی‌تان را اداره می‌کنید؟
شوهر خواهرشوهرم خرجمان را می‌دهد.
شغل او چیست؟
در بیمارستان منشی است. من خودم مریضم او من را بیمارستان می‌برد.
چه مریضی؟
حامله‌ام من را دکتر می‌برد.
مهم‌ترین مشکلتان چیست؟
بی‌پولی وگرنه مشکل دیگری نداریم
چقدر زود بچه‌دار شدی؟
بله ۲۰ روز است فهمیده‌ام. خودم هم نمی دونستم
وقتی ازدواجت را ثبت نکرده‌ای برایت مشکلی پیش نمی‌آید؟
نه نمی‌آید. چند ماه دیگر یعنی بعد از عید می‌خواهم محضری کنم.
از شنیدن خبر بارداری‌ات خوشحال شدی؟
نه خیلی ناراحت شدم. در بیمارستان به من می‌گفتند، چرا ناراحت شدی بچه که مال شوهرته. گفتم آخه خیلی کوچکیم ناراحتم.
شوهرت چه احساسی داشت؟
او هم ناراحت شد گفت من بیکارم. البته الان خوشحال است.
دوست داشتی بچه‌دار بشوی؟
اصلاً هیچی نمی‌دونستم.
مشکل جسمی خاصی داری؟
اره خیلی حالم خراب است. دائم تهوع دارم.
خانواده همسرت چی وقتی فهمیده‌اند حامله ای چه گفتند؟
اول خیلی ناراحت شدند. بالاخره خرج یه نفر دیگه رو هم باید بدهند. ولی الان خیلی خوشحال‌اند.
بعد از بچه‌دار شدن هم باید خانواده شوهرت خرجتان را بدهند؟
باید سرکار برود تا آخر عمر که نمی‌توانند به ما خرجی بدهند یعنی خودم هم تحمل نمی‌کنم یعنی زورم می‌آید که دیگران خرجمان را بدهند.
خواهرهایت چندساله‌اند؟
یک خواهر دارم ۲۰ ساله است. یکی ۲۵ ساله.
خانواده‌ات بد نمی‌دانند خواهر کوچک‌تر ازدواج کند؟
نه ما بد نمی‌دانیم خواهرم نامزد دارد. ولی نامزدش را نمی‌خواهد وگرنه اون رو هم ۱۵ سالگی عروسی می‌دادیم. خواهر بزرگم را ۱۵ سالگی عروسی دادند. او چون شوهرش را نمی‌خواهد و او هم طلاقش نمی‌دهد مانده است وگرنه او هم ۱۵ سالگی عروسی می‌کرد می‌رفت.
خیلی از قوانین را برای بالای ۱۸ ساله‌ها گذاشتند مثل رأی دادن، گواهینامه رانندگی به نظرت این درسته؟
این خیلی خوب است، خیلی خوب تراست. بالای ۱۸ سال بهتر است. ازدواج هم بهتر است. ولی ما رسم داریم. دخترخاله‌ام را دیدم، خواهرم را دیدم من هم راضی شدم کوچکی ازدواج کنم.
بعد از به دنیا آمدن فرزندت باز قصد بچه‌دار شدن داری؟
نه دیگه این بار می‌فهمم
حلیمه به دست‌های کوچکش زل می‌زند، به خطوط دست‌های کوچکش. نمی‌دانم به چه فکر می‌کند. از صورتش نمی‌توان چیزی فهمید، اما زیاد از کودکی که درراه دارد و سرنوشتش حرف می‌زند با یک‌جور نگرانی خاص که در دیگر جملاتش نمی‌توان دید. لابد از همین‌الان به فکر جایی برای نگهداری کودکش است کودکی که برایش دختر یا پسر بودنش فرقی ندارد و فقط آرزو می‌کند آدم بار بیایید خوشبخت شود و مدرسه‌اش را تمام کند.
ازدواج کودکان یک آسیب اجتماعی است
فرشید یزدانی، مشاور و دبیر شورای عالی برنامه‌ریزی راهبردی سازمان تأمین اجتماعی که سال‌هاست درباره ازدواج زودهنگام کودکان تحقیق می‌کند دراین‌باره می‌گوید: «ازدواج کودکان یک مسئله و آسیب جدی اجتماعی است. این آسیب به فرایند رشد و توسعه جامعه لطمه می‌زند. ازدواج یک قرارداد است و در این قرارداد دو طرف باید به شرایط آن آگاه باشند اما کودکان اصلاً به این مسئله آگاهی ندارند.»
به گفته یزدانی نگاهی به آمارهای رسمی سال ۸۵ تا شش ماه اول سال ۹۴ نشان می‌دهد: «۹۴۰ هزار کودک ازدواج‌کرده در آمارهای رسمی ثبت‌شده‌اند که ۸۹۰ هزار نفر آنان دختر بودند. در سال ۹۳ نیز ازدواج کودکان ۱۰ تا ۱۴ ساله ۴۰ هزار و ۴۰۴ نفر بوده است که نسبت به سال قبلش رشد داشته است.»
همچنین به گفته این فعال حقوق کودکان در سال‌های ۹۰-۸۶ نیز سالی ۳۵۰ کودک زیر ۱۰ سال بر اساس «تشخیص مصلحت» یعنی اجازه دادگاه‌ها، ازدواج‌کرده‌اند که در بخشی از این ازدواج‌ها مردان ۷۰ ساله نیز وجود دارند که با دختر زیر ۱۰ سال ازدواج‌کرده‌اند. این روند برای دختران افزایشی بوده است به‌طوری‌که ازدواج ۲۰ هزار دختر کودک در شش ماه اول امسال ثبت‌شده است و می‌توان پیش‌بینی کرد تا آخر سال به ۴۰ هزار نفر برسد.
او تأکید می‌کند: «ازدواج کودکان نه‌تنها توانمندسازی کودکان و جامعه‌پذیری، کودکان را دچار اختلال می‌کند که جامعه‌ای که کودکی‌اش را پاس ندارد دچار نقصان و عقب‌ماندگی خواهد شد؛ یعنی مسئله ازدواج کودکان هم ازنظر فردی و هم اجتماعی آسیب‌رسان است.
او ترویج منش‌های خشونت ورزانه در اجتماع را از دیگر آثار این نوع ازدواج‌ها می‌داند. چون یک مرد بزرگ‌تر باید با تحکم با یک کودک رفتار و ارتباط زناشویی داشته باشد که این مسئله به آسیب‌های اجتماعی مختلف مثل طلاق دامن می‌زند. اساس رابطه زوجین در این رابطه غلط است.
او در ادامه به آسیب‌های دیگر ازدواج زودهنگام هم می‌پردازد: «خانواده یک واحد اقتصادی و اجتماعی است و کودک- همسران معمولاً کودک- والد هم هستند و این هم اثر منفی دیگری این نوع ازدواج‌هاست. چون آن‌ها در تولید ملی نقش ندارند؛ بنابراین از توانمندی بازمی‌مانند و این توزیع نابرابر مدام ادامه می‌یابد و چرخه فقر و توزیع نابرابر به کودکان هم منتقل می‌شود. از جنبه اجتماعی هم کودک والد یک انسان رشدنیافته است و نقصان کارکرد دارد و در تربیت یک انسان دیگر ناتوان است.»
قانون و ازدواج زودهنگام
«ازدواج کودکان در سن پائین پیامدهایی مانند فرار از خانه، تن‌فروشی و مصرف مواد مخدر را در پی دارد، چراکه رشد کودک مراحلی دارد و کودک باید همه این‌ها را پشت سر بگذارد تا مسئولیت‌پذیر شود و در قرن ۲۱ یک دختر و پسر زیر ۱۸ سال و پایین‌تر از آن رشد عاطفی، فیزیکی و اجتماعی کافی را ندارد و پذیرش این مسئولیت‌ها برایش سهمگین است.» این‌ها گفته‌های لیلا ارشد مدیرعامل خانه خورشید وعضوانجمن حقوق کودکان است. او در پاسخ به این سؤال که ازدواج زودهنگام چه تبعاتی برای کودکان و به‌ویژه دختران که در آمارهای رسمی بیشترین قربانی این نوع ازدواج هستند می‌گوید: «متخصصان و پزشکان یعنی کسانی که سال‌ها در این حوزه کارکرده‌اند، معتقدند دختربچه‌ها در این سن و سال نه ازنظر فیزیکی و نه روانی تحمل رابطه و احتمالاً بارداری را ندارند. آمار خیلی از زنان تن‌فروش در دنیا و همین‌طور گروه هدف خودم طی سال‌های اخیر نشان می‌دهد که تعداد زیادی از افرادی که سو مصرف مواد مخدر و تن‌فروشی را تجربه کرده‌اند، در سنین کودکی به دلایل مختلف فروخته‌شده و در اختیار مردان قرارگرفته‌اند؛ اما واقعیت این است این دختربچه‌ها نمی‌توانند انتظاراتی را که در این رابطه از آن‌ها خواسته می‌شود برآورده کنند یا برآورده کردنش برایشان خوشایند نیست؛ بنابراین اتفاقاتی مانند فرار از خانه، تن‌فروشی، مصرف مواد مخدر روی می‌دهد.»
به گفته ارشد که مدیریت مرکز گذری کاهش آسیب در محله شوش را بر عهده دارد رشد همه‌جانبه در این نوع ازدواج‌ها اتفاق نمی‌افتد و آن آدمی که می‌تواند یک همسر مقتدر سالم و مؤثر باشد نمی‌تواند این نقش‌ها را بپذیرد؛ یعنی به‌عنوان یک شهروند، مادر و همسر نمی‌تواند فرایند رشدش را کامل طی کند.
ارشد اصلاح قانون را در جلوگیری از افزایش این ازدواج‌ها بسیار مؤثر ارزیابی می‌کند: «وجود قانون حمایتی مناسب می‌تواند به افراد کمک کند. قانون فعلی این موضوع را تسهیل می‌کند، افراد می‌گویند کار ما قانونی است. چطور است که یک دختر ۱۵ ساله نمی‌تواند به نماینده منطقه و شهرش رأی بدهد؛ اما می‌تواند مسئولیت بزرگ مادری و همسری را بپذیرد، ما این فرد را ازنظر عقلی و اجتماعی موجه و کامل نمی‌بینیم اما به آن‌ها وظیفه تربیت فرزندانش را می‌دهیم فرزندانی که قرار است در آینده این کشور را اداره کنند.»
به حلیمه و حلیمه‌ها فکر می‌کنم که سال‌های کودکی‌شان برای همیشه ازدست‌رفته است. حلیمه هرگز نتوانست روزی که دیپلم می‌گیرد یا دانشگاه را تمام می‌کند ببیند؛ اما آیا کودک او این روزها را خواهد دید؟ آن‌طور که حلیمه آرزویش را دارد؟
منبع

 

ازدواج کودکان ترویج منش خشونت ورزانه است

ازدواج کودکان ترویج منش خشونت ورزانه است

گفت‌وگو با فرشید یزدانی، فعال حقوق کودکان
ازدواج کودکان ترویج منش خشونت ورزانه است
پنج شنبه ۵ آذر ۱۳۹۴

کانون زنان ایرانی -سارا امیری:
arton11236
فرشید یزدانی، فعال حقوق کودک ازدواج کودکان را آسیبی جدی می‌داند که کمتر در جامعه ما به آن پرداخته می‌شود. او ابعاد این موضوع را به لحاظ اجتماعی و فردی بررسی می‌کند. وی معتقد است: «جامعه‌ای که کودکی‌اش را پاس ندارد دچار نقصان و عقب‌ماندگی خواهد بود؛ ازدواج کودکان هم ازنظر فردی و هم اجتماعی آسیب‌رسان و ترویج منش خشونت ورزانه در جامعه است.»
ازدواج کودکان و نوجوانان یکی از انواع خشونت است که بویژه علیه زنان اعمال می شود.کانون زنان ایرانی به مناسبت روزجهانی منع خشونت علیه زنان، مجموعه مطالبی را در باره این آسیب تهیه کرده است که به تدریج منتشر خواهد شد.
آیا کودک همسری را یک مساله اجتماعی می‌دانید؟ به نظر می‌رسد با توجه به شرایط اجتماعی فرهنگی جامعه ایران پدیده ازدواج زودهنگام هنوز مساله جدی قلمداد نمی‌شود؟
ازدواج کودکان فراتر از یک مساله اجتماعی است و یک آسیب جدی اجتماعی است. این آسیب به فرایند رشد و توسعه جامعه لطمه می‌زند. ازدواج یک قرارداد است و در این قرارداد دو طرف باید به شرایط آن آگاه باشند اما کودکان اصلاً به این مساله آگاهی ندارند.
یعنی همان نداشتن بینش؟
نقصان آگاهی و تحمیلی که به کودک می‌شود. حالا بخشی از این تحمیل ناشی از فقر اقتصادی و بخشی ناشی از فقر اجتماعی است. از جنبه فرهنگی تحمیل این شیوه زندگی به کودکان و شکل اقتصادی آن تحمیل در چارچوب نظام سلطه تعریف می‌شود.
در افزایش این پدیده فقر فرهنگی نقش مهم‌تری دارد یا فقر اقتصادی چون در بررسی این پدیده آنچه بدجوری توی ذوق می‌زند فقر فرهنگی است؟
فقر اقتصادی را از فقر اجتماعی و فرهنگی خیلی نمی‌توان تفکیک کرد و نزدیک به هم هستند. پراکندگی‌های آماری نشان می‌دهد نقش فقر اقتصادی خیلی پررنگ‌تر است. مثلاً در سیستان بلوچستان، خوزستان و در حاشیه‌ها و روستاها ازدواج کودکان خیلی زیاد است حتی در تهران هم در حاشیه‌ها این پدیده بیشتر دیده می‌شود ولی قطعاً رویکردهای فرهنگی هم تأثیرگذار است خیلی اوقات دختران در مسائل قومی وجه‌المصالحه دعواهای قبیله‌ای قرار می‌گیرند.
جدیدترین آمارها دراین‌باره چه می‌گویند؟
طبق آمارهای رسمی سال ۹۱ دختران موضوع اصلی کودک همسری هستند. در این سال حدود ۴۲۰۰۰ دختر زیر ۱۵ سال ازدواج‌کرده‌اند و بین سن ۱۵ تا ۱۹ (تفکیک تا ۱۸ سال نداریم) نزدیک به دویست و سی هزار نفر. یعنی حدود دویست و هفتاد هزار نفر کودک داریم که زیر ۱۸ سال ازدواج می‌کنند که نزدیک به ۳۰ درصد کل ازدواج‌هایی است که صورت می‌گیرد.
در چه استان‌هایی؟
بیشترین ازدواج‌ها در استان سیستان بلوچستان‌اند. بعد در آذربایجان غربی و شرقی. البته ازدواج‌های ۱۰ تا ۱۴ سال خیلی پراکندگی متفاوتی دارند. حتی در خود تهران هم دیده می‌شود و همچنین استان خراسان رضوی.
ولی رتبه نخست را سیستان بلوچستان را دارد؟
بله. البته در خوزستان و هرمزگان هم آمار بالایی وجود دارد.
البته در سیستان و بلوچستان بیشتر ازدواج‌ها ثبت هم نمی‌شوند؟ یعنی با توجه به این مساله آمار بیشتر هم هست؟
بله دقیقاً من آمار ثبت‌احوال را اعلام کردم و قطعاً آمار غیررسمی بالاتر است.
آمار سال ۹۲ و ۹۳ چطور؟
آمار سال ۹۳ را نداریم، و اما در سال ۹۲ هم آمار مشابه است یعنی تقریباً از سال ۸۸ به این‌طرف تقریباً هرسال حدود چهل هزار دختر زیر ۱۵ سال در کشور ازدواج‌کرده‌اند. درگذشته آمار ازدواج‌های زیر ۱۰ سال هم اعلام می‌شد اما در چند سال اخیر دیگر با این تفکیک اعلام نمی‌شود.
یعنی هنوز هم ازدواج زیر ۱۰ سال چشمگیر است؟
بله هرچند خلاف قانون است. چون طبق قانون مدنی ازدواج زیر ۱۳ سال ممنوع است اما با گواهی رشد ازدواج می‌کنند. یعنی فرایندی گذاشته‌اند که این‌گونه ازدواج‌ها را ثبت کنند. این‌ها ثبت‌شده‌اند ولی بقیه باوجود ازدواج ثبت هم نمی‌شوند.
درباره طلاق کودکان زیر ۱۸ سال هم آماری وجود دارد؟
این پدیده حتی تلخ‌تر از ازدواج کودکان است. دراین‌باره آمار به‌روزی ندارم اما در سال ۹۰ حدود ۹۶۰ نفر دختر زیر ۱۴ سال طلاق گرفتند و این ثبت رسمی شده است. این بچه‌ها به‌شدت آسیب می‌بینند. در همین سال حدود هفده هزار کودک زیر ۱۹ سال هم طلاق گرفته‌اند.
درست است که طلاق آسیب است اما آیا ادامه این‌گونه ازدواج‌ها به‌خودی‌خود آسیب نیست؟
قطعاً یک وجه طلاق رهایی است ولی تصور کنید نگاه به زنان مطلقه در جامعه ما چگونه است. زنانی که خیلی اوقات قدرت دفاع از خود رادارند. ولی این کودکان بعد از طلاق کاملاً بی‌دفاع‌اند. در سال ۸۵ بیست‌وپنج هزار کودک مطلقه داشتیم، آسیب‌ها و آزارهای این کودکان در جامعه بسیار جدی‌تر است.۱۳ تا ۱۴ درصد طلاق‌های کشور طلاق کودکان است و این هم در کنار مساله ازدواج کودکان بسیار جدی است.
آقای یزدانی! آنچه در ازدواج کودکان مشخص است آسیب‌های جدی شخصی و روانی است این آسیب‌ها کدم‌اند؟ به‌غیراز این آسیب‌ها در ازدواج کودکان چه آسیب‌های اجتماعی- فرهنگی دیده می‌شود؟
یکی از مهم‌ترین آسیب‌هایی که این کودکان می‌بینند آزار است هرچند تحقیق مدونی دراین‌باره نشده.
منظورتان آزار جنسی است؟
آزار جنسی درباره دختران به‌شدت مشهود است. وقتی یک دختر ۱۴ ساله ازدواج می‌کند و طلاق می‌گیرد طبیعی است که تحت آزارهای جدی قرارگرفته است. تشدید کودک‌آزاری یکی از مهم‌ترین آثار فردی این پدیده است. خود این ازدواج آزار است چون امری است ناخواسته و کودک هنوز قدرت تشخیص و آگاهی امری اجتماعی را ندارد. در این نوع ازدواج آدم‌هایی را که باید جامعه‌پذیر و توانمند شوند و بعد به جامعه بیایند از توانمندی محروم کرده‌ایم یعنی از همان ابتدا او را دچار نقصان آگاهی و جامعه‌پذیری کرده‌ایم. این کودکان تحت خشونت‌اند، به‌ویژه در مورد دختران چون معمولاً با مردان بزرگ‌تر از خود ازدواج می‌کنند. طبق آمارهای سال ۹۲ از چهل‌ویک هزار دختر زیر ۱۵ سال بیست‌وچهار هزار نفر با مردان ۲۰ تا ۲۴ ساله ازدواج‌کرده‌اند. هشت هزار و پانصد نفر با ۲۵ تا ۲۹ ساله‌ها و ۱۶ نفر با مردان ۴۵ تا ۴۹ ساله. این یعنی تشدید آزار کودکان.
پیامدهای اجتماعی بیشتر حول‌وحوش توانمند نشدن این کودکان است؟
جدای خلل در فرایند توانمندسازی کودکان و جامعه‌پذیری، کودکی این عده هم قربانی می‌شود. جامعه‌ای که کودکی‌اش را پاس ندارد دچار نقصان و عقب‌ماندگی خواهد بود؛ یعنی مساله ازدواج کودکان هم ازنظر فردی و هم اجتماعی آسیب‌رسان است. ترویج منش‌های خشونت ورزانه در اجتماع از دیگر آثار آن است. چون یک مرد بزرگ‌تر باید با تحکم با یک کودک رفتار و ارتباط زناشویی داشته باشد. آسیب‌های اجتماعی مختلف مثل طلاق را دامن می‌زند و اساساً رابطه زوجین در این رابطه غلط است و جامعه هم از توانمندی این افراد محروم می‌شود و این به توسعه کشور لطمه می‌زند. بالای یک‌میلیون و صد هزار ر کودک ازدواج‌کرده در کشور داریم.
رقم هشداردهنده‌ای است درست است؟
کاملاً هشداردهنده است و جامعه باید با این آمار به هوش باشد.
ولی به نظر می‌رسد هنوز جامعه نسبت به آسیب‌های اجتماعی این موضوع حساس نشده است؟ دلیل این بی‌توجهی چیست؟
یک بخش به نگاه دولتمردانمان برمی‌گردد آن‌ها فکر می‌کنند به هر قیمتی ازدواج باید ترویج شود درحالی‌که این فشار حساب‌نشده، خودش آسیب است. بر سر این نگاه باید گفتگو شود چون این سنت خوب هم شرایط خاصی دارد. بخشی به‌واسطه این نگاه علاقه‌مند نیستند به این موضوع پرداخته شود. چون با بررسی بیشتر این موضوع مسائل دیگری مانند فقر، خشونت و آسیب‌های اجتماعی دیگر مانند اعتیاد هم هویدا می‌شود. آن‌قدر در جامعه ما آسیب‌های اجتماعی مختلف وجود دارد که گاه این میانشان گم می‌شود و به‌راحتی گفته می‌شود خب حالا بچه‌ای ازدواج‌کرده است و کسی نانش را می‌دهد یعنی موضوع این‌جوری توجیه می‌شود. بخش زیادی از کودکان این روزها شادی کودکی‌شان را ازدست‌داده‌اند و قربانی می‌شوند.
به نظر می‌رسد قانون هم به این بحث دامن می‌زند سن ازدواج قانونی ۱۳ سال برای دختران و ۱۵ سال برای پسران خود تشدیدکننده این وضعیت نیست؟
بخشی‌اش به متون دینی ما برمی‌گردد قبلاً سن ازدواج ۹ سال بود. سن ازدواج دختران با استنباط علما به ۱۳ سال رسید؛ اما چون ما پیمان‌نامه حقوق کودک را پذیرفته‌ایم و این حکم قانون داخلی ما را دارد می‌توانیم به آن و بخشی از احکام ثانویه خاص استناد کنیم و قانون‌گذاران و علمای ما به آن بپردازند. پس باید در جهت اصلاح قانون اقدام کنیم. البته چیزی که سریع‌تر از قانون هم می‌تواند به رشد این روند یاری کند گواهی رشد است. چون کودکان زیر سیزده سال با گواهی رشد ازدواجشان را ثبت می‌کنند.
گواهی رشد را دادگاه‌ها بر چه اساسی صادر می‌کنند فقط وضعیت جسمانی؟
بله به فیزیک و مسائل جسمانی توجه می‌شود درحالی‌که ازدواج فقط فیزیک نیست چون شخص وارد یک رابطه جدی می‌شود. این گواهی توسط پزشکی قانونی داده می‌شود و حذف آن بسیار مهم است.
اگر منع قانونی گذاشته شود ازدواج‌های بدون ثبت رواج نمی‌یابد؟
آن‌وقت باید به فرهنگ‌سازی فکر کرد و جهت‌گیری به سمت کاهش فقر می‌رود. بحثی که در یونیسف هم برای توسعه یافتن وجود دارد و باید با فقر کودکی مبارزه کرد. مبارزه با فقر موجب کاهش کودک همسری می‌شود. چون تعداد زیادی از این کودکان قربانی فقر اقتصادی هستند. اقدامات فرهنگی و گسترش سوادآموزی هم بسیار به کاهش این روند کمک می‌کند.۲۵ تا ۲۶ درصد کودکان خارج از چرخه تحصیل قرار دارند. حمایت از خانواده‌های فقرا هم بسیار مؤثر است اساس این کار اجتماعی است و ضمن اینکه بحث‌های حقوقی و اطلاع‌رسانی هم مهم است اما اساسی‌تر از این‌ها همان کار اجتماعی است که رسانه‌ها و ان جوی و ها و … می‌توانند در این روند مؤثر باشند.
من با تعدادی از دختران دبیرستانی که ازدواج‌کرده‌اند صحبت کرده‌ام خیلی از آن‌ها معتقدند ازدواج زودهنگام ازاین‌رو مناسب است که آن‌ها به فساد کشیده نمی‌شوند این به‌شدت فقر فرهنگی و ناآگاهی را نمایش می‌دهد حتی در مناطق شهری نظر شما دراین‌باره چیست؟ تبلیغات و گفتگوی زیاد دراین‌باره بسیار اثرگذار بوده است صداوسیمای ایران مروج خشونت است. در چارچوب نظام سلطه این نگاهی مردسالارانه است که ازدواج در سن پایین را تبلیغ می‌کند و معتقد است از فساد جلوگیری می‌کند. این دیدگاه به نفع مردان است.
بین صحبت‌هایتان اشاره کردید که درباره این موضوع خیلی کم تحقیق‌شده است چرا؟
بله خیلی کم. هنوز کودک – همسری مساله جامعه ما نشده است. درحالی‌که موضوع بسیار مهمی است و دلیل دیگر اینکه بسیاری از پژوهش‌ها در ایران به بودجه‌های دولتی وصل‌اند و دولتی‌ها روی این موضوع حساسیت ندارند مثلاً طلاق را خیلی بیشتر آسیب می‌دانند تا ازدواج کودکان، درحالی‌که طلاق را نمی‌توان جز آسیب‌ها دانست حتی به‌نوعی در بعضی‌اوقات رهایی است. به‌جای تأکید بر ازدواج زودهنگام بهتر است بر ازدواج پایدار تأکید کنند. همین‌طور بسیاری از موارد فحشا از دل همین ازدواج‌ها بیرون می‌آیند چون رابطه جنسی در این نوع ازدواج‌ها خود نوعی تجاوز به کودک است.
کودک همسری برای دختران مساله جدی‌تری قلمداد می‌شود؟
از یک‌میلیون و صد هزار ازدواج ثبت‌شده کودکان بخش زیادی یعنی بالای ۹۰ درصد دختران‌اند یعنی ازنظر حجم آماری اساساً دختران موضوع اصلی‌اند. فقط صد هزار نفر پسرند؛ بنابراین ازدواج کودکان مساله ای زنانه است. آسیب‌هایی که به دختران هم می‌رسد بسیار جدی‌تر است، مثلاً یک پسر ۲۰ ساله مطلقه در جامعه ما کمتر آسیب می‌بیند تا یک دختر ۲۰ ساله مطلقه. در جامعه شهری تازه این مشکلات کمتر از جامعه روستایی است. در مناطق حاشیه‌ای خیلی از این دختران همسر دوم و سوم هم می‌شوند مثلاً در سیستان و بلوچستان. درحالی‌که مردان این مسائل را ندارند.
و نکته پایانی؟
خانواده یک واحد اقتصادی و اجتماعی است و کودک- همسران معمولاً کودک والد هم هستند و این هم اثر منفی دیگری است که می‌توانم به آن اشاره‌کنم. چون آن‌ها در تولید ملی نقش ندارند؛ بنابراین از توانمندی بازمی‌مانند و این توزیع نابرابر مدام باز ادامه می‌یابد و چرخه فقر و توزیع نابرابر به کودکان هم منتقل می‌شود. از جنبه اجتماعی هم کودک والد یک انسان رشدنیافته است و نقصان کارکرد دارد و در تربیت یک انسان ناتوان است خیلی وقت‌ها مثال می‌زنند قدیم‌ها این‌طور بود من می‌گویم این ستم موجب شده که از دل آن بسیاری از مشکلات فعلی جامعه ما ایجاد شود جامعه ما این بشود که هست.arton11236