ترجمه گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان در ایران

این مطلب از آن جهت ترجمه شده است و در پایان هم اصل مقاله به زبان اصلی برای مخاطبان قرار داده شده است چرا که پیش از آن در چند مطلب به احتمال شیوع ناقص سازی جنسی زنان در استان خوزستان اشاره شده بود. اگر چه همچنان به طور قطع مشخص نیست که در این منطقه از ایران این عمل صورت نمی گیرد اما خواندن نظرات متفاوت پژوهشگران می تواند راه را برای اتخاذ نتایج نهایی هموار کند.

نویسنده: سوزی لاتام

مطالعه ای به بررسی تاریخی ناقص سازی جنسی زنان در منطقه اهواز (جنوب غربی ایران) می پردازد. از طریق صحبت کردن با زنان مسن، دانشجوی دکترا سوزی لاتام متوجه شد که این عمل در گذشته در این منطقه رایج بوده است اما بدون هرگونه برنامه رسمی به طور کامل از بین رفته است. به علاوه، او متوجه شد که با یک فرم خفیف تر این عمل ادامه پیدا می کند تا زمانی که به طور کامل متوقف شود.

“در مجموع، اطلاعات نشان می دهند که قبل از ۱۹۴۵، همه دختران سراسر اهواز به طور معمول قربانی ناقص سازی درجه دوم جنسی قرار گرفته اند. الگوی برش در میان نسل ها گذار از نوع خفیف برش را پیش از اتمام عمل نشان می دهد که با این شکل نیازی نبوده است که خانواده ها  برای توقف چنین عملی از مراحلی عبور کنند”

لاتام دریافت که در زنان در آغاز دهه ۵۰ میلادی تحت عمل نوع یک ناقص سازی جنسی قرار می گرفتند؛ در حالی که این عمل به طور کامل تا اواسط دهه ۵۰ کاملا متوقف شد.

ریشه دستورالعمل علیه ناقص سازی جنسی زنان: قدرت بالای یک مقام مذهبی

بنا به مصاحبه های او به نظر می رسد که دلایل عدم تداوم این عمل به دخالت های مقامات مذهبی برمی گردد. “تمام زنان دلیل عدم تداوم این عمل را نتیجه یک فتوای مذهبی (حکم اسلامی) می دانستند. برخی هم فقط می دانستند که این عمل حرام است، اما برخی هم می گفتند که یک مقام مذهبی این ممنوعیت را در مسجد اعلام کرده است که این پیام از طریق جامعه مردان به زنان ابلاغ شده است. در شهر شوهرم، بنا به گزارش سه زن مسن، پدر امام حاضر تاکید کرده است که این عمل باید متوقف شود.

لاتام در مقاله خود در مورد چگونگی تصاد یافته های خود با استراتژی های مشترک رایج علیه ناقص سازی جنسی زنان بحث می کند. او در مقاله اش به درستی اشاره دارد که اهمیت احکام دینی توسط سازمان های بین المللی و انجمن های غیردولتی مردم نهاد دست کم گرفته شده است. به نظر او احکام دینی تنها عامل مهم تاثیرگذار در ایران نیستند اما در مناطقی از آفریقا مانند سنگال و سومالی نمونه های بسایر خوبی برای اثبات نظر او هستند. او همچنین پیشنهاد می کند که شاید پذیرش تداوم شیوه های خفیف تر از سمت سازمان های بین المللی راهکار بهتری به سمت توقف این عمل باشد.

این استدلال جالب و کاملا متفاوت است که بیشتر از جانب مدافعان کلینیکی کردن ناقص سازی جنسی زنان برای کاهش آسیب های وخیم این عمل عنوان می شود. لاتام از نوع سنتی این عمل به عنوان نوع کم آسیب تر دفاع نمی کند و اشاره دارد که نوع شیوه های سنتی دقیقا معلوم نیست. او ترویج اشکال خفیف تر را به عنوان یک راهکار در جهت توقف کامل عمل می داند و همچنین بر اهمیت آژانس های محلی تاکید دارد.

به هر حال، پیشنهاد او هنوز به عنوان یک راهکار عمومی رد می شود و در بسیاری از مکان ها قابل اجرا نیست. او به بررسی دقیق تر عواقب کلینیکی کردن ناقص سازی جنسی زنان به ویژه در ایران نپرداخته است اما ظاهرا این شیوه را به جای شیوه های سنتی بیشتر مناسب می داند.

حرکت به سمت شیوه های کم خطرتری که اغلب توسط مدافعان کلینیکی کردن ناقص سازی جنسی زنان پیشنهاد می شود، می تواند اثرات متضادی هم داشته باشد: در این شرایط ناقص سازی جنسی زنان قابل قبول شود و حتی می تواند گسترش یابد. بنابراین توقف آن کمتر مورد پسند خواهد بود. با این وجود، مطالعه لاتام بینش های جدید باارزشی نسبت به موضوع ارائه می دهد.

منبع